🌲🌲🌲🌲🌲
لطيف باش...
اجازه نده اين دنيا دلت را
خشن كند،
نگذار درد در وجودت نفرت
ايجاد كند،
اجازه نده تلخى ها
شيرينى وجودت را بدزدند....
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
لطيف باش...
اجازه نده اين دنيا دلت را
خشن كند،
نگذار درد در وجودت نفرت
ايجاد كند،
اجازه نده تلخى ها
شيرينى وجودت را بدزدند....
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅کتاب فارسی سال اول دبیرستان چاپ ۱۳۱۶...
به اسامی استادان ادبیاتی که کتاب را تالیف کرده اند ، دقت کنید.
📌دانشگاه تهران از بهار و بدیع الزمان تا حدادیان....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
به اسامی استادان ادبیاتی که کتاب را تالیف کرده اند ، دقت کنید.
📌دانشگاه تهران از بهار و بدیع الزمان تا حدادیان....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢2
✅گذار به الهیات سیاسی دموکراتیک (١)
✍دکترعلی میرموسوی
مشروطیت نخستین فصل تجدد ایرانی است که بر پایه آگاهیها و مفاهیم نوین راه یافته به ذهنیت ایرانی پدیدار شد. در پرتو این آگاهیهای نوآیین نظام دانایی سنتی شکاف برداشت و هندسه معرفتی آن دگرگون و سنت دچار بحران شد. افزون بر این حکمرانی سنتی که در چارچوب الهیات سیاسی سنتی مشروعیت مییافت با چالش و بحران روبهرو شد و گذار به آن ضرورت یافت. در واکنش به این بحران، گروهی همچنان بر حفظ سنت و الگوی سنتی حکمرانی اصرار داشتند. در برابر گروهی دیگر به ضرورت بازسازی آن پی بردند و کوشیدند تا بر پایه امکانات درونی به بازسازی آن بپردازند،که در پرتو کوشش آنها جریان نواندیشی دینی شکل گرفت. بههرحال پرسش این است که مشروطیت چه تحولی در الهیات سیاسی شیعه پدید آورد؟
در پاسخ میتوان ادعا کرد مشروطیت با نقد وجوه اقتدارگرایانه اندیشه سیاسی شیعه زمینه گذار به الهیات سیاسی دموکراتیک را فراهم کرد.
تشیع بر پایه نوعی اعتراض بهشیوه جانشینی پیامبر(ص) شکل گرفت که بر آموزه شایستهسالاری و حکمرانی عادلانه استوار بود.
امام علی(ع) در نقد تصمیمی که در سقیفه گرفته شده بود، نه بر نصب خویش از ناحیه پیامبر(ص)، بلکه بر شایستهتربودن خویش برای جانشینی وی تاکید کرد. همچنین او عدالت را بهعنوان اصل بنیادین و مشروعیت بخش به حکومت طرح کرد و در طول دوران کوتاه زمامداری خویش برتحقق آن اصرار ورزید. امام صادق(ع) برپایه این اصل، ولایت را به دو نوع عادلانه و جائرانه تقسیم کرد و همکاری با ولایت عادلانه را ازاینرو روا دانست که «در پرتو زمامداری او و كارگزارانش هرگونه حق و عدلی زنده و هرگونه ستم و فساد میمیرد.» حالآنکه در حکومت جوری «حق بكلی پايمال و باطل زنده میشود و ستم و جوروفساد پديدار و كتابها[ی الهی] ابطال و پيامبران و مومنان كشته و مساجد ويران و سنت و شريعت خدا دگرگون میشود.»
الهیات سیاسی شیعه بر این اساس حکومت در نبود امام معصوم را جوری تلقی میکرد و با نگرشی سلبی به آن مینگریست؛ اما ساخت اقتدارگرایانه قدرت بهتدریج زمینه چرخش بهسوی مشروعیتبخشی به آن را در اندیشه سیاسی شیعه پدید آورد و تفسیری از آموزه امامت را تقویت کرد که به توجیه این شکل از ساختار قدرت کمک کند. بر پایه این تفسیر فقیهان بهعنوان جانشینان امام معصوم و مفسران شایسته شریعت از مرجعیت در حوزه عمومی برخوردار و برای رسمیتبخشیدن به نظام سلطانی صاحب اذن شناخته شدند. پادشاهان صفوی در سایه پیوند با فقیهان و دریافت اجازه از ایشان، مشروعیت یافتند و بر اساس آن نظریه سلطنت مشروعه در اندیشه سیاسی شیعه شکل گرفت. این نظریه بر نوعی دریافت شرعی از سیاست استوار بود که سیاست را در خدمت شریعت قرار میداد و قانون را به آن منحصر میدانست و بر یگانگی آن با شریعت تاکید میکرد. این الگو البته بر تفکیک بین حوزه شرع و عرف استوار بود و اقتدار مطلق شاه و سلطان را در حوزه عرف به رسمیت میشناخت.
گفتمان مشروطیت که حکومت قانون دال مرکزی آن بود، در بستری پدیدار شد که الهیات سیاسی با ویژگی بیان شده یکی از زمینههای ایدئولوژیک آن را شکل میداد. حکومت قانون بر اصل محدودیت قدرت سیاسی استوار و با هرنوع برداشت مطلقه از آن ناسازگار است. پیش فرض این اصل تقدسزدایی از قدرت سیاسی و پذیرش این است که قدرت سیاسی در معرض خطا، فساد و سوء استفاده بهسود دارندگان آن است. با گسترش گفتمان مشروطه این اصل به الهیات سیاسی شیعه وارد شد و فقیهان مشروطه خواه به روشنی از آن دفاع کردند. نایینی بر این اساس ولایت در حوزه سیاست را از سنخ ولایت در باب «وقف» و ماهیت آن را «امانت» دانست. از نظر وی امانت در معرض تعدی و تجاوز است، ازاینرو برای جلوگیری از تجاوز به آن نیاز حکومت به مهار و محدودیت نیاز دارد. این برداشت او را بهسوی تفسیری دموکراتیک از «ولایت» و «عصمت» واداشت؛ دومفهومی که جایگاهی بنیادین در الهیات سیاسی شیعه داشتند.
نایینی با استعاره از فقه و تقسیمبندی دوگانه حکومت به دوگونه ولایتیه و تملیکیه، نظام مشروطه را از سنخ ولایتیه و نظام استبدادی را از سنخ تملیکیه دانست. از نظر وی در نوع ولایتیه قلمرو اقتدار حکومت به انجام وظایف اصلی؛ یعنی تامین مصالح عمومی و دفاع از کشور در برابر تجاوز بیگانگان، محدود میشود. در این نوع حکومت، مصالح نوعیه و حقوق مشترکه اولویت مییابد و بر اساس آن مردم از حق تعیین سرنوشت برخوردار میشوند. در برابر در نوع دوم رابطه حاکمان و مردم، مالکانه و اربابانه است و بیهیچ قیدوشرطی بهشکلی مطلق بر آنان اعمال قدرت میکنند. از نظر نایینی حکومت در عصر حضور و غیبت ازایننظر تفاوتی ندارد و دامنه ولایت سیاسی پیامبر و امامان محدود به انجام وظایف بوده است، از این رو مشروطه به شمار میرود.
@tarbd
✍دکترعلی میرموسوی
مشروطیت نخستین فصل تجدد ایرانی است که بر پایه آگاهیها و مفاهیم نوین راه یافته به ذهنیت ایرانی پدیدار شد. در پرتو این آگاهیهای نوآیین نظام دانایی سنتی شکاف برداشت و هندسه معرفتی آن دگرگون و سنت دچار بحران شد. افزون بر این حکمرانی سنتی که در چارچوب الهیات سیاسی سنتی مشروعیت مییافت با چالش و بحران روبهرو شد و گذار به آن ضرورت یافت. در واکنش به این بحران، گروهی همچنان بر حفظ سنت و الگوی سنتی حکمرانی اصرار داشتند. در برابر گروهی دیگر به ضرورت بازسازی آن پی بردند و کوشیدند تا بر پایه امکانات درونی به بازسازی آن بپردازند،که در پرتو کوشش آنها جریان نواندیشی دینی شکل گرفت. بههرحال پرسش این است که مشروطیت چه تحولی در الهیات سیاسی شیعه پدید آورد؟
در پاسخ میتوان ادعا کرد مشروطیت با نقد وجوه اقتدارگرایانه اندیشه سیاسی شیعه زمینه گذار به الهیات سیاسی دموکراتیک را فراهم کرد.
تشیع بر پایه نوعی اعتراض بهشیوه جانشینی پیامبر(ص) شکل گرفت که بر آموزه شایستهسالاری و حکمرانی عادلانه استوار بود.
امام علی(ع) در نقد تصمیمی که در سقیفه گرفته شده بود، نه بر نصب خویش از ناحیه پیامبر(ص)، بلکه بر شایستهتربودن خویش برای جانشینی وی تاکید کرد. همچنین او عدالت را بهعنوان اصل بنیادین و مشروعیت بخش به حکومت طرح کرد و در طول دوران کوتاه زمامداری خویش برتحقق آن اصرار ورزید. امام صادق(ع) برپایه این اصل، ولایت را به دو نوع عادلانه و جائرانه تقسیم کرد و همکاری با ولایت عادلانه را ازاینرو روا دانست که «در پرتو زمامداری او و كارگزارانش هرگونه حق و عدلی زنده و هرگونه ستم و فساد میمیرد.» حالآنکه در حکومت جوری «حق بكلی پايمال و باطل زنده میشود و ستم و جوروفساد پديدار و كتابها[ی الهی] ابطال و پيامبران و مومنان كشته و مساجد ويران و سنت و شريعت خدا دگرگون میشود.»
الهیات سیاسی شیعه بر این اساس حکومت در نبود امام معصوم را جوری تلقی میکرد و با نگرشی سلبی به آن مینگریست؛ اما ساخت اقتدارگرایانه قدرت بهتدریج زمینه چرخش بهسوی مشروعیتبخشی به آن را در اندیشه سیاسی شیعه پدید آورد و تفسیری از آموزه امامت را تقویت کرد که به توجیه این شکل از ساختار قدرت کمک کند. بر پایه این تفسیر فقیهان بهعنوان جانشینان امام معصوم و مفسران شایسته شریعت از مرجعیت در حوزه عمومی برخوردار و برای رسمیتبخشیدن به نظام سلطانی صاحب اذن شناخته شدند. پادشاهان صفوی در سایه پیوند با فقیهان و دریافت اجازه از ایشان، مشروعیت یافتند و بر اساس آن نظریه سلطنت مشروعه در اندیشه سیاسی شیعه شکل گرفت. این نظریه بر نوعی دریافت شرعی از سیاست استوار بود که سیاست را در خدمت شریعت قرار میداد و قانون را به آن منحصر میدانست و بر یگانگی آن با شریعت تاکید میکرد. این الگو البته بر تفکیک بین حوزه شرع و عرف استوار بود و اقتدار مطلق شاه و سلطان را در حوزه عرف به رسمیت میشناخت.
گفتمان مشروطیت که حکومت قانون دال مرکزی آن بود، در بستری پدیدار شد که الهیات سیاسی با ویژگی بیان شده یکی از زمینههای ایدئولوژیک آن را شکل میداد. حکومت قانون بر اصل محدودیت قدرت سیاسی استوار و با هرنوع برداشت مطلقه از آن ناسازگار است. پیش فرض این اصل تقدسزدایی از قدرت سیاسی و پذیرش این است که قدرت سیاسی در معرض خطا، فساد و سوء استفاده بهسود دارندگان آن است. با گسترش گفتمان مشروطه این اصل به الهیات سیاسی شیعه وارد شد و فقیهان مشروطه خواه به روشنی از آن دفاع کردند. نایینی بر این اساس ولایت در حوزه سیاست را از سنخ ولایت در باب «وقف» و ماهیت آن را «امانت» دانست. از نظر وی امانت در معرض تعدی و تجاوز است، ازاینرو برای جلوگیری از تجاوز به آن نیاز حکومت به مهار و محدودیت نیاز دارد. این برداشت او را بهسوی تفسیری دموکراتیک از «ولایت» و «عصمت» واداشت؛ دومفهومی که جایگاهی بنیادین در الهیات سیاسی شیعه داشتند.
نایینی با استعاره از فقه و تقسیمبندی دوگانه حکومت به دوگونه ولایتیه و تملیکیه، نظام مشروطه را از سنخ ولایتیه و نظام استبدادی را از سنخ تملیکیه دانست. از نظر وی در نوع ولایتیه قلمرو اقتدار حکومت به انجام وظایف اصلی؛ یعنی تامین مصالح عمومی و دفاع از کشور در برابر تجاوز بیگانگان، محدود میشود. در این نوع حکومت، مصالح نوعیه و حقوق مشترکه اولویت مییابد و بر اساس آن مردم از حق تعیین سرنوشت برخوردار میشوند. در برابر در نوع دوم رابطه حاکمان و مردم، مالکانه و اربابانه است و بیهیچ قیدوشرطی بهشکلی مطلق بر آنان اعمال قدرت میکنند. از نظر نایینی حکومت در عصر حضور و غیبت ازایننظر تفاوتی ندارد و دامنه ولایت سیاسی پیامبر و امامان محدود به انجام وظایف بوده است، از این رو مشروطه به شمار میرود.
@tarbd
🌲🌲🌲🌲🌲
✅قوی باش و منتظر کسی نباش....
قوی کسی است که نه منتظر میماند خوشبختش کنند،
و نه اجازه میدهد بدبختش کنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅قوی باش و منتظر کسی نباش....
قوی کسی است که نه منتظر میماند خوشبختش کنند،
و نه اجازه میدهد بدبختش کنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅دردناک، اما زیبا...
🔹از زیباترین و زشت ترین تصاویری که میشود دید و ساعتها به فکر فرو رفت.
کودکی که در بین زبالهها به دنبال لقمه نانی است و کتابی پیدا میکند که غرق در خواندن میشود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹از زیباترین و زشت ترین تصاویری که میشود دید و ساعتها به فکر فرو رفت.
کودکی که در بین زبالهها به دنبال لقمه نانی است و کتابی پیدا میکند که غرق در خواندن میشود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤4👎2
✅چرا به آینده ایران امیدوارم؟
🔹من با آموزه پوپر موافقم که ما در عالم انسانی قدرت پیش بینی نداریم. عالم انسانی عالمیست که علت های کوچک معلول های بسیار بزرگ ایجاد می کند. شما نمی توانید پیش بینی بکنید نه آینده شخص خودتون را نه آینده خانواده تان را نه آینده خاورمیانه یا ...
🔹بنابراین ما باید یک کاری بکنیم و آن اینکه وضعی ایجاد کنیم که آنچه پیش بیاید، ما آنچه در توانمان بوده در بهبودش انجام داده ایم
🔹امید ریشه اش در یک علم است و آن علم به بی علمی ماست نسبت به حوادث آینده. هر که امیدوار است چنین نیست که از امیدواریش سود ببرد اما هر که ناامید است قطعا از ناامیدیش زیان می بینید. چون نسبت به فردی که ناامید است هر چه هم در بیرون پیش بیاید مسلماً موفق نخواهد شد چون فرد ناامید شرایط لازمه را فراهم نکرده است.
➖ مبانی پیشتیبانی از امید در ایران معاصر
1️⃣ نسبت به سال 57 اوضاع مردم ما به علت تلاش خود مردم بهتر شده است.
اولا چهل و چهارسال از انقلاب ایران می گذرد ما از بس در فضا بوده ایم متوجه نشده ایم چه مقدار امیدواری هایمان را افزایش داده ایم. مثلا شما اگر کنار یک بوته هندوانه در مزرعه بنشنید حتی اگر ده روز هم بنشینید و زل بزنید به هندوانه اصلا بزرگ شدن هندوانه را احساس نمی کنید. اگر می خواهید بزرگ شدن هندوانه را بفهمید الان هندوانه را در مزرعه ببینید و سپس بروید شهر و بعد از چندین روز دیگر برگردید و حالا این هندوانه را برگردید و ببینید و متوجه شوید چه قدر هندوانه متفاوت شده است.
حالا من می خواهم بگویم اگر سال 57 را با الآن مقایسه کنید می بینید علی رغم خواست نظام خیلی امور بهتر شده است. چرا؟ چون شهروند ما امیدوار بوده است و دست به کار زده است. اگر ما ناامید بودیم الآن وضع حجاب زنان چه طور بود؟ من فکر می کنم اگر ناامید بودیم زنان ما پوشیه می زدند. اگر ما ناامید بودیم هیچ کداممان دستگاه ویدیو در خانه هایمان نداشتیم. چرا ما آثار این امیدواری را ما نمی بینیم؟ ما اگر امید نداشتیم وضعمان صد رتبه بدتر از الآن بود.
2️⃣من امیدم به نسل جوان کشورمان است
من بدون سر سوزنی شک می گویم نسل جوان ما از نسل جوان همه کشورهای اسلامی دیگر به مراتب فرهیخته تر و به مراتب جهان شناس تر و به مراتب دارای عمق و فهم بیش تر است. این هم علتش این بود که نظام ما براساس غرب ستیزی تأسیس شد و مردم به خاطر این غرب ستیزی، غرب گرا شدند. این غرب گرایی یک عیوبی داشت اما یکی از محاسنی که من سرسوزنی در آن شک ندارم این است که نسل جوان ما غرب را شناخت، فلسفه غرب را شناخت، علوم غرب را شناخت، هنر غرب را شناخت و فنون غرب را شناخت. این شناخت در هیچ کدام از کشورهای اسلامی وجود ندارد.
خب چرا نباید ما فکر کنیم یک پتانسلی است برای آینده کشورمان؟ بزگترین حسنش این است که جوان ما غرب را به اندازه خود غربیان می شناسند اگر نگویم بهتر از غربیان می شناسند. می گویند چرا این قدر می گویی غربیان؟ چون شناخت غرب یعنی شناخت دنیای امروز، چون سیطره فرهنگ غرب بر جهان امروز محرز است.
3️⃣ ما در آینده کشور ایران آرزو و خواست و رؤیای حکومت دینی نداریم
این معنایش این است که از میان شقوق مختلفی که روبرویش است یک گزینه را خط زده است. الآن شما بروید بین جوانان ترکیه، اغلب جوانان ترکیه و اساتید ترک، بیش ترشان هنوز در آثار دکتر شریعتی متوقف مانده اند. هنوز دارند حرف از شریعتی می زنند! شما ببینید جوانان ما چند مرحله از شریعتی گذر کرده اند؟ برخی از اساتید ترک هنوز هم دموکراسی رأس های شریعتی را تکرار می کنند.
🔹 با همین امید جلو برویم ده سال دیگر بهتر از الآنیم و بیست سال دیگر بهتر از ده سال بعد خواهیم بود.
4️⃣ گسترش دهکده جهانی ما را از حالت ایزوله در آورده است.
واکنش جهانی اعم از واکنش خود ملت ها و واکنش دولت ها و واکنش سازمان های بین المللی نسبت به کارهایی که در ایران رخ می دهد نسبت به دهه 60 در ایران بسیار بیش تر است.
5️⃣جوانان ما خیلی واقع بین تر از نسل 57 هستند
جوانان ما در 57 خیلی آرمان گراتر بودند و جوانان ما خیلی فاصله بین واقعیت ها و آرمان هایشان داشته اند. اما الآن در جوانان امروزه این ناپختگی را نمی بینم. اما چرا می گویم جوانان؟ چون معتقدم رتق و فتق امور به دست جوانان کشور است.
➖گفت و گوی مدرسه آزاد فکری با مصطفی ملکیان با عنوان آینده ایران
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹من با آموزه پوپر موافقم که ما در عالم انسانی قدرت پیش بینی نداریم. عالم انسانی عالمیست که علت های کوچک معلول های بسیار بزرگ ایجاد می کند. شما نمی توانید پیش بینی بکنید نه آینده شخص خودتون را نه آینده خانواده تان را نه آینده خاورمیانه یا ...
🔹بنابراین ما باید یک کاری بکنیم و آن اینکه وضعی ایجاد کنیم که آنچه پیش بیاید، ما آنچه در توانمان بوده در بهبودش انجام داده ایم
🔹امید ریشه اش در یک علم است و آن علم به بی علمی ماست نسبت به حوادث آینده. هر که امیدوار است چنین نیست که از امیدواریش سود ببرد اما هر که ناامید است قطعا از ناامیدیش زیان می بینید. چون نسبت به فردی که ناامید است هر چه هم در بیرون پیش بیاید مسلماً موفق نخواهد شد چون فرد ناامید شرایط لازمه را فراهم نکرده است.
➖ مبانی پیشتیبانی از امید در ایران معاصر
1️⃣ نسبت به سال 57 اوضاع مردم ما به علت تلاش خود مردم بهتر شده است.
اولا چهل و چهارسال از انقلاب ایران می گذرد ما از بس در فضا بوده ایم متوجه نشده ایم چه مقدار امیدواری هایمان را افزایش داده ایم. مثلا شما اگر کنار یک بوته هندوانه در مزرعه بنشنید حتی اگر ده روز هم بنشینید و زل بزنید به هندوانه اصلا بزرگ شدن هندوانه را احساس نمی کنید. اگر می خواهید بزرگ شدن هندوانه را بفهمید الان هندوانه را در مزرعه ببینید و سپس بروید شهر و بعد از چندین روز دیگر برگردید و حالا این هندوانه را برگردید و ببینید و متوجه شوید چه قدر هندوانه متفاوت شده است.
حالا من می خواهم بگویم اگر سال 57 را با الآن مقایسه کنید می بینید علی رغم خواست نظام خیلی امور بهتر شده است. چرا؟ چون شهروند ما امیدوار بوده است و دست به کار زده است. اگر ما ناامید بودیم الآن وضع حجاب زنان چه طور بود؟ من فکر می کنم اگر ناامید بودیم زنان ما پوشیه می زدند. اگر ما ناامید بودیم هیچ کداممان دستگاه ویدیو در خانه هایمان نداشتیم. چرا ما آثار این امیدواری را ما نمی بینیم؟ ما اگر امید نداشتیم وضعمان صد رتبه بدتر از الآن بود.
2️⃣من امیدم به نسل جوان کشورمان است
من بدون سر سوزنی شک می گویم نسل جوان ما از نسل جوان همه کشورهای اسلامی دیگر به مراتب فرهیخته تر و به مراتب جهان شناس تر و به مراتب دارای عمق و فهم بیش تر است. این هم علتش این بود که نظام ما براساس غرب ستیزی تأسیس شد و مردم به خاطر این غرب ستیزی، غرب گرا شدند. این غرب گرایی یک عیوبی داشت اما یکی از محاسنی که من سرسوزنی در آن شک ندارم این است که نسل جوان ما غرب را شناخت، فلسفه غرب را شناخت، علوم غرب را شناخت، هنر غرب را شناخت و فنون غرب را شناخت. این شناخت در هیچ کدام از کشورهای اسلامی وجود ندارد.
خب چرا نباید ما فکر کنیم یک پتانسلی است برای آینده کشورمان؟ بزگترین حسنش این است که جوان ما غرب را به اندازه خود غربیان می شناسند اگر نگویم بهتر از غربیان می شناسند. می گویند چرا این قدر می گویی غربیان؟ چون شناخت غرب یعنی شناخت دنیای امروز، چون سیطره فرهنگ غرب بر جهان امروز محرز است.
3️⃣ ما در آینده کشور ایران آرزو و خواست و رؤیای حکومت دینی نداریم
این معنایش این است که از میان شقوق مختلفی که روبرویش است یک گزینه را خط زده است. الآن شما بروید بین جوانان ترکیه، اغلب جوانان ترکیه و اساتید ترک، بیش ترشان هنوز در آثار دکتر شریعتی متوقف مانده اند. هنوز دارند حرف از شریعتی می زنند! شما ببینید جوانان ما چند مرحله از شریعتی گذر کرده اند؟ برخی از اساتید ترک هنوز هم دموکراسی رأس های شریعتی را تکرار می کنند.
🔹 با همین امید جلو برویم ده سال دیگر بهتر از الآنیم و بیست سال دیگر بهتر از ده سال بعد خواهیم بود.
4️⃣ گسترش دهکده جهانی ما را از حالت ایزوله در آورده است.
واکنش جهانی اعم از واکنش خود ملت ها و واکنش دولت ها و واکنش سازمان های بین المللی نسبت به کارهایی که در ایران رخ می دهد نسبت به دهه 60 در ایران بسیار بیش تر است.
5️⃣جوانان ما خیلی واقع بین تر از نسل 57 هستند
جوانان ما در 57 خیلی آرمان گراتر بودند و جوانان ما خیلی فاصله بین واقعیت ها و آرمان هایشان داشته اند. اما الآن در جوانان امروزه این ناپختگی را نمی بینم. اما چرا می گویم جوانان؟ چون معتقدم رتق و فتق امور به دست جوانان کشور است.
➖گفت و گوی مدرسه آزاد فکری با مصطفی ملکیان با عنوان آینده ایران
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
مصطفی ملکیان
🔈 فایل صوتی گفتوگوی آزاد با استاد مصطفی ملکیان با عنوان «آینده ایران»| شهریور 1402
🔈دانلود فایل صوتی با کیفیت بالا
@Mostafamalekian
🔈دانلود فایل صوتی با کیفیت بالا
@Mostafamalekian
👎2😢1
🌲🌲🌲🌲🌲
✅نفرت انگیز ترین و زجرآورترین شکنجه برای انسانها این است که از فساد همه چیز آگاه باشند و بر اصلاح هیچ چیزی قادر نباشند.
#هرودوت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅نفرت انگیز ترین و زجرآورترین شکنجه برای انسانها این است که از فساد همه چیز آگاه باشند و بر اصلاح هیچ چیزی قادر نباشند.
#هرودوت
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅گذار به الهیات سیاسی دموکراتیک (١) ✍دکترعلی میرموسوی مشروطیت نخستین فصل تجدد ایرانی است که بر پایه آگاهیها و مفاهیم نوین راه یافته به ذهنیت ایرانی پدیدار شد. در پرتو این آگاهیهای نوآیین نظام دانایی سنتی شکاف برداشت و هندسه معرفتی آن دگرگون و سنت دچار…
✅گذار به الهیات سیاسی دموکراتیک(۲)
نایینی با ترجیح نوع ولایتیه بر تملیکیه میکوشد تا از اصل «عصمت» نیز تفسیری دموکراتیک ارائه کند. از نظر او نظام ولایتیه یا مشروطه با مهار قدرت تحقق مییابد که از دوراه درونی و بیرونی امکان پذیر است. «عصمت» درواقع سازوکار درونی برای مهار قدرت است که در پرتو آن فرد معصوم از قدرت بهسود منافع شخصی و نزدیکان خویش بهره نمیبرد. از دیدگاه وی تاکید شیعه بر اصل «عصمت» نیز در این راستا بوده است و در نبود آن چارهای جز سازوکارهای بیرونی برای مهار قدرت نیست. قانون اساسی و مجلس نمایندگان بهعنوان دورکن اصلی مشروطیت بر این اساس ضرورت مییابند.
چنانکه اشاره شد، در الهیات سنتی شیعی قانون و شریعت یکسان انگاشته میشد و بهتعبیر ملاصدرا «قانون همان شرع » بود. در پرتو مشروطیت مفهوم مدرن قانون که برساختهای بشری برای تحقق نظم و عدالت بود به ذهنیت اندیشمندان شیعی راه یافت. آنان دریافتند که سیاست و حکمرانی به قواعد الزامآوری نیاز دارد که چهبسا در شریعت بیان نشده است. نایینی بهروشنی ادعا کرد که متون یا نصوص دینی به پاسخ بخشی گسترده از مسائل سیاسی نپرداختهاند و قلمرو انتظارات از دین درباره این مسائل بسیار محدود است. این دریافت تا اندازهای آن را به تفکیک قانون و شریعت که ایدهای مدرن بود، رهنمون کرد. با وجود این از نظر آنان همچنان شریعت جایگاه برتر داشت و قوانین موضوعه بشری درصورتی مشروعیت داشتند که با آن مخالف و ناسازگار نباشند؛ بنابراین ایده انحصار قانون در شریعت در الهیات سیاسی شیعه جای خود را به ایده قانون در چارچوب شریعت داد که در آن شرایط تحولی با اهمیت محسوب میشد.
تحول الهیات سیاسی شیعی به این محدود نماند، بلکه در پرتو پذیرش آزادی و برابری بهعنوان دواصل بنیادین مشروطیت، دامنهای گستردهتر یافت. ایندومفهوم پیشینهای در الهیات سیاسی شیعه نداشتند، ازاینرو با واکنش شدید جریان محافظهکار روبهرو شدند. آنان در توجیه مخالفت خود به وجوهی از الهیات که با ایندومفهوم ناسازگار بودند، استناد کردند. برای مثال شیخ فضلالله نوری بر ناسازگار آزادی با بندگی خدا و ناسازگاری برابری با نابرابریهای مذهبی و جنسی شناسایی شده در شریعت تاکید کرد. در برابر فقهای مشروطهخواه وجوه سازگار ایندومفهوم با الهیات شیعی را برجسته کردند. نایینی آزادی را بهمعنای رهایی از اراده خودسرانه و دلبخواهانه حکومت و حاکمان تفسیر کرد و آن را برخاسته از اصلی توحید و یگانگی خدا دانست. برابری را نیز بهمعنای یکسانبودن و مساوات در برابر قانون تفسیر کرد که بر اساس اصل عدالت، کاملا توجیهپذیر است.
الهیات سیاسی دموکراتیک در چارچوب مشخصات بیانشده تُنُکمایه بود و به جریان اصلی در اندیشه شیعی تبدیل نشد. افول گفتمان مشروطیت و ناکامی آن، در برپایی و استقرار نوعی لویاتان مقیّد در ایران نیز در این امر اثرگذار بود. باوجود این تحول پدیدآمده، الهامبخش اندیشمندانی بود که در عصر پسامشروطه همچنان به خانشهایی دموکراتیک از اسلام میاندیشیدند. برای مثال طالقانی و بازرگان بر پایه این مباحث سعی کردند گرایشی لیبرال و میانه در اسلام سیاسی را پدید آورند.
بررسی و نقد این تحول همچنان میتواند در فرایند گذار به دموکراسی در ایران الهامبخش باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نایینی با ترجیح نوع ولایتیه بر تملیکیه میکوشد تا از اصل «عصمت» نیز تفسیری دموکراتیک ارائه کند. از نظر او نظام ولایتیه یا مشروطه با مهار قدرت تحقق مییابد که از دوراه درونی و بیرونی امکان پذیر است. «عصمت» درواقع سازوکار درونی برای مهار قدرت است که در پرتو آن فرد معصوم از قدرت بهسود منافع شخصی و نزدیکان خویش بهره نمیبرد. از دیدگاه وی تاکید شیعه بر اصل «عصمت» نیز در این راستا بوده است و در نبود آن چارهای جز سازوکارهای بیرونی برای مهار قدرت نیست. قانون اساسی و مجلس نمایندگان بهعنوان دورکن اصلی مشروطیت بر این اساس ضرورت مییابند.
چنانکه اشاره شد، در الهیات سنتی شیعی قانون و شریعت یکسان انگاشته میشد و بهتعبیر ملاصدرا «قانون همان شرع » بود. در پرتو مشروطیت مفهوم مدرن قانون که برساختهای بشری برای تحقق نظم و عدالت بود به ذهنیت اندیشمندان شیعی راه یافت. آنان دریافتند که سیاست و حکمرانی به قواعد الزامآوری نیاز دارد که چهبسا در شریعت بیان نشده است. نایینی بهروشنی ادعا کرد که متون یا نصوص دینی به پاسخ بخشی گسترده از مسائل سیاسی نپرداختهاند و قلمرو انتظارات از دین درباره این مسائل بسیار محدود است. این دریافت تا اندازهای آن را به تفکیک قانون و شریعت که ایدهای مدرن بود، رهنمون کرد. با وجود این از نظر آنان همچنان شریعت جایگاه برتر داشت و قوانین موضوعه بشری درصورتی مشروعیت داشتند که با آن مخالف و ناسازگار نباشند؛ بنابراین ایده انحصار قانون در شریعت در الهیات سیاسی شیعه جای خود را به ایده قانون در چارچوب شریعت داد که در آن شرایط تحولی با اهمیت محسوب میشد.
تحول الهیات سیاسی شیعی به این محدود نماند، بلکه در پرتو پذیرش آزادی و برابری بهعنوان دواصل بنیادین مشروطیت، دامنهای گستردهتر یافت. ایندومفهوم پیشینهای در الهیات سیاسی شیعه نداشتند، ازاینرو با واکنش شدید جریان محافظهکار روبهرو شدند. آنان در توجیه مخالفت خود به وجوهی از الهیات که با ایندومفهوم ناسازگار بودند، استناد کردند. برای مثال شیخ فضلالله نوری بر ناسازگار آزادی با بندگی خدا و ناسازگاری برابری با نابرابریهای مذهبی و جنسی شناسایی شده در شریعت تاکید کرد. در برابر فقهای مشروطهخواه وجوه سازگار ایندومفهوم با الهیات شیعی را برجسته کردند. نایینی آزادی را بهمعنای رهایی از اراده خودسرانه و دلبخواهانه حکومت و حاکمان تفسیر کرد و آن را برخاسته از اصلی توحید و یگانگی خدا دانست. برابری را نیز بهمعنای یکسانبودن و مساوات در برابر قانون تفسیر کرد که بر اساس اصل عدالت، کاملا توجیهپذیر است.
الهیات سیاسی دموکراتیک در چارچوب مشخصات بیانشده تُنُکمایه بود و به جریان اصلی در اندیشه شیعی تبدیل نشد. افول گفتمان مشروطیت و ناکامی آن، در برپایی و استقرار نوعی لویاتان مقیّد در ایران نیز در این امر اثرگذار بود. باوجود این تحول پدیدآمده، الهامبخش اندیشمندانی بود که در عصر پسامشروطه همچنان به خانشهایی دموکراتیک از اسلام میاندیشیدند. برای مثال طالقانی و بازرگان بر پایه این مباحث سعی کردند گرایشی لیبرال و میانه در اسلام سیاسی را پدید آورند.
بررسی و نقد این تحول همچنان میتواند در فرایند گذار به دموکراسی در ایران الهامبخش باشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅استثمار و استحمار کلیسا
کلیسا بابت ساخته شدن هر بنا، به دنیا آمدن هر کودک، عقد هر پیمان زناشویی، به خاک سپردن هر مُرده و فروش اشیاء متبرکه و مقدس، مبلغی دریافت میکرد و همچنین یک دهم محصولات و درآمد اراضی کشور به کلیسا تادیه میشد(عشریه) و کسی حق نداشت مِلکی را بیآنکه بخشی از آن را به کلیسا واگذار کند به ارث برد.
این باجها را کلیسا به بهانهی فراهم ساختن هزینهی اداریِ خویش، برپایی مراسم دینی و آمرزش گناهان از مردم میگرفت. ولی مردم اندک اندک دریافتند باجی که به کلیسا میپردازند، صَرف زندگی مجلل اسقفان و ساختن دستگاه تفتیش عقاید که برعلیه خود مردم بود استفاده میشود.
در این روزگار درآمد کلیسا بسیار فراتر از درآمد دولت بود. زیارتگاههای متعددی از قدیسین (معصومین) درسرتاسر امپراطوری مقدس ِرُم و توابع آن موجود بود. و درسرتاسر سال عزاداریهای و مراسم مذهبی برپا بود. تاوان مخالفت با کلیسا و مقدسات و انکار شفاعت و زیارت قدیسین، سوختن درآتش، شکنجههای وحشتناک، ناپدید شدن، تبعید و مرگهای مشکوک بود.
📚تاریخ تمدن ؛ویل دورانت
جلد ششم
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
کلیسا بابت ساخته شدن هر بنا، به دنیا آمدن هر کودک، عقد هر پیمان زناشویی، به خاک سپردن هر مُرده و فروش اشیاء متبرکه و مقدس، مبلغی دریافت میکرد و همچنین یک دهم محصولات و درآمد اراضی کشور به کلیسا تادیه میشد(عشریه) و کسی حق نداشت مِلکی را بیآنکه بخشی از آن را به کلیسا واگذار کند به ارث برد.
این باجها را کلیسا به بهانهی فراهم ساختن هزینهی اداریِ خویش، برپایی مراسم دینی و آمرزش گناهان از مردم میگرفت. ولی مردم اندک اندک دریافتند باجی که به کلیسا میپردازند، صَرف زندگی مجلل اسقفان و ساختن دستگاه تفتیش عقاید که برعلیه خود مردم بود استفاده میشود.
در این روزگار درآمد کلیسا بسیار فراتر از درآمد دولت بود. زیارتگاههای متعددی از قدیسین (معصومین) درسرتاسر امپراطوری مقدس ِرُم و توابع آن موجود بود. و درسرتاسر سال عزاداریهای و مراسم مذهبی برپا بود. تاوان مخالفت با کلیسا و مقدسات و انکار شفاعت و زیارت قدیسین، سوختن درآتش، شکنجههای وحشتناک، ناپدید شدن، تبعید و مرگهای مشکوک بود.
📚تاریخ تمدن ؛ویل دورانت
جلد ششم
@tarbd
📚📚📚📚📚
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅مثلث غم شطرنج ایران...
برگزاری مسابقه میترا حجازیپور و آتوسا پورکاشیان در مرحله ردهبندی تیمی شطرنج زنان جهان که هر کدام زیر پرچمی غیر از ایران بازی میکنند و تماشای آنلاین این بازی از اسپانیا توسط سارا خادمالشریعه، استاد بزرگ شطرنج، مورد توجه کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
کاربران از این اتفاق با عنوانهایی مثل: «غمگینترین اتفاقات روزگار، مثلث غم، درد اگر عکس بود، روح ایران در دو کالبد و خبر سوزاننده روز» یاد کردهاند و بعضی هم گفتهاند: «چقدر ایران ما تنهاست.»
میترا حجازیپور که زیر پرچک فرانسه و آتوسا پورکاشیان به عنوان عضو تیم ملی آمریکا در این مسابقات شرکت کردهاند و سارا خادمالشریعه هم که شهروند اسپانیا شده است هر سه استاد بزرگ شطرنج و از اعضای سابق تیم ملی ایران هستند.
Photo: FIDE. Eg. Michał Walusza/ FIDE
@michalwalusza
اینستاگرام آتوسا پورکاشیان، میترا حجازیپور، سارا خادمالشریعه
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
برگزاری مسابقه میترا حجازیپور و آتوسا پورکاشیان در مرحله ردهبندی تیمی شطرنج زنان جهان که هر کدام زیر پرچمی غیر از ایران بازی میکنند و تماشای آنلاین این بازی از اسپانیا توسط سارا خادمالشریعه، استاد بزرگ شطرنج، مورد توجه کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
کاربران از این اتفاق با عنوانهایی مثل: «غمگینترین اتفاقات روزگار، مثلث غم، درد اگر عکس بود، روح ایران در دو کالبد و خبر سوزاننده روز» یاد کردهاند و بعضی هم گفتهاند: «چقدر ایران ما تنهاست.»
میترا حجازیپور که زیر پرچک فرانسه و آتوسا پورکاشیان به عنوان عضو تیم ملی آمریکا در این مسابقات شرکت کردهاند و سارا خادمالشریعه هم که شهروند اسپانیا شده است هر سه استاد بزرگ شطرنج و از اعضای سابق تیم ملی ایران هستند.
Photo: FIDE. Eg. Michał Walusza/ FIDE
@michalwalusza
اینستاگرام آتوسا پورکاشیان، میترا حجازیپور، سارا خادمالشریعه
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2👎2🕊1
🌲🌲🌲🌲🌲
دیگر وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را آفریده است؛
بلكه باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
#نوآم_چامسکی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
دیگر وقت آن نیست که بدانیم چه کسی جهان را آفریده است؛
بلكه باید دید چه کسانی به خراب کردن آن مشغولند!
#نوآم_چامسکی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍6
✅سرگرمی....
نقطه سیاه را پیدا کنید...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نقطه سیاه را پیدا کنید...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ای مام رنج ها !!!
ابری چگونه ابری! اندوه، دیده ای؟
با آذرخشواره خود زار می زند:
هرگز ندیده بودم چشم تو را چنین
در خون و اشک غوطهور
ای مام رنجها!
ای میهنی که در تو به خواری
مثل اسیر جنگی
یک عمر زیستیم
زینگونه زیستیم
و به هقهق گریستیم.
🔹محمدرضا شفیعی کدکنی
پ.ن:
آتوسا پورکاشیان و میترا حجازی پور دو استاد بزرگ ایرانی شطرنج در مقابل هم با پرچم فرانسه و آمریکا!
چقدر راحت داریم سرمایه ها رو از دست میدیم !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ابری چگونه ابری! اندوه، دیده ای؟
با آذرخشواره خود زار می زند:
هرگز ندیده بودم چشم تو را چنین
در خون و اشک غوطهور
ای مام رنجها!
ای میهنی که در تو به خواری
مثل اسیر جنگی
یک عمر زیستیم
زینگونه زیستیم
و به هقهق گریستیم.
🔹محمدرضا شفیعی کدکنی
پ.ن:
آتوسا پورکاشیان و میترا حجازی پور دو استاد بزرگ ایرانی شطرنج در مقابل هم با پرچم فرانسه و آمریکا!
چقدر راحت داریم سرمایه ها رو از دست میدیم !
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🕊2❤1👎1
Forwarded from آرشیو عبدی مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 این ویدیو با شرح مراسم نامگذاری یک کودک در اصفهان منتشر شده و واکنشهای متفاوتی را به همراه داشته
#عبدی_مدیا
🆔 @AbdiMedia
#عبدی_مدیا
🆔 @AbdiMedia
👏8