شش اشتباه مرگبار قذافی
✍🏻بیژن اشتری
موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد. به طور خلاصه شش عامل زیر را میتوان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه. با این جمعیت کم و این پول هنگفت میشد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروههای تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود. اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند. سالها بعد، دادخواهی خانوادههای همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه) قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود. مردم لیبی عملا در حکم خوکچههای آزمایشگاهی او بودند. هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیانها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد. این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام میشد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بینالملل و عدم تحویل بمبگذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریمهای بینالمللی کرد. این دوره تحریمها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیرتر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج) قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمیکند و به جناح اصلاحطلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها میگذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش) قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند. او تصمیم به سرکوب آنها گرفت. او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار اخیرشان در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او میتواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند. اما این ارزیابیاش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولتهای غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد. مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربیها توانستند قذافی را ساقط کنند. هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
@tarbd
✍🏻بیژن اشتری
موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد. به طور خلاصه شش عامل زیر را میتوان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه. با این جمعیت کم و این پول هنگفت میشد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروههای تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود. اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند. سالها بعد، دادخواهی خانوادههای همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه) قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود. مردم لیبی عملا در حکم خوکچههای آزمایشگاهی او بودند. هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیانها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد. این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام میشد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بینالملل و عدم تحویل بمبگذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریمهای بینالمللی کرد. این دوره تحریمها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیرتر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج) قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمیکند و به جناح اصلاحطلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها میگذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش) قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند. او تصمیم به سرکوب آنها گرفت. او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار اخیرشان در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او میتواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند. اما این ارزیابیاش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولتهای غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد. مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربیها توانستند قذافی را ساقط کنند. هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
@tarbd
Forwarded from معلومات عمومی💡
💡"سیب زمینی" ، نخستین بار در زمان کدام پادشاه به ایران آورده شد؟
Anonymous Quiz
12%
احمدشاه قاجار
37%
ناصرالدین شاه قاجار
30%
مظفرالدین شاه قاجار
21%
فتحعلی شاه قاجار
Forwarded from معلومات عمومی
حقوق اجتماعی زنان در کدام کشور جهان بیشتر است؟
Anonymous Quiz
51%
سوئد
31%
ایسلند
12%
آمریکا
6%
انگلیس
Forwarded from اصفهان خبر
رومینا پورمختاری جوان ۲۶ ساله ایرانی تبار وزیر اقلیم و محیطزیست سوئد شد
🔹ولف کریسترشون، نخست وزیر محافظه کار جدید سوئد، رومینا پورمختاری را به عنوان جوان ترین وزیر تاریخ این کشور منصوب کرد.
🔹پورمختاری ایرانی تبار است و پیشتر رئيس شاخه جوانان حزب لیبرال این کشور بود که در ماه نوامبر سمت خود را ترک کرد.
🔹کابینه جدید کریسترشون از ۲۳ وزیر تشکیل شده که صبح روز سهشنبه به طور رسمی نام اعضای آن اعلام شد./دویچهوله
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹ولف کریسترشون، نخست وزیر محافظه کار جدید سوئد، رومینا پورمختاری را به عنوان جوان ترین وزیر تاریخ این کشور منصوب کرد.
🔹پورمختاری ایرانی تبار است و پیشتر رئيس شاخه جوانان حزب لیبرال این کشور بود که در ماه نوامبر سمت خود را ترک کرد.
🔹کابینه جدید کریسترشون از ۲۳ وزیر تشکیل شده که صبح روز سهشنبه به طور رسمی نام اعضای آن اعلام شد./دویچهوله
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from عکس نگار
جنبش اجتماعی چیست
🍁🍁🍁🍁🍁
معرفی کتاب جنبش اجتماعی چیست ؟
اثر هنک جانستون
جانستون در این کتاب تاکید میکند که جنبش هاراباید همزاد دولتهای مدرن دانست. به عبارت دیگر ظهور دولت مدرن هم زمان با بازیگر مهم و پیچیده و ماندگار دیگری بوده است به نام جنبش اجتماعی معاصر .جنبش های اجتماعی همواره در بستر دولتها به وقوع میپیوندد، رابطهای دو سویه و پویا دارند و بر یکدیگر فشار را وارد میکنند. مسئله اینست که اغلب نخبگان سیاسی قدرت را به راحتی واگذار نمیکنند. در نتیجه شکل گیری بسیج های مردمی در طول تاریخ ، جهت در معرض تماس قرار دادن نخبگان با مردم عادی و طرح مطالبات جامعه یک ضرورت بوده است .
در این کتاب جنبش هارا به دسته قدیمی و جدید تقسیم نموده است .جنبشهای قدیمی مثل جنبشهای کارگری بیشتر ماهیت اقتصادی داشت.اما در نیمه دوم قرن بیستم جنبشهای جدیدی شکل گرفته اند در این جنبشها بخش قابل توجهی از طبقه متوسط و تحصیل کرده حول زمینه های مرتبط با سبک زندگی ، محیط زیستی، حقوق زنان قوام پیدا میکنند.
در این جنبش ها مصنوعاتی چون موسیقی ،شعر ، تئاتر ، اپرا ، هنرهای تجسمی رسانه ها اینها موجب انجام کنشها میشوند و تنشها را به اوج میرسانند و کمک کننده هستند .
جانستون معتقد است که جنبشهایی موفق میشوند که فراتر از سازمانها و گروهها باشند ( فراگیر باشند) و خود رابدان محدود نکنند ، دوم ارزشهای کنشگران چقدر پویایی داشته باشد ، سوم فضایی یا حوزه های کنشگری چگونه باشد .
