Forwarded from سفرنگار
شهر تاریخی عقدا از شهرهای شمالی استان #یزد است که در میانه جاده نائین به اردکان و از توابع شهرستان اردکان است
بافت تاریخی عقدا در شهرستان اردکان یکی از بکرترین بافتهای تاریخی استان یزد است که ۳۰ هکتار از وسعت ۸۴ هکتاری شهر عقدا را شامل میشود
مهمترین ویژگی تاریخی این بافت، وجود معماریهای متوالی از دورههای مختلف تاریخی از دوره آلمظفر تا دوره معاصر است که نشان از قدمت تمدن در این شهر دارد
عقدا شهری متعلق به قبل از اسلام است و برخی مورخان تاریخ این شهر را مربوط به ۶ هزار سال پیش دانسته اند
بافت خشتی و گلی ، بادگیر ها ، آب انبار ها از مهم ترین جاذبه های تاریخی عقدا هستند که باعث شده اند این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری بکر استان یزد تبدیل شود
📸 @amir.shariati75
سفرنگار
@safarnegar
بافت تاریخی عقدا در شهرستان اردکان یکی از بکرترین بافتهای تاریخی استان یزد است که ۳۰ هکتار از وسعت ۸۴ هکتاری شهر عقدا را شامل میشود
مهمترین ویژگی تاریخی این بافت، وجود معماریهای متوالی از دورههای مختلف تاریخی از دوره آلمظفر تا دوره معاصر است که نشان از قدمت تمدن در این شهر دارد
عقدا شهری متعلق به قبل از اسلام است و برخی مورخان تاریخ این شهر را مربوط به ۶ هزار سال پیش دانسته اند
بافت خشتی و گلی ، بادگیر ها ، آب انبار ها از مهم ترین جاذبه های تاریخی عقدا هستند که باعث شده اند این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری بکر استان یزد تبدیل شود
📸 @amir.shariati75
سفرنگار
@safarnegar
👍3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۷ ✅فلسفه تاریخ 🔹رويکرد تاويلي به تاريخ شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي…
بخش۸
✅فلسفه تاریخ
🔹رويکرد تاويلي به تاريخ
شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي توجه است. اين سنت برآمده از سنت تفسير مدرسي کتاب مقدس است. اساتيد علم هرمنوتيک به هسته نمادين و زباني تعاملات انساني توجه دارند و معتقدند فن تفسير متون مي تواند رفتارها و دستاوردهاي نمادين انسان را تفسير کند. ويلهلم ديلتاي معتقد بود علوم انساني ذاتاً با علوم طبيعي متفاوت است زيرا اولي رفتارهاي بامعناي انساني را بررسي مي کند و دومي در شرح علّي وقايع طبيعي مي کوشد. رفتار معنادار و عمل نمادين سازنده زندگي انسان هستند. ديلتاي معتقد است که ابزارهاي عقلاني علم هرمنوتيک براي تفسير رفتار انسان و تاريخ نيز مناسب است. در اين راستا اصطلاح فهم روش خاصي براي اين رويکرد بوجود آورده است. متفکر به کمک فهم ترغيب مي شود تا ساختار زنده معاني و انگيزه هاي فاعل تاريخي را از ديد خود او درک کند. هايدگر، گادامر، ريکور و فوکو انديشمنداني هستند که اين شاخه از تفسير تاريخ را قوام بخشيده اند. اين سنت، فلسفه تاريخ را از ديدگاه معنا و زبان مورد بررسي قرار مي دهد و دانش تاريخي را ساخته تفسير رفتار و تجربه معنادار انسان مي داند. در نگاه اين مورخان بايد وقايع تاريخ را به اميد کشف ارتباط معنا و کنش نمادين رفتار انسان بررسي کنند.
سنت هرمنوتيک در اواسط قرن بيستم يک چرخش جديد و مهم در طريق خود داشت. فيلسوفان اين دوره سعي کردند معنايي براي تحولات تاريخي جديد مانند جنگ، دشمني هاي قومي و ملي، هولوکاست و ... پيدا کنند. اين تحولات دلخراش به وقايع تکان دهنده نيمه اول قرن بيست انجاميد. مسئله اين رويکرد را شايد بتوان «تاريخ همچون يادآوري» نام نهاد. عوامل اين شاخه از ميان فلسفه هاي اروپايي قرن بيستم مانند اگزيستانسياليسم و مارکسيسم برخواسته بودند و جستجوي معناي واقعه هولوکاست آنها را متاثر کرده بود. در اين راه فيلسوفي مانند پل ريکور بين حافظه شخصي، حافظه فرهنگي و تاريخ نسبت مستقيمي قائل شد. دومينيک لاکاپرا از امکانات تئوري تفسير و تئوري نقد در توجه خود به بازنمايي هولوکاست استفاده کرد. ديگر افراد به دنبال تاکيد بر تواريخ محلي در ساخت و تفسير گذشته مفهوم «ما» بودند. مثلا ميخائيل کامن در بررسي عمومي جنگ داخلي آمريکا درگير اين موضوع است. حفظ و بازنمايي گذشته در صورتبندي هويت يک نسل يا يک ملت نقشي کليدي دارد. از اين طريق بسياري از فلاسفه قرن بيست به ساختار ذاتي حافظه ملي که در سخن تاريخي هر جامعه اي نهفته است، توجه کرده اند. اگر چه کالينگوود هيچ وقت به تبار فلسفه قاره اي نپيوست اما در فلسفه تاريخ خود وارد چارچوب کلي فلسفه تاريخ هرمنوتيکي شد، زيرا چگونگي تعيين محتواي تاريخ پرسش اصلي انديشه اوست. او تاريخ را متشکل از رفتارهاي انساني مي داند، رفتارهايي که نتيجه سبک و سنگين کردن و انتخاب هستند. بنابرين مورخان بايد وقايع تاريخي را «از درون» تشريح کنند. اين کار آنها يعني بازسازي جريان فکري پديدآورندگان وقايع تاريخي.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅فلسفه تاریخ
🔹رويکرد تاويلي به تاريخ
شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي توجه است. اين سنت برآمده از سنت تفسير مدرسي کتاب مقدس است. اساتيد علم هرمنوتيک به هسته نمادين و زباني تعاملات انساني توجه دارند و معتقدند فن تفسير متون مي تواند رفتارها و دستاوردهاي نمادين انسان را تفسير کند. ويلهلم ديلتاي معتقد بود علوم انساني ذاتاً با علوم طبيعي متفاوت است زيرا اولي رفتارهاي بامعناي انساني را بررسي مي کند و دومي در شرح علّي وقايع طبيعي مي کوشد. رفتار معنادار و عمل نمادين سازنده زندگي انسان هستند. ديلتاي معتقد است که ابزارهاي عقلاني علم هرمنوتيک براي تفسير رفتار انسان و تاريخ نيز مناسب است. در اين راستا اصطلاح فهم روش خاصي براي اين رويکرد بوجود آورده است. متفکر به کمک فهم ترغيب مي شود تا ساختار زنده معاني و انگيزه هاي فاعل تاريخي را از ديد خود او درک کند. هايدگر، گادامر، ريکور و فوکو انديشمنداني هستند که اين شاخه از تفسير تاريخ را قوام بخشيده اند. اين سنت، فلسفه تاريخ را از ديدگاه معنا و زبان مورد بررسي قرار مي دهد و دانش تاريخي را ساخته تفسير رفتار و تجربه معنادار انسان مي داند. در نگاه اين مورخان بايد وقايع تاريخ را به اميد کشف ارتباط معنا و کنش نمادين رفتار انسان بررسي کنند.
سنت هرمنوتيک در اواسط قرن بيستم يک چرخش جديد و مهم در طريق خود داشت. فيلسوفان اين دوره سعي کردند معنايي براي تحولات تاريخي جديد مانند جنگ، دشمني هاي قومي و ملي، هولوکاست و ... پيدا کنند. اين تحولات دلخراش به وقايع تکان دهنده نيمه اول قرن بيست انجاميد. مسئله اين رويکرد را شايد بتوان «تاريخ همچون يادآوري» نام نهاد. عوامل اين شاخه از ميان فلسفه هاي اروپايي قرن بيستم مانند اگزيستانسياليسم و مارکسيسم برخواسته بودند و جستجوي معناي واقعه هولوکاست آنها را متاثر کرده بود. در اين راه فيلسوفي مانند پل ريکور بين حافظه شخصي، حافظه فرهنگي و تاريخ نسبت مستقيمي قائل شد. دومينيک لاکاپرا از امکانات تئوري تفسير و تئوري نقد در توجه خود به بازنمايي هولوکاست استفاده کرد. ديگر افراد به دنبال تاکيد بر تواريخ محلي در ساخت و تفسير گذشته مفهوم «ما» بودند. مثلا ميخائيل کامن در بررسي عمومي جنگ داخلي آمريکا درگير اين موضوع است. حفظ و بازنمايي گذشته در صورتبندي هويت يک نسل يا يک ملت نقشي کليدي دارد. از اين طريق بسياري از فلاسفه قرن بيست به ساختار ذاتي حافظه ملي که در سخن تاريخي هر جامعه اي نهفته است، توجه کرده اند. اگر چه کالينگوود هيچ وقت به تبار فلسفه قاره اي نپيوست اما در فلسفه تاريخ خود وارد چارچوب کلي فلسفه تاريخ هرمنوتيکي شد، زيرا چگونگي تعيين محتواي تاريخ پرسش اصلي انديشه اوست. او تاريخ را متشکل از رفتارهاي انساني مي داند، رفتارهايي که نتيجه سبک و سنگين کردن و انتخاب هستند. بنابرين مورخان بايد وقايع تاريخي را «از درون» تشريح کنند. اين کار آنها يعني بازسازي جريان فکري پديدآورندگان وقايع تاريخي.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅فرمان عزل مصدق یا تیر خلاص به مشروطیت؟
✍️ مهدی معتمدیمهر
🔹«نوپهلویطلبها» با نادیدهگرفتن متعمدانه اصل بنیادین «مشروطه» و فروکاستن معنای «حاکمیت نظام قانون اساسی» یا به عبارتی موجزتر، «حاکمیت قانون» به مثابه تنها ترجمان دقیق از [CONSTITUTION ] به نوعی حکومت پادشاهی و بهمنظور سرپوشگذاشتن بر ننگ همکاری با سرویسهای امنیتی و نظامی بیگانگان اصرار دارند که ۲۸ مرداد، در واکنش به عدول مصدق از قانون اساسی مشروطه، انحلال مجلس هفدهم و در چارچوب اختیارات سلطنت تحقق یافت.
🔹«انقلاب مشروطه» در خلاء اتفاق نیافتاد و رویدادی منحصر به ایران نبود و بلکه در ادامه مختصات فکری و حقوقی عصر جدید و اقتضائات تردیدناپذیر مدرنیته در جهان رخ داد و در پرتو خردگرایی و آگاهیهای ناشی از تحولات کیفی دوران رنسانس در حوزههای بازرگانی، فلسفی، رشد صنعتی و فراگیرشدن سرمایهداری، محقق شد.
🔹قانون اساسی، مهمترین میثاق میان هر ملت با حکومت محسوب میشود. با عنایت به قاعده «العقود، تابعه للمقصود» که در فقه امامیه نیز تایید شده است، اصول و قواعد کلی حاکم بر هر قانون اساسی، زمینه فهم همهجانبه و دقیق آن را فراهم میآورد. اصل هفتم متمم قانون اساسی مشروطه بهصراحت بیان میکند که «اساس مشروطیت، جزئاً و کلاً تعطیلبردار نیست.»
🔹تسری دادن حق انحلال مجلسین به عزل نخستوزیر، نوعی قیاس است که ابتناء بر تفسیر موسع از قانون دارد و بنا بر اصول و قواعد کلی حقوق ایران و فقه امامیه مردود است و دوم آن که زمانی که متاثر از وقایع نهم اسفند ۱۳۳۱، هیات هشت نفره مرضیالطرفین مرکب از نمایندگان مورد وثوق شاه و مصدق تشکیل میشود و تفسیر دمکراتیک دکتر مصدق از قانون اساسی در حوزه اختیارات محدود شاه را میپذیرد و حتی شخص شاه نیز اعلام میکند که این تفسیر به روح قانون اساسی نزدیکتر است، ماهیت سیاسی عزم شاه بر عزل مصدق در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و عدول از موازین قانونی آشکار میشود.
🔹اصل ۴۵ متمم قانون اساسی مشروطه صراحت دارد که قابلیت اجرایی فرامین پادشاه، منوط و مشروط به امضای وزیر مربوطه است و اصل ۶۴ همان قانون مقرر میدارد که: «وزرا نمیتوانند احکام شفاهی یا کتبی پادشاه را مستمسک قرار داده و از خودشان سلب مسئولیت کنند. مفهوم این اصول، هیچ اقتضایی ندارد؛ مگر اعلام بیاعتباری هرگونه تمایلات مقام سلطنت به هر نحو از اعمال حکومت و از همین روست که مصدق، صدور و ابلاغ دستور کتبی شاه مبنی بر حکم خلع وی از مقام نخستوزیری را نمیپذیرد و فاقد وجاهت قانونی میداند.
🔹برخی تاریخنگاران یا حقوقدانان فرمالیست میگویند که اگرچه انحلال مجلس در نظامهای پارلمانی امری معمول است، اما در گام نخست، رییس دولت باید استعفا دهد و بعد، مجلس را منحل کند. این ادعا، با رویه سیاسی رایج در سایر دولتهای مشروطه و نظامهای پارلمانی نیز ناسازگار است و منجر به هرج و مرج و بیدولتی میشود. درست است که نخستوزیر، مشروعیت خود را از مجلس میگیرد، اما در شرایط اضطراری پیشبینی شده در قانون که دولت، مجلس را منحل میکند، نه تنها مجاز به استعفا نیست و بلکه ملزم به برگزاری «انتخابات زودهنگام» است و مجلس بعدی، محق و موظف است که نخستوزیر را خلع یا ابقا کند.
🔹به موجب قانون تمدید اختیارات شش ماهه به نخستوزیر که مصوب مجلس هفدهم بوده و به توشیح شاه نیز رسیده بود، این اختیارات فوقالعاده تا ۳۰ دی ۱۳۳۲ اعتبار قانونی داشت و بر همین اساس، نه تنها شخص پادشاه، بلکه مجلس شورای ملی نیز از حق استیضاح یا عزل نخستوزیر در مرداد ۱۳۳۲ برخوردار نبوده است.
🔹معنای «قیام ملی» کاملا مشخص و بر شاخص حمایت و حضور مردم استوار است. در قیام ۳۰ تیر، این حضور بهوضوح دیده میشود. طرفداران نظریه «قیام ملی» وظیفه دارند مشخص کنند که اگر ۲۸ مرداد را کودتا ندانسته و قیام تلقی میکنند، شاه چه نیازی به مداخله خارجی، توطئه در ارتش و قتل رئیس شهربانی دولت مصدق داشت؟ کدام طیف از اجتماعات مردمی در ۲۸ مرداد در حمایت از شاه و علیه مصدق قیام کردند؟ آیا همکاری سرویسهای امنیتی دولتهای آمریکا و انگلستان و آشوبطلبیهای چماقداران و لمپنهای پایتخت،کمترین حکایتی از حمایت مردمی را روایت میکنند؟ در سایر شهرهای ایران نیز، کدام تجمع مردمی و مستقل از دربار در روز ۲۸ مرداد در حمایت از شاه پدید آمد؟
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://bit.ly/3Kn8Kw9
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️ مهدی معتمدیمهر
🔹«نوپهلویطلبها» با نادیدهگرفتن متعمدانه اصل بنیادین «مشروطه» و فروکاستن معنای «حاکمیت نظام قانون اساسی» یا به عبارتی موجزتر، «حاکمیت قانون» به مثابه تنها ترجمان دقیق از [CONSTITUTION ] به نوعی حکومت پادشاهی و بهمنظور سرپوشگذاشتن بر ننگ همکاری با سرویسهای امنیتی و نظامی بیگانگان اصرار دارند که ۲۸ مرداد، در واکنش به عدول مصدق از قانون اساسی مشروطه، انحلال مجلس هفدهم و در چارچوب اختیارات سلطنت تحقق یافت.
🔹«انقلاب مشروطه» در خلاء اتفاق نیافتاد و رویدادی منحصر به ایران نبود و بلکه در ادامه مختصات فکری و حقوقی عصر جدید و اقتضائات تردیدناپذیر مدرنیته در جهان رخ داد و در پرتو خردگرایی و آگاهیهای ناشی از تحولات کیفی دوران رنسانس در حوزههای بازرگانی، فلسفی، رشد صنعتی و فراگیرشدن سرمایهداری، محقق شد.
🔹قانون اساسی، مهمترین میثاق میان هر ملت با حکومت محسوب میشود. با عنایت به قاعده «العقود، تابعه للمقصود» که در فقه امامیه نیز تایید شده است، اصول و قواعد کلی حاکم بر هر قانون اساسی، زمینه فهم همهجانبه و دقیق آن را فراهم میآورد. اصل هفتم متمم قانون اساسی مشروطه بهصراحت بیان میکند که «اساس مشروطیت، جزئاً و کلاً تعطیلبردار نیست.»
🔹تسری دادن حق انحلال مجلسین به عزل نخستوزیر، نوعی قیاس است که ابتناء بر تفسیر موسع از قانون دارد و بنا بر اصول و قواعد کلی حقوق ایران و فقه امامیه مردود است و دوم آن که زمانی که متاثر از وقایع نهم اسفند ۱۳۳۱، هیات هشت نفره مرضیالطرفین مرکب از نمایندگان مورد وثوق شاه و مصدق تشکیل میشود و تفسیر دمکراتیک دکتر مصدق از قانون اساسی در حوزه اختیارات محدود شاه را میپذیرد و حتی شخص شاه نیز اعلام میکند که این تفسیر به روح قانون اساسی نزدیکتر است، ماهیت سیاسی عزم شاه بر عزل مصدق در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و عدول از موازین قانونی آشکار میشود.
🔹اصل ۴۵ متمم قانون اساسی مشروطه صراحت دارد که قابلیت اجرایی فرامین پادشاه، منوط و مشروط به امضای وزیر مربوطه است و اصل ۶۴ همان قانون مقرر میدارد که: «وزرا نمیتوانند احکام شفاهی یا کتبی پادشاه را مستمسک قرار داده و از خودشان سلب مسئولیت کنند. مفهوم این اصول، هیچ اقتضایی ندارد؛ مگر اعلام بیاعتباری هرگونه تمایلات مقام سلطنت به هر نحو از اعمال حکومت و از همین روست که مصدق، صدور و ابلاغ دستور کتبی شاه مبنی بر حکم خلع وی از مقام نخستوزیری را نمیپذیرد و فاقد وجاهت قانونی میداند.
🔹برخی تاریخنگاران یا حقوقدانان فرمالیست میگویند که اگرچه انحلال مجلس در نظامهای پارلمانی امری معمول است، اما در گام نخست، رییس دولت باید استعفا دهد و بعد، مجلس را منحل کند. این ادعا، با رویه سیاسی رایج در سایر دولتهای مشروطه و نظامهای پارلمانی نیز ناسازگار است و منجر به هرج و مرج و بیدولتی میشود. درست است که نخستوزیر، مشروعیت خود را از مجلس میگیرد، اما در شرایط اضطراری پیشبینی شده در قانون که دولت، مجلس را منحل میکند، نه تنها مجاز به استعفا نیست و بلکه ملزم به برگزاری «انتخابات زودهنگام» است و مجلس بعدی، محق و موظف است که نخستوزیر را خلع یا ابقا کند.
🔹به موجب قانون تمدید اختیارات شش ماهه به نخستوزیر که مصوب مجلس هفدهم بوده و به توشیح شاه نیز رسیده بود، این اختیارات فوقالعاده تا ۳۰ دی ۱۳۳۲ اعتبار قانونی داشت و بر همین اساس، نه تنها شخص پادشاه، بلکه مجلس شورای ملی نیز از حق استیضاح یا عزل نخستوزیر در مرداد ۱۳۳۲ برخوردار نبوده است.
🔹معنای «قیام ملی» کاملا مشخص و بر شاخص حمایت و حضور مردم استوار است. در قیام ۳۰ تیر، این حضور بهوضوح دیده میشود. طرفداران نظریه «قیام ملی» وظیفه دارند مشخص کنند که اگر ۲۸ مرداد را کودتا ندانسته و قیام تلقی میکنند، شاه چه نیازی به مداخله خارجی، توطئه در ارتش و قتل رئیس شهربانی دولت مصدق داشت؟ کدام طیف از اجتماعات مردمی در ۲۸ مرداد در حمایت از شاه و علیه مصدق قیام کردند؟ آیا همکاری سرویسهای امنیتی دولتهای آمریکا و انگلستان و آشوبطلبیهای چماقداران و لمپنهای پایتخت،کمترین حکایتی از حمایت مردمی را روایت میکنند؟ در سایر شهرهای ایران نیز، کدام تجمع مردمی و مستقل از دربار در روز ۲۸ مرداد در حمایت از شاه پدید آمد؟
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://bit.ly/3Kn8Kw9
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegraph
فرمان عزل مصدق یا تیر خلاص به مشروطیت؟
طرفداران بازگشت سلطنت اعم از برخی مشروطهخواهان و نوپهلویطلبها با سوءاستفاده از بحرانهای دامنهدار چهار دهه گذشته و با بهرهگیری از فرصتها و پشتیبانیهای مالی و سیاسی و رسانهای که نومحافظهکاران آمریکایی و دولتهای راستگرای اسراییل و عربستان سعودی به…
👍3
این تصویر واقعا زیباست...
عکاس عجب زاویه ای و عجب زمانی برا عکس گرفتن انتخاب کرده...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
عکاس عجب زاویه ای و عجب زمانی برا عکس گرفتن انتخاب کرده...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5🔥2
🌲🌲🌲🌲🌲
انسان به نسبت چیزهایی که می تواند چشم پوشی کند ثروتمند است..
#هنری_دیوید_ثرو
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
انسان به نسبت چیزهایی که می تواند چشم پوشی کند ثروتمند است..
#هنری_دیوید_ثرو
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی
قسمت اول
✍علی جلالپور
بدون تردید رفتار پادشاهان تأثیر بسیار شگرفی در تحوّلات هر کشور خواهد گذاشت. یکی از اعمال و رفتار حاکمان که خیلی مؤثر بوده و در طول زمان و به هنگام صلح و آرامش تغییر ماهیت داده است مربوط به تشکیل حرمسراها و عیاشی و توسعهی فساد آنان در جامعه میباشد. گرایش پادشاهان صفوی نسبت به تشکیل حرمسراها از همان زمان شاه اسماعیل اول پایه گذاری گردید و در زمان شاه تهماسب اول تثبیت و سپس توسعه یافت. شاه تهماسب بیش از یک دهه از عمر خود را در حرمسرا گذرانید و توجّهی به حوادث پیرامونش نداشت و زمام امور را به اشخاص خودسر سپرد و زمینهی فروپاشی و اضمحلال دولت صفوی را با عدم تدبیر خود مهیّا ساخت. همان گونه که قبلاً اشاره گردید حرمسراها علاوه بر نقش ارضای امیال و خوشگذرانی شاهان به عنوان کانون فعالیّتهای سیاسی نیز مطرح بودهاند و سرنوشت و حیات و ممات اغلب پادشاهان صفوی در این اماکن رقم خورده است. بعد از فوت شاه تهماسب اول تمام توطئه و برنامه ریزی امور حکومت در حرمسرا شکل گرفت و با طرّاحی پری خان خانم؛ شاهزادهی زندانی قلعهی قهقهه به پادشاهی رسید. شاه اسماعیل ثانی بعد از استقرار دوام و تحکیم حکومت خود را در کشتار شاهزادگان و عیاشی با امردی چون حسن بیک حلواچی یافت و سپس شاه عباس اول نیز علاوه بر قتل رقیبان و فرزندان، محصور ساختن شاهزادگان و پرورش آنان را در حرمسرا به اجرا گزارد که نتیجهاش به اضمحلال و نابودی حکومت صفوی انجامید. اعمال و رفتار پادشاهانی چون شاه سلیمان و شاه سلطان حسین نسبت به توسعهی حرمسراها دور از انتظار نیست؛ زیرا محصولات چنان محیطی هرگز قادر به جدایی و رهایی از آفات حرمسرا و چاپلوسان نخواهند بود. در تکمیل و توسعهی حرمسراها تنها شخص پادشاه نقش نداشته بلکه حاکمان محلی نیز با آگاهی از نقطه ضعف حاکم بزرگ و اعطای خدمات جنسی در اقدامات او شریک بودهاند. سفیر پرتقال به نام فیدالگو که در سال 1697 وارد اصفهان گردید در باره تعداد زنان شاه سلطان حسین مینویسد: «.... مهماندار با اطمینان به من گفت که همراه پادشاه در شکارگاه بیش از پانصد زن بوده است و تعداد بسیاری از زنان دربار در حرم در قصر شهری ماندهاند.»[1]
[1] - گزارش سفیر کشور پرتغال در دربار شاه سلطان حسین صفوی، ترجمه از زبان پرتغالی و حواشی از ژان اوبن، ترجمه پروین حکمت، انتشارات دانشگاه تهران، 1357، ص 53
🔹آینه عیب نما
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
قسمت اول
✍علی جلالپور
بدون تردید رفتار پادشاهان تأثیر بسیار شگرفی در تحوّلات هر کشور خواهد گذاشت. یکی از اعمال و رفتار حاکمان که خیلی مؤثر بوده و در طول زمان و به هنگام صلح و آرامش تغییر ماهیت داده است مربوط به تشکیل حرمسراها و عیاشی و توسعهی فساد آنان در جامعه میباشد. گرایش پادشاهان صفوی نسبت به تشکیل حرمسراها از همان زمان شاه اسماعیل اول پایه گذاری گردید و در زمان شاه تهماسب اول تثبیت و سپس توسعه یافت. شاه تهماسب بیش از یک دهه از عمر خود را در حرمسرا گذرانید و توجّهی به حوادث پیرامونش نداشت و زمام امور را به اشخاص خودسر سپرد و زمینهی فروپاشی و اضمحلال دولت صفوی را با عدم تدبیر خود مهیّا ساخت. همان گونه که قبلاً اشاره گردید حرمسراها علاوه بر نقش ارضای امیال و خوشگذرانی شاهان به عنوان کانون فعالیّتهای سیاسی نیز مطرح بودهاند و سرنوشت و حیات و ممات اغلب پادشاهان صفوی در این اماکن رقم خورده است. بعد از فوت شاه تهماسب اول تمام توطئه و برنامه ریزی امور حکومت در حرمسرا شکل گرفت و با طرّاحی پری خان خانم؛ شاهزادهی زندانی قلعهی قهقهه به پادشاهی رسید. شاه اسماعیل ثانی بعد از استقرار دوام و تحکیم حکومت خود را در کشتار شاهزادگان و عیاشی با امردی چون حسن بیک حلواچی یافت و سپس شاه عباس اول نیز علاوه بر قتل رقیبان و فرزندان، محصور ساختن شاهزادگان و پرورش آنان را در حرمسرا به اجرا گزارد که نتیجهاش به اضمحلال و نابودی حکومت صفوی انجامید. اعمال و رفتار پادشاهانی چون شاه سلیمان و شاه سلطان حسین نسبت به توسعهی حرمسراها دور از انتظار نیست؛ زیرا محصولات چنان محیطی هرگز قادر به جدایی و رهایی از آفات حرمسرا و چاپلوسان نخواهند بود. در تکمیل و توسعهی حرمسراها تنها شخص پادشاه نقش نداشته بلکه حاکمان محلی نیز با آگاهی از نقطه ضعف حاکم بزرگ و اعطای خدمات جنسی در اقدامات او شریک بودهاند. سفیر پرتقال به نام فیدالگو که در سال 1697 وارد اصفهان گردید در باره تعداد زنان شاه سلطان حسین مینویسد: «.... مهماندار با اطمینان به من گفت که همراه پادشاه در شکارگاه بیش از پانصد زن بوده است و تعداد بسیاری از زنان دربار در حرم در قصر شهری ماندهاند.»[1]
[1] - گزارش سفیر کشور پرتغال در دربار شاه سلطان حسین صفوی، ترجمه از زبان پرتغالی و حواشی از ژان اوبن، ترجمه پروین حکمت، انتشارات دانشگاه تهران، 1357، ص 53
🔹آینه عیب نما
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅روزی که نام خانوادگی اجباری شد...
۳۰ مرداد روز ثبت نام خانوادگی در ایران است. ۳۰ مرداد ۱۳۱۳ ثبت نامخانوادگی در ایران اجباری شد. در این دوره بیشتر نامهای خانوادگی بر اساس مکان زندگی، حرفه، ویژگی فیزیکی یا شهرت سرپرست خانواده انتخاب میشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۳۰ مرداد روز ثبت نام خانوادگی در ایران است. ۳۰ مرداد ۱۳۱۳ ثبت نامخانوادگی در ایران اجباری شد. در این دوره بیشتر نامهای خانوادگی بر اساس مکان زندگی، حرفه، ویژگی فیزیکی یا شهرت سرپرست خانواده انتخاب میشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from تاریخ و دیالوگ
⁉️ کدام روایت کلاسیک از کودتای ۲۸ مرداد را به واقعیت نزدیکتر میدانید؟
Anonymous Poll
7%
روایت اسلامگرایان (موافق کودتا؛ فرصتی برای بازگشت به اصول دین و قانون اسلام فراهم آورد)
4%
روایت چپ ها (یک ضربه به حرکت توده های ایران با توطئه سرمایهداران داخلی و خارجی بود)
38%
روایت ملی ها (اتحاد دربار، خارجیها، روحانیون و مزدوران، زمینه ساز کودتا بود)
20%
روایت پادشاهی خواهان (قیامی ملی و نتیجه خیانت مصدق و واکنش قانونی شاه برای نجات کشور از بحران بود)
12%
روایت آمریکایی ها (برای حفظ منافع جهانی آمریکا لازم بود. ایران از تهدید کمونیسم نجات پیدا کرد)
2%
روایت انگلیسی ها (ایران به واسطه فعالیت های نفتی بریتانیا آباد شده بود و مصدق طمع ورزی کرد)
17%
دیگر موارد(در کامنت ها توضیح دهید) |یا| فقط مشاهده نتایج
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۸ ✅فلسفه تاریخ 🔹رويکرد تاويلي به تاريخ شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي…
بخش۹
✅فلسفه تاریخ
🔹فلسفه انگليسي- آمريکايي تاريخ
سنت تجربي و انگليسي- آمريکايي فلسفه همواره نگاهي گذرا به تاريخ داشته است. فيلسوفان اين حوزه از سئوالات فلسفه تاريخ نظري کناره گرفته و در عوض به سئوالاتي در مورد منطق و معرفت شناسي دانش تاريخي روي آورده اند. سئوال اصلي در نزد آنها چنين است: «خصوصيات منطقي و معرفتي دانش تاريخي و تبيين آن چيست؟»
تجربه گرايي هيوم سر نخهاي مشخصي براي همه موضوعات فلسفه انگليسي- آمريکايي باقي گذاشته است. اين تاثير شامل تفسير رفتار انسان و علوم انساني نيز مي شود. هيوم کتاب مفصل و پر محتوايي در مورد تاريخ انگلستان نوشته است. تفسير او از تاريخ بر اساس تحليل رفتارها و انگيزه ها و علل عادي بنا شده و هيچ رابطه اي با تفاسير ديني تاريخ ندارد. نگاه فلسفي او به تاريخ بر پايه اين ايده است که شرح گذشته مي تواند بر فرض وجود ماهيت انساني ثابت تکيه کند.
رويکرد انگليسي- آمريکايي در فلسفه تاريخ در ميانه قرن بيست با ظهور «فلسفه تاريخ تحليلي» دوباره زنده شد. عوامل اين بازنمايي دراي، دانتو و گاردنر هستند. اين رويکرد از روشها و امکانات فلسفه تحليلي در توضيحات تاريخي و دانش تاريخي استفاده مي کند. مسئله مورد توجه در اينجا ويژگيهاي دانش تاريخي است، يعني ما چگونه واقعيتهايي در مورد تاريخ را مي شناسيم؟ يک تحليل خوب تاريخي از چه مواردي تشکيل شده است؟ آيا اين تحليل نيازمند استفاده از قوانين کلي است و آيا دانش تاريخي با کمک شواهد تاريخي موجود بدست مي آيد؟ فيلسوفان تحليلي بر تجربي و علمي بودن تاريخ تاکيد مي کنند و سعي دارند اين ديدگاه را با روشهاي علمي مخصوص علوم طبيعي ثابت کنند.
فيلسوفان تحليلي مشاهده غيرتجربي را در بررسي ساختار جهاننامعتبر مي دانند. نظر آنها درباره تاريخ نيز چنين است. به نظر آنها عقل فلسفي به نفسه نمي تواند منشاء دانش حقيقي درباره ماهيت جهان باشد، اين عقل همچنين در بررسي امور تاريخي مانند سلسله وقايع، اعمال، دولتها، طبقات، امپراطوري ها، بلاها و پيروزي ها، ناکارامد است. دانش اساسي در مورد جهان در انحصار نگاه تجربي و تحليل منطقي است، به همين دليل فيلسوفان تحليلي تاريخ درباره معنا و ساختار تاريخ که قبلا مطرح شد، کنجکاو نيستند. از طرف ديگر فيلسوفان حوضه نظري فلسفه تاريخ کاملا به قدرت تفکر فلسفي براي درک و فهم بنيادين تاريخ اطمينان داشته و در مقابل رويکرد تجربي و مفهومي صرف مقاومت مي کنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅فلسفه تاریخ
🔹فلسفه انگليسي- آمريکايي تاريخ
سنت تجربي و انگليسي- آمريکايي فلسفه همواره نگاهي گذرا به تاريخ داشته است. فيلسوفان اين حوزه از سئوالات فلسفه تاريخ نظري کناره گرفته و در عوض به سئوالاتي در مورد منطق و معرفت شناسي دانش تاريخي روي آورده اند. سئوال اصلي در نزد آنها چنين است: «خصوصيات منطقي و معرفتي دانش تاريخي و تبيين آن چيست؟»
تجربه گرايي هيوم سر نخهاي مشخصي براي همه موضوعات فلسفه انگليسي- آمريکايي باقي گذاشته است. اين تاثير شامل تفسير رفتار انسان و علوم انساني نيز مي شود. هيوم کتاب مفصل و پر محتوايي در مورد تاريخ انگلستان نوشته است. تفسير او از تاريخ بر اساس تحليل رفتارها و انگيزه ها و علل عادي بنا شده و هيچ رابطه اي با تفاسير ديني تاريخ ندارد. نگاه فلسفي او به تاريخ بر پايه اين ايده است که شرح گذشته مي تواند بر فرض وجود ماهيت انساني ثابت تکيه کند.
رويکرد انگليسي- آمريکايي در فلسفه تاريخ در ميانه قرن بيست با ظهور «فلسفه تاريخ تحليلي» دوباره زنده شد. عوامل اين بازنمايي دراي، دانتو و گاردنر هستند. اين رويکرد از روشها و امکانات فلسفه تحليلي در توضيحات تاريخي و دانش تاريخي استفاده مي کند. مسئله مورد توجه در اينجا ويژگيهاي دانش تاريخي است، يعني ما چگونه واقعيتهايي در مورد تاريخ را مي شناسيم؟ يک تحليل خوب تاريخي از چه مواردي تشکيل شده است؟ آيا اين تحليل نيازمند استفاده از قوانين کلي است و آيا دانش تاريخي با کمک شواهد تاريخي موجود بدست مي آيد؟ فيلسوفان تحليلي بر تجربي و علمي بودن تاريخ تاکيد مي کنند و سعي دارند اين ديدگاه را با روشهاي علمي مخصوص علوم طبيعي ثابت کنند.
فيلسوفان تحليلي مشاهده غيرتجربي را در بررسي ساختار جهاننامعتبر مي دانند. نظر آنها درباره تاريخ نيز چنين است. به نظر آنها عقل فلسفي به نفسه نمي تواند منشاء دانش حقيقي درباره ماهيت جهان باشد، اين عقل همچنين در بررسي امور تاريخي مانند سلسله وقايع، اعمال، دولتها، طبقات، امپراطوري ها، بلاها و پيروزي ها، ناکارامد است. دانش اساسي در مورد جهان در انحصار نگاه تجربي و تحليل منطقي است، به همين دليل فيلسوفان تحليلي تاريخ درباره معنا و ساختار تاريخ که قبلا مطرح شد، کنجکاو نيستند. از طرف ديگر فيلسوفان حوضه نظري فلسفه تاريخ کاملا به قدرت تفکر فلسفي براي درک و فهم بنيادين تاريخ اطمينان داشته و در مقابل رويکرد تجربي و مفهومي صرف مقاومت مي کنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲🌲🌲🌲
هستی تان را به تمامی زندگی کنید،
و بعد از آن بمیرید...
هیچ زندگی نازیسته ای پشت سر نگذارید.
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هستی تان را به تمامی زندگی کنید،
و بعد از آن بمیرید...
هیچ زندگی نازیسته ای پشت سر نگذارید.
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏1
Forwarded from بشکن Beshkan
PsiphonAndroid.apk
9.9 MB
Forwarded from اصفهان خبر
📍زنانِ ایرانی اجازه حضور در استادیومهایِ فوتبال را ندارند اما مهدیِ تاج، رئیسِ فدراسیونِ فوتبال ، از نزدیک فینالِ جامِ جهانیِ فوتبالِ زنان را در استرالیا تماشا کرد.
همینقدر کمدی!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
همینقدر کمدی!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
👍1
✅درخت آرزوها را هم قطع کردند...!!!
تصاویر و گزارشهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی نشان میدهد درخت مشهور به «تکدرخت آرزوها» در بازار وکیل شیراز که از جمله جاذبههای گردشگری این شهر شده بود، به دلیل آنکه به محل و سوژه عکاسی برای شهروندان تبدیل شده بود، قطع شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تصاویر و گزارشهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی نشان میدهد درخت مشهور به «تکدرخت آرزوها» در بازار وکیل شیراز که از جمله جاذبههای گردشگری این شهر شده بود، به دلیل آنکه به محل و سوژه عکاسی برای شهروندان تبدیل شده بود، قطع شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😡1
✅زبان زنان...
سومين نشريه مربوط به زنان که توسط صديقه دولتآبادي در اصفهان و تهران چاپ ميشد.
زبان زنان از ۲۷ تير ۱۲۹۷ تا دي ۱۳۰۰ بصورت روزنامه در اصفهان منتشر و سپس توقيف شده است. بعداز ۱۳ ماه توقيف در سال۱۳۰۱ بصورت مجله در تهران منتشر و پس از انتشار چندشماره دوباره توقيف شد.
اين نشريه درباره حقوق زنان بود که آنها را با ، استقلال اقتصادي و حقوق خانوادگي آشنا می ساخت.
دولت آبادی آذرماه 1321 نشر «زبان زنان» را از سر گرفت و آن را به صورت مجله ای 48 صفحه ای تا 1324 منتشر کرد.
در سرلوحه روزنامه نوشته شده بود که " تنها نوشته های زنان و دختران پذیرفته و دفتر ما در چاپ و کم و پیش نمودن آن ها آزاد میباشد. . . "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سومين نشريه مربوط به زنان که توسط صديقه دولتآبادي در اصفهان و تهران چاپ ميشد.
زبان زنان از ۲۷ تير ۱۲۹۷ تا دي ۱۳۰۰ بصورت روزنامه در اصفهان منتشر و سپس توقيف شده است. بعداز ۱۳ ماه توقيف در سال۱۳۰۱ بصورت مجله در تهران منتشر و پس از انتشار چندشماره دوباره توقيف شد.
اين نشريه درباره حقوق زنان بود که آنها را با ، استقلال اقتصادي و حقوق خانوادگي آشنا می ساخت.
دولت آبادی آذرماه 1321 نشر «زبان زنان» را از سر گرفت و آن را به صورت مجله ای 48 صفحه ای تا 1324 منتشر کرد.
در سرلوحه روزنامه نوشته شده بود که " تنها نوشته های زنان و دختران پذیرفته و دفتر ما در چاپ و کم و پیش نمودن آن ها آزاد میباشد. . . "
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۹ ✅فلسفه تاریخ 🔹فلسفه انگليسي- آمريکايي تاريخ سنت تجربي و انگليسي- آمريکايي فلسفه همواره نگاهي گذرا به تاريخ داشته است. فيلسوفان اين حوزه از سئوالات فلسفه تاريخ نظري کناره گرفته و در عوض به سئوالاتي در مورد منطق و معرفت شناسي دانش تاريخي روي آورده اند.…
بخش۱۰
✅فلسفه تاریخ
🔹قوانين کلي تاريخ
کارل همپل فيلسوف علمي بود که توجه فيلسوفان تحليلي تاريخ را به مقاله خود «کارکرد قوانين عمومي در تاريخ» برانگيخت. نظريه عمومي همپل در مورد توصيف علمي چنين اينست که تمام توصيفات علمي بايد تحت قوانين کلي قرار بگيرد. او معتقد بود توصيفات تاريخي موجود با مدل قانون فراگير جور در نمي آيند درحالي که مدل قانون فراگير براي اين توصيفات مدل مناسبي است. به نظر او توصيفات تاريخي بايد تابع قوانين کلي باشند. گرايش به قانون کلي در توصيفات تاريخي توسط ديگر فيلسوفان تحليلي علم مانند ارنست نِيگل هم مورد تاکيد قرار گرفت. مقاله همپل مجادله طولاني اي برانگيخت. حاميان مقاله از کلي گرايي در مورد رفتار انساني به نفع قوانين فراگير دفاع مي کردند و منتقدان معتقد بودند تحقيق تاريخي مانند شرح رفتار فردي است و به کمک تفسير قابل درک است. اين مباحث مهم از طرف ويليام دراي، ميخائيل اسکريون و آلان دوناگان مطرح شد. دوناگان و ديگران به اين مشکل اشاره کردند که علوم اجتماعي به جاي تکيه بر قوانين کلي بر قوانين اجتماعي تکيه دارند. ديگراني مانند اسکريون به جوانب عملي تحقيق تاريخي اشاره کردند و استدلالات ضعيفي طرح کردند که شايد براي «شرح» يک واقعه تاريخي در يک زمينه خاص کافي باشند. به هر حال بنياديترين اعتراضات به اين رويکرد چنين هستند: اول اينکه تقريبا هيچ قانون کلي اي درباره تاريخ يا سلسله وقايع وجود ندارد. دوم اينکه در عرض اين نظريه، نظريات قابل توجه ديگري وجود دارد که در آنها رفتارها و نتايج تاريخي درک مي شوند اما اين نظريات تحت قوانين کلي قرار نگرفته اند. روشهاي استدلالي اين نظريات مناسب فهم رفتارهاي فردي است، مانند روش «فهم» و تفسير رفتار عقلاني که در بالا مورد توجه قرار گرفت. از طريق اين نظريات مي توان سلسله علل را بدون توسل به قوانين کلي طراحي کرد.
اگر نگاه دقيقي به اين کشمکش بر سر مدل قانون فراگير بياندازيم مي فهميم که فرض غلط وحدت علم و شباهت منطقي و منظم همه استدلالهاي علمي با موارد خاص توصيف در علوم طبيعي انگشت شمار، باعث گسترش اين کشمکش شده است. رويکرد قانون کلي بسيار ضعيف و معلول است و از اغاز توانايي طرح سوالات مهم درباره ماهيت تاريخ و دانش تاريخي را نداشته است. درک رفتار انسان از فهم اينکه چرا رادياتور در دماي زير صفر مي ترکد، بسيار متفاوت است. دوناگان مي گويد: «ناديده گرفتن هويت اصيل علوم اجتماعي مرتبط با تاريخ و مسله کردن تحقيق انساني با تغيير چهره و تشبيه ناصواب آن به فيزيک، بسيار دردناک است.» تاکيد بر مدلهاي طبيعي براي تحقيق تاريخي و اجتماعي به راحتي باعث پذيرفتن مدل قانون کلي مي شود اما بايد گفت اين پذيرش راه به جايي نمي برد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅فلسفه تاریخ
🔹قوانين کلي تاريخ
کارل همپل فيلسوف علمي بود که توجه فيلسوفان تحليلي تاريخ را به مقاله خود «کارکرد قوانين عمومي در تاريخ» برانگيخت. نظريه عمومي همپل در مورد توصيف علمي چنين اينست که تمام توصيفات علمي بايد تحت قوانين کلي قرار بگيرد. او معتقد بود توصيفات تاريخي موجود با مدل قانون فراگير جور در نمي آيند درحالي که مدل قانون فراگير براي اين توصيفات مدل مناسبي است. به نظر او توصيفات تاريخي بايد تابع قوانين کلي باشند. گرايش به قانون کلي در توصيفات تاريخي توسط ديگر فيلسوفان تحليلي علم مانند ارنست نِيگل هم مورد تاکيد قرار گرفت. مقاله همپل مجادله طولاني اي برانگيخت. حاميان مقاله از کلي گرايي در مورد رفتار انساني به نفع قوانين فراگير دفاع مي کردند و منتقدان معتقد بودند تحقيق تاريخي مانند شرح رفتار فردي است و به کمک تفسير قابل درک است. اين مباحث مهم از طرف ويليام دراي، ميخائيل اسکريون و آلان دوناگان مطرح شد. دوناگان و ديگران به اين مشکل اشاره کردند که علوم اجتماعي به جاي تکيه بر قوانين کلي بر قوانين اجتماعي تکيه دارند. ديگراني مانند اسکريون به جوانب عملي تحقيق تاريخي اشاره کردند و استدلالات ضعيفي طرح کردند که شايد براي «شرح» يک واقعه تاريخي در يک زمينه خاص کافي باشند. به هر حال بنياديترين اعتراضات به اين رويکرد چنين هستند: اول اينکه تقريبا هيچ قانون کلي اي درباره تاريخ يا سلسله وقايع وجود ندارد. دوم اينکه در عرض اين نظريه، نظريات قابل توجه ديگري وجود دارد که در آنها رفتارها و نتايج تاريخي درک مي شوند اما اين نظريات تحت قوانين کلي قرار نگرفته اند. روشهاي استدلالي اين نظريات مناسب فهم رفتارهاي فردي است، مانند روش «فهم» و تفسير رفتار عقلاني که در بالا مورد توجه قرار گرفت. از طريق اين نظريات مي توان سلسله علل را بدون توسل به قوانين کلي طراحي کرد.
اگر نگاه دقيقي به اين کشمکش بر سر مدل قانون فراگير بياندازيم مي فهميم که فرض غلط وحدت علم و شباهت منطقي و منظم همه استدلالهاي علمي با موارد خاص توصيف در علوم طبيعي انگشت شمار، باعث گسترش اين کشمکش شده است. رويکرد قانون کلي بسيار ضعيف و معلول است و از اغاز توانايي طرح سوالات مهم درباره ماهيت تاريخ و دانش تاريخي را نداشته است. درک رفتار انسان از فهم اينکه چرا رادياتور در دماي زير صفر مي ترکد، بسيار متفاوت است. دوناگان مي گويد: «ناديده گرفتن هويت اصيل علوم اجتماعي مرتبط با تاريخ و مسله کردن تحقيق انساني با تغيير چهره و تشبيه ناصواب آن به فيزيک، بسيار دردناک است.» تاکيد بر مدلهاي طبيعي براي تحقيق تاريخي و اجتماعي به راحتي باعث پذيرفتن مدل قانون کلي مي شود اما بايد گفت اين پذيرش راه به جايي نمي برد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🌲🌲🌲🌲🌲
عادت ها می توانند انسان را نابود کنند...
کافی است انسان به گرسنگی، بی تفاوتی
و رنج بردن عادت کند...
به زیر ستم بودن عادت کند!!
تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند
و ترجیح بدهد در بند بماند و در ذلت زندگی کند...!
#هرتا_مولر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
عادت ها می توانند انسان را نابود کنند...
کافی است انسان به گرسنگی، بی تفاوتی
و رنج بردن عادت کند...
به زیر ستم بودن عادت کند!!
تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند
و ترجیح بدهد در بند بماند و در ذلت زندگی کند...!
#هرتا_مولر
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی قسمت اول ✍علی جلالپور بدون تردید رفتار پادشاهان تأثیر بسیار شگرفی در تحوّلات هر کشور خواهد گذاشت. یکی از اعمال و رفتار حاکمان که خیلی مؤثر بوده و در طول زمان و به هنگام صلح و آرامش تغییر ماهیت داده است…
✅مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی
🔹قسمت دوم
✍علی جلالپور
با توجه به گستردگی حرمسراها و حوادث جنبی آن با اطمینان میتوان گفت که تأثیر اعمال و رفتار پادشاهان در نواحی مختلف کشور و به خصوص در پایتخت انکار ناپذیر خواهد بود و یکی از عوامل گسترش روسپیگری و مراکز فساد در جامعه را باید ناشی از وجود حرمسراها و قوانین حاکم بر آن دانست. پادشاهان صفوی وجود روسپیان و مراکز فساد را به منزلهی یکی از منابع دولت و اخذ مالیات مینگریستند؛ هرچند که در توجیه اعمال خود آن پولهای کثیف را برای پاک شدن در مراسم آتش بازی و یا مخارج دیگر هزینه میکردند.[2]
شاهان صفوی برای آن که تغییر مزاج داده و همچنین فضای جایگزینی برای ورودیهای جدید باز شده باشد بعضی زنان خود را به عنوان هدیه و پاداش به دیگران میبخشیدند. مؤلف پشت پردههای حرمسرا به نقل قول در این رابطه مینویسد: «پادشاه میتواند کنیزکان مورد علاقه خود را به میل خویش به اشخاص بسیار پست ببخشد. شاه سلیمان یکی از زنهای خود را از سر خشم به گازری بخشیده بود. چند روز بعد نادم شد. عشق زن بر سرش زد، احضارش کرد و حسودانه پرسید، شوهر تازه را بیشتر دوست داری یا مرا؟ زن پاسخ داد شوهر شرعی و قانونیام را. بعد دستور داد او را زنده زنده بسوزانند. خوشبختانه این بار هم زیر فرمان خود زد. اکنون آن زن در حرمسرای شاهی است.»[3]
از مهمترین منابعی که در توصیف آن وقایع ناهنجار میتوان یافت مربوط به منابع خارجی است و اگر ذکری از منابع داخلی چون رستمالتواریخ مطرح میگردد به یقین اطلاعات آن دستخوش تغییر گردیده است زیرا گردآوری آن مربوط به قرون بعد میباشد. بنابراین گزارش سیاحان و سفرا و مبلغان مذهبی چون سانسون و کمپفر و شاردن که خود از شاهدان عینی عصر شاه سلیمان بودهاند با واقعیت نزدیکتر میباشد. همان گونه که اشاره گردید اکثر اروپائیان در مورد حرمسرای شاه سلیمان مطلبی نوشتهاند ولی شاردن به جزئیات بیشتری پرداخته است. وی در مرحلهی دوم سفر خود به ایران که به سال 1666 میباشد در باره مجالس بزم و محتوای آن و توجیه اعتقادات مذهبیون مینویسد: «مجلس بزم با نوا خوانی زنان آواز خوان آغاز میگردد. موضوع اشعار غالباً شرح سوزان عاشق حسرت رسیده و بیان آرزومندی و اشتیاق او به دیدار و وصل معشوق است. در این مرحله سوز و گداز عاشق در هجران معشوق به نمایش گذاشته میشود، امّا در مرحله دوم نمایش رقاّصان و آوازخوانان و نوازندگان به دو دسته تقسیم میشوند، یک عدّه در چهرهی عاشقان دل شده در برابر معشوق خیالی زانو بر زمین میزنند ناله و زاری میکنند و چهره به آب دیده میشویند. دستهی دیگر در سیمای معشوق به عاشق بیقرار و نا امید و به جان رسیده پرخاش و ستم میکنند و با سخنان تلخ و زهر آلودِ خویش دلشان را میشکنند. مرحله سوم نمایش بیانگر سازگاری و همدلی و همزبانی عاشق و معشوق میباشد. در این مرحله خوانندگان و نوازدگان نهایت هنرمندی و مهارت خویش را به معرض نمایش میگذارند و رقّاصان با چرخشها و خم و پیچهایی که به اندام لطیف خود میدهند و با اشاراتی که با چشم و ابروی خود میکنند چنان بینندگان را بر سر هوس میآورند که از شرم و حیا سر به زیر میافکنند تا اطوار شهوت انگیز و فتنه خیز آنان را نبینند. با وجود این میتوان باور کرد که مشاهدهی این صحنههای طرب آفرین و نشاط افزا به ارکان معتقدات مذهبی ایرانیان لطمه و آسیبی وارد نمیکند؛ زیرا به اعتقاد ایرانیان رهبانیّت و تجرّد نه تنها زشت و عیب است بلکه گناه و خطاست.»[4]
[2] - سانسون و کمپفر میزان اخذ مالیاتها از روسپیان را در رتبه پنجم درآمدهای دولت میدانند و کمپفر در صفحه 118 سفرنامه خود مینویسد: «از بیتاللطفها، مالیات این خانهها در سال حدود ده هزار تومان یا یکصد و هفتاد هزار تالو است و از این مبلغ در حدود شش هزار تومان فقط در اصفهان جمع آوری میشود. طبق دفاتر و فهرستهای رسمی اداری این مبلغ مالیات در اصفهان بین پانزده هزار روسپی سرشکن میشود.»
[3] - پشت پردههای حرمسرا، تألیف حسن آزاد، انتشارات انزلی، 1362، ص 274
[4] - سفرنامه شوالیه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، چاپ اول، انتشارات توس، جلد اول، 1372، ص 427
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹قسمت دوم
✍علی جلالپور
با توجه به گستردگی حرمسراها و حوادث جنبی آن با اطمینان میتوان گفت که تأثیر اعمال و رفتار پادشاهان در نواحی مختلف کشور و به خصوص در پایتخت انکار ناپذیر خواهد بود و یکی از عوامل گسترش روسپیگری و مراکز فساد در جامعه را باید ناشی از وجود حرمسراها و قوانین حاکم بر آن دانست. پادشاهان صفوی وجود روسپیان و مراکز فساد را به منزلهی یکی از منابع دولت و اخذ مالیات مینگریستند؛ هرچند که در توجیه اعمال خود آن پولهای کثیف را برای پاک شدن در مراسم آتش بازی و یا مخارج دیگر هزینه میکردند.[2]
شاهان صفوی برای آن که تغییر مزاج داده و همچنین فضای جایگزینی برای ورودیهای جدید باز شده باشد بعضی زنان خود را به عنوان هدیه و پاداش به دیگران میبخشیدند. مؤلف پشت پردههای حرمسرا به نقل قول در این رابطه مینویسد: «پادشاه میتواند کنیزکان مورد علاقه خود را به میل خویش به اشخاص بسیار پست ببخشد. شاه سلیمان یکی از زنهای خود را از سر خشم به گازری بخشیده بود. چند روز بعد نادم شد. عشق زن بر سرش زد، احضارش کرد و حسودانه پرسید، شوهر تازه را بیشتر دوست داری یا مرا؟ زن پاسخ داد شوهر شرعی و قانونیام را. بعد دستور داد او را زنده زنده بسوزانند. خوشبختانه این بار هم زیر فرمان خود زد. اکنون آن زن در حرمسرای شاهی است.»[3]
از مهمترین منابعی که در توصیف آن وقایع ناهنجار میتوان یافت مربوط به منابع خارجی است و اگر ذکری از منابع داخلی چون رستمالتواریخ مطرح میگردد به یقین اطلاعات آن دستخوش تغییر گردیده است زیرا گردآوری آن مربوط به قرون بعد میباشد. بنابراین گزارش سیاحان و سفرا و مبلغان مذهبی چون سانسون و کمپفر و شاردن که خود از شاهدان عینی عصر شاه سلیمان بودهاند با واقعیت نزدیکتر میباشد. همان گونه که اشاره گردید اکثر اروپائیان در مورد حرمسرای شاه سلیمان مطلبی نوشتهاند ولی شاردن به جزئیات بیشتری پرداخته است. وی در مرحلهی دوم سفر خود به ایران که به سال 1666 میباشد در باره مجالس بزم و محتوای آن و توجیه اعتقادات مذهبیون مینویسد: «مجلس بزم با نوا خوانی زنان آواز خوان آغاز میگردد. موضوع اشعار غالباً شرح سوزان عاشق حسرت رسیده و بیان آرزومندی و اشتیاق او به دیدار و وصل معشوق است. در این مرحله سوز و گداز عاشق در هجران معشوق به نمایش گذاشته میشود، امّا در مرحله دوم نمایش رقاّصان و آوازخوانان و نوازندگان به دو دسته تقسیم میشوند، یک عدّه در چهرهی عاشقان دل شده در برابر معشوق خیالی زانو بر زمین میزنند ناله و زاری میکنند و چهره به آب دیده میشویند. دستهی دیگر در سیمای معشوق به عاشق بیقرار و نا امید و به جان رسیده پرخاش و ستم میکنند و با سخنان تلخ و زهر آلودِ خویش دلشان را میشکنند. مرحله سوم نمایش بیانگر سازگاری و همدلی و همزبانی عاشق و معشوق میباشد. در این مرحله خوانندگان و نوازدگان نهایت هنرمندی و مهارت خویش را به معرض نمایش میگذارند و رقّاصان با چرخشها و خم و پیچهایی که به اندام لطیف خود میدهند و با اشاراتی که با چشم و ابروی خود میکنند چنان بینندگان را بر سر هوس میآورند که از شرم و حیا سر به زیر میافکنند تا اطوار شهوت انگیز و فتنه خیز آنان را نبینند. با وجود این میتوان باور کرد که مشاهدهی این صحنههای طرب آفرین و نشاط افزا به ارکان معتقدات مذهبی ایرانیان لطمه و آسیبی وارد نمیکند؛ زیرا به اعتقاد ایرانیان رهبانیّت و تجرّد نه تنها زشت و عیب است بلکه گناه و خطاست.»[4]
[2] - سانسون و کمپفر میزان اخذ مالیاتها از روسپیان را در رتبه پنجم درآمدهای دولت میدانند و کمپفر در صفحه 118 سفرنامه خود مینویسد: «از بیتاللطفها، مالیات این خانهها در سال حدود ده هزار تومان یا یکصد و هفتاد هزار تالو است و از این مبلغ در حدود شش هزار تومان فقط در اصفهان جمع آوری میشود. طبق دفاتر و فهرستهای رسمی اداری این مبلغ مالیات در اصفهان بین پانزده هزار روسپی سرشکن میشود.»
[3] - پشت پردههای حرمسرا، تألیف حسن آزاد، انتشارات انزلی، 1362، ص 274
[4] - سفرنامه شوالیه شاردن، ترجمه اقبال یغمایی، چاپ اول، انتشارات توس، جلد اول، 1372، ص 427
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
🌲🌲🌲🌲🌲
به قومی مبتلا شدیم که فکر می کنند
خدا بجز آنها، کس دیگری را هدایت نکرده است!
#ابن_سینا
روز پزشک مبارک
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
به قومی مبتلا شدیم که فکر می کنند
خدا بجز آنها، کس دیگری را هدایت نکرده است!
#ابن_سینا
روز پزشک مبارک
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4❤2
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۱۰ ✅فلسفه تاریخ 🔹قوانين کلي تاريخ کارل همپل فيلسوف علمي بود که توجه فيلسوفان تحليلي تاريخ را به مقاله خود «کارکرد قوانين عمومي در تاريخ» برانگيخت. نظريه عمومي همپل در مورد توصيف علمي چنين اينست که تمام توصيفات علمي بايد تحت قوانين کلي قرار بگيرد. او معتقد…
بخش۱۱
✅فلسفه تاریخ
🔹عينت تاريخي
ديگر موضوعي که مورد توجه فلاسفه تحليلي تاريخ است، موضوع «عينيت» است. آيا دانش تاريخي مي تواند گذشته را عينا ً بازنمايي کند؟ آيا تاکيد، ناديده گرفتن، انتخاب و تفسير بازنمايي تاريخي وابسته به زاويه ديد فردي مورخ است؟ آيا بار ارزشي رفتارهاي انسان جمعبندي بي طرفانه مورخ را مخدوش نمي سازد؟
چنانکه جان پسمور اشاره کرده است، اين موضوع مشکلات زيادي بوجود مي آورد. اولين مشکلي که در سنت تحليلي مورد بررسي بسيار قرار گرفته، بار ارزشي رفتار اجتماعي است. دومين مشکل اين است که تفاسير مورخين خود داراي بار ارزشي است و اين موضوع سئوالات بسياري درباره ظرفيت عين گرايي يا بي طرفي خود مورخ برمي انگيزد. آيا متفکر مي تواند فارغ از تعصبات اخلاقي، سياسي، ايدئولوژيکي و طبقاتي، به بررسي جهان بپردازد. سومين مسئله عينيت تاريخي خود داده هاي تاريخي هستند. آيا اصلا واقعيت تاريخي معيني وجود دارد که از تفاسير بعدي بي نياز باشد؟ آيا تاريخ به ذات خود داراي واقعيت عيني است و از بسترهاي شکل گيري خود مستقل است؟ آيا واقعيتي که نام «انقلاب فرانسه» به آن اطلاق شود، وجود دارد و آيا اصلا از روايتهاي مختلف انقلاب فرانسه مي توان به يک جمع بندي رسيد؟
براي هر کدام از اين مشکلات جوابهايي مطابق با اصول فلسفه تحليلي وجود دارد. اول اينکه در مورد ارزشها بايد گفت در آشتي بين ايده محقق و ارزشهاي ديني هيچ مشکل بنياديني وجود ندارد. محققي که با دقت بسيار در حال ترسيم ارزشهاي ديني شخصيتي تاريخي است و با ارزشهاي ديني آن شخصيت اصلا موافق نيست، شايد اين تحقيق را به خوبي انجام ندهد، اما در راه تحقيق درست هيچ مانع معرفتي وجود ندارد و او مي تواند کليت گفتارها، کردارها و رسوم فرهنگي مختلف را به درستي بررسي کند. لازم نيست کسي ارزشها و جهانبيني يک سان کولت (در زبان فرانسوی به معنی پابرهنه و فقیر) را داشته باشد تا بتواند ارزيابي عادلانه اي در مورد آنها داشته باشد. اين موضوع ما را به راه حل مسئله دوم مي رساند، يعني امکان بي طرفي محقق. در نظر ما ارزش علمي کار دانشمندان و مورخان در رعايت ارزش اصول عقلاني و قدرت دوري از فرضيات هنگام بررسي واقعيات نامطبوع است. نگاهي دوباره به تاريخ علم و نوشته هاي تاريخي نشان مي دهد که اين ارزش عقلاني همواره درکار بوده است. دانشمندان و مورخين بسياري مي شناسيم که نتيجه گيري هاي آنها نه با پيش فرضهاي ايدئولوژيک بلکه با جستجوي سخت کوشانه مدارک و شواهد ميسر شده است. گرايش به عينيت به اميد نيل به حقيقت خود ارزشي است که مي تواند پابرجا بماند.
سرانجام سئوال در مورد عينيت گذشته مطرح مي شود. آيا اساسا ً بنياني براي اعتقاد به خصوصيات معين و عيني وقايع و شرايط گذشته وجود دارد، خصوصياتي که مستقل از روايت ما باشند؟ آيا واقعيتي مستقل از روايت در لايه زيرين ساختارهاي تاريخي وجود دارد که مورد رجوع مورخين قرار گيرد؟ مثلا ً وجود في نفسه امپراطوري روم، ديوار بزرگ چين و پادشاهي امپراطور کيانلانگ. اگر ما تمايز بين سه عينيت وقايع، رفتارها و شرايط گذشته، عينيت وقايع معاصر که نتيجه وقايع گذشته هستند و عينيت موجوديتهاي تاريخي را درست تشخيص دهيم، راه خود را از بين اين مسائل به خوبي پيموده ايم. گذشته دقيقاً همان است که اتفاق افتاده، يعني انسانها دست بکار زندگي بوده اند، خشکسالي ها رخ داده اند، ارتشها جنگيده اند و تکنولوژي جديد اختراع شده است. اين رخدادها اخباري از خود بجاگذاشته اند و اين اخبار بنيان عقلاني اطمينان ما به گذشته هستند. بهمين خاطر ما مي توانيم تفسيري قابل قبول از «عينيت گذشته» بدست دهيم. اين عينيت هنگام توجه ما به وقايع تاريخي انتزاعي خيلي زياد نيست. مثلا در مورد ايجاد دولت- شهرهاي يوناني، ظهور عقلانيت عصر روشنگري و شورش تايپينگ شرايط چنين است. هر يک از اين اسامي تفسيري است براي وقايع تاريخي خاص که توسط شخصيتهاي تاريخ يا مورخان شکل گرفته و ممکن است توسط مورخان آينده باطل گردد. اشاره به شورش تايپينگ مستلزم پيوند تعداد زيادي واقعه تاريخي است. اين پيوند از طريق يک روايت تفسيري ميسر مي شود. هنوز حقايق نامکشوفي درباره تاريخ وجود دارد و به هم بافتن اطلاعات در دسترس در يک حقيقت تاريخي بزرگتر، امر في نفسه تاريخي و عيني نمي سازد. به تحقيقات بيست ساله اخير درباره انقلاب صنعتي توجه کنيد. در آغاز اين واقعه تغيير کيفي تکنولوژي و توليد تلقي مي شد اما رفته رفته و طي تفاسير اخير چهره ملايمتر و درستتري به عنوان انقلاب به خود گرفت. در مورد ديگر به بحث طولاني و دقيق آرتور وُلدرن توجه کنيد که مي گويد چيزي بعنوان «ديوار بزرگ چين حقيقي» وجود ندارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅فلسفه تاریخ
🔹عينت تاريخي
ديگر موضوعي که مورد توجه فلاسفه تحليلي تاريخ است، موضوع «عينيت» است. آيا دانش تاريخي مي تواند گذشته را عينا ً بازنمايي کند؟ آيا تاکيد، ناديده گرفتن، انتخاب و تفسير بازنمايي تاريخي وابسته به زاويه ديد فردي مورخ است؟ آيا بار ارزشي رفتارهاي انسان جمعبندي بي طرفانه مورخ را مخدوش نمي سازد؟
چنانکه جان پسمور اشاره کرده است، اين موضوع مشکلات زيادي بوجود مي آورد. اولين مشکلي که در سنت تحليلي مورد بررسي بسيار قرار گرفته، بار ارزشي رفتار اجتماعي است. دومين مشکل اين است که تفاسير مورخين خود داراي بار ارزشي است و اين موضوع سئوالات بسياري درباره ظرفيت عين گرايي يا بي طرفي خود مورخ برمي انگيزد. آيا متفکر مي تواند فارغ از تعصبات اخلاقي، سياسي، ايدئولوژيکي و طبقاتي، به بررسي جهان بپردازد. سومين مسئله عينيت تاريخي خود داده هاي تاريخي هستند. آيا اصلا واقعيت تاريخي معيني وجود دارد که از تفاسير بعدي بي نياز باشد؟ آيا تاريخ به ذات خود داراي واقعيت عيني است و از بسترهاي شکل گيري خود مستقل است؟ آيا واقعيتي که نام «انقلاب فرانسه» به آن اطلاق شود، وجود دارد و آيا اصلا از روايتهاي مختلف انقلاب فرانسه مي توان به يک جمع بندي رسيد؟
براي هر کدام از اين مشکلات جوابهايي مطابق با اصول فلسفه تحليلي وجود دارد. اول اينکه در مورد ارزشها بايد گفت در آشتي بين ايده محقق و ارزشهاي ديني هيچ مشکل بنياديني وجود ندارد. محققي که با دقت بسيار در حال ترسيم ارزشهاي ديني شخصيتي تاريخي است و با ارزشهاي ديني آن شخصيت اصلا موافق نيست، شايد اين تحقيق را به خوبي انجام ندهد، اما در راه تحقيق درست هيچ مانع معرفتي وجود ندارد و او مي تواند کليت گفتارها، کردارها و رسوم فرهنگي مختلف را به درستي بررسي کند. لازم نيست کسي ارزشها و جهانبيني يک سان کولت (در زبان فرانسوی به معنی پابرهنه و فقیر) را داشته باشد تا بتواند ارزيابي عادلانه اي در مورد آنها داشته باشد. اين موضوع ما را به راه حل مسئله دوم مي رساند، يعني امکان بي طرفي محقق. در نظر ما ارزش علمي کار دانشمندان و مورخان در رعايت ارزش اصول عقلاني و قدرت دوري از فرضيات هنگام بررسي واقعيات نامطبوع است. نگاهي دوباره به تاريخ علم و نوشته هاي تاريخي نشان مي دهد که اين ارزش عقلاني همواره درکار بوده است. دانشمندان و مورخين بسياري مي شناسيم که نتيجه گيري هاي آنها نه با پيش فرضهاي ايدئولوژيک بلکه با جستجوي سخت کوشانه مدارک و شواهد ميسر شده است. گرايش به عينيت به اميد نيل به حقيقت خود ارزشي است که مي تواند پابرجا بماند.
سرانجام سئوال در مورد عينيت گذشته مطرح مي شود. آيا اساسا ً بنياني براي اعتقاد به خصوصيات معين و عيني وقايع و شرايط گذشته وجود دارد، خصوصياتي که مستقل از روايت ما باشند؟ آيا واقعيتي مستقل از روايت در لايه زيرين ساختارهاي تاريخي وجود دارد که مورد رجوع مورخين قرار گيرد؟ مثلا ً وجود في نفسه امپراطوري روم، ديوار بزرگ چين و پادشاهي امپراطور کيانلانگ. اگر ما تمايز بين سه عينيت وقايع، رفتارها و شرايط گذشته، عينيت وقايع معاصر که نتيجه وقايع گذشته هستند و عينيت موجوديتهاي تاريخي را درست تشخيص دهيم، راه خود را از بين اين مسائل به خوبي پيموده ايم. گذشته دقيقاً همان است که اتفاق افتاده، يعني انسانها دست بکار زندگي بوده اند، خشکسالي ها رخ داده اند، ارتشها جنگيده اند و تکنولوژي جديد اختراع شده است. اين رخدادها اخباري از خود بجاگذاشته اند و اين اخبار بنيان عقلاني اطمينان ما به گذشته هستند. بهمين خاطر ما مي توانيم تفسيري قابل قبول از «عينيت گذشته» بدست دهيم. اين عينيت هنگام توجه ما به وقايع تاريخي انتزاعي خيلي زياد نيست. مثلا در مورد ايجاد دولت- شهرهاي يوناني، ظهور عقلانيت عصر روشنگري و شورش تايپينگ شرايط چنين است. هر يک از اين اسامي تفسيري است براي وقايع تاريخي خاص که توسط شخصيتهاي تاريخ يا مورخان شکل گرفته و ممکن است توسط مورخان آينده باطل گردد. اشاره به شورش تايپينگ مستلزم پيوند تعداد زيادي واقعه تاريخي است. اين پيوند از طريق يک روايت تفسيري ميسر مي شود. هنوز حقايق نامکشوفي درباره تاريخ وجود دارد و به هم بافتن اطلاعات در دسترس در يک حقيقت تاريخي بزرگتر، امر في نفسه تاريخي و عيني نمي سازد. به تحقيقات بيست ساله اخير درباره انقلاب صنعتي توجه کنيد. در آغاز اين واقعه تغيير کيفي تکنولوژي و توليد تلقي مي شد اما رفته رفته و طي تفاسير اخير چهره ملايمتر و درستتري به عنوان انقلاب به خود گرفت. در مورد ديگر به بحث طولاني و دقيق آرتور وُلدرن توجه کنيد که مي گويد چيزي بعنوان «ديوار بزرگ چين حقيقي» وجود ندارد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from حسین شکاری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدنش تحمل میخواد
😢5