✅انقلاب در سه پرده...
در سپتامبر 1916، واسیلی مکلاکُف، سیاستمدار لیبرال، روسیه را با اتومبیلی مقایسه کرد که رانندهاش دیوانه است. مسافران میدانند که با خطر مرگ روبرو هستند، اما از ترس تصادف کسی جرئت ندارد که فرمان اتومبیل را از دست راننده بگیرد. میتوان گفت که انقلاب فوریهی 1917، سرانجام، کوششی نافرجام برای به دست گرفتن فرمان اتومبیل بود. اصلاحطلبان لیبرال امیدوار بودند که انقلاب سیاسی بتواند از وقوع انقلابی اجتماعی و شورشی مدنی جلوگیری کند. در این صورت، روسیه که از سایهی سنگین نظام استبدادی نجات مییافت تا رسیدن به نتیجهای موفقیتآمیز مبارزه میکرد. جمهوری جدید وعدهی حقوق سیاسی برای همه را میداد؛ اقدامات تزویرآمیزِ اصلاحات ارضی را میشد به بعد واگذاشت.
روند حوادث اما اینطور پیش نرفت. در مدت کوتاهی بلشویک ها قدرت را قبضه کردند و با سرعت اتومبیل را به ته دره راندند.
برنامەی صنعتی سازی دهەی سی، بازسازی امپراتوری در دهەی چهل و پیشرفت های فضایی دهەی پنجاە، بی گمان در برابر دهها میلیون کشتەی. جنگ داخلی، قحطی و وحشت بزرگ و جنگ جهانی دوم و بازتولید استبداد در هیاتی مخوف تر، درخشش چندانی ندارند.
می توان تصور کرد اگر فوریه به اکتبر نمی رسید و در مرحلەی اصلاحات دمکراتیک متوقف می ماند، روسیه از خشونت و افراط گری انقلابی و شخم زده شدن تمام ساحت های اجتماعی مصون می ماند. با این فرض امروز کشوری مانند اسپانیا و ایتالیا و یا دستکم جمهوری چک می شد.
در ماه های نخست پس از انقلاب ایران، مهدی بازرگان که از تندروی های غیر عقلانی نیروهای انقلابی به ستوه آمده بود، گفت: ما برای باران دعا می کردیم، سیل آمد!
ایران سال های 56 و 57 هم مانند روسیەی 1916 اتومبیل ترمز بریدەای بود کە کسی از بیم سقوط و تصادف، یارای کنترل آن را نداشت.
دورەی کوتاە نخست وزیری "بختیار - بلزرگان" درست مانند رژیم لیبرال و مشروطە خواە فوریەی روسیە، واپسین تلاش نافرجام برای جلوگیری از تصادف بود.
نکته این جاست که انقلابیون ایرانی بجای تامل در تجربەی روسیە چون سرمشق بە آن می نگریستند! آنان با نوعی گرته برداری مکانیکی بازرگان را کرنسکی ایران می پنداشتند و تکامل انقلاب را در گذار از دولت وی می دانستند.
دلیل اصلی این بود که در آن دوران هنوز ایدەی انقلاب رادیکال اعتبار داشت. می توان تصور کرد: اگر تحولات منجر به دگرگونی سیاسی در ایران بجای سال 1979 در 1989 رخ می داد، بجای انقلاب یحتمل شاهد " اصقلاب " می شدیم.
تحولاتی بنیادی مشابه انقلاب های نرم و مخملین اروپای شرقی که در غیاب ایدەی رادیکال انقلاب با سویەهای ضد امپریالیستی، ضد سرمایه داری و عدالت توزیعی، دنبال اهدافی چون دمکراسی چند حزبی، مشارکت مدنی و حکومت قانون بود.
از این منظر انقلاب ایران بعنوان آخرین انقلاب کلاسیک قرن بیستم که در آخرین سال های عصر سوسیالیسم رخ داد، به لحاظ پارادیم مسلط جهانی دارای قسمی زمان پریشی تاریخی گردید.
چه کودکی انقلاب ایران در دامن گفتمان انقلابی گری و سیاست رادیکال گذشت، اما با رسیدن به زمان نوجوانی وارد دنیایی با دایەهای نامهربان گردید کە بە زبانی دیگر سخن می گفتند و کمتر امکان مفاهمه و درک متقابل میان آنها وجود داشت.
پس از نوامبر 1989 و آغاز عصر پساسوسیالیستی - فروپاشی دیوار برلین - گفتمان نئولیبرالی و چارچوب های هنجاری آن نظیر اولویت اقتصاد بر سیاست، فردگرایی، آزادی و اصلاحات عرصه را بر گفتمان سیاست رادیکال تنگ کرد.
در سال 1350 که اقتصاد ایران رشدی قابل توجه را تجربه می کرد، در سلطنت نشین عمان تنها سه مدرسەی ابتدایی وجود داشت!
سایر شیخ نشین های ساحل جنوبی خلیج فارس نیز در شرف اعلام استقلال بودند و هنوز دولت رسمی محسوب نمی شدند.
از دید مبارزان ضد شاه، عمان بە دلیل داشتن روابط دوستانه با تهران، نمونەی کشوری وابسته و مرتجع بود.
"جبهەی خلق برای آزادی عمان و خلیج اشغالی ع ر ب ی" با پشتیبانی دولت مارکسیست یمن جنوبی، مبارزەای مسلحانە را علیه دولت آغاز کرده بود.
انقلابیون ایرانی، ترقی خواهی جبهەی ظفار را به دلیل پرچمداری رادیکالیسم سیاسی و سیاست هایی چون بسیج زنان در یک جامعەی بە شدت سنت زدە، دارای فضیلتی بی چون و چرا در مقابل ارتجاع عرب متحد آمریکا می دانستند،
جنبش ظفار در سال 1976 با مداخلەی نظامی شاه ایران در هم شکست و عمان از افتادن به دامن انقلابی مارکسیستی - به احتمال زیاد مشابه تحول مارکسیستی یمن جنوبی در سال 1971 - جست.
یحتمل با پیروزی جنبش ظفار، رژیم چپ گرای حاکم بر عمان، در دام قسمی رادیکالیسم مرسوم می افتاد و پس از فروپاشی شوروی، سرنوشتی مشابه یمن منهزم و منقسم امروز پیدا می نمود.
در حالی که امروز عقب ماندەترین کشور دیروز جهان، به لطف ادغام در اقتصاد بین الملل و بهره بردن از مزایای گوناگون آن به نوعی توسعە رسیدە و یکی از مقاصد مهاجرتی همسایگان شدە است.
✍صلاحالدین خدیو
@tarbd
در سپتامبر 1916، واسیلی مکلاکُف، سیاستمدار لیبرال، روسیه را با اتومبیلی مقایسه کرد که رانندهاش دیوانه است. مسافران میدانند که با خطر مرگ روبرو هستند، اما از ترس تصادف کسی جرئت ندارد که فرمان اتومبیل را از دست راننده بگیرد. میتوان گفت که انقلاب فوریهی 1917، سرانجام، کوششی نافرجام برای به دست گرفتن فرمان اتومبیل بود. اصلاحطلبان لیبرال امیدوار بودند که انقلاب سیاسی بتواند از وقوع انقلابی اجتماعی و شورشی مدنی جلوگیری کند. در این صورت، روسیه که از سایهی سنگین نظام استبدادی نجات مییافت تا رسیدن به نتیجهای موفقیتآمیز مبارزه میکرد. جمهوری جدید وعدهی حقوق سیاسی برای همه را میداد؛ اقدامات تزویرآمیزِ اصلاحات ارضی را میشد به بعد واگذاشت.
روند حوادث اما اینطور پیش نرفت. در مدت کوتاهی بلشویک ها قدرت را قبضه کردند و با سرعت اتومبیل را به ته دره راندند.
برنامەی صنعتی سازی دهەی سی، بازسازی امپراتوری در دهەی چهل و پیشرفت های فضایی دهەی پنجاە، بی گمان در برابر دهها میلیون کشتەی. جنگ داخلی، قحطی و وحشت بزرگ و جنگ جهانی دوم و بازتولید استبداد در هیاتی مخوف تر، درخشش چندانی ندارند.
می توان تصور کرد اگر فوریه به اکتبر نمی رسید و در مرحلەی اصلاحات دمکراتیک متوقف می ماند، روسیه از خشونت و افراط گری انقلابی و شخم زده شدن تمام ساحت های اجتماعی مصون می ماند. با این فرض امروز کشوری مانند اسپانیا و ایتالیا و یا دستکم جمهوری چک می شد.
در ماه های نخست پس از انقلاب ایران، مهدی بازرگان که از تندروی های غیر عقلانی نیروهای انقلابی به ستوه آمده بود، گفت: ما برای باران دعا می کردیم، سیل آمد!
ایران سال های 56 و 57 هم مانند روسیەی 1916 اتومبیل ترمز بریدەای بود کە کسی از بیم سقوط و تصادف، یارای کنترل آن را نداشت.
دورەی کوتاە نخست وزیری "بختیار - بلزرگان" درست مانند رژیم لیبرال و مشروطە خواە فوریەی روسیە، واپسین تلاش نافرجام برای جلوگیری از تصادف بود.
نکته این جاست که انقلابیون ایرانی بجای تامل در تجربەی روسیە چون سرمشق بە آن می نگریستند! آنان با نوعی گرته برداری مکانیکی بازرگان را کرنسکی ایران می پنداشتند و تکامل انقلاب را در گذار از دولت وی می دانستند.
دلیل اصلی این بود که در آن دوران هنوز ایدەی انقلاب رادیکال اعتبار داشت. می توان تصور کرد: اگر تحولات منجر به دگرگونی سیاسی در ایران بجای سال 1979 در 1989 رخ می داد، بجای انقلاب یحتمل شاهد " اصقلاب " می شدیم.
تحولاتی بنیادی مشابه انقلاب های نرم و مخملین اروپای شرقی که در غیاب ایدەی رادیکال انقلاب با سویەهای ضد امپریالیستی، ضد سرمایه داری و عدالت توزیعی، دنبال اهدافی چون دمکراسی چند حزبی، مشارکت مدنی و حکومت قانون بود.
از این منظر انقلاب ایران بعنوان آخرین انقلاب کلاسیک قرن بیستم که در آخرین سال های عصر سوسیالیسم رخ داد، به لحاظ پارادیم مسلط جهانی دارای قسمی زمان پریشی تاریخی گردید.
چه کودکی انقلاب ایران در دامن گفتمان انقلابی گری و سیاست رادیکال گذشت، اما با رسیدن به زمان نوجوانی وارد دنیایی با دایەهای نامهربان گردید کە بە زبانی دیگر سخن می گفتند و کمتر امکان مفاهمه و درک متقابل میان آنها وجود داشت.
پس از نوامبر 1989 و آغاز عصر پساسوسیالیستی - فروپاشی دیوار برلین - گفتمان نئولیبرالی و چارچوب های هنجاری آن نظیر اولویت اقتصاد بر سیاست، فردگرایی، آزادی و اصلاحات عرصه را بر گفتمان سیاست رادیکال تنگ کرد.
در سال 1350 که اقتصاد ایران رشدی قابل توجه را تجربه می کرد، در سلطنت نشین عمان تنها سه مدرسەی ابتدایی وجود داشت!
سایر شیخ نشین های ساحل جنوبی خلیج فارس نیز در شرف اعلام استقلال بودند و هنوز دولت رسمی محسوب نمی شدند.
از دید مبارزان ضد شاه، عمان بە دلیل داشتن روابط دوستانه با تهران، نمونەی کشوری وابسته و مرتجع بود.
"جبهەی خلق برای آزادی عمان و خلیج اشغالی ع ر ب ی" با پشتیبانی دولت مارکسیست یمن جنوبی، مبارزەای مسلحانە را علیه دولت آغاز کرده بود.
انقلابیون ایرانی، ترقی خواهی جبهەی ظفار را به دلیل پرچمداری رادیکالیسم سیاسی و سیاست هایی چون بسیج زنان در یک جامعەی بە شدت سنت زدە، دارای فضیلتی بی چون و چرا در مقابل ارتجاع عرب متحد آمریکا می دانستند،
جنبش ظفار در سال 1976 با مداخلەی نظامی شاه ایران در هم شکست و عمان از افتادن به دامن انقلابی مارکسیستی - به احتمال زیاد مشابه تحول مارکسیستی یمن جنوبی در سال 1971 - جست.
