💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠⚜💠
به بهانهٔ روز نکوداشت فردوسی ، ۲۵ اردیبهشت
💢نگرش فردوسی به همسرش ، از نگاه شاهنامه
در این هزار سال که از سرودن شاهنامه می گذرد ما هیچ شاعر و نویسنده و اهل قلمی را -به جز موارد بسیار نادر- سراغ نداریم که از همسر خود حتی نامی برده باشد .
آنهم مانند فرزانه توس با تعبیر های زیبا و عاشقانه ای چون
مهربان ، بت، بت مهربان، سرو بن ، ماهروی و مهربان یار .
نگارنده که غیر از حکیم توس و نظامی گنجه ای که از معشوق در جوانی از کف رفته خود " آفاق" نام برده مورد دیگری سراغ ندارد.
نظامی در خسرو و شیرین هنگام توصیف مرگ شیرین اختیار از کف می دهد و به یاد همسر جوانمرگ خود " آفاق " می افتد:
سبک رو چون بت قبچاق من بود
تو گویی کو چو خود" آفاق" من بود
از این موارد نادر که بگذریم نام و نشانی از همسر بزرگان نیست.
هنوز در عصر ما بسیاری از بزرگان برای نام بردن از همسر خود از واژه های " منزل " ، " ضعیفه" و " مستوره " استفاده می کنند.
اکنون این سرآغاز زیبا و عاشقانه بیژن و منیژه را می خوانیم.
شبی تاریک و ظلمانی حکیم توس به بی خوابی دچار می شود و سکوت سهمگین و درازآهنگی شب او را آشفته می کند .
از بستر برمی خیزد و از همسر مهربانش شمع و چراغ می خواهد آن مهربان یار نه تنها شمع و چراغ بر می افروزد بلکه :
می آورد و نار و ترنج بهی
زدود یکی جام شاهنشاهی
و شب تاریک شاعر را همچون روز می کند و.......
شبی چون شبه روی شسته به قیر
نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر
دگر گونه آرایشی کرد ماه
بسیج گذر کرد بر پیشگاه
سپهر اندر آن چادر قیر گون
تو گفتی شدستی به خواب اندرون
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد
نبد هیچ پیدا نشیب از فراز
دلم تنگ شد زان درنگ دراز
بدان تنگی اندر بجستم زجای
یکی مهربان بودم اندر سرای
خروشیدم و خواستم زو چراغ
بیامد بت مهربانم به باغ
مرا گفت شمعت چه باید همی؟
شب تیره خوابت نیاید همی؟
بدو گفتم ای بت نیم مرد خواب
بیاور یکی شمع چون آفتاب
بنه پیشم و بزم را ساز کن
به چنگ آر چنگ و می آغاز کن
برفت آن بت مهربانم زباغ
بیاورد رخشنده شمع و چراغ
می اورد و نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
گهی می گسارید و گه چنگ ساخت
تو گفتی که هاروت نیرنگ ساخت!
دلم بر همه کام پیروز کرد!
که تاری شبم خوشتر از روز کرد
مرا مهربان یار بشنو چه گفت
از ان پس که با جام گفتیم جفت
بپیمای می ،تا یکی داستان
زدفترت بر خوانم ، از باستان
پر از چاره و مهر و نیرنگ و جنگ
همه از در مرد فرهنگ و سنگ
بدان سرو بن گفتم" ای ماهروی!
مرا امشب این داستان باز گوی"
مرا گفت گر تو زمن بشنوی
به شعر آری از دفتر پهلوی،
همی گویم و هم پذیرم سپاس
کنون بشنو ای یار نیکی شناس!
یار نیکی شناس
بت
مهربان
ماهروی
سروبن
بت مهربان
فردوسی از معدود کسانی است که در تاریخ هزارساله ادبیات از همسر خود سخن گفته است.
🔺برگرفته از : شاهنامه
✍ به قلم : خداداد صالحی
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
به بهانهٔ روز نکوداشت فردوسی ، ۲۵ اردیبهشت
💢نگرش فردوسی به همسرش ، از نگاه شاهنامه
در این هزار سال که از سرودن شاهنامه می گذرد ما هیچ شاعر و نویسنده و اهل قلمی را -به جز موارد بسیار نادر- سراغ نداریم که از همسر خود حتی نامی برده باشد .
آنهم مانند فرزانه توس با تعبیر های زیبا و عاشقانه ای چون
مهربان ، بت، بت مهربان، سرو بن ، ماهروی و مهربان یار .
نگارنده که غیر از حکیم توس و نظامی گنجه ای که از معشوق در جوانی از کف رفته خود " آفاق" نام برده مورد دیگری سراغ ندارد.
نظامی در خسرو و شیرین هنگام توصیف مرگ شیرین اختیار از کف می دهد و به یاد همسر جوانمرگ خود " آفاق " می افتد:
سبک رو چون بت قبچاق من بود
تو گویی کو چو خود" آفاق" من بود
از این موارد نادر که بگذریم نام و نشانی از همسر بزرگان نیست.
هنوز در عصر ما بسیاری از بزرگان برای نام بردن از همسر خود از واژه های " منزل " ، " ضعیفه" و " مستوره " استفاده می کنند.
اکنون این سرآغاز زیبا و عاشقانه بیژن و منیژه را می خوانیم.
شبی تاریک و ظلمانی حکیم توس به بی خوابی دچار می شود و سکوت سهمگین و درازآهنگی شب او را آشفته می کند .
از بستر برمی خیزد و از همسر مهربانش شمع و چراغ می خواهد آن مهربان یار نه تنها شمع و چراغ بر می افروزد بلکه :
می آورد و نار و ترنج بهی
زدود یکی جام شاهنشاهی
و شب تاریک شاعر را همچون روز می کند و.......
