✅ضحّاک
▪️در شاهنامه خطّ زندگی، خطّ باریکی است؛ اندکی انحراف از راه میتواند بدبختی بزرگ بهبار آورد. بارزترین نمونهٔ آن جمشید است. نخستین شهریار بزرگ شاهنامه که همه نعمت و حشمت جهانی را در روزگار خود جمع دارد. در دوران او رنج و بدی و مرگ ناپدید میشود. همهٔ مردم در خوشی و خرّمی به سر میبرند.
«ز رامش جهان پر ز آوازِ نوش».
ولی ناگهان غرور او را میگیرد و خود را همپایهٔ پروردگار میپندارد و از این رو «فرّه ایزدی» از او گسیخته میگردد و مانند ایّوب یکشبه همهچیز از او روی برمیتابد؛ مُلک از دستش میرود و ضحّاک او را با ارّه به دونیم میکند. بدبختی آن است که بهای گناه فرمانروای نادان را باید نهتنها خود او بلکه همهٔ مردمش در طیّ مدّتی دراز بپردازند و از این رو ایرانیان به استیلای هزارسالهٔ ضحّاک محکوم میگردند.
جمشید، نهتنها مغرور، بلکه یک مستبد تمامعیار هم هست زیرا در گمراهی خود به حرف احدی گوش نمیدهد. از خصوصیات دورهٔ او آن است که در آن چون و چرا جرم شناخته میشود:
«چرا کس نیارست گفتن، نه چُون»
داستان ضحّاک پر از کنایههاییست که همواره اندیشهٔ بشر را به خود مشغول میداشته، نمونهٔ تمامعیار مَلعَنَت و رذالت، پدرکُشی، گوش دادن به وسوسهٔ ابلیس، داشتن مار بر شانه که تجسّم عذاب وجدان است؛ غذادادن مارها از مغز سرِ جوانان که شومی حاکمِ ستمکاره را میرساند.
و اما پایان کارِ ضحاک همان است که هر بیدادگری باید در انتظارش باشد، گرچه در عالمِ واقع بسیاری از اینگونه کسان از چنگ آن رها ماندهاند.
زندهیاد استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
سرو سایهفکن،
[دربارهٔ فردوسی و شاهنامه]
خط استاد غلامحسین امیرخانی، صفحهٔ ۹۹
#ضحاک
#پنجشنبه_ها_و_شاهنامه
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
▪️در شاهنامه خطّ زندگی، خطّ باریکی است؛ اندکی انحراف از راه میتواند بدبختی بزرگ بهبار آورد. بارزترین نمونهٔ آن جمشید است. نخستین شهریار بزرگ شاهنامه که همه نعمت و حشمت جهانی را در روزگار خود جمع دارد. در دوران او رنج و بدی و مرگ ناپدید میشود. همهٔ مردم در خوشی و خرّمی به سر میبرند.
«ز رامش جهان پر ز آوازِ نوش».
ولی ناگهان غرور او را میگیرد و خود را همپایهٔ پروردگار میپندارد و از این رو «فرّه ایزدی» از او گسیخته میگردد و مانند ایّوب یکشبه همهچیز از او روی برمیتابد؛ مُلک از دستش میرود و ضحّاک او را با ارّه به دونیم میکند. بدبختی آن است که بهای گناه فرمانروای نادان را باید نهتنها خود او بلکه همهٔ مردمش در طیّ مدّتی دراز بپردازند و از این رو ایرانیان به استیلای هزارسالهٔ ضحّاک محکوم میگردند.
جمشید، نهتنها مغرور، بلکه یک مستبد تمامعیار هم هست زیرا در گمراهی خود به حرف احدی گوش نمیدهد. از خصوصیات دورهٔ او آن است که در آن چون و چرا جرم شناخته میشود:
«چرا کس نیارست گفتن، نه چُون»
داستان ضحّاک پر از کنایههاییست که همواره اندیشهٔ بشر را به خود مشغول میداشته، نمونهٔ تمامعیار مَلعَنَت و رذالت، پدرکُشی، گوش دادن به وسوسهٔ ابلیس، داشتن مار بر شانه که تجسّم عذاب وجدان است؛ غذادادن مارها از مغز سرِ جوانان که شومی حاکمِ ستمکاره را میرساند.
و اما پایان کارِ ضحاک همان است که هر بیدادگری باید در انتظارش باشد، گرچه در عالمِ واقع بسیاری از اینگونه کسان از چنگ آن رها ماندهاند.
زندهیاد استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
سرو سایهفکن،
[دربارهٔ فردوسی و شاهنامه]
خط استاد غلامحسین امیرخانی، صفحهٔ ۹۹
#ضحاک
#پنجشنبه_ها_و_شاهنامه
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
این چه حرفیست که درعالم بالاست بهشت
هرکجاوقت خوش افتادهمان جاست بهشت
دوزخ ازتیرگی بخت درون من وتوست
دل اگرتیره نباشد همه دنیاست بهشت
#صائب_تبریزی#
https://t.me/joinchat/AAAAAEItpU9GuYqznYW3t
هرکجاوقت خوش افتادهمان جاست بهشت
دوزخ ازتیرگی بخت درون من وتوست
دل اگرتیره نباشد همه دنیاست بهشت
#صائب_تبریزی#
https://t.me/joinchat/AAAAAEItpU9GuYqznYW3t
✅ﺍﻋﻼﻣﯿﻪﻫﺎﯼ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞﺍﻟﻠﻪ_نوری ﻋلیه قانون اساسی #مشروطيت:
ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ #ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥ #ﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ.
ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، #ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ_ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ #ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ #ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟» . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺁﻥ ﺿﻼﻟﺖﻧﺎﻣﻪ ( ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼﺍﻟﺤﻘﻮﻗﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ: «ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼﺍﻟﺤﻘﻮﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ» ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، «ﺷﺎﻉ ﻭﺫﺍﻉ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﻕ ﺍﻻﺳﻤﺎﻉ»، ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ #مشرﻭﻃﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻝ [ﺁﻥ]، ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﻧﻈﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﺼﺤﯿﺢ، ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻋﯽ ﮐﻪ: «اﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﻭﻝ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺩ، ﺑﺎﻗﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﮕﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ.» ﻓﺪﻭﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ: «ﻓﻌﻠﯽ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺍﻟﺴﻼﻡ» ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: «ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺟﺎﻟﺴﯿﻦ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ. ﺍﯼ ﻣُﻠﺤﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﻣُﻨﺎﻓﯽ [ﺍﺳﺖ] ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻗﺒﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯿﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﺍﯼ ﺑﯽﺷﺮﻑ، ﺍﯼ ﺑﯽﻏﯿﺮﺕ، ﺑﺒﯿﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﺮﻉ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﻣُﻨﺘﺤﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺍﺩ[ﻩ] ﺗﻮ ﺭﺍ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﻠﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﻢ.»
@tarbd
#ﺭﺳﺎﻟﻪ_ﺣﺮﻣﺖ_ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﺯ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞﺍﻟﻠﻪ_ﻧﻮﺭﯼ، ﮐﺘﺎﺏ #ﺭﺳﺎﺋﻞ_مشرﻭﻃﯿﺖ، ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﯼ ١٥١ تا ١٦٧
@tarbd
t.me/tarikhdartarazoo 🏛
ﺑﻨﺪ۱- ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬﺍﺭﯼ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺮﺗﺪ ﺍﺳﺖ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻭﺿﻊ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﻧﻮ، ﺍﺑﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﻭ ﻫﺮﮐﺲ #ﻣﺮﺗﺪ ﺷﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻧﻮﻥ #ﺍﺳﻼﻡ ﺧﻮﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺶ مصادره ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦﻃﻮﺭ.
ﺑﻨﺪ۲- ﻋﺠﻢﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ (یعنی ایرانیان پیش از اسلام) ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻣﺪﺣﺸﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، #ﺧﺒﯿﺚﺗﺮﯾﻦ_ﻃﻮﺍﯾﻒ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
«ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮐﺜﯿﺮﻩ، ﻣﻨﺎﻓﯽ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﻧﻪ، ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﯾﻦ #ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻗﺒﯿﺤﻪ ﺭﺍ ﻧﺸﺮ ﻣﯽﺩﻫﯽ، ﻭ ﺑﻨﺎﯼ #ﻗﺮﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﯼ ﻭ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺑﺎﺑﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻣﺎ، ﺍﻟﻘﺎﯼ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻧﺸﺮ ﮐﻠﻤﻪ ﮐﻔﺮﯾﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺒﻬﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻗﻠﻮﺏ ﺻﺎﻓﯿﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﻀﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﺗﻮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯽ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ؟» . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺩ ﺁﻥ ﺿﻼﻟﺖﻧﺎﻣﻪ ( ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼﺍﻟﺤﻘﻮﻗﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ: «ﺍﻫﺎﻟﯽ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﺘﺴﺎﻭﯼﺍﻟﺤﻘﻮﻕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﻮﺩ» ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، «ﺷﺎﻉ ﻭﺫﺍﻉ ﺣﺘﯽ ﺧﺮﻕ ﺍﻻﺳﻤﺎﻉ»، ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﮐﺎﻥ #مشرﻭﻃﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻝ [ﺁﻥ]، ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ.
ﻧﻈﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺗﺼﺤﯿﺢ، ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ، ﯾﮑﯽ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﻫﯿﺎﺕ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻋﯽ ﮐﻪ: «اﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ، ﺩﻭﻝ ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻟﯿﮑﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺍﺩ، ﺑﺎﻗﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﮕﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ.» ﻓﺪﻭﯼ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻢ: «ﻓﻌﻠﯽ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺍﻟﺴﻼﻡ» ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: «ﺣﻀﺮﺍﺕ ﺟﺎﻟﺴﯿﻦ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ، ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﮑﻢ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ. ﺍﯼ ﻣُﻠﺤﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﻣُﻨﺎﻓﯽ [ﺍﺳﺖ] ﺑﺎ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﻗﺒﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯿﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﺍﯼ ﺑﯽﺷﺮﻑ، ﺍﯼ ﺑﯽﻏﯿﺮﺕ، ﺑﺒﯿﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﺮﻉ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﻣُﻨﺘﺤﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﺩﺍﺩ[ﻩ] ﺗﻮ ﺭﺍ، ﻭ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺳﻠﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻣﺠﻮﺱ ﻭ ﺍﺭﻣﻨﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎﺷﻢ.»
@tarbd
#ﺭﺳﺎﻟﻪ_ﺣﺮﻣﺖ_ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﺯ #ﺷﯿﺦ_ﻓﻀﻞﺍﻟﻠﻪ_ﻧﻮﺭﯼ، ﮐﺘﺎﺏ #ﺭﺳﺎﺋﻞ_مشرﻭﻃﯿﺖ، ﺻﻔﺤﻪﻫﺎﯼ ١٥١ تا ١٦٧
@tarbd
t.me/tarikhdartarazoo 🏛
Telegram
attach 📎
💢 تفاوت نگرش ⁉️تفاوت نگرش 💢
* گرگ وقتی می خواد زندگی کردن رو به بچه هاش یاد بده ! *
* اول گوسفندارو نشون میده میگه گوشت اینا خیلی خوشمزس، بعد *
* چوپان رو نشون میده میگه: چوب اینا هم خیلی درد داره! *
* بعد نوبت می رسه به سگ چوپان *
* بچش میگه بابا این که شبیه ماست *
🔺* گرگ می گه اینو هر وقت دیدی فرار کن ! *
* ما هر چی ضربه خوردیم از کسایی بود که شبیه ما بودن ولی از ما نبودن *
🔹 *تفاوت نگرش*🔹
در قرن شانزده ملکه انگلستان و ملکه هندوستان هر دو از یک بیماری فوت کردند !
هر دو پادشاه عاشق همسران خود بودند. پادشاه هند دستور داد که به یادبود همسر محبوبش، بنای بسیار زیبای تاج محل را با صرف هزینه گزافی بسازند !
و پادشاه انگلستان دستور داد تا یک دانشگاه پزشکی بسازند تا کس دیگری از آن بیماری نمیرد !!
🔺* این تفاوت نگرش هاست که تفاوت های بین ملت ها را بوجود می آورد * !
🔸🔹تفاوت نگرش🔸🔹
وزیر آموزش آلمان:
مدارس باید دانشآموزان را برای گردشهای فضایی و زندگی آینده در فضا آماده کنند.
وزیر آموزش چین:
مدارس باید دانشآموزان را برای زندگی با هوش مصنوعی جهان فوق هوشیاری آماده کنند.
وزیر آموزش سوئد:
آموزش توانمندیهای فوق دیجیتال و زندگی در شهرهای فول تاچ باید در مدارس الزامی شود.
علیرضا زاکانی شهردار تهران:
«#بهشتزهرا باید #قطب_فرهنگی کشور شود مدارس دانشآموزان را برای گردش به بهشتزهرا بیاورند و تورهای #بهشتگردی برگزار کنند !!!
✳️ انحطاط بی دلیل نیست !!؟
✳️ پیشرفت هم بی دلیل نیست !!؟
* گرگ وقتی می خواد زندگی کردن رو به بچه هاش یاد بده ! *
* اول گوسفندارو نشون میده میگه گوشت اینا خیلی خوشمزس، بعد *
* چوپان رو نشون میده میگه: چوب اینا هم خیلی درد داره! *
* بعد نوبت می رسه به سگ چوپان *
* بچش میگه بابا این که شبیه ماست *
🔺* گرگ می گه اینو هر وقت دیدی فرار کن ! *
* ما هر چی ضربه خوردیم از کسایی بود که شبیه ما بودن ولی از ما نبودن *
🔹 *تفاوت نگرش*🔹
در قرن شانزده ملکه انگلستان و ملکه هندوستان هر دو از یک بیماری فوت کردند !
هر دو پادشاه عاشق همسران خود بودند. پادشاه هند دستور داد که به یادبود همسر محبوبش، بنای بسیار زیبای تاج محل را با صرف هزینه گزافی بسازند !
و پادشاه انگلستان دستور داد تا یک دانشگاه پزشکی بسازند تا کس دیگری از آن بیماری نمیرد !!
🔺* این تفاوت نگرش هاست که تفاوت های بین ملت ها را بوجود می آورد * !
🔸🔹تفاوت نگرش🔸🔹
وزیر آموزش آلمان:
مدارس باید دانشآموزان را برای گردشهای فضایی و زندگی آینده در فضا آماده کنند.
وزیر آموزش چین:
مدارس باید دانشآموزان را برای زندگی با هوش مصنوعی جهان فوق هوشیاری آماده کنند.
وزیر آموزش سوئد:
آموزش توانمندیهای فوق دیجیتال و زندگی در شهرهای فول تاچ باید در مدارس الزامی شود.
علیرضا زاکانی شهردار تهران:
«#بهشتزهرا باید #قطب_فرهنگی کشور شود مدارس دانشآموزان را برای گردش به بهشتزهرا بیاورند و تورهای #بهشتگردی برگزار کنند !!!
✳️ انحطاط بی دلیل نیست !!؟
✳️ پیشرفت هم بی دلیل نیست !!؟
Forwarded from اصفهان خبر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥قربانی کردن نخل رسمی قدیمی است که اهالی شهرستان خوروبیابانک به منظور دستیابی به پنیر نخل انجام میدهند.
#گزارش
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
#گزارش
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Forwarded from اصفهان خبر
اینفوگرافیک/ «نسل زِد» چه کسانی هستند و چه ویژگیهایی دارند؟
▫️نسل زد یا زومرها به متولدین اواسط دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰گفته میشود. بر اساس این تقسیمبندی متولدین ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ در ایران جزو نسل Z قرار میگیرند که به دهه هشتادیها مشهور شدهاند.
🔹بعد از اعتراضات به مرگ مهسا امینی در ایران، کلیدواژه «دهه هشتادیها» و حضور آنها در اعتراضات خیابانی توسط جامعهشناسان مطرح شد. اما دهه هشتادیها یا نسل زد چه خصوصیاتی دارند؟
🔹نسل زد اساساً در بستر اینترنت و دنیای آنلاین رشد کردند. آنها از کودکی در خانواده حق رای و اظهار نظر دارند و بیشترین مراقبت خانوادگی نسبت به نسل قبل را داشتهاند.
🔹دهه هشتادیها بیپروا و سلطهگریز هستند. به خاطر شبکه اینترنت و بازیهای کامپیوتری، دارای ارتباطات بالا بوده و سریع گروهسازی میکنند.
🔹علاقهمند و پیگیر سلبریتیها بوده و معمولا تکفرزند هستند.
🔹به خاطر وجود اینترنت و آشنایی با فرهنگها و کشورهای جهان، ناخواسته یک شهروند جهانی هستند.
🔹آنها هیچ علاقهای به خودسانسوری ندارند و به راحتی احساسات خود را بیان میکنند./ اعتمادآنلاین
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
▫️نسل زد یا زومرها به متولدین اواسط دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰گفته میشود. بر اساس این تقسیمبندی متولدین ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ در ایران جزو نسل Z قرار میگیرند که به دهه هشتادیها مشهور شدهاند.
🔹بعد از اعتراضات به مرگ مهسا امینی در ایران، کلیدواژه «دهه هشتادیها» و حضور آنها در اعتراضات خیابانی توسط جامعهشناسان مطرح شد. اما دهه هشتادیها یا نسل زد چه خصوصیاتی دارند؟
🔹نسل زد اساساً در بستر اینترنت و دنیای آنلاین رشد کردند. آنها از کودکی در خانواده حق رای و اظهار نظر دارند و بیشترین مراقبت خانوادگی نسبت به نسل قبل را داشتهاند.
🔹دهه هشتادیها بیپروا و سلطهگریز هستند. به خاطر شبکه اینترنت و بازیهای کامپیوتری، دارای ارتباطات بالا بوده و سریع گروهسازی میکنند.
🔹علاقهمند و پیگیر سلبریتیها بوده و معمولا تکفرزند هستند.
🔹به خاطر وجود اینترنت و آشنایی با فرهنگها و کشورهای جهان، ناخواسته یک شهروند جهانی هستند.
🔹آنها هیچ علاقهای به خودسانسوری ندارند و به راحتی احساسات خود را بیان میکنند./ اعتمادآنلاین
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
یکپارچگی ملی ملت ایران محصول امروز و دیروز و بخشنامههای دولتی نیست، ریشهای هزاران ساله دارد.
مطمئنا یکی از نمادهای این یکپارچگی تاریخی، این نقشهای تختجمشید هستند.
بزرگان پارسی و مادی (همدان، ری، آذربایجان، کردستان و...) دست در دست هم، دست بر شانهی هم و پشت هم!
@tarbd
مطمئنا یکی از نمادهای این یکپارچگی تاریخی، این نقشهای تختجمشید هستند.
بزرگان پارسی و مادی (همدان، ری، آذربایجان، کردستان و...) دست در دست هم، دست بر شانهی هم و پشت هم!
@tarbd
✅هوانگ هو به معنی رود زرد دومین رود بلند چین پس از یانگ تسه و ششمین رود بلند جهان با ۵۴۶۴ کیلومتر درازاست.
این رود با سرچشمه گرفتن از کوههای بایانهار در استان چینگهای در غرب چین از نه استان میگذرد تا در دریای بوهای به پایان مسیر خود برسد.
📌رود زرد را گهوارهٔ تمدن چین خواندهاند؛ چرا که حوزهٔ آبخیز آن زادگاه تمدن شمال چین و غنیترین منطقهٔ چین در اوائل تاریخ چین بوده است.
📌اما طغیانهای گاهوبیگاه و ویرانگر رود زرد که ناشی از بالا آمدن بستر رودخانه در مسیر پایینی آن است، به این رود لقب مصیبت چین را داده است.
@tarbd
این رود با سرچشمه گرفتن از کوههای بایانهار در استان چینگهای در غرب چین از نه استان میگذرد تا در دریای بوهای به پایان مسیر خود برسد.
📌رود زرد را گهوارهٔ تمدن چین خواندهاند؛ چرا که حوزهٔ آبخیز آن زادگاه تمدن شمال چین و غنیترین منطقهٔ چین در اوائل تاریخ چین بوده است.
📌اما طغیانهای گاهوبیگاه و ویرانگر رود زرد که ناشی از بالا آمدن بستر رودخانه در مسیر پایینی آن است، به این رود لقب مصیبت چین را داده است.
@tarbd
🔶افراد تاب آور چه ویژ گی هایی دارند؟
احساس ارزشمندی: این افراد خود را به عنوان فردی ارزشمند قبول دارند و نقاط مثبت خود را شناخته و آن را بیشتر تقویت می کنند؛ همچنین نقاط ضعف خود را شناسایی کرده و این ضعف ها را پنهان نمی کنند، بلکه آن ها را پذیرفته و سعی می کنند با واقع بینی آن ها را برطرف کنند.
مهارت حل مسئله: این افراد وقتی با یک مسئله یا موقعیت سخت رو به رو شوند، می توانند بهترین شکل و مناسب ترین راه حل را پیدا کنند و مسئله یا موقعیت را مدیریت کنند.
مهارت های اجتماعی: افراد تاب آور مهارت های ارتباطی با دیگران را بسیار خوب آموخته اند؛ آنها می توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند.
خوش بینی: اعتقاد راسخ به اینکه آینده می تواند بهتر باشد، از ویژگی های افراد تاب آور است. این افراد باور دارند که می توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی تواند آنها را متوقف سازد.
همدلی: افراد تاب آور توانایی برقراری رابطه ای همراه با درک و احترام متقابل با دیگران را دارند.....
http://t.me/donyayearameshbadrood
احساس ارزشمندی: این افراد خود را به عنوان فردی ارزشمند قبول دارند و نقاط مثبت خود را شناخته و آن را بیشتر تقویت می کنند؛ همچنین نقاط ضعف خود را شناسایی کرده و این ضعف ها را پنهان نمی کنند، بلکه آن ها را پذیرفته و سعی می کنند با واقع بینی آن ها را برطرف کنند.
مهارت حل مسئله: این افراد وقتی با یک مسئله یا موقعیت سخت رو به رو شوند، می توانند بهترین شکل و مناسب ترین راه حل را پیدا کنند و مسئله یا موقعیت را مدیریت کنند.
مهارت های اجتماعی: افراد تاب آور مهارت های ارتباطی با دیگران را بسیار خوب آموخته اند؛ آنها می توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند.
خوش بینی: اعتقاد راسخ به اینکه آینده می تواند بهتر باشد، از ویژگی های افراد تاب آور است. این افراد باور دارند که می توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی تواند آنها را متوقف سازد.
همدلی: افراد تاب آور توانایی برقراری رابطه ای همراه با درک و احترام متقابل با دیگران را دارند.....
http://t.me/donyayearameshbadrood
Telegram
مرکز مشاوره دنیای آرامش
مرکز مشاوره تحصیلی و تربیتی. عبداله بیگی بادی
💢آغاز ثبت سفارش تک جلدی کتابهای درسی
▫️امکان ثبت سفارش تک جلدی کتابهای درسی دوره ابتدایی برای دانشآموزان و معلمان آغاز شد.
▫️بهمنظور تهیه کتاب درسی بهصورت تک جلدی، افراد میتوانند از طریق مراجعه به بخش تک جلدی سامانه irtextbook.ir اقدام به سفارش کتاب درسی کنند.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
▫️امکان ثبت سفارش تک جلدی کتابهای درسی دوره ابتدایی برای دانشآموزان و معلمان آغاز شد.
▫️بهمنظور تهیه کتاب درسی بهصورت تک جلدی، افراد میتوانند از طریق مراجعه به بخش تک جلدی سامانه irtextbook.ir اقدام به سفارش کتاب درسی کنند.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from ️ شبکه جامعه شناسی
🔰 ارزيابي شما از آينده اين حركت [اعتراضات ۱۴۰۱] چيست و چه سناريوها يا احتمالاتي را متصور هستيد؟
🖋 آصف بیات در مصاحبه با مرتضی ویسی- محسن آزموده / اعتماد
پيشبيني آينده اين وضعيت كار مشكلي است، چراكه بستگي به عوامل بسياري دارد. بستگي دارد به پرسشهايي كه ما (منظورم من) هنوز پاسخي به آنها نداريم. مثلا ما نميدانيم حاكميت تا چه اندازه براي توقف اعتراضات خياباني يا اعتصابات دست به خشونت گسترده خواهد زد؟ اگر استراتژي دولتمردان براساس خشونت باشد، چقدر هزينه اخلاقي-وجداني- دنبال خواهد داشت، چنين استراتژي تا چه اندازه «خشم اخلاقي» در ميان مردم عادي، معتقدين به وجدان و نيروهاي انتظامي پديد خواهد آورد؟ مواضع نخبگان سنتي، رهبران ديني، آيتاللهها يا سياستمداران معتدل چه خواهد بود؟ اين نخبگان چه پاسخي به نداي وجدان خواهند داد؟ ما هنوز نميدانيم اصلاحطلبان، رهبران آنها چه مسيري در پيش خواهند گرفت. تراژدي بسياري از اصلاحطلبان در اين برهه زماني در اين است كه نه ميتوانند اصلاحاتي را تحقق ببخشند (چون از قدرت رانده شدهاند) و نه قادرند همراه دگرگونيهاي راديكال باشند (چون طبق تعريف، اصرار دارند كه اصلاحطلب هستند، نه انقلابي). علت چنين عقيم ماندن غمانگيز رويكرد جزمي، ايستا و غيرتاريخي به مفاهيم و راهبردهاي تغيير اجتماعي و سياسي است. مثلا انگار اصلاحطلب بايد تا آخر عمرش اصلاحطلب باقي بماند و انقلابي تا آخر عمر انقلابي، بدون توجه به آنچه در واقعيت جامعه و در سپهر سياسي در جريان است، واقعيت سيال و پيچيدهاي كه پاسخهاي
در خور، غيرجزمي و خلاقانه ميطلبد.
مهمتر از اين ما نميدانيم كه تا چه حد و در چه زماني نيروهاي در حاشيه ولي همدل جنبش كنوني، نظير كارگران، معلمان و آحاد ديگر همبستگي خود را بهطور گستردهتري نشان خواهند داد، بنابراين پيشبيني بسيار مشكل است، ولي به هر حال سرنوشت اين خيزش سياسي-اجتماعي هر گونه كه رقم بخورد، همين جنبش در همين زمان دستاوردهاي مهمي داشته است. ما در حال مشاهده يك تحول پارادايمي عظيم در ذهنيت ايراني هستيم. در شهرهاي بزرگ و كوچك، حتي در روستاها، بين پدر و مادرها، بين دانشآموزان و جوانان، در ميان اقوام و فرودستان و طبقه متوسط يك ذهنيت جديد زاده شده كه بر پس گرفتن زندگي، زندگي با كرامت انساني اصرار ميورزد و آن را در خيابانهاي خيزش فرياد ميزند. بسياري چيزها به احتمال زياد به حالت سابق بر نميگردد. شايد اين، پايان گشت ارشاد باشد حتي اگر رسما آن را ملغا نكنند. هجارهاي اجتماعي جديدي خودشان را بر واقعيت سپهر عمومي تحميل كردهاند. شايد حجاب اختياري يكي از اين هنجارها باشد.
+مطلوب خودتان از اين حركت يا جنبش يا اعتراضات اجتماعي چيست؟
مطلوب من، شايد مانند ميليونها ايراني، برآورده شدن اين خواستههاي مغفولمانده مردمان اين سرزمين بدون هزينه جاني و مالي و رواني و بدون كوچكترين مداخله قدرتهاي خارجي است. تحقق اين مطلوب از يكطرف بستگي دارد به اقتدار و استمرار خيزش فراگير كنوني و از يكطرف ديگر به وجدان و درايت حاكمان. شايد اين مطلوب سادهلوحانه به نظر برسد. شايد اين مطلوب غيرممكن باشد، ولي حقيقت اين است كه به قول ماكس وبر (نقل به مضمون) تجربه تاريخي نشان ميدهد ما انسانها نميتوانستهايم به «ممكن» دست بيابيم مگر اينكه همواره به «ناممكن» فكر كرده باشيم.
اگر روزي مردم زندگي را طلب كنند، آن زمان سرنوشت چارهاي جز پاسخگويي نخواهد داشت. در اين خيزش بازپسگيري زندگي به خواست همگاني تبديل شده است، پس به لحاظ ذهني يك درد مشترك و خواست مشتركي به وجود آمده و گروهها و اقشار مختلف اجتماعي را در احساس و ابراز آن شريك نموده و آنان را به عمل جمعي رهنمون شده. با ظهور «مردم» به عنوان سوژه، به عنوان ابرجمعي كه در آن مرزها و تفاوتهاي طبقاتي، جنسيتي، قومي، مذهبي بهطور موقت و به نفع خيز عمومي بزرگتري رنگ ميبازند، به نظر ميرسد خيزش وارد نوعي اپيزود انقلابي شده.
متن کامل مصاحبه را در اعتماد بخوانید.
۴/۴
💡 #رسانه شمایید. اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید.
✅ شبکه جامعهشناسی
@SocioNet
🖋 آصف بیات در مصاحبه با مرتضی ویسی- محسن آزموده / اعتماد
پيشبيني آينده اين وضعيت كار مشكلي است، چراكه بستگي به عوامل بسياري دارد. بستگي دارد به پرسشهايي كه ما (منظورم من) هنوز پاسخي به آنها نداريم. مثلا ما نميدانيم حاكميت تا چه اندازه براي توقف اعتراضات خياباني يا اعتصابات دست به خشونت گسترده خواهد زد؟ اگر استراتژي دولتمردان براساس خشونت باشد، چقدر هزينه اخلاقي-وجداني- دنبال خواهد داشت، چنين استراتژي تا چه اندازه «خشم اخلاقي» در ميان مردم عادي، معتقدين به وجدان و نيروهاي انتظامي پديد خواهد آورد؟ مواضع نخبگان سنتي، رهبران ديني، آيتاللهها يا سياستمداران معتدل چه خواهد بود؟ اين نخبگان چه پاسخي به نداي وجدان خواهند داد؟ ما هنوز نميدانيم اصلاحطلبان، رهبران آنها چه مسيري در پيش خواهند گرفت. تراژدي بسياري از اصلاحطلبان در اين برهه زماني در اين است كه نه ميتوانند اصلاحاتي را تحقق ببخشند (چون از قدرت رانده شدهاند) و نه قادرند همراه دگرگونيهاي راديكال باشند (چون طبق تعريف، اصرار دارند كه اصلاحطلب هستند، نه انقلابي). علت چنين عقيم ماندن غمانگيز رويكرد جزمي، ايستا و غيرتاريخي به مفاهيم و راهبردهاي تغيير اجتماعي و سياسي است. مثلا انگار اصلاحطلب بايد تا آخر عمرش اصلاحطلب باقي بماند و انقلابي تا آخر عمر انقلابي، بدون توجه به آنچه در واقعيت جامعه و در سپهر سياسي در جريان است، واقعيت سيال و پيچيدهاي كه پاسخهاي
در خور، غيرجزمي و خلاقانه ميطلبد.
مهمتر از اين ما نميدانيم كه تا چه حد و در چه زماني نيروهاي در حاشيه ولي همدل جنبش كنوني، نظير كارگران، معلمان و آحاد ديگر همبستگي خود را بهطور گستردهتري نشان خواهند داد، بنابراين پيشبيني بسيار مشكل است، ولي به هر حال سرنوشت اين خيزش سياسي-اجتماعي هر گونه كه رقم بخورد، همين جنبش در همين زمان دستاوردهاي مهمي داشته است. ما در حال مشاهده يك تحول پارادايمي عظيم در ذهنيت ايراني هستيم. در شهرهاي بزرگ و كوچك، حتي در روستاها، بين پدر و مادرها، بين دانشآموزان و جوانان، در ميان اقوام و فرودستان و طبقه متوسط يك ذهنيت جديد زاده شده كه بر پس گرفتن زندگي، زندگي با كرامت انساني اصرار ميورزد و آن را در خيابانهاي خيزش فرياد ميزند. بسياري چيزها به احتمال زياد به حالت سابق بر نميگردد. شايد اين، پايان گشت ارشاد باشد حتي اگر رسما آن را ملغا نكنند. هجارهاي اجتماعي جديدي خودشان را بر واقعيت سپهر عمومي تحميل كردهاند. شايد حجاب اختياري يكي از اين هنجارها باشد.
+مطلوب خودتان از اين حركت يا جنبش يا اعتراضات اجتماعي چيست؟
مطلوب من، شايد مانند ميليونها ايراني، برآورده شدن اين خواستههاي مغفولمانده مردمان اين سرزمين بدون هزينه جاني و مالي و رواني و بدون كوچكترين مداخله قدرتهاي خارجي است. تحقق اين مطلوب از يكطرف بستگي دارد به اقتدار و استمرار خيزش فراگير كنوني و از يكطرف ديگر به وجدان و درايت حاكمان. شايد اين مطلوب سادهلوحانه به نظر برسد. شايد اين مطلوب غيرممكن باشد، ولي حقيقت اين است كه به قول ماكس وبر (نقل به مضمون) تجربه تاريخي نشان ميدهد ما انسانها نميتوانستهايم به «ممكن» دست بيابيم مگر اينكه همواره به «ناممكن» فكر كرده باشيم.
اگر روزي مردم زندگي را طلب كنند، آن زمان سرنوشت چارهاي جز پاسخگويي نخواهد داشت. در اين خيزش بازپسگيري زندگي به خواست همگاني تبديل شده است، پس به لحاظ ذهني يك درد مشترك و خواست مشتركي به وجود آمده و گروهها و اقشار مختلف اجتماعي را در احساس و ابراز آن شريك نموده و آنان را به عمل جمعي رهنمون شده. با ظهور «مردم» به عنوان سوژه، به عنوان ابرجمعي كه در آن مرزها و تفاوتهاي طبقاتي، جنسيتي، قومي، مذهبي بهطور موقت و به نفع خيز عمومي بزرگتري رنگ ميبازند، به نظر ميرسد خيزش وارد نوعي اپيزود انقلابي شده.
متن کامل مصاحبه را در اعتماد بخوانید.
۴/۴
💡 #رسانه شمایید. اگر دوست داشتید به اشتراک بگذارید.
✅ شبکه جامعهشناسی
@SocioNet
✅ضرورت توجه به حکمرانی در مورد وقایع ۱۴۰۱
✍عبدالرحمن حسنیفر
از زمان مواجهه جامعه ایران با تجدد، مطالبات زیادی از جانب مردم وجود داشته.در دوره مشروطه این مطالبه با مبارزه علیه استبداد سیاسی و دینی شروع شد و در نتیجه بعد از کش و قوسهایی باعث تغییر ساختار ظاهری نظام سیاسی شد. در انقلاب ۵۷ جامعه ایرانی برای تحقق مطالباتش با استعمار و استبداد( هر دو) مبارزه کرد. اما این جامعه هنوز از نظر سیاسی به استقلالی که «آزادی» و «عدالت» مورد نظرش هست، نرسیده است.به عبارت دیگر کیفیت حوزه سیاست برایش مسئله است که می تواند در سطح نظریه پردازی به «حکمرانی» ارتباط پیدا کند.هر چند بحث در حوزه فلسفه سیاسی هم قابل طرح هست.
برخی معتقدند که دعوای موجود بین سنت در انحصار حوزه سیاست است که تمام ابزارهای قدرت را در اختیار دارد با مدرنیتهای است که در بستر جامعه رشد کرده و الان دارد ابراز وجود می کند.(مهدی تدینی) برخی از این واقعه به عنوان انقلاب ملی یاد میکنند( سید جواد طباطبایی). برخی از آن تحت عنوان مطالبه فرهنگی مدرنیته یاد می کنند که با عقلانیت، معنویت و عدالت ایرانی همخوانی ندارد( نجفی) و غیره.
در این نوشتار در سطح «تحلیل و نظریه پردازی» و نه سطح «فلسفه سیاسی» به موضوع حوادث اخیر پرداخته میشود.به عبارتی، روایتی از واقعه اخیر داده میشود. شاید این روایت بتواند در فهم بخشی از آن کمک کند.
هر چند شخصا اعتقاد دارم پرداختن به باز کردن گرههای کار مقدمتا از سطح تحلیل و تبیین خارج شده و اهالی علم، نقشی در «راهگشایی» و «تصمیم سازی» ندارند و کار دست دیگران(کف خیابان و پلیس) افتاده اما به جهت اقناع حس کنجکاوی خود به تحلیل آن میپردازم.
مطمئنا کسانی که در یک جامعه به عنوان «مردم» زندگی می کنند. بخش اصلی از یک کشور به حساب می آیند که در کنار «سرزمین»،«حاکمیت» و «حکومت»قرار دارند.هر چقدر مردم یک سرزمین در امورات کشور دخیل باشند نشانگر ظرفیت بالای آن است.«ظرفیت»، امری جدی و مهم برای اداره مناسب کشور است و نشان میدهد تا چه مقدار وسعت نظر، توانایی وجود دارد.
حرف این نوشتار حتما جدید نیست و تاکیدی بر تحلیلها و تبیینهای قبلی دیگران است.
مشکلاتی که میتواند به حوزه حکمرانی ارتباط پیدا کند و به وقایع اخیر ربط دارد:
۱-اولین موضوعی که در دو دهه اخیر بارها اتفاق افتاده و تقریبا راهی برای آن ارایه نشده طراحی «نظام اعتراض» است که باعث شود صف آن از شورش جدا شود.این البته در قانون اساسی اصل ۲۷ آمده است اما نحوه عملیاتی کردن آن ذکر نشده است.
(فقر نظام درست حزبی و خلأ سازمانهای میانی بین مردم و دولت، واقعیتی است که امروز تاثیرات منفیاش بر جامعه در عرصههای انتخابات، اعتراضات و کارایی و کارآمدی میگذارد.)
هر چند چندین سال است که در برخی از اعتراضات، فراتر از رد یا تایید آن به نظر میآید که از دو حزب اصول گرا و اصلاح طلب عبور شده که این به معنای ناکارامدی این احزاب تلقی می شود.
۲- استخراج تصمیماتی برای جامعه که میزان عقلانیت،مصالح و خیر عمومی در آنها کم است.مثل ایجاد گشت ارشاد، طرح صیانت،هدفمندی یارانهها، طرح گران کردن برخی اقلام مصرفی مردم، نظام قیمت گذاری بنزین، ناتوانی در حل پرونده هستهای و وضع تحریم های ناجوانمردانه وضع قوانینی که در همان ابتدا توسط اکثریت نادیده گرفته میشود و غیره.
۳-ناتوانی در مدیریت و حل مشکلات و بحران ها؛هر مشکلی بجای اینکه درست، مدیریت شود و در ادامه حل شود بیشتر افزایش می یابد.از نیروهای علمی، اجرایی،سیاسی و سازوکارهای موجود و قانونی به نحو مناسب استفاده نمیشود.
۴-نفهمیدن نسلهای جدید و عدم استفاده از آنها در فهم و مدیریت جامعه به عنوان یک نقص جدی.
۵-ایجاد فضای دوقطبی در جامعه و قرار دادن آنها مقابل یکدیگر و در نتیجه تحلیل بردن انرژی ها و توانهای آنها.
۶-به حاشیه بردن علوم انسانی و بی اعتمادی به علم و دانشگاه وتعرض به حریم آن.
۷- ناتوانی در ایجاد نظام نخبه سازی و گردش در آن.
۸- فقر سیاستمداران پرتوان در حل بحرانهایی که مردم را درگیر خود میکند.
۹-بی سیاستی(اندیشه و نظریه)در فضایی که به شدت نیاز به سیاست است.
۱۰-افزایش خشونت در سرکوب اعتراضات.
۱۱-ناتوانی در گفتگو و ارتباط با جامعه معترض و منتقد.
۱۲- وجود فضای یک طرفه در سطح رسانه ملی.
۱۳-قطع اینترنت و فضاهای ارتباطی.
۱۴-ضعف جدی نهادهای مردمی چون مجلس و غیره.
۱۵-سواستفاده از حرکتهایی که نمایانگر کل حرکت اعتراضی نیست علیه آن.
چندین دهه است که مردم گرفتار فشارهای متفاوت خارجی و ناکارآمدیهای داخلی هستند.هر زمان مطالبهای دارند سازوکار ارتباطی با تصمیم گیران را ندارند.مخالفان ج.ا و دول خارجی نیز کمکی به تحقق خواستهای انها نمیکنند.
فوران مشکلات مطمینا بخش عمدهاش به حوزه حکمرانی بر میگردد.در حوزه حکمرانی خوب، مدیریت مناسب، کارامدی بالا و تحقق ظرفیت هدف است که نیست.
✍حسنیفر
✍عبدالرحمن حسنیفر
از زمان مواجهه جامعه ایران با تجدد، مطالبات زیادی از جانب مردم وجود داشته.در دوره مشروطه این مطالبه با مبارزه علیه استبداد سیاسی و دینی شروع شد و در نتیجه بعد از کش و قوسهایی باعث تغییر ساختار ظاهری نظام سیاسی شد. در انقلاب ۵۷ جامعه ایرانی برای تحقق مطالباتش با استعمار و استبداد( هر دو) مبارزه کرد. اما این جامعه هنوز از نظر سیاسی به استقلالی که «آزادی» و «عدالت» مورد نظرش هست، نرسیده است.به عبارت دیگر کیفیت حوزه سیاست برایش مسئله است که می تواند در سطح نظریه پردازی به «حکمرانی» ارتباط پیدا کند.هر چند بحث در حوزه فلسفه سیاسی هم قابل طرح هست.
برخی معتقدند که دعوای موجود بین سنت در انحصار حوزه سیاست است که تمام ابزارهای قدرت را در اختیار دارد با مدرنیتهای است که در بستر جامعه رشد کرده و الان دارد ابراز وجود می کند.(مهدی تدینی) برخی از این واقعه به عنوان انقلاب ملی یاد میکنند( سید جواد طباطبایی). برخی از آن تحت عنوان مطالبه فرهنگی مدرنیته یاد می کنند که با عقلانیت، معنویت و عدالت ایرانی همخوانی ندارد( نجفی) و غیره.
در این نوشتار در سطح «تحلیل و نظریه پردازی» و نه سطح «فلسفه سیاسی» به موضوع حوادث اخیر پرداخته میشود.به عبارتی، روایتی از واقعه اخیر داده میشود. شاید این روایت بتواند در فهم بخشی از آن کمک کند.
هر چند شخصا اعتقاد دارم پرداختن به باز کردن گرههای کار مقدمتا از سطح تحلیل و تبیین خارج شده و اهالی علم، نقشی در «راهگشایی» و «تصمیم سازی» ندارند و کار دست دیگران(کف خیابان و پلیس) افتاده اما به جهت اقناع حس کنجکاوی خود به تحلیل آن میپردازم.
مطمئنا کسانی که در یک جامعه به عنوان «مردم» زندگی می کنند. بخش اصلی از یک کشور به حساب می آیند که در کنار «سرزمین»،«حاکمیت» و «حکومت»قرار دارند.هر چقدر مردم یک سرزمین در امورات کشور دخیل باشند نشانگر ظرفیت بالای آن است.«ظرفیت»، امری جدی و مهم برای اداره مناسب کشور است و نشان میدهد تا چه مقدار وسعت نظر، توانایی وجود دارد.
حرف این نوشتار حتما جدید نیست و تاکیدی بر تحلیلها و تبیینهای قبلی دیگران است.
مشکلاتی که میتواند به حوزه حکمرانی ارتباط پیدا کند و به وقایع اخیر ربط دارد:
۱-اولین موضوعی که در دو دهه اخیر بارها اتفاق افتاده و تقریبا راهی برای آن ارایه نشده طراحی «نظام اعتراض» است که باعث شود صف آن از شورش جدا شود.این البته در قانون اساسی اصل ۲۷ آمده است اما نحوه عملیاتی کردن آن ذکر نشده است.
(فقر نظام درست حزبی و خلأ سازمانهای میانی بین مردم و دولت، واقعیتی است که امروز تاثیرات منفیاش بر جامعه در عرصههای انتخابات، اعتراضات و کارایی و کارآمدی میگذارد.)
هر چند چندین سال است که در برخی از اعتراضات، فراتر از رد یا تایید آن به نظر میآید که از دو حزب اصول گرا و اصلاح طلب عبور شده که این به معنای ناکارامدی این احزاب تلقی می شود.
۲- استخراج تصمیماتی برای جامعه که میزان عقلانیت،مصالح و خیر عمومی در آنها کم است.مثل ایجاد گشت ارشاد، طرح صیانت،هدفمندی یارانهها، طرح گران کردن برخی اقلام مصرفی مردم، نظام قیمت گذاری بنزین، ناتوانی در حل پرونده هستهای و وضع تحریم های ناجوانمردانه وضع قوانینی که در همان ابتدا توسط اکثریت نادیده گرفته میشود و غیره.
۳-ناتوانی در مدیریت و حل مشکلات و بحران ها؛هر مشکلی بجای اینکه درست، مدیریت شود و در ادامه حل شود بیشتر افزایش می یابد.از نیروهای علمی، اجرایی،سیاسی و سازوکارهای موجود و قانونی به نحو مناسب استفاده نمیشود.
۴-نفهمیدن نسلهای جدید و عدم استفاده از آنها در فهم و مدیریت جامعه به عنوان یک نقص جدی.
۵-ایجاد فضای دوقطبی در جامعه و قرار دادن آنها مقابل یکدیگر و در نتیجه تحلیل بردن انرژی ها و توانهای آنها.
۶-به حاشیه بردن علوم انسانی و بی اعتمادی به علم و دانشگاه وتعرض به حریم آن.
۷- ناتوانی در ایجاد نظام نخبه سازی و گردش در آن.
۸- فقر سیاستمداران پرتوان در حل بحرانهایی که مردم را درگیر خود میکند.
۹-بی سیاستی(اندیشه و نظریه)در فضایی که به شدت نیاز به سیاست است.
۱۰-افزایش خشونت در سرکوب اعتراضات.
۱۱-ناتوانی در گفتگو و ارتباط با جامعه معترض و منتقد.
۱۲- وجود فضای یک طرفه در سطح رسانه ملی.
۱۳-قطع اینترنت و فضاهای ارتباطی.
۱۴-ضعف جدی نهادهای مردمی چون مجلس و غیره.
۱۵-سواستفاده از حرکتهایی که نمایانگر کل حرکت اعتراضی نیست علیه آن.
چندین دهه است که مردم گرفتار فشارهای متفاوت خارجی و ناکارآمدیهای داخلی هستند.هر زمان مطالبهای دارند سازوکار ارتباطی با تصمیم گیران را ندارند.مخالفان ج.ا و دول خارجی نیز کمکی به تحقق خواستهای انها نمیکنند.
فوران مشکلات مطمینا بخش عمدهاش به حوزه حکمرانی بر میگردد.در حوزه حکمرانی خوب، مدیریت مناسب، کارامدی بالا و تحقق ظرفیت هدف است که نیست.
✍حسنیفر
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻اگر مصدوم بیهوش هست، اقدامات اولیه و حیاتی که برای نجات جان او میتوان انجام داد، چیست؟ نازنین معتمدی تهیهکننده برنامه ۳۷درجه از
الیستر هالینگتون، مدرس کمک های اولیه و حفظ امنیت در محیطهای پرخطر، خواسته تا چند سناریوی محتمل را شبیهسازی کند.
@BBCPersian
الیستر هالینگتون، مدرس کمک های اولیه و حفظ امنیت در محیطهای پرخطر، خواسته تا چند سناریوی محتمل را شبیهسازی کند.
@BBCPersian
💥اولین بار که حق رای زنان ایرانی مطرح شد...
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅بدون شک، میزان تمدن هر جامعه بسته به موقعیت و منزلت زن در آن جامعه دارد...
🌾بذر جنبش زنان ایرانی در مشروطیت کاشته شد، زنان میدانستند که مشروطیت روی به سمت آنان و حقوقشان دارد، پس، در حمایت از آن، هیچوقت درنگ نکردند، گوشواره ها، النگوهایشان را فروختند تا بانک تأسیس گردد،در جنبش ستارخان در آذربایجان، جسد ۲۰ زن در لباس مردانه یافت شده و در ۱۲۹۰ش. ۳۰۰ تن از زنان به مجلس رفتند تا مجلس را مجبور کنند که تسلیم التیماتوم روسیه نگردد.
اما با تمامی کوششهایشان، سایه سنگین سنت و فرهنگ مردسالاری باعث شد زنان در کنار افراد «خارج از رشد!» همچنان محروم از رای باشند.(بنگرید به: مذاکرات مجلس ملى، مورخه 9صفر 1326)
🌾اولین بار که در مجلس دوم، حق رای زنان مطرح شد، حاج وکیل الرعایا نماینده همدان که همیشه از حقوق زنان دفاع میکرد گفت:
«نسوان که یک قسمت از مخلوق خداوند است...با کدام دلائل منطقى میتوانیم آنها را محروم بکنیم...؟»
سیدحسن مدرس نماینده اصفهان در مخالفت شدید گفت که از شنیدن آن بدنش به لرزه در آمد! او گفت:
«از اول عمر تا حال بسیار در بر و بحر ممالک اتفاق افتاده بود براى بنده، ولى بدن بنده به لرزه نیامد و امروز بدنم به لرزه آمد، اولًا نباید اسم نسوان را در منتخبین برد که از کسانى که حق انتخاب ندارند نسوان هستند مثل اینکه بگویند از دیوانه ها نیستند، سفها نیستند. از روى برهان باید صحبت کرد و برهان این است که امروز ما هر چه تأمل میکنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده که لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آنها از آن نمره اند که عقول آنها استعداد ندارد گذشته از اینکه در حقیقت، نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند، الرجال قوامون عالى النساء در تحت قیومیت رجال هستند، مذهب رسمى ما اسلام است آنها در تحت قیومتند، ابداً حق انتخاب نخواهند داشت...»
(جلسه 280، مورخه11شعبانالمعظم 1329دوره دوم)
🌾اینکه بخش اعظم زنان در آن برهه در جهل و خرافه بودند درست است، اما او بجای فقدان قابلیت یا عقب ماندگی باید از واژه «عقب نگه داشته شده» استفاده میکرد. چهل سال بعد همشهری مدرس یعنی مکرم اصفهانی در مورد خرافات زنان اصفهانی، داستان عجیبی نقل میکند که به طنز می ماند:
او می نویسد در آبان 1333ش، یک نفر سید فالج که بدنش رعشه داشت و از منسوبین مرحوم آیت الله مدیسه ای بود به اصفهان آمد و بنام اینکه آب دهان او شفاست، مردم به او رجوع کرده و او آب دهان خود را به مریض می انداخت، زنهای نازا در اینکار سبقت جسته «سید را بخانه خودشان برده در حضور شوهرانشان، آب دهان سید را به اطراف ناف خودشان می مالیدند و همچنین، سید زبان خود را به بدن آنها مالش میداده...»
مکرم اصفهانی در ادامه در مزمت آنها به طنز چنین سروده:
یک سید معروف به اولاد مدیثه آب دهن انداخت به زنهای خبیثه
سید که حالا آب دهانش شده اکسیر آب دهنش را بفشانده به بواثیر
این آب لعابدار آنجاست سزاوار
خلق گاگولی تا کی و تا چند خرفتند در اصل حقیقت شل و در مغلطه سفتند
سید که ز آب دهنش کاسبی دارد آب دهن او اثر واجبی دارد
(بنگرید به: دیوان مکرم اصفهانی: قصاید، غزلیات، فکاهیات،1333، ص201)
🌾در همان زمان مشروطیت، یکی از زنان ایرانی، نامه ای به روزنامه تمدن فرستاده که بهترین پاسخ برای مخالفان حق رای زنان بوده، او می نویسد:
«... هر چند که غیر از زن ناقص العقل بی عملی بیش نیستیم ولی از آنجایی که یکی از خواهران وطن هستم...لهذا به پدران و برادران وطن عزیز خود شمه از شرح حال بدبختی خودمان یعنی ما زنها عرضه میدارم تا شاید در این میانه یک فریادرسی هم از برای ما بدبختان پیدا شود.
اولاً. پدران، ما را از سن پنج سالگی به مکتب میگذاشتند آن هم نه همه دختران را. نه ساله که میشدیم از مکتب بیرونمان می آوردند و در آن سن غیر از شور بازی در سر خیالی نداشتیم کجا در فکر درس و مشق بودیم؟. ثانیاً اگر کتاب میتوانستیم بخوانیم یا خط میتوانستیم بنویسیم پدران عزیزمان با کمال تغیر کتاب و قلم را از دستمان گرفته، پاره کرده و شکسته به دور می انداختند که چه معنی دارد دختر خط داشته باشد مگر میخواهید منشی بشوید، همینقدر که بتوانید قرآن بخوانید کافیست...این بود شرح حال ما دختران در خانه پدران تا زمانی که به شوهرمان میدادند...اگر شوهرمان یک شب قوه نداشت، پنج سیر نان از برای تعیش فراهم کند ما زنها عرضه اینکه بتوانیم خرج یک شب را روبراه کنیم، نداشتیم. ما زنهای ایران غیر از زائیدن چیز دیگر بلد نبودیم. شما پدران ما بودید که ما را اینطور پروریدید وگرنه ما همچون عموم خلایق دارای هوش و ذکاوت بودیم...»
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅بدون شک، میزان تمدن هر جامعه بسته به موقعیت و منزلت زن در آن جامعه دارد...
🌾بذر جنبش زنان ایرانی در مشروطیت کاشته شد، زنان میدانستند که مشروطیت روی به سمت آنان و حقوقشان دارد، پس، در حمایت از آن، هیچوقت درنگ نکردند، گوشواره ها، النگوهایشان را فروختند تا بانک تأسیس گردد،در جنبش ستارخان در آذربایجان، جسد ۲۰ زن در لباس مردانه یافت شده و در ۱۲۹۰ش. ۳۰۰ تن از زنان به مجلس رفتند تا مجلس را مجبور کنند که تسلیم التیماتوم روسیه نگردد.
اما با تمامی کوششهایشان، سایه سنگین سنت و فرهنگ مردسالاری باعث شد زنان در کنار افراد «خارج از رشد!» همچنان محروم از رای باشند.(بنگرید به: مذاکرات مجلس ملى، مورخه 9صفر 1326)
🌾اولین بار که در مجلس دوم، حق رای زنان مطرح شد، حاج وکیل الرعایا نماینده همدان که همیشه از حقوق زنان دفاع میکرد گفت:
«نسوان که یک قسمت از مخلوق خداوند است...با کدام دلائل منطقى میتوانیم آنها را محروم بکنیم...؟»
سیدحسن مدرس نماینده اصفهان در مخالفت شدید گفت که از شنیدن آن بدنش به لرزه در آمد! او گفت:
«از اول عمر تا حال بسیار در بر و بحر ممالک اتفاق افتاده بود براى بنده، ولى بدن بنده به لرزه نیامد و امروز بدنم به لرزه آمد، اولًا نباید اسم نسوان را در منتخبین برد که از کسانى که حق انتخاب ندارند نسوان هستند مثل اینکه بگویند از دیوانه ها نیستند، سفها نیستند. از روى برهان باید صحبت کرد و برهان این است که امروز ما هر چه تأمل میکنیم مى بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده که لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آنها از آن نمره اند که عقول آنها استعداد ندارد گذشته از اینکه در حقیقت، نسوان در مذهب اسلام ما در تحت قیومتند، الرجال قوامون عالى النساء در تحت قیومیت رجال هستند، مذهب رسمى ما اسلام است آنها در تحت قیومتند، ابداً حق انتخاب نخواهند داشت...»
(جلسه 280، مورخه11شعبانالمعظم 1329دوره دوم)
🌾اینکه بخش اعظم زنان در آن برهه در جهل و خرافه بودند درست است، اما او بجای فقدان قابلیت یا عقب ماندگی باید از واژه «عقب نگه داشته شده» استفاده میکرد. چهل سال بعد همشهری مدرس یعنی مکرم اصفهانی در مورد خرافات زنان اصفهانی، داستان عجیبی نقل میکند که به طنز می ماند:
او می نویسد در آبان 1333ش، یک نفر سید فالج که بدنش رعشه داشت و از منسوبین مرحوم آیت الله مدیسه ای بود به اصفهان آمد و بنام اینکه آب دهان او شفاست، مردم به او رجوع کرده و او آب دهان خود را به مریض می انداخت، زنهای نازا در اینکار سبقت جسته «سید را بخانه خودشان برده در حضور شوهرانشان، آب دهان سید را به اطراف ناف خودشان می مالیدند و همچنین، سید زبان خود را به بدن آنها مالش میداده...»
مکرم اصفهانی در ادامه در مزمت آنها به طنز چنین سروده:
یک سید معروف به اولاد مدیثه آب دهن انداخت به زنهای خبیثه
سید که حالا آب دهانش شده اکسیر آب دهنش را بفشانده به بواثیر
این آب لعابدار آنجاست سزاوار
خلق گاگولی تا کی و تا چند خرفتند در اصل حقیقت شل و در مغلطه سفتند
سید که ز آب دهنش کاسبی دارد آب دهن او اثر واجبی دارد
(بنگرید به: دیوان مکرم اصفهانی: قصاید، غزلیات، فکاهیات،1333، ص201)
🌾در همان زمان مشروطیت، یکی از زنان ایرانی، نامه ای به روزنامه تمدن فرستاده که بهترین پاسخ برای مخالفان حق رای زنان بوده، او می نویسد:
«... هر چند که غیر از زن ناقص العقل بی عملی بیش نیستیم ولی از آنجایی که یکی از خواهران وطن هستم...لهذا به پدران و برادران وطن عزیز خود شمه از شرح حال بدبختی خودمان یعنی ما زنها عرضه میدارم تا شاید در این میانه یک فریادرسی هم از برای ما بدبختان پیدا شود.
اولاً. پدران، ما را از سن پنج سالگی به مکتب میگذاشتند آن هم نه همه دختران را. نه ساله که میشدیم از مکتب بیرونمان می آوردند و در آن سن غیر از شور بازی در سر خیالی نداشتیم کجا در فکر درس و مشق بودیم؟. ثانیاً اگر کتاب میتوانستیم بخوانیم یا خط میتوانستیم بنویسیم پدران عزیزمان با کمال تغیر کتاب و قلم را از دستمان گرفته، پاره کرده و شکسته به دور می انداختند که چه معنی دارد دختر خط داشته باشد مگر میخواهید منشی بشوید، همینقدر که بتوانید قرآن بخوانید کافیست...این بود شرح حال ما دختران در خانه پدران تا زمانی که به شوهرمان میدادند...اگر شوهرمان یک شب قوه نداشت، پنج سیر نان از برای تعیش فراهم کند ما زنها عرضه اینکه بتوانیم خرج یک شب را روبراه کنیم، نداشتیم. ما زنهای ایران غیر از زائیدن چیز دیگر بلد نبودیم. شما پدران ما بودید که ما را اینطور پروریدید وگرنه ما همچون عموم خلایق دارای هوش و ذکاوت بودیم...»
(«مکتوب یکی از مخدرات» روزنامه تمدن، یکشنبه 7 ربیع الاول 1325 ، سال اول، شماره 12،صص 3 - 4)
https://s6.uupload.ir/files/1_oxn.jpg
https://s6.uupload.ir/files/1_oxn.jpg
✅علل خجالتی بودن کودکان
📌 این صحنه حتما برایتان آشناست؛ کودکی که در احوالپرسیهای معمول روزانه با دیگران، پشت والدینش پنهان میشود و در جواب احوالپرسی آنها ساکت میایستد؛ این قبیل بچهها را بهاصطلاح «خجالتی» میگویند، مشکلی که اغلب کودکان و حتی نوجوانان و بزرگسالان ممکن است با آن روبهرو باشند.
📌 در اصل این یک ویژگی شخصیتی است که نباید باعث شرمندگی شود چون نیمی از بزرگسالان فکر میکنند خجالتی هستند و بیش از نیمی از آنها هم اذعان میکنند که در کودکی خجالتی بودهاند؛ این مشکلی است که با تشویق و حمایت قابل اصلاح است. خبر خوب اینکه کودکان خجالتی میتوانند کمروییشان را مدیریت کنند. آنها فقط کمی به حمایت نیاز دارند. پس بهتر است راههای کمک به آنها را پیدا کنید.
📌📌📌خجالت از کجا میآید؟
📌ژنتیک:
برخی از ویژگیهای شخصیتی به افراد ارث میرسد بنابراین این ویژگی نیز میتواند در فرد ژنتیکی باشد. تحقیقات نشان میدهد، میل به کمرویی ممکن است ژنتیکی باشد. با توجه به تحقیقات انجامشده در دانشگاه هاروارد در رابطه با نوزادان، 15تا20درصد نوزادان تازه به دنیا آمده در محیط جدید ساکت، هوشیار و آرام هستند. با وجود این، حدود 25درصد از این نوزادان، نوجوانانی خجالتی نمیشوند در حالیکه بعضی از نوجوانان خجالتی، کودکی پرشورونشاطی داشتند.
📌 رفتار آموزش داده شده:
کودکان بهدنبال تقلید مدلهای تاثیرگذار هستند و این مدلها میتوانند والدین باشند. والدین خجالتی این حس را به کودکشان نیز میآموزند. مادری را تصور کنید که در مهمانی کنار کودک خود ساکت نشسته و هیچ گپوگفتی با اطرافیان ندارد. همین، یک الگو برای فرزند این مادر میشود.
📌 ترس از شکست:
هستند والدینی که فکر میکنند کودکشان نابغه است و باید هر آنچه لازم است را زود یاد بگیرد. کودکانی که مدام بیشتر از ظرفیتشان از آنها توقع وجود دارد، زمانیکه نمیتوانند آن انتظار را درست برآورده کنند احساس بدی پیدا میکنند و این احساس بد تبدیل به ترس از شکست در آنها میشود و بالطبع آنها را به سمت شرمساری سوق میدهد.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌 این صحنه حتما برایتان آشناست؛ کودکی که در احوالپرسیهای معمول روزانه با دیگران، پشت والدینش پنهان میشود و در جواب احوالپرسی آنها ساکت میایستد؛ این قبیل بچهها را بهاصطلاح «خجالتی» میگویند، مشکلی که اغلب کودکان و حتی نوجوانان و بزرگسالان ممکن است با آن روبهرو باشند.
📌 در اصل این یک ویژگی شخصیتی است که نباید باعث شرمندگی شود چون نیمی از بزرگسالان فکر میکنند خجالتی هستند و بیش از نیمی از آنها هم اذعان میکنند که در کودکی خجالتی بودهاند؛ این مشکلی است که با تشویق و حمایت قابل اصلاح است. خبر خوب اینکه کودکان خجالتی میتوانند کمروییشان را مدیریت کنند. آنها فقط کمی به حمایت نیاز دارند. پس بهتر است راههای کمک به آنها را پیدا کنید.
📌📌📌خجالت از کجا میآید؟
📌ژنتیک:
برخی از ویژگیهای شخصیتی به افراد ارث میرسد بنابراین این ویژگی نیز میتواند در فرد ژنتیکی باشد. تحقیقات نشان میدهد، میل به کمرویی ممکن است ژنتیکی باشد. با توجه به تحقیقات انجامشده در دانشگاه هاروارد در رابطه با نوزادان، 15تا20درصد نوزادان تازه به دنیا آمده در محیط جدید ساکت، هوشیار و آرام هستند. با وجود این، حدود 25درصد از این نوزادان، نوجوانانی خجالتی نمیشوند در حالیکه بعضی از نوجوانان خجالتی، کودکی پرشورونشاطی داشتند.
📌 رفتار آموزش داده شده:
کودکان بهدنبال تقلید مدلهای تاثیرگذار هستند و این مدلها میتوانند والدین باشند. والدین خجالتی این حس را به کودکشان نیز میآموزند. مادری را تصور کنید که در مهمانی کنار کودک خود ساکت نشسته و هیچ گپوگفتی با اطرافیان ندارد. همین، یک الگو برای فرزند این مادر میشود.
📌 ترس از شکست:
هستند والدینی که فکر میکنند کودکشان نابغه است و باید هر آنچه لازم است را زود یاد بگیرد. کودکانی که مدام بیشتر از ظرفیتشان از آنها توقع وجود دارد، زمانیکه نمیتوانند آن انتظار را درست برآورده کنند احساس بدی پیدا میکنند و این احساس بد تبدیل به ترس از شکست در آنها میشود و بالطبع آنها را به سمت شرمساری سوق میدهد.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ مغــــزِ ششــــم
در اروپا زنی مبتلا به نوع خاصی از سرطان بود و در آستانه مرگ قرار داشت. پزشكان معتقد بودند كه تنها يک نوع دارو ممكن است جان او را از مرگ نجات دهد و اين دارو نوعی راديوم بود كه توسط يک داروساز كه در همان شهر زندگی ميكرد به تازگی كشف شده بود. ساختن دارو براي داروساز گران تمام شده بود، ولی او دارو را به 10 برابر قيمت ساخت آن می فروخت.
او مبلغ 400 دلار بابت راديوم می پرداخت، ولی مقدار كمی از آن را به قيمت 4000 دلاری فروخت.
هانس، شوهر اين زن بيمار؛ برای قرض كردن اين مبلغ به تمام كسانى كه می شناخت مراجعه كرد و از تمام راههای قانونی نيز اقدام نمود، ولی تنها مبلغ 2000 دلار را به دست آورد، يعني نصف قيمت دارو...!!
با اينحال به دارو ساز مراجعه كرد و به وی گفت كه همسرش در شرف مرگ است و تقاضا كرد كه دارو را به قيمت ارزانتر در اختيار او قرار دهد، يا به او فرصت دهد كه اين مبلغ را بعداً به وی بپردازد اما داروساز در جواب به اين تقاضا چنين گفت: نخير ، من دارو را كشف كرده ام قیمتش همینی گفتم ! بعد از اين هانس نا اميد می شود و به فكر می افتد كه در داروخانه را بشكند و دارو را برای همسرش بدزدد وگرنه باید نظاره گر مرگ همسرش باشد.
او بعد از دزدیدن دارو ؛ همسرش را نجات میدهد اما پلیس شهر او را دستگیر میکند
لارنس کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ آمریکایی قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو پرسش پاسخ دهند:
1- آيا سرقت دارو توسط هانس عمل درستی است يا خير ؟
2- آیا برای دزدی، هانس باید مجازات شود؟ چرا؟
داستان کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشاند. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سؤال بدهید، می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهم ترین قسمت این سنجش، پاسخ به پرسش "چرا" در سؤال دوم بود. هرکس جواب متفاوتی می داد. حتّی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
1 - آری، باید مجازات شود، دزدی زیر پا گذاشتن مقرّرات وگناه است.
2 - کار آن فرد درست نبوده، امّامجازات هم نشود. زیرافقیر بوده و چاره ای نداشته است.
3- زیر پا گذاشتن مقرّرات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
امّا هنگامی که از گاندی این سؤال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد.
اوگفت: کار آن شخص درست بوده ونباید مجازات شود، چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است.
ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا کنار هم راحت تر زندگی نماییم، اگر قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویّت است و آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدّم است.
کلبرگ پس ازشنیدن سخنان گاندی گفت: بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد، همین است. گاندی مغزششم (بالاترین سطح شعور اجتماعی) است.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
در اروپا زنی مبتلا به نوع خاصی از سرطان بود و در آستانه مرگ قرار داشت. پزشكان معتقد بودند كه تنها يک نوع دارو ممكن است جان او را از مرگ نجات دهد و اين دارو نوعی راديوم بود كه توسط يک داروساز كه در همان شهر زندگی ميكرد به تازگی كشف شده بود. ساختن دارو براي داروساز گران تمام شده بود، ولی او دارو را به 10 برابر قيمت ساخت آن می فروخت.
او مبلغ 400 دلار بابت راديوم می پرداخت، ولی مقدار كمی از آن را به قيمت 4000 دلاری فروخت.
هانس، شوهر اين زن بيمار؛ برای قرض كردن اين مبلغ به تمام كسانى كه می شناخت مراجعه كرد و از تمام راههای قانونی نيز اقدام نمود، ولی تنها مبلغ 2000 دلار را به دست آورد، يعني نصف قيمت دارو...!!
با اينحال به دارو ساز مراجعه كرد و به وی گفت كه همسرش در شرف مرگ است و تقاضا كرد كه دارو را به قيمت ارزانتر در اختيار او قرار دهد، يا به او فرصت دهد كه اين مبلغ را بعداً به وی بپردازد اما داروساز در جواب به اين تقاضا چنين گفت: نخير ، من دارو را كشف كرده ام قیمتش همینی گفتم ! بعد از اين هانس نا اميد می شود و به فكر می افتد كه در داروخانه را بشكند و دارو را برای همسرش بدزدد وگرنه باید نظاره گر مرگ همسرش باشد.
او بعد از دزدیدن دارو ؛ همسرش را نجات میدهد اما پلیس شهر او را دستگیر میکند
لارنس کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ آمریکایی قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو پرسش پاسخ دهند:
1- آيا سرقت دارو توسط هانس عمل درستی است يا خير ؟
2- آیا برای دزدی، هانس باید مجازات شود؟ چرا؟
داستان کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشاند. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سؤال بدهید، می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهم ترین قسمت این سنجش، پاسخ به پرسش "چرا" در سؤال دوم بود. هرکس جواب متفاوتی می داد. حتّی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
1 - آری، باید مجازات شود، دزدی زیر پا گذاشتن مقرّرات وگناه است.
2 - کار آن فرد درست نبوده، امّامجازات هم نشود. زیرافقیر بوده و چاره ای نداشته است.
3- زیر پا گذاشتن مقرّرات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
امّا هنگامی که از گاندی این سؤال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد.
اوگفت: کار آن شخص درست بوده ونباید مجازات شود، چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است.
ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا کنار هم راحت تر زندگی نماییم، اگر قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویّت است و آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدّم است.
کلبرگ پس ازشنیدن سخنان گاندی گفت: بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد، همین است. گاندی مغزششم (بالاترین سطح شعور اجتماعی) است.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر ما، ایران
جان زخم تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛
ای ما نثار عافیت تو!
👤محمود دولت آبادی
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
کدام فرزندها، در کدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند؛ با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر ما، ایران
جان زخم تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سفید شد؛
ای ما نثار عافیت تو!
👤محمود دولت آبادی
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
✅کارمند شریف اداره سلاخی
✍دکتر محمدرضا سرگلزایی
■ابتدا اسرای لهستانی را به اردوگاههای کار اجباری میفرستاند. بعد نوبت به یهودیها رسید. زن و مرد در این اردوگاهها به کار طاقتفرسا میپرداختند و حداقل جیره غذایی را دریافت میکردند. وقتی بیمار و ناتوان میشدند به «حمام» فرستاده میشدند. در این حمامها گاز سمی استنشاق میکردند و ظرف چند دقیقه بدون صرف فشنگ جانمی دادند؛ سپس جنازهها را در کورهها میسوزاندند، «تمیز ترین» شکل کشتار!
□چه کسی این سیستم «تمیز» را راهبری میکرد؟ *آدولف آیشمن* مهندس آلمانی که مامور طراحی سیستم «راهحل نهایی» (Final Solution) شدهبود.
●وقتی در ۱۹۴۵ متفقین «برلین» را محاصرهکردهبودند، «هیتلر» خودکشیکرد، اما هیتلر بهتنهایی جنایات خود را سازماندهی نمیکرد، جمعی از «نوابغ آلمان» با او همراهیمیکردند: «گوبلز»، «گورینگ»، «هیملر» و «آیشمن» نمونههایی از این «نوابغ مومن به پیشوا» بودند. بخشی از آنها در دادگاه جنایات جنگی نورنبرگ محاکمه شدند ولی تعدادی از آنها بهنقاط دور دنیا همچون آمریکای جنوبی گریختند و با هویت جعلی سالها بهزندگی مخفی ادامه دادند. «آیشمن» جزو آنان بود. او سالها پس از پایان جنگ دستگیرشد و به «اورشلیم» فرستاده شد.
○پژوهشگران برجستهای به مطالعه پرونده آیشمن پرداختند؛ آنها کنجکاو بودند ببینند وضعیت روانی کسی که مرگ هزاران انسان بیگناه را مدیریت کرده چگونه است. یکی از معروفترین کسانی که پرونده آیشمن را بررسیکرد «هانا آرنت» بود. «هانا آرنت» (۱۹۷۵- ۱۹۰۶) دکترای فلسفه خود را در ۱۹۲۹ زیر نظر «کارل یاسپرز» روانپزشک و فیلسوف آلمانی در دانشگاه هایدلبرگ اخذ کرد. پس از به قدرت رسیدن نازیها مدتی توسط گشتاپو دستگیر شد ولی سپس به آمریکا گریخت. او اولین زن استاد در دانشگاه پرینستون بود.
■«هانا آرنت» در زمان محاکمه آیشمن مقالاتی را برای مطبوعات مینوشت که بعدا در کتاب «آیشمن در اورشلیم» جمعآوری و منتشر شدند. نتیجه تحقیقات پژوهشگرانی برجسته در سطح آرنت این بود: آیشمن هیچگونه بیماری روانی نداشت. او نه نسبت به لهستانیها و نه نسبت به یهودیان هیچ خاطره بد یا کینهای نداشت.
□آیشمن در تمام سالهای مدرسه و دانشگاه فردی منضبط، قانونمند، وظیفهشناس و «نمونه» بود! آیشمن هیچ سابقه شخصی از پرخاشگری و خشونت نداشت و در خانواده و دوستان بهعنوان فردی معاشرتی، مهربان و گرم شناختهمیشد! آیشمن اعتقاد داشت که به عنوان یک «تکنوکرات» به «وظایفش» عملکردهاست، «سیستمی» که در آن کار میکرد «ماموریتی» را به او محولکرده بود و او هم به بهترین نحو ماموریت را «مهندسی» کرده بود!
●در جنایات بزرگ و نظاممند به دنبال شخصیتهای ضداجتماعی (Antisocial Personality) نگردید، شاگرد اولهایی با معدل بالا و نمره انضباط بیست بدنه ماشینهای سرکوب را میسازند و نوابغ خودشیفته (Narcissistic) این کارمندان شریف، وظیفهشناس و مطیع را به «انجام وظیفه» مکلفمیکنند!
○جنایتهای سازمانیافته و کلان زمانی محقق میشوند که «جنایت» تبدیل به «وظیفه» شود! شعبده رهبران توتالیتر همچون «هیتلر»، «استالین» و «مائو» این است که جنایت را تبدیل به تکلیف میکنند!
@tarbd
✍دکتر محمدرضا سرگلزایی
■ابتدا اسرای لهستانی را به اردوگاههای کار اجباری میفرستاند. بعد نوبت به یهودیها رسید. زن و مرد در این اردوگاهها به کار طاقتفرسا میپرداختند و حداقل جیره غذایی را دریافت میکردند. وقتی بیمار و ناتوان میشدند به «حمام» فرستاده میشدند. در این حمامها گاز سمی استنشاق میکردند و ظرف چند دقیقه بدون صرف فشنگ جانمی دادند؛ سپس جنازهها را در کورهها میسوزاندند، «تمیز ترین» شکل کشتار!
□چه کسی این سیستم «تمیز» را راهبری میکرد؟ *آدولف آیشمن* مهندس آلمانی که مامور طراحی سیستم «راهحل نهایی» (Final Solution) شدهبود.
●وقتی در ۱۹۴۵ متفقین «برلین» را محاصرهکردهبودند، «هیتلر» خودکشیکرد، اما هیتلر بهتنهایی جنایات خود را سازماندهی نمیکرد، جمعی از «نوابغ آلمان» با او همراهیمیکردند: «گوبلز»، «گورینگ»، «هیملر» و «آیشمن» نمونههایی از این «نوابغ مومن به پیشوا» بودند. بخشی از آنها در دادگاه جنایات جنگی نورنبرگ محاکمه شدند ولی تعدادی از آنها بهنقاط دور دنیا همچون آمریکای جنوبی گریختند و با هویت جعلی سالها بهزندگی مخفی ادامه دادند. «آیشمن» جزو آنان بود. او سالها پس از پایان جنگ دستگیرشد و به «اورشلیم» فرستاده شد.
○پژوهشگران برجستهای به مطالعه پرونده آیشمن پرداختند؛ آنها کنجکاو بودند ببینند وضعیت روانی کسی که مرگ هزاران انسان بیگناه را مدیریت کرده چگونه است. یکی از معروفترین کسانی که پرونده آیشمن را بررسیکرد «هانا آرنت» بود. «هانا آرنت» (۱۹۷۵- ۱۹۰۶) دکترای فلسفه خود را در ۱۹۲۹ زیر نظر «کارل یاسپرز» روانپزشک و فیلسوف آلمانی در دانشگاه هایدلبرگ اخذ کرد. پس از به قدرت رسیدن نازیها مدتی توسط گشتاپو دستگیر شد ولی سپس به آمریکا گریخت. او اولین زن استاد در دانشگاه پرینستون بود.
■«هانا آرنت» در زمان محاکمه آیشمن مقالاتی را برای مطبوعات مینوشت که بعدا در کتاب «آیشمن در اورشلیم» جمعآوری و منتشر شدند. نتیجه تحقیقات پژوهشگرانی برجسته در سطح آرنت این بود: آیشمن هیچگونه بیماری روانی نداشت. او نه نسبت به لهستانیها و نه نسبت به یهودیان هیچ خاطره بد یا کینهای نداشت.
□آیشمن در تمام سالهای مدرسه و دانشگاه فردی منضبط، قانونمند، وظیفهشناس و «نمونه» بود! آیشمن هیچ سابقه شخصی از پرخاشگری و خشونت نداشت و در خانواده و دوستان بهعنوان فردی معاشرتی، مهربان و گرم شناختهمیشد! آیشمن اعتقاد داشت که به عنوان یک «تکنوکرات» به «وظایفش» عملکردهاست، «سیستمی» که در آن کار میکرد «ماموریتی» را به او محولکرده بود و او هم به بهترین نحو ماموریت را «مهندسی» کرده بود!
●در جنایات بزرگ و نظاممند به دنبال شخصیتهای ضداجتماعی (Antisocial Personality) نگردید، شاگرد اولهایی با معدل بالا و نمره انضباط بیست بدنه ماشینهای سرکوب را میسازند و نوابغ خودشیفته (Narcissistic) این کارمندان شریف، وظیفهشناس و مطیع را به «انجام وظیفه» مکلفمیکنند!
○جنایتهای سازمانیافته و کلان زمانی محقق میشوند که «جنایت» تبدیل به «وظیفه» شود! شعبده رهبران توتالیتر همچون «هیتلر»، «استالین» و «مائو» این است که جنایت را تبدیل به تکلیف میکنند!
@tarbd