یحتمل با پیروزی جنبش ظفار، رژیم چپ گرای حاکم بر عمان، در دام قسمی رادیکالیسم مرسوم می افتاد و پس از فروپاشی شوروی، سرنوشتی مشابه یمن منهزم و منقسم امروز پیدا می نمود.
در حالی که امروز عقب ماندەترین کشور دیروز جهان، به لطف ادغام در اقتصاد بین الملل و بهره بردن از مزایای گوناگون آن به نوعی توسعە رسیدە و یکی از مقاصد مهاجرتی همسایگان شدە است.
✍صلاحالدین خدیو
@tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2👎1
🌲🌲🌲
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
#حافظ
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
#حافظ
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1
✅نخست وزیری که خانه نداشت...
✍ دکتر عباس میلانی
🔹امیر عباس هویدا مردی بود که انقلابیون بعد از اعدام او فهمیدند هیچ اموالی برای مصادره ندارد!
نیمه شبی بود خسته خانه آمد..
لیلا همسرش گفته بود به دلیل خستگی از تشریفات در همه بخش های زندگی خواهان جدایی است.
اشک در چشمانش حلقه بست و سکوت کرد...
دو چمدان کتاب و یک چمدان لباس هایش را بست و به دفتر نخست وزیری نقل مکان کرد..
اتاقی از دفتر نخست وزیری را تا مدتی مسکن خود قرار داد و کرایه آن را از حقوقش پرداخت می کرد...
روزی شاه با او تماس گرفت و پرسید: چه شده که پس از لیلا دفتر نخست وزیری را خانه خود کرده ای و این کرایه دادن بابت چیست ؟؟
هویدا پاسخ داد:
خانه مان را لیلا پیش از عروسی خریده بود.
در واقع من در خانه او زندگی میکردم و اگر به خانه مادرم هم بروم از جدایی ما سخت آزرده خواهد شد.
پس از آن بود که شاه فهمید نخست وزیرش خانه ای از خود ندارد!
دستور داد یکی از کاخ ها را به عنوان محل اقامت ریس دولت "سرای نخست وزیری" کردند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍ دکتر عباس میلانی
🔹امیر عباس هویدا مردی بود که انقلابیون بعد از اعدام او فهمیدند هیچ اموالی برای مصادره ندارد!
نیمه شبی بود خسته خانه آمد..
لیلا همسرش گفته بود به دلیل خستگی از تشریفات در همه بخش های زندگی خواهان جدایی است.
اشک در چشمانش حلقه بست و سکوت کرد...
دو چمدان کتاب و یک چمدان لباس هایش را بست و به دفتر نخست وزیری نقل مکان کرد..
اتاقی از دفتر نخست وزیری را تا مدتی مسکن خود قرار داد و کرایه آن را از حقوقش پرداخت می کرد...
روزی شاه با او تماس گرفت و پرسید: چه شده که پس از لیلا دفتر نخست وزیری را خانه خود کرده ای و این کرایه دادن بابت چیست ؟؟
هویدا پاسخ داد:
خانه مان را لیلا پیش از عروسی خریده بود.
در واقع من در خانه او زندگی میکردم و اگر به خانه مادرم هم بروم از جدایی ما سخت آزرده خواهد شد.
پس از آن بود که شاه فهمید نخست وزیرش خانه ای از خود ندارد!
دستور داد یکی از کاخ ها را به عنوان محل اقامت ریس دولت "سرای نخست وزیری" کردند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤5👎2👍1😢1
✅تنگه شیرز، شگفتی طبیعت در استان لرستان
📸مهدی نور محمدی
#ایران_زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📸مهدی نور محمدی
#ایران_زیبا
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅تهران در دههی چهل...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲
امروز را خوشبخت باش،
همان باش که میخواهی.
اگر دیگران آنرا دوست ندارند؛
بگذار دوست نداشته باشند.
ولی تو همیشه همانی باش
که خودت دوست داری.
خوشبختی یک انتخاب است،
راضی نگه داشتن همه نيست...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
امروز را خوشبخت باش،
همان باش که میخواهی.
اگر دیگران آنرا دوست ندارند؛
بگذار دوست نداشته باشند.
ولی تو همیشه همانی باش
که خودت دوست داری.
خوشبختی یک انتخاب است،
راضی نگه داشتن همه نيست...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
✅فقط ۳ نفر دیگر ظرفیت باقیست...
تور VIP عسلویه + پارسیان + مُکَسَّر
یک جنوب گردی متفاوت به سبک کافه کمپ
👈 برنامه ۳/۵ روزه
حرکت: ۵ عصر جمعه ۲۰ بهمن
برگشت: دوشنبه ۲۳ بهمن آخر شب اصفهان هستیم
(شنبه و یکشنبه تعطیل می باشد)
🏖 ️دو شب اقامت رویایی در دو اقامتگاه بومگردی با دو لوکیشن فوق العاده و ساحل اختصاصی
(اقامت کف خواب)
😍 بازدیدها:
1️⃣ بازدید از سواحل تبن ( پنجره خلیج فارس)
2️⃣ بازدید از گوشکنار( الماس خلیج فارس)
3️⃣ بازدید از آلپی ( اعجاب خلیج فارس)
4️⃣ ️بازدید از ساحل زیبای مُکسر
5️⃣ ️بازدید از گردنه عشاق
6️⃣ ️بازدید از سواحل نایبند و بنود
7️⃣ خرید از بازار عسلویه
8️⃣ بازدید از بندر مقام
🫰خدمات:
🚍 اتوبوس VIP توریستی
🧀 ۳ وعده صبحانه
🥩 ۲ وعده ناهار منو باز
🍟 پذیرایی میز فینگر فود اسپشیال
🧑🌾 لیدر محلی
🧑🎓 لیدر رسمی میراث فرهنگی
📑 بیمه و مجوز رسمی آژانس مسافرتی
🎸 موسیقی محلی زنده
📽 سینما در ساحل اختصاصی
📸 عکاس حرفه ای رایگان
🧘♀️ یوگا در ساحل اختصاصی
⛹️♀️ والیبال ساحلی
🏄♀️ پدل برد و بازیهای آبی(بعهده مسافر)
🏊 شنا و بازی های گروهی
💰ارزش سفر: ۵٫۶۷۰٫۰۰۰ تومان
(اتاق ۲ نفره مبلغ ۲۵۰هزارتومان اضافه میشود)
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
تور VIP عسلویه + پارسیان + مُکَسَّر
یک جنوب گردی متفاوت به سبک کافه کمپ
👈 برنامه ۳/۵ روزه
حرکت: ۵ عصر جمعه ۲۰ بهمن
برگشت: دوشنبه ۲۳ بهمن آخر شب اصفهان هستیم
(شنبه و یکشنبه تعطیل می باشد)
🏖 ️دو شب اقامت رویایی در دو اقامتگاه بومگردی با دو لوکیشن فوق العاده و ساحل اختصاصی
(اقامت کف خواب)
😍 بازدیدها:
1️⃣ بازدید از سواحل تبن ( پنجره خلیج فارس)
2️⃣ بازدید از گوشکنار( الماس خلیج فارس)
3️⃣ بازدید از آلپی ( اعجاب خلیج فارس)
4️⃣ ️بازدید از ساحل زیبای مُکسر
5️⃣ ️بازدید از گردنه عشاق
6️⃣ ️بازدید از سواحل نایبند و بنود
7️⃣ خرید از بازار عسلویه
8️⃣ بازدید از بندر مقام
🫰خدمات:
🚍 اتوبوس VIP توریستی
🧀 ۳ وعده صبحانه
🥩 ۲ وعده ناهار منو باز
🍟 پذیرایی میز فینگر فود اسپشیال
🧑🌾 لیدر محلی
🧑🎓 لیدر رسمی میراث فرهنگی
📑 بیمه و مجوز رسمی آژانس مسافرتی
🎸 موسیقی محلی زنده
📽 سینما در ساحل اختصاصی
📸 عکاس حرفه ای رایگان
🧘♀️ یوگا در ساحل اختصاصی
⛹️♀️ والیبال ساحلی
🏄♀️ پدل برد و بازیهای آبی(بعهده مسافر)
🏊 شنا و بازی های گروهی
💰ارزش سفر: ۵٫۶۷۰٫۰۰۰ تومان
(اتاق ۲ نفره مبلغ ۲۵۰هزارتومان اضافه میشود)
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
❤3👍2👎1
✅ملی شدن شیلات ایران...
۱۲ بهمن ۱۳۳۱ پس از مخالفت #محمد_مصدق با قرارداد ۲۵ ساله «شرکت مختلط ایران و شوروی» برای صید آبزیان آبهای ایران در دریای خزر، مجلس شورای ملی تاسیس #شیلات_ملی_ایران را تصویب کرد و بعد از ۱۵۰ سال واگذاری امتیاز صید آبزیان #خزر به روسیه و شوروی، شیلات شمال ملی شد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۱۲ بهمن ۱۳۳۱ پس از مخالفت #محمد_مصدق با قرارداد ۲۵ ساله «شرکت مختلط ایران و شوروی» برای صید آبزیان آبهای ایران در دریای خزر، مجلس شورای ملی تاسیس #شیلات_ملی_ایران را تصویب کرد و بعد از ۱۵۰ سال واگذاری امتیاز صید آبزیان #خزر به روسیه و شوروی، شیلات شمال ملی شد
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5
✅دسایس نهانی انگلیس و جنایات عریان روس ها در ایران...
🔹نامه های سید حسن تقی زاده...
“نامههایی از تبریز”(۱) نموداری روشن برای تقریر دسایس نهانی انگلیس، و جنایات عریان و بیحدوحساب روسها در ایران، در روزگار عزل، و تبعید محمّدعلیشاه از کشور است.
از آنچه در مطاوی این نامهها مندرج است، عرق شرم بر جبین آدمیت مینشیند. ملّتی مسکین و بینوا به جرم حقستایی، و به گناه مشروطهخواهی، مستحق قتل و چپاول به دست سفّاکان روس میشود.
صفحات ایران، و اوراق عتیق تاریخش در درازنای زمان از این دست قتل و غارتها بارها و بیشماران دیدهاست، امّا آنچه به دست روسها و اذنابشان، و در زیر نگاه انگلیسیان بر مردمان آذربایجان، خصوصاً بر تبریزیان رفتهاست از لونی دیگر بودهاست؛ سربریدن و شقّهکردن، زندهزنده چشمها را درآوردن و زبانها را بریدن، در آب افکندن و به ضرب چماق خفهکردن، مثلهکردن، خانه را با ساکنانش از زن و کودک و خرد و کلان با دینامیت منهدم کردن، لبها را با نخ و سوزن دوختن، گوشها را به دیوار میخکردن، تبعید و بیدرکجا کردن مجاهدان، رشوههای کلان گرفتن برای خلاصی از محبس، و شکنجههای شرمآور، و آنگاه در مطبوعات و جرایدِ مزدورِ وطنی و اجنبی، اینهمه را انکار کردن، و ایرانیان را مقصّرِ ناامنی قلم دادن، از مصادیق همان تعبیر “زخم نهان” است که در کلام حافظ آمدهاست. از قول تقیزاده خطاب به براون بخوانید:«وقتی در کتاب سفید خواندم که قتل اطفال و نسوان را در تبریز انکار کرده، دلم طوری آتش گرفت که از تقریرش عاجزم.»(ص۱۹۰)
سیدحسنتقیزاده در شرح این سفّاکی و سبعیت، بارها اظهار عجز میکند. در این نامهها قلم در دست او میگرید و مینویسد. از لابهلای تعابیر و عبارات او، بوی خون آزادگان و نفیر و نالهٔ مردمان و غبار خانههای خاکستر شدهٔ محلّات تبریز احساس میشود.
البته در میان این خطوط خونآلود، رجزهایی که برخی از مشروطهخواهان در پای دار و در میانهٔ مسلخ و چشمدرچشم میرغضبها میخواندهاند از سطور ماندگار و پرافتخار تاریخ ایران است؛ ضیاءالعلماء، از دانشمندان مشروطهخواه و خوشنام تبریز، وقتی یقین به مرگ میکند این بیت را قلندرانه میخواند:
منصوروار گر بکشندم به پای دار
مردانه جان دهم که جهان پایدار نیست(ص۲۰۹)
تقیزاده در داوری میان روس و انگلیس که میاندار این بازی خونین بودهاند معتقد است«پلتیک انگلیسی، در هیچ موقع در ایران-اگر نه در هر امری- مقاومت با پلتیک روسی نمیکند ... چنانکه بالأخره روسها حرف و مقصود خود را پیش برده و بر کرسی نشاندهاند(ص۱۸۱) به تعبیر همو در این ماجرا«چوب را ایران، گول را انگلیس، پلو را روس خورد والسلام»(ص۱۸۲)ادوارد براون نیز همین عقیده را داشت و «معتقد بود که سیاستگذاری انگلیس در ایران بر پایهٔ ترس از روسیه بنا شدهاست.»(۲)
باری، این زخمهای نهان و این خونجگر-که شرحی پایانناپذیر دارد- از استغنا و از حکمت قادر رَبّ است یا نه، بماند؛ در روایت سرنوشتِ پرآبِ چشمِ ایران، همدل و همنفس با تقیزاده بدین رباعی خیّام مترنّم باید بود:
در دائرهٔ وجود دیر آمدهایم
وز پایهٔ برترین به زیر آمدهایم
چون عمر نه بر مراد ما میگذرد
ایکاش سرآمدی که سیر آمدهایم(ص۱۸۳)
۱.نوشتهٔ ادوارد براون، ترجمهٔ حسنجوادی، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۸۷. این کتاب مشتمل است بر دوازدهنامه از سیّدحسنتقیزاده به ادوارد براون و علّامهقزوینی، و تعدادی نامه و یادداشت دیگر. بخشی از اسناد ادوارد براون در نگارش کتاب”انقلاب ایران” نامههایی از تقیزاده بودهاست. در یادداشت بعدی به این تألیف براون خواهم پرداخت.
۲.یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمهٔ مانی صالحیعلّامه، نشر اختران، تهران، ۱۴۰۲، مقدّمهٔ دنیسن راس،ص۱۶
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹نامه های سید حسن تقی زاده...
“نامههایی از تبریز”(۱) نموداری روشن برای تقریر دسایس نهانی انگلیس، و جنایات عریان و بیحدوحساب روسها در ایران، در روزگار عزل، و تبعید محمّدعلیشاه از کشور است.
از آنچه در مطاوی این نامهها مندرج است، عرق شرم بر جبین آدمیت مینشیند. ملّتی مسکین و بینوا به جرم حقستایی، و به گناه مشروطهخواهی، مستحق قتل و چپاول به دست سفّاکان روس میشود.
صفحات ایران، و اوراق عتیق تاریخش در درازنای زمان از این دست قتل و غارتها بارها و بیشماران دیدهاست، امّا آنچه به دست روسها و اذنابشان، و در زیر نگاه انگلیسیان بر مردمان آذربایجان، خصوصاً بر تبریزیان رفتهاست از لونی دیگر بودهاست؛ سربریدن و شقّهکردن، زندهزنده چشمها را درآوردن و زبانها را بریدن، در آب افکندن و به ضرب چماق خفهکردن، مثلهکردن، خانه را با ساکنانش از زن و کودک و خرد و کلان با دینامیت منهدم کردن، لبها را با نخ و سوزن دوختن، گوشها را به دیوار میخکردن، تبعید و بیدرکجا کردن مجاهدان، رشوههای کلان گرفتن برای خلاصی از محبس، و شکنجههای شرمآور، و آنگاه در مطبوعات و جرایدِ مزدورِ وطنی و اجنبی، اینهمه را انکار کردن، و ایرانیان را مقصّرِ ناامنی قلم دادن، از مصادیق همان تعبیر “زخم نهان” است که در کلام حافظ آمدهاست. از قول تقیزاده خطاب به براون بخوانید:«وقتی در کتاب سفید خواندم که قتل اطفال و نسوان را در تبریز انکار کرده، دلم طوری آتش گرفت که از تقریرش عاجزم.»(ص۱۹۰)
سیدحسنتقیزاده در شرح این سفّاکی و سبعیت، بارها اظهار عجز میکند. در این نامهها قلم در دست او میگرید و مینویسد. از لابهلای تعابیر و عبارات او، بوی خون آزادگان و نفیر و نالهٔ مردمان و غبار خانههای خاکستر شدهٔ محلّات تبریز احساس میشود.
البته در میان این خطوط خونآلود، رجزهایی که برخی از مشروطهخواهان در پای دار و در میانهٔ مسلخ و چشمدرچشم میرغضبها میخواندهاند از سطور ماندگار و پرافتخار تاریخ ایران است؛ ضیاءالعلماء، از دانشمندان مشروطهخواه و خوشنام تبریز، وقتی یقین به مرگ میکند این بیت را قلندرانه میخواند:
منصوروار گر بکشندم به پای دار
مردانه جان دهم که جهان پایدار نیست(ص۲۰۹)
تقیزاده در داوری میان روس و انگلیس که میاندار این بازی خونین بودهاند معتقد است«پلتیک انگلیسی، در هیچ موقع در ایران-اگر نه در هر امری- مقاومت با پلتیک روسی نمیکند ... چنانکه بالأخره روسها حرف و مقصود خود را پیش برده و بر کرسی نشاندهاند(ص۱۸۱) به تعبیر همو در این ماجرا«چوب را ایران، گول را انگلیس، پلو را روس خورد والسلام»(ص۱۸۲)ادوارد براون نیز همین عقیده را داشت و «معتقد بود که سیاستگذاری انگلیس در ایران بر پایهٔ ترس از روسیه بنا شدهاست.»(۲)
باری، این زخمهای نهان و این خونجگر-که شرحی پایانناپذیر دارد- از استغنا و از حکمت قادر رَبّ است یا نه، بماند؛ در روایت سرنوشتِ پرآبِ چشمِ ایران، همدل و همنفس با تقیزاده بدین رباعی خیّام مترنّم باید بود:
در دائرهٔ وجود دیر آمدهایم
وز پایهٔ برترین به زیر آمدهایم
چون عمر نه بر مراد ما میگذرد
ایکاش سرآمدی که سیر آمدهایم(ص۱۸۳)
۱.نوشتهٔ ادوارد براون، ترجمهٔ حسنجوادی، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۸۷. این کتاب مشتمل است بر دوازدهنامه از سیّدحسنتقیزاده به ادوارد براون و علّامهقزوینی، و تعدادی نامه و یادداشت دیگر. بخشی از اسناد ادوارد براون در نگارش کتاب”انقلاب ایران” نامههایی از تقیزاده بودهاست. در یادداشت بعدی به این تألیف براون خواهم پرداخت.
۲.یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمهٔ مانی صالحیعلّامه، نشر اختران، تهران، ۱۴۰۲، مقدّمهٔ دنیسن راس،ص۱۶
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2👎1
تصویری تاریخی از اطلاعیه حزب کمونیست توده در حمایت از شیخ صادق خلخالی
در انتخابات مجلس خبرگان !!
شرکت کمونیستهای طرفدار روسیه در انتخابات مجلس خبرگان، دست کم به چند معنی زیر است:
۱-رای آری دادن به جمهوری اسلامی.
۲-رای مثبت به قانون اساسی جمهوری اسلامی.
۳-موافقت با اصل ولایت فقیه
۴-پذیرش مجلسی به نام خبرگان برای تعیین رهبر جمهوری اسلامی
۵-پذیرش وجود فردی به نام رهبر
جالب و خنده دار اینجاست که همین آقایان کمونیست که بی دین و بی خدا بودند و به نظام اسلامی رای دادند..
اما امروز و پس از چهار دهه می گویند که شاه به درستی می گفت که مخالفینش مارکسیست های اسلامگرا هستند و انقلاب سال 57 را آنها انجام دادند ، ولی توسط روحانیون از ما کمونیستها دزدیده شد!!!
📚#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در انتخابات مجلس خبرگان !!
شرکت کمونیستهای طرفدار روسیه در انتخابات مجلس خبرگان، دست کم به چند معنی زیر است:
۱-رای آری دادن به جمهوری اسلامی.
۲-رای مثبت به قانون اساسی جمهوری اسلامی.
۳-موافقت با اصل ولایت فقیه
۴-پذیرش مجلسی به نام خبرگان برای تعیین رهبر جمهوری اسلامی
۵-پذیرش وجود فردی به نام رهبر
جالب و خنده دار اینجاست که همین آقایان کمونیست که بی دین و بی خدا بودند و به نظام اسلامی رای دادند..
اما امروز و پس از چهار دهه می گویند که شاه به درستی می گفت که مخالفینش مارکسیست های اسلامگرا هستند و انقلاب سال 57 را آنها انجام دادند ، ولی توسط روحانیون از ما کمونیستها دزدیده شد!!!
📚#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅نخستین انسانی که وارد جزیره قشم شد.
🔺یک ایرانی مهاجر با نام بوخشَ در اسناد یونانی روایت می کند، مردی پارسی با نام "اَریه رَث" نزدیک دریا و در سرزمین خشکی ( محدودهی بندر پهل ) زندگی میکرد، شیران به گله اسب های او حمله می کنند
اسب ها به دریا فرار می کنند و به جزیره ای که امروز قشم (محدودهی بندر لافت) می نامیم می رسند و اریه رث با ساختن کلکی ( قایق چوبی ) به دنبال آنان می رود و دیگر مردم را هم به جزیره دعوت می کند.
او در اسناد با نام «شاه» خوانده می شود.
/برگرفته شده از مقاله نام های ایرانی دریاهای جنوب ایران ، نوشته روزبه زرین کوب
👈این ویدیو با هوش مصنوعی درست شده
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔺یک ایرانی مهاجر با نام بوخشَ در اسناد یونانی روایت می کند، مردی پارسی با نام "اَریه رَث" نزدیک دریا و در سرزمین خشکی ( محدودهی بندر پهل ) زندگی میکرد، شیران به گله اسب های او حمله می کنند
اسب ها به دریا فرار می کنند و به جزیره ای که امروز قشم (محدودهی بندر لافت) می نامیم می رسند و اریه رث با ساختن کلکی ( قایق چوبی ) به دنبال آنان می رود و دیگر مردم را هم به جزیره دعوت می کند.
او در اسناد با نام «شاه» خوانده می شود.
/برگرفته شده از مقاله نام های ایرانی دریاهای جنوب ایران ، نوشته روزبه زرین کوب
👈این ویدیو با هوش مصنوعی درست شده
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5❤3
🌲🌲🌲
✅انجمن و گروه تاریخ معلمان اصفهان با همکاری مرکز تحقیقات معلمان اصفهان برگزار می کند:
🔹نشست چهاردهم...
🔹 ایران به روایت شاهنامه:
"نبرد مازندران و آغاز هفت خوان رستم"
🔹چهارشنبه ۱۸ بهمن - ساعت ۱۶
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه دوم..
🔹حضور برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
✅انجمن و گروه تاریخ معلمان اصفهان با همکاری مرکز تحقیقات معلمان اصفهان برگزار می کند:
🔹نشست چهاردهم...
🔹 ایران به روایت شاهنامه:
"نبرد مازندران و آغاز هفت خوان رستم"
🔹چهارشنبه ۱۸ بهمن - ساعت ۱۶
🔹خ شمس آبادی، مرکز تحقیقات معلمان
📌📌📌طبقه دوم..
🔹حضور برای عموم آزاد است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
👏3👎1
🌲🌲🌲
کشیشان میگویند:
بزرگترین نعمتی که خداوند داده، عقل است
اما هر چه میخواهید بپرسید از ما بپرسید!
پس عقل به چه درد میخورد ؟!
آیا فقط باید سنگینی آن را تحمل کنیم؟!
#گالیله
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کشیشان میگویند:
بزرگترین نعمتی که خداوند داده، عقل است
اما هر چه میخواهید بپرسید از ما بپرسید!
پس عقل به چه درد میخورد ؟!
آیا فقط باید سنگینی آن را تحمل کنیم؟!
#گالیله
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6
✅چرا دولت ها سعی می کنند بدنام ترین افراد را به مجلس بفرستند؟!!!
🔹برگرفته از کتاب نفیس و تاریخی:«مقالات سید حسن تقیزاده » ( جلد ۱۸، صفحه ۴۹۹)
« من عقیده دارم کسانی که بر مردم حکومت میکنند باید راهی پیدا کنند تا وضع موجود به انقلاب منجر نشود.
وقتی نارضایتی به شدت خود رسید زمینه برای انقلاب آماده میگردد و آنوقت خشک و تر با هم خواهند سوخت.
اصولاً چه مانعی دارد که حق قانونی مردم را امروز با خوشروئی و با کمال میل به دست آنها بدهند تا مجبور نشوند که فردا آن را به زور از کف بدهند.
مگر انتخابات دوره اول و دوم مجلس شورای ملی که رأی دهندگان آن از حق خود استفاده کردند و وکلای برگزیده خود را به مجلس فرستادند چه عیب داشت که امروز از انجام انتخابی مشابه آن جلوگیری میکنند.
مگر مجلس سنای دوم که خود من رئیس آن بودم و در آن کوچکترین تقلبی نشد و فقط دولت مانند ناظر بر آن نگاه میکرد چه عیب داشت؟
اینکه میگویم دولت وقت در آن موقع فقط ناظر انتخابات بود سخن گزافی نگفتهام.
در تمام ممالک دنیا دولتها فقط ناظر بیطرف انتخابات هستند و هیچ نقش دیگر ندارند.
مثلاً وقتی در انگلستان انتخابات شروع میشود نخستوزیر فقط مانند یک متصدی در رأس امور مملکتی باقی میماند و تمام دستگاههای تبلیغاتی از رادیو گرفته تا غیره به طور متساوی در اختیار احزاب قرار میگیرد تا از آن استفاده کنند ..
ولی در ایران نه دولت کنار میرود و نه اینکه دستگاههای تبلیغاتی را در اختیار مردم میگذارند.
هر دولتی که سرکار است برای خود تبلیغ میکند و مخالف خود را میکوبد و اگر احیاناً مخالف صدایش درآمد به او هزار وصله ناجور میبندند.
در قدیم بهائیگری را برای کوبیدن به کار میبردند و امروز تا کسی حق خود را خواست میگویند دین و ایمان ندارد.
انتخابات دوره دوم مجلس سنا که بنده هم رئیس آن بودم کاملاً آزاد بود.
در واقع آن مجلس چه ترسی داشت و چه نتیجه سوء و خطرناکی از آن گرفتند که امروز تا این درجه از دادن آزادی در امر انتخابات میترسند؟
من از شما میپرسم اگر انتخابات در یک مملکتی آزاد نباشد پس به چه درد میخورد؟
اگر احتیاجی و نیازی به این مشروطه نیست چه لزومی داشت استبداد گذشته را به هم بزنیم و در راه استقرار مشروطیت آن همه کشته بدهیم؟
میگویند اگر انتخابات آزاد باشد جبهه ملی یا دیگران اکثریت خواهند آورد.
اگر کسی رأی طبیعی داشته باشد چه لزومی دارد که نگذارند به مجلس برود؟
مسئله این است که نمیدانیم چرا همه دولتها سعی میکنند که بدنامترین و منفورترین افراد را به نام نماینده ملت به مجلس بفرستند.
برای نمونه باید بگویم که در یکی از ادوار گذشته، حکومت وقت، تلگرافی به یکی از شهرستانها کرد و از فرماندار پرسید که چند نفر در آن شهرستان خود را کاندیدای نمایندگی کردهاند؟
شنید هشت نفر.
باز پرسید چند نفر زمینه دارند و چند نفر ندارند؟
در جواب آن تلگرافی آمد که چهار نفر دارند و چهار نفر ندارند.
این نکته بسیار ناراحت کننده است که باز پرسید چند نفر از آنها خوشنام هستند و چند نفر بدنام؟
معلوم شد که دو نفر از آنها خوشنام هستند و دو نفر بدنام.
میدانید چه دستوری صادر شد؟
دستور این بود که یکی از آن دو نفر بدنام را از صندوق درآورید.
اصلاً مثل این است که تعمدی برای انتصاب نابابترین و معلومالحالترین افراد وجود دارد.
تا خود ملت اراده نکند هیچوقت آزادی و مشروطیت در مملکتی مستقر نمیشود.
تا مردمی نخواهند هیچوقت دولتی نمیتواند حق مسلم ایشان را غصب و انتصابات مضحکی به نام انتخابات انجام دهد.
به نظر من باید ملت زور داشته باشد و قدرت به کار ببرد و بخواهد تا حق قانونی خود را به دست آورد و گرنه تا قیام قیامت بر این چشمه، همان آب روانست که بود.»
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
🔹برگرفته از کتاب نفیس و تاریخی:«مقالات سید حسن تقیزاده » ( جلد ۱۸، صفحه ۴۹۹)
« من عقیده دارم کسانی که بر مردم حکومت میکنند باید راهی پیدا کنند تا وضع موجود به انقلاب منجر نشود.
وقتی نارضایتی به شدت خود رسید زمینه برای انقلاب آماده میگردد و آنوقت خشک و تر با هم خواهند سوخت.
اصولاً چه مانعی دارد که حق قانونی مردم را امروز با خوشروئی و با کمال میل به دست آنها بدهند تا مجبور نشوند که فردا آن را به زور از کف بدهند.
مگر انتخابات دوره اول و دوم مجلس شورای ملی که رأی دهندگان آن از حق خود استفاده کردند و وکلای برگزیده خود را به مجلس فرستادند چه عیب داشت که امروز از انجام انتخابی مشابه آن جلوگیری میکنند.
مگر مجلس سنای دوم که خود من رئیس آن بودم و در آن کوچکترین تقلبی نشد و فقط دولت مانند ناظر بر آن نگاه میکرد چه عیب داشت؟
اینکه میگویم دولت وقت در آن موقع فقط ناظر انتخابات بود سخن گزافی نگفتهام.
در تمام ممالک دنیا دولتها فقط ناظر بیطرف انتخابات هستند و هیچ نقش دیگر ندارند.
مثلاً وقتی در انگلستان انتخابات شروع میشود نخستوزیر فقط مانند یک متصدی در رأس امور مملکتی باقی میماند و تمام دستگاههای تبلیغاتی از رادیو گرفته تا غیره به طور متساوی در اختیار احزاب قرار میگیرد تا از آن استفاده کنند ..
ولی در ایران نه دولت کنار میرود و نه اینکه دستگاههای تبلیغاتی را در اختیار مردم میگذارند.
هر دولتی که سرکار است برای خود تبلیغ میکند و مخالف خود را میکوبد و اگر احیاناً مخالف صدایش درآمد به او هزار وصله ناجور میبندند.
در قدیم بهائیگری را برای کوبیدن به کار میبردند و امروز تا کسی حق خود را خواست میگویند دین و ایمان ندارد.
انتخابات دوره دوم مجلس سنا که بنده هم رئیس آن بودم کاملاً آزاد بود.
در واقع آن مجلس چه ترسی داشت و چه نتیجه سوء و خطرناکی از آن گرفتند که امروز تا این درجه از دادن آزادی در امر انتخابات میترسند؟
من از شما میپرسم اگر انتخابات در یک مملکتی آزاد نباشد پس به چه درد میخورد؟
اگر احتیاجی و نیازی به این مشروطه نیست چه لزومی داشت استبداد گذشته را به هم بزنیم و در راه استقرار مشروطیت آن همه کشته بدهیم؟
میگویند اگر انتخابات آزاد باشد جبهه ملی یا دیگران اکثریت خواهند آورد.
اگر کسی رأی طبیعی داشته باشد چه لزومی دارد که نگذارند به مجلس برود؟
مسئله این است که نمیدانیم چرا همه دولتها سعی میکنند که بدنامترین و منفورترین افراد را به نام نماینده ملت به مجلس بفرستند.
برای نمونه باید بگویم که در یکی از ادوار گذشته، حکومت وقت، تلگرافی به یکی از شهرستانها کرد و از فرماندار پرسید که چند نفر در آن شهرستان خود را کاندیدای نمایندگی کردهاند؟
شنید هشت نفر.
باز پرسید چند نفر زمینه دارند و چند نفر ندارند؟
در جواب آن تلگرافی آمد که چهار نفر دارند و چهار نفر ندارند.
این نکته بسیار ناراحت کننده است که باز پرسید چند نفر از آنها خوشنام هستند و چند نفر بدنام؟
معلوم شد که دو نفر از آنها خوشنام هستند و دو نفر بدنام.
میدانید چه دستوری صادر شد؟
دستور این بود که یکی از آن دو نفر بدنام را از صندوق درآورید.
اصلاً مثل این است که تعمدی برای انتصاب نابابترین و معلومالحالترین افراد وجود دارد.
تا خود ملت اراده نکند هیچوقت آزادی و مشروطیت در مملکتی مستقر نمیشود.
تا مردمی نخواهند هیچوقت دولتی نمیتواند حق مسلم ایشان را غصب و انتصابات مضحکی به نام انتخابات انجام دهد.
به نظر من باید ملت زور داشته باشد و قدرت به کار ببرد و بخواهد تا حق قانونی خود را به دست آورد و گرنه تا قیام قیامت بر این چشمه، همان آب روانست که بود.»
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍5
🌲🌲🌲
عقل ما تفاوت گفتار هاست،
تاریخ ما تفاوت زمـانهـاست،
و خـودمـان تـفـاوت نـقـابهـا ...
#میشل_فوکو
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
عقل ما تفاوت گفتار هاست،
تاریخ ما تفاوت زمـانهـاست،
و خـودمـان تـفـاوت نـقـابهـا ...
#میشل_فوکو
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
✅آخرین بازمانده نسل طلائی...
⭕️به مناسبت درگذشت سرتیپ غضنفر آذرفر، فرمانده پیشین لشگر ۶۴ .
🔺آقای آذرفر که سه روز پیش در ۸۴ سالگی درگذشت، متولد ۱۳۱۸ در نزدیکی الیگودرز لرستان و از استادان تکاوری در ارتش شاهنشاهی بود که پیش از انقلاب ۵۷ مربی بسیاری از سربازان دوره رنجر (کلاهسبزها) بود. اما چیزی که نام او را در جریان جنگ ایران و عراق برجسته کرد، فرماندهی عملیات موفق کربلای ۷ در منطقه حاج عمران در کوهستانهای استراتژیک اربیل عراق در اسفند ۶۵ و زمانی بود که فشارها برای «انحلال ارتش و ادغام آن در سپاه» شدت یافته بود.
🔺در مراسم نکوداشت او که پیش از مرگش برگزار شده بود، بعضی از شاگردان او در ارتش به روحیه سربازی و ایراندوستی او در کنار دوری کردنش از پست و مقام و ارتقا درجه اشاره کرده بودند؛ مواردی که پس از درگذشت او در شبکههای اجتماعی مورد اشاره گروهی از کاربران قرار گرفته است و بعضی او را از آخرین بازماندههای «نسل طلایی تربیتشده در ارتش شاهنشاهی» میدانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
⭕️به مناسبت درگذشت سرتیپ غضنفر آذرفر، فرمانده پیشین لشگر ۶۴ .
🔺آقای آذرفر که سه روز پیش در ۸۴ سالگی درگذشت، متولد ۱۳۱۸ در نزدیکی الیگودرز لرستان و از استادان تکاوری در ارتش شاهنشاهی بود که پیش از انقلاب ۵۷ مربی بسیاری از سربازان دوره رنجر (کلاهسبزها) بود. اما چیزی که نام او را در جریان جنگ ایران و عراق برجسته کرد، فرماندهی عملیات موفق کربلای ۷ در منطقه حاج عمران در کوهستانهای استراتژیک اربیل عراق در اسفند ۶۵ و زمانی بود که فشارها برای «انحلال ارتش و ادغام آن در سپاه» شدت یافته بود.
🔺در مراسم نکوداشت او که پیش از مرگش برگزار شده بود، بعضی از شاگردان او در ارتش به روحیه سربازی و ایراندوستی او در کنار دوری کردنش از پست و مقام و ارتقا درجه اشاره کرده بودند؛ مواردی که پس از درگذشت او در شبکههای اجتماعی مورد اشاره گروهی از کاربران قرار گرفته است و بعضی او را از آخرین بازماندههای «نسل طلایی تربیتشده در ارتش شاهنشاهی» میدانند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3🕊2