شبی چون شبه روی شسته به قیر
نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر
دگر گونه آرایشی کرد ماه
بسیج گذر کرد بر پیشگاه
سپهر اندر آن چادر قیر گون
تو گفتی شدستی به خواب اندرون
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد
نبد هیچ پیدا نشیب از فراز
دلم تنگ شد زان درنگ دراز
بدان تنگی اندر بجستم زجای
یکی مهربان بودم اندر سرای
خروشیدم و خواستم زو چراغ
بیامد بت مهربانم به باغ
مرا گفت شمعت چه باید همی؟
شب تیره خوابت نیاید همی؟
بدو گفتم ای بت نیم مرد خواب
بیاور یکی شمع چون آفتاب
بنه پیشم و بزم را ساز کن
به چنگ آر چنگ و می آغاز کن
برفت آن بت مهربانم زباغ
بیاورد رخشنده شمع و چراغ
می اورد و نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
گهی می گسارید و گه چنگ ساخت
تو گفتی که هاروت نیرنگ ساخت!
دلم بر همه کام پیروز کرد!
که تاری شبم خوشتر از روز کرد
مرا مهربان یار بشنو چه گفت
از ان پس که با جام گفتیم جفت
بپیمای می ،تا یکی داستان
زدفترت بر خوانم ، از باستان
پر از چاره و مهر و نیرنگ و جنگ
همه از در مرد فرهنگ و سنگ
بدان سرو بن گفتم" ای ماهروی!
مرا امشب این داستان باز گوی"
مرا گفت گر تو زمن بشنوی
به شعر آری از دفتر پهلوی،
همی گویم و هم پذیرم سپاس
کنون بشنو ای یار نیکی شناس!
یار نیکی شناس
بت
مهربان
ماهروی
سروبن
بت مهربان
فردوسی از معدود کسانی است که در تاریخ هزارساله ادبیات از همسر خود سخن گفته است.
🔺برگرفته از : شاهنامه
✍ به قلم : خداداد صالحی
@tarbd
"تاریخ تنها مزرعه ایست که در آن هیچ دانهء سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://t.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅۲۵اردیبهشت روز نکوداشت فردوسی بزرگ...
بیا تا جهان را به بد نسپُریم
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد، پایدار...
همان بِه که نیکی بود یادگار
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بیا تا جهان را به بد نسپُریم
به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیک و بد، پایدار...
همان بِه که نیکی بود یادگار
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4
✅جواب ابلهان خاموشی است!
پورسینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب پورسینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار پورسینا نشست. شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من نبند، چرا که خر تو از کاه و یونجه او می خورد و اسب هم به خرت لگد می زند و پایش را می شکند. خر سوار آن سخن نشنیده گرفت، به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد. خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.
شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.
صاحب خر، پورسینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد. قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما پورسینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت.
قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است .........؟
روستایی گفت : این لال نیست، بلکه خود را به لال بودن زده، تا این که تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می زد....
قاضی پرسید : با تو سخن گفت .......؟ چه گفت؟
صاحب خر گفت: او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد می زند و پای خرت را می شکند.......
قاضی خندید و بر دانش پورسینا آفرین گفت.
قاضی به پورسینا گفت: حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
پورسینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد
"جواب ابلهان خاموشی است"
📚امثال و حکم-علی اکبر دهخدا
🔹عصر تاریخ
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
پورسینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب پورسینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار پورسینا نشست. شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من نبند، چرا که خر تو از کاه و یونجه او می خورد و اسب هم به خرت لگد می زند و پایش را می شکند. خر سوار آن سخن نشنیده گرفت، به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد. خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.
شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.
صاحب خر، پورسینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد. قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما پورسینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت.
قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است .........؟
روستایی گفت : این لال نیست، بلکه خود را به لال بودن زده، تا این که تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می زد....
قاضی پرسید : با تو سخن گفت .......؟ چه گفت؟
صاحب خر گفت: او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد می زند و پای خرت را می شکند.......
قاضی خندید و بر دانش پورسینا آفرین گفت.
قاضی به پورسینا گفت: حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
پورسینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد
"جواب ابلهان خاموشی است"
📚امثال و حکم-علی اکبر دهخدا
🔹عصر تاریخ
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅من درختی کلاغ بر دوشم ...
.
.
.
یک اشاره بدون انگشتم....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
.
.
.
یک اشاره بدون انگشتم....
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3😢1
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
📚📚📚 جهان یادگارست و ما رفتنی به گیتی نماند به جز مردمی به نام نکو گر بمیرم رواست مرا نام باید که تن مرگ راست #فردوسی ۲۵اردیبهشت روز نکوداشت فردوسی بزرگ 📚📚📚📚📚 "تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود" https://telegram.me/tarbd
✅ فرزندان عجب و خودشیفتگی از منظر فردوسی
✍مصطفی ملکیان
🔹فردوسی می گوید عجب یا خودشیفتگی، سه فرزند دارد:
1️⃣عدم التزام به قاعده زرین
اولا عجب یا خودشیفتگی نمی گذارد ما به قاعده زرین التزام عملی داشته باشم. قاعده زرین یا قاعده طلایی به ما می گوید ” آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند”. علت این امر آن است که قاعده زرین، موقعی صادق است که ما خود را با دیگران برابر بدانیم. کسی که دارای عجب و خودشیفتگی باشد خود را با دیگران برابر نمی داند بلکه خود را برتر از همه می داند.
2️⃣ زیاده خواهی
دومین اثر و یا فرزند عجب و خود شیفتگی، حرص و آز یا زیاده خواهی است. اگر من خودشیفته نباشم می دانم که من سهمی از عالم دارم و باید به آن قانع باشم و همه چیز را نمی خواهم. کسی که خودشیفته است به سهم خودش از عالم راضی نیست و مدام زیاده خواهی می کند و بر امور دنیوی حرص و آز می ورزد. حرص و آز یا زیاده خواهی صرفا در مورد مال و ثروت نیست بلکه متعلقات گوناگونی دارد که هر کس ممکن است به دنبال یک یا چند مورد از آنها باشد. محبوبیت، شهرت، احترام، آبرو، قدرت، ثروت و… همگی متعلق حرص و آز قرار می گیرد.
3️⃣ پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری
سومین فرزند عجب یا خودشیفتگی، پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری است. وقتی کسی خودشیفته باشد، دیگر حاضر نیست در مقابل هیچ فرد دیگری نسبت به هیچ موضوعی پاسخگو باشد. فرد خودشیفته، خود را برتر از دیگران می داند و به همین دلیل حاضر به پاسخگویی در مقابل دیگران و پذیرفتن مسئولیت رفتار و کردار خودش نیست.