در پایان این کتاب به علاقمندان تاریخ و جامعه شناسی توصیه میشود.
🍂🍂🍂🍂
🍁🍁🍁🍁🍁
معرفی کتاب جنبش اجتماعی چیست ؟
اثر هنک جانستون
جانستون در این کتاب تاکید میکند که جنبش هاراباید همزاد دولتهای مدرن دانست. به عبارت دیگر ظهور دولت مدرن هم زمان با بازیگر مهم و پیچیده و ماندگار دیگری بوده است به نام جنبش اجتماعی معاصر .جنبش های اجتماعی همواره در بستر دولتها به وقوع میپیوندد، رابطهای دو سویه و پویا دارند و بر یکدیگر فشار را وارد میکنند. مسئله اینست که اغلب نخبگان سیاسی قدرت را به راحتی واگذار نمیکنند. در نتیجه شکل گیری بسیج های مردمی در طول تاریخ ، جهت در معرض تماس قرار دادن نخبگان با مردم عادی و طرح مطالبات جامعه یک ضرورت بوده است .
در این کتاب جنبش هارا به دسته قدیمی و جدید تقسیم نموده است .جنبشهای قدیمی مثل جنبشهای کارگری بیشتر ماهیت اقتصادی داشت.اما در نیمه دوم قرن بیستم جنبشهای جدیدی شکل گرفته اند در این جنبشها بخش قابل توجهی از طبقه متوسط و تحصیل کرده حول زمینه های مرتبط با سبک زندگی ، محیط زیستی، حقوق زنان قوام پیدا میکنند.
در این جنبش ها مصنوعاتی چون موسیقی ،شعر ، تئاتر ، اپرا ، هنرهای تجسمی رسانه ها اینها موجب انجام کنشها میشوند و تنشها را به اوج میرسانند و کمک کننده هستند .
جانستون معتقد است که جنبشهایی موفق میشوند که فراتر از سازمانها و گروهها باشند ( فراگیر باشند) و خود رابدان محدود نکنند ، دوم ارزشهای کنشگران چقدر پویایی داشته باشد ، سوم فضایی یا حوزه های کنشگری چگونه باشد .
در پایان این کتاب به علاقمندان تاریخ و جامعه شناسی توصیه میشود.
🍂🍂🍂🍂
Forwarded from معلومات عمومی
در کدام کشور 7 سال اول تحصیل هیچ گونه امتحانی از دانش آموزان ورفته نمیشود؟
Anonymous Quiz
14%
هلند
42%
فنلاند
31%
دانمارک
13%
کانادا
Forwarded from Niloofar
📣 خانه کتاب یارا، وابسته به موسسه فرهنگی هنری پیدایش(رویش دیگر)، برگزار میکند:
🟢 تاریخ و گفتگو؛
ویژه نوجوانان ۱۴ تا ۱۸ سال؛
تسهیلگر: مریم قربانی، مدرس تاریخ و کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس تهران؛
📚 در این جلسات بر مبنای متن کتاب، با هم تاریخ میخوانیم و گفتگو میکنیم.
🔆 ۴ جلسه نود دقیقهای؛
🕙 چهارشنبهها از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰؛
جلسه اول: چهارشنبه ۴ آبان؛
هزینه ثبتنام: ۱۹۰ هزار تومان؛
🔽 ثبتنام به صورت حضوری و یا از طریق تماس با شماره تلفنهای زیر از ساعت ۱۰ تا ۲۲:
📱۰۹۱۹۵۹۴۹۹۵۴
☎️ (۰۳۱)۳۶۲۶۸۸۵۷
آدرس: اصفهان، خیابان توحید میانی، ابتدای خیابان شریعتی شرقی، نبش بنبست شماره ۷، خانه کتاب یارا، وابسته به موسسه فرهنگی هنری پیدایش(رویش دیگر)؛
🔻صفحات خانهکتاب یارا در رسانههای اجتماعی:
https://instagram.com/yara.bookhouse
https://t.me/yarabookhouse
🟢 تاریخ و گفتگو؛
ویژه نوجوانان ۱۴ تا ۱۸ سال؛
تسهیلگر: مریم قربانی، مدرس تاریخ و کارشناسی ارشد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس تهران؛
📚 در این جلسات بر مبنای متن کتاب، با هم تاریخ میخوانیم و گفتگو میکنیم.
🔆 ۴ جلسه نود دقیقهای؛
🕙 چهارشنبهها از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰؛
جلسه اول: چهارشنبه ۴ آبان؛
هزینه ثبتنام: ۱۹۰ هزار تومان؛
🔽 ثبتنام به صورت حضوری و یا از طریق تماس با شماره تلفنهای زیر از ساعت ۱۰ تا ۲۲:
📱۰۹۱۹۵۹۴۹۹۵۴
☎️ (۰۳۱)۳۶۲۶۸۸۵۷
آدرس: اصفهان، خیابان توحید میانی، ابتدای خیابان شریعتی شرقی، نبش بنبست شماره ۷، خانه کتاب یارا، وابسته به موسسه فرهنگی هنری پیدایش(رویش دیگر)؛
🔻صفحات خانهکتاب یارا در رسانههای اجتماعی:
https://instagram.com/yara.bookhouse
https://t.me/yarabookhouse
✅ سرنوشت شاهی که می غرید...!
✍سیدحسن تقیزاده
برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود. با آنکه در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیاد در مقابل سفارت انگلیس در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافۀ جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود. هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از درِ پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید با قیافۀ بغضگرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید. گفت: «خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را، آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم.» گفتم: «عذر بدتر از گناه.» به او گفتم: «بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچهزودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی.» شاه در این موقع با صدای بلند میگریست بهطوریکه همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متأثر شدند.
محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبهروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت: «جیبها و اثاثهاش را بگردید.» من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم رعایت این مردک بیچاره را بکنید. این در وضع روحی بدی است. ستارخان گفت: «مَن بیلمیرم» یعنی من نمیدانم. من پیشنهاد کردم برای آنکه بهانهای به دست کسی داده نشود، اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورتمجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت اثاثۀ ملکهجهان خانمش را هم بگردید. من گفتم: «این کار زننده است.» ستارخان چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند صدا کرد و گفت اثاثیۀ خانم و خدمه را هم بگردید. زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود، ستارخان به ترکی گفت: «هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای "رعیت" را به تاراج ببری؟» ناسزایی هم نثار شاه کرد. من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد...
در آخر محمدعلیشاه به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکهای را که بر دامن تاریخ گذاشت هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست کشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده.
بن مایه :مشروطیت ایران،
✍محمود ستایش ، ص ۱۰۴ تا ۱۰۷
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✍سیدحسن تقیزاده
برای اخراج محمدعلیشاه هیئتی تعیین شد که من هم جزء آنها بودم. روزی که ترتیب اخراج وی را دادیم، دارای قیافهای تکیده و شکسته بود. با آنکه در مورد اخراج محمدعلیشاه خبری منتشر نشده بود، ولی عدهای زیاد در مقابل سفارت انگلیس در زرگنده آمده بودند و بعضی هم با خود اسلحه داشتند و میخواستند انتقام خود را از آن مرد بگیرند. هیئت متوجه شد و از شهر درخواست کرد که عدهای قزاق بفرستند. قزاقها آمدند و در دو طرف مستقر شدند. قیافۀ جمعیت بینهایت غضبناک و عصبانی بود. هیئت انتظار داشت که واقعهای روی بدهد. ازاینرو من جلو جمعیت رفته و آنها را به آرامش دعوت کردم. ولی جمعیت همچنان عصبانی بود. تصمیم گرفته شد شاه مخلوع را از درِ پنهانی سفارت خارج کنیم. شاه مخلوع وقتی مرا دید با قیافۀ بغضگرفته جلو آمده و به ترکی شروع به احوالپرسی کرد. گریه به شاه امان نمیداد. من به او گفتم چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی؟ بغض شاه ترکید. گفت: «خدا ذلیل کند شاپشال و امیربهادر جنگ را، آنها مرا اغفال کردند تا روبهروی ملتم بایستم.» گفتم: «عذر بدتر از گناه.» به او گفتم: «بههرحال الان چارهای نیست و خودکرده را تدبیر نیست. باید هرچهزودتر خاک ایران را ترک کنی. تا چه وقت میخواهی به این زندگی ذلتبار ادامه بدهی و زیر بیرق خارجی بمانی.» شاه در این موقع با صدای بلند میگریست بهطوریکه همه هیئت و سفرای روس و انگلیس از این حالت روحی شاه متأثر شدند.
محمدعلیشاه دیگر آن شاهی نبود که روبهروی ملت خود ایستاده بود. مثل بچه مطیعی شده بود که پناهگاهی میجست. چون شایع بود که محمدعلیشاه قصد خروج مقداری از جواهرات سلطنتی را دارد، ستارخان به ترکی با فریاد گفت: «جیبها و اثاثهاش را بگردید.» من نزد ستارخان رفته و باز به ترکی به او گفتم رعایت این مردک بیچاره را بکنید. این در وضع روحی بدی است. ستارخان گفت: «مَن بیلمیرم» یعنی من نمیدانم. من پیشنهاد کردم برای آنکه بهانهای به دست کسی داده نشود، اثاثیه شاه و حتی جیبهایش را به شکل زنندهای بازرسی کردند. چند قطعه جواهر پیدا کردند که بلافاصله صورتمجلس شد و اعضای هیئت زیر آن را امضا کردند. ستارخان پا از این فراتر گذاشت و گفت اثاثۀ ملکهجهان خانمش را هم بگردید. من گفتم: «این کار زننده است.» ستارخان چند زن را از بین کسانی که بیرون سفارت منتظر خروج محمدعلیشاه بودند صدا کرد و گفت اثاثیۀ خانم و خدمه را هم بگردید. زنها حتی سینهبند خانم را هم گشتند و در آنجا چند قطعه الماس یافتند. شاه خواست مانع شود، ستارخان به ترکی گفت: «هرچه جنایت کردی بس نبود، حالا میخواهی داراییهای "رعیت" را به تاراج ببری؟» ناسزایی هم نثار شاه کرد. من هرچه خواستم ستارخان را دعوت به آرامش کنم میسر نمیشد و او مرتب مثل شیر میغرید و اسلحهاش را تکان میداد...
در آخر محمدعلیشاه به اعضای هیئت دست داد و از بعضی حلالیت طلبید، ولی چه سود؟ محمدعلی شاه لکهای را که بر دامن تاریخ گذاشت هیچوقت پاک نخواهد شد. او ملتی را که آزادی میخواست کشت. مجلس را به توپ بست. ملکالمتکلمین و صوراسرافیل را در باغ شاه خفه کرد. بههرحال صحنهای بود دردناک و ناراحتکننده.
بن مایه :مشروطیت ایران،
✍محمود ستایش ، ص ۱۰۴ تا ۱۰۷
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
ستارخان :
«.. اگر یک روز از زندگیِاَم باقی مانده باشد آن یک روز را هم برایِ استقلال و حفظِ کرامتِ ایران خواهم جنگید؛ حتی اگر لقبِ شورشی و ضدِ مملکت به من داده شود...»
امروز ۲۸ مهر ماه، زادروزِ «ستار خان» سردارِ ملی و از آزادیخواهان و مبارزانِ راستینِ ایرانزمین است..
کسی که از او به عنوانِ نمادِ غیرت و شجاعت و شرافت یاد میکنند..
کسی که ماندن و جنگیدن در زیرِ پرچمِ ایران را به پرچمِ بیگانه که وعدهیِ در امان ماندن و بهرهمند شدن از امتیازاتِ فراوانی را داشت، ترجیح داد و به سمبل و پیشرو جریانی که خواستارِ ساختنِ کشوری آزاد و آباد بود، تبدیل شد.
زادروزش خجسته، نامش جاوید، یادش گرامی و راهش پررهرو باد..
#تاریخ_معاصرایران
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
«.. اگر یک روز از زندگیِاَم باقی مانده باشد آن یک روز را هم برایِ استقلال و حفظِ کرامتِ ایران خواهم جنگید؛ حتی اگر لقبِ شورشی و ضدِ مملکت به من داده شود...»
امروز ۲۸ مهر ماه، زادروزِ «ستار خان» سردارِ ملی و از آزادیخواهان و مبارزانِ راستینِ ایرانزمین است..
کسی که از او به عنوانِ نمادِ غیرت و شجاعت و شرافت یاد میکنند..
کسی که ماندن و جنگیدن در زیرِ پرچمِ ایران را به پرچمِ بیگانه که وعدهیِ در امان ماندن و بهرهمند شدن از امتیازاتِ فراوانی را داشت، ترجیح داد و به سمبل و پیشرو جریانی که خواستارِ ساختنِ کشوری آزاد و آباد بود، تبدیل شد.
زادروزش خجسته، نامش جاوید، یادش گرامی و راهش پررهرو باد..
#تاریخ_معاصرایران
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
رومینا پورمختاری وزیر ایرانی ۲۶ ساله دولت جدید سوئد در سفر چند سال پیش به ایران
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✅دموکراسی عزل
✍کارل پوپر درباره دموکراسی
کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
اینگونه متون برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم بسیار لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
***
ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا،و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
درس گرفتن از تاریخ شرطِ عقل است و مجازاتِ درس نگرفتن از تاریخ, تکرار تمام مصایب تاریخ...
@tarbd
✍کارل پوپر درباره دموکراسی
کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی مردم، بدون خونریزی و براندازی».
وآنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب و سرنگونی».
دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟»
چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد.
اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند.
بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم.
صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست.
البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد؛ حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب!
برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند.
اینگونه متون برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم بسیار لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟
***
ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد.
دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد.
مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.
دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند. دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.
در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت.
هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند. پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد.
این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم.
اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا،و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار.
درس گرفتن از تاریخ شرطِ عقل است و مجازاتِ درس نگرفتن از تاریخ, تکرار تمام مصایب تاریخ...
@tarbd
✅وای به حال مملکتی که در آن مدارس دخترانه تاسیس شود...
اولین مدرسه دخترانه در تهران، توسط #مبلغان_مسیحی آمریکایی در ۱۲۵۳ش در دوره #ناصرالدین_شاه بوجود آمد، اما شاگردانش مسیحی و دختران ارامنه بودند، چون ایرانیان مخالف تحصیل دختران بوده، فکر می کردند ھدف این مسیحیان غربی، مسیحی کردن ایرانیان است!
ديدار ناصرالدين شاه از این مدرسه جالب است:
در يكى از روزهاى پاييز ۱۲۶۹ ش صبحگاهان هنگامیكه دختران در تالار جمع بودند، شاه و ملازمان دربار وارد شدند «شاه شخصا امتحان می کند و يكى از دختران را پاى تخته سياه می خواند كه چيزى بنويسد ولى طفلك از هيبت شاه ياراى نوشتن نداشته. شاه گچ را از دست دخترك می گيرد، به خط خود روى تخته سياه كلماتى می نويسد كه بعدا قاب می كنند تا از ريزش محفوظ بماند...»
(تاريخ مؤسسات تمدنى جديد... ج ۱، ص ۳۶۸)
اما دیدار ناصرالدین شاه نیز نتوانست نگرش منفی مردم را نسبت به مدرسه دخترانه تغییر دھد و تقریبا تمامی دانش آموزان، دختران مسیحی بودند و مجله ملانصرالدین در نقد آن کاریکاتوری کشید و زیرش نوشت:
👈 #مسلمان، دختربچه خود را شوهر می دهد و #غیرمسلمان به مدرسه می فرستد...! 😂
اما در۱۲۷۰ ش. #ربابه_مرعشی همسر سيدعلى شمس المعالى (پزشک ناصر الدين شاه) دست بکار عجیبی میزند! او در خانه اش كلاس درس براى زنان داير میکند. هر چند در خانهاش آموزش میداد اما از آزار و اذیت قشریون در امان نماند و مدام مزاحمش شدند.
در سال ۱۲۸۲ ش طوبب رشديه در قسمتی از خانه خود، مدرسه دخترانهای بنام پرورش داير نمود. گرچه با استقبال مردم روبرو گرديد و روز چهارم تاسيس ۱۷ شاگرد داشت، اما فراشان دولتی ریختند و تابلوی او را با فحش و تهديد برداشتند و مدرسه را منحل کردند.
(رشدیه، شمسالدین، سوانح عمر...ص ۱۴۸)
تا این زمان مدارس دخترانه را در داخل خانه ایجاد می کردند تا بلکه از تعرضِ متعصبین در امان باشند اما در ۱۲۸۳ ش، زن شجاعی بنام #بیبی_خانم_وزیراف نویسنده کتاب #معايب_الرجال که در پاسخ به کتاب تاديب النسوان نوشته بود مدرسه دخترانهای افتتاح نمود كه مخالفت #شیخ_فضل_الله_نوری را برانگیخت و شیخ فتوا داد که تاسیس مدارس دخترانه #مخالف_شرع اسلام است.
(ملک زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت... ج۴، ص ۲۱۸)
و سیدعلی شوشتری در آستانه حضرت عبدالعظیم بست نشست و تكفیرنامهای صادر کرد و نوشت:
«وای بحال مملكتی كه در آن مدرسه دخترانه تاسیس شود»
وعجیب اینکه، این تكفیرنامه در آن زمان دانهای یك شاھی فروش رفته و حتی بازار سیاه پیدا كرد!
(کارنامه زنان مشهور ایران - فخری قویمی... ص ۱۳۲)
این اقدام علما، مخالفان مدارس را جسورتر كرد بطوری كه در خیابان به محصلان و معلمان حمله کرده و بصورتشان تُف میانداختند و آنها را بیعفت ميخواندند.
(ملکزاده... ج ۳ ص ۱۸۲)
فشارھای مخالفان باعث شد سرانجام، بیبی خانم به وزارت معارف شكایت کند امّا چون سمبه مخالفان پر زور بود در نتیجه، مدرسه تعطیل شد.
مدارس دخترانه چون نهر کوچکی جریان داشت که طلوع انقلاب مشروطیت، آنرا به رودی پرشتاب بدل ساخت، برخی مشروطه خواهان مانند ناظم الاسلام به حمایت از تأسيس مدارس دخترانه پرداخته، گفتند:
«در تربيت بنات و دوشيزگان وطن بکوشيم و به آنها لباس علم و هنر بپوشيم، چه تا دخترها عالم نشوند، پسرها بخوبی تربيت نخواهند شد»
(ناظمالاسلام کرمانی، تاريخ بيداری ايرانيان... ج ۱ ص ۴)
پس از مشروطیت به بیبی خانم اجازه داده شده مدرسهاش را باز کند اما به شرط اینکه دختران بین ۴ الی۶ سال تحصیل نمایند و كلمه دوشیزه نیز از تابلوی مدرسه حذف شود.
(مجله گنجینۀ اسناد، سال اول، دفتر اول، ص۸۲)
مدرسه #ناموس در ۱۲۸۶ش بكوشش خانم #طوبی_آزموده آغاز بکار کرد و مدرسه #ترقی_بنات توسط #ماھرخ_گوھرشناس در ۱۲۸۸ ش بوجود آمد، البته او فعالیت خود را از شوهرش پنهان كرده بود اما زمانیكه شوھرش فهمید او را متهم كرد كه از دایره دین و فضیلت پا بیرون نهاده و با عمل شرم آور خود موجب بدنامی خانواده گردیده...»!
(فخری قویمی...ص ۱۴۰)
روزنامه سادات، نامه اعتراض آمیز گروھی از زنان را چاپ كرد كه خود را طرفدار تعلیمِ زنان ستمدیده می خواندند. آنان در نامه خود خطاب به مخالفین مدارس دخترانه نوشتند که:
«...آخر ما جماعت اناثیه مظلوم ایران مگر از نوع شما نبوده و در حقوق نوعیه با شما شریک نیستیم؟ مگر ما بیچارگان در ردیف انسانهای عالم به شمار نمیآئیم و در جرگه حیوانات باركش باید محسوب باشیم؟ از شما انصاف می خواھیم تا كی ما باید از فرمان طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ خارج باشیم؟...»
(روزنامۀ مساوات، ۲ فروردین ۱۲۸۷، شماره ۱۸ ص ۲)
#علی_مرادی_مراغه_ای
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
اولین مدرسه دخترانه در تهران، توسط #مبلغان_مسیحی آمریکایی در ۱۲۵۳ش در دوره #ناصرالدین_شاه بوجود آمد، اما شاگردانش مسیحی و دختران ارامنه بودند، چون ایرانیان مخالف تحصیل دختران بوده، فکر می کردند ھدف این مسیحیان غربی، مسیحی کردن ایرانیان است!
ديدار ناصرالدين شاه از این مدرسه جالب است:
در يكى از روزهاى پاييز ۱۲۶۹ ش صبحگاهان هنگامیكه دختران در تالار جمع بودند، شاه و ملازمان دربار وارد شدند «شاه شخصا امتحان می کند و يكى از دختران را پاى تخته سياه می خواند كه چيزى بنويسد ولى طفلك از هيبت شاه ياراى نوشتن نداشته. شاه گچ را از دست دخترك می گيرد، به خط خود روى تخته سياه كلماتى می نويسد كه بعدا قاب می كنند تا از ريزش محفوظ بماند...»
(تاريخ مؤسسات تمدنى جديد... ج ۱، ص ۳۶۸)
اما دیدار ناصرالدین شاه نیز نتوانست نگرش منفی مردم را نسبت به مدرسه دخترانه تغییر دھد و تقریبا تمامی دانش آموزان، دختران مسیحی بودند و مجله ملانصرالدین در نقد آن کاریکاتوری کشید و زیرش نوشت:
👈 #مسلمان، دختربچه خود را شوهر می دهد و #غیرمسلمان به مدرسه می فرستد...! 😂
اما در۱۲۷۰ ش. #ربابه_مرعشی همسر سيدعلى شمس المعالى (پزشک ناصر الدين شاه) دست بکار عجیبی میزند! او در خانه اش كلاس درس براى زنان داير میکند. هر چند در خانهاش آموزش میداد اما از آزار و اذیت قشریون در امان نماند و مدام مزاحمش شدند.
در سال ۱۲۸۲ ش طوبب رشديه در قسمتی از خانه خود، مدرسه دخترانهای بنام پرورش داير نمود. گرچه با استقبال مردم روبرو گرديد و روز چهارم تاسيس ۱۷ شاگرد داشت، اما فراشان دولتی ریختند و تابلوی او را با فحش و تهديد برداشتند و مدرسه را منحل کردند.
(رشدیه، شمسالدین، سوانح عمر...ص ۱۴۸)
تا این زمان مدارس دخترانه را در داخل خانه ایجاد می کردند تا بلکه از تعرضِ متعصبین در امان باشند اما در ۱۲۸۳ ش، زن شجاعی بنام #بیبی_خانم_وزیراف نویسنده کتاب #معايب_الرجال که در پاسخ به کتاب تاديب النسوان نوشته بود مدرسه دخترانهای افتتاح نمود كه مخالفت #شیخ_فضل_الله_نوری را برانگیخت و شیخ فتوا داد که تاسیس مدارس دخترانه #مخالف_شرع اسلام است.
(ملک زاده، تاریخ انقلاب مشروطیت... ج۴، ص ۲۱۸)
و سیدعلی شوشتری در آستانه حضرت عبدالعظیم بست نشست و تكفیرنامهای صادر کرد و نوشت:
«وای بحال مملكتی كه در آن مدرسه دخترانه تاسیس شود»
وعجیب اینکه، این تكفیرنامه در آن زمان دانهای یك شاھی فروش رفته و حتی بازار سیاه پیدا كرد!
(کارنامه زنان مشهور ایران - فخری قویمی... ص ۱۳۲)
این اقدام علما، مخالفان مدارس را جسورتر كرد بطوری كه در خیابان به محصلان و معلمان حمله کرده و بصورتشان تُف میانداختند و آنها را بیعفت ميخواندند.
(ملکزاده... ج ۳ ص ۱۸۲)
فشارھای مخالفان باعث شد سرانجام، بیبی خانم به وزارت معارف شكایت کند امّا چون سمبه مخالفان پر زور بود در نتیجه، مدرسه تعطیل شد.
مدارس دخترانه چون نهر کوچکی جریان داشت که طلوع انقلاب مشروطیت، آنرا به رودی پرشتاب بدل ساخت، برخی مشروطه خواهان مانند ناظم الاسلام به حمایت از تأسيس مدارس دخترانه پرداخته، گفتند:
«در تربيت بنات و دوشيزگان وطن بکوشيم و به آنها لباس علم و هنر بپوشيم، چه تا دخترها عالم نشوند، پسرها بخوبی تربيت نخواهند شد»
(ناظمالاسلام کرمانی، تاريخ بيداری ايرانيان... ج ۱ ص ۴)
پس از مشروطیت به بیبی خانم اجازه داده شده مدرسهاش را باز کند اما به شرط اینکه دختران بین ۴ الی۶ سال تحصیل نمایند و كلمه دوشیزه نیز از تابلوی مدرسه حذف شود.
(مجله گنجینۀ اسناد، سال اول، دفتر اول، ص۸۲)
مدرسه #ناموس در ۱۲۸۶ش بكوشش خانم #طوبی_آزموده آغاز بکار کرد و مدرسه #ترقی_بنات توسط #ماھرخ_گوھرشناس در ۱۲۸۸ ش بوجود آمد، البته او فعالیت خود را از شوهرش پنهان كرده بود اما زمانیكه شوھرش فهمید او را متهم كرد كه از دایره دین و فضیلت پا بیرون نهاده و با عمل شرم آور خود موجب بدنامی خانواده گردیده...»!
(فخری قویمی...ص ۱۴۰)
روزنامه سادات، نامه اعتراض آمیز گروھی از زنان را چاپ كرد كه خود را طرفدار تعلیمِ زنان ستمدیده می خواندند. آنان در نامه خود خطاب به مخالفین مدارس دخترانه نوشتند که:
«...آخر ما جماعت اناثیه مظلوم ایران مگر از نوع شما نبوده و در حقوق نوعیه با شما شریک نیستیم؟ مگر ما بیچارگان در ردیف انسانهای عالم به شمار نمیآئیم و در جرگه حیوانات باركش باید محسوب باشیم؟ از شما انصاف می خواھیم تا كی ما باید از فرمان طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ و مُسلِمَةٍ خارج باشیم؟...»
(روزنامۀ مساوات، ۲ فروردین ۱۲۸۷، شماره ۱۸ ص ۲)
#علی_مرادی_مراغه_ای
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
احمد شاملو :
انشایم که تمام شد معلم با خط کش چوبی اش زد پشت دستم و گفت :
جمله هایت زیباست.
گفتم اجازه آقا پس چرا میزنید؟
پوزخند تلخی زد و گفت:
میزنم تا همیشه یادت بماند خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در ایندنیا تاوان دارد....
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
انشایم که تمام شد معلم با خط کش چوبی اش زد پشت دستم و گفت :
جمله هایت زیباست.
گفتم اجازه آقا پس چرا میزنید؟
پوزخند تلخی زد و گفت:
میزنم تا همیشه یادت بماند خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در ایندنیا تاوان دارد....
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍مسدودکردن دسترسی های غیرضرورری اپها
بعضی برنامه دسترسیهای غیرضروری به دستگاه کاربر دارند. در این برنامه با روش مسدودکردن این دسترسیها آشنا میشویم.
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
بعضی برنامه دسترسیهای غیرضروری به دستگاه کاربر دارند. در این برنامه با روش مسدودکردن این دسترسیها آشنا میشویم.
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from تاریخ معاصـر ایران
#قابل_تأمل...
هشدار به شاه ، یکسال قبل از انقلاب در مورد شرایط کشور...
پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی...
نویسندگان : «...کریم سنجابی ، دکتر شاپور بختیار ، داریوش فروهر...»
فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفهٔ ملی و دینی در برابر خدا و خلق خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضایی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده، مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمیشناسیم و در حالی که تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملت و انشای قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همهٔ اختیارات و افتخارات و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرمودهاند این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور مینماییم.
در زمانی مبادرت به چنین اقدامی میشود که مملکت از هر طرف در لبههای پرتگاه قرار گرفته، همهٔ جریانها به بنبست کشیده، نیازمندیهای عمومی به خصوص خواروبار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بینظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشتآور گردیده، نفت این میراث گرانبهای خدادادی به شدت تبذیر شده، برنامههای عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده و از همه بدتر نادیده گرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و نقض اصول قانون اساسی همراه با خشونتهای پلیسی به حداکثر رسیده و رواج فساد و فحشا و تملق، فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشاندهاست.
حاصل تمام این اوضاع توأم با وعدههای پایان ناپذیر و گزافه گوییها و تبلیغات و تحمیل جشنها و تظاهرات، نارضایی و نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایهها و عصیان نسل جوان شده که عاشقانه داوطلب زندان و شکنجه و مرگ میگردند و دست به کارهایی میزنند که دستگاه حاکمه آن را خرابکاری و خیانت و خود آنها فداکاری و شرافت مینامند.
این همه ناهنجاری در وضع زندگی ملی را ناگزیر باید مربوط به طرز مدیریت مملکت دانست، مدیریتی که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر جنبهٔ فردی و استبدادی در آرایش نظام شاهنشاهی پیدا کردهاست. در حالی که «نظام شاهنشاهی» خود برداشتی کلی از نهاد اجتماعی حکومت در پهنهٔ تاریخ ایران میباشد که با انقلاب مشروطیت دارای تعریف قانونی گردیده و در قانون اساسی و متمم آن حدود «حقوق سلطنت» بدون کوچکترین ابهامی تعیین و «قوای مملکت ناشی از ملت» و«شخص پادشاه از مسئولیت مبری» شناخته شدهاست.
در روزگار کنونی و موقعیت جغرافیایی حساس کشور ما ادارهٔ امور چنان پیچیده گردیده که توفیق در آن تنها با استمداد از همکاری صمیمانهٔ تمام نیروهای مردم در محیطی آزاد و قانونی و با احترام به شخصیت انسانها امکانپذیر میشود. این مشروحهٔ سرگشاده به مقامی تقدیم میگردد که چند سال پیش در دانشگاه هاروارد فرمودهاند:
«نتیجهٔ تجاوز به آزادیهای فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسانها ایجاد سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش میگیرند تا ارتباط خود را با همهٔ مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیلهٔ رفع این سرخوردگیها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقتهاست که انسانها بردهٔ دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است». و نیز به تازگی در مشهد مقدس اعلام فرمودهاید «رفع عیب به وسیلهٔ هفتتیر نمیشود و بلکه به وسیلهٔ جهاد اجتماعی میتوان علیه فساد مبارزه کرد».
بنابراین تنها راه بازگشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملی و خلاصی از تنگناها و دشواریهایی که آیندهٔ ایران را تهدید میکند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.
«..بیست و دوم خرداد ۱۳۵۶..»
منبع :
خاطرات داریوش فروهر درباره نامه سه امضایی...
خاطرات کریم سنجابی درباره نامه سه امضایی...
خاطرات شاپور بختیار درباره نامه سه امضایی...
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
هشدار به شاه ، یکسال قبل از انقلاب در مورد شرایط کشور...
پیشگاه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی...
نویسندگان : «...کریم سنجابی ، دکتر شاپور بختیار ، داریوش فروهر...»
فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاکنندگان زیر بنا بر وظیفهٔ ملی و دینی در برابر خدا و خلق خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضایی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده، مسئولیت و مأموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوکانه» داشته باشد نمیشناسیم و در حالی که تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملت و انشای قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد که همهٔ اختیارات و افتخارات و بنابراین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرمودهاند این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور مینماییم.
در زمانی مبادرت به چنین اقدامی میشود که مملکت از هر طرف در لبههای پرتگاه قرار گرفته، همهٔ جریانها به بنبست کشیده، نیازمندیهای عمومی به خصوص خواروبار و مسکن با قیمتهای تصاعدی بینظیر دچار نایابی گشته، کشاورزی و دامداری رو به نیستی گذارده، صنایع نوپای ملی و نیروهای انسانی در بحران و تزلزل افتاده، تراز بازرگانی کشور و نابرابری صادرات و واردات وحشتآور گردیده، نفت این میراث گرانبهای خدادادی به شدت تبذیر شده، برنامههای عنوان شده اصلاح و انقلاب ناکام مانده و از همه بدتر نادیده گرفتن حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی و نقض اصول قانون اساسی همراه با خشونتهای پلیسی به حداکثر رسیده و رواج فساد و فحشا و تملق، فضیلت بشری و اخلاق ملی را به تباهی کشاندهاست.
حاصل تمام این اوضاع توأم با وعدههای پایان ناپذیر و گزافه گوییها و تبلیغات و تحمیل جشنها و تظاهرات، نارضایی و نومیدی عمومی و ترک وطن و خروج سرمایهها و عصیان نسل جوان شده که عاشقانه داوطلب زندان و شکنجه و مرگ میگردند و دست به کارهایی میزنند که دستگاه حاکمه آن را خرابکاری و خیانت و خود آنها فداکاری و شرافت مینامند.
این همه ناهنجاری در وضع زندگی ملی را ناگزیر باید مربوط به طرز مدیریت مملکت دانست، مدیریتی که بر خلاف نص صریح قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر جنبهٔ فردی و استبدادی در آرایش نظام شاهنشاهی پیدا کردهاست. در حالی که «نظام شاهنشاهی» خود برداشتی کلی از نهاد اجتماعی حکومت در پهنهٔ تاریخ ایران میباشد که با انقلاب مشروطیت دارای تعریف قانونی گردیده و در قانون اساسی و متمم آن حدود «حقوق سلطنت» بدون کوچکترین ابهامی تعیین و «قوای مملکت ناشی از ملت» و«شخص پادشاه از مسئولیت مبری» شناخته شدهاست.
در روزگار کنونی و موقعیت جغرافیایی حساس کشور ما ادارهٔ امور چنان پیچیده گردیده که توفیق در آن تنها با استمداد از همکاری صمیمانهٔ تمام نیروهای مردم در محیطی آزاد و قانونی و با احترام به شخصیت انسانها امکانپذیر میشود. این مشروحهٔ سرگشاده به مقامی تقدیم میگردد که چند سال پیش در دانشگاه هاروارد فرمودهاند:
«نتیجهٔ تجاوز به آزادیهای فردی و عدم توجه به احتیاجات روحی انسانها ایجاد سرخوردگی است و افراد سرخورده راه منفی پیش میگیرند تا ارتباط خود را با همهٔ مقررات و سنن اجتماعی قطع کنند و تنها وسیلهٔ رفع این سرخوردگیها احترام به شخصیت و آزادی افراد و ایمان به این حقیقتهاست که انسانها بردهٔ دولت نیستند و بلکه دولت خدمتگزار افراد مملکت است». و نیز به تازگی در مشهد مقدس اعلام فرمودهاید «رفع عیب به وسیلهٔ هفتتیر نمیشود و بلکه به وسیلهٔ جهاد اجتماعی میتوان علیه فساد مبارزه کرد».
بنابراین تنها راه بازگشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همکاری ملی و خلاصی از تنگناها و دشواریهایی که آیندهٔ ایران را تهدید میکند ترک حکومت استبدادی، تمکین مطق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند.
«..بیست و دوم خرداد ۱۳۵۶..»
منبع :
خاطرات داریوش فروهر درباره نامه سه امضایی...
خاطرات کریم سنجابی درباره نامه سه امضایی...
خاطرات شاپور بختیار درباره نامه سه امضایی...
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
Forwarded from اصفهان خبر
🔺تصویر ترسناکی از صورت یک مورچه
🔹یک عکاس با بزرگنمایی صورت مورچه، عکس ترسناکی از این حشره خلق کرده است.
🔹دکتر یوجنیوس کاوالیوسکاس، عکاس لیتوانیایی، با بزرگنمایی پنج برابر زیر میکروسکوپ از مورچه عکس گرفت و چشمان قرمز و صورت سایهدار آن را با جزییات استثنایی نشان داد.
🔹این تصویر به مسابقه فتومیکرووگرافی دنیای کوچک شرکت «نیکون اینسترومنتز» ارسال شد و بهعنوان یکی از ۵۷ تصویر متمایز انتخاب شد.
🔹سوژه عکس کاوالیوسکاس، تنها حشرهای نبود که نیکون آن را از نزدیکی نشان داد. عکسی باورنکردنی از یک سوسک جواهر و عکسی رنگارنگ از یک عنکبوت جسور در حال جهش نیز در رده تصاویر متمایز به نمایش درآمدند.
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹یک عکاس با بزرگنمایی صورت مورچه، عکس ترسناکی از این حشره خلق کرده است.
🔹دکتر یوجنیوس کاوالیوسکاس، عکاس لیتوانیایی، با بزرگنمایی پنج برابر زیر میکروسکوپ از مورچه عکس گرفت و چشمان قرمز و صورت سایهدار آن را با جزییات استثنایی نشان داد.
🔹این تصویر به مسابقه فتومیکرووگرافی دنیای کوچک شرکت «نیکون اینسترومنتز» ارسال شد و بهعنوان یکی از ۵۷ تصویر متمایز انتخاب شد.
🔹سوژه عکس کاوالیوسکاس، تنها حشرهای نبود که نیکون آن را از نزدیکی نشان داد. عکسی باورنکردنی از یک سوسک جواهر و عکسی رنگارنگ از یک عنکبوت جسور در حال جهش نیز در رده تصاویر متمایز به نمایش درآمدند.
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
تقویم_اجرایی_انجمن_تاریخ_شش_ماهه_دوم_سال_1401.pdf
227.8 KB
تقویم اجرایی انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان-شش ماهه دوم سال 1401.pdf
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd