صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
🌲🌲🌲🌲🌲

اگر میخواهی ارزش خویش بدانی، بنگر که به چه چیز دل بسته ای…

#شیخ_بهایی
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢2
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
گذری بر زندگی شاه سلطان حسین صفوی قسمت اول علی جلالپور بدی مکن که در این کشتزار زود زوال      به دانش دهر همان بدروی که می‌کاری مولوی شاه سلطان حسین فرزند شاه سلیمان یا همان شاه صفی دوم است که در سال 1079 قمری برابر با اکتبر 1668 میلادی و مطابق با سال…
گذری بر زندگی شاه سلطان حسین صفوی
قسمت دوم
علی جلالپور

دوران شش ساله‌ی اول سلطنت او را در حقیقت می‌توان ایام تثبیت جایگاه عوامل پشت پرده و به خصوص روحانیت تلقی کرد. دکتر احمد تاجبخش در باره بخشی از این ایام می‌نویسد: «بالاخره سلطان حسین میرزا با کمک مریم بیگم عمّه‌اش که زنی با اراده و مستبد بود به نام شاه سلطان حسین در سال 1106 به جای پدر نشست. نوشته‌اند شاه سلطان حسین در موقع تاجگذاری موافقت نکرد که صوفیان طبق معمول شمشیر به کمر او ببندند و او از مجتهد بزرگ محمّد باقر مجلسی خواست که این تشریفات را انجام دهد. پس از برگزاری، شاه از او پرسید آیا تقاضایی دارد؟ او گفت: فرمان صادر کنید که نوشیدن مسکرات و جنگ میان فرقه‌ها و کبوتر بازی ممنوع گردد و ضمناً خواست که فرمان دیگری در خصوص طرد صوفیان از شهرها صادر نماید. شاه سلطان حسین برای تقاضای اول فرمان صادر کرد ولی برای اخراج صوفیان دستوری نداد. خواجه سرایان که قدرت زیادی داشتند کارها را از نظر مصالح و منافع خود می‌سنجیدند، نه از نظر مصالح مملکتی و برای این که زودتر بتوانند به مقاصد خود دست یابند سلطان را از پرهیزکاری و زهد و تقوی به سوی میگساری و عیش و نوش رهبری می‌کردند. آنان در اجرای برنامه خود دچار مشکل شده بودند زیرا به پیشنهاد محمّد باقر مجلسی و دستور پادشاه نوشیدن شراب ممنوع شده بود. طبق فرمان پادشاه باید تمام میخانه‌ها خراب و شیشه‌ها و کوزه‌ها شکسته شود. برای سرمشق رعایا 600 شیشه‌ی شراب شیرازی و گرجی را از انبارهای دربار بیرون آوردند و در برابر چشم مردم شکستند. منع نوشیدن مشروبات الکلی مورد مخالفت طبقات عالیه‌ی مملکت گردید از جمله عمّه شاه، مریم بیگم که زنی معتاد به شراب بود با این فرمان شاه موافقت نداشت. خواجه سرایان هم از لحاظ این که شاه به شراب معتاد نشود، نمی‌توانند در حالات مستی و بی خبری نظرات خود را به مورد اجرا درآورند با این دستور مخالف بودند. به همین جهت خواجه سرایان با مریم بیگم برنامه‌ای تنظیم کردند تا این فرمان را لغو نمایند. مریم بیگم تمارض کرد و به شاه گفت که بنا بر تجویز پزشکان باید شراب بنوشد تا معالجه شود. شاه سلطان حسین که از بیماری عمّه‌اش نگران بود دستور داد که از هر جا ممکن است شراب تهیه کنند و چون به دست نیامد به او اطلاع دادند که سفیر لهستان ممکن است در خانه‌اش شراب داشته باشد بالاخره شراب تهیّه گردید، ولی مریم بیگم به شاه گفت که حاضر به نوشیدن نیست مگر آن که شاه اول بنوشد. شاه در مقابل اصرار عمّه‌اش مجبور شد پیاله‌ای از شراب بنوشد. او چنان به نشاط آمد که دیگر بدون نوشیدن شراب روز را به شب نمی‌رسانید. شاه پس از این که به باده گساری پرداخت زهد و تقوی را فراموش کرد و به شهوترانی متمایل و تعداد زنان او بیش از سایر سلاطین صفویه گردید. او دستوری داد که هر جا زن یا دختر خوبرویی پیدا شود او را به حرمسرا بفرستند. کرنلیوس دوبروسن نقاش هلندی می‌نویسد پادشاه شیفته و فریفته زنان و پایبند شهوت و هرزگی شده است و توجّهی به امور مملکت ندارد، در نتیجه‌ی رفتار ناپسند او عدل و داد از کشور بر بسته و هرج و مرج و شرارت و فساد رایج شده است به همین علت در راه‌هایی که سابقاً امن بود اکنون دزد و راهزن می‌بینم.
همیلتون می‌نویسد وقتی ازبکان به خراسان حمله کردند قاصدی به دربار رسید تا خبر را به گوش شاه برساند. شاه سلطان حسین با یک بچه گربه بازی می‌کرد و نخی به پای پری بسته بود و جلوی گربه می‌کشید. در این موقع وزیر وارد شد و می‌خواستند خبر را به اطلاع شاه برساند. شاه صفوی گفت پس از پایان بازی با گربه به حرف‌های او گوش می‌دهد. شاه سلطان حسین مردی خرافاتی و طبق عقاید صوفیان معتقد بود که انسان در کار خود اختیاری ندارد و عقل و تدبیر دارای نقشی نمی‌باشد. نوشته‌اند در یکی از شب‌ها که شاه و درباریان در کاخ چهل ستون مشغول صرف غذا بودند ناگهان یکی از ستون‌های کاخ آتش گرفت. شاه سلطان حسین به هیچ کس اجازه نداد که آتش را خاموش کند و گفت اگر اراده خداوندی بر این قرار گرفته است که این تالار سوخته شود با آن مخالفتی نخواهم کرد البته حریق جزئی بود و ادامه پیدا نکرد.»[2]

[2] - تاریخ صفوی، تألیف دکتر احمد تاجبخش، انتشارات نوید شیراز، 1373، برگزیده صفحات 286 و 385

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوشه ای از بیانات استاد مدعو دانشگاه تهران جهت تدریس ادبیات پایداری...🤔


هنر اکنون همه در خاک طلب باید کرد

زانکه اندر دل خاکند همه پرهنران
😡2
تفاوت تندیس بازنشستگی در لندن و تهران!

یکی در جهت نشاط اجتماعی و توجه و احترام به بیینده خود

یکی در جهت انحطاط اجتماعی که ذره ای شادی و صمیمیت در آنان نیست

#مدیریت....🤔

@tarbd
😢2👍1🤬1😡1
🌲🌲🌲🌲🌲

زمانی که پایم را از درِ زندان بیرون گذاشته و به طرف دروازه‌ای که به آزادی من منتهی می‌شد قدم زدم، می‌دانستم که اگر تلخیها و نفرتها را با خود ببرم، بیرون از زندان هم زندانی خواهم بود.


#نلسون_ماندلا
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
گذری بر زندگی شاه سلطان حسین صفوی قسمت دوم علی جلالپور دوران شش ساله‌ی اول سلطنت او را در حقیقت می‌توان ایام تثبیت جایگاه عوامل پشت پرده و به خصوص روحانیت تلقی کرد. دکتر احمد تاجبخش در باره بخشی از این ایام می‌نویسد: «بالاخره سلطان حسین میرزا با کمک مریم…
گذری بر زندگی شاه سلطان حسین صفوی
قسمت سوم
علی جلالپور

البته لازم به ذکر است که مبنای تقسیم بندی دوران سلطنت بر مبنای گرایش به عیاشی و میگساری بوده، وگرنه نفوذ و دخالت روحانیون و دیگران تا مرحله تقدیم تاج پادشاهی به محمود افغان همیشه وجود داشته است. برای آن که تصویر بهتری از این دوران و دخالت دیگران در ذهن شکل گیرد به مطالب ابوالحسن قزوینی استناد می‌گردد: «در اوایل سنه‌ی یک هزار و یکصد هجری بعد از رحلت پدر در دارالسّلطنت اصفهان به صوابدید وزرا و امرا بر تخت سلطنت موروثی جلوس فرمود. سران و سرکردگان را به نوازش خسروانه سرافراز فرموده، هر یک را به فراخور مرتبه‌ی خویش انعام و تیول داد. تا مدّت بیست سال هرج و مرج در ممالک ایران رخ ننمود و مدّت بیست سال میل خاطر آن حضرت به طرف علما و فضلا و عیّاشی گذشت. و نظر به جبر و تعدّی قزلباشیه که با رعایا می‌کردند حکّام قزلباشیه معزول فرمود. به جهت عدل و داد سادات و فضلای متّقی و پرهیزگار را به جای امرا در شهرهای ایران گذاردند که موافق شرع انور اثنی عشر به دیوان خاص و عام پردازند و شعائری را که شیوه‌ی سلاطین صفویه بود آن حضرت برانداخت. آن چه ملّا محمّد باقر مجلسی که استاد آن حضرت بود، عرض می‌نمود به اجابت مقرون بود. در اکثر امور ملکی و مالی به صلاح و صوابدید فضلا و علما می‌فرمود و طریقه‌ی صوفیه که شعار و اطوار سلسله‌ی علیّه صفویه بود، برانداخت. از آن جمله علّامه‌ی زمان وحیدالدّوران ملّا صادق اردستانی با بیست نفر از شاگردان معتبر او هر یک فضیلت تمام داشتند. از جمله شاگردان او یکی شیخ محمّد علی حزین لاهیجی است که از اصفهان اخراج کردند و از باقی ممالک محروسه نیز آن چه صوفیه و مریدانشان بودند، به در کردند.
در مرتبه که در کارخانه‌های کوزه گران، هر جا سبوی دهن تَنگی به نظر شاگردان ملّا محمّد باقر درآمد، شکسته و تأویلش چنان کردند که در هنگام وزیدن باد از دهن کوزه‌ها آواز هو برمی‌آمد و این آواز یاهو زدن، شیوه‌ی صوفیان است. در عصر آن حضرت کسی را یارای آن نبود که جبّه‌ای پشم شتر یا لباس پشمینه تواند، پوشید. متابعان فاضل مجلسی می‌گفتند که این لباس‌ها پوشش صوفیان است و طریقه‌ی مذهب اخباری اثنی عشریه را در عصر آن حضرت متروک ساخت و شیوه‌ی اصولی را رواج داد. اعتبار علما در مرتبه‌ای بود که هرگاه خونی خود را به دروازه مدرسه می‌رسانید احدی را یارای آن نبود که دست اندازی به خونی تواند کرد. آن حضرت در مراتب مروّت و عدالت به این مرتبه بود که روزی یکی از فرزندانش، زاغی را به تنفگ زده بود. بعد از آن که آن حضرت اطلاع یافتند به فرزند خویش تهدید بسیار کردند و هفتاد و پنج تومان زر رایج‌الوقت به مستحقّان خیرات فرمود و به امر ارشاد هدایت بنیاد فرمودند که این جانور وظیفه خوار خون من نبود، فرزندم نسبت به او ظلم کرده و این نوع تعدّی در مذاق من به دولت بسیار ناگوار است. از اتّفاقات مسموع شده، در خانه‌ای که پادشاه زادگان را شربت شهادت چشانیدند در شب‌های جمعه آواز شخصی غایب می‌شنوند که در کمال فصاحت و بلاغت سوره‌ی مبارکه‌ی یس تلاوت می‌کند.»[3]
[3] - فوایدالصفویه، تألیف ابوالحسن قزوینی، تصحیح و مقدمه دکتر مریم میراحمدی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1367، صص 78 و 79

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🔵توصیه می شود حتما این کلیپ را ببینید
🔰 سایت انتخاب به خاطر این ویدئو توقیف شد

🔸 تسنیم،گزارش داد که در جلسه روز دوشنبه هیات نظارت بر مطبوعات موضوع انتشار ویدیو و گزارشی با عنوان «حراج برند ایران/سیاست خارجی ایران چرا این‌قدر تضعیف شده است؟» مورد بررسی قرار گرفته است.

🔸تسنیم نوشت که محتوای این ویدیو از نظر این هیات «خارج از حدود قانون و مغایر با منافع ملی و علیه سیاست‌های اصولی نظام جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی» بوده است.

🔸 این ویدیو که در روز ۳۱ مرداد در این وب‌سایت منتشر شد، یک ویدیوی انتقادی از سیاست خارجی دولت ابراهیم رئیسی است که در آن گفته می‌شود «سیاست شرق‌گرایی محض و روسیه‌محور دولت رئیسی ضربه‌ای مهلک بر سنت سیاست خارجی ایران در یک قرن گذشته» بود.

/رستاک ایران

@MohandesMirHosseinMousavi
👍1
من بیسواد و بی فرهنگ بودم...

نیکیتا خروشچف برای ده سال،پس از مرگ استالین،رهبر شوروی بود.او عاقبت جنگ قدرت را به برژنف و دار و دسته‌اش باخت و سال‌های پایانی عمر را در حصر خانگی گذراند.خروشچف در پنج سال پایانی عمرش خاطرات خود را توانست روی نوار ضبط صوت ثبت کند.او در پاسخ به این پرسش که بزرگ‌ترین تاسف زندگی‌اش چیست گفت:«من هیچ تحصیلاتی نداشتم.به اندازه کافی فرهنگ نداشتم.برای حکومت کردن بر یک کشور،شما باید به آن اندازه دو تا آکادمی علوم در مغزت علم و دانش داشته باشی.اما من فقط چهار کلاس درس در مدرسه کلیسا خوانده بودم ....در نتیجه موقعی که رهبر کشور شدم نتوانستم به صورت منسجم عمل کنم.»

این نکته تاریخی را ذکر کردم تا بلکه ارزش و اهمیت سواد و تحصیلات در امر مملکت‌داری اندکی روشن شود.
از کتاب در دست ترجمه «خروشچف» ویلیام تابمن.
عکس مربوط می‌شود به حضور خروشچف رهبر شوروی در مجمع سازمان ملل متحد که در آن،از سر اعتراض به سیاست‌های آمریکا و غرب،لنگه کفشش را در آورد و بر تریبون سخنرانی کوبید.

بیژن اشتری

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌲🌲🌲🌲🌲

سادگی شما؛
گرگ درون دیگران را
بیدار میکند...

#رابرت_دنیرو
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ های جالب سایمون شرکلیف، سفیر انگلیس در ایران...

🔹بهترین جای ایران؟ شیراز

🔹شهری شبیه‌به بریتانیا؟ رشت

🔹لهجه مورد علاقه؟ اصفهونیِس

🔹دوغ یا نوشابه؟ دوغ با دیزی و پیاز

🔹چه غذایی خوب میپزی؟ کباب

🔹اسطوره ایرانی مورد علاقه؟ کاوه آهنگر
و تسلط یک سفیر بر حوزه ماموریتش...

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🤬1😢1😡1
داستان علم

یوال نوح هراری

علم بر اساس جهل ایجاد شده است. مبنای علم را نباید در جغرافی، نجوم، کوپرنیک و داروین جستجو کرد. انقلاب بزرگ علمی که سبب ایجاد علم مدرن شد، کشف جهل بود. به مدت هزاران سال، مردم فکر می‌کردند همه چیز را می‌دانند. آنها فکر می‌کردند که با یک کتاب مقدس یا به کمک یک انسان خاص، موفق شده‌اند جهان را بشناسند. آنها فکر می‌کردند دیگر نیازی به کشف جدیدی نیست و همه چیز را می‌دانند. علم، آنجا آغاز شد که برخی انسان‌ها اعتراف کردند که همه چیز را نمی‌دانند. آنها پی بردند که هیچ کتاب یا انسانی تمام پاسخ‌های جهان را در خود ندارد. حالا انسان جرات و صداقت آن را یافت که به جهل خود اعتراف کند و حالا می‌توانست تحقیقات خود را آغاز کند. این، داستان علم است.

کانال کتابهای ممنوعه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
این نابغه اهریمنی؛ معلم و استادِ محمدعلی شاه بود...!

🔹هیچکس به اندازه شاپشال بر محمدعلی شاه نفوذ نداشت، تمام اعمال زشتی که از شاه سر زد با تشویق او بوده، حتی به توپ بستن مجلس مشروطه...
در منابع فارسی اطلاعات دقیقی از این مردِ پلید؛ بقول یحیی دولت آبادی دارای«روح اهريمنى» نیست، اما به زبان روسی، پرونده ای و صندوقی بنام «مأموریت در تهران» در آرشیو سیاست خارجی امپراتوری روسیه زیر نظر وزارت امور خارجه نگهداری میشود که پر از اسناد و اطلاعات در باره او و اوضاع ایران است.
اینجا سعی کرده ام در حد مقدور اطلاعاتی از این صندوق بیاورم، به این آدرس:
“Миссия в Тегеране” AВПРИ, фонд 144, опись 488, дела 503 и 604…

♦️سرگئی مارکوویچ شاپشال از یهودیان اهل کریمه، زاده۱۸۷۳م، فارغ‌التحصیل دانشکده شرق‌شناسی پطرزبورگ که تسلط کامل به زبانهایی چون ترکی، فارسی، عربی، تاتاری، فرانسوی و روسی داشت. وقتی در ژانویه 1901، بعنوان معلم ولیعهد محمدعلی میرزا وارد تبریز شد ولیعهد ایرانی را در این زمان چنین معرفی می کند:
«مردی 28 ساله، قد کوتاه و چاق و دارای دو پسر(احمد دو ساله و محمد یک ساله) فردی بخیل، قدرت طلب که در میان تبریزیان محبوبیتی ندارد، قبل از این، مشغول آموزش فرانسه بوده اما هیچ موفقیتی نداشته...»(منبع روسی...)

♦️شاپشال به محض ورود در خاطراتش مینویسد تبریزیان، با کنجکاوی زندگی شخصی او را پیگیری میکردند حتی اینکه:
«در زمان رفتن به دستشوئی آیا با خودش کاغذ می برد یا کوزه آب ...!».
شاپشال در تبریز به جمع آوری فولکلور آذربایجانی پرداخته که بعدها در 1935 در کراکوف(لهستان) منتشر شد.
ذهن محمدعلی شاه را تسخیر کرده و چون دارای نبوغی سرشار، حیله گری، شجاع و ویژگیهای ذاتی بوده تأثیر هیپنوتیزمی در شاه داشت، بزودی لقب خان گرفته، شاپشال خان میگردد!.
در 28 فوریه 1908 در ترور محمدعلی شاه، 2 بمب دستی بسوی شاه انداختند، تعدادی کشته و زخمی شدند اما شاه آسیبی ندید، چون شاپشال شجاعانه،  شاه را از محل حمله تروریستی دور کرده جانش را نجات داد!
و بلافاصله جزئیات حمله تروریستی را با تلگراف محرمانه به سن پترزبورگ اطلاع داده بخاطر شجاعتش در حفظ جانِ شاه ایران، نشان سنت آنا درجه 2 گرفته و خود محمدعلی شاه نیز بالاترین نشان ایرانی یعنی تیمثال درجه 1 با تزئینات الماس به او داد و حقوقش را هم دو برابر کرد.

♦️نفوذش در ولیعهد چنان بود که تمام اقدامات او را رهبری کرده و این شاپشال بود که بر آذربایجان حکومت میکرد!
رشدیه نیز اشاره کرده «اسما معلم روسى محمدعليشاه بود اما فعال مايشاء و عامل مهم سياسى روسها در ايران و سفير روس تحت امر او بود.( سوانح عمر...ص۱۰۶)

مشروطه خواهان در اوج اختلافشان با محمدعلی شاه، تبعیدِ 6 نفر از جمله شاپشال را از شاه خواستند اما بیهوده نبوده که روسها گفته بودند:
«ما حاضريم يك بريگارد سرباز از ايران ببريم اما شاپشال بماند»!
پانوف خطاب به شاپشال مینویسد:
آقای شاپشال! شما هشت سال معلم سرخانۀ شاه بوديد، سالانه ۱۶ هزار روبل دريافت نموده ايد وى دو كلمه روسى هم نمى‌داند، اما شما روز و شب تلاش داشتيد كه او مشروطيت را از ریشه براندازد...
(براون، انقلاب مشروطیت...ص۳۵۱)
در ظرف دو سال صاحب باغ، چندین خانه شد و دو ده در مرند خريد!
(خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه مافی...ج ۳، ص۷۳۴)
سندی نشان میدهد که به دارو دسته شیخ فضل الله نوری در واقعه‌ى توپخانه برای براندازی مشروطیت پول و کمک می رسانده!
هنگامیکه شاه با قزاقها عازم باغشاه بوده تا مجلس را به توپ بندد مردم، شاپشال خان را دیده بودند که شمشير بدست در كنار محمدعلی شاه حركت مى‌كرده.
(بنگرید: براون...ص ۱۹۲)

♦️این «نابغۀ اهريمنى» حتی پس از فرار محمدعلی شاه، باز براحتی دست از سر ایران برنداشت!
در زمان اخراج، بهانه آورده که باید حقوق سالهای بعد را هم بدهند چون بر طبق قرارداد، اگر ایران قراردادش را یکطرفه فسخ کند باید بپردازد.
البته همه را گرفت و یک دنیا هم تصاویر، سکه های باستانی ، اشیای کمیاب را جمع آوری کرده، برد.
که اینک این مجموعه‌، در موزه دولتی ارمیتاژ در لنینگراد نگهداری میشود.
او در طول 7سالیکه در خدمت شاه ایران بود بزرگترین خیانتها را به ایران و بزرگترین خدمتها را به روسیه کرد و سرانجام با عنوانِ پرفسور زبانشناسی در 1961 در 89 سالگی درگذشت.


✍️ علی مرادی مراغه ای

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍32
🌲🌲🌲🌲🌲

خوشبختی همین در کنار هم بودن هاست
همین دوست داشتن هاست...
خوشبختی همین لحظه های ماست
همین ثانیه هایی ست که در شتاب زندگی گم شان کرده ایم....

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from دفترِ ایام از روزگاران ایران (عابد فضلی)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستند ایران، پارس جدید

محصول سال ۱۳۱۸ خورشیدی، دوره #پهلوی یکم، #رضاشاه

این مستند محصول کار مشترک چند دانمارکی است که در خدمت شرکت مهندسی #کمپساکس (Kampsax) به #ایران آمده بودند تا از مراحل ساخت راه‌آهن جنوب_شمال فیلمبرداری کنند. فیلم در واقع دو بخش دارد: در ابتدا نگاهی عمومی به اوضاع کلی ایران می‌اندازد؛ از وضعیت شهری و روستایی تا وضعیت صنایع سنتی و مدرن و همچنین اوضاع سیاسی و نظامی و آموزشی. در بخش دوم: دوربین به نقاط صعب‌العبور می‌رود تا مراحل ساخت راه‌آهن را نشان دهد.

@Department_Of_History_UT
انسان در جستجوی معنا

ویکتور فرانکل

🔹همه چیز را می توانیم از انسان بگیریم، جز آزادی...

■ویکتور فرانکل (Viktor Frankl) در سال ۱۹۰۵ در وین اتریش به دنیا آمد. وی پایه‌گذار یکی از مهم‌ترین روش‌های درمانی در علم پزشکی است که به آن معنادرمانی (لوگوتراپی) می‌گویند. 

□از آنجا که ویکتور فرانکل یهودی بود، در سال ۱۹۴۲ به اردوگاه کار اجباری از آشویتس تبعید شد و سخت‌ترین و سرنوشت‌سازترین روزهای عمرش را در این اردوگاه سپری کرد. او مدتی هم در اردوگاه کار اجباری داخائو سپری کرد. او در سال ۱۹۴۵ آزاد شد و تجربیات خود در این سال‌های تبعید را نوشت و در سال ۱۹۴۶ تحت عنوان «انسان در جستجوی معنا» منتشر کرد. در ادامه بخشی از مهم‌ترین درس‌ها و آموزه‌های این کتاب را مرور می کنیم.

● *درس اول:* بی تفاوتی، اولین گام برای برگشتن به زندگی.
︎زندانی‌هایی که وارد اردوگاه کار اجباری آشویتس می‌شدند، دو دسته بودند. یک دسته را به بخش کار اجباری می‌فرستادند و دسته دیگر را به بخش اعدام می‌بردند. کسانی که اعدام می‌شدند که تکلیفشان مشخص بود ولی کسانی که در اردوگاه کار اجباری بودند، وقتی صحنه اعدام را می‌دیدند، سرشار از ناامیدی و سرخوردگی می‌شدند و به همین خاطر بخشی از آن‌ها ترجیح می‌دادند که خودکشی کنند. به همین خاطر به سمت فنس‌های برق‌دار اطراف اردگاه می‌رفتند و با خودکشی خودشان را از این وضع نجات می‌دادند.
︎کسانی که دست به خودکشی نمی‌زدند، بعد از مدتی با بی‌تفاوتی روبرو می‌شدند و همه چیز برایشان عادی می‌شد. در نتیجه ترجیح می‌دادند که به هر شکل ممکن این وضع را تحمل کنند و زندگی خود را ادامه دهند. ویکتور فرانکل، یکی از همین افراد بود. البته دغدغه اصلی آن‌ها، رسیدن به نیازمندی‌های اولیه زندگی مثل آب و غذا بود. این دغدغه به قدری شدید بود که وقتی تیفوس در زندان شیوع پیدا کرد، بسیاری اصلاً احساس انزجار و ترحم نداشتند و اتفاقاً خوشحال بودند؛ چون می‌دانستند که غذای بیشتری به آن‌ها خواهد رسید.
︎زندانی‌ها هیچ تصوری از آینده نداشتند و نمی‌دانستند که چه زمانی از زندان آزاد می‌شوند. این وضعیت باعث شده بود که زندانی‌ها به یک مرده متحرک تبدیل شوند. این بخش از کتاب واقعاً دردآور است و به ما یاد می‌دهد که انسان توانایی عادت کردن به هر چیزی را دارد. اتفاقا خود فرانکل هم این موضوع را در قالب یک جمله به ما یاد می‌دهد:
︎عریانی تنها تحفه ما از اردوگاه بود! جز بدن‌های برهنه چیز دیگری نداشتیم. انسان این قابلیت را دارد که به هر چیزی عادت کند. اکنون اگر کسی از ما در مورد حقیقته گفته‌ داستایوسکی بپرسد که می‌گفت: «بشر موجودی است که می‌تواند به همه چیز عادت کند.» پاسخ خواهیم داد: «بله، بشر موجودی است که به همه چیز خو می‌گیرد؛ اما نپرسید چگونه.»

○ *درس دوم:* زنده بودن و نفس کشیدن، خودش یک هدیه است
︎وقتی جنگ تمام شد و زندانی‌ها را از اردوگاه‌های کار اجباری آزاد می‌کردند، برای هیچ کدام از آن‌ها قابل باور نبود و نمی‌توانستند به این راحتی باور کنند که آزاد شده‌اند و باید به خانه برگردند. خیلی از آن‌ها وقتی به جامعه برمی‌گشتند، چندان استقبالی از آن‌ها نشد و مردم به آن‌ها می‌گفتند که ما هم خیلی سختی کشیده‌ایم و تجربیات شما در اردوگاه کار اجباری خیلی هم عجیب و غریب نیست.
︎این روند ادامه داشت تا اینکه افراد آزادشده فهمیدند که واقعاً زنده بودن و نفس کشیدن هم خودش غنیمتی است و زمان آن رسیده است که تجربیات گذشته را کنار بگذارند و به زندگی عادی برگردند تا بتوانند وطن خودشان را از نو بسازند. در واقع آن‌ها فهمیدند که باید خودشان را تغییر دهند تا بتوانند با شرایط سازگار شوند.
︎فرانکل می‌نویسد: وقتی قادر به تغییردادن وضعیتی نباشید، باید خودتان را تغییر دهید.

■ *درس سوم:* عشق در هر شرایطی ناجی انسان است.
︎عشق یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های انسان در زندگی است. سوالی که برای بسیاری وجود دارد این است که در آن شرایط سخت و طاقت‌فرسا چه چیزی از انسان‌ها محافظت می‌کرد؟ بعضی از زندانی‌ها با تصور کردن عزیزانشون و یاد کردن از خاطرات خوش و زیبای گذشته از سلامت روان و اعصاب خودشان حفاظت می‌کردند و با این کار خودشان را با شرایط سختی که در آن قرار داشتند، وفق می‌دادند.
︎کسانی که اندکی عشق، شور و نشاط در ذهن خود داشتند و خاطرات خوشی از گذشته در ذهن خود نگه داشته بودند، می‌توانستند از خودشان محافظت کنند. جالب است بدانید که زندانی‌ها لباس گرمی برای حفاظت از خودشان در برابر سرمای استخوان‌سوز زمستان نداشتند و لباس‌شان در تابستان و زمستان یکسان بود. در چنین شرایطی نیروی عشق خودش را نشان می‌داد و به همه ثابت می‌کرد که چه قدرت و توانایی شگفت انگیزی دارد.
👍3
︎در آن فضا یک عده از زندانی‌ها با تماشای غروب آفتاب یا با شنیدن صدای یک پرنده به آرامش می‌رسیدند. همچنین وقتی زمان ناهار فرامی‌رسید، دور هم جمع می‌شدند و همین در کنار هم بودن، برایش زیبا و لذت‌بخش بود. در این زمان برای هم جک تعریف می‌کردند و از حس شوخ‌طبعی برای نیرو و قدرت کمک می‌خواستند. این موضوع نشان می‌دهد که حس طنز و شوخ‌طبعی تا چه اندازه می‌تواند انرژی‌زا باشد.
︎شوخ طبعی بیش از هر حس دیگری می‌تواند بشر را از انزوا بیرون بکشاند و توانایی او را برای تحمل شرایط ناگوار بالا ببرد.

□ *درس چهارم:* آزادی تنها چیزی است که نمی توان از انسان گرفت.
︎آزادی یکی از مهم‌ترین دارایی‌های هر انسان است. بعضی انسان‌ها با تمام وجود و در هر شرایطی پای این دارایی مهم می‌ایستند و برخی دیگر خیلی ارزان آن را کنار می‌گذارند. در دوران حضور فرانکل در اردوگاه کار اجباری هم این بحث وجود داشت. در آن دوران یک سری زندانی‌ها خیلی راحت می‌پذیرفتند که به اردوگاه دیگری منتقل شوند و برخی دیگر زمین و زمان را به هم می‌دوختند تا این انتقال صورت نگیرد.
︎در اردوگاه کار اجباری انجام مراسم مذهبی به کلی قدغن بود ولی برخی افراد با این وجود پای عقاید خود می‌ایستادند و تا حد امکان از قدرت آزادی خود استفاده می‌کردند. درست است که در اردوگاه شرایط خیلی سخت بود ولی برخی افراد انسانیت خود را حفظ می‌کردند و غذای خود را به افرادی که نیاز به غذای بیشتر داشتند می‌بخشیدند. ︎فرانکل می‌نویسد: همه چیز را می‌توانیم از یک انسان بگیریم جز آزادی! آزادی کلمه‌ای است که زندگی را معنادار و هدفمند می‌کند. زندگی بدون معنا نیست؛ رنج هم جزئی از زندگی است. پس در رنج هم معنایی نهفته است. رنج آدمی بخش انکارناپذیری از زندگی اوست. حتی اگر در قالب سرنوشت و مرگ خود را نشان دهد. زندگی بدون رنج و مرگ کامل نیست. وقتی انسان متوجه می‌شود که رنج بخش جدایی ناپذیری از سرنوشتش است، ناگزیر آن را به عنوان وظیفه‌ای انفرادی و منحصر به فرد می‌پذیرد. رنج می‌تواند باعث موفقیت و پیشرفت بشر شود.

● *درس پنجم:* جستجو و یافتن معنای زندگی، بزرگترین انگیزه زندگی است.
︎ویکتور فرانکل در تمام مدتی که در اردوگاه به سر می‌برد، متوجه شد که انسان‌ها وقتی می‌خواهند به چیزی که دنبال آن هستند برسند باید ابتدا معنای زندگی‌شان را درک کنند. مثلاً کسی که در آن لحظه زندانی بود باید در ذهن خودش به دوام آوردن به امید حضور دوباره در کنار همسر و فرزندانش فکر کند و این موضوع را به معنای زندگی خودش تبدیل کند.
︎این مشاهدات به فرانکل ثابت کرد که یافتن معنای زندگی، می‌تواند بزرگ‌ترین انگیزه زندگی برای عمل باشد. پژوهشی که در دانشگاه جان هاپکینز انجام شد هم این موضوع را به خوبی نشان داد. در این پژوهش از دانشجویان خواستند که اولویت زندگی خود را مشخص کنند. ۷۸ درصد آن‌ها گفتند که اولویت زندگی‌شان، پیدا کردن معنا و هدف زندگی است. معنادرمانی فرانکل به افراد کمک می‌کند که معنای زندگی خود را درک کنند و از پوچی و بی‌معنایی دور شوند.

○ *درس ششم:* معنای زندگی هر کس به زمان و مکان فعلی او بستگی دارد.
︎قرار نیست که ما به صورت مداوم یک معنای مشخص را برای زندگی خودمان در نظر بگیریم. معنای زندگی ما به زمان و مکانی بستگی دارد که در آن حضور داریم. ممکن است که یک نفر در سن ۲۰ تا ۳۰ سالگی یک معنای مشخص را دنبال کند و در دهه‌های بعدی معنای دیگری را برای زندگی خودش در نظر بگیرد.
به عنوان مثال، نمی‌توانیم از یک شطرنج‌باز بپرسیم که بهترین حرکت چیست. مسلماً شطرنج‌باز در پاسخ به این سوال خواهد گفت: «بهترین حرکت به شرایط بازی بستگی دارد. بهترین حرکت را موقعیت بازی مشخص می‌کند.» این موضوع درباره معنای زندگی هم صدق می‌کند. معنای زندگی ما به انتخاب‌ها، تصمیم‌ها و رفتارهای ما بستگی دارد.

■ *درس هفتم:* برای از بین بردن ترس‌ها باید با آنها مواجه شویم.
︎معنا درمانی فقط به پیدا کردن معنای زندگی کمکی نمی‌کند، این مفهوم در از بین بردن ترس‌های انسان هم خیلی موثر و کاربردی است. در روان‌درمانی عادی، بیمار مورد آزمایش قرار می‌گیرد و ترس‌های او بر اساس محیط، رویدادها و شرایط بیرونی و درونی شخص تفسیر می‌شود. این در حالی است که معنا درمانی از شخص می‌خواهد که با ترس‌های خودش روبرو شود، آن‌ها را با تمام وجود بپذیرد و سپس برای کنترل کردن آن‌ها تلاش کند. تا زمانی که با ترس‌های خود روبرو نشویم، مسلماً به عنوان یک مانع در زندگی ما باقی می‌مانند. پس باید دل را به دریا بزنیم.
︎مثلاً کسی که می‌ترسد در برابر دیگران عصبانی و سرخ شود، هر وقت در جمع دیگران قرار می‌گیرد می‌ترسد که عصبانی شود و همین ترس باعث سرخ شدن او می‌شود. این فرد باید با این ترس مواجه شود و از عصبانی و سپس سرخ شدن نترسد. وقتی این اتفاق چند بار افتاد، متوجه می‌شود که سرخ شدن در اثر عصبانیت برای او مشکلی ندارد.
👍31
*منبع:* کتاب انسان در جستجوی معنا(خلاصه شده)

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌲🌲🌲🌲🌲

برای ساختن فرزندان، باید نخست خویش را بسازی. در غیر این صورت، فرزندان را برای نیازهای حیوانی، فرار از تنهایی یا پر کردن چاله‌های وجودت پدید آورده‌ای. وظیفه‌ تو به‌عنوان یک والد، تنها ساختن خودی دیگر نیست، بلکه چیزی برتر است. چیزی همانند آفریدن یک آفریننده.

#اروین_یالوم
📚کتاب وقتی نیچه گریست
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
2
توصیه های کارل پوپر به حکومت ها در هنگامه شورش و اعتراض

✍️ قاسم خرمي
کارل پوپر، به حکومتها پیشنهاد می کند که با انجام اصلاحات به هنگام و پذیرش رای و نظر مردم و دخیل کردن آن در امـر حکومتداری، جـلوی وقوع انقلاب ها و طغیان های بنیان کن را بگیرند!

به گفته او "انقلابها برنامه‌ريزی نمی‌ شوند؛ بلكه به خاطر رفتار ناصواب حكومتها، اتفاق می‌افتند. پس بنابر این، به خاطر انقلاب و خشونت، بايد به جای مـردم، حاكمان را مورد سرزنش قرار داد".

توصیه اسـاسی تر پوپر به همـه سياستمداران، ایدئولوژیها و نظامهای سیاسی این بود که به جای وعده های بزرگ و غیر قابل تحقق، کاری کنید که حداقل قدری از رنج و درد مردم کم شود.

به گفته او:"در سیاست و طبابت،هرکس وعده زیادبدهد،شارلاتان است و آندسته از ایدئولوژی‌های آرمانگرایی که وعده ایجاد بهشت می‌ دهند، عاقبت راه به جهنم می‌ برند؛ چراکه که آرمانها به مرور زمان تغییر می‌کنند و دست آخر، جز رنج اضافی، چیزی برای مردم باقی نمی‌ماند!"

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
پادشاهان تحول آفرین ایران...

پوستری که به مناسبت سالگرد پنجاهمین سال تأسیس #شاهنشاهی #پهلوی منتشر شد، چهره شاهنشاهان ایران در طول تاریخ از زمان #کورش بزرگ را به‌همراه دستاوردهایشان نشان می‌دهد.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌲🌲🌲🌲🌲

لطيف باش...
اجازه نده اين دنيا دلت را
خشن كند،
نگذار درد در وجودت نفرت
ايجاد كند،
اجازه نده تلخى ها
شيرينى وجودت را بدزدند....

#پگاه_اندیشه
@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd