صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه تصاویرى از عکس های شناسنامه زنان ایرانى متولد ۱۳۲۱

چهره های زیبا، اصیل و بدون دستکاری دختران ایرانی را ببینید!


@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
مصدق؛ دموکرات یا مستبد؟! (بخش اول)

✍️ سید‌محسن امامی‌فر

۷۰ سال از کودتای ۲۸ مرداد می‌گذرد و انواع تحلیل‌ها از این رویداد تلخ تاریخی که مسیر ایران را تغییر داد، ارائه شده است.

اخیرن آقای مهدی تدینی مترجم و پژوهشگر برجسته تاریخ و سیاست در یادداشتی خواندنی با عنوان “اسطوره‌ی مصدق” در کانال تلگرامی خود به نقد انگاره دموکرات‌بودن دکتر مصدق پرداخته و با ذکر برخی جزئیات از آن سال‌های پرتلاطم به این نتیجه رسیده است که نخست‌وزیر معزول، ضداستعمار بود اما ضداستبداد نه! چرا که مصدق از روش‌های غیردمکراتیک جهت نیل به اهداف خود استفاده کرده است.

در این‌که مصدق از روش‌های غیردموکراتیک در بسیاری از اقدامات خویش از جمله انحلال پارلمان، استفاده کرده است، بحثی نیست. اما سوال اساسی این است که در یک سیستم استبدادی، با هدف محدود کردن قدرت شاه و متعاقبن برقراری یک حکومت دموکراتیک، از چه استراتژی می‌توان بهره جست؟
آیا جهت مبارزه با حکومتی غیردموکراتیک، اقدام در چارچوب‌های دموکراتیک که نه مطلق اما تا حدود زیادی صرفن روی کاغذ اعتبار داشت، برای مصدق امکان‌پذیر بود؟

نکته مهم این است که در تحلیل تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد، نمی‌توان با عینک ایده‌آل‌گرایی بدون توجه به مختصات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حاکم، به نقد رویکرد مصدق پرداخت.

سیاست‌مدار در ردای عملگرایی می‌تواند موفق باشد نه در قامت روشن‌فکری. از نظر در عرصه روشن‌فکری تا عمل در میدان سیاست، فاصله زمین تا آسمان است.

نقدهای بسیاری به مصدق وارد است، به ویژه در مناسبات با متحدان خود که در فقدان رویکرد منعطفانه و جمع‌گرایانه و البته اشتباه محاسباتی در اتکای بیش از اندازه بر کاریزمای فردی در راستای بسیج عمومی، نهایتن به واگرایی و شکست نهضت ملی منجر شد (گرچه یکی دیگر از عوامل مهم جدایی جریان روحانیت سنتی، بازاریان و برخی از سران جبهه ملی و یاران مصدق از او، به سهم‌خواهی و عدم درک درست مختصات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظام بین‌الملل از سوی آن‌ها بازمی‌گشت). اما با همه این تفاسیر، عنوان این نقد که مصدق به دنبال دموکراسی نبود، جای تامل و تردید فراوان دارد.

استراتژی مواجهه مصدق با شاه گرچه دموکراتیک نبود اما دلیل موجه برای غیردموکرات بودن او نیست. مصدق ناچار به اتخاذ روش‌ و رویکردهایی بود که جناب تدینی در یادداشت خود به عنوان ادله دمکرات‌نبودن وی مطرح می‌‌نماید.

سخت است بر ضداستعمار بودن مصدق مهر تایید زد اما در ضداستبداد بودنش تردید کرد. اگر مصدق به دنبال غلبه بر محمدرضاشاه جهت قبضه کردن قدرت برای خود بود، نمی‌توانست انگلیس را دشمن خود نماید.

در واقع اگر نه استعمار، اما جمع "وابستگی به قدرت خارجی" از یک سو و "استبداد در داخل" از سوی دیگر، حکومت‌کردن را سهل‌تر می‌نماید تا این‌که پس از قطعِ ید استعمار، بااستبداد حکومت کردن‌.

اگر مصدق به دنبال از بین بردن استبداد شاهی و پیاده‌سازی استبدادی نوین از سوی خود بود، از طریق وابستگی به قدرت‌های خارجی، راحت‌تر می‌توانست حکومت کند تا این‌که پس از قطعِ ید استعمار، با استبداد حکومت کردن که به مراتب می‌توانست سخت‌تر باشد.

از سوی دیگر اگرچه برخی تاکتیک‌های استبدادی مصدق، می‌تواند به عنوان ابزاری برای تحکیم دولت خود و متعاقبن رای به مستبد بودن او تفسیر گردد، اما این نکته مهم را باید در نظر داشت که این اقدامات از سوی مصدق، می‌توانست با هدف از بین بردن نقش و تأثیر قدرت‌های خارجی بر جریانات و مسئولان وابسته به دربار و استعمار و یا جلوگیری از کارشکنی‌ها و توطئه‌های مخالفان نهضت ملی و عوامل دیگر جهت فراهم‌آوردن شرایط مساعد برای حکومتی دموکراتیک و مستقل‌تر باشد.

از این رو، با وجود تضادهایی در اقدامات و تاکتیک‌های مصدق، نمی‌توان او را به‌عنوان مستبد در نظر گرفت، بلکه شخصیت سیاسی و رویکردهای او باید با توجه به شرایط و منافع مختلف کشور تحلیل شود. البته همان‌طور که بسیار سخت است استبدادی بودن را منطبق بر مختصات شخصیت سیاسی مصدق بدانیم، دموکرات بودن وی نیز می‌تواند محل تامل باشد.

http://www.ensafnews.com/430987/

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
مصدق؛ دموکرات یا مستبد؟!
(بخش دوم)

نگارنده بر این باور است که با توجه به پیچیدگی‌ها و تناقضات در عملکرد‌ها و تصمیم‌گیری‌های مصدق، به طوری که او در برخی موارد تاکید بر اصول دموکراتیک داشته و تلاش‌هایی برای تقویت نهادهای دموکراتیک انجام داده و دستاوردهای آزادی‌خواهانه‌ای داشته است، اما در عین حال، برخی اقدامات او نیز می‌توانند تحت عناوینی مانند مستبدانه یا تاکتیک‌های غیردموکراتیک تلقی شوند، بنابراین نمی‌توان نظر قطعی در خصوص دموکرات‌بودن یا مستبد‌بودن وی داد. هرچند بنابر آن‌چه گفته شد مستبد بودن مصدق با ضداستعمار بودن وی تا حدودی منافات دارد.

به نظر می‌رسد با توجه به پیچیدگی تاریخی و سیاق‌های مختلف، ارزیابی دقیق و کامل شخصیت یک رهبر سیاسی مانند محمد مصدق، موضوعی ساده نیست و با قطعیت نمی‌توان در این خصوص نظر داد.

شاید اگر مسیر تاریخ ایران به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و مصدق قادر به غلبه کامل بر شاه می‌شد و حکومت خویش را ادامه می‌داد، بهتر می‌توانستیم در این باب تحلیل کنیم. هرچند می‌توان به صراحت عنوان کرد، مصدق اهدافی دموکراتیک داشت، با این وجود که برخی‌ تاکتیک‌هایش غیردموکراتیک بود.

اما آن‌چه قابل پذیرش‌تر است، این‌که مصدق، مستبد نبود، که اگر بود در پاسخ به درخواست فاطمی وزیر خارجه وقت که پس از ناکامی کودتای ۲۵ مرداد، خواهان تغییر سمت خود و انتصاب به عنوان وزیر دفاع جهت اعدام ۵۰ نفر از سران مخالفان بود، پاسخ مثبت می‌داد.

در حالی که مصدق در پاسخ به درخواست فاطمی، گفت: "با چه قانونی؟" و وقتی که فاطمی در جواب گفت "قانون انقلاب"، مصدق با صدای بلند اظهار کرد:"قانون من، قانون اساسی است، قانون انقلاب نیست!"
@tarbd

http://www.ensafnews.com/430987/

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲🌲🌲🌲

محبت کنیم و عشق بورزیم...

جامعه‌ای که در آن نفرین زیاد است،
همه در آن درگیرند.!
اگر حتی یک نفر
مورد نفرت و نفرین قرار گیرد،
همه از تشعشع منفی آن نفرین،
به‌نوعی برخوردار می‌شوند.

هر روز و هر لحظه،
برای یکدیگر و برای سراسر دنیا
خیر و برکت و سلامتی طلب کنیم
و تشعشعات مثبت کلام و ذهنمان را
به سراسر جهان هستی انتشار دهیم،
تا شاید بتوانیم زمینی را که با نفرت
به نابودی کشانده‌ایم
با عشق بازسازی کنیم ...

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
ازدواج با قنات...

🔹عجیب‌ترین مهریه زنان را ببینید / تصویر معروف‌ترین زنی که عروس قنات شد

زمانی که قنات‌ها خشک یا کم آب می‌شدند در نقاط مرکزی و کم آب کشورمان مراسمی به نام عروسی قنات برگزار می‌شد تا طبق این آیین و باور قنات دوباره پرآب شود. همچنین مهریه برخی زنان چند ساعت آب قنات تعیین می‌شد.

معروف‌ترین عروسی که زن قنات شد و تصویر او هم موجود است، زن بیوه‌ای به نام «بی بی زبیده» که به زن‌عمو زبیده بین اهالی شهرت داشت در دهه ۵۰ بود که به عقد یکی از قنات‌ها درآمد.

وی به ازدواج قنات روستای علیم آباد اراک درآمد. زمانی که آب این قنات کم و نیمه خشک شد اهالی تصمیم گرفتند برای آن زن بگیرند.
جالب اینجاست که با عروسی‌ بی بی زبیده با قنات واقعا آب قنات افـزایش یـافت و محبوبیت بی بی را بین مردم بالا برد.

📝عصر تاریخ

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😢1
بشار الاسد لم ینتصر الا علی الشعبیه...

6 روز پیش هنگام تماشای اعتراصات مردم دروزی استان سویدای سوریه، علیه حکومت اسد و بعثی ها به خاطر تورم سنگین خوراک (هنوز ادامه دارد) پلاکاردی کوچک با این مضمون در دست مردی معترض به چشم می خورد: «بشار اسد تنها بر ملت خود پیروز شد و نتوانست اسرائیل را شکست دهد.»
کوتاه،‌ نغز و صادق؛ خاندان اسد بیش از 53 سال است هدف اصلی حکومت را نابودی اسراییل و یا دستکم بازپس گرفتن جولان قرار داده‌اند. نتیجه؟!! اهداف استراتژی سیاست خارجی صدام به کجا رسید؟ آرزوهای دور و دراز قذافی به کجا منتهی شد؟! حاصل فریادهای کاسترو گونه علی عبدالله صالح رهبر یمن و هم اکنون حوثی ها چه سرنوشتی یافت و می یابد؟! برای تهیه پاسخ به این پرسش ها خود را به زحمت نیندازید، لطفا یک بار دیگر نوشته پلاکارد معترض مرد سویدایی را بنگرید. محصول نهایی حکومت همه این رهبران انقلابی دیکتاتور، در همان جمله ۱۲ واژه ای پلاکادرش بالا اشکار است: تنها چیرگی بر ملت هایشان از راه سرکوب سخت.

#یدالله_کریمی_پور
@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2👎1
Audio
"ضحاک را سر بشکنم"
آوازیست بی نظیر از استادشجریان!...در یکی از کنسرت های چند سال پیش ایشان که دردستگاه دشتی جرا شد!
تکنیک این آواز غیرقابل وصفست و تلفیق شعر و آوازمثال زدنیست!!...استاد با مهارتی حیرت انگیز از دقیقه ۶:۴۳ از دستگاه  دشتی به دستگاه ماهورفرود میایند!!
این بار سرمست آمدم!...تاجام و ساغر بشکنم/ساقی و مطرب هردو را!...من کاسه سر بشکنم/از کف عصاگر بفکنم!...فرعون را عاجز کنم!!/
گر تیشه بر دستم فتد!...بتهای آزربشکنم!!/
امروزسرمست آمدم!...تا دیرراویران کنم!!/گرز فریدونی کشم!...ضحاک راسر بشکنم!!/گر کژ بسویم بنگرد!...گوش فلک را برکنم!!/گر طعنه برحالم زند!...دندان اختر بشکنم!!/چون رو به معراج آورم!...از هفت کشوربگذرم!!/چون پای برگردون کشم!... نه چرخ و چنبر بشکنم!!/
گرمحتسب جوید مرا!...تادررهی کوبدمرا!...من دست و پایش درزمان!...با فرقودندان بشکنم!!/
من مرغ عالی همتم!...ازآشیانه برپرم!...
تا کرکسان چرخ را!...هم بالو هم پربشکنم!!/من طائر فرخنده ام!...درکنج حبس افتاده ام!...باشد مگر که وارهم روزی قفس دربشکنم!!/


@music_sonati10

🪷🪷🪷🪷🪷
👍8👎2
با این موج اخراج استادان، حالا آن عکس دیگ‌شویی جلوی سردر اصلی دانشگاه تهران مفهوم‌تر می‌شود.../سحرطلوعی
👍8😡3👎1
🌲🌲🌲🌲🌲

زندگی یک بازی است:

ما نمی توانیم از یک حرکت برگردیم،
ولی
می توانیم حرکت بعدی را بهتر بازی کنیم
...

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هشتگ جنجالی #مصری_مش_عربی (مصری عرب نیست) که توسط جوانان مصری در یک هفته اخیر به ترند توییتر و فضای مجازی تبدیل شده است، واکنشهای بسیاری را برانگیخته است. اما واکنش بی بی سی عربی قابل توجه و البته عجیب است. این رسانه انگلیسی تلاش کرده است بخشی از این جنبش ملی گرایانه ملت مصر را دسیسه ایرانی ها(نه جمهوری اسلامی) قلمداد کند. بی بی سی عربی با انتشار کاریکاتوری که مصری ها ساخته و منتشر کرده اند، آن را به اکانتهایی نسبت داده است که در استخدام ایرانی ها هستند! در این کاریکاتور فرعون سوار بر کالسکه به دنبال شخصی اسلام گرا یا عرب تیری را از کمان نشانه رفته است. از آنجایی که این کاریکاتور نسبت به عربها تحقیرآمیز است، بی بی سی عربی برای فریب اذهان آن را منتسب به ایرانیها کرده است. در حالیکه کاریکاتورهایی از این دست توسط مصری ها بر علیه عربها منتشر شده است و در اصل تقابل مصری ها با عربها است که این تقابل را بی بی سی عربی نمی تواند با اتهام به ایرانی ها، انکار کند. بی بی سی عربی در پایان در راستای ملی گرایی عربی و ضدیت با ملی گرایی مصری، مصر را کشوری با هویت عربی می خواند.


@iran_khouzestan
👏2
گذری بر زندگی شاهزادگان صفوی 

علی جلالپور

اکثر اروپائیان از شیوه برخورد پادشاه با شاهزادگان ابراز تأسف کرده و وضع آنان را دلخراش توصیف می‌کنند. کمپفر در این باره می‌نویسد: « بهتر است راجع به شاهزادگان بلافصل خاندان شاهی چیزی نگویم، چه در ایران وضع این گونه شاهزادگان بیش از آن حزن انگیز و دلخراش است که بتوان به شرح و وصف درآورد. پسران پادشاه جز در میان دربندان سختِ حرمخانه روشنایی به چشمشان نمی‌خورد و تا پادشاه نیز زنده است از آن جا قدم به خارج نمی‌گذارند و هیچ یک از آن‌ها نیز به جز جانشین او پس از مرگ شاه چشم بر جهان نمی‌گشاید، چه به مجرّدی که ولیعهد به سلطنت می‌رسد سایر برادران را از حلیه‌ی بصر عاری می‌سازد و ترتیب آن این است که آهنی تفته را به آرامی از جلو چشم عبور می‌دهند. این رفتار ناپسند را که در باره‌ی برادران خود، شاهان این خاندان به کار می‌برند به این جهت است که در سر آن‌ها هوای سلطنت پدیدار نشود و آن قدر آن را عاقلانه و سودمند می‌دانند که اغلب پادشاهان مغولی هندوستان و سلاطین عثمانی را که مدت‌هاست این رسم را فراموش کرده‌اند مورد طعنه و ریشخند قرار می‌دهند. دلیلشان هم این است که می‌گویند اورنگ زیب می‌توانست از طغیان و سرکشی فرزندانش جلوگیری نماید و سلطان محمّد چهارم همچنان قدرت داشت که از خلع خود به دست افواج یاغی ممانعت به عمل آورد به شرطی که پادشاه، نخستین فرزندان خود را در دوران سلطنت در حصار حرمخانه نگه می‌داشت و دوّمین نیز به مجرّد رسیدن به سلطنت برادران را از نعمت بینایی محروم می‌ساخت.
این رفتار وحشیانه شامل فرزندان ذکور دختران خویشاوندان پادشاه نیز می‌شده است. دومین روحانی کشور صدر خاصه می‌باشد. او در عین حال اول شخص مملکت هم محسوب می‌شود و جای او در پایین صفّه (تخت گاه سلطنتی) در سمت راست پادشاه است. صدور خاصه آن قدر در ایران اهمیّت و اعتبار دارند که اغلب پادشاهان دختران ایشان را به زوجیّت می‌گیرند و آنان نیز به مصاهَرَت (داماد شدن) خاندان سلطنتی مفتخر می‌شوند، چنان که صدر خاصه‌ی پیشین با خواهر پادشاه ازدواج نموده بود، ولی مع هذا همه‌ی اعتبار و احترامش موجب نشد که پادشاه فرزندان ذکور او را هلاک نسازد. این عادت وحشیانه تا آن جا با کمال شدّت و عدم ملاحظه و ارفاق در مورد کسانی که پادشاه دختران، خواهران و نوادگان خود را به حباله‌ی نکاح آنان درمی‌آورد، مورد اجرا قرار می‌گیرد که اگر این زنان بدبخت، خود به هنگام زایمان خواجگان حرمسرا را برای خفه کردن فرزندان ذکوری که به دنیا آورده‌اند احضار نکنند خودشان را به دست آن دژخیمان خواهند سپرد. گویا این قانون را تازه وضع کرده و به معرض اجرا گذارده‌اند، چه در زمان شاه عباس کبیر پادشاه معروف ایران و معاصر هانری چهارم چنین تربیتی معمول نبوده است.»[2]
[2] - سفرنامه کِمپفر، نوشته انگلبرت کِمپفر، ترجمه کیکاووس جهانداری، انتشارات خوارزمی، چاپ دوم، 1360، ص 19
3- آینه عیب‌نما، فریادی از کاخ‌های صفوی، علی جلال‌پور، انتشارات گفتمان اندیشه معاصر، 1401، ص 874

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌲🌲🌲🌲🌲

اگر قرار است از زندگی لذت ببریم،
الان وقتشه،
نه فردا،
نه ماه دیگه،
نه سال دیگه.
امروز باید زیباترین روز زندگیت باشه،
از همین امروز لذت ببرید،
زندگی همین لحظه است.

هر از گاهی زندگی تان را از بار سنگین گذشته و انتظار آینده برهانید....

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from عصر تاریخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دره خرم آباد (غار کَل دَر) از قدیمی ترین سکونتگاه های بشر با قدمت 54 هزار که نشان می دهد اولین انسان های هوشمندی ک وارد قاره اروپا شده اند از این منطقه خارج شده اند.

@AsrTarikh
عشق بدفرجام مریم بیگم عمّه شاه سلیمان
قسمت اول
علی جلالپور

 یکی از زنان مقتدر و با نفوذی که در جمع حرمسرای شاه سلیمان زندگی می‌کرد مریم بیگم بود. ایشان در زمان شاه عباس دوم نیز روی آرامش به خود ندید، زیرا برادر اجازه‌ی زندگی به فرزندانش را نداده و دستور صادر کرده بود که چندان به اطفال ذکورش شیر ندهند تا بمیرند. مؤلف کتاب پشت پرده‌های حرمسرا به نقل از سانسون به قدرت فوق‌العاده و بی بند و بار شاه سلیمان اشاره دارد و می‌گوید که اختیار همه چیز در دستان اوست و به دلیل آن که عمّه‌‌ی بی شوهرش با یکی از سرداران رابطه عاشقانه برقرار کرده بود دستور قتل آن مرد بی گناه را صادر می‌کند. پادشاه اقدام آنان را توهین به مقام سلطنت دانسته و با توجه به آن که عمّه‌اش اقرار به تمایل کرده بود فرمان قطع سر فرمانده را صادر کرد و سپس آن را نزد مریم بیگم فرستاد. وی در باره این واقعه حزن انگیز می‌نویسد: «یکی از زنان حرمسرای شاه سلیمان عمّه‌ی وی بود که مریم خانم نام داشت و پس از مرگ شوهرش همچنان بیوه باقی مانده بود و در اندرون زندگی می‌کرد. سانسون می‌نویسد این خانم محترم به عشق فرمانده‌ی کل گرفتار شد. فرمانده‌ی کل نتوانست جانب احتیاط را رعایت کند و پیش بینی نماید که روابط نا مشروع و جنایتکارانه‌ی او با شاهزاده خانمی که همخون شاه می‌باشد چه عواقب خطرناکی را دربر دارد و او را به چه بدبختی گرفتار می‌سازد. فرمانده‌ی کل به عشق تسلیم شد و عشق مریم خانم او را به دام انداخت. آن‌ها توانستند خواجگان حرم را که شاه برای محافظت شاهزاده خانم معیّن کرده بود و در قصر آن خانم به پاسداری مشغول بودند، بفریبند و خواجگان محافظ را از مراقبت باز دارند ولی حسّ کنجکاوی و حسادتِ زنان فرمانده‌ی کل از مراقبت خواجگان حرم دقیق‌تر بود. زنان فرمانده‌ی کل روابط عاشقانه‌ی آن دو را کشف کردند و از آن پرده برداشتند و خواجگان حرم را در جریان ماجرا گذاشتند. خواجگان حرم که از علاقه و مرحمت شاه نسبت به فرمانده‌ی کل با اطّلاع بودند جرأت نمی‌کردند از آن ماجرا چیزی به شاه عرض کنند؛ ولی وقتی مشاهده کردند پس از جلسه‌ی مذاکرات شاه با عبدالله سلطان اوضاع دگرگون شده است از موقعیّت استفاده کرده، مام قضایا را به عرض شاه رسانیدند. شاه که بسیار رند و زرنگ می‌باشد، توانست بر خشم و غضب خود غلبه کند و خود را نگه دارد. شاه می‌خواست به تحقیق بیشتری بپردازد و از زبان خود شاهزاده خانم بشنود که فرمانده کل قوا را دوست می‌دارد. اعلیحضرت شاه، شاهزاده خانم را احضار کرد و مثل معمول با او خودمانی رفتار کرد و درباره‌ی موضوعات با او صحبت کرد. پس از آن که به شاهزاده خانم نشان داد که مثل همیشه نسبت به او مهربان است و به او احترام می‌گذارد، گفت که تصمیم گرفته است او را شوهر دهد. شاه از عدّه زیادی از درباریان که مورد احترام او بودند نام برد و آن‌ها را برای ازدواج به شاهزاده خانم پیشنهاد کرد ولی شاهزاده خانم به هیچ یک از آن‌ها اظهار تمایل نکرد و به همه‌ی آن‌ها به نظر تحقیر نگریست. سپس شاه افزود که ابتدا در نظر داشته است فرمانده کل را برای این امر پیشنهاد کند؛ ولی پیش خود فکر کرده است که ازدواج شاهزاده خانم با فرمانده کل متناسب نیست و شاهزاده خانم او را نخواهد پسندید زیرا فرمانده کل پیر است . شاهزاده خانم نتوانست عشق خود را پنهان نماید و آن را ابراز نکند، لذا به شاه عرض کرد که سن او متناسب با سن فرمانده کل می‌باشد و به قدری از فرمانده کل پیش شاه تعریف و تمجید کرد که شاه در صحّت آن چه در باره‌ی آنان شنیده بود تردیدی برایش باقی نماند و دانست که بین آنان رابطه‌ای وجود دارد.
شاه، شاهزاده خانم را مرخص کرد و به او گفت شب به قصر بیاید و به او وعده داد که تا شب تمام وسایل جشن عروسی او را با فرمانده‌ی کل آماده سازد. شاهزاده خانم نیز پای شاه را بوسید و از قصر بیرون رفت. خیانتی که به وسیله‌ی عبدالله سلطان افشا شده بود و تجاوز و هتک ناموس نسبت به خانمی که همخون شاه است به قدری اهمیّت داشت که کشتن فرمانده‌ی کل حتمی بود زیرا جنایاتی کوچکتر و کم اهمیّت‌تر از آن چه که فرمانده کل مرتکب شده بود برای نابود شدن او کفایت می‌کرد. شاه دوباره خواجگان حرم را احضار کرد. خواجگان حرم بر خشم و غضب شاه افزودند زیرا به شاه افشا کردند که رابطه‌ی نامشروع فرمانده کل با عمّه‌اش به برکنار شدن شاه از تخت سلطنت منتهی می‌شده است زیرا آن‌ها مصمّم بوده‌اند پسر ارشد شاه را که جوانی بیست و دو ساله است به تخت سلطنت بنشانند. وقتی در نیمه شب به تمام امرا و بزرگان دربار ابلاغ شد که به فرمان شاه فوراً حاضر شوند و به قصر بیایند همگی متعجّب شدند و بر جان خود لرزیدند. اعتمادالدوله، فرمانده‌ی کل قوا، دیوان بگی، رئیس غلامان شاه که مهمترین صاحب منصبان دربار می‌باشند و چهار رکن اساسی دربار به شمار می‌آیند اوّلین امرایی بودند که وارد قصر شدند و به حضور شاه رسیدند.
@tarbd
عشق بدفرجام مریم بیگم عمه شاه سلیمان صفوی
قسمت دوم
علی جلالپور

شاه به فرمانده کل اعتنا نکرد و روی خود را از او برگردانید. فرمانده کل از رفتار شاه بدبختی خود را احساس و پیش بینی کرد. فرمانده کل وقتی مشاهده نمود مستحفظین شاه تقویت شده‌اند او را رعب و هراس فراوانی فرا گرفت. فرمانده کل بر سر جای معمولش کنار اعتمادالدوله بر زمین نشست. شاه به اعتمادالدوله و دو امیر دیگر شراب خورانید ولی به فرمانده‌ی کل همچنان اعتنایی نکرد و به او شراب نداد. رئیس غلامان شاه که دوست نزدیک فرمانده‌ی کل بود و شاه به او علاقه داشت و به او احترام می‌گذاشت با نگاه شگفت انگیزی تعجّب خود را از عمل شاه نشان داد. شاه که متوجّه نگاه شگفت انگیز او شده بود فریاد کشید از این که من به این غدّار خیانت کار اعتنا نمی‌کنم تعجب کرده‌ای؟ برخیز و او را گردن بزن. آن امیر که هرگز چنین انتظاری نداشت و از صدور چنین فرمانی سخت به وحشت افتاده بود خود را به پای شاه انداخت ولی به جای این که رحم و شفقت شاه را برانگیزد و برای دوستش طلب عفو کند خود را در محکومیت او شریک ساخت. دیوان بگی (بیگی) خود را به پای شاه انداخت و در حالی که به پای شاه بوسه می‌داد و با فصاحتی که همیشه و در همه حال در بیان گفتارش بود به شاه عرض کرد، فرمانده کل باید جنایت بزرگی را مرتکب شده باشد که شاهنشاه را که مهربانترین و بخشنده‌ترین پادشاه جهان است به این درجه خشمگین ساخته است ولی در مورد رئیس غلامان اجازه می‌خواهد به عرض برساند که اگر او از فرمانده‌ی کل قوا شفاعت کرده است در احترامی که باید به فرمان شاه بگذارد قصور نورزیده است و بر خلاف قاعده عملی انجام نداده است زیرا بنا بر سنّت و قانونی که تمام سلاطین قبل از اعلیحضرت شاه آن را تأیید نموده و به آن عمل کرده‌اند اجازه داده شده است که در مورد فرامینی نظیر این فرمان، تا آن که فرمان سه دفعه تکرار نشود در برابر خشم و غضب شدید شاه به شفاعت برخاستن حائز کمال اهمیّت است و به همین مناسبت شاهان پیشین از این که کسی خود را به پای شاه بیفکند و برای متّهمی تقاضای عفو و بخشش کند بر خشم خویش نمی‌افزوده‌اند. شاه گفت بسیار خوب من رئیس غلامان را می‌بخشم، ولی دیوان بگی به شما می‌گویم دیوان بگی به شما فرمان می‌دهم و برای سومین بار دیوان بگی به شما امر می‌کنم برخیزید و این غدّار خیانت کار را گردن بزنید. دیوان بگی فوراً از جا برخاست و گریبان فرمانده‌ی کل را گرفت و عمّامه‌اش را از سرش برداشت و بر زمین افکند و او را از اتاق بیرون کشید. دیوان بگی کمربند فرمانده‌ی کل را باز کرد و دست‌های او را از پشت بر هم بست. فرمانده کل از سرنوشت شوم خود شکایتی بر زبان نیاورد و شاه را ثنا گفت و برای شاه عمر دراز آرزو کرد و برای ابراز اطاعت به فرمان شاه گوشه‌ی لباس دیوان بگی را بوسه داد و به او التماس کرد که از شاه تقاضا کند به جای این که او وقتی قرض‌های شاه را پرداخته است شاه خشم و غضب خود را بر افراد خانواده‌ی او نگستراند زیرا تنها او مقصّر بوده است و هیچ کس در گناه و جنایت با او شرکت نداشته است. سپس فرمانده کل گفت برای او قرآنی بیاورند تا در صورتی که آخرین لحظه‌ی عمر فرا رسیده است دعایی بخواند و همچنان امیدوار بود که شاید در این لحظات خشم و غضب شاه فرو نشیند، ولی دیوان بگی با نواختن ضربه شمشیری که به گردن او فرود آورد به او فهمانید که آخرین لحظه‌ی عمرش فرا رسیده است. دیوان بگی از این که می‌دید دوست عزیزش، امیری به آن عظمت به چنین حالی درافتاده است سخت متألم و متأثر گردیده بود. به طوری که دستش به لرزه درآمد و از قدرتش کاسته شد. در نتیجه‌ی ضربه‌ی شمشیرش فقط پوست گردن فرمانده کل را خراش داد و زخم کرد. فرمانده کل به نام دوستی قدیمی‌اش با دیوان بگی از او تقاضا کرد که او را زجر ندهد و زودتر خلاص کند. دیوان بگی افسر جوانی را که در خدمتش بود صدا کرد و او با سه ضربه متوالی سر فرمانده کل را از تن جدا کرد. سر فرمانده کل را به حضور شاه بردند. به محض این که چشم شاه به سر بریده‌ی افتاد فریاد کشید بسیار خوب خیانت کار. من در خوابم. من در سستی و رخوتم، چنان که تو به دشمنان من نوشتی.
جشن عروسی که شاه به شاهزاده خانم عمه‌اش وعده کرده بود و او را به آن امیدوار ساخته و دعوت کرده بود به صحنه‌ای خونین و وحشتناک تبدیل گردید. شاه به یکی از خواجگان حرم فرمان داد که سر فرمانده‌ی کل را برای شاهزاده خانم ببرد و از طرف شاه به او بگوید که این همان شوهری است که شاه برای او انتخاب کرده است. ظاهراً شاه علیه شخص شاهزاده خانم اقدام دیگری نکرد. آیا برای تنبیه و مجازات آن شاهزاده خانم مشاهده سر از تن جدا شده‌ی معشوقش کافی نبود؟ شاهزاده خانم سر خون آلود فرمانده‌ی کل را میان ظرفی مشاهده کرد باید همین درد آن زن را کشته باشد.»[1]
[1] - پشت پرده‌های حرمسرا، تألیف حسن آزاد، انتشارات انزلی، 1362، صص 312 تا 316

@tarbd
1
🌲🌲🌲🌲🌲

ﺍﻧﺴﺎﻥِ ‏ﺳُﺴﺖ مغز ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ‏«ﺗﻐﯿﯿﺮ» ﻣﯿﺘﺮﺳﺪ؛
ﺍﻭ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﯿﺖِ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ‏«ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﺎﺯﮔﯽ» ﺍﺳﺖ.

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ، ﺩﺭﺩِ ﺩﯾﺪﮔﺎﻫﯽ ﺗﺎﺯه ‏ﺍﺳﺖ...



#مارتین_ﻟﻮﺗﺮکینگ
#پگاه_اندیشه


@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
2
VID-20230831-WA0003.mp4
3.6 MB
لباس اصیل لری زیباترین لباس جهان
در جشنواره استرالیا...
قدمتی کهن و تاریخی پرشکوه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی تاریخی و بجا مانده از افتتاح
راه آهن توسط «رضاشاه پهلوی»


راه آهنی که با درآمد کم ایران ساخته شد...

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
2
🌲🌲🌲🌲🌲

فقر در دیدگاه صمد بهرنگی

فقر چیزی است که همه جا سر می کشد،
فقر،گرسنگی نیست،عریانی هم نیست،
فقر چیزی را" نداشتن" است،
ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست،

فقر همان گرد وخاکی است
که بر کتابهای فروش نرفته ی یک
کتابفروشی می نشیند،
فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خورد میکند،

فقر ،کتیبه سه هزار ساله ی است
که روی آن یادگاری نوشته اند!
فقر ،پوست موزی است که از پنجره
یک ماشین به خیابان انداخته می شود،
فقر همه جا سر میکشد،
فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست،
فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است...!

#صمد_بهرنگی
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
1👍1