صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
من ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺟﻨﮕﺠﻮﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺒﻮﺩﻡ ....

ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺷﻠﯿﮏ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ
ﺑﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺩﺷﻤﻦ ﻓﮑﺮ مىﮐﺮﺩﻡ:
ﻫﻤﺴﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻣﺎﻥ ﺑﮕﻮ
ﭘﺪﺭﺕ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﺖ...

👤داود سوران

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نفرت سوتلانا از سرزمین پدری...

‌این دختر استالین است که از شنیدن نام پدر این‌چنین آشفته و پریشان می‌شود؛ «سوتلانا استالین» که از شرم سایه پدر، نام خانوادگی‌اش را به نام مادر تغییر داد: «سوتلانا علیلویوا» (آلیلویوا). دختر مردی که سه‌دهه راه‌حل مشکلات و معضلات انسان‌ها را در مرگ و نابودی و تباهی و اسارت و گرسنگی و فقر خلاصه کرد. رهبر خودکامه شوروی، خودستایی بی‌حد و مرز، مبتلا به جنون کشتار و شکنجه، شیفته به تبعید فرستادن انسان‌ها در سردترین نقطه جهان و بیگاری کشیدن از منتقدان و دگراندیشان در اردوگاه‌های کار. مرگ پدر راهی بود که برای سوتلانا باز شد. فرزندانش را گذاشت، به هند رفت و در سفارت آمریکا درخواست پناهندگی داد. در ایالات متحده در خفا و ترس و اضطراب زندگی کرد.
اینجا، دوستش می‌خواهد فیلمی از او ضبط کند اما سوتلانا به محض شنیدن «سرزمین پدری» برمی‌آشوبد؛ پدری که عاشق دخترش بود اما دختر تمام عمر سعی کرد از زیر سایه‌ تاریکش فرار کند.

🎥فیلم: از مستند دختر استالین، ۲۰۱۵

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
۵ خرداد سالروز درگذشت ⁧ #هوشنگ_سیحون

‏- او معمار و طراح بزرگی بود و نقش بی‌بدیلی در  فرهنگ و هنر ایران بازی‌کرد. در دورانی که گرد‌و‌غبار فراموشی از چهره‌ی مفاخر ملی و تاریخی ما زدوده می‌شد، هوشنگ سیحون نیز با طرح‌های ماندگار خود، این فرایند را تکمیل‌ و نام نیک خود را در تاریخ ایران جاودان ساخت.

‏بناهای زیبا و باشکوهی چون آرامگاه فردوسی، خیام، کمال الملک، نادرشاه افشار و ابوعلی سینا، نمونه‌هایی از هنر اوست که در گوشه‌و‌کنار ایران می‌درخشند.

@Tavaana_TavanaTech

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👏2
سوالان درس ب درس.pdf
998.9 KB
📚 سوالات درس به درس جامعه‌‌شناسی پایه دوازدهم انسانی

🔑 به همراه پاسخ تشریحی کامل

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
جامعه نهایی.pdf
4.1 MB
📚 نمونه سوالات امتحان نهایی درس جامعه شناسی پایه دوازدهم انسانی

🔹 از ۹۸ تا دی ۱۴۰۱

🔑 پاسخ تشریحی کامل
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
4_5803155322667272166.pdf
2.4 MB
📝 جزوه شامل تدریس متن و درسنامه و نمونه سوالات کنکور و نهایی همه دروس جامعه شناسی پایه دوازدهم انسانی

بهزاد شیخ زاده
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کردید !!

🔹درسی از تاریخ معاصر...

  در آذر ماه ۱۳۵۷، دکترامینی از شاه خواست برای آرام کردن اوضاع سياسي كشور  از دکتر غلامحسین صدیقی( جامعه شناس، حقوقدان برجسته و وزیر کشور دکترمصدق) استفاده کند و او را به عنوان نخست وزیر انتخاب کند

شاه با عصبانیت گفت:
حالا کار من به جایی رسیده که از این میرزای جامعه شناس کمک بخواهم
امینی: مملکت نیاز به او دارد. مساله شما نیستید.

شاه یک شب در این باره فکر کرد و اطلاع داد حاضر است كه دكتر صديقي را  به حضور بپذيرد  كه در اين جلسه عبدالله امير انتظام نيز حضور داشته است. متن اين گفتگو بسيار آموزنده و عبرت آموز است
آخرين سخناني كه بين شاه و دكتر صديقي رد و بدل شد

🔸شاه: در این مدت آقای دکتر ظاهراً در دانشگاه مشغول بودید؟
🔹صدیقی: به لطف اعلیحضرت، گاه در زندان قزل قلعه و قصر بودم، گاه زیر نظر ساواک شما.
بله روزگاری گذراندیم که نتیجه اش امروز عاید حضرتعالی شد

🔸شاه: گلایه ها را کنار بگذاریم، باید وطن را نجات داد
🔹صدیقی: برای نجات وطن نمی شود گذشته را کنار گذاشت
شما کاری کردید که دولتی ها تبدیل به کارگزاران شاه شدند
نه خدمتگزاران ملّت.
با این روش مردم شما را مسئول خرابی ها می‌دانند

🔸شاه: مگر به شما و مصدق اختیارات ندادیم؟
مصدق خواب و خیال هایی دید.
این رجال خائن بودند که وضع را به اینجا کشاندند

🔹صدیقی: مصدق، مَردِ وارسته ای بود.
شما زاهدی ها و هویدا ها را ترجیح دادید.
شما هر چه رجل آزاده و وطن پرست بود به زندان انداختید
شما و دستگاه شما ایران را از هر چه مَرد بود خالی کرد

🔸شاه: توطئه ای بین المللی توسط بعضی از مخالفان به اجرا درآمده
🔹 صدیقی: امروز باید دید چه چیز در خطر است
مملکت یا مصالح گروهی که در طول این ۲۵ سال
یعنی بعد از کودتای ۲۸مرداد علیه حکومت قانونی و ملّی مصدق
زمام ملک و ملت را به دست گرفتند

اگر می خواهید مملکت به آرامش برسد نخست باید خود گذشت کنید
گذشت از همه آن چیزهایی که به ناحق
در ۲۵سال اخیر در ید قدرت شاه قرار گرفته

گذشت از ثروتی که بی سبب در خزانه شخصی شاه گرد آمده
گذشت از حمایت مردان و زنانی که جز فساد و خیانت در این سال ها نکردند
گذشت از اهل بیتی که باعث بد نام شدن خاندان سلطنت هستند

اولین شرط برای آرام شدن کشور
تشکیل شورای سلطنت و استراحت حضرتعالی است

🔸شاه: شورای سلطنت در زمان حیات؟!
مگر آدم زنده وکیل وصّی می خواهد؟!
🔹صدیقی: بعضی از مفسدین شما را دچار خیالات ناصواب کردند

دکترصدیقی، حقوق دان پیر و پاک، سخن می گفت
و شاه از سر ناچار می‌شنید
شاه هرگز حاضر نبود سخنانی را گوش کند که
در کلمه کلمه آن، محکومیت بساط استبدادی او حضور دارد

فردای روزی که شاه با دکتر صدیقی ملاقات کرد...
ویلیام سولیوان، سفیر امریکا، به دیدن شاه آمد

شاه به سولیوان گفت:
صدیقی مرد یک دنده و سرسختی است
تنها حُسنِ او ایمانش به “قانون” است

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصفهان.... سال 1335 خورشیدی

ویدیویی زیبا و دلنشین از روزگاری که شادی و خنده زیبنده لب های ایرانیان بود، آواز دلربای استاد تاج اصفهانی هم دیدن این ویدیو را گیراتر می کند.

@tarbd

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
💔3
🚨درگیری مسلحانه بین نیروهای طالبان و مرزبانان ایرانی در مرز نیمروز

🔹بنابر گزارش رسانه های محلی نیمروز از صبح امروز درگیری نظامی بین نیروهای مرزی طالبان و ایران در جریان است.
🔹گزارش‌های رسمی و یا تکمیلی اطلاع رسانی خواهد شد.

🚩@sepah_news1
👏3😡3
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ترانه تقدیم به شیرین عقل های که شیعیان، زنان و فارسی زبانان را به طالبان فروختند

۱. این ترانه‌ی پشتون که -در پاسخ به ر.جمهور ایران- رجزِ رزم با شیعیان و انقلابی خونین و وعده‌ی اصلاح تهران را طنین انداخته و -به تازگی- دائما در صفحاتِ وحوشِ طالبان بازنشر می‌شود، روزی هزاربار تقدیم به شیرین عقل‌هایی که -تنها به توهمِ دوستی با دشمنِ دشمن‌شان- زنان، شیعیان و فارسی‌زبانان همسایه را به روسیاهی فروختند!

۲. و مراد از دبه‌های زرد در میان طالبان، بمب‌های انتحاری است؟ این نیز به چشم‌روشنی نابینایانی که کینه کورشان کرده بود!
@Sahamnewsorg
😡5👍1
📚سفرنامه مسعودی
یادداشت های مسافرت قم و اصفهان در سال ۱۳۱۰

عباس مسعودی
به کوشش عبدالمهدی رجایی

انتشارات مجمع ذخایر اسلامی ۱۴۰۲
تعداد صفحات ۱۰۶ صفحه

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍1
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلمی که نشان می دهد که نیروهای گروهک طالبان امروز برجک‌های پاسگاه مرزبانان ایرانی را محاصره کرده اند/ صابرین‌نیوز



📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
😡3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جواب قاطعانه کارشناس آفریقایی به مجری BBC:

کشور شما انگلیس چقدر در جرائم جنگ عراق مقصر بود؟مقامات شما دستگیر شدند؟ شما از حل مسئله اوکراین اجتناب میکنید. بلر در جنگ عراق ادعا کرد که در این کشور تسلیحات کشتار جمعی وجود دارد، ۱ میلیون در عراق و افغانستان کشته شدند و سلاح پیدا نشد!

🚫@NowarNosanctions🚫
قتل امامقلی خان به روایت دکتر نصرالله فلسفی

دکتر نصرالله فلسفی در مورد قتل امامقلی خان می‌نویسد: «یکی از مردان بزرگی که به فرمان شاه صفی کشته شد امامقلی خان امیرالاامرا و خاندان بزرگ فارس بود و علت دستور آن بود که مردم یکی از پسران او را پسر شاه عباس بزرگ می‌دانستند؛ زیرا شاه عباس یکی از زنان حرم خود را به امامقلی خان بخشیده بود و آن زن هنگامی که به خانه‌ی خان فارس رفت آبستن بود و پس از شش ماه پسری آورد که فرزند وی معرّفی شد. این پسر صفی قلی خان نام داشت و پس از مرگ شاه عباس، چون شاه صفی همه‌ی فرزندان و نوادگان او را کشت، از وجود وی نیز آرام نداشت و از بیم آن که مبادا روزی امامقلی خان او را در فارس به سلطنت بردارد و با قوای آماده و مجهزّ خود به اصفهان تازد مصمم شد که خان فارس را با همه‌ی فرزندان و نزدیکانش نابود کند. بدخواهان و دشمنان امامقلی خان و مخصوصاً مادر شاه صفی نیز او را به این کار تحریض می‌کردند و از اعتبار و قدرت و محبوبیتی که خان فارس در میان مردم ایران داشت برحذر می‌داشتند. شاه صفی از آغاز سلطنت برای برانداختن خاندان امامقلی خان بهانه‌ای می‌جست، ولی چون خان فارس هرگز به کاری که نشانه‌ی اندک خودسری و نفاقی باشد دست نمی‌زد و همواره فرمانبردار و آماده خدمت بود. شاه نیز جز صبوری چاره‌ای نداشت. سرانجام امامقلی خان را با حیله به اصفهان فراخواند. امامقلی خان از رفتن به اصفهان عذر خواست، ولی چون شاه صفی در آن باره اصرار کرد ناچار اول صفی قلی خان را به دربار فرستاد و سپس خود با دو پسر دیگر از دنبال او به سوی پایتخت حرکت کرد. یکی از معاصران شاه صفی می‌نویسد که چون امامقلی خان آماده‌ی حرکت شد پسرش صفی قلی خان به او گفت پدر ما به پای خود به قتلگاه می‌رویم. خان جواب داد شاید حق با تو باشد اما من تا امروز هرگز بر پادشاه خود یاغی نشده و از اطاعت فرمانی سرپیچی نکرده‌ام تا دم مرگ نیز مطیع فرمان او خواهم بود. امامقلی خان و پسرانش در ماه جمادی‌الاول سال 1042 در قزوین به اردوی وی رسیدند. شاه صفی او و پسرانش را با مهربانی پذیرفت و چون سپاهیانی که از اطراف احضار کرده بود در آن شهر گرد آمدند روزی سان سپاه دید و پس از آن سه شب به جشن و شادکامی و چراغانی شهر پرداخت. در آخرین شب هنگامی که جمعی از سران دولت با صفی قلی خان و فتحعلی بیگ و علیقلی بیگ، پسران خان فارس در خدمت او به باده گساری مشغول بودند ناگهان از جای برخاست و به اطاقی دیگر رفت و پس از اندک مدتی حسین خان بیگ ناظر را با سه تن از جلادان به مجلس درآمدند و پسران خان را سر بریدند و سرهای ایشان را در طبق زریّنی نزد شاه بردند. شاه صفی دستور داد که سرها را به خانه‌ی امامقلی خان ببرند تا ببیند. سپس سر او را نیز ببرند و پیش وی آورند. برای کشتن خان فارس نیز مخصوصاً دو تن از نزدیکان وی داوود بیگ و علیقلی بیگ میردیوان را که هر دو داماد امامقلی خان بودند مأمور کرد. آن دو با کلبعلی بیگ ایشیک آقاسی به خانه‌ی خان فارس رفتند و سرهای پسرانش را پیش او نهادند. خان چون پیر بود از مجلس شاه زودتر برخاسته و به خانه رفته بود و چون مأموران به آن‌ جا رفتند به قولی در کار برهنه شدن و خفتن و به قولی مشغول نماز بود. ایشیک آقاسی باشی و دامادانش او را از فرمان شاه آگاه کردند. خان بی آن که آثار وحشتی در چهره‌اش پیدا شود خواهش کرد، بگذارند نمازش را تمام کند و چون از نماز فارغ شد به مرگ تن داد. سر او را نیز با سرهای دیگر پیش شاه بردند و شاه آن‌ها را به حرم خانه نزد مادرشان فرستاد.»

📚زندگانی شاه عباس اوّل، جلد دوم، نصرالله فلسفی، انتشارات دانشگاه تهران، 1347، صص 392 و 393

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
فرمان احمدشاه قاجار مبنی بر استفاده از لباس هاى وطنی و توليد داخل

نكته جالب در ماده دوم فرمان شاه:
"عموم وزرا مامور اجراى اين دستخط هستند.

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
سیمای دو زن

"لیلی" در ساختار قبیلگی عرب،
"شیرین" در ساختار فرهنگ ایرانی؛

داستان‌های عاشقانه‌ٔ «خسرو و شیرین» و «لیلی و مجنون»، هر دو سروده «نظامی گنجوی» سراینده ایرانی هستند.
منظومه‌ی «خسرو و شیرین» داستان عاشقانه‌ای است در ایران باستان و «لیلی و مجنون» داستان دلدادگی دو جوان است در دیار عرب.
نظامی نا‌خوداگاه در «لیلی و مجنون» به ترسیم چهره‌ٔ زن در دیار عرب و در «خسرو و شیرین» به نمایاندن چهره زن در ایران باستان پرداخته است.
لیلی، پرورده‌ٔ جامعه‌ای است که دلبستگی را مقدمه‌ٔ انحرافی می‌پندارد که نتیجه‌اش سقوط حتمی در جهنم وحشت‌انگیز فحشاست.
اما در دیار شیرین، منعی بر مصاحبت و معاشرت بی‌آلایش مرد و زن نیست. و عجبا که در عین آزادی معاشرت، شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است.
دختری سرشناس، یکه و تنها، بر پشت اسب می‌نشیند و از ناف ارمنستان تا قلب تیسفون می‌تازد و کسی متعرض او نمی‌شود.
اما وضع لیلی چنین نیست!! نخست این که زن به دنیا آمده و از هر اختیار و انتخابی محروم. گناه دیگرش زیبایی‌ست. در نظام قبیله‌ای، مرگ و زندگی او در قبضه‌ی استبداد مردان است. پدر لیلی مرد مقتدری است که چون از تعلق خاطر قیس (مجنون) و دخترش با خبر می‌شود، در حصار خانه زندانی‌اش می‌کند
اما فضای داستان «خسرو و شیرین» متفاوت است. دنیای شیرین، دنیای بی‌پروایی‌هاست.شیرین، دختر ورزشکار نشاط‌طلب طبیعت‌دوستی است که بر اسبی زمانه‌گرد بر می‌نشیند و با جماعتی از دختران هم‌سن و سال خود که: «ز برقع نیستشان بر روی بندی» و هر یک با فنون سوارکاری و دفاع از خویش آشنایی دارند، به چوگان بازی می‌رود.
دختری که در چنین محیطی بالیده در مورد طبیعی‌ترین حق مشروع خویش، یعنی انتخاب شوهر، گرفتار هیچ مانعی نیست.
شیرین در کنار عاشق خود خسرو، اسب می‌تازد، به گردش و تفریح می‌پردازد، مذاکره می‌کند، شرط و شروط می‌گذارد و امتیاز می‌گیرد و در همه‌حال پاکدامنی خود را پاس می‌دارد.
و آن طرف زندگی سراسر تسلیم لیلی است. خالی از هر تلاشی. از مکتب خانه‌اش باز می‌گیرند و در خانه  زندانی‌اش می‌کنند و به شوهر نادیده‌ی نامطبوعی می‌دهندش، بی‌آنکه اعتراضی بکند.

این تصویری است از موقعیت زن در نظام قبیله‌ای عرب، و جایگاه زن در سرزمین ایران.

«برگرفته از کتاب سیمای دو زن
نوشته علی اکبر سعیدی سیرجانی»

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✉️ برای احمد مسعود،
کوروش کوچک و شیر دره پنجشیر


و سیاووشی که اینک در پنجشیر، از خاکستر همه ققنوس‌های افسانه‌ای برخاسته‌است.

همه آزادگان برای پیروزی اش یقه خدا را چسبیده‌اند، چون شاید این آخرین ندای وجدان‌های بیدار در عصر آهن و تکنولوژی باشد.

ابابیل در دره پنجشیر،
راه بر سپاه ابرهه بسته‌اند،

احمدِ مسعود،
همان ققنوس برخاسته از خاکستری‌است که فردوسی وعده داد.

رستمِ دستانِ شهنامه‌ام امروز، تنهایِ تنها دل زده به سپاه خون‌خوارِ ضحاک و سِکندر

گفته‌اند که شیشه را در بغل سنگ نگه‌می‌داری،
تو خود نگه‌دارش باش.

مزبان حبیبی
شانزدهم شهریور هزاروچهارصد

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🕊1
خطای راهبردی درباره طالبان چیست؟

🔹چرا فکر کردیم با طالبان می شود گفتگو کرد، ولی با امریکا نمی شود؟!!!!

✍️محمدرضا اسلامی

مسئله اصلی در مورد طالب «ایدئولوژی» نیست؛ بلکه مسئله اصلی در مورد طالبان «مسئله ذهن» است. ذهن طالب یک ذهن بسیار خطی و ساده است. هویت اصلی طالبان ذیل ایدئولوژی تعریف نمی شود بلکه ذیل آن ذهن ساده است که تعریف می شود.

دنیای امروز دنیای مبتنی بر پیچیدگیهاست. امور «بهم پیوسته» و مرتبط هستند و برای یک شهروند دنیای جدید، مسئله اقتصاد به مسئله بهداشت/سلامت مرتبط است و مسئله آموزش به اقتصاد و... همه امور به نحوی به هم مرتبط است.

اما در یک ذهن ساده، مسائل از هم منفک هستند. پارامترها متعدد نیستند و ارتباط دو پارامتر به یکدیگر «خطی» است. در یک ذهن ساده هرگز نمی توانی مسائلی را بیابی که چندوجهی باشند. ذهن طالبان، یک ذهن مدرن نیست. یک ذهن بسیط است که برای همه مسائل مرتبط به زیستِ انسان، جوابهای ساده و خطی در دسترس دارد.

اسامه بن لادن غرب را مظهر شیطان می دانست. در ذهن بن لادن «نابودی غرب» یک ضرورت بود. غرب یک لغت است ولی طیف وسیعی از کشورهای با فرهنگهای مختلف را در بر می گیرد. اما در ذهن بن لادن، غرب سر تا پا «یکی» است و تفاوت چندانی بین فرهنگ/زیست آلمانی با آمریکایی یا فرانسوی... وجود ندارد. حتی تفاوت چندانی بین طیفِ جمهوریخواهِ آمریکا با حزب دموکرات نمی بیند. همۀ اینها یک کلمه است: غرب و خلاص. حال چه باید کرد؟ در قدم اول چشم غرب را باید کور کرد. چشم غرب کجاست؟ نیویورک. بسیار خوب پس آن را باید زد. اما چشم نیویورک کجاست؟ برجهای تجارت جهانی. بسیار خوب مسئله حل شد: پس منفجرش کنیم!