🔹وقتی این سه فرزند عجب و خودشیفتگی در انسان به وجود آمد، در بیرون من دیگر قدرت داد و انصاف دادن را ندارم و بیداد و ظلم جای آن را می گیرد.
اگر من در درون آزادگی از این مادر و سه فرزند نداشته باشم، در بیرون نمی توانم ادعای آزادی کنم و رفتار آزادانه داشته باشم بلکه رفتار مستبدانه و با وعده و وعید و تهدید و.. دارم چون می خواهیم که همه بنده و عبد ما باشند.
راه رهایی از مادر رذایل اخلاقی یعنی عجب و خودشیفتگی از نظر شاهنامه فردوسی
چگونه من از خودشیفتگی رهایی یابم تا خود را برتر از دیگران ندانم؟ برای اینکه ما از امُّ الرذائل یعنی خود شیفتگی و عجب، رهایی یابیم، باید به رایگان بخشی هستی توجه کنیم. یعنی به خود رجوع کنید و بگویید کدام ویژگی مثبت شماست که می توانید به پای خودتان بنویسید یعنی به خاطر زحمات خودتان کسب کرده اید؟
وقتی چنین کاری را انجام دهید ناگاه متوجه می شوید که همه ویژگی ها و توانایی ها، را خداوند به انسان داده که فردوسی از آن همواره به نام دادار یاد می کند. و دلیل روشن برای اثبات این مطلب آن است که اگر هر یک از این توانایی را ما خودمان به خودمان می دادیم مسلماً به این حد کفایت نمی کردیم و چندین برابر آن را به خودمان می دادیم. بنابراین هرآنچه به ما داده شده، رایگان بوده و دادار به ما عطا کرده است و چیزی از خود نداریم که بخواهیم به آن بنازیم و خودشیفته باشیم. جهان و هرچه در او هست از آن دادار هستی و خداوند یکتاست.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍مصطفی ملکیان
🔹فردوسی می گوید عجب یا خودشیفتگی، سه فرزند دارد:
1️⃣عدم التزام به قاعده زرین
اولا عجب یا خودشیفتگی نمی گذارد ما به قاعده زرین التزام عملی داشته باشم. قاعده زرین یا قاعده طلایی به ما می گوید ” آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند”. علت این امر آن است که قاعده زرین، موقعی صادق است که ما خود را با دیگران برابر بدانیم. کسی که دارای عجب و خودشیفتگی باشد خود را با دیگران برابر نمی داند بلکه خود را برتر از همه می داند.
2️⃣ زیاده خواهی
دومین اثر و یا فرزند عجب و خود شیفتگی، حرص و آز یا زیاده خواهی است. اگر من خودشیفته نباشم می دانم که من سهمی از عالم دارم و باید به آن قانع باشم و همه چیز را نمی خواهم. کسی که خودشیفته است به سهم خودش از عالم راضی نیست و مدام زیاده خواهی می کند و بر امور دنیوی حرص و آز می ورزد. حرص و آز یا زیاده خواهی صرفا در مورد مال و ثروت نیست بلکه متعلقات گوناگونی دارد که هر کس ممکن است به دنبال یک یا چند مورد از آنها باشد. محبوبیت، شهرت، احترام، آبرو، قدرت، ثروت و… همگی متعلق حرص و آز قرار می گیرد.
3️⃣ پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری
سومین فرزند عجب یا خودشیفتگی، پاسخگو نبودن و عدم مسئولیت پذیری است. وقتی کسی خودشیفته باشد، دیگر حاضر نیست در مقابل هیچ فرد دیگری نسبت به هیچ موضوعی پاسخگو باشد. فرد خودشیفته، خود را برتر از دیگران می داند و به همین دلیل حاضر به پاسخگویی در مقابل دیگران و پذیرفتن مسئولیت رفتار و کردار خودش نیست.
🔹وقتی این سه فرزند عجب و خودشیفتگی در انسان به وجود آمد، در بیرون من دیگر قدرت داد و انصاف دادن را ندارم و بیداد و ظلم جای آن را می گیرد.
اگر من در درون آزادگی از این مادر و سه فرزند نداشته باشم، در بیرون نمی توانم ادعای آزادی کنم و رفتار آزادانه داشته باشم بلکه رفتار مستبدانه و با وعده و وعید و تهدید و.. دارم چون می خواهیم که همه بنده و عبد ما باشند.
راه رهایی از مادر رذایل اخلاقی یعنی عجب و خودشیفتگی از نظر شاهنامه فردوسی
چگونه من از خودشیفتگی رهایی یابم تا خود را برتر از دیگران ندانم؟ برای اینکه ما از امُّ الرذائل یعنی خود شیفتگی و عجب، رهایی یابیم، باید به رایگان بخشی هستی توجه کنیم. یعنی به خود رجوع کنید و بگویید کدام ویژگی مثبت شماست که می توانید به پای خودتان بنویسید یعنی به خاطر زحمات خودتان کسب کرده اید؟
وقتی چنین کاری را انجام دهید ناگاه متوجه می شوید که همه ویژگی ها و توانایی ها، را خداوند به انسان داده که فردوسی از آن همواره به نام دادار یاد می کند. و دلیل روشن برای اثبات این مطلب آن است که اگر هر یک از این توانایی را ما خودمان به خودمان می دادیم مسلماً به این حد کفایت نمی کردیم و چندین برابر آن را به خودمان می دادیم. بنابراین هرآنچه به ما داده شده، رایگان بوده و دادار به ما عطا کرده است و چیزی از خود نداریم که بخواهیم به آن بنازیم و خودشیفته باشیم. جهان و هرچه در او هست از آن دادار هستی و خداوند یکتاست.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
📍خطر لنز های چشمی حاوی ترکیبات سرطان زا برای سلامتی
🔹یک مطالعه جدید توسط متخصصان در آمریکا نشان داده است که بسیاری از لنزهای چشمی نرم از ترکیباتی ساخته شدهاند که با بروز مجموعهای از مشکلات سلامتی از جمله سرطان، بیماریهای کبد و کلیه، اختلالات خودایمنی و مشکلاتباروری مرتبط هستند./ بهداشتنیوز
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹یک مطالعه جدید توسط متخصصان در آمریکا نشان داده است که بسیاری از لنزهای چشمی نرم از ترکیباتی ساخته شدهاند که با بروز مجموعهای از مشکلات سلامتی از جمله سرطان، بیماریهای کبد و کلیه، اختلالات خودایمنی و مشکلاتباروری مرتبط هستند./ بهداشتنیوز
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ مستند مساجد تاریخی و حسینیه های زواره ....
🔹زواره زمانی قلب تپنده و قطب اقتصادی کویر ایران بود. شهری که در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و جوش و خروش تجارت در آن لحظه ای آرام نمی گرفت. امروزه نشانه های ناچیزی از آن همه هیاهو و رونق باقی مانده است و بازار بزرگ زواره در فراموشی تاریخ به خوابی ملال آور رفته است.
🔹فیلم از عصر ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹زواره زمانی قلب تپنده و قطب اقتصادی کویر ایران بود. شهری که در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و جوش و خروش تجارت در آن لحظه ای آرام نمی گرفت. امروزه نشانه های ناچیزی از آن همه هیاهو و رونق باقی مانده است و بازار بزرگ زواره در فراموشی تاریخ به خوابی ملال آور رفته است.
🔹فیلم از عصر ایران
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅عکسی وزین و شاید هرگز تکرار نشدنی!
بيش از ٨٨ سال پیش در ۱۲ مهرماه سال ۱۳۱۳ کنگره هزاره حکیم ابوالقاسم فردوسی در تهران گشایش یافت. در این کنگره افزون بر بزرگترین ادیبان و مورخان ایرانی همچون عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، محمدتقی بهار، ابراهیم پورداود، رضازاده شفق، نصرالله فلسفی، عبدالعظیم قریب، احمد کسروی، حسن پیرنیا، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، جلالالدین همایی و غلامرضا رشید یاسمی، چهل نفر از بزرگترین شرقشناسان و ایرانشناسان جهان مانند آرتور کریستنسن از دانمارک، ولادیمیر مینورسکی استاد دانشگاه لندن، هانری ماسه از فرانسه، فریدریش زاره از آلمان، یوری نیکولایویچ مار از شوروی و آشیکاگا آتسوجی از ژاپن حضور داشتند. این عکس، شرکتکنندگان در کنگره فردوسی را در مدرسه دارالفنون نشان میدهد. تا به امروز، هرگز این همه ایرانشناس در قاب یک عکس جا نگرفتهاند و شاید هرگز نیز چنین نشود!...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
بيش از ٨٨ سال پیش در ۱۲ مهرماه سال ۱۳۱۳ کنگره هزاره حکیم ابوالقاسم فردوسی در تهران گشایش یافت. در این کنگره افزون بر بزرگترین ادیبان و مورخان ایرانی همچون عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، محمدتقی بهار، ابراهیم پورداود، رضازاده شفق، نصرالله فلسفی، عبدالعظیم قریب، احمد کسروی، حسن پیرنیا، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، جلالالدین همایی و غلامرضا رشید یاسمی، چهل نفر از بزرگترین شرقشناسان و ایرانشناسان جهان مانند آرتور کریستنسن از دانمارک، ولادیمیر مینورسکی استاد دانشگاه لندن، هانری ماسه از فرانسه، فریدریش زاره از آلمان، یوری نیکولایویچ مار از شوروی و آشیکاگا آتسوجی از ژاپن حضور داشتند. این عکس، شرکتکنندگان در کنگره فردوسی را در مدرسه دارالفنون نشان میدهد. تا به امروز، هرگز این همه ایرانشناس در قاب یک عکس جا نگرفتهاند و شاید هرگز نیز چنین نشود!...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍3
✅از قديسى پرسيدند :
خشم چيست ؟!
او پاسخ زيبايى داد : خشم مجازاتى ست كه
ما به خودمان ميدهيم
به خاطر اشتباه يک نفر ديگر!
🔹عصر تاریخ
🌌شب تان آرام...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
خشم چيست ؟!
او پاسخ زيبايى داد : خشم مجازاتى ست كه
ما به خودمان ميدهيم
به خاطر اشتباه يک نفر ديگر!
🔹عصر تاریخ
🌌شب تان آرام...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
👍4
🌾🌾🌾🌾🌾🌾
.
در طلبت رها شدم درد شدم دوا شدم
من نه منم شما شدم تا ز خودم جدا شدم
نغمه منم نوا منم شوق منم شعف منم
سوز فراغ نے منم شور سماع دف منم
روز تویے روزه تویے حاصل دریوزه تویی
آب تویے ڪوزه تویے آب ده این بار مرا
حضرت مولانا
🌿🌿🌿☘🌿🌿🌿
روزتان سرشار از شور زندگی
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
.
در طلبت رها شدم درد شدم دوا شدم
من نه منم شما شدم تا ز خودم جدا شدم
نغمه منم نوا منم شوق منم شعف منم
سوز فراغ نے منم شور سماع دف منم
روز تویے روزه تویے حاصل دریوزه تویی
آب تویے ڪوزه تویے آب ده این بار مرا
حضرت مولانا
🌿🌿🌿☘🌿🌿🌿
روزتان سرشار از شور زندگی
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
📍اخیراً به کاربران در پیام رسان بله پیامی مبنی بر بروزرسانی یا دریافت اپلیکشن بام بانک ملی ارسال می شود که در ادامه پس از دریافت بدافزار، فرد کلاهبردار به پیامک های گوشی همراه قربانی دسترسی پیدا کرده و حساب بانکی او را پس از دریافت رمز پویا خالی می کند.
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅اردوغان؛ اسلامگرای متفاوت
✍احمد زیدآبادی
اضافه شدن حدود نیمدرصد آراء یک نامزد ریاستجمهوری در دور دوم انتخابات، بهطور طبیعی بسیار سهلتر از اضافه شدن بیش از پنج درصد آراء رقیب اوست. بنابراین اگر اتفاق محیرالعقولی رخ ندهد، رجبطیباردوغان فقط گام بسیار کوتاهی برای تمدید سلطۀ بیستسالۀ خود بر ترکیه پیشِ رو دارد.
به نظر نمیرسد، حتی حمایت رسمی و قاطع سنان اوغان، نامزد سوم انتخابات ریاستجمهوری ترکیه از کمال قلیچداراوغلو، مانع بزرگی در مسیر تمدید قدرت اردوغان پدید آورد، زیرا بسیار بعید است که تمامی حامیان اوغان بهطور یکپارچه به نامزد معرفیشده از طرف او رأی دهند.
با این همه، سنان اوغان هم حمایت از قلیچداراوغلو را به موافقت او با حذف حزب «دموکراتیک خلقها» از دایرۀ سیاست ترکیه مشروط کرده است؛ شرطی که پذیرش آن از سوی قلیچدار، سبب ریزش آراء او در بین بخشی از کردهای ترکیه میشود.
عملکرد رجب طیب اردوغان مشخصاً پس از کودتای نافرجام هفت سال پیش علیه او، مورد نقد و حملۀ شدید رسانهها و محافل بینالمللی قرار گرفته است و از این رو، موفقیت او در کسب نزدیک به نیمی از آراء شهروندان ترکیه را میتوان به برخی مهارتهای سیاسی او نسبت داد.
اردوغان سیاستمداری
بسیار پرتحرک و متغیر است تا جایی که میتوان او را بعضاً سردرگم یا ماجراجو یا فرصتطلب هم نامید.
با این همه ظاهراً بسیاری از مردم ترکیه در تغییر مستمر مواضع او در برابر مسائل جهانی و منطقهای، نوعی پویایی میبینند که منافع سیال کشورشان را تأمین میکند.
چنین خصلتی از یک سیاستمدار اسلامگرا در نزد مردمش ظاهراً هیجانانگیز به نظر میرسد چراکه او را از سایر نیروهای سیاسی اسلامگرا در دنیای اسلام متمایز میسازد.
نیروهای سیاسی اسلامگرا در سراسر جهان اسلام عمدتاً خود را پابند تفسیری از دیانت کردهاند که مجال هر نوع پویایی و تغییر و تحول را از آنها سلب میکند و در دایرهای از انجماد و تصلب ایدئولوژیک گرفتار میسازد.
این نگاه ایستا علاوه بر آنکه امکان تطبیق با شرایطِ همواره در گذرِ سیاسی و اقتصادی و بینالمللی را نمیدهد، از تأمین حداقلی از منافع ملی کشورشان نیز باز میدارد و جامعه را به قهقرا و تباهی میبرد.
اردوغان اما صرفنظر از آنچه به زبان میآورد، باور به تحول دائمی موقعیتها و لزوم انعطاف همیشگی دولتش برای ایفای نقش تازه و مناسب در آنها، اصلِ نخست سیاستورزی اوست.
او بیش از هر سیاستمداری در جهان، توان چرخشهای ناگهانی در سیاست خارجی خود را دارد. او هیچ دوست و دشمن دائمی برای کشور خود تعریف نکرده است و به همین دلیل نیز دایرۀ مانورش برای چرخشهای لحظهای بیاندازه وسیع است.
او قاعدتاً در این زمینه افراط میکند، زیرا به نظر میرسد مزاجی کموبیش عصبی دارد و در تصمیمگیری شتاب میورزد. اما بسیاری از شهروندان ترکیه مایلند بر مزاج عصبی و شتاب افراطی او در تغییر جهتهای ناگهانی چشم ببندند و از طریق مقایسۀ رفتارش با جمود و ایستایی سیاسی سایر اسلامگرایان جهان، او را پیگیر و تأمینکنندۀ منافع ملی کشورشان قلمداد کنند.
در واقع این فقط اردوغان است که میتواند، رابطۀ کشورش با روسیه را تا مرز اعلانِ جنگ پیش ببرد و سپس با چرخشی لحظهای چنان مسیر دوستی با ولادیمیر پوتین را بگشاید که بهرغم عضویت کشورش در پیمان نظامی ناتو، تجاوز روسیه به اوکراین، تأثیری بر روابط صمیمانهاش با رهبران کرملین به جا نگذارد.
اردوغان همین نوع چرخش را در برابر اسرائیل نیز به کار گرفته و فاصلۀ اعلام دشمنی با اسرائیل و میزبانی رهبران حماس در استانبول و آنکارا تا در پیش گرفتن سیاستی دوستانه در برابر تلآویو را به سرعت طی کرده است.
رابطه با مصر و عربستان و امارات و اخیراً سوریه نیز از این قاعده مستثنی نبوده است.
این قبیل چرخشها متحدان غربی ترکیه را نسبت به رفتار اردوغان بیاعتماد و ظنین کرده است، اما این سیاست بسیاری از مردم ترکیه را نگران نمیکند و همین نکته برای اردوغان اهمیت دارد.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍احمد زیدآبادی
اضافه شدن حدود نیمدرصد آراء یک نامزد ریاستجمهوری در دور دوم انتخابات، بهطور طبیعی بسیار سهلتر از اضافه شدن بیش از پنج درصد آراء رقیب اوست. بنابراین اگر اتفاق محیرالعقولی رخ ندهد، رجبطیباردوغان فقط گام بسیار کوتاهی برای تمدید سلطۀ بیستسالۀ خود بر ترکیه پیشِ رو دارد.
به نظر نمیرسد، حتی حمایت رسمی و قاطع سنان اوغان، نامزد سوم انتخابات ریاستجمهوری ترکیه از کمال قلیچداراوغلو، مانع بزرگی در مسیر تمدید قدرت اردوغان پدید آورد، زیرا بسیار بعید است که تمامی حامیان اوغان بهطور یکپارچه به نامزد معرفیشده از طرف او رأی دهند.
با این همه، سنان اوغان هم حمایت از قلیچداراوغلو را به موافقت او با حذف حزب «دموکراتیک خلقها» از دایرۀ سیاست ترکیه مشروط کرده است؛ شرطی که پذیرش آن از سوی قلیچدار، سبب ریزش آراء او در بین بخشی از کردهای ترکیه میشود.
عملکرد رجب طیب اردوغان مشخصاً پس از کودتای نافرجام هفت سال پیش علیه او، مورد نقد و حملۀ شدید رسانهها و محافل بینالمللی قرار گرفته است و از این رو، موفقیت او در کسب نزدیک به نیمی از آراء شهروندان ترکیه را میتوان به برخی مهارتهای سیاسی او نسبت داد.
اردوغان سیاستمداری
بسیار پرتحرک و متغیر است تا جایی که میتوان او را بعضاً سردرگم یا ماجراجو یا فرصتطلب هم نامید.
با این همه ظاهراً بسیاری از مردم ترکیه در تغییر مستمر مواضع او در برابر مسائل جهانی و منطقهای، نوعی پویایی میبینند که منافع سیال کشورشان را تأمین میکند.
چنین خصلتی از یک سیاستمدار اسلامگرا در نزد مردمش ظاهراً هیجانانگیز به نظر میرسد چراکه او را از سایر نیروهای سیاسی اسلامگرا در دنیای اسلام متمایز میسازد.
نیروهای سیاسی اسلامگرا در سراسر جهان اسلام عمدتاً خود را پابند تفسیری از دیانت کردهاند که مجال هر نوع پویایی و تغییر و تحول را از آنها سلب میکند و در دایرهای از انجماد و تصلب ایدئولوژیک گرفتار میسازد.
این نگاه ایستا علاوه بر آنکه امکان تطبیق با شرایطِ همواره در گذرِ سیاسی و اقتصادی و بینالمللی را نمیدهد، از تأمین حداقلی از منافع ملی کشورشان نیز باز میدارد و جامعه را به قهقرا و تباهی میبرد.
اردوغان اما صرفنظر از آنچه به زبان میآورد، باور به تحول دائمی موقعیتها و لزوم انعطاف همیشگی دولتش برای ایفای نقش تازه و مناسب در آنها، اصلِ نخست سیاستورزی اوست.
او بیش از هر سیاستمداری در جهان، توان چرخشهای ناگهانی در سیاست خارجی خود را دارد. او هیچ دوست و دشمن دائمی برای کشور خود تعریف نکرده است و به همین دلیل نیز دایرۀ مانورش برای چرخشهای لحظهای بیاندازه وسیع است.
او قاعدتاً در این زمینه افراط میکند، زیرا به نظر میرسد مزاجی کموبیش عصبی دارد و در تصمیمگیری شتاب میورزد. اما بسیاری از شهروندان ترکیه مایلند بر مزاج عصبی و شتاب افراطی او در تغییر جهتهای ناگهانی چشم ببندند و از طریق مقایسۀ رفتارش با جمود و ایستایی سیاسی سایر اسلامگرایان جهان، او را پیگیر و تأمینکنندۀ منافع ملی کشورشان قلمداد کنند.
در واقع این فقط اردوغان است که میتواند، رابطۀ کشورش با روسیه را تا مرز اعلانِ جنگ پیش ببرد و سپس با چرخشی لحظهای چنان مسیر دوستی با ولادیمیر پوتین را بگشاید که بهرغم عضویت کشورش در پیمان نظامی ناتو، تجاوز روسیه به اوکراین، تأثیری بر روابط صمیمانهاش با رهبران کرملین به جا نگذارد.
اردوغان همین نوع چرخش را در برابر اسرائیل نیز به کار گرفته و فاصلۀ اعلام دشمنی با اسرائیل و میزبانی رهبران حماس در استانبول و آنکارا تا در پیش گرفتن سیاستی دوستانه در برابر تلآویو را به سرعت طی کرده است.
رابطه با مصر و عربستان و امارات و اخیراً سوریه نیز از این قاعده مستثنی نبوده است.
این قبیل چرخشها متحدان غربی ترکیه را نسبت به رفتار اردوغان بیاعتماد و ظنین کرده است، اما این سیاست بسیاری از مردم ترکیه را نگران نمیکند و همین نکته برای اردوغان اهمیت دارد.
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ ویدئوی دیدنی از فروشگاه کوروش
🔹 خیابان ولیعصر تهران ....دهه پنجاه خورشیدی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 خیابان ولیعصر تهران ....دهه پنجاه خورشیدی
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅جنبش مردان...
✍فاطمه علمدار
احمد کسروی دهه شصتی بود.ناصرالدین شاه که کشته شد،داشت کودکی اش را میگذراند و یادش بود که آن روزها در دادگاههای تبریز،شهادت مردی که موهای سرش را نمیتراشید نمی پذیرفتند،چون مسلمان که وضو میگیرد باید مسح سر بکشد و تری دستش به پوست سرش برسد و مردی که جلوی سرش مو داشت یعنی اهل نماز نبود.ریش نماد مردانگی بود و مردی که ریشش را میتراشید حتما میخواست مفعول جنسی مردان دیگر شود...
جعفر شهری دهه نودی بود.چشم که باز کرد محمدعلی شاه رفته بود و دانشجوهای از فرنگ برگشته داشتند رویای ایران جدیدشان را در مدرسه ها و روزنامه ها میپروراندند.شهری یادش بود که آن روزها مردها لباسهای چندلایه و گشادی میپوشیدند که حجم اعضای بدنشان را بپوشاند و فقط صورت و دستهایشان معلوم باشد.میگفت زشتی اینکه مردی کلاهش بیفتد و سرش معلوم شود همانقدر بود که زنی بی چادر باشد.
ابراهیم خواجه نوری دهه هفتادی بود.۲۲سالش بود که در نشریه اش نوشت زنها چادر و روبنده نداشته باشند هم بد نیست و۴ماه رفت زندان.۱۳۰۴ با دوستانش تصمیم گرفتند به جای کلاه قاجاری،کلاه پهلوی برسر بگذارند و در خیابانها راه بروند تا مردم بفهمند هویت فرد مسلمان یا ایرانی وابسته به لباسش نیست.روزهایی بود که با کلاه پهلوی در خیابان راه رفتن نماد مقاومت بود.مقاومت خشونت پرهیز!و خب آنقدر کتک خوردند که ۱۳۰۷شد و قانون اصلاح پوشش مردان کلاه پهلوی را اجباری کرد.
۷۰سال از اولین اعزام دانشجویان ایرانی به اروپا گذشته بود که بالاخره به خودشان جرات دادند که داخل ایران هم با کت و شلوار راه بروند و کم کم طبقه ممتاز جدیدی را شکل بدهند که دانش نوین غربی را میداند و میتواند مشاغل بالای دولتی را بگیرد و با سرمایه فرهنگی و سیاسی اش،خودش را بکند الگوی"مرد تراز ایرانی" و روحانی و کاسب و تاجر و روستایی و شازده ای که مثل او فکر نمیکند را عقب مانده و محافظه کار و کهنه پرست بخواند و علیه آنها مقاله چاپ کند که به عقاید پوسیده شان چسبیده اند و نمیگذارند کشور پیشرفت کند.البته که آنها هم به اینها میگفتند فکلی و فرنگی مآب.
۱۳۰۷کلاه پهلوی شد آخرین حلقه اتصال مردان با لباس ایرانی.به دانشجویانی که برای تحصیل اعزام میشدند اروپا،کت و شلوار و کراوات میدادند و کلاه پهلوی،هرچند که کلاه پهلوی شبیه کلاه کارگران راه آهن اروپا بود و ظاهر دانشجویان ایرانی مایه خنده اروپاییان میشد.
قانون اصلاح پوشش که ابلاغ شد،مردهایی که به لباسهای گشادشان عادت کرده بودند و کت و شلوار معذبشان میکرد؛عبا و دستار میپوشیدند روی این لباس نجس اجنبی و وقت ورود به ادارات یا مدارس آنها را در می آوردند و کلاه پهلوی به سر میگذاشتند.کلاهی که چون لبه داشت نمیشد با آن سجده کرد و پیشانی را درست بر مهر گذاشت و همزمان عده ای داشتند بحث میکردند که "مردِ تراز" در فضای بسته کلاهش را بر میدارد و اصلا کی گفته سر مردها نباید برهنه شود...
۱۳۱۴ که قرار شد زنان چادر و روبنده را بردارند،مردها هم موظف شدند به جای کلاه پهلوی یا ملی،کلاه شاپو یا بین المللی استفاده کنند.حتی اجازه تنوع در پوشش کلاه هم بهشان داده شد و وزارت داخله دفترچه راهنمایی منتشر کرد راجع به کارکرد انواع کلاه ها و اینکه کجا باید کلاه را برداشت.
اصلاح پوشش قرار بود همه مردها را شبیه هم کند و باعث شود هویتهای قومی و مذهبی و قبیله ای شان را حل کنند در هویت ملی جدید.قرار بود یک عرصه عمومی یکدست و منظم بسازد از مردان جدید اهل ورزش و سالم که هم تحصیلکرده بودند و هم میهن پرست.مردانی که میفهمیدند برای حفظ شان کشورشان در مقابل غربیها باید قید همجنسگرایی و چندهمسری و کودک همسری را بزنند و با زنان ایرانی ازدواج کنند که آنها هم تحصیلکرده باشند و بتوانند بشوند مدیرخانه و مسئول تربیت کودکان.
روزگاری بود که کت و شلوار نپوشیدن و ریش نتراشیدن و کلاه برنداشتن و نفرستادن دختران به مدرسه، نماد مقاومت در برابر اجنبی و حفظ هویت اسلامی بود و مردان متشرع برایش هزینه میدادند.
رضاشاه که رفت بعضی از متشرعین برگشتند به پوشش خودشان ولی جوانترهایشان با همان لباسی که با آن جامعه پذیر شده بودند ماندند.حسین امامی که عضو فداییان اسلام بود و سال ۱۳۲۴کسروی را کشت و سال۱۳۲۸هژیر را،کت و شلوار میپوشید و سربرهنه بود،انگار نه انگار که تا همین۱۰سال قبل برهنگیِ سرِ مردان شرم آور بود و برایش وااسلاما میگفتند.
۵۰سال بعد از روزهای کودکی شهری،مردی که بدون عمامه دیدنش هیچ معنایی به جز سادگی و صمیمت برای مردم نداشت،شد رهبر انقلابی اسلامی و شهدایی با موهای پرپشت و مجعد و زیبا شدند الگوی جوانان مومن انقلابی..
✍فاطمه علمدار
احمد کسروی دهه شصتی بود.ناصرالدین شاه که کشته شد،داشت کودکی اش را میگذراند و یادش بود که آن روزها در دادگاههای تبریز،شهادت مردی که موهای سرش را نمیتراشید نمی پذیرفتند،چون مسلمان که وضو میگیرد باید مسح سر بکشد و تری دستش به پوست سرش برسد و مردی که جلوی سرش مو داشت یعنی اهل نماز نبود.ریش نماد مردانگی بود و مردی که ریشش را میتراشید حتما میخواست مفعول جنسی مردان دیگر شود...
جعفر شهری دهه نودی بود.چشم که باز کرد محمدعلی شاه رفته بود و دانشجوهای از فرنگ برگشته داشتند رویای ایران جدیدشان را در مدرسه ها و روزنامه ها میپروراندند.شهری یادش بود که آن روزها مردها لباسهای چندلایه و گشادی میپوشیدند که حجم اعضای بدنشان را بپوشاند و فقط صورت و دستهایشان معلوم باشد.میگفت زشتی اینکه مردی کلاهش بیفتد و سرش معلوم شود همانقدر بود که زنی بی چادر باشد.
ابراهیم خواجه نوری دهه هفتادی بود.۲۲سالش بود که در نشریه اش نوشت زنها چادر و روبنده نداشته باشند هم بد نیست و۴ماه رفت زندان.۱۳۰۴ با دوستانش تصمیم گرفتند به جای کلاه قاجاری،کلاه پهلوی برسر بگذارند و در خیابانها راه بروند تا مردم بفهمند هویت فرد مسلمان یا ایرانی وابسته به لباسش نیست.روزهایی بود که با کلاه پهلوی در خیابان راه رفتن نماد مقاومت بود.مقاومت خشونت پرهیز!و خب آنقدر کتک خوردند که ۱۳۰۷شد و قانون اصلاح پوشش مردان کلاه پهلوی را اجباری کرد.
۷۰سال از اولین اعزام دانشجویان ایرانی به اروپا گذشته بود که بالاخره به خودشان جرات دادند که داخل ایران هم با کت و شلوار راه بروند و کم کم طبقه ممتاز جدیدی را شکل بدهند که دانش نوین غربی را میداند و میتواند مشاغل بالای دولتی را بگیرد و با سرمایه فرهنگی و سیاسی اش،خودش را بکند الگوی"مرد تراز ایرانی" و روحانی و کاسب و تاجر و روستایی و شازده ای که مثل او فکر نمیکند را عقب مانده و محافظه کار و کهنه پرست بخواند و علیه آنها مقاله چاپ کند که به عقاید پوسیده شان چسبیده اند و نمیگذارند کشور پیشرفت کند.البته که آنها هم به اینها میگفتند فکلی و فرنگی مآب.
۱۳۰۷کلاه پهلوی شد آخرین حلقه اتصال مردان با لباس ایرانی.به دانشجویانی که برای تحصیل اعزام میشدند اروپا،کت و شلوار و کراوات میدادند و کلاه پهلوی،هرچند که کلاه پهلوی شبیه کلاه کارگران راه آهن اروپا بود و ظاهر دانشجویان ایرانی مایه خنده اروپاییان میشد.
قانون اصلاح پوشش که ابلاغ شد،مردهایی که به لباسهای گشادشان عادت کرده بودند و کت و شلوار معذبشان میکرد؛عبا و دستار میپوشیدند روی این لباس نجس اجنبی و وقت ورود به ادارات یا مدارس آنها را در می آوردند و کلاه پهلوی به سر میگذاشتند.کلاهی که چون لبه داشت نمیشد با آن سجده کرد و پیشانی را درست بر مهر گذاشت و همزمان عده ای داشتند بحث میکردند که "مردِ تراز" در فضای بسته کلاهش را بر میدارد و اصلا کی گفته سر مردها نباید برهنه شود...
۱۳۱۴ که قرار شد زنان چادر و روبنده را بردارند،مردها هم موظف شدند به جای کلاه پهلوی یا ملی،کلاه شاپو یا بین المللی استفاده کنند.حتی اجازه تنوع در پوشش کلاه هم بهشان داده شد و وزارت داخله دفترچه راهنمایی منتشر کرد راجع به کارکرد انواع کلاه ها و اینکه کجا باید کلاه را برداشت.
اصلاح پوشش قرار بود همه مردها را شبیه هم کند و باعث شود هویتهای قومی و مذهبی و قبیله ای شان را حل کنند در هویت ملی جدید.قرار بود یک عرصه عمومی یکدست و منظم بسازد از مردان جدید اهل ورزش و سالم که هم تحصیلکرده بودند و هم میهن پرست.مردانی که میفهمیدند برای حفظ شان کشورشان در مقابل غربیها باید قید همجنسگرایی و چندهمسری و کودک همسری را بزنند و با زنان ایرانی ازدواج کنند که آنها هم تحصیلکرده باشند و بتوانند بشوند مدیرخانه و مسئول تربیت کودکان.
روزگاری بود که کت و شلوار نپوشیدن و ریش نتراشیدن و کلاه برنداشتن و نفرستادن دختران به مدرسه، نماد مقاومت در برابر اجنبی و حفظ هویت اسلامی بود و مردان متشرع برایش هزینه میدادند.
رضاشاه که رفت بعضی از متشرعین برگشتند به پوشش خودشان ولی جوانترهایشان با همان لباسی که با آن جامعه پذیر شده بودند ماندند.حسین امامی که عضو فداییان اسلام بود و سال ۱۳۲۴کسروی را کشت و سال۱۳۲۸هژیر را،کت و شلوار میپوشید و سربرهنه بود،انگار نه انگار که تا همین۱۰سال قبل برهنگیِ سرِ مردان شرم آور بود و برایش وااسلاما میگفتند.
۵۰سال بعد از روزهای کودکی شهری،مردی که بدون عمامه دیدنش هیچ معنایی به جز سادگی و صمیمت برای مردم نداشت،شد رهبر انقلابی اسلامی و شهدایی با موهای پرپشت و مجعد و زیبا شدند الگوی جوانان مومن انقلابی..
😢1😡1
۱۳۰۳،میرزاده عشقی به قمرالملوک دل و جرات میداد که بتواند کنسرتش را بیحجاب اجرا کند و نترسد که ببرندش شهربانی.۱۳۰۴،مردی کلاه پهلوی پوشید و کتک خورد و ۱۴۰۲ مردان تهدید میشوند که کراوات و شلوارک و آستین کوتاه نپوشند...
و تاریخ راه خودش را میرود...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
و تاریخ راه خودش را میرود...
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from معلومات عمومی
در هنگامی که عابر بانگ کارت بانکی را میخورد قشار دادن کدام دکمه همراه با دکمه انصراف کارت را بر میگرداند؟
Anonymous Quiz
20%
ثبت
68%
صفر
8%
یک
4%
پنج
☘☘☘
زمانی که وارد جمعی می شوی،
لباس هایت معرف تو هستند...
و زمانی که خارج می شوی،
افکار و سخنانت ...
👤 لئو تولستوی
🍃🍃🍃
پگاه تون به نیکی و شادمانی
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زمانی که وارد جمعی می شوی،
لباس هایت معرف تو هستند...
و زمانی که خارج می شوی،
افکار و سخنانت ...
👤 لئو تولستوی
🍃🍃🍃
پگاه تون به نیکی و شادمانی
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅به مناسبت ۲۸ اردیبهشت...
🔹روز جهانی موزه و میراث فرهنگی
تاریخچه تشکیل موزه در ایران...
تصاویر ناب قاجاری....
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹روز جهانی موزه و میراث فرهنگی
تاریخچه تشکیل موزه در ایران...
تصاویر ناب قاجاری....
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd