صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
Forwarded from امور مالی آموزش پرورش (**Kindness**)
♦️کاهش ساعت کاری به ۴۰ ساعت

«گودرزی» سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس:
🔹اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس اکثریت آرا و اعمال تغییراتی با لایحه ساماندهی تعطیلات آخر هفته، موافقت کردند و لایحه جهت بررسی در جلسه علنی تقدیم هیئت رئیسه مجلس شده است.
🔹اعضای کمسیون با تعطیلی ۲ روز آخر هفته موافقت کردند و نظر کمیسیون تعطیلی شنبه‌ها به جای پنج‌شنبه‌ها است.
🔹همچنین ساعت کاری که دولت پیشنهاد ۴۲.۵ ساعت را داده بود با مصوبه اعضای کمیسیون اجتماعی، به ۴۰ ساعت کاهش می‌یابد. بنابراین با مصوبه اعضا روزهای کاری از روز یک‌شنبه تا پنج‌شنبه از ساعت ۷ تا ۲.۴۵ دقیقه خواهد شد.
👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۱۱ فلسفه تاریخ 🔹عينت تاريخي ديگر موضوعي که مورد توجه فلاسفه تحليلي تاريخ است، موضوع «عينيت» است. آيا دانش تاريخي مي تواند گذشته را عينا ً بازنمايي کند؟ آيا تاکيد، ناديده گرفتن، انتخاب و تفسير بازنمايي تاريخي وابسته به زاويه ديد فردي مورخ است؟ آيا بار ارزشي…
بخش۱۲
فلسفه تاریخ
🔹عليت در تاريخ

دسته سوم و مهم از مسائلي که مورد توجه فيلسوفان تحليلي است، به رابطه علّي در تبيين تاريخي مربوط است. وقتي مي گوييم «جنگ داخلي آمريکا معلول درگيري اقتصادي منطقه شمال با جنوب بود» چه مسائلي در اين جمله دخيل هستند. آيا برقراري نسبت علّي نيازمند تشخيص يک نظم علّي است. مثلا ً «آيا دوره هاي تورم فزاينده باعث تزلزل سياسي مي شود؟ آيا با کشف شرايط لازم و کافي مي توان نسبت علي برقرار کرد؟ آيا مي توانيم با جستجوي مکانيزم هاي علّي، بين وقايع تاريخي نسبت علّي برقرار کنيم؟ اين مسئله باعث طرح مشکل ديگري بنام جبر  تاريخي مي شود. آيا وقايع معين در شرايط خاص حتما ً رخ مي دهند؟ آيا سقوط امپراطوري روم بر بستر شرايط مادي و نظامي قبل از بحران حتمي بود؟
اکثر فلاسفه تحليلي با اين مسائل از زاويه تئوري عليت فلسفه علم پوزيتيويست برخورد مي کنند. اساس اين نظريه فرضهاي هيوم در مورد عليت است، يعني اينکه عليت چيزي نيست مگر يک همزماني هميشگي. فيلسوفان تحليلي نيز به مدل قانون کلي گرايش پيدا کردند زيرا اين مدل مي توانست نظريه عليت تاريخي را توجيه کند. همانطور که قبلا ً گفتيم گرايش به تبيين علّي در علوم اجتماعي کاملا ً غلط است زيرا پديده هاي اجتماعي به نظم علّي کلي در نمي آيند. بنابرين يا بايد مفهوم عليت را به تفسير بکشيم يا کلا ً زبان علّي را کنار بگذاريم. رويکرد ديگر اين است که علل را شرايطي بهم پيوسته و ايجابي براي وقوع واقعه تعريف کنيم. يعني آنها را شرايط کافي و/ يا لازم که احتمال واقعه را کم و زياد مي کنند، تلقي کنيم. اين رويکرد از جانب فلسفه «زبان عمومي» و بحث تحليل زبان علّي تقويت مي شود.  استدلال براساس شرايطي که بوجود نيامده اند، روشي براي کشف شرايط لازم و/يا کافي وقوع حادثه است. گفتن اينکه الف براي وقوع ب ضروري بود مستلزم اين است که نشان دهيم ب اتفاق نمي افتاد اگر الف نبود.  آشکار است که در رخدادهاي علّي هيچ عامل واحدي به تنهايي براي وقوع يک اتفاق ضروري نيست و نتيجه بوسيله ترکيبي از عوامل وابسته به هم حاصل شده است. همگرايي دلايل عقلاني و علل واقعي وقايع تاريخي در اين بحث مفيد است، زيرا علل تاريخي معمولا ً نتيجه تامل انسان هستند.  بنابرين اختصاص يک دليل براي فلان عمل تاريخي در عين حال تشخيص علت نتايج آن عمل هم هست. معمولا مي توان يک عمل واقعي را علت يک واقعه خاص پذيرفت.(منظور اوضاع و احوالي است که در شرايط واقعي براي بوجود آمدن يک واقعه کافي باشد.) موازي با اين علت يابي فراهم کردن تفسيري قانع کننده از دليلي عقلاني که انساني را در نمايش تاريخ به عمل درآورده، ممکن است.
فيلسوفان تحليلي دهه 1960 به يک امر حياتي براي درک درست عليت تاريخي توجه نکردند و آن امکان جستجوي مکانيسم علّي  در پيچيدگي وقايع تاريخ است. (رئاليسم علّي) آنها توجه نکرده اند که روايات معمولا برداشتي از وقايع هستند، وقايعي که خود علّت و مقدمه  وقايع بعدي هستند. در مقابل فلسفه علوم اجتماعي، پشتوانه محکمي براي تبيينهاي تاريخي فراهم کرده است، تبيينهايي که معطوف به يافتن مکانيسمهاي علّي است.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲🌲🌲🌲

زندگی یعنی
لذت بردن در روزهای خوب
و سپاسگزاری و صبور بودن در روزهای بد
و
تغییر دادن آنچه نمی خواهیم...

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥ویدئو : مستند دوبله چنگیز خان


◾️طبق تحقیقات دانشمندان چنگیز خان بیش از 40 میلیون نفر - حدود 10٪ از جمعیت زمین - را در طول زندگی خود کشت.

مجله هنری آرت ژورنال
@ART2011JOURNAL
ساخت راه آهن با قند و چای...

در سال ١٣٠٤ قانونی تصویب شد كه از هر ٣ کیلو قندوشکر که به ایران وارد میشد ٢ ریال و از هر ٣ کیلو چای ٦ ریال جهت هزینه ساخت راه آهن دریافت گردد. ١١ سال بعد شمال وجنوب به یکدیگر اتصال یافت!

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۱۲ فلسفه تاریخ 🔹عليت در تاريخ دسته سوم و مهم از مسائلي که مورد توجه فيلسوفان تحليلي است، به رابطه علّي در تبيين تاريخي مربوط است. وقتي مي گوييم «جنگ داخلي آمريکا معلول درگيري اقتصادي منطقه شمال با جنوب بود» چه مسائلي در اين جمله دخيل هستند. آيا برقراري…
بخش۱۳
فلسفه تاریخ
🔹مباحث جديد فلسفه تاريخ
فلسفه تاريخ انگليسي زبان در دهه 70 تغيير جهت قابل ملاحظه اي داشت. اين تغيير جهت با چاپ کتاب هايدن وايت به نام فراتاريخ   و نوشته هاي لوئيس مينک  در همان دوره شروع شد. در اين دهه آنچه «چرخش زباني» نام دارد و بر بسياري حوزه هاي فلسفه و ادبيات تاثير گذاشته، بر فلسفه تاريخ نيز موثر واقع شد. درحالي که فلسفه تاريخ تحليلي بر قياسهاي علمي براي دانش تاريخي تاکيد مي کرد و اثبات پذيري و کليت بخشي آن دانش را توسعه مي داد، فيلسوفان انگليسي دهه 70 و 80 هرچه بيشتر تحت تاثير هرمنوتيک، پست مدرنيسم و نظريه ادبي قرار مي گرفتند.  اين فلاسفه بر جنبه زباني نوشته تاريخي تاکيد مي کردند و اينکه روايت تاريخي صرفاً روايت سلسله وقايع نيست. از نظر آنها ساختار دروني روايت تاريخي مهم است. قرابتهاي اين بحث با ادبيات و انسان شناسي بر تلقي علوم طبيعي به عنوان الگوي دانش تاريخي، سايه انداخت. بدين ترتيب غنا و ترکيب روايت تاريخي مورد توجه بيشتري قرار گرفت تا اهتمام به توصيفات علّي از نتايج تاريخي. فرانک آنکر اسميت بسياري از اين موضوعات جديد را در تلقي خود از روايت تاريخي گنجاند.  ديگر خطوط مهم تفکر فلسفه تحليلي روي هستي شناسي تاريخي متمرکز شدند.
اين فلسفه تاريخ جديد از چند جهت مهم با فلسفه تاريخ تحليلي تفاوت دارد. اين فلسفه بيشتر بر روايت تاريخي تاکيد مي کند تا عليت تاريخي و از لحاظ نظري به سنت هرمنوتيک نزديکتر است تا سنت پوزيتيويسم که بنياني براي فلسفه تاريخ تحليلي دهه 1960 بود. از ديدگاه اين فلسفه تاريخ جديد ذهن گرايي و تفاسير چندگانه مهم تر از عين گرايي، حقيقت و تطابق با واقعيت است. ديگر شاخه مهم اين فلسفه تاريخ بيشتر متوجه موقعيت تاريخي ماهيت انسان است تا موقعيت کلي ماهيت انسان. (يعني اين شاخه به هردر نزديکتر است تا ويکو.) ديدگاه رايج در اين شاخه، آگاهي انسان را محصولي تاريخي مي داند و تشخيص ارتباط انديشه انسان با گذشته را کار مهم مورخ تلقي مي کند.  مورخ معاصري مانند روبرت دارنتون براي برقراري اين ارتباط به روشهاي قوم شناسانه روي آورده است.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سمیرم دره خفر پادنا رشته کوه های دنا

🌲🌲🌲🌲🌲


@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سوم شهریور ؛ سالروز اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم...

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
دریادار غلامعلی بایَنْدُر که در برابر نیروهای اشغالگر متفقین ایستادگی کرد و به شهادت رسید..

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
غلامعلی بایَنْدُر، از فرماندهان برجسته نظامی در زمان رضاشاه بود. او در ۲۳ آذر ۱۲۷۷ در تهران متولد شد. پدرش ، علی اکبر بایندر، ملقب به دبیر دربار، از سران طایفه بایندر آذربایجان بود.
غلامعلی بایندر در دارالفنون مهندسی خوانده بود و بعد از اتمام مهندسی در سال ۱۲۹۶ وارد مدرسه نظام مشیرالدوله شده و در سال ۱۲۹۹ با درجه ستوان دومی در بریگاد مرکزی وارد خدمت میشود.
بعد از کودتای ۱۲۹۹ و الحاق بریگاد مرکزی به دیویزیون قزاق، در عملیات اولیه قشون، از جمله در جنگهای تنکابن و گیلان (علیه نهضت جنگل) در ۱۳۰۰ و لشکرکشی برای سرکوب کردهای شورشی شِکاک در ۱۳۰۱، شرکت داشت و در یکی از این نبردها (در نبرد با سیمقو) مجروح میشود و به پاس آن، نشان ذوالفقار را از احمد شاه می‌گیرد و برای دوره آموزشی توپخانه در مدرسه پواتیه و دوره تکمیلی در مدرسه فونتن به فرانسه می‌رود و در مهر ماه ۱۳۰۴ به ایران برمیگردد و در همان سال در لشکر یکم مرکز به فرماندهی آتشبار کوهستانی منصوب میشود. بعد از سه سال برای تکمیل تحصیلات نظامی ، باز به فرانسه اعزام میشود و دوره دانشکده نظام فرانسه را به پایان میرساند، در اواخر ۱۳۰۹به ایران بازگشته و با درجه سرگردی به فرماندهی هنگ توپخانه منصوب میشود.
بایندر، در ۱۳۱۰ در رأس گروهی از دانشجویان نظام ، برای فراگرفتن فنون دریانوردی و نظارت بر ساخت شش فروند ناو جنگی، که دولت ایران به ایتالیا سفارش داده بود، عازم آن کشور میشود و در سال ۱۳۱۱ ، که اولین گروه از این دانشجویان اعزامی به ایران بازگشتند و بخشی از ناوهای سفارشی به خلیج فارس رسید، بایندر به توسعه و تقویت نیروی دریایی نوبنیاد ایران همت میگمارد. او در کمیسیونهای مشترک ایران و عراق، نماینده نیروی دریایی ایران و مأمور رسیدگی به دعاوی این کشورها درباره اروندرود بود. در همان ایام، میان ایران و انگلیس بر سر مالکیت تعدادی از جزایر ایران در خلیج فارس اختلافاتی وجود داشت و بایندر در پاییز ۱۳۱۳، در رأس نیرویی در جزیره تنب پیاده شده و حق مالکیت ایران را بر آن منطقه به مقامات نیروی دریایی انگلیس ، که در آن جزیره مستقر بودند، یادآور میشود. وزارت امور خارجه انگلیس به این اقدام بایندر اعتراض میکند و اختلافات دو کشور تا مدتها ادامه داشت .
بایندر در جنب تلاشهایش برای آبادانی و عمران سواحل خلیج فارس، به تحقیق درباره آن میپردازد و جغرافیای خلیج فارس (تهران ، ۱۳۱۹) که حاوی اطلاعات جامعی درباره تاریخ و جغرافیای طبیعی و انسانی این منطقه است، و نیز آیین نامه های راجع به توپخانه و مقالاتی در این زمینه، محصول تحقیقات او میشود.
بایندر در سال ۱۳۱۹، به درجه دریاداری ارتقا میابد و در سوم شهریور ۱۳۲۰، برخلاف بسیاری از امرای ارتش که راه گریز در پیش گرفتند، حوزه مأموریتش را ترک نگفت و در برابر تهاجم نیروهای بیگانه ایستاد و سحرگاه همان روز در خرمشهر و در راه میهن به شهادت رسید.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پریگوژین منفجر شد اما صدای آزادیخواهی مردم سوریه رساتر گشت!

✍️محمدحسین مهدیخانی:
پریگوژین و گروه واگنر را پوتین برای مقاصد کثیف و سرکوب مخالفانش تشکیل داده بود. اوج توحش گروه واگنرها و پریگوژین در سوریه بر علیه مخالفان بشار اسد انجام شد سرانجام پرونده پریگوژین توسط دیکتاتور پوتین با انفجار بسته شد! اما آزادی، که یک اندیشه برای سوری‌هاست، ادامه خواهد داشت! حاکمان مستبد جهان باید بدانند که خدای آزادی بر خدای خشونت پیروز خواهد شد! مردمی که به آزادی ایمان داشته باشند زخمی می‌شوند، کشته می‌شوند، اما تمام نمی‌شوند آزادیخواهان مثل چشمه در کوچه‌ها و خیابان‌های کشورها برای همیشه تاریخ زنده و جوشان خواهند بود.

🔻ویدئو از تظاهرات گسترده سوری‌ها علیه بشار اسد امروز جمعه سوم
شهریور؛ دیرالزور.

@Sahamnewsorg
👏21
🌲🌲🌲🌲🌲

زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم...

... به حبابِ نگران لب یک رود قسم، و به ڪوتاهے آن لحظه شادے ڪه گذشت،
غصه هم میگذرد،
آنچنانے ڪه فقط خاطره اے خواهدماند..
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز...!!
زندگے ذره كاهیست،
كه كوهش كردیم،
زندگے نام نڪویے ست،
كه خارش كردیم،
زندگے نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگے نیست بجزدیدن یار
زندگے نیست بجزعشق،
بجزحرف محبت به كسی،
ورنه هرخاروخسی،
زندگے كرده بسی،
زندگے تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تاكوچه وپس كوچه واندازه یك عمر بیابان دارد.
ما چه ڪردیم و چه خواهیم ڪرد در این فرصت ڪم ...

#سهراب_سپهری
#پگاه_اندیشه


@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۱۳ فلسفه تاریخ 🔹مباحث جديد فلسفه تاريخ فلسفه تاريخ انگليسي زبان در دهه 70 تغيير جهت قابل ملاحظه اي داشت. اين تغيير جهت با چاپ کتاب هايدن وايت به نام فراتاريخ   و نوشته هاي لوئيس مينک  در همان دوره شروع شد. در اين دهه آنچه «چرخش زباني» نام دارد و بر بسياري…
بخش۱۴
فلسفه تاریخ
🔹تاملي دوباره بر فلسفه تاريخ
بهتر است بحث را با يک نماي کلي از ساختار قابل قبول فلسفه تاريخي آينده به پايان بريم. هر شاخه اي از فلسفه با تعدادي مسائل محوري درگير است. فلسفه تاريخ نيز سئوالاتي حل نشده دارد: 1- هسته اصلي و واقعي ساختارها و موجوديت هاي تاريخي (دولتها، امپراطوري ها، جنبشهاي ديني و...) چيست؟ آيا مي توانيم مفهومي از هستي اجتماعي و تاريخي بدست دهيم که مانع اشتباه شيء انگاري باشد، اما در عين حال واقعيتي موجه به هستي هاي مفروض بدهد؟ 2- ذات علّي وقايع و ساختارهاي تاريخي که بنيان تحليلات تاريخي هستند، چيست؟ بايد گفت عليت تاريخي مانند عليت فيزيکي ضرورت طبيعي ندارد، زيرا قوانين ثابتي براي پيشروي وقايع تاريخي وجود ندارد. بنابرين ما نيازمند برداشت جديدي از علّيت هستيم که براي موضوعات تاريخي مناسب باشد. 3- نقش تفسير از نوع «هم ذات پنداري» درباره گذشتگان چيست؟ و مورخان چگونه به قضاوت درستي درباره اين هم ذات پنداري دست مي يابند؟ آيا تفسير درستي از رفتار و انديشه انسانهايي که ديگر استخوان هايشان نيز پوسيده، ممکن است؟ اين واقعيت پديدارشناسانه چگونه در شرح عليت تاريخي به کار مي آيد؟ آيا ما مي توانيم به روايات مربوط به گذشته، تصوير نظامها، ساختارها، انسانها و روابط بين آنها اطمينان کلي داشته باشيم؟ و آيا دانش تاريخي علي الابد سئوال برانگيز باقي خواهد ماند؟ يک فلسفه تاريخ جديد اين مسائل بنيادي را روشن خواهد کرد. چنين فلسفه تاريخي با جريانات هرمنوتيکي و روايي مهم در سنت قاره اي و فلسفه تاريخ انگليسي- آمريکايي سالهاي اخير، درخواهد آميخت. اين فلسفه تاريخ مسئله معرفتي مهمي دربرخواهد داشت که با فلسفه تاريخ تحليلي در ارتباط است، اما خود را از فرضيات محدود کننده پوزيتويسم جدا نگه مي دارد. فلسفه تاريخ جديد با تبيين اجتماعي دست و پنجه نرم مي کند، يعني با موضوعاتي که براي نسل امروزي مورخان علمي- اجتماعي مهم است. فهم امروزين فلسفه علوم اجتماعي که متوجه هستي شناسي و تبيين اجتماعي است براي آن فلسفه تاريخ مهم خواهد بود.
چند فرض هستي شناختي در اينجا به کار مي آيد. تاريخ از رفتار انسان در نهاد ها و ساخت هاي انساني شکل گرفته است. هيچ عامل فرا  انساني در تاريخ نيست. هيچ معنا يا روند فوق انساني در تاريخ وجود ندارد و وقايع و جريانها صرفا توسط جريانهاي علّي واقعي و رفتارهاي فردي بوجود مي آيند. به قول ديويدسون  و تيلور  هيچ مغايرتي بين علل و دلايل، و همچنين بين فهم و تبيين نيست. تبيين تاريخي هم بر استدلال ساختاري علّي استوار است و هم بر تفسير اعمال و نيات، بنابرين اين تبيين ها هم علّي هستند و هم هرمنوتيکي. هيچ قانون علّي فراگيري در امور انساني وجود ندارد، در عوض دست علّيت اجتماعي از طريق تلاش عامل انساني و ناگزيري نهادها و ساختارها در کار است. هدف تاريخي معقول، تعريف مکانيسم علّي روند تاريخ و مکانيسمي است که همواره متکي به عوامل تاريخي درون روابط اجتماعي واقعي است.
در اين فلسفه تاريخ هستي شناسي دانش تاريخي مي تواند مطرح گردد. دانش تاريخي بر شناخت تجربي استوار است و توجيه دعاوي تاريخي مستلزم اثبات قاطع تجربي آن است. عينيت تاريخي امر مسلمي است، به اين معنا که مورخان قادرند با خوشبيني به بررسي مدارک مويد نظريه آنها در مورد گذشته بپردازند. اين گفته نبايد اينگونه تلقي شود که فقط يک تفسير حقيقي واحد از وقايع تاريخ در دست است. برعکس در اين بحث يک تفاهم عمومي وجود دارد و آن اينکه تفسير کمتر از واقعيت قطعي است و در مورد يک مدرک تاريخي سئوالهاي تاريخي و منطقي متعددي مي توان پرسيد. روايات تاريخي يک شاکله ذاتاً تاريخي دارند و يک شاکله ذاتي معطوف به گذشته.
در نهايت فلسفه تاريخ آينده نسبت به تنوع صور دانش تاريخي حساس خواهد بود. قواعد تاريخ شامل بسياري مطالب مانند توضيح علّي، توصيف اطلاعات و تفسير روايي رفتار انسان است. روايت تاريخي خود جوانبي دارد. يک جنبه هرمنوتيکي است که به معناي افعال پيچيده انسان هاي متعدد مي پردازد. جنبه ديگر علّي است و حامل مکانيسم هاي علّي است که براي حصول نتيجه خاصي گرد هم جمع شده اند. مهمتر اينکه هر نوع دانش تاريخي در روايت بيان نمي شود. طيفي از ساخت هاي معرفتي وجود دارد که دانش تاريخي با آنها بيان مي شود، از براورد جزئي استانداردهاي تاريخي زندگي گرفته تا استدلالهاي علّي تغيير جمعيت و مقايسه  جريانهاي مشابه در موقعيتهاي متفاوت تاريخي. فلسفه تاريخ فردا مي تواند لايه  هاي متون تاريخي را ارزيابي کند. لايه اي تغييرات اقتصادي و ساختاري جامعه را نشان مي دهد؛ ديگري تغييرات عرفي و آن يکي تغيير عقايد و نگرش جامعه را بيان مي کند. نهايتا بايد گفت در فلسفه تاريخ آينده اينها ديگر لايه هاي بلاغي و ادبي متن تاريخي نيستند بلکه جوانب مهم دانش تاريخ محسوب مي شوند.

منبع: اطلاعات حکمت و معرفت، سال پنجم، شماره چهارم
@tarbd
پوتین و استالین، پریگوژین و گورکی...

✍️ محمدحسین روانبخش

🔸 برادر گرانقدر ولادیمیر پوتین بعد از ساقط کردن هواپیمای «پریگوژین» به دیدار خانواده او رفت و آن‌ها را دلداری داد. از شاگرد دبستان رفیق «ژوزف استالین» توقعی جز این نمی‌رود و البته در آینده‌ی نزدیک، وقتی عده‌ای را به جرم کشتن پریگوژین دستگیر و اعدام کرد و به این بهانه، از شر آن‌ها هم راحت شد، معلوم خواهد شد که درسش را چقدر خوب آموخته است!

🔸 حکایت، حکایتی قدیمی است. استالین از این آموزه‌ها زیاد دارد و رفتار او با «ماکسیم گورکی» نویسنده‌ی بزرگ شوروی از این دست است.

🔸 گورکی هجدهم ژوئن ۱۹۳۶ مرد. پزشکان علت مرگ را ذات‌الریه و سکته قلبی اعلام کردند. در تشییع، استالین با بازوبند سیاه پیشاپیش عزاداران حرکت می کرد. بیست‌ماه بعد پزشکان، منشی و حتی جاسوس حزب در منزل گورکی، متهم به کشتن او شدند و همگی به جنایت خود اعتراف کردند؛ همگی اعدام شدند بجز یک پزشک که به ۲۵ سال حبس محکوم شد. دوازده سال بعد پزشک زندانی این جرات را پیدا کرد که به هم‌بند خود بگوید که استالین، خودش گورکی را کشت و ما پزشکان سکوت کردیم. ۲۷ سال بعد، سال ۱۹۶۳ ، ده سال بعد از مرگ استالین، همسر گورکی هم جرات کرد واقعیت را بگوید: استالین با شیرینی مسموم گورکی را کشت. (برگرفته از کتاب «یکی درباره دیگری»/ کریگ براون -  ترجمه حسن کامشاد )

🔸 برادر پوتین می‌خواهد راه رفیق استالین را برود؛ فقط افسوس که دنیای امروز رسانه‌هایی دارد که این کار را غیرممکن می‌کند.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
🌲🌲🌲🌲🌲

عجب است که مردم چقدر برای مبارزه
با شیطان تلاش می‌کنند.
اگر همین انرژی را صرف عشق ورزیدن
به هم نوعان خود کنند؛
شیطان در تنهاییِ خود خواهد مُرد!

#هلن_کلر
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5
میدان نقش جهان ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ در ﺳﺎﻝ ۱۳۰۶ خورشیدی...


@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجموعه تصاویرى از عکس های شناسنامه زنان ایرانى متولد ۱۳۲۱

چهره های زیبا، اصیل و بدون دستکاری دختران ایرانی را ببینید!


@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
مصدق؛ دموکرات یا مستبد؟! (بخش اول)

✍️ سید‌محسن امامی‌فر

۷۰ سال از کودتای ۲۸ مرداد می‌گذرد و انواع تحلیل‌ها از این رویداد تلخ تاریخی که مسیر ایران را تغییر داد، ارائه شده است.

اخیرن آقای مهدی تدینی مترجم و پژوهشگر برجسته تاریخ و سیاست در یادداشتی خواندنی با عنوان “اسطوره‌ی مصدق” در کانال تلگرامی خود به نقد انگاره دموکرات‌بودن دکتر مصدق پرداخته و با ذکر برخی جزئیات از آن سال‌های پرتلاطم به این نتیجه رسیده است که نخست‌وزیر معزول، ضداستعمار بود اما ضداستبداد نه! چرا که مصدق از روش‌های غیردمکراتیک جهت نیل به اهداف خود استفاده کرده است.

در این‌که مصدق از روش‌های غیردموکراتیک در بسیاری از اقدامات خویش از جمله انحلال پارلمان، استفاده کرده است، بحثی نیست. اما سوال اساسی این است که در یک سیستم استبدادی، با هدف محدود کردن قدرت شاه و متعاقبن برقراری یک حکومت دموکراتیک، از چه استراتژی می‌توان بهره جست؟
آیا جهت مبارزه با حکومتی غیردموکراتیک، اقدام در چارچوب‌های دموکراتیک که نه مطلق اما تا حدود زیادی صرفن روی کاغذ اعتبار داشت، برای مصدق امکان‌پذیر بود؟

نکته مهم این است که در تحلیل تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد، نمی‌توان با عینک ایده‌آل‌گرایی بدون توجه به مختصات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حاکم، به نقد رویکرد مصدق پرداخت.

سیاست‌مدار در ردای عملگرایی می‌تواند موفق باشد نه در قامت روشن‌فکری. از نظر در عرصه روشن‌فکری تا عمل در میدان سیاست، فاصله زمین تا آسمان است.

نقدهای بسیاری به مصدق وارد است، به ویژه در مناسبات با متحدان خود که در فقدان رویکرد منعطفانه و جمع‌گرایانه و البته اشتباه محاسباتی در اتکای بیش از اندازه بر کاریزمای فردی در راستای بسیج عمومی، نهایتن به واگرایی و شکست نهضت ملی منجر شد (گرچه یکی دیگر از عوامل مهم جدایی جریان روحانیت سنتی، بازاریان و برخی از سران جبهه ملی و یاران مصدق از او، به سهم‌خواهی و عدم درک درست مختصات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظام بین‌الملل از سوی آن‌ها بازمی‌گشت). اما با همه این تفاسیر، عنوان این نقد که مصدق به دنبال دموکراسی نبود، جای تامل و تردید فراوان دارد.

استراتژی مواجهه مصدق با شاه گرچه دموکراتیک نبود اما دلیل موجه برای غیردموکرات بودن او نیست. مصدق ناچار به اتخاذ روش‌ و رویکردهایی بود که جناب تدینی در یادداشت خود به عنوان ادله دمکرات‌نبودن وی مطرح می‌‌نماید.

سخت است بر ضداستعمار بودن مصدق مهر تایید زد اما در ضداستبداد بودنش تردید کرد. اگر مصدق به دنبال غلبه بر محمدرضاشاه جهت قبضه کردن قدرت برای خود بود، نمی‌توانست انگلیس را دشمن خود نماید.

در واقع اگر نه استعمار، اما جمع "وابستگی به قدرت خارجی" از یک سو و "استبداد در داخل" از سوی دیگر، حکومت‌کردن را سهل‌تر می‌نماید تا این‌که پس از قطعِ ید استعمار، بااستبداد حکومت کردن‌.

اگر مصدق به دنبال از بین بردن استبداد شاهی و پیاده‌سازی استبدادی نوین از سوی خود بود، از طریق وابستگی به قدرت‌های خارجی، راحت‌تر می‌توانست حکومت کند تا این‌که پس از قطعِ ید استعمار، با استبداد حکومت کردن که به مراتب می‌توانست سخت‌تر باشد.

از سوی دیگر اگرچه برخی تاکتیک‌های استبدادی مصدق، می‌تواند به عنوان ابزاری برای تحکیم دولت خود و متعاقبن رای به مستبد بودن او تفسیر گردد، اما این نکته مهم را باید در نظر داشت که این اقدامات از سوی مصدق، می‌توانست با هدف از بین بردن نقش و تأثیر قدرت‌های خارجی بر جریانات و مسئولان وابسته به دربار و استعمار و یا جلوگیری از کارشکنی‌ها و توطئه‌های مخالفان نهضت ملی و عوامل دیگر جهت فراهم‌آوردن شرایط مساعد برای حکومتی دموکراتیک و مستقل‌تر باشد.

از این رو، با وجود تضادهایی در اقدامات و تاکتیک‌های مصدق، نمی‌توان او را به‌عنوان مستبد در نظر گرفت، بلکه شخصیت سیاسی و رویکردهای او باید با توجه به شرایط و منافع مختلف کشور تحلیل شود. البته همان‌طور که بسیار سخت است استبدادی بودن را منطبق بر مختصات شخصیت سیاسی مصدق بدانیم، دموکرات بودن وی نیز می‌تواند محل تامل باشد.

http://www.ensafnews.com/430987/

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
مصدق؛ دموکرات یا مستبد؟!
(بخش دوم)

نگارنده بر این باور است که با توجه به پیچیدگی‌ها و تناقضات در عملکرد‌ها و تصمیم‌گیری‌های مصدق، به طوری که او در برخی موارد تاکید بر اصول دموکراتیک داشته و تلاش‌هایی برای تقویت نهادهای دموکراتیک انجام داده و دستاوردهای آزادی‌خواهانه‌ای داشته است، اما در عین حال، برخی اقدامات او نیز می‌توانند تحت عناوینی مانند مستبدانه یا تاکتیک‌های غیردموکراتیک تلقی شوند، بنابراین نمی‌توان نظر قطعی در خصوص دموکرات‌بودن یا مستبد‌بودن وی داد. هرچند بنابر آن‌چه گفته شد مستبد بودن مصدق با ضداستعمار بودن وی تا حدودی منافات دارد.

به نظر می‌رسد با توجه به پیچیدگی تاریخی و سیاق‌های مختلف، ارزیابی دقیق و کامل شخصیت یک رهبر سیاسی مانند محمد مصدق، موضوعی ساده نیست و با قطعیت نمی‌توان در این خصوص نظر داد.

شاید اگر مسیر تاریخ ایران به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و مصدق قادر به غلبه کامل بر شاه می‌شد و حکومت خویش را ادامه می‌داد، بهتر می‌توانستیم در این باب تحلیل کنیم. هرچند می‌توان به صراحت عنوان کرد، مصدق اهدافی دموکراتیک داشت، با این وجود که برخی‌ تاکتیک‌هایش غیردموکراتیک بود.

اما آن‌چه قابل پذیرش‌تر است، این‌که مصدق، مستبد نبود، که اگر بود در پاسخ به درخواست فاطمی وزیر خارجه وقت که پس از ناکامی کودتای ۲۵ مرداد، خواهان تغییر سمت خود و انتصاب به عنوان وزیر دفاع جهت اعدام ۵۰ نفر از سران مخالفان بود، پاسخ مثبت می‌داد.

در حالی که مصدق در پاسخ به درخواست فاطمی، گفت: "با چه قانونی؟" و وقتی که فاطمی در جواب گفت "قانون انقلاب"، مصدق با صدای بلند اظهار کرد:"قانون من، قانون اساسی است، قانون انقلاب نیست!"
@tarbd

http://www.ensafnews.com/430987/

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲🌲🌲🌲

محبت کنیم و عشق بورزیم...

جامعه‌ای که در آن نفرین زیاد است،
همه در آن درگیرند.!
اگر حتی یک نفر
مورد نفرت و نفرین قرار گیرد،
همه از تشعشع منفی آن نفرین،
به‌نوعی برخوردار می‌شوند.

هر روز و هر لحظه،
برای یکدیگر و برای سراسر دنیا
خیر و برکت و سلامتی طلب کنیم
و تشعشعات مثبت کلام و ذهنمان را
به سراسر جهان هستی انتشار دهیم،
تا شاید بتوانیم زمینی را که با نفرت
به نابودی کشانده‌ایم
با عشق بازسازی کنیم ...

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1