Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلمی که نشان می دهد که نیروهای گروهک طالبان امروز برجکهای پاسگاه مرزبانان ایرانی را محاصره کرده اند/ صابریننیوز
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
😡3👍1
Forwarded from کمیته ضدجنگ و تحریم 🇮🇷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جواب قاطعانه کارشناس آفریقایی به مجری BBC:
کشور شما انگلیس چقدر در جرائم جنگ عراق مقصر بود؟مقامات شما دستگیر شدند؟ شما از حل مسئله اوکراین اجتناب میکنید. بلر در جنگ عراق ادعا کرد که در این کشور تسلیحات کشتار جمعی وجود دارد، ۱ میلیون در عراق و افغانستان کشته شدند و سلاح پیدا نشد!
🚫@NowarNosanctions🚫
کشور شما انگلیس چقدر در جرائم جنگ عراق مقصر بود؟مقامات شما دستگیر شدند؟ شما از حل مسئله اوکراین اجتناب میکنید. بلر در جنگ عراق ادعا کرد که در این کشور تسلیحات کشتار جمعی وجود دارد، ۱ میلیون در عراق و افغانستان کشته شدند و سلاح پیدا نشد!
🚫@NowarNosanctions🚫
✅قتل امامقلی خان به روایت دکتر نصرالله فلسفی
دکتر نصرالله فلسفی در مورد قتل امامقلی خان مینویسد: «یکی از مردان بزرگی که به فرمان شاه صفی کشته شد امامقلی خان امیرالاامرا و خاندان بزرگ فارس بود و علت دستور آن بود که مردم یکی از پسران او را پسر شاه عباس بزرگ میدانستند؛ زیرا شاه عباس یکی از زنان حرم خود را به امامقلی خان بخشیده بود و آن زن هنگامی که به خانهی خان فارس رفت آبستن بود و پس از شش ماه پسری آورد که فرزند وی معرّفی شد. این پسر صفی قلی خان نام داشت و پس از مرگ شاه عباس، چون شاه صفی همهی فرزندان و نوادگان او را کشت، از وجود وی نیز آرام نداشت و از بیم آن که مبادا روزی امامقلی خان او را در فارس به سلطنت بردارد و با قوای آماده و مجهزّ خود به اصفهان تازد مصمم شد که خان فارس را با همهی فرزندان و نزدیکانش نابود کند. بدخواهان و دشمنان امامقلی خان و مخصوصاً مادر شاه صفی نیز او را به این کار تحریض میکردند و از اعتبار و قدرت و محبوبیتی که خان فارس در میان مردم ایران داشت برحذر میداشتند. شاه صفی از آغاز سلطنت برای برانداختن خاندان امامقلی خان بهانهای میجست، ولی چون خان فارس هرگز به کاری که نشانهی اندک خودسری و نفاقی باشد دست نمیزد و همواره فرمانبردار و آماده خدمت بود. شاه نیز جز صبوری چارهای نداشت. سرانجام امامقلی خان را با حیله به اصفهان فراخواند. امامقلی خان از رفتن به اصفهان عذر خواست، ولی چون شاه صفی در آن باره اصرار کرد ناچار اول صفی قلی خان را به دربار فرستاد و سپس خود با دو پسر دیگر از دنبال او به سوی پایتخت حرکت کرد. یکی از معاصران شاه صفی مینویسد که چون امامقلی خان آمادهی حرکت شد پسرش صفی قلی خان به او گفت پدر ما به پای خود به قتلگاه میرویم. خان جواب داد شاید حق با تو باشد اما من تا امروز هرگز بر پادشاه خود یاغی نشده و از اطاعت فرمانی سرپیچی نکردهام تا دم مرگ نیز مطیع فرمان او خواهم بود. امامقلی خان و پسرانش در ماه جمادیالاول سال 1042 در قزوین به اردوی وی رسیدند. شاه صفی او و پسرانش را با مهربانی پذیرفت و چون سپاهیانی که از اطراف احضار کرده بود در آن شهر گرد آمدند روزی سان سپاه دید و پس از آن سه شب به جشن و شادکامی و چراغانی شهر پرداخت. در آخرین شب هنگامی که جمعی از سران دولت با صفی قلی خان و فتحعلی بیگ و علیقلی بیگ، پسران خان فارس در خدمت او به باده گساری مشغول بودند ناگهان از جای برخاست و به اطاقی دیگر رفت و پس از اندک مدتی حسین خان بیگ ناظر را با سه تن از جلادان به مجلس درآمدند و پسران خان را سر بریدند و سرهای ایشان را در طبق زریّنی نزد شاه بردند. شاه صفی دستور داد که سرها را به خانهی امامقلی خان ببرند تا ببیند. سپس سر او را نیز ببرند و پیش وی آورند. برای کشتن خان فارس نیز مخصوصاً دو تن از نزدیکان وی داوود بیگ و علیقلی بیگ میردیوان را که هر دو داماد امامقلی خان بودند مأمور کرد. آن دو با کلبعلی بیگ ایشیک آقاسی به خانهی خان فارس رفتند و سرهای پسرانش را پیش او نهادند. خان چون پیر بود از مجلس شاه زودتر برخاسته و به خانه رفته بود و چون مأموران به آن جا رفتند به قولی در کار برهنه شدن و خفتن و به قولی مشغول نماز بود. ایشیک آقاسی باشی و دامادانش او را از فرمان شاه آگاه کردند. خان بی آن که آثار وحشتی در چهرهاش پیدا شود خواهش کرد، بگذارند نمازش را تمام کند و چون از نماز فارغ شد به مرگ تن داد. سر او را نیز با سرهای دیگر پیش شاه بردند و شاه آنها را به حرم خانه نزد مادرشان فرستاد.»
📚زندگانی شاه عباس اوّل، جلد دوم، نصرالله فلسفی، انتشارات دانشگاه تهران، 1347، صص 392 و 393
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
دکتر نصرالله فلسفی در مورد قتل امامقلی خان مینویسد: «یکی از مردان بزرگی که به فرمان شاه صفی کشته شد امامقلی خان امیرالاامرا و خاندان بزرگ فارس بود و علت دستور آن بود که مردم یکی از پسران او را پسر شاه عباس بزرگ میدانستند؛ زیرا شاه عباس یکی از زنان حرم خود را به امامقلی خان بخشیده بود و آن زن هنگامی که به خانهی خان فارس رفت آبستن بود و پس از شش ماه پسری آورد که فرزند وی معرّفی شد. این پسر صفی قلی خان نام داشت و پس از مرگ شاه عباس، چون شاه صفی همهی فرزندان و نوادگان او را کشت، از وجود وی نیز آرام نداشت و از بیم آن که مبادا روزی امامقلی خان او را در فارس به سلطنت بردارد و با قوای آماده و مجهزّ خود به اصفهان تازد مصمم شد که خان فارس را با همهی فرزندان و نزدیکانش نابود کند. بدخواهان و دشمنان امامقلی خان و مخصوصاً مادر شاه صفی نیز او را به این کار تحریض میکردند و از اعتبار و قدرت و محبوبیتی که خان فارس در میان مردم ایران داشت برحذر میداشتند. شاه صفی از آغاز سلطنت برای برانداختن خاندان امامقلی خان بهانهای میجست، ولی چون خان فارس هرگز به کاری که نشانهی اندک خودسری و نفاقی باشد دست نمیزد و همواره فرمانبردار و آماده خدمت بود. شاه نیز جز صبوری چارهای نداشت. سرانجام امامقلی خان را با حیله به اصفهان فراخواند. امامقلی خان از رفتن به اصفهان عذر خواست، ولی چون شاه صفی در آن باره اصرار کرد ناچار اول صفی قلی خان را به دربار فرستاد و سپس خود با دو پسر دیگر از دنبال او به سوی پایتخت حرکت کرد. یکی از معاصران شاه صفی مینویسد که چون امامقلی خان آمادهی حرکت شد پسرش صفی قلی خان به او گفت پدر ما به پای خود به قتلگاه میرویم. خان جواب داد شاید حق با تو باشد اما من تا امروز هرگز بر پادشاه خود یاغی نشده و از اطاعت فرمانی سرپیچی نکردهام تا دم مرگ نیز مطیع فرمان او خواهم بود. امامقلی خان و پسرانش در ماه جمادیالاول سال 1042 در قزوین به اردوی وی رسیدند. شاه صفی او و پسرانش را با مهربانی پذیرفت و چون سپاهیانی که از اطراف احضار کرده بود در آن شهر گرد آمدند روزی سان سپاه دید و پس از آن سه شب به جشن و شادکامی و چراغانی شهر پرداخت. در آخرین شب هنگامی که جمعی از سران دولت با صفی قلی خان و فتحعلی بیگ و علیقلی بیگ، پسران خان فارس در خدمت او به باده گساری مشغول بودند ناگهان از جای برخاست و به اطاقی دیگر رفت و پس از اندک مدتی حسین خان بیگ ناظر را با سه تن از جلادان به مجلس درآمدند و پسران خان را سر بریدند و سرهای ایشان را در طبق زریّنی نزد شاه بردند. شاه صفی دستور داد که سرها را به خانهی امامقلی خان ببرند تا ببیند. سپس سر او را نیز ببرند و پیش وی آورند. برای کشتن خان فارس نیز مخصوصاً دو تن از نزدیکان وی داوود بیگ و علیقلی بیگ میردیوان را که هر دو داماد امامقلی خان بودند مأمور کرد. آن دو با کلبعلی بیگ ایشیک آقاسی به خانهی خان فارس رفتند و سرهای پسرانش را پیش او نهادند. خان چون پیر بود از مجلس شاه زودتر برخاسته و به خانه رفته بود و چون مأموران به آن جا رفتند به قولی در کار برهنه شدن و خفتن و به قولی مشغول نماز بود. ایشیک آقاسی باشی و دامادانش او را از فرمان شاه آگاه کردند. خان بی آن که آثار وحشتی در چهرهاش پیدا شود خواهش کرد، بگذارند نمازش را تمام کند و چون از نماز فارغ شد به مرگ تن داد. سر او را نیز با سرهای دیگر پیش شاه بردند و شاه آنها را به حرم خانه نزد مادرشان فرستاد.»
📚زندگانی شاه عباس اوّل، جلد دوم، نصرالله فلسفی، انتشارات دانشگاه تهران، 1347، صص 392 و 393
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅فرمان احمدشاه قاجار مبنی بر استفاده از لباس هاى وطنی و توليد داخل
نكته جالب در ماده دوم فرمان شاه:
"عموم وزرا مامور اجراى اين دستخط هستند.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
نكته جالب در ماده دوم فرمان شاه:
"عموم وزرا مامور اجراى اين دستخط هستند.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅سیمای دو زن
"لیلی" در ساختار قبیلگی عرب،
"شیرین" در ساختار فرهنگ ایرانی؛
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هر دو سروده «نظامی گنجوی» سراینده ایرانی هستند.
منظومهی «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و «لیلی و مجنون» داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهره زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست. و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست!! نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهی استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست.شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد بر مینشیند و با جماعتی از دختران همسن و سال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتب خانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهی نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این تصویری است از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب، و جایگاه زن در سرزمین ایران.
«برگرفته از کتاب سیمای دو زن
نوشته علی اکبر سعیدی سیرجانی»
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
"لیلی" در ساختار قبیلگی عرب،
"شیرین" در ساختار فرهنگ ایرانی؛
داستانهای عاشقانهٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هر دو سروده «نظامی گنجوی» سراینده ایرانی هستند.
منظومهی «خسرو و شیرین» داستان عاشقانهای است در ایران باستان و «لیلی و مجنون» داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی ناخوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهرهٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهره زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پروردهٔ جامعهای است که دلبستگی را مقدمهٔ انحرافی میپندارد که نتیجهاش سقوط حتمی در جهنم وحشتانگیز فحشاست.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بیآلایش مرد و زن نیست. و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب مینشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون میتازد و کسی متعرض او نمیشود.
اما وضع لیلی چنین نیست!! نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیباییست. در نظام قبیلهای، مرگ و زندگی او در قبضهی استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر میشود، در حصار خانه زندانیاش میکند
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بیپرواییهاست.شیرین، دختر ورزشکار نشاططلب طبیعتدوستی است که بر اسبی زمانهگرد بر مینشیند و با جماعتی از دختران همسن و سال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی میرود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعیترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب میتازد، به گردش و تفریح میپردازد، مذاکره میکند، شرط و شروط میگذارد و امتیاز میگیرد و در همهحال پاکدامنی خود را پاس میدارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتب خانهاش باز میگیرند و در خانه زندانیاش میکنند و به شوهر نادیدهی نامطبوعی میدهندش، بیآنکه اعتراضی بکند.
این تصویری است از موقعیت زن در نظام قبیلهای عرب، و جایگاه زن در سرزمین ایران.
«برگرفته از کتاب سیمای دو زن
نوشته علی اکبر سعیدی سیرجانی»
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✉️ برای احمد مسعود،
کوروش کوچک و شیر دره پنجشیر
و سیاووشی که اینک در پنجشیر، از خاکستر همه ققنوسهای افسانهای برخاستهاست.
همه آزادگان برای پیروزی اش یقه خدا را چسبیدهاند، چون شاید این آخرین ندای وجدانهای بیدار در عصر آهن و تکنولوژی باشد.
ابابیل در دره پنجشیر،
راه بر سپاه ابرهه بستهاند،
احمدِ مسعود،
همان ققنوس برخاسته از خاکستریاست که فردوسی وعده داد.
رستمِ دستانِ شهنامهام امروز، تنهایِ تنها دل زده به سپاه خونخوارِ ضحاک و سِکندر
گفتهاند که شیشه را در بغل سنگ نگهمیداری،
تو خود نگهدارش باش.
✍مزبان حبیبی
شانزدهم شهریور هزاروچهارصد
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
کوروش کوچک و شیر دره پنجشیر
و سیاووشی که اینک در پنجشیر، از خاکستر همه ققنوسهای افسانهای برخاستهاست.
همه آزادگان برای پیروزی اش یقه خدا را چسبیدهاند، چون شاید این آخرین ندای وجدانهای بیدار در عصر آهن و تکنولوژی باشد.
ابابیل در دره پنجشیر،
راه بر سپاه ابرهه بستهاند،
احمدِ مسعود،
همان ققنوس برخاسته از خاکستریاست که فردوسی وعده داد.
رستمِ دستانِ شهنامهام امروز، تنهایِ تنها دل زده به سپاه خونخوارِ ضحاک و سِکندر
گفتهاند که شیشه را در بغل سنگ نگهمیداری،
تو خود نگهدارش باش.
✍مزبان حبیبی
شانزدهم شهریور هزاروچهارصد
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
🕊1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✉️ برای احمد مسعود، کوروش کوچک و شیر دره پنجشیر و سیاووشی که اینک در پنجشیر، از خاکستر همه ققنوسهای افسانهای برخاستهاست. همه آزادگان برای پیروزی اش یقه خدا را چسبیدهاند، چون شاید این آخرین ندای وجدانهای بیدار در عصر آهن و تکنولوژی باشد. ابابیل در…
توییت-احمد مسعود-فرمانده جبهه مقاومت ملی افغانستان در برابر طالبان
~ نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟...
@tarbd
~ نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟...
@tarbd
👍1👎1
✅خطای راهبردی درباره طالبان چیست؟
🔹چرا فکر کردیم با طالبان می شود گفتگو کرد، ولی با امریکا نمی شود؟!!!!
✍️محمدرضا اسلامی
مسئله اصلی در مورد طالب «ایدئولوژی» نیست؛ بلکه مسئله اصلی در مورد طالبان «مسئله ذهن» است. ذهن طالب یک ذهن بسیار خطی و ساده است. هویت اصلی طالبان ذیل ایدئولوژی تعریف نمی شود بلکه ذیل آن ذهن ساده است که تعریف می شود.
دنیای امروز دنیای مبتنی بر پیچیدگیهاست. امور «بهم پیوسته» و مرتبط هستند و برای یک شهروند دنیای جدید، مسئله اقتصاد به مسئله بهداشت/سلامت مرتبط است و مسئله آموزش به اقتصاد و... همه امور به نحوی به هم مرتبط است.
اما در یک ذهن ساده، مسائل از هم منفک هستند. پارامترها متعدد نیستند و ارتباط دو پارامتر به یکدیگر «خطی» است. در یک ذهن ساده هرگز نمی توانی مسائلی را بیابی که چندوجهی باشند. ذهن طالبان، یک ذهن مدرن نیست. یک ذهن بسیط است که برای همه مسائل مرتبط به زیستِ انسان، جوابهای ساده و خطی در دسترس دارد.
اسامه بن لادن غرب را مظهر شیطان می دانست. در ذهن بن لادن «نابودی غرب» یک ضرورت بود. غرب یک لغت است ولی طیف وسیعی از کشورهای با فرهنگهای مختلف را در بر می گیرد. اما در ذهن بن لادن، غرب سر تا پا «یکی» است و تفاوت چندانی بین فرهنگ/زیست آلمانی با آمریکایی یا فرانسوی... وجود ندارد. حتی تفاوت چندانی بین طیفِ جمهوریخواهِ آمریکا با حزب دموکرات نمی بیند. همۀ اینها یک کلمه است: غرب و خلاص. حال چه باید کرد؟ در قدم اول چشم غرب را باید کور کرد. چشم غرب کجاست؟ نیویورک. بسیار خوب پس آن را باید زد. اما چشم نیویورک کجاست؟ برجهای تجارت جهانی. بسیار خوب مسئله حل شد: پس منفجرش کنیم!
طالبان 20 سال با آمریکائیها در سرزمین خود جنگیدند. ذهن طالب به قدر بیست سال تفاوت کرده و لذا بعد از خروج آمریکا «رفتارهای طالب» با رفتارهای قبل از یازده سپتامبر «اندکی» متفاوت شد. اما چرا اندکی؟ چون ساختار ذهن همان است که بود. طالب در دوران کودکی هیچ یک از آموزشهای ذهنیِ انسانِ مدرن را دریافت نکرده، بازی نکرده، موسیقی را تجربه نکرده، ریاضیات و فیزیک نخوانده، مکتب رفته ولی معلم تحصیلکرده ندیده، ارتباط با جنس مخالف را فرصتِ تجربه نیافته، سینما، کنسرت و استادیوم فوتبال برایش بی معنا بوده... «ذهن کودک» در فرآیندی شکل گرفته که هیچ یک از ساختارهای دنیای مدرن را مجالِ تجربه نیافته.
حال آن کودک بزرگ شده، ریش بر صورت نشانده ولی تاب این را ندارد که در ساختار مدرن دولت/پارلمان/دادگستری جای شود. ذهنِ آن «کودکِ بازی نکرده»، آن کودکِ موسیقی نشنیده، آن کودکِ ریاضیات نخوانده، امروز جامه ی رجلی را پوشیده که می خواهد «وحشتِ بی هویتی» را تجربه نکند. وحشتناک ترین امر برای انسان، احساس بی هویتی است. لذا آن کودک دیروز، امروز در «تعریفِ هویت» به دین پدران نگاه می کند: آباء.
او می خواهد که به دین آباء زیست کند و لذا می خواهد هر آنچه را که از پدران در خصوص دین/فرهنگ آموخته «باز تولید» کند. اشتباه استراتژیک این است که گمان کنیم طالبان قرار است روزی روزگاری دست از افراط بکِشند. خیر! این امری محال است چرا که آن رفتار و آن ایدئولوژی، زاییدۀ ذهنهای ساده است. ذهنهایی که «ساختن» بلد نیستند ولی «منفجر کردن» را نیک بلد شده اند.
ساختن یک «فرآیند» است ولی منفجرکردن/نابود کردن، آسان است. به آسانی و با یک بشکه می توانی ساختمان عظیمی را منفجر کنی. ولی برای ساختنش باید صدها مهندس نخبه را به استخدام در آوری...
مساله اصلی طالبان با زن و امر زنانگی هم ناشی از «ایدئولوژی» نیست. زن، زیباست و «تحمل زیبایی» برای یک ذهن ساده، دشوار است. بسیار سخت است تحملِ دیدن تجلیِ زیبایی در گوشه و کنار کوچه و بازار.
آن کودکِ دیروز که در منتهای عدم بلوغ ذهنی به بلوغ جسمی رسیده، چطور و چگونه تحمل کند که یک رخسار زیبا را ببیند و «احساس بلاتکلیفی» نکند. راهکار چیست؟ منفجرش کنی؟ اگر ملاله یوسف زیّ بود که منفجرش کن و اگر نه، دختر را بپوشان. مجری تلویزیون را بپوشان. هر تجلی صریح از امر زیبا را پاک کن تا ذهن آشفته و کلافه نشود.
امروز طالب سرمست است که غرب شیطانی را از سرزمین بیرون رانده است. اما ماجرای آمریکا و طالبان، ماجرای «جنگ و نبرد» نبود. ماجرای طالبان و آمریکا ماجرای «قیمت جان» بود. یک سرباز آمریکایی پانصدهزار دلار برای دولت هزینه دارد. جان در آمریکا گران است ولی برای طالب، جان هم امری ارزان است و ساده.
نبرد آمریکا و طالبان، نبردی نابرابر بود! و این نابرابری از همان ابتدا به ضرر لشکر آمریکایی بود.
📌قسمت شگفت ماجرا اما آنجا بود که ما گمان کردیم با مردان طالب می توانیم «سخن بگوئیم» ولی با مردان سرزمین ینگه دنیا خیر.
چرا؟ نمی دانم.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹چرا فکر کردیم با طالبان می شود گفتگو کرد، ولی با امریکا نمی شود؟!!!!
✍️محمدرضا اسلامی
مسئله اصلی در مورد طالب «ایدئولوژی» نیست؛ بلکه مسئله اصلی در مورد طالبان «مسئله ذهن» است. ذهن طالب یک ذهن بسیار خطی و ساده است. هویت اصلی طالبان ذیل ایدئولوژی تعریف نمی شود بلکه ذیل آن ذهن ساده است که تعریف می شود.
دنیای امروز دنیای مبتنی بر پیچیدگیهاست. امور «بهم پیوسته» و مرتبط هستند و برای یک شهروند دنیای جدید، مسئله اقتصاد به مسئله بهداشت/سلامت مرتبط است و مسئله آموزش به اقتصاد و... همه امور به نحوی به هم مرتبط است.
اما در یک ذهن ساده، مسائل از هم منفک هستند. پارامترها متعدد نیستند و ارتباط دو پارامتر به یکدیگر «خطی» است. در یک ذهن ساده هرگز نمی توانی مسائلی را بیابی که چندوجهی باشند. ذهن طالبان، یک ذهن مدرن نیست. یک ذهن بسیط است که برای همه مسائل مرتبط به زیستِ انسان، جوابهای ساده و خطی در دسترس دارد.
اسامه بن لادن غرب را مظهر شیطان می دانست. در ذهن بن لادن «نابودی غرب» یک ضرورت بود. غرب یک لغت است ولی طیف وسیعی از کشورهای با فرهنگهای مختلف را در بر می گیرد. اما در ذهن بن لادن، غرب سر تا پا «یکی» است و تفاوت چندانی بین فرهنگ/زیست آلمانی با آمریکایی یا فرانسوی... وجود ندارد. حتی تفاوت چندانی بین طیفِ جمهوریخواهِ آمریکا با حزب دموکرات نمی بیند. همۀ اینها یک کلمه است: غرب و خلاص. حال چه باید کرد؟ در قدم اول چشم غرب را باید کور کرد. چشم غرب کجاست؟ نیویورک. بسیار خوب پس آن را باید زد. اما چشم نیویورک کجاست؟ برجهای تجارت جهانی. بسیار خوب مسئله حل شد: پس منفجرش کنیم!
طالبان 20 سال با آمریکائیها در سرزمین خود جنگیدند. ذهن طالب به قدر بیست سال تفاوت کرده و لذا بعد از خروج آمریکا «رفتارهای طالب» با رفتارهای قبل از یازده سپتامبر «اندکی» متفاوت شد. اما چرا اندکی؟ چون ساختار ذهن همان است که بود. طالب در دوران کودکی هیچ یک از آموزشهای ذهنیِ انسانِ مدرن را دریافت نکرده، بازی نکرده، موسیقی را تجربه نکرده، ریاضیات و فیزیک نخوانده، مکتب رفته ولی معلم تحصیلکرده ندیده، ارتباط با جنس مخالف را فرصتِ تجربه نیافته، سینما، کنسرت و استادیوم فوتبال برایش بی معنا بوده... «ذهن کودک» در فرآیندی شکل گرفته که هیچ یک از ساختارهای دنیای مدرن را مجالِ تجربه نیافته.
حال آن کودک بزرگ شده، ریش بر صورت نشانده ولی تاب این را ندارد که در ساختار مدرن دولت/پارلمان/دادگستری جای شود. ذهنِ آن «کودکِ بازی نکرده»، آن کودکِ موسیقی نشنیده، آن کودکِ ریاضیات نخوانده، امروز جامه ی رجلی را پوشیده که می خواهد «وحشتِ بی هویتی» را تجربه نکند. وحشتناک ترین امر برای انسان، احساس بی هویتی است. لذا آن کودک دیروز، امروز در «تعریفِ هویت» به دین پدران نگاه می کند: آباء.
او می خواهد که به دین آباء زیست کند و لذا می خواهد هر آنچه را که از پدران در خصوص دین/فرهنگ آموخته «باز تولید» کند. اشتباه استراتژیک این است که گمان کنیم طالبان قرار است روزی روزگاری دست از افراط بکِشند. خیر! این امری محال است چرا که آن رفتار و آن ایدئولوژی، زاییدۀ ذهنهای ساده است. ذهنهایی که «ساختن» بلد نیستند ولی «منفجر کردن» را نیک بلد شده اند.
ساختن یک «فرآیند» است ولی منفجرکردن/نابود کردن، آسان است. به آسانی و با یک بشکه می توانی ساختمان عظیمی را منفجر کنی. ولی برای ساختنش باید صدها مهندس نخبه را به استخدام در آوری...
مساله اصلی طالبان با زن و امر زنانگی هم ناشی از «ایدئولوژی» نیست. زن، زیباست و «تحمل زیبایی» برای یک ذهن ساده، دشوار است. بسیار سخت است تحملِ دیدن تجلیِ زیبایی در گوشه و کنار کوچه و بازار.
آن کودکِ دیروز که در منتهای عدم بلوغ ذهنی به بلوغ جسمی رسیده، چطور و چگونه تحمل کند که یک رخسار زیبا را ببیند و «احساس بلاتکلیفی» نکند. راهکار چیست؟ منفجرش کنی؟ اگر ملاله یوسف زیّ بود که منفجرش کن و اگر نه، دختر را بپوشان. مجری تلویزیون را بپوشان. هر تجلی صریح از امر زیبا را پاک کن تا ذهن آشفته و کلافه نشود.
امروز طالب سرمست است که غرب شیطانی را از سرزمین بیرون رانده است. اما ماجرای آمریکا و طالبان، ماجرای «جنگ و نبرد» نبود. ماجرای طالبان و آمریکا ماجرای «قیمت جان» بود. یک سرباز آمریکایی پانصدهزار دلار برای دولت هزینه دارد. جان در آمریکا گران است ولی برای طالب، جان هم امری ارزان است و ساده.
نبرد آمریکا و طالبان، نبردی نابرابر بود! و این نابرابری از همان ابتدا به ضرر لشکر آمریکایی بود.
📌قسمت شگفت ماجرا اما آنجا بود که ما گمان کردیم با مردان طالب می توانیم «سخن بگوئیم» ولی با مردان سرزمین ینگه دنیا خیر.
چرا؟ نمی دانم.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍2
🌲🌲🌲🌲🌲
تجربه بمن آموخته که زندگی میدان مسابقه برای جمع کردن نیست، زندگی همان نان گرمی ست در سفره صبحانه و نوشیدن چای کنار عزیزان...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تجربه بمن آموخته که زندگی میدان مسابقه برای جمع کردن نیست، زندگی همان نان گرمی ست در سفره صبحانه و نوشیدن چای کنار عزیزان...
#پگاه_اندیشه
@tarbd
📚📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
درود و احترام خدمت همکاران بزرگوار
در صورت امکان، لطفا ۵ دقیقه وقت بگذارید و
پرسشنامه زیر را که متعلق به یکی از همکاران می باشد ، پاسخ دهید.
از صبر و حوصله و دقت شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم.
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfdovW-hITSiQT78QGpyKTMsx4YCCaGxMP5CccUGDxl1mfgmw/viewform
در صورت امکان، لطفا ۵ دقیقه وقت بگذارید و
پرسشنامه زیر را که متعلق به یکی از همکاران می باشد ، پاسخ دهید.
از صبر و حوصله و دقت شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم.
👇👇👇👇👇👇👇👇
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfdovW-hITSiQT78QGpyKTMsx4YCCaGxMP5CccUGDxl1mfgmw/viewform
Google Docs
پرسشنامهٔ معلمان
معلم گرامی
پرسشنامهٔ حاضر برای کار پژوهشی صرفاً دانشجویی انجام میشود. پاسخهای شما نزد پژوهشگر باقی خواهد ماند. لطفاً همهٔ سؤالات را بهدقت و صادقانه پاسخ دهید. پیشاپیش از همکاری شما صمیمانه تشکر میکنیم.
پرسشنامهٔ حاضر برای کار پژوهشی صرفاً دانشجویی انجام میشود. پاسخهای شما نزد پژوهشگر باقی خواهد ماند. لطفاً همهٔ سؤالات را بهدقت و صادقانه پاسخ دهید. پیشاپیش از همکاری شما صمیمانه تشکر میکنیم.
👍1
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥گفته شده دو خرس قهوهای بازیگوش راه بیرون آمدن از محفظه خود را در پارک طبیعت قزوین بلد شدند و درست زمانی که داشتند پا به فرار می گذاشتند با صدای فیلمبردار، ترسیده به قفس بر می گردند!...
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅دو ویژگی مهم و قابل ستایش اردوغان... با وجود انتقاداتی که از او می شود...
اردوغان توانست مملکت را از دست نظامیان خلاص کند. این بزرگترین خدمت او به آینده ترکیه بود. نظامیان در زمان او بود که به کار اصلی خود پرداختند و نه تنها اقتدار نظامی ترکیه در منطقه و جهان زبانزد شد اما آنها مداخله ای در اداره کشور نداشتند و از بلایی که امروز پاکستان ،مصر و ... به آن گرفتارند خلاص شد
دوم آنکه جایگاه ترکیه را در جهان به درجه ای رساند که امروز شاخص ترین مقامات سیاسی جهان از غرب تا شرق چه شاد و چه غمگین به این انتخاب واکنش رسمی نشان دادند.... و مقایسه کنید با انتخابات های ما...
📌اما نکته جالب اینکه درست پس از اعلام نتایج، اردوغان بزرگترین چالش کشور را تورم اعلام کرد. نه دشمنان خارجی و نه توطئه گران داخلی- جالب نیست؟!
✍حامد پاک طینت
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اردوغان توانست مملکت را از دست نظامیان خلاص کند. این بزرگترین خدمت او به آینده ترکیه بود. نظامیان در زمان او بود که به کار اصلی خود پرداختند و نه تنها اقتدار نظامی ترکیه در منطقه و جهان زبانزد شد اما آنها مداخله ای در اداره کشور نداشتند و از بلایی که امروز پاکستان ،مصر و ... به آن گرفتارند خلاص شد
دوم آنکه جایگاه ترکیه را در جهان به درجه ای رساند که امروز شاخص ترین مقامات سیاسی جهان از غرب تا شرق چه شاد و چه غمگین به این انتخاب واکنش رسمی نشان دادند.... و مقایسه کنید با انتخابات های ما...
📌اما نکته جالب اینکه درست پس از اعلام نتایج، اردوغان بزرگترین چالش کشور را تورم اعلام کرد. نه دشمنان خارجی و نه توطئه گران داخلی- جالب نیست؟!
✍حامد پاک طینت
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅روایت سحرانگیز هنر و زیبایی تاریخ و تمدن ایران....
یک بانوی گردشگر خارجی با سفر به ایران و مکانهای تاریخی ویوهای زیبایی را با هنرنمایی فوق العاده ی خود خلق کرده..
دریاچهٔ صورتی مهارلو، قلعهٔ سریزد تصاویری از شش مسجد در شیراز و اصفهان و یزد از جمله مسجد شاه، مسجد جامع اصفهان، مسجد نصیرالملک مکان باستانی "نقش رستم" و کویر خارا....
این کلیپ زیبا از با ریمیکسی از تصنیف "درون آینه" از "همایون شجریان ببینید و لذت ببرید🌲
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
یک بانوی گردشگر خارجی با سفر به ایران و مکانهای تاریخی ویوهای زیبایی را با هنرنمایی فوق العاده ی خود خلق کرده..
دریاچهٔ صورتی مهارلو، قلعهٔ سریزد تصاویری از شش مسجد در شیراز و اصفهان و یزد از جمله مسجد شاه، مسجد جامع اصفهان، مسجد نصیرالملک مکان باستانی "نقش رستم" و کویر خارا....
این کلیپ زیبا از با ریمیکسی از تصنیف "درون آینه" از "همایون شجریان ببینید و لذت ببرید🌲
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏2
✅ تصویری فراگیر در شبکه های اجتماعی از یک نمایشگاه نقاشی در تهران...
📌رواداری مثال زدنی مردم.... اگر حاکمان بگذارند...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌رواداری مثال زدنی مردم.... اگر حاکمان بگذارند...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏3
🌲🌲🌲🌲🌲
هر صبح! پلکهایت؛ فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه این است: "خدا همیشه با ماست"...
#پگاه_اندیشه
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
هر صبح! پلکهایت؛ فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه این است: "خدا همیشه با ماست"...
#پگاه_اندیشه
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
انجمن علمی دبیران تاریخ استان اصفهان برگزار می کند 👆🏻👆🏻
شرکت در این سخنرانی برای عموم علاقه مندان آزاد است ...
گواهی نشست صرفا برای شرکت کنندگان صادر می شود.
گواهی نشست صرفا برای شرکت کنندگان صادر می شود.
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍چطور یک ماه قبل از سکته ی قلبی متوجه مشکل قلبمون بشیم؟☝️
متاسفانه بیشترین عامل مرگ در کشورمون سکتهی قلبیه
حتما ببینید و برای عزیزانتون بفرستین و ساده ازش نگذرین
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
متاسفانه بیشترین عامل مرگ در کشورمون سکتهی قلبیه
حتما ببینید و برای عزیزانتون بفرستین و ساده ازش نگذرین
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
انجمن علمی دبیران تاریخ استان اصفهان برگزار می کند 👆🏻👆🏻
تصاویر جلسه امروز انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان
👍1