🌲🌲🌲🌲🌲
آنانکه تاریخ و فرهنگ خود را
از دست داده اند
مردم بدبختی هستند.
بدبخت تر از آنان کسانی هستند
که در بازیافتن تاریخ و فرهنگ
از دست رفته خود تلاش نمی کنند.
ولی بدبخت ترین مردم
کسانی هستند که تاریخ و
فرهنگ خود را به ریشخند می گیرند.
#احمد_کسروی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آنانکه تاریخ و فرهنگ خود را
از دست داده اند
مردم بدبختی هستند.
بدبخت تر از آنان کسانی هستند
که در بازیافتن تاریخ و فرهنگ
از دست رفته خود تلاش نمی کنند.
ولی بدبخت ترین مردم
کسانی هستند که تاریخ و
فرهنگ خود را به ریشخند می گیرند.
#احمد_کسروی
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅انسان در رقص قدری آسمانی می شود....
رقص، خالصترین بهرهوریِ هنری است. صدای خاموشِ بدن است. ندا و صدا در اینجا تبدیل به حرکت و پیچشِ اندام میشود. حرف زدنِ بدن است در خاموشی.
در اینجا نیز، خود را با حرکتِ موزونِ کائنات هماهنگ میکنید.
صوفيان و عارفان نیز با همهی منعِ ضمنی نتوانستند خود را از آن بینیاز کنند. انسان در «رقص» قدری آسمانی میشود، زیرا حرکتِ گنبدِ گَردان و ستارگان را از پیکرِ خود مُتساطع میکند. از این طریق میخواهد مستیِ تن پدید آورد. خود را به حدّ اعلیٰ سبک کند و به بالا بکشد، بر قلّهی زندگی سوار شود.
آنچه در ادب فارسی «پـایکـوبی، و دستافشانی» خوانده شده است، میخواهد دُردهای زندگی را از خود جدا کند، به شفافیّت برسد. گویا جستجوی تعادل میانِ روان و تن نیز باشد، این تنِ خاکی و پایبند که شکسپیر آن را Solid flesh (جسم کِدِر) میخواند، هرگز حسرتِ رها شدن از خود را، از خود دور نداشته است.
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن/سرو سخنگو
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
رقص، خالصترین بهرهوریِ هنری است. صدای خاموشِ بدن است. ندا و صدا در اینجا تبدیل به حرکت و پیچشِ اندام میشود. حرف زدنِ بدن است در خاموشی.
در اینجا نیز، خود را با حرکتِ موزونِ کائنات هماهنگ میکنید.
صوفيان و عارفان نیز با همهی منعِ ضمنی نتوانستند خود را از آن بینیاز کنند. انسان در «رقص» قدری آسمانی میشود، زیرا حرکتِ گنبدِ گَردان و ستارگان را از پیکرِ خود مُتساطع میکند. از این طریق میخواهد مستیِ تن پدید آورد. خود را به حدّ اعلیٰ سبک کند و به بالا بکشد، بر قلّهی زندگی سوار شود.
آنچه در ادب فارسی «پـایکـوبی، و دستافشانی» خوانده شده است، میخواهد دُردهای زندگی را از خود جدا کند، به شفافیّت برسد. گویا جستجوی تعادل میانِ روان و تن نیز باشد، این تنِ خاکی و پایبند که شکسپیر آن را Solid flesh (جسم کِدِر) میخواند، هرگز حسرتِ رها شدن از خود را، از خود دور نداشته است.
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن/سرو سخنگو
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1👎1
Forwarded from سفرنگار
شهر تاریخی عقدا از شهرهای شمالی استان #یزد است که در میانه جاده نائین به اردکان و از توابع شهرستان اردکان است
بافت تاریخی عقدا در شهرستان اردکان یکی از بکرترین بافتهای تاریخی استان یزد است که ۳۰ هکتار از وسعت ۸۴ هکتاری شهر عقدا را شامل میشود
مهمترین ویژگی تاریخی این بافت، وجود معماریهای متوالی از دورههای مختلف تاریخی از دوره آلمظفر تا دوره معاصر است که نشان از قدمت تمدن در این شهر دارد
عقدا شهری متعلق به قبل از اسلام است و برخی مورخان تاریخ این شهر را مربوط به ۶ هزار سال پیش دانسته اند
بافت خشتی و گلی ، بادگیر ها ، آب انبار ها از مهم ترین جاذبه های تاریخی عقدا هستند که باعث شده اند این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری بکر استان یزد تبدیل شود
📸 @amir.shariati75
سفرنگار
@safarnegar
بافت تاریخی عقدا در شهرستان اردکان یکی از بکرترین بافتهای تاریخی استان یزد است که ۳۰ هکتار از وسعت ۸۴ هکتاری شهر عقدا را شامل میشود
مهمترین ویژگی تاریخی این بافت، وجود معماریهای متوالی از دورههای مختلف تاریخی از دوره آلمظفر تا دوره معاصر است که نشان از قدمت تمدن در این شهر دارد
عقدا شهری متعلق به قبل از اسلام است و برخی مورخان تاریخ این شهر را مربوط به ۶ هزار سال پیش دانسته اند
بافت خشتی و گلی ، بادگیر ها ، آب انبار ها از مهم ترین جاذبه های تاریخی عقدا هستند که باعث شده اند این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری بکر استان یزد تبدیل شود
📸 @amir.shariati75
سفرنگار
@safarnegar
👍3