طالبان 20 سال با آمریکائیها در سرزمین خود جنگیدند. ذهن طالب به قدر بیست سال تفاوت کرده و لذا بعد از خروج آمریکا «رفتارهای طالب» با رفتارهای قبل از یازده سپتامبر «اندکی» متفاوت شد. اما چرا اندکی؟ چون ساختار ذهن همان است که بود. طالب در دوران کودکی هیچ یک از آموزشهای ذهنیِ انسانِ مدرن را دریافت نکرده، بازی نکرده، موسیقی را تجربه نکرده، ریاضیات و فیزیک نخوانده، مکتب رفته ولی معلم تحصیلکرده ندیده، ارتباط با جنس مخالف را فرصتِ تجربه نیافته، سینما، کنسرت و استادیوم فوتبال برایش بی معنا بوده... «ذهن کودک» در فرآیندی شکل گرفته که هیچ یک از ساختارهای دنیای مدرن را مجالِ تجربه نیافته.

حال آن کودک بزرگ شده، ریش بر صورت نشانده ولی تاب این را ندارد که در ساختار مدرن دولت/پارلمان/دادگستری جای شود. ذهنِ آن «کودکِ بازی نکرده»، آن کودکِ موسیقی نشنیده، آن کودکِ ریاضیات نخوانده، امروز جامه ی رجلی را پوشیده که می خواهد «وحشتِ بی هویتی» را تجربه نکند. وحشتناک ترین امر برای انسان، احساس بی هویتی است. لذا آن کودک دیروز، امروز در «تعریفِ هویت» به دین پدران نگاه می کند: آباء.

او می خواهد که به دین آباء زیست کند و لذا می خواهد هر آنچه را که از پدران در خصوص دین/فرهنگ آموخته «باز تولید» کند. اشتباه استراتژیک این است که گمان کنیم طالبان قرار است روزی روزگاری دست از افراط بکِشند. خیر! این امری محال است چرا که آن رفتار و آن ایدئولوژی، زاییدۀ ذهنهای ساده است. ذهنهایی که «ساختن» بلد نیستند ولی «منفجر کردن» را نیک بلد شده اند.
ساختن یک «فرآیند» است ولی منفجرکردن/نابود کردن، آسان است. به آسانی و با یک بشکه می توانی ساختمان عظیمی را منفجر کنی. ولی برای ساختنش باید صدها مهندس نخبه را به استخدام در آوری...

مساله اصلی طالبان با زن و امر زنانگی هم ناشی از «ایدئولوژی» نیست. زن، زیباست و «تحمل زیبایی» برای یک ذهن ساده، دشوار است. بسیار سخت است تحملِ دیدن تجلیِ زیبایی در گوشه و کنار کوچه و بازار.

آن کودکِ دیروز که در منتهای عدم بلوغ ذهنی به بلوغ جسمی رسیده، چطور و چگونه تحمل کند که یک رخسار زیبا را ببیند و «احساس بلاتکلیفی» نکند. راهکار چیست؟ منفجرش کنی؟ اگر ملاله یوسف زیّ بود که منفجرش کن و اگر نه، دختر را بپوشان. مجری تلویزیون را بپوشان. هر تجلی صریح از امر زیبا را پاک کن تا ذهن آشفته و کلافه نشود.

امروز طالب سرمست است که غرب شیطانی را از سرزمین بیرون رانده است. اما ماجرای آمریکا و طالبان، ماجرای «جنگ و نبرد» نبود. ماجرای طالبان و آمریکا ماجرای «قیمت جان» بود. یک سرباز آمریکایی پانصدهزار دلار برای دولت هزینه دارد. جان در آمریکا گران است ولی برای طالب، جان هم امری ارزان است و ساده.
نبرد آمریکا و طالبان، نبردی نابرابر بود! و این نابرابری از همان ابتدا به ضرر لشکر آمریکایی بود.

📌قسمت شگفت ماجرا اما آنجا بود که ما گمان کردیم با مردان طالب می توانیم «سخن بگوئیم» ولی با مردان سرزمین ینگه دنیا خیر. 
چرا؟ نمی دانم.

📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍2
🌲🌲🌲🌲🌲

تجربه بمن آموخته که زندگی میدان مسابقه برای جمع کردن نیست، زندگی همان نان گرمی ست در سفره صبحانه و نوشیدن چای کنار عزیزان...


#پگاه_اندیشه


@tarbd

📚📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd