صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
Forwarded from بشکن Beshkan
PsiphonAndroid.apk
9.9 MB
دانلود نسخه آخر فیلترشکن سایفون (اندروید)

#سایفون #فیلترشکن #اندروید

@beshkan
Forwarded from اصفهان خبر
📍زنانِ ایرانی اجازه حضور در استادیوم‌هایِ فوتبال را ندارند اما مهدیِ تاج، رئیسِ فدراسیونِ فوتبال ، از نزدیک فینالِ جامِ جهانیِ فوتبالِ زنان را در استرالیا تماشا کرد.
همین‌قدر کمدی
!


📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
👍1
درخت آرزوها را هم قطع کردند...!!!

تصاویر و گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد درخت مشهور به «تک‌درخت آرزوها»‌ در بازار وکیل شیراز که از جمله جاذبه‌های گردشگری این شهر شده بود، به دلیل آن‌که به محل و سوژه عکاسی برای شهروندان تبدیل شده بود، قطع شده است.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😡1
زبان زنان...

سومين نشريه مربوط به زنان که توسط صديقه دولت‌آبادي در اصفهان و تهران چاپ مي‌شد. 
زبان زنان از ‎۲۷ تير ‎۱۲۹۷ تا دي ‎۱۳۰۰ بصورت روزنامه در اصفهان منتشر و سپس توقيف شده است. بعداز ‎۱۳ ماه توقيف در سال‎۱۳۰۱ بصورت مجله در تهران منتشر و پس از انتشار چندشماره دوباره توقيف شد.
اين نشريه درباره حقوق زنان بود که آنها را با ، استقلال اقتصادي و حقوق خانوادگي آشنا می ساخت.
دولت آبادی آذرماه 1321 نشر «زبان زنان» را از سر گرفت و آن را به صورت مجله ای 48 صفحه ای تا 1324 منتشر کرد. 
در سرلوحه روزنامه نوشته شده بود که " تنها نوشته های زنان و دختران پذیرفته و دفتر ما در چاپ و کم و پیش نمودن آن ها آزاد میباشد. . . "

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۹ فلسفه تاریخ 🔹فلسفه انگليسي- آمريکايي تاريخ سنت تجربي و انگليسي- آمريکايي فلسفه همواره نگاهي گذرا به تاريخ داشته است. فيلسوفان اين حوزه از سئوالات فلسفه تاريخ نظري کناره گرفته و در عوض به سئوالاتي در مورد منطق و معرفت شناسي دانش تاريخي روي آورده اند.…
بخش۱۰
فلسفه تاریخ
🔹قوانين کلي تاريخ

کارل همپل فيلسوف علمي بود که توجه فيلسوفان تحليلي تاريخ را به مقاله خود «کارکرد قوانين عمومي در تاريخ» برانگيخت. نظريه عمومي همپل در مورد توصيف علمي چنين اينست که تمام توصيفات علمي بايد تحت قوانين کلي قرار بگيرد. او معتقد بود توصيفات تاريخي موجود با مدل قانون فراگير جور در نمي آيند درحالي که مدل قانون فراگير براي اين توصيفات مدل مناسبي است. به نظر او توصيفات تاريخي بايد تابع قوانين کلي باشند. گرايش به قانون کلي در توصيفات تاريخي توسط ديگر فيلسوفان تحليلي علم مانند ارنست نِيگل هم مورد تاکيد قرار گرفت.  مقاله همپل مجادله طولاني اي برانگيخت. حاميان مقاله از کلي گرايي در مورد رفتار انساني به نفع قوانين فراگير دفاع مي کردند و منتقدان معتقد بودند تحقيق تاريخي مانند شرح رفتار فردي است و به کمک تفسير قابل درک است. اين مباحث مهم از طرف ويليام دراي، ميخائيل اسکريون و آلان دوناگان  مطرح شد. دوناگان و ديگران به اين مشکل اشاره کردند که علوم اجتماعي به جاي تکيه بر قوانين کلي بر قوانين اجتماعي تکيه دارند. ديگراني مانند اسکريون به جوانب عملي تحقيق تاريخي اشاره کردند و استدلالات ضعيفي طرح کردند که شايد براي «شرح» يک واقعه تاريخي در يک زمينه خاص کافي باشند. به  هر حال بنياديترين اعتراضات به اين رويکرد چنين هستند: اول اينکه تقريبا هيچ قانون کلي اي درباره تاريخ يا سلسله وقايع وجود ندارد.  دوم اينکه در عرض اين نظريه، نظريات قابل توجه ديگري وجود دارد که در آنها رفتارها و نتايج تاريخي درک مي شوند اما اين نظريات تحت قوانين کلي قرار نگرفته اند.  روشهاي استدلالي اين نظريات مناسب فهم رفتارهاي فردي است، مانند روش «فهم» و تفسير رفتار عقلاني که در بالا مورد توجه قرار گرفت. از طريق اين نظريات مي توان سلسله علل را بدون توسل به قوانين کلي طراحي کرد.
اگر نگاه دقيقي به اين کشمکش بر سر مدل قانون فراگير بياندازيم مي فهميم که فرض غلط وحدت علم و شباهت منطقي و منظم همه استدلالهاي علمي با موارد خاص توصيف در علوم طبيعي انگشت شمار، باعث گسترش اين کشمکش شده است. رويکرد قانون کلي بسيار ضعيف و معلول است و از اغاز توانايي طرح سوالات مهم درباره ماهيت تاريخ و دانش تاريخي را نداشته است. درک رفتار انسان از فهم اينکه چرا رادياتور در دماي زير صفر مي ترکد، بسيار متفاوت است. دوناگان مي گويد: «ناديده گرفتن هويت اصيل علوم اجتماعي مرتبط با تاريخ و مسله کردن تحقيق انساني با تغيير چهره و تشبيه ناصواب آن به فيزيک، بسيار دردناک است.»  تاکيد بر مدلهاي طبيعي براي تحقيق تاريخي و اجتماعي به راحتي باعث پذيرفتن مدل قانون کلي مي شود اما بايد گفت اين پذيرش راه به جايي نمي برد.
@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🌲🌲🌲🌲🌲

عادت ها می توانند انسان را نابود کنند...
کافی است انسان به گرسنگی، بی تفاوتی 
و رنج بردن عادت کند...

به زیر ستم بودن عادت کند!!

تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند

و ترجیح بدهد در بند بماند و در ذلت زندگی کند...!

#هرتا_مولر
#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی   قسمت اول علی جلالپور  بدون تردید رفتار پادشاهان تأثیر بسیار شگرفی در تحوّلات هر کشور خواهد گذاشت. یکی از اعمال و رفتار حاکمان که خیلی مؤثر بوده و در طول زمان و به هنگام صلح و آرامش تغییر ماهیت داده است…
مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی
🔹قسمت دوم
علی جلالپور

با توجه به گستردگی حرمسراها و حوادث جنبی آن با اطمینان می‌توان گفت که تأثیر اعمال و رفتار پادشاهان در نواحی مختلف کشور و به خصوص در پایتخت انکار ناپذیر خواهد بود و یکی از عوامل گسترش روسپیگری و مراکز فساد در جامعه را باید ناشی از وجود حرمسراها و قوانین حاکم بر آن دانست. پادشاهان صفوی وجود روسپیان و مراکز فساد را به منزله‌ی یکی از منابع دولت و اخذ مالیات می‌نگریستند؛ هرچند که در توجیه اعمال خود آن پول‌های کثیف را برای پاک شدن در مراسم آتش بازی و یا مخارج دیگر هزینه می‌کردند.[2]
شاهان صفوی برای آن که تغییر مزاج داده و همچنین فضای جایگزینی برای ورودی‌های جدید باز شده باشد بعضی زنان خود را به عنوان هدیه و پاداش به دیگران می‌بخشیدند. مؤلف پشت پرده‌های حرمسرا به نقل قول در این رابطه می‌نویسد: «پادشاه می‌تواند کنیزکان مورد علاقه خود را به میل خویش به اشخاص بسیار پست ببخشد. شاه سلیمان یکی از زن‌های خود را از سر خشم به گازری بخشیده بود. چند روز بعد نادم شد. عشق زن بر سرش زد، احضارش کرد و حسودانه پرسید، شوهر تازه را بیشتر دوست داری یا مرا؟ زن پاسخ داد شوهر شرعی و قانونی‌ام را. بعد دستور داد او را زنده زنده بسوزانند. خوشبختانه این بار هم زیر فرمان خود زد. اکنون آن زن در حرمسرای شاهی است.»[3]
از مهمترین منابعی که در توصیف آن وقایع ناهنجار می‌توان یافت مربوط به منابع خارجی است و اگر ذکری از منابع داخلی چون رستم‌التواریخ مطرح می‌گردد به یقین اطلاعات آن دستخوش تغییر گردیده است زیرا گردآوری آن مربوط به قرون بعد می‌باشد. بنابراین گزارش سیاحان و سفرا و مبلغان مذهبی چون سانسون و کمپفر و شاردن که خود از شاهدان عینی عصر شاه سلیمان بوده‌اند با واقعیت نزدیکتر می‌باشد. همان گونه که اشاره گردید اکثر اروپائیان در مورد حرمسرای شاه سلیمان مطلبی نوشته‌اند ولی شاردن به جزئیات بیشتری پرداخته است. وی در مرحله‌ی دوم سفر خود به ایران که به سال 1666 می‌باشد در باره مجالس بزم و محتوای آن و توجیه اعتقادات مذهبیون می‌نویسد: «مجلس بزم با نوا خوانی زنان آواز خوان آغاز می‌گردد. موضوع اشعار غالباً شرح سوزان عاشق حسرت رسیده و بیان آرزومندی و اشتیاق او به دیدار و وصل معشوق است. در این مرحله‌ سوز و گداز عاشق در هجران معشوق به نمایش گذاشته می‌شود، امّا در مرحله دوم نمایش رقاّصان و آوازخوانان و نوازندگان به دو دسته تقسیم می‌شوند، یک عدّه در چهره‌ی عاشقان دل شده در برابر معشوق خیالی زانو بر زمین می‌زنند ناله و زاری می‌کنند و چهره به آب دیده می‌شویند. دسته‌ی دیگر در سیمای معشوق به عاشق بی‌قرار و نا امید و به جان رسیده پرخاش و ستم می‌کنند و با سخنان تلخ و زهر آلودِ خویش دلشان را می‌شکنند. مرحله سوم نمایش بیانگر سازگاری و همدلی و همزبانی عاشق و معشوق می‌باشد. در این مرحله خوانندگان و نوازدگان نهایت هنرمندی و مهارت خویش را به معرض نمایش می‌گذارند و رقّاصان با چرخش‌ها و خم و پیچ‌هایی که به اندام لطیف خود می‌دهند و با اشاراتی که با چشم و ابروی خود می‌کنند چنان بینندگان را بر سر هوس می‌آورند که از شرم و حیا سر به زیر می‌افکنند تا اطوار شهوت انگیز و فتنه خیز آنان را نبینند. با وجود این می‌توان باور کرد که مشاهده‌ی این صحنه‌های طرب آفرین و نشاط افزا به ارکان معتقدات مذهبی ایرانیان لطمه و آسیبی وارد نمی‌کند؛ زیرا به اعتقاد ایرانیان رهبانیّت و تجرّد نه تنها زشت و عیب است بلکه گناه و خطاست.»[4]
[2] - سانسون و کمپفر میزان اخذ مالیات‌ها از روسپیان را در رتبه پنجم درآمدهای دولت می‌دانند و کمپفر در صفحه 118 سفرنامه خود می‌نویسد: «از بیت‌اللطف‌ها، مالیات این خانه‌ها در سال حدود ده هزار تومان یا یکصد و هفتاد هزار تالو است و از این مبلغ در حدود شش هزار تومان فقط در اصفهان جمع آوری می‌شود. طبق دفاتر و فهرست‌های رسمی اداری این مبلغ مالیات در اصفهان بین پانزده هزار روسپی سرشکن می‌شود.»
[3] - پشت پرده‌های حرمسرا، تألیف حسن آزاد، انتشارات انزلی، 1362، ص 274
[4] - سفرنامه شوالیه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، چاپ اول، انتشارات توس، جلد اول، 1372، ص 427

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
🌲🌲🌲🌲🌲

به قومی مبتلا شدیم که فکر می کنند
خدا بجز آنها، کس دیگری را هدایت نکرده است!

#ابن_سینا

روز پزشک مبارک

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍42
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۱۰ فلسفه تاریخ 🔹قوانين کلي تاريخ کارل همپل فيلسوف علمي بود که توجه فيلسوفان تحليلي تاريخ را به مقاله خود «کارکرد قوانين عمومي در تاريخ» برانگيخت. نظريه عمومي همپل در مورد توصيف علمي چنين اينست که تمام توصيفات علمي بايد تحت قوانين کلي قرار بگيرد. او معتقد…
بخش۱۱
فلسفه تاریخ
🔹عينت تاريخي
ديگر موضوعي که مورد توجه فلاسفه تحليلي تاريخ است، موضوع «عينيت» است. آيا دانش تاريخي مي تواند گذشته را عينا ً بازنمايي کند؟ آيا تاکيد، ناديده گرفتن، انتخاب و تفسير بازنمايي تاريخي وابسته به زاويه ديد فردي مورخ است؟ آيا بار ارزشي رفتارهاي انسان جمعبندي بي طرفانه مورخ را مخدوش نمي سازد؟
چنانکه جان پسمور اشاره کرده است،  اين موضوع مشکلات زيادي بوجود مي آورد. اولين مشکلي که در سنت تحليلي مورد بررسي بسيار قرار گرفته، بار ارزشي رفتار اجتماعي است. دومين مشکل اين است که تفاسير مورخين خود داراي بار ارزشي است و اين موضوع سئوالات بسياري درباره ظرفيت عين گرايي يا بي طرفي خود مورخ برمي انگيزد. آيا متفکر مي تواند فارغ از تعصبات اخلاقي، سياسي، ايدئولوژيکي و طبقاتي، به بررسي جهان بپردازد. سومين مسئله عينيت تاريخي خود داده هاي تاريخي هستند. آيا اصلا واقعيت تاريخي معيني وجود دارد که از تفاسير بعدي بي نياز باشد؟ آيا تاريخ به ذات خود داراي واقعيت عيني است و از بسترهاي شکل گيري خود مستقل است؟ آيا واقعيتي که نام «انقلاب فرانسه» به آن اطلاق شود، وجود دارد و آيا اصلا از روايتهاي مختلف انقلاب فرانسه مي توان به يک جمع بندي رسيد؟
براي هر کدام از اين مشکلات جوابهايي مطابق با اصول فلسفه تحليلي وجود دارد. اول اينکه در مورد ارزشها بايد گفت در آشتي بين ايده محقق و ارزشهاي ديني هيچ مشکل بنياديني وجود ندارد. محققي که با دقت بسيار در حال ترسيم ارزشهاي ديني شخصيتي تاريخي است و با ارزشهاي ديني آن شخصيت اصلا موافق نيست، شايد اين تحقيق را به خوبي انجام ندهد، اما در راه تحقيق درست هيچ مانع معرفتي وجود ندارد و او مي تواند کليت گفتارها، کردارها و رسوم فرهنگي مختلف را به درستي بررسي کند. لازم نيست کسي ارزشها و جهانبيني يک سان کولت (در زبان فرانسوی به معنی پابرهنه و فقیر) را داشته باشد تا بتواند ارزيابي عادلانه اي در مورد آنها داشته باشد. اين موضوع ما را به راه حل مسئله دوم مي رساند، يعني امکان بي طرفي محقق. در نظر ما ارزش علمي کار دانشمندان و مورخان در رعايت ارزش اصول عقلاني و قدرت دوري از فرضيات هنگام بررسي واقعيات نامطبوع است. نگاهي دوباره به تاريخ علم و نوشته هاي تاريخي نشان مي دهد که اين ارزش عقلاني همواره درکار بوده است. دانشمندان و مورخين بسياري مي شناسيم که نتيجه گيري هاي آنها نه با پيش فرضهاي ايدئولوژيک بلکه با جستجوي سخت کوشانه مدارک و شواهد ميسر شده است. گرايش به عينيت به اميد نيل به حقيقت خود ارزشي است که مي تواند پابرجا بماند.
سرانجام سئوال در مورد عينيت گذشته مطرح مي شود. آيا اساسا ً بنياني براي اعتقاد به خصوصيات معين و عيني وقايع و شرايط گذشته وجود دارد، خصوصياتي که مستقل از روايت ما باشند؟ آيا واقعيتي مستقل از روايت در لايه زيرين ساختارهاي تاريخي وجود دارد که مورد رجوع مورخين قرار گيرد؟ مثلا ً وجود في نفسه امپراطوري روم، ديوار بزرگ چين و پادشاهي امپراطور کيانلانگ. اگر ما تمايز بين سه عينيت وقايع، رفتارها و شرايط گذشته، عينيت وقايع معاصر که نتيجه وقايع گذشته هستند و عينيت موجوديتهاي تاريخي را درست تشخيص دهيم، راه خود را از بين اين مسائل به خوبي پيموده ايم. گذشته دقيقاً همان است که اتفاق افتاده، يعني انسانها دست بکار زندگي بوده اند، خشکسالي ها رخ داده اند، ارتشها جنگيده اند و تکنولوژي جديد اختراع شده است. اين رخدادها اخباري از خود بجاگذاشته اند و اين اخبار بنيان عقلاني  اطمينان ما به گذشته هستند. بهمين خاطر ما مي توانيم تفسيري قابل قبول از «عينيت گذشته» بدست دهيم. اين عينيت هنگام توجه ما به وقايع تاريخي انتزاعي خيلي زياد نيست. مثلا در مورد ايجاد دولت- شهرهاي يوناني، ظهور عقلانيت عصر روشنگري و شورش تايپينگ شرايط چنين است. هر يک از اين اسامي تفسيري است براي وقايع تاريخي خاص که توسط شخصيتهاي تاريخ يا مورخان شکل گرفته  و ممکن است توسط مورخان آينده باطل گردد. اشاره به شورش تايپينگ مستلزم پيوند تعداد زيادي واقعه تاريخي است. اين پيوند از طريق يک روايت تفسيري ميسر مي شود. هنوز حقايق نامکشوفي درباره تاريخ وجود دارد و به هم بافتن اطلاعات در دسترس در يک حقيقت تاريخي بزرگتر، امر في نفسه تاريخي و عيني نمي سازد. به تحقيقات بيست ساله اخير درباره انقلاب صنعتي توجه کنيد. در آغاز اين واقعه تغيير کيفي تکنولوژي و توليد تلقي مي شد اما رفته رفته و طي تفاسير اخير چهره ملايمتر و درستتري به عنوان انقلاب به خود گرفت.  در مورد ديگر به بحث طولاني و دقيق آرتور وُلدرن توجه کنيد که مي گويد چيزي بعنوان «ديوار بزرگ چين حقيقي» وجود ندارد.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from حسین شکاری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدنش تحمل میخواد
😢5
🌲🌲🌲🌲🌲

زندگی كن و بگذار هر ممکنی پيش بيايد.
بخوان،‌
پايكوبی كن،
فرياد بزن،‌ گريه كن،
بخند، عشق بورز، مكاشفه كن،‌
بپیوند
به بازار شو...
و گاه دركوهسار بيتوته كن.
زندگی كوتاه است،‌
زندگى كن...

#اوشو
#پگاه_اندیشه
@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👎1
عکس منتشر نشده از ابراهیم گلستان: ۵۸ سال قبل!

🔹در عکسی که برای اولین بار توسط اطلاعات منتشر می‌شود ابراهیم گلستان ۴۳ ساله در حال هدایت تاجی احمدی (۱۳۱۵-۱۳۶۷) بازیگر فیلم خشت و آینه(۱۳۴۴)  دیده می‌شود.

🔹 این عکس توسط سلیمان میناسیان از عوامل فنی این فیلم ثبت شده است.

🔹عصر تاریخ

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
2
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی 🔹قسمت دوم علی جلالپور با توجه به گستردگی حرمسراها و حوادث جنبی آن با اطمینان می‌توان گفت که تأثیر اعمال و رفتار پادشاهان در نواحی مختلف کشور و به خصوص در پایتخت انکار ناپذیر خواهد بود و یکی از عوامل گسترش…
مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی
🔹 قسمت سوم
علی جلالپور

شاردن در قسمتی از سفرنامه خود به وضع روسپیان پایتخت پرداخته است که نسبت آنان را در مقایسه با نقاط دیگر بسیار می‌داند و یکی از عوامل اصلی آن را باید در عملکرد پادشاه و درباریان وی جستجو کرد. ایشان در باره وضع ظاهری روسپیان می‌نویسد: «در ایران با این که روسپی‌ها مانند دیگر زنان در حجابند و همانند آنان لباس می‌پوشند زودتر از فواحش کشورهای دیگر شناخته می‌شوند زیرا اطوار و حرکات آن‌ها که به نوعی دلبری و جفت جویی قرین است حالت و هدفشان را هویدا می‌کند. از این‌ها گذشته چادرشان که اندکی از چادر زنان دیگر کوتاهتر و بازتر است معرّف حالشان می‌باشد. در ولایات عدّه‌ی روسپی‌ها زیاد نیست، ولی در اصفهان که پایتخت است شمارشان بسیار می‌باشد. در سال 1666 که در آن جا مقیم بودم به من گفتند نام چهارده هزار زن روسپی در دفاتر مربوط به ثبت رسیده است. این گروه دارای سازمانی منظم و وسیع است. مدیر کلّ و رئیس دارند و طبق قوانین موضوعه هر سال معادل دویست هزار اکو مالیات می‌دهند. بعضی از ثِقات (شخص مورد اعتماد) به من گفتند یک بار عدّه‌ی روسپیان آن قدر زیاد شد که دسته‌هایی از آنان راضی نبودند نامشان در دفاتر ثبت شود تا شناخته نشوند و صاحب منصبان و مأموران نیز بدین کار رضایت کامل داشتند زیرا درآمدشان بیشتر می‌شد. با این که عدّه‌ی روسپیان این شهر بسیار زیاد است برای تمتّع گرفتن از آنان باید پول زیاد پرداخت زیرا روسپیانی که تازه بدین کار ننگین و شرم آور و فضاحت آمیز پرداخته‌اند برای یک شب همخوابگی پانزده تا بیست پیستول طلب می‌کنند و به گمان من در هیچ کشوری بهای همخوابگی با زن روسپی بدین گرانی نیست و برای من علت این مسأله همچنان مجهول ماند؛ زیرا در مذهب اسلام هر مرد می‌تواند چندین دختر بخرد و با آن‌ها به عشرت بنشیند و کام دل بگیرد. همچنین هر مرد مجاز است هرچه می‌خواهد صیغه بگیرد. از روی دیگر جوانان زود متأهل می‌شوند و این عوامل باید موجب کسادی بازار روسپیان شود و حال آن که مشتریانشان دائم در تزاید و بازارشان گرم و پر رونق است. من بر این اعتقادم که محرّک مردان به آمیزش با روسپیان بیشتر بر اثر هوای گرم این مناطق است. دو دیگر این که این موجودات زیبا و دلفریب چنان در جلب و جذب مردان جادوگری می‌کنند که تا آنان به خود آیند به دام افتاده‌اند و جز تمکین و تسلیم و دل به هوس سپردن چاره ندارند و آنان که می‌گویند سقوط بعضی وزیران و از پا افتادگی بسیاری از بزرگان و جوانان شاداب و برومند بر اثر افسونگری این زنان بد کار مردم فریب است، سخنان پخته و سنجیده است. روش استفاده از روسپیان بدین شکل بود که برای دعوت کردن این گروه زنان باید پول فرستاد. اگر مراد از دعوت فقط رقصیدن رقّاصه باشد به خانم رئیس مراجعه می‌کنند و برای هنرنمایی هر رقّاصه دو پیستول می‌پردازند. چنان چه شش یا هفت یا هشت تن آنان را بخوانند باید دوازده، چهارده، شانزده پیستول بدهند و اگر هنرنمایی رقاصه‌ها در نظر دعوت کننده خوش آمد تحفه و هدیه‌ای نیز به آن‌ها می‌بخشد؛ امّا اگر مراد دلخواه دعوت کننده کار آن چنانی باشد باید قبلاً مزد او را بفرستد. آن گاه زن روسپی بر اسب سوار می‌شود و در حالی که یک یا دو تن زن خدمتگر و یک مرد خدمتکار وی را همراهی می‌کند به سوی مقصد راه می‌افتد و رسم چنان است که هنگام برگشتن هرچه بخواهد، می‌تواند از آن خانه بردارد.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نظر ابن‌خلدون درباره‌ی طبّ سنّتی و اسلامی

ابن‌خلدون
در اجتماعات بادیه نشینی نوعی پزشکی وجود دارد که غالباً بر تجربیات کوتاه و کم‌دامنه‌ی برخی از اشخاص مبتنی است و آن طب به طور وراثت از مشایخ و پیرزنان قبیله نسل به نسل به فرزندانشان منتقل می‌شود و چه بسا که بعضی از بیماران به سبب آن بهبود می‌یابند؛ ولی نه بر حسب قانون طبیعی و نه موافق با مزاج است و قبایل عرب از اینگونه تجارب طبّی بهره‌ی وافری داشتند.

طبّی که در شرعیات نقل می‌شود نیز از همین قبیل است و به هیچ رو از عالم وحی نیست، بلکه امری است که برای عرب عادی بود و در ضمن بیان احوال پیامبر(ص) ذکر این طب از نوع آن احوالی است که در وی عادت و جِبلت بوده است؛ نه اینکه این امر بر این نحو عمل مشروع است.

وی[پیامبر] از این رو مبعوث شد که ما را به شرایع آگاه کند نه به خاطر اینکه تعریف طب یا دیگر امور عادی را به ما بیاموزد. چنانکه برای وی درباره‌ی تلقیح درخت خرما پیش آمد و آنگاه گفت: شما به امور دنیائی خویش داناترید.

بنابراین سزاوار نیست که چیزی از طبّی که در احادیث صحیح منقول آمده است بر این حمل شود که مشروع است، چه در اینجا دلیلی بر این امر مشاهده نمی‌شود.

راست است اگر آنها را بر حسب تبرّک و میمنت و صدق عقیده‌ی ایمانی به کار بریم از لحاظ منفعت دارای تاثیرات عظیمی خواهند بود که چنین اثری سودبخش  را در طبّ مزاجی نمی‌توان یافت، بلکه سود مزبور از آثار صدق کلمه‌ی ایمانی است.

📘منبع: مقدمه‌ی ابن‌خلدون، عبدالرحمن بن خلدون، ترجمه‌ی محمد پروین گنابادی، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، جلد دوم، ص: ۱۰۳۴

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏1
Forwarded from امور مالی آموزش پرورش (**Kindness**)
♦️کاهش ساعت کاری به ۴۰ ساعت

«گودرزی» سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس:
🔹اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس اکثریت آرا و اعمال تغییراتی با لایحه ساماندهی تعطیلات آخر هفته، موافقت کردند و لایحه جهت بررسی در جلسه علنی تقدیم هیئت رئیسه مجلس شده است.
🔹اعضای کمسیون با تعطیلی ۲ روز آخر هفته موافقت کردند و نظر کمیسیون تعطیلی شنبه‌ها به جای پنج‌شنبه‌ها است.
🔹همچنین ساعت کاری که دولت پیشنهاد ۴۲.۵ ساعت را داده بود با مصوبه اعضای کمیسیون اجتماعی، به ۴۰ ساعت کاهش می‌یابد. بنابراین با مصوبه اعضا روزهای کاری از روز یک‌شنبه تا پنج‌شنبه از ساعت ۷ تا ۲.۴۵ دقیقه خواهد شد.
👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۱۱ فلسفه تاریخ 🔹عينت تاريخي ديگر موضوعي که مورد توجه فلاسفه تحليلي تاريخ است، موضوع «عينيت» است. آيا دانش تاريخي مي تواند گذشته را عينا ً بازنمايي کند؟ آيا تاکيد، ناديده گرفتن، انتخاب و تفسير بازنمايي تاريخي وابسته به زاويه ديد فردي مورخ است؟ آيا بار ارزشي…
بخش۱۲
فلسفه تاریخ
🔹عليت در تاريخ

دسته سوم و مهم از مسائلي که مورد توجه فيلسوفان تحليلي است، به رابطه علّي در تبيين تاريخي مربوط است. وقتي مي گوييم «جنگ داخلي آمريکا معلول درگيري اقتصادي منطقه شمال با جنوب بود» چه مسائلي در اين جمله دخيل هستند. آيا برقراري نسبت علّي نيازمند تشخيص يک نظم علّي است. مثلا ً «آيا دوره هاي تورم فزاينده باعث تزلزل سياسي مي شود؟ آيا با کشف شرايط لازم و کافي مي توان نسبت علي برقرار کرد؟ آيا مي توانيم با جستجوي مکانيزم هاي علّي، بين وقايع تاريخي نسبت علّي برقرار کنيم؟ اين مسئله باعث طرح مشکل ديگري بنام جبر  تاريخي مي شود. آيا وقايع معين در شرايط خاص حتما ً رخ مي دهند؟ آيا سقوط امپراطوري روم بر بستر شرايط مادي و نظامي قبل از بحران حتمي بود؟
اکثر فلاسفه تحليلي با اين مسائل از زاويه تئوري عليت فلسفه علم پوزيتيويست برخورد مي کنند. اساس اين نظريه فرضهاي هيوم در مورد عليت است، يعني اينکه عليت چيزي نيست مگر يک همزماني هميشگي. فيلسوفان تحليلي نيز به مدل قانون کلي گرايش پيدا کردند زيرا اين مدل مي توانست نظريه عليت تاريخي را توجيه کند. همانطور که قبلا ً گفتيم گرايش به تبيين علّي در علوم اجتماعي کاملا ً غلط است زيرا پديده هاي اجتماعي به نظم علّي کلي در نمي آيند. بنابرين يا بايد مفهوم عليت را به تفسير بکشيم يا کلا ً زبان علّي را کنار بگذاريم. رويکرد ديگر اين است که علل را شرايطي بهم پيوسته و ايجابي براي وقوع واقعه تعريف کنيم. يعني آنها را شرايط کافي و/ يا لازم که احتمال واقعه را کم و زياد مي کنند، تلقي کنيم. اين رويکرد از جانب فلسفه «زبان عمومي» و بحث تحليل زبان علّي تقويت مي شود.  استدلال براساس شرايطي که بوجود نيامده اند، روشي براي کشف شرايط لازم و/يا کافي وقوع حادثه است. گفتن اينکه الف براي وقوع ب ضروري بود مستلزم اين است که نشان دهيم ب اتفاق نمي افتاد اگر الف نبود.  آشکار است که در رخدادهاي علّي هيچ عامل واحدي به تنهايي براي وقوع يک اتفاق ضروري نيست و نتيجه بوسيله ترکيبي از عوامل وابسته به هم حاصل شده است. همگرايي دلايل عقلاني و علل واقعي وقايع تاريخي در اين بحث مفيد است، زيرا علل تاريخي معمولا ً نتيجه تامل انسان هستند.  بنابرين اختصاص يک دليل براي فلان عمل تاريخي در عين حال تشخيص علت نتايج آن عمل هم هست. معمولا مي توان يک عمل واقعي را علت يک واقعه خاص پذيرفت.(منظور اوضاع و احوالي است که در شرايط واقعي براي بوجود آمدن يک واقعه کافي باشد.) موازي با اين علت يابي فراهم کردن تفسيري قانع کننده از دليلي عقلاني که انساني را در نمايش تاريخ به عمل درآورده، ممکن است.
فيلسوفان تحليلي دهه 1960 به يک امر حياتي براي درک درست عليت تاريخي توجه نکردند و آن امکان جستجوي مکانيسم علّي  در پيچيدگي وقايع تاريخ است. (رئاليسم علّي) آنها توجه نکرده اند که روايات معمولا برداشتي از وقايع هستند، وقايعي که خود علّت و مقدمه  وقايع بعدي هستند. در مقابل فلسفه علوم اجتماعي، پشتوانه محکمي براي تبيينهاي تاريخي فراهم کرده است، تبيينهايي که معطوف به يافتن مکانيسمهاي علّي است.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲🌲🌲🌲

زندگی یعنی
لذت بردن در روزهای خوب
و سپاسگزاری و صبور بودن در روزهای بد
و
تغییر دادن آنچه نمی خواهیم...

#پگاه_اندیشه

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥ویدئو : مستند دوبله چنگیز خان


◾️طبق تحقیقات دانشمندان چنگیز خان بیش از 40 میلیون نفر - حدود 10٪ از جمعیت زمین - را در طول زندگی خود کشت.

مجله هنری آرت ژورنال
@ART2011JOURNAL
ساخت راه آهن با قند و چای...

در سال ١٣٠٤ قانونی تصویب شد كه از هر ٣ کیلو قندوشکر که به ایران وارد میشد ٢ ریال و از هر ٣ کیلو چای ٦ ریال جهت هزینه ساخت راه آهن دریافت گردد. ١١ سال بعد شمال وجنوب به یکدیگر اتصال یافت!

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۱۲ فلسفه تاریخ 🔹عليت در تاريخ دسته سوم و مهم از مسائلي که مورد توجه فيلسوفان تحليلي است، به رابطه علّي در تبيين تاريخي مربوط است. وقتي مي گوييم «جنگ داخلي آمريکا معلول درگيري اقتصادي منطقه شمال با جنوب بود» چه مسائلي در اين جمله دخيل هستند. آيا برقراري…
بخش۱۳
فلسفه تاریخ
🔹مباحث جديد فلسفه تاريخ
فلسفه تاريخ انگليسي زبان در دهه 70 تغيير جهت قابل ملاحظه اي داشت. اين تغيير جهت با چاپ کتاب هايدن وايت به نام فراتاريخ   و نوشته هاي لوئيس مينک  در همان دوره شروع شد. در اين دهه آنچه «چرخش زباني» نام دارد و بر بسياري حوزه هاي فلسفه و ادبيات تاثير گذاشته، بر فلسفه تاريخ نيز موثر واقع شد. درحالي که فلسفه تاريخ تحليلي بر قياسهاي علمي براي دانش تاريخي تاکيد مي کرد و اثبات پذيري و کليت بخشي آن دانش را توسعه مي داد، فيلسوفان انگليسي دهه 70 و 80 هرچه بيشتر تحت تاثير هرمنوتيک، پست مدرنيسم و نظريه ادبي قرار مي گرفتند.  اين فلاسفه بر جنبه زباني نوشته تاريخي تاکيد مي کردند و اينکه روايت تاريخي صرفاً روايت سلسله وقايع نيست. از نظر آنها ساختار دروني روايت تاريخي مهم است. قرابتهاي اين بحث با ادبيات و انسان شناسي بر تلقي علوم طبيعي به عنوان الگوي دانش تاريخي، سايه انداخت. بدين ترتيب غنا و ترکيب روايت تاريخي مورد توجه بيشتري قرار گرفت تا اهتمام به توصيفات علّي از نتايج تاريخي. فرانک آنکر اسميت بسياري از اين موضوعات جديد را در تلقي خود از روايت تاريخي گنجاند.  ديگر خطوط مهم تفکر فلسفه تحليلي روي هستي شناسي تاريخي متمرکز شدند.
اين فلسفه تاريخ جديد از چند جهت مهم با فلسفه تاريخ تحليلي تفاوت دارد. اين فلسفه بيشتر بر روايت تاريخي تاکيد مي کند تا عليت تاريخي و از لحاظ نظري به سنت هرمنوتيک نزديکتر است تا سنت پوزيتيويسم که بنياني براي فلسفه تاريخ تحليلي دهه 1960 بود. از ديدگاه اين فلسفه تاريخ جديد ذهن گرايي و تفاسير چندگانه مهم تر از عين گرايي، حقيقت و تطابق با واقعيت است. ديگر شاخه مهم اين فلسفه تاريخ بيشتر متوجه موقعيت تاريخي ماهيت انسان است تا موقعيت کلي ماهيت انسان. (يعني اين شاخه به هردر نزديکتر است تا ويکو.) ديدگاه رايج در اين شاخه، آگاهي انسان را محصولي تاريخي مي داند و تشخيص ارتباط انديشه انسان با گذشته را کار مهم مورخ تلقي مي کند.  مورخ معاصري مانند روبرت دارنتون براي برقراري اين ارتباط به روشهاي قوم شناسانه روي آورده است.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd