Forwarded from عبدالكريم سروش
دو آیه متفاوت در قرآن است که هر یک مشخصه یکی از دو جریان رقیب است. با نگاهی به این دو آیه می توان به این مسأله پی برد که چطور یک جریان، مغلوب جریان دیگر شد. این دو آیه محل دقیق نزاع را میان اشاعره و معتزله نشان می دهد. این دو آیه، دو خدای متفاوت را به ما معرفی میکند.
آیه اول این است: لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ
این آیه حکایت از آن دارد که خدا، خدایی قاهر است که پاسخگوی هیچ کس نیست و کسی نمی تواند تصمیم ها و افعال او را به محک نقد اخلاقی بزند. این تلقی از خدا یا همان خدای اشعری، در سنت اسلامی به تلقی رایج و غالب تبدیل شد. اما آیه دیگری هم در قرآن هست که به گونه ای بسیار شفاف و روشن، دیدگاهی دیگر را باز مینمایاند.
آیه چنین است:رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ .
در این آیه خدا می گوید که من در مقام خداوندی، کارهایی راانجام می دهم تا مردم نتوانند عیبی در کار من پیدا کنند و دلیلی علیه من اقامه کنند. یعنی من که خدا هستم، افعالم می تواند مورد داوری قرار بگیرد و آدمیان حق دارند در مورد افعال من داوری اخلاقی و عقلانی بکنند.در واقع خدا، خود را درمقام پاسخگویی قرار می دهد. او مطابق این آیه می کوشد از خود دفاع کند تا کارهای دفاع پذیر عقلانی و اخلاقی انجام دهد. او بر این باور است که مردم حق دارند او را مورد پرسش قرار دهند و از او بازخواست کنند.
پس در سنت اسلامی ما با دو خدا مواجهیم:
خدایی که پاسخگوست و خدایی دیگر که قاهر است و ورای پاسخگویی است.
امروزه در جهان اسلام، این خدای دوم یعنی خدای قاهر و غیر پاسخگوست که پرستیده می شود. اما ما می توانستیم خدای دیگری را بپرستیم. می توانستیم تصور و تلقی دیگری از خدا را داشته باشیم.
البته كه اگر خدا غیر پاسخگو باشد، نماینده او در زمین هم غیر پاسخگو خواهد بود و برعکس.
@DrSoroush
آیه اول این است: لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ
این آیه حکایت از آن دارد که خدا، خدایی قاهر است که پاسخگوی هیچ کس نیست و کسی نمی تواند تصمیم ها و افعال او را به محک نقد اخلاقی بزند. این تلقی از خدا یا همان خدای اشعری، در سنت اسلامی به تلقی رایج و غالب تبدیل شد. اما آیه دیگری هم در قرآن هست که به گونه ای بسیار شفاف و روشن، دیدگاهی دیگر را باز مینمایاند.
آیه چنین است:رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ .
در این آیه خدا می گوید که من در مقام خداوندی، کارهایی راانجام می دهم تا مردم نتوانند عیبی در کار من پیدا کنند و دلیلی علیه من اقامه کنند. یعنی من که خدا هستم، افعالم می تواند مورد داوری قرار بگیرد و آدمیان حق دارند در مورد افعال من داوری اخلاقی و عقلانی بکنند.در واقع خدا، خود را درمقام پاسخگویی قرار می دهد. او مطابق این آیه می کوشد از خود دفاع کند تا کارهای دفاع پذیر عقلانی و اخلاقی انجام دهد. او بر این باور است که مردم حق دارند او را مورد پرسش قرار دهند و از او بازخواست کنند.
پس در سنت اسلامی ما با دو خدا مواجهیم:
خدایی که پاسخگوست و خدایی دیگر که قاهر است و ورای پاسخگویی است.
امروزه در جهان اسلام، این خدای دوم یعنی خدای قاهر و غیر پاسخگوست که پرستیده می شود. اما ما می توانستیم خدای دیگری را بپرستیم. می توانستیم تصور و تلقی دیگری از خدا را داشته باشیم.
البته كه اگر خدا غیر پاسخگو باشد، نماینده او در زمین هم غیر پاسخگو خواهد بود و برعکس.
@DrSoroush
Forwarded from رشتی با فرهنگ
💠امروز هشتم مارس ، برابر با ۱۸ اسفند
روز بزرگداشت مقام زن در دنیاست..
این روز،بر تمام "مهربانوان"
وطنم خجسته باد.
┏━ 🍁 ━┓
⠀ @Rashti_ba_farhang 💯
┗━ 🍁━┛
روز بزرگداشت مقام زن در دنیاست..
این روز،بر تمام "مهربانوان"
وطنم خجسته باد.
┏━ 🍁 ━┓
⠀ @Rashti_ba_farhang 💯
┗━ 🍁━┛
Forwarded from آفتاب حقوقی
👇راهبرد نوگرایی و اصلاحطلبی در آرمان سید جمالالدین اسدآبادی
🔶سید جمالالدین اسدآبادی در آبان 1217 شمسی یا نوامبر 1838 میلادی یک دهه پس از دور دوم جنگهای ایران و روس و عهدنامه ترکمنچای، در اسدآباد همدان در ایران به دنیا آمد. وی زبان عربی و مقدمات علوم دینی را در همان زادگاه خود آموخت و پس از آن به قزوین و تهران رفت و از پی آن عازم نجف در عراق شد. سید جمال در حوزه نجف 4 سال شاگرد شیخ مرتضی انصاری و ملاحسینقلی همدانی بود و از قبل آن به درجه اجتهاد رسید. پس از این مرحله سید جمال راهی وطن شد و پس از مدتی در ایران از راه بوشهر به هند رفت. در هند سید جمال با مدرنیته، معارف و علوم جدید و دانش و فرهنگ اروپای نوین آشنا شد. وی پس از هند به مکه رفت و طی یک مسافرت طولانی به عراق رسید و با عبور از وطن مادری به افغانستان عزیمت کرد.
🔹آشنایی با نهضت اصلاحطلبی،
سید در افغانستان اقامتی پنج ساله داشت و طی آن از باب قابلیتهای خاص خود با ورود به تشکیلات اداری و دولتی، به مقام وزارت رسید. با گذر از این مرحله سید دیگر بار به مسافرت پرداخت و از افغانستان بار دیگر راهی هند شد و به بمبئی رفت. سید مدتی پس از بمبئی به قاهره مسافرت کرد و پس از آن راهی استانبول شد. سید جمال در استانبول با پیشروان نهضت اصلاحطلبی موسوم به تنظیمات آشنا شد. اما از باب ضدیت و تعارض حاصل از تضاد منافع روحانیون و درباریان او از استانبول استخراج شد. با اخراج از استانبول، سیدجمال دیگر بار به قاهره رفت و هشت سال را در آنجا ماند و در همه این مدت در الازهر قاهره که پابهپای آکادمیهای بنام روزگار خود مرکز علمیبنامیدر دنیای اسلام بود تدریس کرد و پربارترین دوره عمر خود را در همین دوره سپری کرد. او در این دوره ضمن تدریس آرای خود، شاگردان برجستهای را تربیت کرد که بعدها در استقلال فرهنگی و سیاسی مصر نقشی کلیدی و محوری داشتند
🔹کسوت استادی
سفرهای مکرر به کشورهای اسلامیو اروپایی، او را به اوضاع جهان آشنا کرد. وی ضمن ایجاد پیوندی معنوی در جهان اسلام، ملل مختلف مسلمان را با استراتژی خاص خود بهم نزدیک کرد و در ساختار موجود در مناسبات و تعاملات آنها اصلاحات پایداری با ابتناء بر منطق ایمانی و عقلی خود ایجاد کرد. او با طرح رویکردهای نو در زمینههای اجتماعی و دینی، مساعی متنوع و متعددی را اعم از انتشار روزنامه، مجالس علمی، نگارش مقالات و سخنرانیهای سیاسی و تربیت شاگردان به انجام رساند که محمد عبده، عبدالرحمن کواکبی و سعد زغلول از برجستهترین آنهاست. او با اندیشههای بکر، پرتوان و اثرگذار خود در بلاد مختلف اسلامی، چراغی را برافروخت و در پرتو آن جماعات بسیاری را گردهم جمع کرد و بهعنوان یک عالم روشنفکر مسلمان و مبارزی خستگیناپذیر با درک ضرورت زمانه، معضلات درجه اول جامعه را در چهار عامل عمده؛ استبداد، استعمار، تفرقه و عدمآگاهی نسبت به نیاز زمان، شناسایی کرد و شناساند.
🔹نوگرایی و پدیده مدرنیسم
سید جمال با رویکردی خردورزانه، اهتمامیجدی در شناخت و شناساندن نقاظ ضعف فضای سیاسی – اجتماعی حاکم بر بلاد اسلامیداشت و در این راستا به کرات و در اشکال مختلف درصدد معرفی و محکومیت عوامل موجد آن از جمله استعمار، استبداد و استحمار پرداخت. آموزهها و اندیشههای اصلاحی سید جمال، زنجیرهای متصل از حلقههای متفرق مردانی را در جهان پدید آورد و آنها را همسو و همصدا کرد که تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دهههای بعد در دنیای اسلام تا حد قابل توجهی متاثر از وجود و اثرگذاری عینی و معنوی آنها بود.
🔹استعمار تابعی از استبداد
سید در همه کشورهای اسلامی، برخلاف گفتمان غالب که اغلب روحیه تسلیم و تمکین اکثریت به وضع موجود را با تاسی از آموزه قضا و قدر توجیه میکرد و با اشاره و حمایت حاکمیت آن را پیوسته ترویج و تکثیر مینمود، با رویکردی دوگانه تسلیم و گوشهنشینی و رضایت بهوضع موجود را مذمت میکرد و آن را عامل استقرار و استمرار استبداد میدانست و درست از این رو در رویکرد مسبب و موجد اولیه مشکلات و دردهای جوامع اسلامیرا متوجه شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود آن جوامع و شرایط مستقر در آنها میدانست و باور داشت که این عامل بسیار قویتر از عامل خارجی سبب ضعف این جوامع یا لااقل عامل زمینهساز موثری در تسلیم جامعه مسلمانان و تسلط دول بیگانه بهویژه اروپاییان بر آنها شده است.
تکمیلی 👇👇👇
🔶سید جمالالدین اسدآبادی در آبان 1217 شمسی یا نوامبر 1838 میلادی یک دهه پس از دور دوم جنگهای ایران و روس و عهدنامه ترکمنچای، در اسدآباد همدان در ایران به دنیا آمد. وی زبان عربی و مقدمات علوم دینی را در همان زادگاه خود آموخت و پس از آن به قزوین و تهران رفت و از پی آن عازم نجف در عراق شد. سید جمال در حوزه نجف 4 سال شاگرد شیخ مرتضی انصاری و ملاحسینقلی همدانی بود و از قبل آن به درجه اجتهاد رسید. پس از این مرحله سید جمال راهی وطن شد و پس از مدتی در ایران از راه بوشهر به هند رفت. در هند سید جمال با مدرنیته، معارف و علوم جدید و دانش و فرهنگ اروپای نوین آشنا شد. وی پس از هند به مکه رفت و طی یک مسافرت طولانی به عراق رسید و با عبور از وطن مادری به افغانستان عزیمت کرد.
🔹آشنایی با نهضت اصلاحطلبی،
سید در افغانستان اقامتی پنج ساله داشت و طی آن از باب قابلیتهای خاص خود با ورود به تشکیلات اداری و دولتی، به مقام وزارت رسید. با گذر از این مرحله سید دیگر بار به مسافرت پرداخت و از افغانستان بار دیگر راهی هند شد و به بمبئی رفت. سید مدتی پس از بمبئی به قاهره مسافرت کرد و پس از آن راهی استانبول شد. سید جمال در استانبول با پیشروان نهضت اصلاحطلبی موسوم به تنظیمات آشنا شد. اما از باب ضدیت و تعارض حاصل از تضاد منافع روحانیون و درباریان او از استانبول استخراج شد. با اخراج از استانبول، سیدجمال دیگر بار به قاهره رفت و هشت سال را در آنجا ماند و در همه این مدت در الازهر قاهره که پابهپای آکادمیهای بنام روزگار خود مرکز علمیبنامیدر دنیای اسلام بود تدریس کرد و پربارترین دوره عمر خود را در همین دوره سپری کرد. او در این دوره ضمن تدریس آرای خود، شاگردان برجستهای را تربیت کرد که بعدها در استقلال فرهنگی و سیاسی مصر نقشی کلیدی و محوری داشتند
🔹کسوت استادی
سفرهای مکرر به کشورهای اسلامیو اروپایی، او را به اوضاع جهان آشنا کرد. وی ضمن ایجاد پیوندی معنوی در جهان اسلام، ملل مختلف مسلمان را با استراتژی خاص خود بهم نزدیک کرد و در ساختار موجود در مناسبات و تعاملات آنها اصلاحات پایداری با ابتناء بر منطق ایمانی و عقلی خود ایجاد کرد. او با طرح رویکردهای نو در زمینههای اجتماعی و دینی، مساعی متنوع و متعددی را اعم از انتشار روزنامه، مجالس علمی، نگارش مقالات و سخنرانیهای سیاسی و تربیت شاگردان به انجام رساند که محمد عبده، عبدالرحمن کواکبی و سعد زغلول از برجستهترین آنهاست. او با اندیشههای بکر، پرتوان و اثرگذار خود در بلاد مختلف اسلامی، چراغی را برافروخت و در پرتو آن جماعات بسیاری را گردهم جمع کرد و بهعنوان یک عالم روشنفکر مسلمان و مبارزی خستگیناپذیر با درک ضرورت زمانه، معضلات درجه اول جامعه را در چهار عامل عمده؛ استبداد، استعمار، تفرقه و عدمآگاهی نسبت به نیاز زمان، شناسایی کرد و شناساند.
🔹نوگرایی و پدیده مدرنیسم
سید جمال با رویکردی خردورزانه، اهتمامیجدی در شناخت و شناساندن نقاظ ضعف فضای سیاسی – اجتماعی حاکم بر بلاد اسلامیداشت و در این راستا به کرات و در اشکال مختلف درصدد معرفی و محکومیت عوامل موجد آن از جمله استعمار، استبداد و استحمار پرداخت. آموزهها و اندیشههای اصلاحی سید جمال، زنجیرهای متصل از حلقههای متفرق مردانی را در جهان پدید آورد و آنها را همسو و همصدا کرد که تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دهههای بعد در دنیای اسلام تا حد قابل توجهی متاثر از وجود و اثرگذاری عینی و معنوی آنها بود.
🔹استعمار تابعی از استبداد
سید در همه کشورهای اسلامی، برخلاف گفتمان غالب که اغلب روحیه تسلیم و تمکین اکثریت به وضع موجود را با تاسی از آموزه قضا و قدر توجیه میکرد و با اشاره و حمایت حاکمیت آن را پیوسته ترویج و تکثیر مینمود، با رویکردی دوگانه تسلیم و گوشهنشینی و رضایت بهوضع موجود را مذمت میکرد و آن را عامل استقرار و استمرار استبداد میدانست و درست از این رو در رویکرد مسبب و موجد اولیه مشکلات و دردهای جوامع اسلامیرا متوجه شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود آن جوامع و شرایط مستقر در آنها میدانست و باور داشت که این عامل بسیار قویتر از عامل خارجی سبب ضعف این جوامع یا لااقل عامل زمینهساز موثری در تسلیم جامعه مسلمانان و تسلط دول بیگانه بهویژه اروپاییان بر آنها شده است.
تکمیلی 👇👇👇
Forwarded from آفتاب حقوقی
🔹عمدهترین نگرانیهای سید جمالالدین
تشتت و عدم انسجام دنیای اسلام و ضرورت ایجاد اتحاد در آن از دغدغهها و اولویتهای درجه اول سیدجمال در بُعد فرامرزی بود. او پیشتر از همه مصلحان بزرگ جهان اسلام در دو سده گذشته خلأ حاصل از نبود اتفاق و اتحاد در عالم اسلام را درک و پیامدهای آن را گوشزد کرد و همه عمر خود را در راه تحقق آن مصروف کرد. وی در تبیین الزام تحقق همسویی و همصدایی جهان اسلام از آموزهها و ارشادات شریعت اسلام مدد گرفت و معتقد بود «اتحاد و همبستگی برای تقویت جامعه اسلامی، از قویترین ارکان دیانت محمدی و عقیده به آن از ابتداییترین عقاید نزد مسلمانان است که در آن احتیاج به استادی که آن را تعلیم بدهد یا کتابی که آن را ثابت بسازد یا رسالهای که آن را نشر کند، ندارند.» (گزیده عروهالوثقی، ص 94( و پیرو آن «اتحاد کلمه» را کلید تمام پیروزیها میدانست و بر آن بود که در صورت بروز تفرقه، ذلت و عذاب طولانی در انتظار ملت متفرق خواهد بود و خداوند هیچ قبیلهای را هلاک نساخته، مگر آنکه به تفرقه، تظاهر و نفاق دچار شده باشند.
🔹اما با این همه، او با همه روح بزرگش، با آن افق بلند آرزوها و آمال غیرشخصیاش، با اهداف ملی و فرامنطقهایاش، با وجود همه هوش و درایت و توانش، اشتباهاتی هم داشت. شاید به تعبیر ابو اعلاء معری اگر سید جمال را هم دو بار فرصت زندگی کردن میبود، خود متوجه این اشتباهات و لزوم تغییرات در آن میشد. اول از همه اینکه او اگرچه در عالم مبارزات سیاسی، نخستین کسی بود که سلطه استعماری را برای مردم در ایران، مصر، ترکیه، هند، خاورمیانه، آسیا و آفریقا مطرح و معنا کرد، اما اقدامات اصلاحی خود را از برخوردارها آغاز کرد و گمان میکرد اگر در هر جامعه حاکمان سیاسی و رهبران دینی اصلاح شوند جامعه تغییر خواهد کرد، اما او به دست همان حاکمها و رهبران در ایران، عثمانی، افغانستان، هند و مصر محدود، تبعید و تکفیر شد. دوم آنکه عدم ارائه هویت اصلی و تعلق سرزمینی از جانب سید جمال اگرچه بهعنوان یک استراتژی راهبردی بخشی از اهداف او را تامین کرد، اما در نهایت به ضرر او تمام شد و کشور کمتوانی که او خود را به دلایلی به آن منتسب کرده بود تنها از عهده حمایت و نگهداری از بقایای جسد او برآمد و در روزگار حیات سید در مبادلات بینالمللی گمنامتر وبیاثرتر از آن بود که بتواند برای پشتیبانی از او پشتوانهای باشد. سوم آنکه عدم استقرار و ماندگاری سید جمال در یک سرزمین و عدم امکان دسترسی به منابع قدرت و ثروت و خیل حامیان همراه و صرفا اتکا به توان، تدبیر و ایمان شخصی آن هم در شرایطی که دشمنان او پدیدههایی مخوف و برخوردار و همه چیز داری چون استعمار و استبداد بودند و از هر حقه و حیلهای هم دریغ نداشتند سبب میشد که تیغ او هر اندازه بران و ممتاز هم که باشد، نتواند نتیجه دلخواه او را تامین کند.
متن کامل در سایت روزنامه #آفتاب_یزد:👇
http://aftabeyazd.ir/?newsid=67275
☀️ @aftabyz
تشتت و عدم انسجام دنیای اسلام و ضرورت ایجاد اتحاد در آن از دغدغهها و اولویتهای درجه اول سیدجمال در بُعد فرامرزی بود. او پیشتر از همه مصلحان بزرگ جهان اسلام در دو سده گذشته خلأ حاصل از نبود اتفاق و اتحاد در عالم اسلام را درک و پیامدهای آن را گوشزد کرد و همه عمر خود را در راه تحقق آن مصروف کرد. وی در تبیین الزام تحقق همسویی و همصدایی جهان اسلام از آموزهها و ارشادات شریعت اسلام مدد گرفت و معتقد بود «اتحاد و همبستگی برای تقویت جامعه اسلامی، از قویترین ارکان دیانت محمدی و عقیده به آن از ابتداییترین عقاید نزد مسلمانان است که در آن احتیاج به استادی که آن را تعلیم بدهد یا کتابی که آن را ثابت بسازد یا رسالهای که آن را نشر کند، ندارند.» (گزیده عروهالوثقی، ص 94( و پیرو آن «اتحاد کلمه» را کلید تمام پیروزیها میدانست و بر آن بود که در صورت بروز تفرقه، ذلت و عذاب طولانی در انتظار ملت متفرق خواهد بود و خداوند هیچ قبیلهای را هلاک نساخته، مگر آنکه به تفرقه، تظاهر و نفاق دچار شده باشند.
🔹اما با این همه، او با همه روح بزرگش، با آن افق بلند آرزوها و آمال غیرشخصیاش، با اهداف ملی و فرامنطقهایاش، با وجود همه هوش و درایت و توانش، اشتباهاتی هم داشت. شاید به تعبیر ابو اعلاء معری اگر سید جمال را هم دو بار فرصت زندگی کردن میبود، خود متوجه این اشتباهات و لزوم تغییرات در آن میشد. اول از همه اینکه او اگرچه در عالم مبارزات سیاسی، نخستین کسی بود که سلطه استعماری را برای مردم در ایران، مصر، ترکیه، هند، خاورمیانه، آسیا و آفریقا مطرح و معنا کرد، اما اقدامات اصلاحی خود را از برخوردارها آغاز کرد و گمان میکرد اگر در هر جامعه حاکمان سیاسی و رهبران دینی اصلاح شوند جامعه تغییر خواهد کرد، اما او به دست همان حاکمها و رهبران در ایران، عثمانی، افغانستان، هند و مصر محدود، تبعید و تکفیر شد. دوم آنکه عدم ارائه هویت اصلی و تعلق سرزمینی از جانب سید جمال اگرچه بهعنوان یک استراتژی راهبردی بخشی از اهداف او را تامین کرد، اما در نهایت به ضرر او تمام شد و کشور کمتوانی که او خود را به دلایلی به آن منتسب کرده بود تنها از عهده حمایت و نگهداری از بقایای جسد او برآمد و در روزگار حیات سید در مبادلات بینالمللی گمنامتر وبیاثرتر از آن بود که بتواند برای پشتیبانی از او پشتوانهای باشد. سوم آنکه عدم استقرار و ماندگاری سید جمال در یک سرزمین و عدم امکان دسترسی به منابع قدرت و ثروت و خیل حامیان همراه و صرفا اتکا به توان، تدبیر و ایمان شخصی آن هم در شرایطی که دشمنان او پدیدههایی مخوف و برخوردار و همه چیز داری چون استعمار و استبداد بودند و از هر حقه و حیلهای هم دریغ نداشتند سبب میشد که تیغ او هر اندازه بران و ممتاز هم که باشد، نتواند نتیجه دلخواه او را تامین کند.
متن کامل در سایت روزنامه #آفتاب_یزد:👇
http://aftabeyazd.ir/?newsid=67275
☀️ @aftabyz
Forwarded from Farvahar
ویس و رامین
منظومه ویس و رامین از شاهکارهای ادب فارسی و سروده فخرالدین اسعد گرگانی شاعر قرن پنجم هجری است. این داستان عاشقانهٔ منظوم در حدود ۹۰۰۰ بیت دارد. چنان که از شواهد و قراین بر میآید فخرالدین اسعد گرگانی این اثر را از متنی پهلوی به شعر فارسی برگرداندهاست. مؤلف کتاب مجمل التواریخ و القصص وقوع داستان را در عهد شاپور پسر اردشیر بابکان میداند. ولی ولادیمیر مینورسکی، خاورشناس و ایرانشناس روسی و استاد دانشگاه لندن، بر پایهٔ پارهای از جزئیات، زمان حادث شدن این رویداد را مربوط به دورهٔ اشکانیان و برابر با زمان پادشاهی گودرز دوم، یعنی سالهای ۳۹ تا ۵۱ میلادی برآورد کردهاست. موضوع داستان عبارتست از: عشق متقابل شهوانی و افسار گسیختهٔ دختری به نام ویس با برادر شاه «موبد» بهنام رامین، که البته ویس در عقد شاه «موبد» است و سخت از این پیوند ناراضی است. محققان فرنگ ویس و رامین عاشق و معشوق افسانهای ایران باستان را از مردم شهر گوراب که در جنوب ملایر میباشد دانستهاند. در لغت نامهٔ دهخدا در بارهٔ گوراب چنین آمده است: گوراب. (اِخ) ده کوچکی است در جنوب دولتآباد ملایر. مینورسکی آرد: از این توصیف [ توصیفی که در ویس و رامین از گوراب شده ] جای تردیدی نمیماند که گوراب همان جوراب است که جغرافی نویسان عرب، آن را در ملتقای راههای نهاوند و همدان به کرج (بر چهارده فرسنگی شرق نهاوند و دوازده فرسنگی جنوب همدان) (نگاه کنید به قدامه ص ۱۹۹) ذکر کردهاند. هم اکنون نیز ده جوراب (گوراب) همان موقعیت را (جنوب دولتآباد ملایر) دارد (ویس و رامین، داستان عاشقانهٔ پارتی ترجمهٔ مصطفی مقربی در پایان ویس و رامین چ محمدجعفر محجوب ص ۴۱۶). رجوع به فهرست نام جایهای کتاب ویس و رامین شود.
صادق هدایت درباره این منظومه میگوید: «... آنچه ویس و رامین را از سایر رمانهای عاشقانهٔ باستان ممتاز میسازد نخست موضوع کتاب است، زیرا برخلاف پهلوانان داستانهای عشقی قدیم که عموماً از افسانه و یا اشخاص تاریخی گرفته شدهاند و داستانسرا کوشیده که از جزییات زندگی آنها به خواننده درس اخلاق و دلاوری و گذشت و غیره بیاموزد موضوع «ویس و رامین» بسیار گستاخانه انتخاب شده و گویا به همین علت پهلوانان آن خیالی است و با افسانه و تاریخ وفق نمیدهد»
شمار زیادی از پژوهشگران غربی و شماری از خاورشناسان اروپایی همچون هانری ماسه، خاورشناس معروف فرانسوی و شماری از ادیبان ایرانی همچون پرویز ناتل خانلری معتقدند که میان افسانه تریستان و ایزولت و داستان عاشقانه و رمانتیک ویس و رامین ارتباطی آشکار و مشابهتی عمیق وجود دارد. گرگانی، شاهکار خویش، ویس ورامین را در حدود سال ۴۴۶هجری، یعنی درست یک سده پیش از پدید آمدن منظومه برول که قدیمترین نسخهٔ موجود از داستان تریستان و ایزولت میباشد، به نظم کشیدهاست.
این نگاره،ها آثار مشترک نسیم خسروی و هیوا میخائیلی زیبائیهای این منظومه را نشان میدهند.
منظومه ویس و رامین از شاهکارهای ادب فارسی و سروده فخرالدین اسعد گرگانی شاعر قرن پنجم هجری است. این داستان عاشقانهٔ منظوم در حدود ۹۰۰۰ بیت دارد. چنان که از شواهد و قراین بر میآید فخرالدین اسعد گرگانی این اثر را از متنی پهلوی به شعر فارسی برگرداندهاست. مؤلف کتاب مجمل التواریخ و القصص وقوع داستان را در عهد شاپور پسر اردشیر بابکان میداند. ولی ولادیمیر مینورسکی، خاورشناس و ایرانشناس روسی و استاد دانشگاه لندن، بر پایهٔ پارهای از جزئیات، زمان حادث شدن این رویداد را مربوط به دورهٔ اشکانیان و برابر با زمان پادشاهی گودرز دوم، یعنی سالهای ۳۹ تا ۵۱ میلادی برآورد کردهاست. موضوع داستان عبارتست از: عشق متقابل شهوانی و افسار گسیختهٔ دختری به نام ویس با برادر شاه «موبد» بهنام رامین، که البته ویس در عقد شاه «موبد» است و سخت از این پیوند ناراضی است. محققان فرنگ ویس و رامین عاشق و معشوق افسانهای ایران باستان را از مردم شهر گوراب که در جنوب ملایر میباشد دانستهاند. در لغت نامهٔ دهخدا در بارهٔ گوراب چنین آمده است: گوراب. (اِخ) ده کوچکی است در جنوب دولتآباد ملایر. مینورسکی آرد: از این توصیف [ توصیفی که در ویس و رامین از گوراب شده ] جای تردیدی نمیماند که گوراب همان جوراب است که جغرافی نویسان عرب، آن را در ملتقای راههای نهاوند و همدان به کرج (بر چهارده فرسنگی شرق نهاوند و دوازده فرسنگی جنوب همدان) (نگاه کنید به قدامه ص ۱۹۹) ذکر کردهاند. هم اکنون نیز ده جوراب (گوراب) همان موقعیت را (جنوب دولتآباد ملایر) دارد (ویس و رامین، داستان عاشقانهٔ پارتی ترجمهٔ مصطفی مقربی در پایان ویس و رامین چ محمدجعفر محجوب ص ۴۱۶). رجوع به فهرست نام جایهای کتاب ویس و رامین شود.
صادق هدایت درباره این منظومه میگوید: «... آنچه ویس و رامین را از سایر رمانهای عاشقانهٔ باستان ممتاز میسازد نخست موضوع کتاب است، زیرا برخلاف پهلوانان داستانهای عشقی قدیم که عموماً از افسانه و یا اشخاص تاریخی گرفته شدهاند و داستانسرا کوشیده که از جزییات زندگی آنها به خواننده درس اخلاق و دلاوری و گذشت و غیره بیاموزد موضوع «ویس و رامین» بسیار گستاخانه انتخاب شده و گویا به همین علت پهلوانان آن خیالی است و با افسانه و تاریخ وفق نمیدهد»
شمار زیادی از پژوهشگران غربی و شماری از خاورشناسان اروپایی همچون هانری ماسه، خاورشناس معروف فرانسوی و شماری از ادیبان ایرانی همچون پرویز ناتل خانلری معتقدند که میان افسانه تریستان و ایزولت و داستان عاشقانه و رمانتیک ویس و رامین ارتباطی آشکار و مشابهتی عمیق وجود دارد. گرگانی، شاهکار خویش، ویس ورامین را در حدود سال ۴۴۶هجری، یعنی درست یک سده پیش از پدید آمدن منظومه برول که قدیمترین نسخهٔ موجود از داستان تریستان و ایزولت میباشد، به نظم کشیدهاست.
این نگاره،ها آثار مشترک نسیم خسروی و هیوا میخائیلی زیبائیهای این منظومه را نشان میدهند.
Forwarded from تاریخ ایران معاصر
#در_آینه_تاریخ ؛ سخنرانی #اشرف پهلوی در سمینار 17 دی به مناسبت سالروز #کشف_حجاب
شماره آرشیو: 1390-11ع
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
شماره آرشیو: 1390-11ع
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
Forwarded from عکس نگار
✳️ جشن تاجگذاری شاه شاهان
#نکته_ها_و_اشاره_ها
بازگشتم به ایران در سال 1967 مصادف بود با جشنی که به مناسبت #تاجگذاری_شاه در ایران برگزار میشد.
موقعی که قصد عزیمت از #سوئیس داشتم، روزنامههای آن کشور پر بود از گزارشهای انتقادآمیز در مورد جریان تاجگذاری شاه. و در یکی از آنها خواندم که: معمولیترین وسیلۀ مورد استفاده شاه و ملکه در این مراسم، شنلهایی است که با قطعات الماس و یاقوت و زمرد تزیین شده است.
طبق نوشتۀ روزنامههای سوئیس: #شاه در حالی قصد داشت به عنوان فرمانروای یک ملّت فقیر و عقب افتاده #تاجگذاری کند، که جواهرات تاج مورد استفادۀ او را 3380 الماس، 388 مروارید، 5 زمرّد و 2 یاقوت درشت تشکیل میداد، و روی تاج ملکه نیز ــ که از طلا و پلاتین ساخته شده بود ــ 1469 الماس، 105 مروارید، 36 زمرّد، و 366 یاقوت وجود داشت.
در زمانی که تبلیغات گوناگون پیرامون واقعۀ تاجگذاری شاه از همه سو جریان داشت، بسیاری منابع مطلع در سوئیس به وجود فقر گسترده در ایران اشاره میکردند، و بخصوص فیلمهایی از تلویزیون سوئیس پخش میشد که وضع اسفناک زندگی هموطنانم را به معرض تماشا میگذاشت.
این فیلمها که مسلماً به صورت محرمانه دور از چشم #ساواک و بدون گذر از صافی سانسور رژیم، توسط خبرنگاران خارجی از مناظر تأثرانگیز کشورم تهیه شده بود، واقعیتهای موجود در ایران را مجسم میکرد؛ و پرده خوش آب و رنگی را کنار میزد که رژیم شاه آن را برای پوشاندن حقایق تلخ و ناگوار بر سراسر ایران گسترده بود.
من در فیلمهایی که زندگی مردم ایران را در خانههای گلی بدون برق و آب و بهداشت نشان میداد، با مشاهدۀ کودکانی که با پای برهنه در کوچههای تنگ انباشته از زباله بازی میکردند، واقعاً متأثر میشدم و از خود میپرسیدم: با وجود چنین شرایط اسفناکی در ایران شاه، چگونه توانسته تصمیم به تاجگذاری بگیرد و خود را شاه شاهان بنامد؟
... بلافاصله پس از ورود به تهران، گویی که تمام رؤیاهایم به یکباره نیست و نابود شده باشد، خود را در یک شهر مصنوعی و بیهویت یافتم که جامعهای ماشینی اصالت آن را دفن کرده بود.
... با مشاهدۀ جلوههای فریبندۀ تهران و ساختمانهای بیقوارهای که در هر سو سر برافراشته بود، احساس میکردم هیچ چیز که با هویت اصلی من تطبیق داشته باشد در اطراف خود نمیبینم.
منبع : مینو صمیمی،#پشت_پرده_تخت_طاووس ، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص45-47.
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
#نکته_ها_و_اشاره_ها
بازگشتم به ایران در سال 1967 مصادف بود با جشنی که به مناسبت #تاجگذاری_شاه در ایران برگزار میشد.
موقعی که قصد عزیمت از #سوئیس داشتم، روزنامههای آن کشور پر بود از گزارشهای انتقادآمیز در مورد جریان تاجگذاری شاه. و در یکی از آنها خواندم که: معمولیترین وسیلۀ مورد استفاده شاه و ملکه در این مراسم، شنلهایی است که با قطعات الماس و یاقوت و زمرد تزیین شده است.
طبق نوشتۀ روزنامههای سوئیس: #شاه در حالی قصد داشت به عنوان فرمانروای یک ملّت فقیر و عقب افتاده #تاجگذاری کند، که جواهرات تاج مورد استفادۀ او را 3380 الماس، 388 مروارید، 5 زمرّد و 2 یاقوت درشت تشکیل میداد، و روی تاج ملکه نیز ــ که از طلا و پلاتین ساخته شده بود ــ 1469 الماس، 105 مروارید، 36 زمرّد، و 366 یاقوت وجود داشت.
در زمانی که تبلیغات گوناگون پیرامون واقعۀ تاجگذاری شاه از همه سو جریان داشت، بسیاری منابع مطلع در سوئیس به وجود فقر گسترده در ایران اشاره میکردند، و بخصوص فیلمهایی از تلویزیون سوئیس پخش میشد که وضع اسفناک زندگی هموطنانم را به معرض تماشا میگذاشت.
این فیلمها که مسلماً به صورت محرمانه دور از چشم #ساواک و بدون گذر از صافی سانسور رژیم، توسط خبرنگاران خارجی از مناظر تأثرانگیز کشورم تهیه شده بود، واقعیتهای موجود در ایران را مجسم میکرد؛ و پرده خوش آب و رنگی را کنار میزد که رژیم شاه آن را برای پوشاندن حقایق تلخ و ناگوار بر سراسر ایران گسترده بود.
من در فیلمهایی که زندگی مردم ایران را در خانههای گلی بدون برق و آب و بهداشت نشان میداد، با مشاهدۀ کودکانی که با پای برهنه در کوچههای تنگ انباشته از زباله بازی میکردند، واقعاً متأثر میشدم و از خود میپرسیدم: با وجود چنین شرایط اسفناکی در ایران شاه، چگونه توانسته تصمیم به تاجگذاری بگیرد و خود را شاه شاهان بنامد؟
... بلافاصله پس از ورود به تهران، گویی که تمام رؤیاهایم به یکباره نیست و نابود شده باشد، خود را در یک شهر مصنوعی و بیهویت یافتم که جامعهای ماشینی اصالت آن را دفن کرده بود.
... با مشاهدۀ جلوههای فریبندۀ تهران و ساختمانهای بیقوارهای که در هر سو سر برافراشته بود، احساس میکردم هیچ چیز که با هویت اصلی من تطبیق داشته باشد در اطراف خود نمیبینم.
منبع : مینو صمیمی،#پشت_پرده_تخت_طاووس ، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص45-47.
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
انجمن تاریخ محلی ایرانیان:
قلعه ناصری در ایرانشهر
قلعه ناصری که به قلعه ایرانشهر نیز معروف است، در شهری به همین نام در استان سیستان و بلوچستان واقع است.
بنا بر نوشته متون و مورخین معاصر، در عهد قاجاریه شخصی بنام ناصرالدوله فرمانفرما که در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی حاکم وقت ایالات کرمان و بلوچستان بود، پیشنهاد ساخت یک دژ نظامی عظیم را در فهرج یا پهره، به ناصرالدین شاه قاجار می دهد. فهرج یا پهره نام قدیم ایرانشهر است که در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی با تصرف این شهر توسط قوای رضاخان پهلوی به نام ایرانشهر تغییر نام می یابد. ناصرالدین شاه با ساخت این قلعه نظامی در فهرج موافقت می نماید و بدین ترتیب کار ساخت قلعه در سال ۱۲۶۴ هجری شمسی به دست یکی از معماران توانا و مشهور کرمان بنام “استاد حسین معمار باشی کرمانی” آغاز و پس از مدت هفت سال به اتمام می رسد. از آن پس این قلعه بنام قلعه ناصری یا ناصریه مشهور می گردد و مقّر حکمرانی بلوچستان که تا آن سال قلعه کهن و عظیم بمپور بود به قلعه ناصری تغییر می یابد.
این قلعه با ضعف دولت قاجار در اواخر عصر قاجار و اوایل عصر پهلوی به تصرف حاکم مقتدر وقت بلوچستان بنام “دوست محمد خان بازکزایی” در می آید و بنام قلعه دوست محمد خان معروف می گردد. با به قدرت رسیدن رضاخان و استقرار و قدرت گرفتن حکومت مرکزی، قشون دولتی رضاخان پهلوی به فرماندهی “تیمسار امان الله جهانبانی” بلوچستان و این قلعه را متصرف شده و از آن پس این قلعه به نام قلعه ایرانشهر شهرت می یابد.
در عصر پهلوی دوم (محمدرضا شاه پهلوی) از این قلعه بنام پادگان ژاندارمری وقت و زمانی به عنوان مدرسه استفاده می شده است. در اوایل انقلاب با متروک ماندن این قلعه عظیم و زیبا، بتدریج تبدیل به قلعه ای متروک و نیمه ویرانه می شود که متاسفانه در سال ۱۳۶۱ هجری شمسی حدود ۹۸ درصد معماری های فضای داخل با بولدوزر مورد تخریب و تسطیح قرار می گرد و تنها سردر و حصار آن باقی می ماند. این قلعه در زمان ساخت، حداقل دارای هفت حیاط بزرگ و شامل مجموعه های اصطبل، شاه نشین، سرباز خانه، اسلحه خانه، حمام و… بوده است.
مصالح اصل این قلعه از خشت و گل و آجر است و حصار آن مجموعا دارای ۹ برج دیدبانی می باشد که قطر دیوارهای حصار آن در روی سطح زمین به ۴٫۵ متر و ارتفاع آن به حدود ۷ متر می رسد. این بنا مجموعا دارای مساحتی بالغ بر ۳۶۰۰۰ متر مربع می باشد.
با توجه به متون به جای مانده، قلعه ایرانشهر دارای بیش از ۱۵۰ اتاق شامل مال بند، حوضخانه، انبار، اصطبل، حمام، سربازخانه، حاکم نشین و … بوده است. هر چند که معماری داخلی قلعه تخریب شده، ولی می توان به آجرنمای تزئینی سردر ورودی و برج های آجرکاری شده دو طرف اشاره نمود که دارای انواع طرح های رجچینی، دندان موشی، هندسی، لوزی، چلیپایی و… است. این نوع تزئین یادآور سبک معماری بکار رفته در برج های ارگ بم در استان کرمان توسط هنرمندان آن خطه است.
✍ به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
قلعه ناصری در ایرانشهر
قلعه ناصری که به قلعه ایرانشهر نیز معروف است، در شهری به همین نام در استان سیستان و بلوچستان واقع است.
بنا بر نوشته متون و مورخین معاصر، در عهد قاجاریه شخصی بنام ناصرالدوله فرمانفرما که در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی حاکم وقت ایالات کرمان و بلوچستان بود، پیشنهاد ساخت یک دژ نظامی عظیم را در فهرج یا پهره، به ناصرالدین شاه قاجار می دهد. فهرج یا پهره نام قدیم ایرانشهر است که در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی با تصرف این شهر توسط قوای رضاخان پهلوی به نام ایرانشهر تغییر نام می یابد. ناصرالدین شاه با ساخت این قلعه نظامی در فهرج موافقت می نماید و بدین ترتیب کار ساخت قلعه در سال ۱۲۶۴ هجری شمسی به دست یکی از معماران توانا و مشهور کرمان بنام “استاد حسین معمار باشی کرمانی” آغاز و پس از مدت هفت سال به اتمام می رسد. از آن پس این قلعه بنام قلعه ناصری یا ناصریه مشهور می گردد و مقّر حکمرانی بلوچستان که تا آن سال قلعه کهن و عظیم بمپور بود به قلعه ناصری تغییر می یابد.
این قلعه با ضعف دولت قاجار در اواخر عصر قاجار و اوایل عصر پهلوی به تصرف حاکم مقتدر وقت بلوچستان بنام “دوست محمد خان بازکزایی” در می آید و بنام قلعه دوست محمد خان معروف می گردد. با به قدرت رسیدن رضاخان و استقرار و قدرت گرفتن حکومت مرکزی، قشون دولتی رضاخان پهلوی به فرماندهی “تیمسار امان الله جهانبانی” بلوچستان و این قلعه را متصرف شده و از آن پس این قلعه به نام قلعه ایرانشهر شهرت می یابد.
در عصر پهلوی دوم (محمدرضا شاه پهلوی) از این قلعه بنام پادگان ژاندارمری وقت و زمانی به عنوان مدرسه استفاده می شده است. در اوایل انقلاب با متروک ماندن این قلعه عظیم و زیبا، بتدریج تبدیل به قلعه ای متروک و نیمه ویرانه می شود که متاسفانه در سال ۱۳۶۱ هجری شمسی حدود ۹۸ درصد معماری های فضای داخل با بولدوزر مورد تخریب و تسطیح قرار می گرد و تنها سردر و حصار آن باقی می ماند. این قلعه در زمان ساخت، حداقل دارای هفت حیاط بزرگ و شامل مجموعه های اصطبل، شاه نشین، سرباز خانه، اسلحه خانه، حمام و… بوده است.
مصالح اصل این قلعه از خشت و گل و آجر است و حصار آن مجموعا دارای ۹ برج دیدبانی می باشد که قطر دیوارهای حصار آن در روی سطح زمین به ۴٫۵ متر و ارتفاع آن به حدود ۷ متر می رسد. این بنا مجموعا دارای مساحتی بالغ بر ۳۶۰۰۰ متر مربع می باشد.
با توجه به متون به جای مانده، قلعه ایرانشهر دارای بیش از ۱۵۰ اتاق شامل مال بند، حوضخانه، انبار، اصطبل، حمام، سربازخانه، حاکم نشین و … بوده است. هر چند که معماری داخلی قلعه تخریب شده، ولی می توان به آجرنمای تزئینی سردر ورودی و برج های آجرکاری شده دو طرف اشاره نمود که دارای انواع طرح های رجچینی، دندان موشی، هندسی، لوزی، چلیپایی و… است. این نوع تزئین یادآور سبک معماری بکار رفته در برج های ارگ بم در استان کرمان توسط هنرمندان آن خطه است.
✍ به شبکه معلمان تاریخ بپیوندید.👇👇👇
@tarbd
Telegram.me/tarbd
شبکه ی معلمان تاریخ
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from تاریخ ایران معاصر
✳️ از دولتی که استعفا داد و دوباره مشغول به کار شد تا معلمینی که حق اعتراض ندارند!
#روزشمار
20 اسفند 1339
✅دولت استعفا داد و دوباره #شریف_امامی مامور به تشکیل کابینه شد
صبح روز شنبه پس از شرفیابی هیئت رئیسه #مجلس شورای ملی بحضور #شاه و اعلام آمادگی مجلس دولت استعفا داد و مهندس شریف امامی بار دیگر به فرمان شاه مامور تشکیل کابینه شد .
کابینه جدید ساعت 4 بعد از ظهر روز شنبه بحضور شاه معرفی گردید و هیئت دولت جدید عصر شنبه اولین جلسه خود را تشکیل داد .
سرعتی که در تشکیل کابینه جدید به کار رفت در تاریخ 20 ساله اخیر بی سابقه بود . از وزرای کابینه قبلی مهندس شریف امامی سپهبد #علوی_مقدم ، دکتر عیسی صدیق ، سپهبد وثوق ، سرلشکر ضرغام و یدالله عضدی در این کابینه شرکت ندارند و به جای آن ها سپهبد عزیزی به وزارت کشور ، دکتر #جهانشاه_صالح به وزارت فرهنگ و سپهبد نقدی به وزارت جنگ ، #قدس_نخعی به وزارت خارجه و عبدالباقی شعاعی به وزارت دارایی منصوب شده اند .
✅پیش بینی نشریات درباره کابینه جدید پیش از استعفای دولت
#خواندنی_ها در شماره امروز خود نوشت : در هفته گذشته کار تصویب اعتبارنامه ها و انتخابات هیئت رئیسه مجلس شورای ملی انجام پذیرفت و طبق سنن پارلمانی هیئت رئیسه مجلس ضمن تقدیم عریضه جوابیه مجلس شورای ملی به خطاب افتتاحیه شاه آمادگی خود را به کار اعلام می دارد .
بر اساس این گزارش شرفیابی هیئت رئیسه مجلس شورای ملی و تشریفات مربوطه بتقدیم عریضه جوابیه بحضور شاه امروز یا فردا انجام خواهد شد و به دنبال آن دولت استعفا خواهد داد .
با این که در هفته های اخیر در باره کاندیداهای مقام نخست وزیری شایعاتی منتشر شده و از آقایان علی امینی و مهندس طالقانی برای این مقام نام برده می شد هفته گذشته تجدید زمامداری مهندس شریف امامی قطعی شد و نخست وزیر فعلی فردا یا پس فردا پس از تقدیم استعفای کابینه مجددا مامور تشکیل دولت خواهد شد.
در هفته های اخیر پیش بینی می شد که نخستین کابینه ای که به مجلس بیستم معرفی می شود کابینه ائتلافی خواهد بود و از هر دو حزب ملیون و مردم وزیران در آن شرکت خواهند کرد ولی در هفته گذشته شایعه تشکیل یک کابینه غیرحزبی قوت یافت و گفته می شود که کابینه آینده با تغییر دو یا سه نفر از وزرا و جابجا شدن یکی دو تای آن ها تقریبا قیافه کابینه فعلی را خواهد داشت .
وزیرانی که صحبت تغییر آن ها در میان است بیشتر وزرای خارجه ، کشور ، فرهنگ و پست و تلگراف می باشند .
اگر عضدی [وزیر خارجه ] تغییر پست دهند به احتمال قوی قدس نخعی سفیر کبیر ایران در لندن و به احتمال ضعیف جهانگیر تفضلی سرپرست دانشجویان ایرانی در اروپا به جای وی تعیین خواهند شد.
دکتر صدیق وزیر فرهنگ شخصا مایل به کناره گیری از این مقام است و برای جانشینی وی فعلا از دکتر علی آبادی معاون فعلی نخست وزیر نام برده می شود . قبلا صحبت وزارت فرهنگ آقایان دکتر عمید و محمد عبدالله گرجی در میان بود که هر دو از تهران به مجلس رفته اند و چون هر دو حزبی هستند در کابینه غیر حزبی آینده شرکت نمی کنند .
موضوع وزارت فرهنگ دکتر عمید با انتخاب وی به نیابت ریاست مجلس تقریبا منتفی شده و اگر در آینده یک کابینه ائتلافی تشکیل شود گرجی که از محبوبیت خاصی در میان فرهنگیان برخوردار است بیش از همه شانس انتخاب شدن به مقام وزارت فرهنگ را دارد .
پیش بینی می شود کار معرفی کابینه جدید به شاه و مجلسین و اخذ رای اعتماد بیش از یک هفته به طول نیانجامد و قبل از فرا رسیدن تعطیلات عید نوروز کابینه جدید از هر دو مجلس رای اعتماد بگیرد .
مهم ترین کاری که دولت جدید پس از گرفتن رای اعتماد از مجلسین دارد مذاکره برای حل اختلاف با دولت شوروی است . نخست وزیر در نیمه اول فروردین ماه در راس یک هیئت حسن نیت به مسکو خواهد رفت و در محافل سیاسی تهران پیش بینی می شود که این سفر مبدا تحول تازه و مهمی در روابط ایران و شوروی و سیاست خارجی ایران خواهد بود .
ادامه در پست بعد 👇👇👇
#روزشمار
20 اسفند 1339
✅دولت استعفا داد و دوباره #شریف_امامی مامور به تشکیل کابینه شد
صبح روز شنبه پس از شرفیابی هیئت رئیسه #مجلس شورای ملی بحضور #شاه و اعلام آمادگی مجلس دولت استعفا داد و مهندس شریف امامی بار دیگر به فرمان شاه مامور تشکیل کابینه شد .
کابینه جدید ساعت 4 بعد از ظهر روز شنبه بحضور شاه معرفی گردید و هیئت دولت جدید عصر شنبه اولین جلسه خود را تشکیل داد .
سرعتی که در تشکیل کابینه جدید به کار رفت در تاریخ 20 ساله اخیر بی سابقه بود . از وزرای کابینه قبلی مهندس شریف امامی سپهبد #علوی_مقدم ، دکتر عیسی صدیق ، سپهبد وثوق ، سرلشکر ضرغام و یدالله عضدی در این کابینه شرکت ندارند و به جای آن ها سپهبد عزیزی به وزارت کشور ، دکتر #جهانشاه_صالح به وزارت فرهنگ و سپهبد نقدی به وزارت جنگ ، #قدس_نخعی به وزارت خارجه و عبدالباقی شعاعی به وزارت دارایی منصوب شده اند .
✅پیش بینی نشریات درباره کابینه جدید پیش از استعفای دولت
#خواندنی_ها در شماره امروز خود نوشت : در هفته گذشته کار تصویب اعتبارنامه ها و انتخابات هیئت رئیسه مجلس شورای ملی انجام پذیرفت و طبق سنن پارلمانی هیئت رئیسه مجلس ضمن تقدیم عریضه جوابیه مجلس شورای ملی به خطاب افتتاحیه شاه آمادگی خود را به کار اعلام می دارد .
بر اساس این گزارش شرفیابی هیئت رئیسه مجلس شورای ملی و تشریفات مربوطه بتقدیم عریضه جوابیه بحضور شاه امروز یا فردا انجام خواهد شد و به دنبال آن دولت استعفا خواهد داد .
با این که در هفته های اخیر در باره کاندیداهای مقام نخست وزیری شایعاتی منتشر شده و از آقایان علی امینی و مهندس طالقانی برای این مقام نام برده می شد هفته گذشته تجدید زمامداری مهندس شریف امامی قطعی شد و نخست وزیر فعلی فردا یا پس فردا پس از تقدیم استعفای کابینه مجددا مامور تشکیل دولت خواهد شد.
در هفته های اخیر پیش بینی می شد که نخستین کابینه ای که به مجلس بیستم معرفی می شود کابینه ائتلافی خواهد بود و از هر دو حزب ملیون و مردم وزیران در آن شرکت خواهند کرد ولی در هفته گذشته شایعه تشکیل یک کابینه غیرحزبی قوت یافت و گفته می شود که کابینه آینده با تغییر دو یا سه نفر از وزرا و جابجا شدن یکی دو تای آن ها تقریبا قیافه کابینه فعلی را خواهد داشت .
وزیرانی که صحبت تغییر آن ها در میان است بیشتر وزرای خارجه ، کشور ، فرهنگ و پست و تلگراف می باشند .
اگر عضدی [وزیر خارجه ] تغییر پست دهند به احتمال قوی قدس نخعی سفیر کبیر ایران در لندن و به احتمال ضعیف جهانگیر تفضلی سرپرست دانشجویان ایرانی در اروپا به جای وی تعیین خواهند شد.
دکتر صدیق وزیر فرهنگ شخصا مایل به کناره گیری از این مقام است و برای جانشینی وی فعلا از دکتر علی آبادی معاون فعلی نخست وزیر نام برده می شود . قبلا صحبت وزارت فرهنگ آقایان دکتر عمید و محمد عبدالله گرجی در میان بود که هر دو از تهران به مجلس رفته اند و چون هر دو حزبی هستند در کابینه غیر حزبی آینده شرکت نمی کنند .
موضوع وزارت فرهنگ دکتر عمید با انتخاب وی به نیابت ریاست مجلس تقریبا منتفی شده و اگر در آینده یک کابینه ائتلافی تشکیل شود گرجی که از محبوبیت خاصی در میان فرهنگیان برخوردار است بیش از همه شانس انتخاب شدن به مقام وزارت فرهنگ را دارد .
پیش بینی می شود کار معرفی کابینه جدید به شاه و مجلسین و اخذ رای اعتماد بیش از یک هفته به طول نیانجامد و قبل از فرا رسیدن تعطیلات عید نوروز کابینه جدید از هر دو مجلس رای اعتماد بگیرد .
مهم ترین کاری که دولت جدید پس از گرفتن رای اعتماد از مجلسین دارد مذاکره برای حل اختلاف با دولت شوروی است . نخست وزیر در نیمه اول فروردین ماه در راس یک هیئت حسن نیت به مسکو خواهد رفت و در محافل سیاسی تهران پیش بینی می شود که این سفر مبدا تحول تازه و مهمی در روابط ایران و شوروی و سیاست خارجی ایران خواهد بود .
ادامه در پست بعد 👇👇👇
Forwarded from تاریخ ایران معاصر
✳️ از دولتی که استعفا داد و دوباره مشغول به کار شد تا معلمینی که حق اعتراض ندارند!
ادامه #روزشمار 20 اسفند 1339
✅سکوت معلمین بدترین نوع اعتراض شد !
#علی_اصغر_امیرانی در سرمقاله امروز خواندنی ها نوشت : مدت ها است مهندسین و متخصصین کارخانجات آدم سازی کشور یعنی معلمین به زبان های مختلف از زبان خوش و تقاضا و خواهش گرفته تا التماس سعی کرده اند مشروع ترین و طبیعی ترین خواست خود را که تامین حداقل زندگی است به گوش اولیای امور برسانند و چون اکنون به تجربه دریافته اند « آن که البته به جایی نرسد فریاد است » ناچار به زبان بی زبانی یعنی سلاح سکوت که غالبا برنده تر از شمشیر است دست برده اند .
در ادامه این مقاله به نقل از روزنامه اطلاعات آمده است : اعلامیه ای به نام اعلامیه معلمین پایتخت منتشر شده و در آن یک روز را به عنوان روز اعتراض معلم اعلام کرده اند ، در این روز کلیه معلمین در کنار دانش آموزان خویش حضور خواهند یافت ولی درس و بحثی نخواهند داشت و با سکوت خویش اعتراض عمیق و دیرین خود را به گوش ملت ایران خواهند رسانید .
#امیرانی در ادامه این نوع اعتراض را بدترین نوع اعتراض خوانده و آورده است : نه تنها ما بلکه خود معلمین هم قطعا در این مورد با همکار محترم هم عقیده هستند و قبول دارند که این طرز اعتراض و اصولا هر نوع اعتراضی نه تنها خوب و پسندیده نیست بلکه در شان و مقام شامخ معلم و محیط آموزشگاه هم نمی باشد.
امیرانی در عین حال نوشته است : این که می گویند ترمیم حقوق معلمین و تامین رفاه حال آنان نیازمند بودجه بیشتری است که ما فاقد آن هستیم صحیح نیست با همین بودجه فعلی همین بودجه ای که پارسال و پیرارسال داشته و امسال هم داریم می توان حتی صدی صد ، یعنی دو برابر مقدار فعلی حقوق و مزایای معلمین را بالا برد بدون این که ناچار به اخذ دیناری مالیات جدید از کسی بشویم .
✅آقای #اقبال ! وای بر شما !
#اسماعیل_پور_والی در مقاله ای خطاب به دکتر اقبال نوشت : وای بر شما که نمی دانید کجا دارید می روید ...من این مقاله را برای شما می نویسم شمایی که باید امروز در آغوش گرم و پرشور ملت جای می داشتید و در دریای احساسات پرجوش و خروش محبت آمیز مردم غوطه می زدید و حالا در دانشگاه اتومبیلتان را آتش می زنند ...جوانان دانشجو به شما توهین روا می دارند و در مجلس با اعتبارنامه تان مخالفت می کنند راستی که وای بر شما و وای بر من !
پوروالی ادامه داد : شما که به هر مقام برجسته ای که در این مملکت وجود داشته رسیده اید سال ها استاد بوده اید ، به مقام نخست وزیری نائل شده اید و بیشتر از همه زمامداری کرده اید و عالی ترین نشان های این کشور را دریافت داشته اید و به شهرت و معروفیت بین المللی رسیده اید و از عالی ترین مراکز علمی جهان درجات افتخاری گرفته اید شما که خودتان بارها به من گفته اید « اگر هوس بود ...دیگر بس بود » چه می شد که پس از این همه خدمت شرافتمندانه وقتی از نخست وزیری مستعفی شدید می رفتید و در خانه خود می نشستید ؟ و مدتی تماشاگر می شدید ؟
✅اساتید دانشگاه را نیز تصفیه کنید !
#صدای_مردم نوشت : قریب یک ماه و نیم است که درس و بحث در دانشگاه تعطیل شده و این تعطیل تا یک ماه دیگر ادامه خواهد داشت و با این که نام نویسی آغاز شده ولی درس ها تا 15 فروردین آینده همچنان تعطیل خواهد بود ، به هر حال اکنون که تصمیم گرفته اید دانشگاه را تا 15 فروردین تعطیل کنید و نام نویسی دانشجویان را به عنوان تعویض کارت ها تجدید کنند چه بهتر که در این آخر سال یک تکانی حقیقی در دانشگاه بنمایند و استادان سیاست مدار سه چهار کاره را از خدمت در دانشگاه معاف نمایند و نام نویسی استادان را هم تجدید کنند .
✅مراجعت تیمسار #بختیار از سفر اروپا و آمریکا!
مراجعت تیمسار بختیار از سفر اروپا و آمریکا به دنبال ملاقات اخیر وی با کندی رئیس جمهور آمریکا و مذاکره در کاخ سفید کاملا جلب نظر همه محافل داخلی و خارجی را کرده است مخصوصا آن که خبرگزاری های خارجی از آن جمله خبرگزاری فرانسه خبر مفصلی هم در این باره به سراسر دنیا مخابره کرده اند .
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
ادامه #روزشمار 20 اسفند 1339
✅سکوت معلمین بدترین نوع اعتراض شد !
#علی_اصغر_امیرانی در سرمقاله امروز خواندنی ها نوشت : مدت ها است مهندسین و متخصصین کارخانجات آدم سازی کشور یعنی معلمین به زبان های مختلف از زبان خوش و تقاضا و خواهش گرفته تا التماس سعی کرده اند مشروع ترین و طبیعی ترین خواست خود را که تامین حداقل زندگی است به گوش اولیای امور برسانند و چون اکنون به تجربه دریافته اند « آن که البته به جایی نرسد فریاد است » ناچار به زبان بی زبانی یعنی سلاح سکوت که غالبا برنده تر از شمشیر است دست برده اند .
در ادامه این مقاله به نقل از روزنامه اطلاعات آمده است : اعلامیه ای به نام اعلامیه معلمین پایتخت منتشر شده و در آن یک روز را به عنوان روز اعتراض معلم اعلام کرده اند ، در این روز کلیه معلمین در کنار دانش آموزان خویش حضور خواهند یافت ولی درس و بحثی نخواهند داشت و با سکوت خویش اعتراض عمیق و دیرین خود را به گوش ملت ایران خواهند رسانید .
#امیرانی در ادامه این نوع اعتراض را بدترین نوع اعتراض خوانده و آورده است : نه تنها ما بلکه خود معلمین هم قطعا در این مورد با همکار محترم هم عقیده هستند و قبول دارند که این طرز اعتراض و اصولا هر نوع اعتراضی نه تنها خوب و پسندیده نیست بلکه در شان و مقام شامخ معلم و محیط آموزشگاه هم نمی باشد.
امیرانی در عین حال نوشته است : این که می گویند ترمیم حقوق معلمین و تامین رفاه حال آنان نیازمند بودجه بیشتری است که ما فاقد آن هستیم صحیح نیست با همین بودجه فعلی همین بودجه ای که پارسال و پیرارسال داشته و امسال هم داریم می توان حتی صدی صد ، یعنی دو برابر مقدار فعلی حقوق و مزایای معلمین را بالا برد بدون این که ناچار به اخذ دیناری مالیات جدید از کسی بشویم .
✅آقای #اقبال ! وای بر شما !
#اسماعیل_پور_والی در مقاله ای خطاب به دکتر اقبال نوشت : وای بر شما که نمی دانید کجا دارید می روید ...من این مقاله را برای شما می نویسم شمایی که باید امروز در آغوش گرم و پرشور ملت جای می داشتید و در دریای احساسات پرجوش و خروش محبت آمیز مردم غوطه می زدید و حالا در دانشگاه اتومبیلتان را آتش می زنند ...جوانان دانشجو به شما توهین روا می دارند و در مجلس با اعتبارنامه تان مخالفت می کنند راستی که وای بر شما و وای بر من !
پوروالی ادامه داد : شما که به هر مقام برجسته ای که در این مملکت وجود داشته رسیده اید سال ها استاد بوده اید ، به مقام نخست وزیری نائل شده اید و بیشتر از همه زمامداری کرده اید و عالی ترین نشان های این کشور را دریافت داشته اید و به شهرت و معروفیت بین المللی رسیده اید و از عالی ترین مراکز علمی جهان درجات افتخاری گرفته اید شما که خودتان بارها به من گفته اید « اگر هوس بود ...دیگر بس بود » چه می شد که پس از این همه خدمت شرافتمندانه وقتی از نخست وزیری مستعفی شدید می رفتید و در خانه خود می نشستید ؟ و مدتی تماشاگر می شدید ؟
✅اساتید دانشگاه را نیز تصفیه کنید !
#صدای_مردم نوشت : قریب یک ماه و نیم است که درس و بحث در دانشگاه تعطیل شده و این تعطیل تا یک ماه دیگر ادامه خواهد داشت و با این که نام نویسی آغاز شده ولی درس ها تا 15 فروردین آینده همچنان تعطیل خواهد بود ، به هر حال اکنون که تصمیم گرفته اید دانشگاه را تا 15 فروردین تعطیل کنید و نام نویسی دانشجویان را به عنوان تعویض کارت ها تجدید کنند چه بهتر که در این آخر سال یک تکانی حقیقی در دانشگاه بنمایند و استادان سیاست مدار سه چهار کاره را از خدمت در دانشگاه معاف نمایند و نام نویسی استادان را هم تجدید کنند .
✅مراجعت تیمسار #بختیار از سفر اروپا و آمریکا!
مراجعت تیمسار بختیار از سفر اروپا و آمریکا به دنبال ملاقات اخیر وی با کندی رئیس جمهور آمریکا و مذاکره در کاخ سفید کاملا جلب نظر همه محافل داخلی و خارجی را کرده است مخصوصا آن که خبرگزاری های خارجی از آن جمله خبرگزاری فرانسه خبر مفصلی هم در این باره به سراسر دنیا مخابره کرده اند .
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
Forwarded from تاریخ ایران معاصر
✳️ نویسنده ضد دین به همراه منشی خود در دادسرا کشته شد!
#تقویم_تاریخ
20 اسفند
✅سال 1286
از طرف #محمد_علی_شاه مسعود میرزا ظل السلطان به فرمانروائی فارس، میرزا محمودخان علاءالملک به حکومت اصفهان، سردار معتضد به والیگری کرمان و ظهیرالدوله به حکومت گیلان منصوب شدند.
✅سال 1289
سپهدار وزیران خود را به نایب السلطنه سپس #مجلس شورای ملی به این شرح معرفی کرد:
سپهدار رئیس الوزراء و وزیر جنگ، معاون الدوله وزیر پست و تلگراف و وزیر تجارت، علاء السلطنه وزیر علوم و وزیر فوائد عامه، مستشارالدوله وزیر داخله، محتشم السلطنه وزیر خارجه، ممتاز الدوله وزیر مالیه، مشیرالدوله وزیر عدلیه.
✅سال 1293
میرزا حسن خان مستوفی الملک رئیس الوزراء در مقابل مشکلات سیاسی کشور تاب مقاومت نیاورده استعفای خود را به سلطان احمدشاه تسلیم نمود.
در جلسه فوق العاده مجلس از 75 نفر نماینده تماماً به رئیس الوزرائی میرزا حسن خان مشیرالدوله ابراز تمایل نمودند و مؤتمن الملک رأی تمایل مجلس را به شاه اطلاع داد.
فرمان رئیس الوزرائی میرزا حسن خان مشیرالدوله از طرف احمدشاه صادر شد.
✅سال 1300
#احمد_شاه از #پاریس تلگرافی از مشیرالدوله خواست تا هرچه زودتر به کار متحصنین در سفارت #روس خاتمه دهد.
✅سال 1312
سرهنگ رضاقلی خان امیر خسروی رئیس #بانک_پهلوی که مربوط به قشون است به ریاست کل بانک ملی ایران با یکهزار تومان حقوق در ماه تعیین شد. امیر خسروی به خدمت مستشاران آلمانی بانک خاتمه داد و امور بانک را جزئاً و کلاً به ایرانی سپرد. محمدعلی فرزین وزیر سابق امور خارجه و مالیه معاونت بانک را عهده دار می باشد.
✅سال 1324
#احمد_کسروی مورخ و محقق و مدیر روزنامه پرچم در شعبه 7 بازپرسی دادسرای تهران به اتفاق حداد منشی خود مورد سوءقصد قرار گرفت و هر دو کشته شدند. قاتلین برادران #امامی ـ اصفهانی و جزء دسته #فدائیان_اسلام بودند.
✅سال 1356
زندانیان سیاسی زندان قصر دست به اعتصاب غذا زدند.
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
#تقویم_تاریخ
20 اسفند
✅سال 1286
از طرف #محمد_علی_شاه مسعود میرزا ظل السلطان به فرمانروائی فارس، میرزا محمودخان علاءالملک به حکومت اصفهان، سردار معتضد به والیگری کرمان و ظهیرالدوله به حکومت گیلان منصوب شدند.
✅سال 1289
سپهدار وزیران خود را به نایب السلطنه سپس #مجلس شورای ملی به این شرح معرفی کرد:
سپهدار رئیس الوزراء و وزیر جنگ، معاون الدوله وزیر پست و تلگراف و وزیر تجارت، علاء السلطنه وزیر علوم و وزیر فوائد عامه، مستشارالدوله وزیر داخله، محتشم السلطنه وزیر خارجه، ممتاز الدوله وزیر مالیه، مشیرالدوله وزیر عدلیه.
✅سال 1293
میرزا حسن خان مستوفی الملک رئیس الوزراء در مقابل مشکلات سیاسی کشور تاب مقاومت نیاورده استعفای خود را به سلطان احمدشاه تسلیم نمود.
در جلسه فوق العاده مجلس از 75 نفر نماینده تماماً به رئیس الوزرائی میرزا حسن خان مشیرالدوله ابراز تمایل نمودند و مؤتمن الملک رأی تمایل مجلس را به شاه اطلاع داد.
فرمان رئیس الوزرائی میرزا حسن خان مشیرالدوله از طرف احمدشاه صادر شد.
✅سال 1300
#احمد_شاه از #پاریس تلگرافی از مشیرالدوله خواست تا هرچه زودتر به کار متحصنین در سفارت #روس خاتمه دهد.
✅سال 1312
سرهنگ رضاقلی خان امیر خسروی رئیس #بانک_پهلوی که مربوط به قشون است به ریاست کل بانک ملی ایران با یکهزار تومان حقوق در ماه تعیین شد. امیر خسروی به خدمت مستشاران آلمانی بانک خاتمه داد و امور بانک را جزئاً و کلاً به ایرانی سپرد. محمدعلی فرزین وزیر سابق امور خارجه و مالیه معاونت بانک را عهده دار می باشد.
✅سال 1324
#احمد_کسروی مورخ و محقق و مدیر روزنامه پرچم در شعبه 7 بازپرسی دادسرای تهران به اتفاق حداد منشی خود مورد سوءقصد قرار گرفت و هر دو کشته شدند. قاتلین برادران #امامی ـ اصفهانی و جزء دسته #فدائیان_اسلام بودند.
✅سال 1356
زندانیان سیاسی زندان قصر دست به اعتصاب غذا زدند.
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
Forwarded from تاریخ ایران معاصر
#در_آینه_تاریخ ؛ فقرا و بیماران جذامی سال #قحطی در آذربایجان
شماره آرشیو: 78-1-8145ع
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
شماره آرشیو: 78-1-8145ع
iichs.ir
🆔 telegram.me/joinchat/BTWBPUEF2TfGqOAI21RzlQ
Forwarded from Farvahar
پیرشالیار.................... اورامانات کردستان
در افسانههای مردم منطقه اورامانات پیری اسطوره ای به نام «پیر شالیار» هست که می گویند صاحب کرامات بوده است. از جمله این کرامات عجیبی که درباره او روایت می کنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است که «پیر شالیار» به لطف خدا او را شفا میدهد. ماجرا از این قرار بوده است که «شاه بهار خاتون» کر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینکه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط کرده است که هر کسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی که نزدیک روستای «اورامان تخت» می رسند گوشهای دختر به طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیکیهای خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آنها را جلب میکند و سریع دیو از تنوره ای که هم اکنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیک خانه «پیر شالیار» هست، بر زمین می افتد و کشته می شود، مراسم "پیر شالیار" در روستای اورامان کردستان. این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز میشود و شروع به صحبت کردن می کند. پادشاه دخترش را به عقد وی در می آورد و مردم جشن عروسی بزرگی برای پیرشالیار و بهار خاتون برپا میکنند که مراسمی که امروز برگزار میشود سالگرد همان روز است.
،
تصویر : مراسم "پیر شالیار" در روستای اورامان کردستان. عکاس: آقای محمد مهیمنی
در افسانههای مردم منطقه اورامانات پیری اسطوره ای به نام «پیر شالیار» هست که می گویند صاحب کرامات بوده است. از جمله این کرامات عجیبی که درباره او روایت می کنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است که «پیر شالیار» به لطف خدا او را شفا میدهد. ماجرا از این قرار بوده است که «شاه بهار خاتون» کر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینکه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط کرده است که هر کسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی که نزدیک روستای «اورامان تخت» می رسند گوشهای دختر به طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیکیهای خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آنها را جلب میکند و سریع دیو از تنوره ای که هم اکنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیک خانه «پیر شالیار» هست، بر زمین می افتد و کشته می شود، مراسم "پیر شالیار" در روستای اورامان کردستان. این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز میشود و شروع به صحبت کردن می کند. پادشاه دخترش را به عقد وی در می آورد و مردم جشن عروسی بزرگی برای پیرشالیار و بهار خاتون برپا میکنند که مراسمی که امروز برگزار میشود سالگرد همان روز است.
،
تصویر : مراسم "پیر شالیار" در روستای اورامان کردستان. عکاس: آقای محمد مهیمنی
Forwarded from اصلاحات نیوز - رسانه
📢 هيئت دیپلماتیک ایرانی در مذاکرات قطعنامه ۵۹۸
نشسته از راست: آقایان محمدجواد ظریف، علی اکبر ولایتی، سیروس ناصری و حسن روحانی
✅ اصلاحات نیوز | اخبار مهم و موثق
@Eslahatnews
نشسته از راست: آقایان محمدجواد ظریف، علی اکبر ولایتی، سیروس ناصری و حسن روحانی
✅ اصلاحات نیوز | اخبار مهم و موثق
@Eslahatnews
Forwarded from شعر و ساز اصیل ایرانی
محمد رضا شجریان_خواهم بر زلفت
@Aryaeichanel
Forwarded from شعر و ساز اصیل ایرانی
@Aryaeichanel
الهه ناز_بنان