This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲🌲🌲
اگر قرار است از زندگی لذت ببریم،
الان وقتشه،
نه فردا،
نه ماه دیگه،
نه سال دیگه.
امروز باید زیباترین روز زندگیت باشه،
از همین امروز لذت ببرید،
زندگی همین لحظه است.
هر از گاهی زندگی تان را از بار سنگین گذشته و انتظار آینده برهانید....
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اگر قرار است از زندگی لذت ببریم،
الان وقتشه،
نه فردا،
نه ماه دیگه،
نه سال دیگه.
امروز باید زیباترین روز زندگیت باشه،
از همین امروز لذت ببرید،
زندگی همین لحظه است.
هر از گاهی زندگی تان را از بار سنگین گذشته و انتظار آینده برهانید....
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from عصر تاریخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دره خرم آباد (غار کَل دَر) از قدیمی ترین سکونتگاه های بشر با قدمت 54 هزار که نشان می دهد اولین انسان های هوشمندی ک وارد قاره اروپا شده اند از این منطقه خارج شده اند.
@AsrTarikh
@AsrTarikh
✅عشق بدفرجام مریم بیگم عمّه شاه سلیمان
قسمت اول
✍علی جلالپور
یکی از زنان مقتدر و با نفوذی که در جمع حرمسرای شاه سلیمان زندگی میکرد مریم بیگم بود. ایشان در زمان شاه عباس دوم نیز روی آرامش به خود ندید، زیرا برادر اجازهی زندگی به فرزندانش را نداده و دستور صادر کرده بود که چندان به اطفال ذکورش شیر ندهند تا بمیرند. مؤلف کتاب پشت پردههای حرمسرا به نقل از سانسون به قدرت فوقالعاده و بی بند و بار شاه سلیمان اشاره دارد و میگوید که اختیار همه چیز در دستان اوست و به دلیل آن که عمّهی بی شوهرش با یکی از سرداران رابطه عاشقانه برقرار کرده بود دستور قتل آن مرد بی گناه را صادر میکند. پادشاه اقدام آنان را توهین به مقام سلطنت دانسته و با توجه به آن که عمّهاش اقرار به تمایل کرده بود فرمان قطع سر فرمانده را صادر کرد و سپس آن را نزد مریم بیگم فرستاد. وی در باره این واقعه حزن انگیز مینویسد: «یکی از زنان حرمسرای شاه سلیمان عمّهی وی بود که مریم خانم نام داشت و پس از مرگ شوهرش همچنان بیوه باقی مانده بود و در اندرون زندگی میکرد. سانسون مینویسد این خانم محترم به عشق فرماندهی کل گرفتار شد. فرماندهی کل نتوانست جانب احتیاط را رعایت کند و پیش بینی نماید که روابط نا مشروع و جنایتکارانهی او با شاهزاده خانمی که همخون شاه میباشد چه عواقب خطرناکی را دربر دارد و او را به چه بدبختی گرفتار میسازد. فرماندهی کل به عشق تسلیم شد و عشق مریم خانم او را به دام انداخت. آنها توانستند خواجگان حرم را که شاه برای محافظت شاهزاده خانم معیّن کرده بود و در قصر آن خانم به پاسداری مشغول بودند، بفریبند و خواجگان محافظ را از مراقبت باز دارند ولی حسّ کنجکاوی و حسادتِ زنان فرماندهی کل از مراقبت خواجگان حرم دقیقتر بود. زنان فرماندهی کل روابط عاشقانهی آن دو را کشف کردند و از آن پرده برداشتند و خواجگان حرم را در جریان ماجرا گذاشتند. خواجگان حرم که از علاقه و مرحمت شاه نسبت به فرماندهی کل با اطّلاع بودند جرأت نمیکردند از آن ماجرا چیزی به شاه عرض کنند؛ ولی وقتی مشاهده کردند پس از جلسهی مذاکرات شاه با عبدالله سلطان اوضاع دگرگون شده است از موقعیّت استفاده کرده، مام قضایا را به عرض شاه رسانیدند. شاه که بسیار رند و زرنگ میباشد، توانست بر خشم و غضب خود غلبه کند و خود را نگه دارد. شاه میخواست به تحقیق بیشتری بپردازد و از زبان خود شاهزاده خانم بشنود که فرمانده کل قوا را دوست میدارد. اعلیحضرت شاه، شاهزاده خانم را احضار کرد و مثل معمول با او خودمانی رفتار کرد و دربارهی موضوعات با او صحبت کرد. پس از آن که به شاهزاده خانم نشان داد که مثل همیشه نسبت به او مهربان است و به او احترام میگذارد، گفت که تصمیم گرفته است او را شوهر دهد. شاه از عدّه زیادی از درباریان که مورد احترام او بودند نام برد و آنها را برای ازدواج به شاهزاده خانم پیشنهاد کرد ولی شاهزاده خانم به هیچ یک از آنها اظهار تمایل نکرد و به همهی آنها به نظر تحقیر نگریست. سپس شاه افزود که ابتدا در نظر داشته است فرمانده کل را برای این امر پیشنهاد کند؛ ولی پیش خود فکر کرده است که ازدواج شاهزاده خانم با فرمانده کل متناسب نیست و شاهزاده خانم او را نخواهد پسندید زیرا فرمانده کل پیر است . شاهزاده خانم نتوانست عشق خود را پنهان نماید و آن را ابراز نکند، لذا به شاه عرض کرد که سن او متناسب با سن فرمانده کل میباشد و به قدری از فرمانده کل پیش شاه تعریف و تمجید کرد که شاه در صحّت آن چه در بارهی آنان شنیده بود تردیدی برایش باقی نماند و دانست که بین آنان رابطهای وجود دارد.
شاه، شاهزاده خانم را مرخص کرد و به او گفت شب به قصر بیاید و به او وعده داد که تا شب تمام وسایل جشن عروسی او را با فرماندهی کل آماده سازد. شاهزاده خانم نیز پای شاه را بوسید و از قصر بیرون رفت. خیانتی که به وسیلهی عبدالله سلطان افشا شده بود و تجاوز و هتک ناموس نسبت به خانمی که همخون شاه است به قدری اهمیّت داشت که کشتن فرماندهی کل حتمی بود زیرا جنایاتی کوچکتر و کم اهمیّتتر از آن چه که فرمانده کل مرتکب شده بود برای نابود شدن او کفایت میکرد. شاه دوباره خواجگان حرم را احضار کرد. خواجگان حرم بر خشم و غضب شاه افزودند زیرا به شاه افشا کردند که رابطهی نامشروع فرمانده کل با عمّهاش به برکنار شدن شاه از تخت سلطنت منتهی میشده است زیرا آنها مصمّم بودهاند پسر ارشد شاه را که جوانی بیست و دو ساله است به تخت سلطنت بنشانند. وقتی در نیمه شب به تمام امرا و بزرگان دربار ابلاغ شد که به فرمان شاه فوراً حاضر شوند و به قصر بیایند همگی متعجّب شدند و بر جان خود لرزیدند. اعتمادالدوله، فرماندهی کل قوا، دیوان بگی، رئیس غلامان شاه که مهمترین صاحب منصبان دربار میباشند و چهار رکن اساسی دربار به شمار میآیند اوّلین امرایی بودند که وارد قصر شدند و به حضور شاه رسیدند.
@tarbd
قسمت اول
✍علی جلالپور
یکی از زنان مقتدر و با نفوذی که در جمع حرمسرای شاه سلیمان زندگی میکرد مریم بیگم بود. ایشان در زمان شاه عباس دوم نیز روی آرامش به خود ندید، زیرا برادر اجازهی زندگی به فرزندانش را نداده و دستور صادر کرده بود که چندان به اطفال ذکورش شیر ندهند تا بمیرند. مؤلف کتاب پشت پردههای حرمسرا به نقل از سانسون به قدرت فوقالعاده و بی بند و بار شاه سلیمان اشاره دارد و میگوید که اختیار همه چیز در دستان اوست و به دلیل آن که عمّهی بی شوهرش با یکی از سرداران رابطه عاشقانه برقرار کرده بود دستور قتل آن مرد بی گناه را صادر میکند. پادشاه اقدام آنان را توهین به مقام سلطنت دانسته و با توجه به آن که عمّهاش اقرار به تمایل کرده بود فرمان قطع سر فرمانده را صادر کرد و سپس آن را نزد مریم بیگم فرستاد. وی در باره این واقعه حزن انگیز مینویسد: «یکی از زنان حرمسرای شاه سلیمان عمّهی وی بود که مریم خانم نام داشت و پس از مرگ شوهرش همچنان بیوه باقی مانده بود و در اندرون زندگی میکرد. سانسون مینویسد این خانم محترم به عشق فرماندهی کل گرفتار شد. فرماندهی کل نتوانست جانب احتیاط را رعایت کند و پیش بینی نماید که روابط نا مشروع و جنایتکارانهی او با شاهزاده خانمی که همخون شاه میباشد چه عواقب خطرناکی را دربر دارد و او را به چه بدبختی گرفتار میسازد. فرماندهی کل به عشق تسلیم شد و عشق مریم خانم او را به دام انداخت. آنها توانستند خواجگان حرم را که شاه برای محافظت شاهزاده خانم معیّن کرده بود و در قصر آن خانم به پاسداری مشغول بودند، بفریبند و خواجگان محافظ را از مراقبت باز دارند ولی حسّ کنجکاوی و حسادتِ زنان فرماندهی کل از مراقبت خواجگان حرم دقیقتر بود. زنان فرماندهی کل روابط عاشقانهی آن دو را کشف کردند و از آن پرده برداشتند و خواجگان حرم را در جریان ماجرا گذاشتند. خواجگان حرم که از علاقه و مرحمت شاه نسبت به فرماندهی کل با اطّلاع بودند جرأت نمیکردند از آن ماجرا چیزی به شاه عرض کنند؛ ولی وقتی مشاهده کردند پس از جلسهی مذاکرات شاه با عبدالله سلطان اوضاع دگرگون شده است از موقعیّت استفاده کرده، مام قضایا را به عرض شاه رسانیدند. شاه که بسیار رند و زرنگ میباشد، توانست بر خشم و غضب خود غلبه کند و خود را نگه دارد. شاه میخواست به تحقیق بیشتری بپردازد و از زبان خود شاهزاده خانم بشنود که فرمانده کل قوا را دوست میدارد. اعلیحضرت شاه، شاهزاده خانم را احضار کرد و مثل معمول با او خودمانی رفتار کرد و دربارهی موضوعات با او صحبت کرد. پس از آن که به شاهزاده خانم نشان داد که مثل همیشه نسبت به او مهربان است و به او احترام میگذارد، گفت که تصمیم گرفته است او را شوهر دهد. شاه از عدّه زیادی از درباریان که مورد احترام او بودند نام برد و آنها را برای ازدواج به شاهزاده خانم پیشنهاد کرد ولی شاهزاده خانم به هیچ یک از آنها اظهار تمایل نکرد و به همهی آنها به نظر تحقیر نگریست. سپس شاه افزود که ابتدا در نظر داشته است فرمانده کل را برای این امر پیشنهاد کند؛ ولی پیش خود فکر کرده است که ازدواج شاهزاده خانم با فرمانده کل متناسب نیست و شاهزاده خانم او را نخواهد پسندید زیرا فرمانده کل پیر است . شاهزاده خانم نتوانست عشق خود را پنهان نماید و آن را ابراز نکند، لذا به شاه عرض کرد که سن او متناسب با سن فرمانده کل میباشد و به قدری از فرمانده کل پیش شاه تعریف و تمجید کرد که شاه در صحّت آن چه در بارهی آنان شنیده بود تردیدی برایش باقی نماند و دانست که بین آنان رابطهای وجود دارد.
شاه، شاهزاده خانم را مرخص کرد و به او گفت شب به قصر بیاید و به او وعده داد که تا شب تمام وسایل جشن عروسی او را با فرماندهی کل آماده سازد. شاهزاده خانم نیز پای شاه را بوسید و از قصر بیرون رفت. خیانتی که به وسیلهی عبدالله سلطان افشا شده بود و تجاوز و هتک ناموس نسبت به خانمی که همخون شاه است به قدری اهمیّت داشت که کشتن فرماندهی کل حتمی بود زیرا جنایاتی کوچکتر و کم اهمیّتتر از آن چه که فرمانده کل مرتکب شده بود برای نابود شدن او کفایت میکرد. شاه دوباره خواجگان حرم را احضار کرد. خواجگان حرم بر خشم و غضب شاه افزودند زیرا به شاه افشا کردند که رابطهی نامشروع فرمانده کل با عمّهاش به برکنار شدن شاه از تخت سلطنت منتهی میشده است زیرا آنها مصمّم بودهاند پسر ارشد شاه را که جوانی بیست و دو ساله است به تخت سلطنت بنشانند. وقتی در نیمه شب به تمام امرا و بزرگان دربار ابلاغ شد که به فرمان شاه فوراً حاضر شوند و به قصر بیایند همگی متعجّب شدند و بر جان خود لرزیدند. اعتمادالدوله، فرماندهی کل قوا، دیوان بگی، رئیس غلامان شاه که مهمترین صاحب منصبان دربار میباشند و چهار رکن اساسی دربار به شمار میآیند اوّلین امرایی بودند که وارد قصر شدند و به حضور شاه رسیدند.
@tarbd
✅عشق بدفرجام مریم بیگم عمه شاه سلیمان صفوی
قسمت دوم
✍علی جلالپور
شاه به فرمانده کل اعتنا نکرد و روی خود را از او برگردانید. فرمانده کل از رفتار شاه بدبختی خود را احساس و پیش بینی کرد. فرمانده کل وقتی مشاهده نمود مستحفظین شاه تقویت شدهاند او را رعب و هراس فراوانی فرا گرفت. فرمانده کل بر سر جای معمولش کنار اعتمادالدوله بر زمین نشست. شاه به اعتمادالدوله و دو امیر دیگر شراب خورانید ولی به فرماندهی کل همچنان اعتنایی نکرد و به او شراب نداد. رئیس غلامان شاه که دوست نزدیک فرماندهی کل بود و شاه به او علاقه داشت و به او احترام میگذاشت با نگاه شگفت انگیزی تعجّب خود را از عمل شاه نشان داد. شاه که متوجّه نگاه شگفت انگیز او شده بود فریاد کشید از این که من به این غدّار خیانت کار اعتنا نمیکنم تعجب کردهای؟ برخیز و او را گردن بزن. آن امیر که هرگز چنین انتظاری نداشت و از صدور چنین فرمانی سخت به وحشت افتاده بود خود را به پای شاه انداخت ولی به جای این که رحم و شفقت شاه را برانگیزد و برای دوستش طلب عفو کند خود را در محکومیت او شریک ساخت. دیوان بگی (بیگی) خود را به پای شاه انداخت و در حالی که به پای شاه بوسه میداد و با فصاحتی که همیشه و در همه حال در بیان گفتارش بود به شاه عرض کرد، فرمانده کل باید جنایت بزرگی را مرتکب شده باشد که شاهنشاه را که مهربانترین و بخشندهترین پادشاه جهان است به این درجه خشمگین ساخته است ولی در مورد رئیس غلامان اجازه میخواهد به عرض برساند که اگر او از فرماندهی کل قوا شفاعت کرده است در احترامی که باید به فرمان شاه بگذارد قصور نورزیده است و بر خلاف قاعده عملی انجام نداده است زیرا بنا بر سنّت و قانونی که تمام سلاطین قبل از اعلیحضرت شاه آن را تأیید نموده و به آن عمل کردهاند اجازه داده شده است که در مورد فرامینی نظیر این فرمان، تا آن که فرمان سه دفعه تکرار نشود در برابر خشم و غضب شدید شاه به شفاعت برخاستن حائز کمال اهمیّت است و به همین مناسبت شاهان پیشین از این که کسی خود را به پای شاه بیفکند و برای متّهمی تقاضای عفو و بخشش کند بر خشم خویش نمیافزودهاند. شاه گفت بسیار خوب من رئیس غلامان را میبخشم، ولی دیوان بگی به شما میگویم دیوان بگی به شما فرمان میدهم و برای سومین بار دیوان بگی به شما امر میکنم برخیزید و این غدّار خیانت کار را گردن بزنید. دیوان بگی فوراً از جا برخاست و گریبان فرماندهی کل را گرفت و عمّامهاش را از سرش برداشت و بر زمین افکند و او را از اتاق بیرون کشید. دیوان بگی کمربند فرماندهی کل را باز کرد و دستهای او را از پشت بر هم بست. فرمانده کل از سرنوشت شوم خود شکایتی بر زبان نیاورد و شاه را ثنا گفت و برای شاه عمر دراز آرزو کرد و برای ابراز اطاعت به فرمان شاه گوشهی لباس دیوان بگی را بوسه داد و به او التماس کرد که از شاه تقاضا کند به جای این که او وقتی قرضهای شاه را پرداخته است شاه خشم و غضب خود را بر افراد خانوادهی او نگستراند زیرا تنها او مقصّر بوده است و هیچ کس در گناه و جنایت با او شرکت نداشته است. سپس فرمانده کل گفت برای او قرآنی بیاورند تا در صورتی که آخرین لحظهی عمر فرا رسیده است دعایی بخواند و همچنان امیدوار بود که شاید در این لحظات خشم و غضب شاه فرو نشیند، ولی دیوان بگی با نواختن ضربه شمشیری که به گردن او فرود آورد به او فهمانید که آخرین لحظهی عمرش فرا رسیده است. دیوان بگی از این که میدید دوست عزیزش، امیری به آن عظمت به چنین حالی درافتاده است سخت متألم و متأثر گردیده بود. به طوری که دستش به لرزه درآمد و از قدرتش کاسته شد. در نتیجهی ضربهی شمشیرش فقط پوست گردن فرمانده کل را خراش داد و زخم کرد. فرمانده کل به نام دوستی قدیمیاش با دیوان بگی از او تقاضا کرد که او را زجر ندهد و زودتر خلاص کند. دیوان بگی افسر جوانی را که در خدمتش بود صدا کرد و او با سه ضربه متوالی سر فرمانده کل را از تن جدا کرد. سر فرمانده کل را به حضور شاه بردند. به محض این که چشم شاه به سر بریدهی افتاد فریاد کشید بسیار خوب خیانت کار. من در خوابم. من در سستی و رخوتم، چنان که تو به دشمنان من نوشتی.
جشن عروسی که شاه به شاهزاده خانم عمهاش وعده کرده بود و او را به آن امیدوار ساخته و دعوت کرده بود به صحنهای خونین و وحشتناک تبدیل گردید. شاه به یکی از خواجگان حرم فرمان داد که سر فرماندهی کل را برای شاهزاده خانم ببرد و از طرف شاه به او بگوید که این همان شوهری است که شاه برای او انتخاب کرده است. ظاهراً شاه علیه شخص شاهزاده خانم اقدام دیگری نکرد. آیا برای تنبیه و مجازات آن شاهزاده خانم مشاهده سر از تن جدا شدهی معشوقش کافی نبود؟ شاهزاده خانم سر خون آلود فرماندهی کل را میان ظرفی مشاهده کرد باید همین درد آن زن را کشته باشد.»[1]
[1] - پشت پردههای حرمسرا، تألیف حسن آزاد، انتشارات انزلی، 1362، صص 312 تا 316
@tarbd
قسمت دوم
✍علی جلالپور
شاه به فرمانده کل اعتنا نکرد و روی خود را از او برگردانید. فرمانده کل از رفتار شاه بدبختی خود را احساس و پیش بینی کرد. فرمانده کل وقتی مشاهده نمود مستحفظین شاه تقویت شدهاند او را رعب و هراس فراوانی فرا گرفت. فرمانده کل بر سر جای معمولش کنار اعتمادالدوله بر زمین نشست. شاه به اعتمادالدوله و دو امیر دیگر شراب خورانید ولی به فرماندهی کل همچنان اعتنایی نکرد و به او شراب نداد. رئیس غلامان شاه که دوست نزدیک فرماندهی کل بود و شاه به او علاقه داشت و به او احترام میگذاشت با نگاه شگفت انگیزی تعجّب خود را از عمل شاه نشان داد. شاه که متوجّه نگاه شگفت انگیز او شده بود فریاد کشید از این که من به این غدّار خیانت کار اعتنا نمیکنم تعجب کردهای؟ برخیز و او را گردن بزن. آن امیر که هرگز چنین انتظاری نداشت و از صدور چنین فرمانی سخت به وحشت افتاده بود خود را به پای شاه انداخت ولی به جای این که رحم و شفقت شاه را برانگیزد و برای دوستش طلب عفو کند خود را در محکومیت او شریک ساخت. دیوان بگی (بیگی) خود را به پای شاه انداخت و در حالی که به پای شاه بوسه میداد و با فصاحتی که همیشه و در همه حال در بیان گفتارش بود به شاه عرض کرد، فرمانده کل باید جنایت بزرگی را مرتکب شده باشد که شاهنشاه را که مهربانترین و بخشندهترین پادشاه جهان است به این درجه خشمگین ساخته است ولی در مورد رئیس غلامان اجازه میخواهد به عرض برساند که اگر او از فرماندهی کل قوا شفاعت کرده است در احترامی که باید به فرمان شاه بگذارد قصور نورزیده است و بر خلاف قاعده عملی انجام نداده است زیرا بنا بر سنّت و قانونی که تمام سلاطین قبل از اعلیحضرت شاه آن را تأیید نموده و به آن عمل کردهاند اجازه داده شده است که در مورد فرامینی نظیر این فرمان، تا آن که فرمان سه دفعه تکرار نشود در برابر خشم و غضب شدید شاه به شفاعت برخاستن حائز کمال اهمیّت است و به همین مناسبت شاهان پیشین از این که کسی خود را به پای شاه بیفکند و برای متّهمی تقاضای عفو و بخشش کند بر خشم خویش نمیافزودهاند. شاه گفت بسیار خوب من رئیس غلامان را میبخشم، ولی دیوان بگی به شما میگویم دیوان بگی به شما فرمان میدهم و برای سومین بار دیوان بگی به شما امر میکنم برخیزید و این غدّار خیانت کار را گردن بزنید. دیوان بگی فوراً از جا برخاست و گریبان فرماندهی کل را گرفت و عمّامهاش را از سرش برداشت و بر زمین افکند و او را از اتاق بیرون کشید. دیوان بگی کمربند فرماندهی کل را باز کرد و دستهای او را از پشت بر هم بست. فرمانده کل از سرنوشت شوم خود شکایتی بر زبان نیاورد و شاه را ثنا گفت و برای شاه عمر دراز آرزو کرد و برای ابراز اطاعت به فرمان شاه گوشهی لباس دیوان بگی را بوسه داد و به او التماس کرد که از شاه تقاضا کند به جای این که او وقتی قرضهای شاه را پرداخته است شاه خشم و غضب خود را بر افراد خانوادهی او نگستراند زیرا تنها او مقصّر بوده است و هیچ کس در گناه و جنایت با او شرکت نداشته است. سپس فرمانده کل گفت برای او قرآنی بیاورند تا در صورتی که آخرین لحظهی عمر فرا رسیده است دعایی بخواند و همچنان امیدوار بود که شاید در این لحظات خشم و غضب شاه فرو نشیند، ولی دیوان بگی با نواختن ضربه شمشیری که به گردن او فرود آورد به او فهمانید که آخرین لحظهی عمرش فرا رسیده است. دیوان بگی از این که میدید دوست عزیزش، امیری به آن عظمت به چنین حالی درافتاده است سخت متألم و متأثر گردیده بود. به طوری که دستش به لرزه درآمد و از قدرتش کاسته شد. در نتیجهی ضربهی شمشیرش فقط پوست گردن فرمانده کل را خراش داد و زخم کرد. فرمانده کل به نام دوستی قدیمیاش با دیوان بگی از او تقاضا کرد که او را زجر ندهد و زودتر خلاص کند. دیوان بگی افسر جوانی را که در خدمتش بود صدا کرد و او با سه ضربه متوالی سر فرمانده کل را از تن جدا کرد. سر فرمانده کل را به حضور شاه بردند. به محض این که چشم شاه به سر بریدهی افتاد فریاد کشید بسیار خوب خیانت کار. من در خوابم. من در سستی و رخوتم، چنان که تو به دشمنان من نوشتی.
جشن عروسی که شاه به شاهزاده خانم عمهاش وعده کرده بود و او را به آن امیدوار ساخته و دعوت کرده بود به صحنهای خونین و وحشتناک تبدیل گردید. شاه به یکی از خواجگان حرم فرمان داد که سر فرماندهی کل را برای شاهزاده خانم ببرد و از طرف شاه به او بگوید که این همان شوهری است که شاه برای او انتخاب کرده است. ظاهراً شاه علیه شخص شاهزاده خانم اقدام دیگری نکرد. آیا برای تنبیه و مجازات آن شاهزاده خانم مشاهده سر از تن جدا شدهی معشوقش کافی نبود؟ شاهزاده خانم سر خون آلود فرماندهی کل را میان ظرفی مشاهده کرد باید همین درد آن زن را کشته باشد.»[1]
[1] - پشت پردههای حرمسرا، تألیف حسن آزاد، انتشارات انزلی، 1362، صص 312 تا 316
@tarbd
❤1
🌲🌲🌲🌲🌲
ﺍﻧﺴﺎﻥِ ﺳُﺴﺖ مغز ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ «ﺗﻐﯿﯿﺮ» ﻣﯿﺘﺮﺳﺪ؛
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖِ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ «ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ» ﺍﺳﺖ.
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ، ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ...
#مارتین_ﻟﻮﺗﺮکینگ
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ﺍﻧﺴﺎﻥِ ﺳُﺴﺖ مغز ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ «ﺗﻐﯿﯿﺮ» ﻣﯿﺘﺮﺳﺪ؛
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖِ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ «ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ» ﺍﺳﺖ.
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ، ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ﺍﺳﺖ...
#مارتین_ﻟﻮﺗﺮکینگ
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
VID-20230831-WA0003.mp4
3.6 MB
✅لباس اصیل لری زیباترین لباس جهان
در جشنواره استرالیا...
قدمتی کهن و تاریخی پرشکوه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در جشنواره استرالیا...
قدمتی کهن و تاریخی پرشکوه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ فیلمی تاریخی و بجا مانده از افتتاح
راه آهن توسط «رضاشاه پهلوی»
راه آهنی که با درآمد کم ایران ساخته شد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
راه آهن توسط «رضاشاه پهلوی»
راه آهنی که با درآمد کم ایران ساخته شد...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤2
🌲🌲🌲🌲🌲
✅ فقر در دیدگاه صمد بهرنگی
فقر چیزی است که همه جا سر می کشد،
فقر،گرسنگی نیست،عریانی هم نیست،
فقر چیزی را" نداشتن" است،
ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست،
فقر همان گرد وخاکی است
که بر کتابهای فروش نرفته ی یک
کتابفروشی می نشیند،
فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خورد میکند،
فقر ،کتیبه سه هزار ساله ی است
که روی آن یادگاری نوشته اند!
فقر ،پوست موزی است که از پنجره
یک ماشین به خیابان انداخته می شود،
فقر همه جا سر میکشد،
فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست،
فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است...!
#صمد_بهرنگی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ فقر در دیدگاه صمد بهرنگی
فقر چیزی است که همه جا سر می کشد،
فقر،گرسنگی نیست،عریانی هم نیست،
فقر چیزی را" نداشتن" است،
ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست،
فقر همان گرد وخاکی است
که بر کتابهای فروش نرفته ی یک
کتابفروشی می نشیند،
فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خورد میکند،
فقر ،کتیبه سه هزار ساله ی است
که روی آن یادگاری نوشته اند!
فقر ،پوست موزی است که از پنجره
یک ماشین به خیابان انداخته می شود،
فقر همه جا سر میکشد،
فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست،
فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است...!
#صمد_بهرنگی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
❤1👍1
✅قدرت #دلار از کجا می آید؟ چرا این ارز هنوز قدرتمند است؟
👈 دلار ۵۸درصد از ذخایر خارجی رسمی اعلامشده جهانی و حدود ۷۰درصد از معاملات جهانی را در سال۲۰۲۲ تشکیل میدهد. بعید است با توجه به شرایط جهانی در کوتاهمدت هیچ ارز دیگری توان جایگزینی دلار را داشته باشد.
👈عمق و نقدینگی بازارهای مالی ایالات متحده بینظیر است و عرضه زیادی از داراییهای بسیار امن دلاری در این بازارها وجود دارد.
👈 دلار در معاملات بینالملل همچنان ارز غالب است و نقش بینالمللی بزرگتری نیز دارد که با استفاده از ذخایر بینالمللی و سایر ابعاد نسبت به سهم ایالات متحده از تولید ناخالص داخلی جهانی اندازهگیری میشود. استفاده بینالمللی دلار اساسا طی 5سال گذشته بدون تغییر بوده است. در واقع، دلار حتی در حوزههای نوآوری مالی مانند لنگر غالب برای استیبلکوینها، نقش بزرگی ایفا میکند.
👈 دلار 58درصد از ذخایر خارجی رسمی اعلامشده جهانی را در سال2022 تشکیل میداد و از همه ارزهای دیگر از جمله یورو (21درصد)، ین ژاپن (6درصد)، پوند انگلیس (5درصد) و یوآن چین (3درصد) بسیار پیشی گرفت./دنیای اقتصاد
@tarbd
👈 دلار ۵۸درصد از ذخایر خارجی رسمی اعلامشده جهانی و حدود ۷۰درصد از معاملات جهانی را در سال۲۰۲۲ تشکیل میدهد. بعید است با توجه به شرایط جهانی در کوتاهمدت هیچ ارز دیگری توان جایگزینی دلار را داشته باشد.
👈عمق و نقدینگی بازارهای مالی ایالات متحده بینظیر است و عرضه زیادی از داراییهای بسیار امن دلاری در این بازارها وجود دارد.
👈 دلار در معاملات بینالملل همچنان ارز غالب است و نقش بینالمللی بزرگتری نیز دارد که با استفاده از ذخایر بینالمللی و سایر ابعاد نسبت به سهم ایالات متحده از تولید ناخالص داخلی جهانی اندازهگیری میشود. استفاده بینالمللی دلار اساسا طی 5سال گذشته بدون تغییر بوده است. در واقع، دلار حتی در حوزههای نوآوری مالی مانند لنگر غالب برای استیبلکوینها، نقش بزرگی ایفا میکند.
👈 دلار 58درصد از ذخایر خارجی رسمی اعلامشده جهانی را در سال2022 تشکیل میداد و از همه ارزهای دیگر از جمله یورو (21درصد)، ین ژاپن (6درصد)، پوند انگلیس (5درصد) و یوآن چین (3درصد) بسیار پیشی گرفت./دنیای اقتصاد
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅اعتراضات مردم سوریه برای سومین هفته متوالی با شعار: ارحل ارحل یا بشار
امروز جمعه، تظاهرات مسالمت آمیز مردم سوریه علیه بشار اسد در شهرهای مختلف این کشور وارد هفته سوم شد. معترضان شعار میدهند: بشار قدرت را ترک کن!
@Sahamnewsorg
امروز جمعه، تظاهرات مسالمت آمیز مردم سوریه علیه بشار اسد در شهرهای مختلف این کشور وارد هفته سوم شد. معترضان شعار میدهند: بشار قدرت را ترک کن!
@Sahamnewsorg
Forwarded from کانال مطالبات فرهنگیان کشور
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که باعنوان حمایت و دفاع صحرایی، وزیر آموزش و پرورش از مدارس لاکچری و طبقاتی درحال انتشار است که واکنش های زیادی درپی داشته
🔸اگر ماشین مدل بالاتر میخواهید باید پول بیشتری بدهید و آموزش بهتر هم پول بیشتر میخواهد...
کانال پیگیری مطالبات فرهنگیان
✅مرجع اخبار رسمی
✍جدیدترین و آخرین اخبار حوزه آ_پ
✍پیگیری مطالبات فرهنگیان در همه بخش ها
⭕️کامنت بگذارید 👇
https://www.instagram.com/motalebatfarhangian?r=nametag
🔵کانال تلگرام 👇
https://t.me/motalebatfarhangian
🟠کانال ایتا 👇
http://eitaa.com/motalebatfarhangian
🟢پیام رسان بله
https://ble.ir/motalebatfarhangian
🔸اگر ماشین مدل بالاتر میخواهید باید پول بیشتری بدهید و آموزش بهتر هم پول بیشتر میخواهد...
کانال پیگیری مطالبات فرهنگیان
✅مرجع اخبار رسمی
✍جدیدترین و آخرین اخبار حوزه آ_پ
✍پیگیری مطالبات فرهنگیان در همه بخش ها
⭕️کامنت بگذارید 👇
https://www.instagram.com/motalebatfarhangian?r=nametag
🔵کانال تلگرام 👇
https://t.me/motalebatfarhangian
🟠کانال ایتا 👇
http://eitaa.com/motalebatfarhangian
🟢پیام رسان بله
https://ble.ir/motalebatfarhangian
🤬3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅درد مشترک...
تاریخ، اقتصاد و جامعه شناسی پاسخ می دهد...
درد ایران چیست؟
درمان کدام است...
🔹پیچ های تاریخی که ما نپیچیدیم...
🔹ناتوانی و ترس از تغییر...
دستگاه حکمرانی چه باید بکند؟؟؟
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تاریخ، اقتصاد و جامعه شناسی پاسخ می دهد...
درد ایران چیست؟
درمان کدام است...
🔹پیچ های تاریخی که ما نپیچیدیم...
🔹ناتوانی و ترس از تغییر...
دستگاه حکمرانی چه باید بکند؟؟؟
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏1
🌲🌲🌲🌲🌲
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
#خیام
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
#خیام
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅چرا انسانهایی که به اخلاق باور دارند دست به شرارت میزنند؟
✍حمید مطهری
■هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجه گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
🔹پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
●پاسخ "بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است: "افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبههای غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند." او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید. این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی- روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
۱. توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی، رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...
۲. تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهره آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" می نامیدند. نمونه های دم دستی تر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
۳. مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسه رفتار خود با نمونه هایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
۴. جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان آمریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی ۱۴ نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
۵. انسانیتزدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیا خواندن برده ها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
۶. مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریک آمیز بوده نمونههایی از این مکانیسم هستند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍حمید مطهری
■هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجه گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
🔹پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
●پاسخ "بندورا" استاد دانشگاه استنفورد چنین است: "افراد معمولا دست به اعمال ناپسند نمیزنند مگر آنکه جنبههای غیراخلاقی آن اعمال را برای خودشان توجیه کرده باشند." او این حالت را "غیرفعال کردن کنترل درونی" نامید. این اتفاق چگونه روی میدهد؟ "بندورا" چند مکانیسم شناختی- روانی را که میتوانند باعث غیرفعال شدن کنترل درونی افراد شوند توضیح داد:
۱. توجیه اخلاقی: با تاکید بر اهداف متعالی، رفتار غیراخلاقی طوری توجیه میشود که قابل دفاع یا حتی ستایشآمیز به نظر برسد. شستشوی مغزی هم مثالی از این روش است. ترویستهای انتحاری با همین روش اقناع میشوند، پاک کردن زمین از گناه، رفتن به بهشت موعود و...
۲. تلطیف لغوی یا حسن تعبیر: نامگذاری یک فعل غیراخلاقی با کلمات متفاوت که چهره آن را میپوشاند. فرماندهان در ابوغریب از لفظ "نرم کردن" به جای شکنجه کردن استفاده میکردند و رهبران نازی کشتار یهودیان را "پاکسازی اروپا" می نامیدند. نمونه های دم دستی تر این روش استفاده از "اختلاس" به جای دزدی و "شیطنت" به جای خیانتهای جنسی در ازدواج است.
۳. مقایسه با دیگران: در این روش فرد با مقایسه رفتار خود با نمونه هایی بدتر از سوی دیگران از عذاب وجدان خود کم میکند. "آنقدر تو این کشور دزدی میشه که از زیر کار در رفتن ما جلوش هیچی نیست".
۴. جابجایی یا تقسیم مسئولیت: فرد در این حالت مسئولیت را به گردن یک منبع خارجی میاندازد یا آن را میان جماعت بزرگی تقسیم میکند. در قتل عام "می لای" یک گروه از سربازان آمریکایی پانصد غیر نظامی ویتنامی را شکنجه کردند، مورد تجاوز قرار داند، کشتند و بدن بعضیها را مثله کردند. وقتی ۱۴ نفر از افسران بابت این ماجرا محاکمه شدند مسئولیت را به گردن مافوق انداختند و البته رفع اتهام هم شدند!
۵. انسانیتزدایی از قربانی: منطق کلی این روش مادون انسان در نظر گرفتن سایرین است. هرچه کیفیت انسانی قربانی بیشتر خدشه دار شود، آسیب رساندن به او سهلتر میشود. کاکاسیا خواندن برده ها، کم عقل دانستن زنان و... در واقع پیش درآمدی برای همین رفتارهاست.
۶. مقصر دانستن قربانی: در این روش خود قربانی مسبب اصلی شرارت قلمداد میشود. کارگرانی که بدرفتاری کارفرما را دلیل دزدی خود میدانند، متجاوزی که میگوید سر و وضع قربانی تحریک آمیز بوده نمونههایی از این مکانیسم هستند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍4👎1
🌲🌲🌲🌲🌲
بد خواهِ کسان هیچ به مقصد نرسد
یک بد نکند تا به خودش صد نرسد
من نیکِ تو خواهم و تو خواهی بدِ من
تو نیک نبینی و به من بد نرسد....
#خیام_نیشابوری
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بد خواهِ کسان هیچ به مقصد نرسد
یک بد نکند تا به خودش صد نرسد
من نیکِ تو خواهم و تو خواهی بدِ من
تو نیک نبینی و به من بد نرسد....
#خیام_نیشابوری
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅ایستگاه علیشیر نوایی در تاشکند ازبکستان؛ از زیباترین ایستگاههای متروی دنیا
🔸 این ایستگاه یکی از تنها دو متروی موجود در آسیای مرکزی است و بهواسطه معماری سنتی خود با ستونهای سر به فلک کشیده، سقف گنبدی تزئینشده با نقشهای گل پیچیده و دیوارهای سرامیکی در فهرغ زیباترین ایستگاههای متروی جهان جای دارد.
🔹امیرعلیشیر نوایی از مشاوران و دولتمردان عصر تیموری بود که نقش بزرگی در رونق هنر و شعر آن دوره ایفا کرد. خود وی هم شاعر و هنرمند بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔸 این ایستگاه یکی از تنها دو متروی موجود در آسیای مرکزی است و بهواسطه معماری سنتی خود با ستونهای سر به فلک کشیده، سقف گنبدی تزئینشده با نقشهای گل پیچیده و دیوارهای سرامیکی در فهرغ زیباترین ایستگاههای متروی جهان جای دارد.
🔹امیرعلیشیر نوایی از مشاوران و دولتمردان عصر تیموری بود که نقش بزرگی در رونق هنر و شعر آن دوره ایفا کرد. خود وی هم شاعر و هنرمند بود.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅این تصویر ناسا، یکی از بینظیرترین تصاویریه که از زمین گرفته شده. اون خط سبز را میبینید اون نشانه وجود اکسیژنه. مرزی میان حیات ناچیز زمینی و پهنه بیکران کیهان، مرزی میان هستی و نیستی!
@tarbd
@tarbd
❤1