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۷ ✅فلسفه تاریخ 🔹رويکرد تاويلي به تاريخ شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي…
بخش۸
✅فلسفه تاریخ
🔹رويکرد تاويلي به تاريخ
شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي توجه است. اين سنت برآمده از سنت تفسير مدرسي کتاب مقدس است. اساتيد علم هرمنوتيک به هسته نمادين و زباني تعاملات انساني توجه دارند و معتقدند فن تفسير متون مي تواند رفتارها و دستاوردهاي نمادين انسان را تفسير کند. ويلهلم ديلتاي معتقد بود علوم انساني ذاتاً با علوم طبيعي متفاوت است زيرا اولي رفتارهاي بامعناي انساني را بررسي مي کند و دومي در شرح علّي وقايع طبيعي مي کوشد. رفتار معنادار و عمل نمادين سازنده زندگي انسان هستند. ديلتاي معتقد است که ابزارهاي عقلاني علم هرمنوتيک براي تفسير رفتار انسان و تاريخ نيز مناسب است. در اين راستا اصطلاح فهم روش خاصي براي اين رويکرد بوجود آورده است. متفکر به کمک فهم ترغيب مي شود تا ساختار زنده معاني و انگيزه هاي فاعل تاريخي را از ديد خود او درک کند. هايدگر، گادامر، ريکور و فوکو انديشمنداني هستند که اين شاخه از تفسير تاريخ را قوام بخشيده اند. اين سنت، فلسفه تاريخ را از ديدگاه معنا و زبان مورد بررسي قرار مي دهد و دانش تاريخي را ساخته تفسير رفتار و تجربه معنادار انسان مي داند. در نگاه اين مورخان بايد وقايع تاريخ را به اميد کشف ارتباط معنا و کنش نمادين رفتار انسان بررسي کنند.
سنت هرمنوتيک در اواسط قرن بيستم يک چرخش جديد و مهم در طريق خود داشت. فيلسوفان اين دوره سعي کردند معنايي براي تحولات تاريخي جديد مانند جنگ، دشمني هاي قومي و ملي، هولوکاست و ... پيدا کنند. اين تحولات دلخراش به وقايع تکان دهنده نيمه اول قرن بيست انجاميد. مسئله اين رويکرد را شايد بتوان «تاريخ همچون يادآوري» نام نهاد. عوامل اين شاخه از ميان فلسفه هاي اروپايي قرن بيستم مانند اگزيستانسياليسم و مارکسيسم برخواسته بودند و جستجوي معناي واقعه هولوکاست آنها را متاثر کرده بود. در اين راه فيلسوفي مانند پل ريکور بين حافظه شخصي، حافظه فرهنگي و تاريخ نسبت مستقيمي قائل شد. دومينيک لاکاپرا از امکانات تئوري تفسير و تئوري نقد در توجه خود به بازنمايي هولوکاست استفاده کرد. ديگر افراد به دنبال تاکيد بر تواريخ محلي در ساخت و تفسير گذشته مفهوم «ما» بودند. مثلا ميخائيل کامن در بررسي عمومي جنگ داخلي آمريکا درگير اين موضوع است. حفظ و بازنمايي گذشته در صورتبندي هويت يک نسل يا يک ملت نقشي کليدي دارد. از اين طريق بسياري از فلاسفه قرن بيست به ساختار ذاتي حافظه ملي که در سخن تاريخي هر جامعه اي نهفته است، توجه کرده اند. اگر چه کالينگوود هيچ وقت به تبار فلسفه قاره اي نپيوست اما در فلسفه تاريخ خود وارد چارچوب کلي فلسفه تاريخ هرمنوتيکي شد، زيرا چگونگي تعيين محتواي تاريخ پرسش اصلي انديشه اوست. او تاريخ را متشکل از رفتارهاي انساني مي داند، رفتارهايي که نتيجه سبک و سنگين کردن و انتخاب هستند. بنابرين مورخان بايد وقايع تاريخي را «از درون» تشريح کنند. اين کار آنها يعني بازسازي جريان فکري پديدآورندگان وقايع تاريخي.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅فلسفه تاریخ
🔹رويکرد تاويلي به تاريخ
شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي توجه است. اين سنت برآمده از سنت تفسير مدرسي کتاب مقدس است. اساتيد علم هرمنوتيک به هسته نمادين و زباني تعاملات انساني توجه دارند و معتقدند فن تفسير متون مي تواند رفتارها و دستاوردهاي نمادين انسان را تفسير کند. ويلهلم ديلتاي معتقد بود علوم انساني ذاتاً با علوم طبيعي متفاوت است زيرا اولي رفتارهاي بامعناي انساني را بررسي مي کند و دومي در شرح علّي وقايع طبيعي مي کوشد. رفتار معنادار و عمل نمادين سازنده زندگي انسان هستند. ديلتاي معتقد است که ابزارهاي عقلاني علم هرمنوتيک براي تفسير رفتار انسان و تاريخ نيز مناسب است. در اين راستا اصطلاح فهم روش خاصي براي اين رويکرد بوجود آورده است. متفکر به کمک فهم ترغيب مي شود تا ساختار زنده معاني و انگيزه هاي فاعل تاريخي را از ديد خود او درک کند. هايدگر، گادامر، ريکور و فوکو انديشمنداني هستند که اين شاخه از تفسير تاريخ را قوام بخشيده اند. اين سنت، فلسفه تاريخ را از ديدگاه معنا و زبان مورد بررسي قرار مي دهد و دانش تاريخي را ساخته تفسير رفتار و تجربه معنادار انسان مي داند. در نگاه اين مورخان بايد وقايع تاريخ را به اميد کشف ارتباط معنا و کنش نمادين رفتار انسان بررسي کنند.
سنت هرمنوتيک در اواسط قرن بيستم يک چرخش جديد و مهم در طريق خود داشت. فيلسوفان اين دوره سعي کردند معنايي براي تحولات تاريخي جديد مانند جنگ، دشمني هاي قومي و ملي، هولوکاست و ... پيدا کنند. اين تحولات دلخراش به وقايع تکان دهنده نيمه اول قرن بيست انجاميد. مسئله اين رويکرد را شايد بتوان «تاريخ همچون يادآوري» نام نهاد. عوامل اين شاخه از ميان فلسفه هاي اروپايي قرن بيستم مانند اگزيستانسياليسم و مارکسيسم برخواسته بودند و جستجوي معناي واقعه هولوکاست آنها را متاثر کرده بود. در اين راه فيلسوفي مانند پل ريکور بين حافظه شخصي، حافظه فرهنگي و تاريخ نسبت مستقيمي قائل شد. دومينيک لاکاپرا از امکانات تئوري تفسير و تئوري نقد در توجه خود به بازنمايي هولوکاست استفاده کرد. ديگر افراد به دنبال تاکيد بر تواريخ محلي در ساخت و تفسير گذشته مفهوم «ما» بودند. مثلا ميخائيل کامن در بررسي عمومي جنگ داخلي آمريکا درگير اين موضوع است. حفظ و بازنمايي گذشته در صورتبندي هويت يک نسل يا يک ملت نقشي کليدي دارد. از اين طريق بسياري از فلاسفه قرن بيست به ساختار ذاتي حافظه ملي که در سخن تاريخي هر جامعه اي نهفته است، توجه کرده اند. اگر چه کالينگوود هيچ وقت به تبار فلسفه قاره اي نپيوست اما در فلسفه تاريخ خود وارد چارچوب کلي فلسفه تاريخ هرمنوتيکي شد، زيرا چگونگي تعيين محتواي تاريخ پرسش اصلي انديشه اوست. او تاريخ را متشکل از رفتارهاي انساني مي داند، رفتارهايي که نتيجه سبک و سنگين کردن و انتخاب هستند. بنابرين مورخان بايد وقايع تاريخي را «از درون» تشريح کنند. اين کار آنها يعني بازسازي جريان فکري پديدآورندگان وقايع تاريخي.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅فرمان عزل مصدق یا تیر خلاص به مشروطیت؟
✍️ مهدی معتمدیمهر
🔹«نوپهلویطلبها» با نادیدهگرفتن متعمدانه اصل بنیادین «مشروطه» و فروکاستن معنای «حاکمیت نظام قانون اساسی» یا به عبارتی موجزتر، «حاکمیت قانون» به مثابه تنها ترجمان دقیق از [CONSTITUTION ] به نوعی حکومت پادشاهی و بهمنظور سرپوشگذاشتن بر ننگ همکاری با سرویسهای امنیتی و نظامی بیگانگان اصرار دارند که ۲۸ مرداد، در واکنش به عدول مصدق از قانون اساسی مشروطه، انحلال مجلس هفدهم و در چارچوب اختیارات سلطنت تحقق یافت.
🔹«انقلاب مشروطه» در خلاء اتفاق نیافتاد و رویدادی منحصر به ایران نبود و بلکه در ادامه مختصات فکری و حقوقی عصر جدید و اقتضائات تردیدناپذیر مدرنیته در جهان رخ داد و در پرتو خردگرایی و آگاهیهای ناشی از تحولات کیفی دوران رنسانس در حوزههای بازرگانی، فلسفی، رشد صنعتی و فراگیرشدن سرمایهداری، محقق شد.
🔹قانون اساسی، مهمترین میثاق میان هر ملت با حکومت محسوب میشود. با عنایت به قاعده «العقود، تابعه للمقصود» که در فقه امامیه نیز تایید شده است، اصول و قواعد کلی حاکم بر هر قانون اساسی، زمینه فهم همهجانبه و دقیق آن را فراهم میآورد. اصل هفتم متمم قانون اساسی مشروطه بهصراحت بیان میکند که «اساس مشروطیت، جزئاً و کلاً تعطیلبردار نیست.»
🔹تسری دادن حق انحلال مجلسین به عزل نخستوزیر، نوعی قیاس است که ابتناء بر تفسیر موسع از قانون دارد و بنا بر اصول و قواعد کلی حقوق ایران و فقه امامیه مردود است و دوم آن که زمانی که متاثر از وقایع نهم اسفند ۱۳۳۱، هیات هشت نفره مرضیالطرفین مرکب از نمایندگان مورد وثوق شاه و مصدق تشکیل میشود و تفسیر دمکراتیک دکتر مصدق از قانون اساسی در حوزه اختیارات محدود شاه را میپذیرد و حتی شخص شاه نیز اعلام میکند که این تفسیر به روح قانون اساسی نزدیکتر است، ماهیت سیاسی عزم شاه بر عزل مصدق در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و عدول از موازین قانونی آشکار میشود.
🔹اصل ۴۵ متمم قانون اساسی مشروطه صراحت دارد که قابلیت اجرایی فرامین پادشاه، منوط و مشروط به امضای وزیر مربوطه است و اصل ۶۴ همان قانون مقرر میدارد که: «وزرا نمیتوانند احکام شفاهی یا کتبی پادشاه را مستمسک قرار داده و از خودشان سلب مسئولیت کنند. مفهوم این اصول، هیچ اقتضایی ندارد؛ مگر اعلام بیاعتباری هرگونه تمایلات مقام سلطنت به هر نحو از اعمال حکومت و از همین روست که مصدق، صدور و ابلاغ دستور کتبی شاه مبنی بر حکم خلع وی از مقام نخستوزیری را نمیپذیرد و فاقد وجاهت قانونی میداند.
🔹برخی تاریخنگاران یا حقوقدانان فرمالیست میگویند که اگرچه انحلال مجلس در نظامهای پارلمانی امری معمول است، اما در گام نخست، رییس دولت باید استعفا دهد و بعد، مجلس را منحل کند. این ادعا، با رویه سیاسی رایج در سایر دولتهای مشروطه و نظامهای پارلمانی نیز ناسازگار است و منجر به هرج و مرج و بیدولتی میشود. درست است که نخستوزیر، مشروعیت خود را از مجلس میگیرد، اما در شرایط اضطراری پیشبینی شده در قانون که دولت، مجلس را منحل میکند، نه تنها مجاز به استعفا نیست و بلکه ملزم به برگزاری «انتخابات زودهنگام» است و مجلس بعدی، محق و موظف است که نخستوزیر را خلع یا ابقا کند.
🔹به موجب قانون تمدید اختیارات شش ماهه به نخستوزیر که مصوب مجلس هفدهم بوده و به توشیح شاه نیز رسیده بود، این اختیارات فوقالعاده تا ۳۰ دی ۱۳۳۲ اعتبار قانونی داشت و بر همین اساس، نه تنها شخص پادشاه، بلکه مجلس شورای ملی نیز از حق استیضاح یا عزل نخستوزیر در مرداد ۱۳۳۲ برخوردار نبوده است.
🔹معنای «قیام ملی» کاملا مشخص و بر شاخص حمایت و حضور مردم استوار است. در قیام ۳۰ تیر، این حضور بهوضوح دیده میشود. طرفداران نظریه «قیام ملی» وظیفه دارند مشخص کنند که اگر ۲۸ مرداد را کودتا ندانسته و قیام تلقی میکنند، شاه چه نیازی به مداخله خارجی، توطئه در ارتش و قتل رئیس شهربانی دولت مصدق داشت؟ کدام طیف از اجتماعات مردمی در ۲۸ مرداد در حمایت از شاه و علیه مصدق قیام کردند؟ آیا همکاری سرویسهای امنیتی دولتهای آمریکا و انگلستان و آشوبطلبیهای چماقداران و لمپنهای پایتخت،کمترین حکایتی از حمایت مردمی را روایت میکنند؟ در سایر شهرهای ایران نیز، کدام تجمع مردمی و مستقل از دربار در روز ۲۸ مرداد در حمایت از شاه پدید آمد؟
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://bit.ly/3Kn8Kw9
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍️ مهدی معتمدیمهر
🔹«نوپهلویطلبها» با نادیدهگرفتن متعمدانه اصل بنیادین «مشروطه» و فروکاستن معنای «حاکمیت نظام قانون اساسی» یا به عبارتی موجزتر، «حاکمیت قانون» به مثابه تنها ترجمان دقیق از [CONSTITUTION ] به نوعی حکومت پادشاهی و بهمنظور سرپوشگذاشتن بر ننگ همکاری با سرویسهای امنیتی و نظامی بیگانگان اصرار دارند که ۲۸ مرداد، در واکنش به عدول مصدق از قانون اساسی مشروطه، انحلال مجلس هفدهم و در چارچوب اختیارات سلطنت تحقق یافت.
🔹«انقلاب مشروطه» در خلاء اتفاق نیافتاد و رویدادی منحصر به ایران نبود و بلکه در ادامه مختصات فکری و حقوقی عصر جدید و اقتضائات تردیدناپذیر مدرنیته در جهان رخ داد و در پرتو خردگرایی و آگاهیهای ناشی از تحولات کیفی دوران رنسانس در حوزههای بازرگانی، فلسفی، رشد صنعتی و فراگیرشدن سرمایهداری، محقق شد.
🔹قانون اساسی، مهمترین میثاق میان هر ملت با حکومت محسوب میشود. با عنایت به قاعده «العقود، تابعه للمقصود» که در فقه امامیه نیز تایید شده است، اصول و قواعد کلی حاکم بر هر قانون اساسی، زمینه فهم همهجانبه و دقیق آن را فراهم میآورد. اصل هفتم متمم قانون اساسی مشروطه بهصراحت بیان میکند که «اساس مشروطیت، جزئاً و کلاً تعطیلبردار نیست.»
🔹تسری دادن حق انحلال مجلسین به عزل نخستوزیر، نوعی قیاس است که ابتناء بر تفسیر موسع از قانون دارد و بنا بر اصول و قواعد کلی حقوق ایران و فقه امامیه مردود است و دوم آن که زمانی که متاثر از وقایع نهم اسفند ۱۳۳۱، هیات هشت نفره مرضیالطرفین مرکب از نمایندگان مورد وثوق شاه و مصدق تشکیل میشود و تفسیر دمکراتیک دکتر مصدق از قانون اساسی در حوزه اختیارات محدود شاه را میپذیرد و حتی شخص شاه نیز اعلام میکند که این تفسیر به روح قانون اساسی نزدیکتر است، ماهیت سیاسی عزم شاه بر عزل مصدق در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و عدول از موازین قانونی آشکار میشود.
🔹اصل ۴۵ متمم قانون اساسی مشروطه صراحت دارد که قابلیت اجرایی فرامین پادشاه، منوط و مشروط به امضای وزیر مربوطه است و اصل ۶۴ همان قانون مقرر میدارد که: «وزرا نمیتوانند احکام شفاهی یا کتبی پادشاه را مستمسک قرار داده و از خودشان سلب مسئولیت کنند. مفهوم این اصول، هیچ اقتضایی ندارد؛ مگر اعلام بیاعتباری هرگونه تمایلات مقام سلطنت به هر نحو از اعمال حکومت و از همین روست که مصدق، صدور و ابلاغ دستور کتبی شاه مبنی بر حکم خلع وی از مقام نخستوزیری را نمیپذیرد و فاقد وجاهت قانونی میداند.
🔹برخی تاریخنگاران یا حقوقدانان فرمالیست میگویند که اگرچه انحلال مجلس در نظامهای پارلمانی امری معمول است، اما در گام نخست، رییس دولت باید استعفا دهد و بعد، مجلس را منحل کند. این ادعا، با رویه سیاسی رایج در سایر دولتهای مشروطه و نظامهای پارلمانی نیز ناسازگار است و منجر به هرج و مرج و بیدولتی میشود. درست است که نخستوزیر، مشروعیت خود را از مجلس میگیرد، اما در شرایط اضطراری پیشبینی شده در قانون که دولت، مجلس را منحل میکند، نه تنها مجاز به استعفا نیست و بلکه ملزم به برگزاری «انتخابات زودهنگام» است و مجلس بعدی، محق و موظف است که نخستوزیر را خلع یا ابقا کند.
🔹به موجب قانون تمدید اختیارات شش ماهه به نخستوزیر که مصوب مجلس هفدهم بوده و به توشیح شاه نیز رسیده بود، این اختیارات فوقالعاده تا ۳۰ دی ۱۳۳۲ اعتبار قانونی داشت و بر همین اساس، نه تنها شخص پادشاه، بلکه مجلس شورای ملی نیز از حق استیضاح یا عزل نخستوزیر در مرداد ۱۳۳۲ برخوردار نبوده است.
🔹معنای «قیام ملی» کاملا مشخص و بر شاخص حمایت و حضور مردم استوار است. در قیام ۳۰ تیر، این حضور بهوضوح دیده میشود. طرفداران نظریه «قیام ملی» وظیفه دارند مشخص کنند که اگر ۲۸ مرداد را کودتا ندانسته و قیام تلقی میکنند، شاه چه نیازی به مداخله خارجی، توطئه در ارتش و قتل رئیس شهربانی دولت مصدق داشت؟ کدام طیف از اجتماعات مردمی در ۲۸ مرداد در حمایت از شاه و علیه مصدق قیام کردند؟ آیا همکاری سرویسهای امنیتی دولتهای آمریکا و انگلستان و آشوبطلبیهای چماقداران و لمپنهای پایتخت،کمترین حکایتی از حمایت مردمی را روایت میکنند؟ در سایر شهرهای ایران نیز، کدام تجمع مردمی و مستقل از دربار در روز ۲۸ مرداد در حمایت از شاه پدید آمد؟
📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://bit.ly/3Kn8Kw9
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegraph
فرمان عزل مصدق یا تیر خلاص به مشروطیت؟
طرفداران بازگشت سلطنت اعم از برخی مشروطهخواهان و نوپهلویطلبها با سوءاستفاده از بحرانهای دامنهدار چهار دهه گذشته و با بهرهگیری از فرصتها و پشتیبانیهای مالی و سیاسی و رسانهای که نومحافظهکاران آمریکایی و دولتهای راستگرای اسراییل و عربستان سعودی به…
👍3
این تصویر واقعا زیباست...
عکاس عجب زاویه ای و عجب زمانی برا عکس گرفتن انتخاب کرده...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
عکاس عجب زاویه ای و عجب زمانی برا عکس گرفتن انتخاب کرده...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍5🔥2
🌲🌲🌲🌲🌲
انسان به نسبت چیزهایی که می تواند چشم پوشی کند ثروتمند است..
#هنری_دیوید_ثرو
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
انسان به نسبت چیزهایی که می تواند چشم پوشی کند ثروتمند است..
#هنری_دیوید_ثرو
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅مجالس بزم و نقش زنان روسپی در زمان شاه سلیمان صفوی
قسمت اول
✍علی جلالپور
بدون تردید رفتار پادشاهان تأثیر بسیار شگرفی در تحوّلات هر کشور خواهد گذاشت. یکی از اعمال و رفتار حاکمان که خیلی مؤثر بوده و در طول زمان و به هنگام صلح و آرامش تغییر ماهیت داده است مربوط به تشکیل حرمسراها و عیاشی و توسعهی فساد آنان در جامعه میباشد. گرایش پادشاهان صفوی نسبت به تشکیل حرمسراها از همان زمان شاه اسماعیل اول پایه گذاری گردید و در زمان شاه تهماسب اول تثبیت و سپس توسعه یافت. شاه تهماسب بیش از یک دهه از عمر خود را در حرمسرا گذرانید و توجّهی به حوادث پیرامونش نداشت و زمام امور را به اشخاص خودسر سپرد و زمینهی فروپاشی و اضمحلال دولت صفوی را با عدم تدبیر خود مهیّا ساخت. همان گونه که قبلاً اشاره گردید حرمسراها علاوه بر نقش ارضای امیال و خوشگذرانی شاهان به عنوان کانون فعالیّتهای سیاسی نیز مطرح بودهاند و سرنوشت و حیات و ممات اغلب پادشاهان صفوی در این اماکن رقم خورده است. بعد از فوت شاه تهماسب اول تمام توطئه و برنامه ریزی امور حکومت در حرمسرا شکل گرفت و با طرّاحی پری خان خانم؛ شاهزادهی زندانی قلعهی قهقهه به پادشاهی رسید. شاه اسماعیل ثانی بعد از استقرار دوام و تحکیم حکومت خود را در کشتار شاهزادگان و عیاشی با امردی چون حسن بیک حلواچی یافت و سپس شاه عباس اول نیز علاوه بر قتل رقیبان و فرزندان، محصور ساختن شاهزادگان و پرورش آنان را در حرمسرا به اجرا گزارد که نتیجهاش به اضمحلال و نابودی حکومت صفوی انجامید. اعمال و رفتار پادشاهانی چون شاه سلیمان و شاه سلطان حسین نسبت به توسعهی حرمسراها دور از انتظار نیست؛ زیرا محصولات چنان محیطی هرگز قادر به جدایی و رهایی از آفات حرمسرا و چاپلوسان نخواهند بود. در تکمیل و توسعهی حرمسراها تنها شخص پادشاه نقش نداشته بلکه حاکمان محلی نیز با آگاهی از نقطه ضعف حاکم بزرگ و اعطای خدمات جنسی در اقدامات او شریک بودهاند. سفیر پرتقال به نام فیدالگو که در سال 1697 وارد اصفهان گردید در باره تعداد زنان شاه سلطان حسین مینویسد: «.... مهماندار با اطمینان به من گفت که همراه پادشاه در شکارگاه بیش از پانصد زن بوده است و تعداد بسیاری از زنان دربار در حرم در قصر شهری ماندهاند.»[1]
[1] - گزارش سفیر کشور پرتغال در دربار شاه سلطان حسین صفوی، ترجمه از زبان پرتغالی و حواشی از ژان اوبن، ترجمه پروین حکمت، انتشارات دانشگاه تهران، 1357، ص 53
🔹آینه عیب نما
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
قسمت اول
✍علی جلالپور
بدون تردید رفتار پادشاهان تأثیر بسیار شگرفی در تحوّلات هر کشور خواهد گذاشت. یکی از اعمال و رفتار حاکمان که خیلی مؤثر بوده و در طول زمان و به هنگام صلح و آرامش تغییر ماهیت داده است مربوط به تشکیل حرمسراها و عیاشی و توسعهی فساد آنان در جامعه میباشد. گرایش پادشاهان صفوی نسبت به تشکیل حرمسراها از همان زمان شاه اسماعیل اول پایه گذاری گردید و در زمان شاه تهماسب اول تثبیت و سپس توسعه یافت. شاه تهماسب بیش از یک دهه از عمر خود را در حرمسرا گذرانید و توجّهی به حوادث پیرامونش نداشت و زمام امور را به اشخاص خودسر سپرد و زمینهی فروپاشی و اضمحلال دولت صفوی را با عدم تدبیر خود مهیّا ساخت. همان گونه که قبلاً اشاره گردید حرمسراها علاوه بر نقش ارضای امیال و خوشگذرانی شاهان به عنوان کانون فعالیّتهای سیاسی نیز مطرح بودهاند و سرنوشت و حیات و ممات اغلب پادشاهان صفوی در این اماکن رقم خورده است. بعد از فوت شاه تهماسب اول تمام توطئه و برنامه ریزی امور حکومت در حرمسرا شکل گرفت و با طرّاحی پری خان خانم؛ شاهزادهی زندانی قلعهی قهقهه به پادشاهی رسید. شاه اسماعیل ثانی بعد از استقرار دوام و تحکیم حکومت خود را در کشتار شاهزادگان و عیاشی با امردی چون حسن بیک حلواچی یافت و سپس شاه عباس اول نیز علاوه بر قتل رقیبان و فرزندان، محصور ساختن شاهزادگان و پرورش آنان را در حرمسرا به اجرا گزارد که نتیجهاش به اضمحلال و نابودی حکومت صفوی انجامید. اعمال و رفتار پادشاهانی چون شاه سلیمان و شاه سلطان حسین نسبت به توسعهی حرمسراها دور از انتظار نیست؛ زیرا محصولات چنان محیطی هرگز قادر به جدایی و رهایی از آفات حرمسرا و چاپلوسان نخواهند بود. در تکمیل و توسعهی حرمسراها تنها شخص پادشاه نقش نداشته بلکه حاکمان محلی نیز با آگاهی از نقطه ضعف حاکم بزرگ و اعطای خدمات جنسی در اقدامات او شریک بودهاند. سفیر پرتقال به نام فیدالگو که در سال 1697 وارد اصفهان گردید در باره تعداد زنان شاه سلطان حسین مینویسد: «.... مهماندار با اطمینان به من گفت که همراه پادشاه در شکارگاه بیش از پانصد زن بوده است و تعداد بسیاری از زنان دربار در حرم در قصر شهری ماندهاند.»[1]
[1] - گزارش سفیر کشور پرتغال در دربار شاه سلطان حسین صفوی، ترجمه از زبان پرتغالی و حواشی از ژان اوبن، ترجمه پروین حکمت، انتشارات دانشگاه تهران، 1357، ص 53
🔹آینه عیب نما
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅روزی که نام خانوادگی اجباری شد...
۳۰ مرداد روز ثبت نام خانوادگی در ایران است. ۳۰ مرداد ۱۳۱۳ ثبت نامخانوادگی در ایران اجباری شد. در این دوره بیشتر نامهای خانوادگی بر اساس مکان زندگی، حرفه، ویژگی فیزیکی یا شهرت سرپرست خانواده انتخاب میشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۳۰ مرداد روز ثبت نام خانوادگی در ایران است. ۳۰ مرداد ۱۳۱۳ ثبت نامخانوادگی در ایران اجباری شد. در این دوره بیشتر نامهای خانوادگی بر اساس مکان زندگی، حرفه، ویژگی فیزیکی یا شهرت سرپرست خانواده انتخاب میشد.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from تاریخ و دیالوگ
⁉️ کدام روایت کلاسیک از کودتای ۲۸ مرداد را به واقعیت نزدیکتر میدانید؟
Anonymous Poll
7%
روایت اسلامگرایان (موافق کودتا؛ فرصتی برای بازگشت به اصول دین و قانون اسلام فراهم آورد)
4%
روایت چپ ها (یک ضربه به حرکت توده های ایران با توطئه سرمایهداران داخلی و خارجی بود)
38%
روایت ملی ها (اتحاد دربار، خارجیها، روحانیون و مزدوران، زمینه ساز کودتا بود)
20%
روایت پادشاهی خواهان (قیامی ملی و نتیجه خیانت مصدق و واکنش قانونی شاه برای نجات کشور از بحران بود)
12%
روایت آمریکایی ها (برای حفظ منافع جهانی آمریکا لازم بود. ایران از تهدید کمونیسم نجات پیدا کرد)
2%
روایت انگلیسی ها (ایران به واسطه فعالیت های نفتی بریتانیا آباد شده بود و مصدق طمع ورزی کرد)
17%
دیگر موارد(در کامنت ها توضیح دهید) |یا| فقط مشاهده نتایج
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
بخش۸ ✅فلسفه تاریخ 🔹رويکرد تاويلي به تاريخ شاخه مهم ديگري از فلسفه تاريخ قاره اي، علم هرمنوتيک – علم تفسير متون- را در تفسير تاريخ سرلوحه کار خود قرار داده است. اين رويکرد معناي عمل و مقصود انسانها در تاريخ را مورد توجه قرار مي دهد و به کليت هاي تاريخي بي…
بخش۹
✅فلسفه تاریخ
🔹فلسفه انگليسي- آمريکايي تاريخ
سنت تجربي و انگليسي- آمريکايي فلسفه همواره نگاهي گذرا به تاريخ داشته است. فيلسوفان اين حوزه از سئوالات فلسفه تاريخ نظري کناره گرفته و در عوض به سئوالاتي در مورد منطق و معرفت شناسي دانش تاريخي روي آورده اند. سئوال اصلي در نزد آنها چنين است: «خصوصيات منطقي و معرفتي دانش تاريخي و تبيين آن چيست؟»
تجربه گرايي هيوم سر نخهاي مشخصي براي همه موضوعات فلسفه انگليسي- آمريکايي باقي گذاشته است. اين تاثير شامل تفسير رفتار انسان و علوم انساني نيز مي شود. هيوم کتاب مفصل و پر محتوايي در مورد تاريخ انگلستان نوشته است. تفسير او از تاريخ بر اساس تحليل رفتارها و انگيزه ها و علل عادي بنا شده و هيچ رابطه اي با تفاسير ديني تاريخ ندارد. نگاه فلسفي او به تاريخ بر پايه اين ايده است که شرح گذشته مي تواند بر فرض وجود ماهيت انساني ثابت تکيه کند.
رويکرد انگليسي- آمريکايي در فلسفه تاريخ در ميانه قرن بيست با ظهور «فلسفه تاريخ تحليلي» دوباره زنده شد. عوامل اين بازنمايي دراي، دانتو و گاردنر هستند. اين رويکرد از روشها و امکانات فلسفه تحليلي در توضيحات تاريخي و دانش تاريخي استفاده مي کند. مسئله مورد توجه در اينجا ويژگيهاي دانش تاريخي است، يعني ما چگونه واقعيتهايي در مورد تاريخ را مي شناسيم؟ يک تحليل خوب تاريخي از چه مواردي تشکيل شده است؟ آيا اين تحليل نيازمند استفاده از قوانين کلي است و آيا دانش تاريخي با کمک شواهد تاريخي موجود بدست مي آيد؟ فيلسوفان تحليلي بر تجربي و علمي بودن تاريخ تاکيد مي کنند و سعي دارند اين ديدگاه را با روشهاي علمي مخصوص علوم طبيعي ثابت کنند.
فيلسوفان تحليلي مشاهده غيرتجربي را در بررسي ساختار جهاننامعتبر مي دانند. نظر آنها درباره تاريخ نيز چنين است. به نظر آنها عقل فلسفي به نفسه نمي تواند منشاء دانش حقيقي درباره ماهيت جهان باشد، اين عقل همچنين در بررسي امور تاريخي مانند سلسله وقايع، اعمال، دولتها، طبقات، امپراطوري ها، بلاها و پيروزي ها، ناکارامد است. دانش اساسي در مورد جهان در انحصار نگاه تجربي و تحليل منطقي است، به همين دليل فيلسوفان تحليلي تاريخ درباره معنا و ساختار تاريخ که قبلا مطرح شد، کنجکاو نيستند. از طرف ديگر فيلسوفان حوضه نظري فلسفه تاريخ کاملا به قدرت تفکر فلسفي براي درک و فهم بنيادين تاريخ اطمينان داشته و در مقابل رويکرد تجربي و مفهومي صرف مقاومت مي کنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅فلسفه تاریخ
🔹فلسفه انگليسي- آمريکايي تاريخ
سنت تجربي و انگليسي- آمريکايي فلسفه همواره نگاهي گذرا به تاريخ داشته است. فيلسوفان اين حوزه از سئوالات فلسفه تاريخ نظري کناره گرفته و در عوض به سئوالاتي در مورد منطق و معرفت شناسي دانش تاريخي روي آورده اند. سئوال اصلي در نزد آنها چنين است: «خصوصيات منطقي و معرفتي دانش تاريخي و تبيين آن چيست؟»
تجربه گرايي هيوم سر نخهاي مشخصي براي همه موضوعات فلسفه انگليسي- آمريکايي باقي گذاشته است. اين تاثير شامل تفسير رفتار انسان و علوم انساني نيز مي شود. هيوم کتاب مفصل و پر محتوايي در مورد تاريخ انگلستان نوشته است. تفسير او از تاريخ بر اساس تحليل رفتارها و انگيزه ها و علل عادي بنا شده و هيچ رابطه اي با تفاسير ديني تاريخ ندارد. نگاه فلسفي او به تاريخ بر پايه اين ايده است که شرح گذشته مي تواند بر فرض وجود ماهيت انساني ثابت تکيه کند.
رويکرد انگليسي- آمريکايي در فلسفه تاريخ در ميانه قرن بيست با ظهور «فلسفه تاريخ تحليلي» دوباره زنده شد. عوامل اين بازنمايي دراي، دانتو و گاردنر هستند. اين رويکرد از روشها و امکانات فلسفه تحليلي در توضيحات تاريخي و دانش تاريخي استفاده مي کند. مسئله مورد توجه در اينجا ويژگيهاي دانش تاريخي است، يعني ما چگونه واقعيتهايي در مورد تاريخ را مي شناسيم؟ يک تحليل خوب تاريخي از چه مواردي تشکيل شده است؟ آيا اين تحليل نيازمند استفاده از قوانين کلي است و آيا دانش تاريخي با کمک شواهد تاريخي موجود بدست مي آيد؟ فيلسوفان تحليلي بر تجربي و علمي بودن تاريخ تاکيد مي کنند و سعي دارند اين ديدگاه را با روشهاي علمي مخصوص علوم طبيعي ثابت کنند.
فيلسوفان تحليلي مشاهده غيرتجربي را در بررسي ساختار جهاننامعتبر مي دانند. نظر آنها درباره تاريخ نيز چنين است. به نظر آنها عقل فلسفي به نفسه نمي تواند منشاء دانش حقيقي درباره ماهيت جهان باشد، اين عقل همچنين در بررسي امور تاريخي مانند سلسله وقايع، اعمال، دولتها، طبقات، امپراطوري ها، بلاها و پيروزي ها، ناکارامد است. دانش اساسي در مورد جهان در انحصار نگاه تجربي و تحليل منطقي است، به همين دليل فيلسوفان تحليلي تاريخ درباره معنا و ساختار تاريخ که قبلا مطرح شد، کنجکاو نيستند. از طرف ديگر فيلسوفان حوضه نظري فلسفه تاريخ کاملا به قدرت تفکر فلسفي براي درک و فهم بنيادين تاريخ اطمينان داشته و در مقابل رويکرد تجربي و مفهومي صرف مقاومت مي کنند.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
🌲🌲🌲🌲🌲
هستی تان را به تمامی زندگی کنید،
و بعد از آن بمیرید...
هیچ زندگی نازیسته ای پشت سر نگذارید.
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هستی تان را به تمامی زندگی کنید،
و بعد از آن بمیرید...
هیچ زندگی نازیسته ای پشت سر نگذارید.
#نیچه
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏1
Forwarded from بشکن Beshkan
PsiphonAndroid.apk
9.9 MB
Forwarded from اصفهان خبر
📍زنانِ ایرانی اجازه حضور در استادیومهایِ فوتبال را ندارند اما مهدیِ تاج، رئیسِ فدراسیونِ فوتبال ، از نزدیک فینالِ جامِ جهانیِ فوتبالِ زنان را در استرالیا تماشا کرد.
همینقدر کمدی!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
همینقدر کمدی!
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
👍1
✅درخت آرزوها را هم قطع کردند...!!!
تصاویر و گزارشهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی نشان میدهد درخت مشهور به «تکدرخت آرزوها» در بازار وکیل شیراز که از جمله جاذبههای گردشگری این شهر شده بود، به دلیل آنکه به محل و سوژه عکاسی برای شهروندان تبدیل شده بود، قطع شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تصاویر و گزارشهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی نشان میدهد درخت مشهور به «تکدرخت آرزوها» در بازار وکیل شیراز که از جمله جاذبههای گردشگری این شهر شده بود، به دلیل آنکه به محل و سوژه عکاسی برای شهروندان تبدیل شده بود، قطع شده است.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
😡1