This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخیـز و برفـروز چراغِ سپیـده را
تا بنگرم به روے تو صبح ندیـده را
تا سـر برآورم به تماشـاے آفتـاب...
روشن ڪنم نگاه سیاهے ڪشیده را
#فریدون_مشیری
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
تا بنگرم به روے تو صبح ندیـده را
تا سـر برآورم به تماشـاے آفتـاب...
روشن ڪنم نگاه سیاهے ڪشیده را
#فریدون_مشیری
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from A.Y
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻در یکی از ویدیوهایی که از اعتراضات در تهران منتشر شده دیده میشود که شماری از معترضان خیابان جمهوری را با نردهها میبندند.
🎥وحید آنلاین
@BBCPersian
🎥وحید آنلاین
@BBCPersian
Forwarded from Jackal Proxy | پروکسی
🟠 پروکسی ضد فیلتر و پر سرعت
https://t.me/proxy?server=Berke.Wikimoon.sale&port=443&secret=7jK5IN_7UWQwKOL2uHjU6sFkbXl3ZWIuY2xvdWRmcm9udC5uZXQ
🔸لطفا پروکسی ها را برای دوستان خود هم ارسال کنید تا استفاده کنند🙏
✴️ @JackalProxy ☜
https://t.me/proxy?server=Berke.Wikimoon.sale&port=443&secret=7jK5IN_7UWQwKOL2uHjU6sFkbXl3ZWIuY2xvdWRmcm9udC5uZXQ
🔸لطفا پروکسی ها را برای دوستان خود هم ارسال کنید تا استفاده کنند🙏
✴️ @JackalProxy ☜
شعار «زن، زندگی، آزادی» از کجا آمد؟
«شعار «ژن، ژیان، ئازادی» نخستینبار در سال ۱۹۸۷ توسط جنبش آزادیبخشِ زنان کردستانِ ترکیه سر داده شد. بعدها مادران شنبه که در نتیجهی ناپدیدشدن قهری فرزندانشان در استانبول تحصن میکردند این شعار اعتراضی را تکرار کردند.»
«شعار «ژن، ژیان، ئازادی» نخستینبار در سال ۱۹۸۷ توسط جنبش آزادیبخشِ زنان کردستانِ ترکیه سر داده شد. بعدها مادران شنبه که در نتیجهی ناپدیدشدن قهری فرزندانشان در استانبول تحصن میکردند این شعار اعتراضی را تکرار کردند.»
Forwarded from اصفهان خبر
✅وسیله ای برای شکستن دست ها اختراع کشیش های مسیحی قرن پانزدهم!
بوسیله اون، کشیش ها دست دانشمندان، هنرمندان و مجسمه سازان را که خلاف نظر اون ها حرکتی انجام میدادن، میشکستن.
@tarbd
بوسیله اون، کشیش ها دست دانشمندان، هنرمندان و مجسمه سازان را که خلاف نظر اون ها حرکتی انجام میدادن، میشکستن.
@tarbd
Forwarded from Foroughi M.H.
۱۲ مهر آغاز هزاره فردوسی
جشن هزاره فردوسی، مجموعه آیینهایی بود که به مناسبت هزارمین سال زادروز فردوسی در سال ۱۳۱۳ در تهران، توس، و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. در کنگره هزاره فردوسی، که نخستین گردهمآیی بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایرانشناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند و به مدت ۵ روز، از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳ سخنرانیهایی در تالار دارالفنون تهران ایراد شد، که تعدادی از آنها در کتاب هزاره فردوسی بهچاژ (شوروی) سفیر شوروی، حسن اسفندیاری، محمدعلی فروغی، خانم گدار، دستور نوشیروان (هند) آرتور کریستنسن (دانمارک) فریدریش زاره (آلمان) عبدالحسین شیبانی، حسن پیرنیا، مجتبی مینوی، ولیاله نصر، مهدی دیبا، وحید دستگردی، میرزایانس، بدیعالزمان فروزانفر، سعید نفیسی، جمیل صدقی زهاوی (عراق) رضازاده شفق، فؤادکوپرولو (ترکیه) ابوالقاسم اعتصامزاده، محمد نظامالدین، ادوارد دنیسن راس، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن) زینالعابدین رهنما، آ.آ. بولوتنیکوف (شوروی) طاهر رضوی (هند) غلامرضا رشیدیاسمی، مایل تویسرکانی، حامدصراف (عراق) علیاصغر حکمت، یان ریپکا (چکسلواکی) نصراله فلسفی، محمد عشاق (هند) آلکساندر فرایمان (شوروی) عبدالکریم حسینی (حیدرآباد دکن، هند) عبدالعظیم قریب، علی نهادبی (ترکیه) شیخالملک اورنگ، احمد بهمنیار، رحیمزاده صفوی، ژوزف هاکن (فرانسه) جلال همایی، یوری نیکولایویچ مار (شوروی) علی قویم، آلکساندر روماسکویچ (شوروی) یوزف اوربلی (شوروی) جمشیدجی اونوالا (هند) بهرامگور آنکلساریا (هند) احمد کسروی، نصراله تقوی، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا) ملک کرم، ارنست کوهنل (آلمان) عباس خلیلی، علی جواهرکلام، ال.آ. مایر (اسرائیل) بهرامگور آنکلساریا (هند) ادوارد دنیسن راس (انگلستان) عبدالحمید عبادی (مصر) عبدالوهاب عزام (مصر) فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی) ولادیمیر مینورسکی (انگلستان) ادیبالسلطنه سمیعی، اعتصامالملک، احمد بهمنیار، ابراهیم پورداود، محمدعلی تربیت، حکیمالملک، مشیرالدوله پیرنیا
گزارش جلسههای کنگره:
اولین جلسه کنگره صبح روز پنجشنبه ۱۲ مهرماه در تالار دارالفنون تشکیل شد. محمدعلی فروغی سخنانی در تشکر از خاورشناسان و نمایندگان دولتهای خارجی شرکتکننده ایراد کرد. پس از او علیاصغر حکمت سخنانی بهزبان فرانسوی ایراد کرد. سپس اعضای هیئت رئیسه کنگره برگزیده شدند و حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) بهعنوان رئیس کنگره انتخاب شد.
دومین نشست کنگره صبح روز جمعه ۱۳ مهر تشکیل شد. در این نشست سفیران شوروی و آلمان نیز شرکت داشتند. اولین سخنران جلسه، سفیر شوروی بود و اعلام داشت که دولت متبوع او مجموعهای از هدایای تاریخی را برای نگاهداری در موزه ملی ایران تقدیم میدارد که شامل روگرفتی از نسخه خطی شاهنامه فردوسی به تاریخ ۱۳۳۳ میلادی است. پس از او فون بلوخر وزیر مختار آلمان در ایران طی سخنرانی خود سابقه ممتد آشنایی ملت آلمان با شاهنامه فردوسی را یادآوری کرد و اظهار داشت که اینک در جشنی که بهیاد این شاعر ارجمند گرفته میشود، آلمان با منتهای علاقه شرکت میکند. سپس اعلام داشت که فهرست لغات و اسامی و اعلام شاهنامه که حاوی مقایسه سه طبع معروف شاهنامه است، تألیف دکتر فریتز ولف از خاورشناسان آلمانی را بهملت ایران تقدیم میدارد و نیز دیپلم دکترا در فلسفه از دانشگاه فردریک ویلهلم برلین به محمدعلی فروغی و دیپلم عضویت انجمن شرقی آلمان از جانب این انجمن را به علیاصغر حکمت و حسین علا تقدیم داشت.
پس از خاتمه بیانات فون بلوخر، رئیس کنگره، بیاناتی مبنی بر اظهار تشکر از سفیر شوروی و وزیرمختار آلمان و دولتهای شوروی و آلمان ایراد کرد. پس از آن فهرست سخنرانیها در میان حاضران در جلسه توزیع گردید و برنامه سخنرانیهای کنگره آغاز شد.
جلسههای کنگره در روزهای بعد پی گرفته شد و هفتمین جلسه که جلسه پایانی کنگره بود در روز ۱۶ مهر برگزار شد.
جشن هزاره فردوسی، مجموعه آیینهایی بود که به مناسبت هزارمین سال زادروز فردوسی در سال ۱۳۱۳ در تهران، توس، و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. در کنگره هزاره فردوسی، که نخستین گردهمآیی بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایرانشناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند و به مدت ۵ روز، از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳ سخنرانیهایی در تالار دارالفنون تهران ایراد شد، که تعدادی از آنها در کتاب هزاره فردوسی بهچاژ (شوروی) سفیر شوروی، حسن اسفندیاری، محمدعلی فروغی، خانم گدار، دستور نوشیروان (هند) آرتور کریستنسن (دانمارک) فریدریش زاره (آلمان) عبدالحسین شیبانی، حسن پیرنیا، مجتبی مینوی، ولیاله نصر، مهدی دیبا، وحید دستگردی، میرزایانس، بدیعالزمان فروزانفر، سعید نفیسی، جمیل صدقی زهاوی (عراق) رضازاده شفق، فؤادکوپرولو (ترکیه) ابوالقاسم اعتصامزاده، محمد نظامالدین، ادوارد دنیسن راس، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن) زینالعابدین رهنما، آ.آ. بولوتنیکوف (شوروی) طاهر رضوی (هند) غلامرضا رشیدیاسمی، مایل تویسرکانی، حامدصراف (عراق) علیاصغر حکمت، یان ریپکا (چکسلواکی) نصراله فلسفی، محمد عشاق (هند) آلکساندر فرایمان (شوروی) عبدالکریم حسینی (حیدرآباد دکن، هند) عبدالعظیم قریب، علی نهادبی (ترکیه) شیخالملک اورنگ، احمد بهمنیار، رحیمزاده صفوی، ژوزف هاکن (فرانسه) جلال همایی، یوری نیکولایویچ مار (شوروی) علی قویم، آلکساندر روماسکویچ (شوروی) یوزف اوربلی (شوروی) جمشیدجی اونوالا (هند) بهرامگور آنکلساریا (هند) احمد کسروی، نصراله تقوی، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا) ملک کرم، ارنست کوهنل (آلمان) عباس خلیلی، علی جواهرکلام، ال.آ. مایر (اسرائیل) بهرامگور آنکلساریا (هند) ادوارد دنیسن راس (انگلستان) عبدالحمید عبادی (مصر) عبدالوهاب عزام (مصر) فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی) ولادیمیر مینورسکی (انگلستان) ادیبالسلطنه سمیعی، اعتصامالملک، احمد بهمنیار، ابراهیم پورداود، محمدعلی تربیت، حکیمالملک، مشیرالدوله پیرنیا
گزارش جلسههای کنگره:
اولین جلسه کنگره صبح روز پنجشنبه ۱۲ مهرماه در تالار دارالفنون تشکیل شد. محمدعلی فروغی سخنانی در تشکر از خاورشناسان و نمایندگان دولتهای خارجی شرکتکننده ایراد کرد. پس از او علیاصغر حکمت سخنانی بهزبان فرانسوی ایراد کرد. سپس اعضای هیئت رئیسه کنگره برگزیده شدند و حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) بهعنوان رئیس کنگره انتخاب شد.
دومین نشست کنگره صبح روز جمعه ۱۳ مهر تشکیل شد. در این نشست سفیران شوروی و آلمان نیز شرکت داشتند. اولین سخنران جلسه، سفیر شوروی بود و اعلام داشت که دولت متبوع او مجموعهای از هدایای تاریخی را برای نگاهداری در موزه ملی ایران تقدیم میدارد که شامل روگرفتی از نسخه خطی شاهنامه فردوسی به تاریخ ۱۳۳۳ میلادی است. پس از او فون بلوخر وزیر مختار آلمان در ایران طی سخنرانی خود سابقه ممتد آشنایی ملت آلمان با شاهنامه فردوسی را یادآوری کرد و اظهار داشت که اینک در جشنی که بهیاد این شاعر ارجمند گرفته میشود، آلمان با منتهای علاقه شرکت میکند. سپس اعلام داشت که فهرست لغات و اسامی و اعلام شاهنامه که حاوی مقایسه سه طبع معروف شاهنامه است، تألیف دکتر فریتز ولف از خاورشناسان آلمانی را بهملت ایران تقدیم میدارد و نیز دیپلم دکترا در فلسفه از دانشگاه فردریک ویلهلم برلین به محمدعلی فروغی و دیپلم عضویت انجمن شرقی آلمان از جانب این انجمن را به علیاصغر حکمت و حسین علا تقدیم داشت.
پس از خاتمه بیانات فون بلوخر، رئیس کنگره، بیاناتی مبنی بر اظهار تشکر از سفیر شوروی و وزیرمختار آلمان و دولتهای شوروی و آلمان ایراد کرد. پس از آن فهرست سخنرانیها در میان حاضران در جلسه توزیع گردید و برنامه سخنرانیهای کنگره آغاز شد.
جلسههای کنگره در روزهای بعد پی گرفته شد و هفتمین جلسه که جلسه پایانی کنگره بود در روز ۱۶ مهر برگزار شد.
🔺زنان، ایران را از یک تنگه تاریخی عبور خواهند داد
صدیقه وسمقی پژوهشگر فقه اسلام در واکنش به جنبش اعتراضی زنان ایران در یادداشتی درباره نگاه فقه به زن، مستحکمترین سد در برابر تغییر وضعیت زنان در جوامع اسلامی را سد شریعت و فقاهت دانست و با انتقاد از فقیهان و فقه نوشت که وظیفه اساسی فقه اسلامی آن [شده] تا برمبنای آداب و سنن رایج، الگویی برای زندگی مسلمانان در همه اعصار و جوامع ترسیم و معرفی کند، الگویی که بدون هیچ دلیل موجهی الهی و پیروی از آن واجب خوانده میشود. وی میافزاید: ستون اصلی این الگوی فقاهتیاسلامی، تبعیض علیه زنان و کنترل آنان توسط مردان است، ستونی که برافتادن آن، طبیعتا فروریختن بنای فقه اسلامی را میتواند بهدنبال داشته باشد؛ حتی اجرای قوانین کیفری و حدود نیز در فقه اسلامی بهاندازه نگهبانی از اصل تبعیض علیه زنان اهمیت ندارد؛ ازهمینروست که در بسیاری از جوامع اسلامی در طول تاریخ، فقیهان اصراری بر اجرای احکام کیفری شریعت اسلامی نداشتهاند؛ اما هیچگاه حاضر به وانهادن اصل تبعیض علیه زنان نشدهاند. فتاوای نادر برخی فقیهان معاصر بهنفع زنان نیز بهمعنای پذیرش برابری زنان و بهرسمیتشناختن استقلال آنان نیست.
وسمقی در ادامه یادداشت خود، دلیل ناکامماندن دو انقلاب مشروطه و بهمن ۵۷ در رسیدن به آزادی و رهایی ملت ایران از استبداد و دموکراسی و حاکمیت قانون را، وابستگی مردم به روحانیت و قوانین بهاصطلاح شریعت شناساند و مینویسد: چنین وابستگی اساسا با آزادی، دموکراسی و حاکمیت قانون که ملت ایران در پی آن بوده منافات دارد؛ زیرا اقتضای این وابستگی، پیروی از الگویی است که فقه ترسیم میکند.
این پژوهشگر فقه، با تاکید بر این نکته که مردم، هماره در حاشیه قرار داشتهاند و در تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی و نیز وضع قوانین، دخالت موثری نداشتهاند، با انتقاد از وضع نابرابر زنان در پیش و پس از انقلاب مینویسد:
در طول حیات جمهوری اسلامی، اقشار و گروههای گوناگون مردم و بهویژه زنان، قوانین شریعت را در زندگی خویش عملا آزمودند و از آثار و پیامدهای آن بهطور ملموس آگاه شدند. زنان که قرنها توسط فقه اسلامی به نام خدا سرکوب شده بودند و پشت سد فرهنگ سنتی زنستیز که هماره با پشتیبانی فقه تقویت و توجیه شده، از حرکت بازمانده بودند، پس از انقلاب ۵۷ در جبههای سختتر برای دفاع از تمامیت و کرامت و حقوق خود وارد پیکار شدند.
وسمقی ادامه میدهد که انقلاب ۵۷ در همسویی با فقه اسلامی و فرهنگ سنتی و بهرهگیری از قدرت سیاسی، جبهه تازهای علیه زنان گشود [زیرا] جمهوری اسلامی، فرهنگ سنتی و فقه اسلامی [همراه با] سلیقههای حاکمان افراطی را در رابطه با زنان با هم آمیخت و شرایطی ناگوار را برای آنان رقم زد.
صدیقه وسمقی در ادامه، قتل مهسا امینی را نیز حکایت تلخ فاجعهای از بیشمار فجایعی که بر زنان رفته است معرفی میکند و باورمند است: باوجود آسیب فراوانی که زنان تحمل کردهاند، آنان زیر بار فشار و نیروی طاقتفرسا نشکسته و تسلیم نشده، بلکه روزبهروز آگاهتر و قویتر شدهاند. وی با یادآوری تجربه زیانبار ناکارآمدی الگوی فقه و قوانین فقاهتی در زندگی، باور دارد که در رسیدن به چنین حقیقت تحولسازی، زنان ایرانی بیشترین هزینه را پرداختهاند.
وسمقی با ستمدانستن تحمیل قوانین ناعادلانه ازجمله حجاب اجباری بر زنان ازسوی جمهوری اسلامی، پیروز میدانِ مبارزه را زنان میداند و میاندیشد که زنان با چنین پیروزی، 《ملت ایران را از یک تنگه مهم تاریخی عبور خواهند داد》.
این پژوهشگر تحولگرا، مهمترین مانع در برابر تغییر وضعیت زنان در ایران را نهاد رسمی دین دانست و لغو احتمالی قانون حجاب اجباری در حکومت دینی را مقدمه اصلاحات حقوقی نسبتا پایداری بهنفع زنان پیشبینی کرد و نوشت: اختیاریشدن پوشش زنان، راه را برای بهرسمیت شناختن آزادیهای فردی و اجتماعی همه ایرانیان و رفع تبعیض از اقلیتهای دینی که از زیرساختهای حکومت دموکراتیک و مردمی است، هموار میسازد.
وسمقی نقش زنان را فراتر از تعیین سرنوشت ایران و نظام سیاسی، توصیف کرد و نوشت که زنان 《در تعیین سرنوشت فقه و شریعت اسلامی نیز، نقشی تعیینکنندهای یافتهاند... و بر وضعیت زنان دیگر جوامع اسلامی مانند افغانستان بسیار موثر خواهند بود》.
صدیقه وسمقی پژوهشگر فقه اسلام در واکنش به جنبش اعتراضی زنان ایران در یادداشتی درباره نگاه فقه به زن، مستحکمترین سد در برابر تغییر وضعیت زنان در جوامع اسلامی را سد شریعت و فقاهت دانست و با انتقاد از فقیهان و فقه نوشت که وظیفه اساسی فقه اسلامی آن [شده] تا برمبنای آداب و سنن رایج، الگویی برای زندگی مسلمانان در همه اعصار و جوامع ترسیم و معرفی کند، الگویی که بدون هیچ دلیل موجهی الهی و پیروی از آن واجب خوانده میشود. وی میافزاید: ستون اصلی این الگوی فقاهتیاسلامی، تبعیض علیه زنان و کنترل آنان توسط مردان است، ستونی که برافتادن آن، طبیعتا فروریختن بنای فقه اسلامی را میتواند بهدنبال داشته باشد؛ حتی اجرای قوانین کیفری و حدود نیز در فقه اسلامی بهاندازه نگهبانی از اصل تبعیض علیه زنان اهمیت ندارد؛ ازهمینروست که در بسیاری از جوامع اسلامی در طول تاریخ، فقیهان اصراری بر اجرای احکام کیفری شریعت اسلامی نداشتهاند؛ اما هیچگاه حاضر به وانهادن اصل تبعیض علیه زنان نشدهاند. فتاوای نادر برخی فقیهان معاصر بهنفع زنان نیز بهمعنای پذیرش برابری زنان و بهرسمیتشناختن استقلال آنان نیست.
وسمقی در ادامه یادداشت خود، دلیل ناکامماندن دو انقلاب مشروطه و بهمن ۵۷ در رسیدن به آزادی و رهایی ملت ایران از استبداد و دموکراسی و حاکمیت قانون را، وابستگی مردم به روحانیت و قوانین بهاصطلاح شریعت شناساند و مینویسد: چنین وابستگی اساسا با آزادی، دموکراسی و حاکمیت قانون که ملت ایران در پی آن بوده منافات دارد؛ زیرا اقتضای این وابستگی، پیروی از الگویی است که فقه ترسیم میکند.
این پژوهشگر فقه، با تاکید بر این نکته که مردم، هماره در حاشیه قرار داشتهاند و در تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی و نیز وضع قوانین، دخالت موثری نداشتهاند، با انتقاد از وضع نابرابر زنان در پیش و پس از انقلاب مینویسد:
در طول حیات جمهوری اسلامی، اقشار و گروههای گوناگون مردم و بهویژه زنان، قوانین شریعت را در زندگی خویش عملا آزمودند و از آثار و پیامدهای آن بهطور ملموس آگاه شدند. زنان که قرنها توسط فقه اسلامی به نام خدا سرکوب شده بودند و پشت سد فرهنگ سنتی زنستیز که هماره با پشتیبانی فقه تقویت و توجیه شده، از حرکت بازمانده بودند، پس از انقلاب ۵۷ در جبههای سختتر برای دفاع از تمامیت و کرامت و حقوق خود وارد پیکار شدند.
وسمقی ادامه میدهد که انقلاب ۵۷ در همسویی با فقه اسلامی و فرهنگ سنتی و بهرهگیری از قدرت سیاسی، جبهه تازهای علیه زنان گشود [زیرا] جمهوری اسلامی، فرهنگ سنتی و فقه اسلامی [همراه با] سلیقههای حاکمان افراطی را در رابطه با زنان با هم آمیخت و شرایطی ناگوار را برای آنان رقم زد.
صدیقه وسمقی در ادامه، قتل مهسا امینی را نیز حکایت تلخ فاجعهای از بیشمار فجایعی که بر زنان رفته است معرفی میکند و باورمند است: باوجود آسیب فراوانی که زنان تحمل کردهاند، آنان زیر بار فشار و نیروی طاقتفرسا نشکسته و تسلیم نشده، بلکه روزبهروز آگاهتر و قویتر شدهاند. وی با یادآوری تجربه زیانبار ناکارآمدی الگوی فقه و قوانین فقاهتی در زندگی، باور دارد که در رسیدن به چنین حقیقت تحولسازی، زنان ایرانی بیشترین هزینه را پرداختهاند.
وسمقی با ستمدانستن تحمیل قوانین ناعادلانه ازجمله حجاب اجباری بر زنان ازسوی جمهوری اسلامی، پیروز میدانِ مبارزه را زنان میداند و میاندیشد که زنان با چنین پیروزی، 《ملت ایران را از یک تنگه مهم تاریخی عبور خواهند داد》.
این پژوهشگر تحولگرا، مهمترین مانع در برابر تغییر وضعیت زنان در ایران را نهاد رسمی دین دانست و لغو احتمالی قانون حجاب اجباری در حکومت دینی را مقدمه اصلاحات حقوقی نسبتا پایداری بهنفع زنان پیشبینی کرد و نوشت: اختیاریشدن پوشش زنان، راه را برای بهرسمیت شناختن آزادیهای فردی و اجتماعی همه ایرانیان و رفع تبعیض از اقلیتهای دینی که از زیرساختهای حکومت دموکراتیک و مردمی است، هموار میسازد.
وسمقی نقش زنان را فراتر از تعیین سرنوشت ایران و نظام سیاسی، توصیف کرد و نوشت که زنان 《در تعیین سرنوشت فقه و شریعت اسلامی نیز، نقشی تعیینکنندهای یافتهاند... و بر وضعیت زنان دیگر جوامع اسلامی مانند افغانستان بسیار موثر خواهند بود》.
اصفهان، نصف جهان و ۱۶ خواهر خوانده!
اصفهان یکی از محبوبترین و شناخته شدهترین شهرهای ایران است که خواهر خواندههای متعددی دارد. خواهرخواندههایی که خود از شهرهای مشهور و شناخته شده در سطح جهانی هستند. برخی از خواهرخواندههای شهر اصفهان به شرح زیر است:
شهر کوالالامپور- مالزی
شهر شیآن - چین
شهر فلورانس - ایتالیا
شهر یاش - رومانی
شهر بارسلونا - اسپانیا
شهر ایروان - ارمنستان
شهر کویت - کویت
شهر فرایبورگ - آلمان
شهر هاوانا - کوبا
شهر لاهور - پاکستان
شهر سن پترزبورگ - روسیه
شهر داکار - کشور سنگال
شهر بعلبک - کشور لبنان
شهر سمرقند - کشور ازبکستان
شهر پورتو - کشور پرتغال
شهر گیونگجو، کره جنوبی
به این فهرست باید شهرهای حیدرآباد (هند)، کیوتو (ژاپن)، اوسان (کره جنوبی)، پوتوسی (بولیوی)، قونیه (ترکیه) را نیز اضافه کرد که برای خواهرخواندگی با اصفهان پیشنهاد شده است.
@tarbd
اصفهان یکی از محبوبترین و شناخته شدهترین شهرهای ایران است که خواهر خواندههای متعددی دارد. خواهرخواندههایی که خود از شهرهای مشهور و شناخته شده در سطح جهانی هستند. برخی از خواهرخواندههای شهر اصفهان به شرح زیر است:
شهر کوالالامپور- مالزی
شهر شیآن - چین
شهر فلورانس - ایتالیا
شهر یاش - رومانی
شهر بارسلونا - اسپانیا
شهر ایروان - ارمنستان
شهر کویت - کویت
شهر فرایبورگ - آلمان
شهر هاوانا - کوبا
شهر لاهور - پاکستان
شهر سن پترزبورگ - روسیه
شهر داکار - کشور سنگال
شهر بعلبک - کشور لبنان
شهر سمرقند - کشور ازبکستان
شهر پورتو - کشور پرتغال
شهر گیونگجو، کره جنوبی
به این فهرست باید شهرهای حیدرآباد (هند)، کیوتو (ژاپن)، اوسان (کره جنوبی)، پوتوسی (بولیوی)، قونیه (ترکیه) را نیز اضافه کرد که برای خواهرخواندگی با اصفهان پیشنهاد شده است.
@tarbd
Forwarded from سهام نیوز
سخنان ظریف و برخی دیگر از اساتید دانشگاه شریف در حمایت از دانشجویان
اساتید #دانشگاه_تهران در نشست روز یکشنبه با رئیس دانشگاه از دغدغه هایشان گفتند...از لزوم آزادی فوری دانشجویان دستگیر شده تا فراهم آوردن فضای گفتگو و تعامل در جامعه!
✅ @Sahamnewsorg
اساتید #دانشگاه_تهران در نشست روز یکشنبه با رئیس دانشگاه از دغدغه هایشان گفتند...از لزوم آزادی فوری دانشجویان دستگیر شده تا فراهم آوردن فضای گفتگو و تعامل در جامعه!
✅ @Sahamnewsorg
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توهین حسین کچویان، کارشناس برنامه و استاد دانشگاه تهران(!) به معترضین:
شعار معترضین؛ زن، فحشا، هرزگی و مرد، بی ناموسی، شهوترانی است!
وقتی اساتید نخبه را بازنشسته می کنند، چنین افرادی به استادی می رسند! آیا حکومت انتظار دارد که دانشجویان به دنبال مهاجرت نباشند؟
✅ @Sahamnewsorg
شعار معترضین؛ زن، فحشا، هرزگی و مرد، بی ناموسی، شهوترانی است!
وقتی اساتید نخبه را بازنشسته می کنند، چنین افرادی به استادی می رسند! آیا حکومت انتظار دارد که دانشجویان به دنبال مهاجرت نباشند؟
✅ @Sahamnewsorg
Forwarded from مسعود كلانتر
*شوخی با مرگ*
محسن رنانی
نمی دانم مسئولان طراز اول مملکت چقدر نسل جدید *(دهه هشتادی ها)* را می شناسند که اگر می شناختند بعید می دانم مسیر برخورد سخت را برای متقاعد کردنشان انتخاب می کردند. اما من این نسل را خوب می شناسم. چون یکی از بچه های این نسل فرزند من است و حداقل بیش از دویست نفرشان به من مراجعه داشته یا مشاوره گرفته اند.
شاید اگر و فقط اگر یک واژه بتواند این نسل را از نسل های پیشین متمایز کند واژه *"بازی"* است.
برخلاف تمام نسل های پیشین که بسیار سخت درس می خواندند، سخت کار می کردند و سخت می زیستند، *این نسل تمام زندگی را به بازی و شوخی گرفته است.*
برای این نسل چیزی به نام جدی بودن وجود ندارد و زندگی حقیقتا برایشان به یک شوخی مانند است. *( البته از زاویه دید ما )*
نسلی که با بازیهای کامپیوتری و کارتون های فضایی و انیمه های ژاپنی بزرگ شده ، به لش پوشیدن ها و شلخته بودن ها عادت کرده و شخصیت های محبوبش نه شخصیت های دینی و فلسفی و اساطیری که انواع قهرمانان فیلمها و انیمه ها هستند ؛ نسلی که نگاهش به دین و باورهای دینی عمیقا با نسل های پیشین متفاوت است ، نسلی که اصلا نمی داند مقدسات و مبطلات و محرمات و مستحبات و احکام شرعی چیست و مرجع فکری اش بیش از اینکه مرجعیت دینی باشد ، سلبریتی ها و هنرمندان و خوانندگان هستند.
برای این نسل یک پست جدید یا یک اثر جدید از یک سلبریتی یا رپر ایرانی یا خارجی در فضای مجازی از مرگ دهها مرجع دینی مهمتر است !!
*این نسل نه چیزی به نام مصلحت اندیشی در وجودش است و نه چیزی به نام ترس در خونش.*
جالب اینکه علیرغم این ویژگیها و جدی نبودن ها، بلدند بسیار راحت تر از ما پول دربیاورند و بسیار راحت تر از ما هم زندگی کنند و در عین تعجب میزان آگاهی و شعور اجتماعی شان هم نسبت به نسل های پیشین بسیار گسترده تر و گاه عمیق تر است.
*اینها را گفتم که بگویم آقایان مسئول:*
مواظب باشید ، بسیار هم مواظب باشید ، این بچه های ۱۵ تا ۲۰ ساله ای که الان در خیابان ها هستند نه از باتوم و گلوله می ترسند و نه با تهدید و تطمیع پا پس می کشند.
آنها مثل نسل های پیشین نیستند که تحقیر شوند و با این همه از ترس بریدن نانشان یا گرفتن جانشان ، باز هم دم برنیاورند و حرف نزنند.
گفتم که ، ویژگیهای این نسل به شوخی گرفتن زندگی است و بازی دانستن همه چیز. حتی باتوم و گلوله و خون و مرگ.
برای کنار آمدن با این نسل فقط و فقط باید زبان آنها را بلد بود و با آنها با زبان خودشان صحبت کرد. آنها نسل های گذشته نیستند که تحقیرها را برتابند یا با تهدیدها به پستوهای خانه هایشان بخزند. *چرا که آنها مرگ را هم به سخره گرفته اند.*
می گویند کودکان شوخی شوخی به پرندگان سنگ می زنند و پرندگان جدی جدی می میرند.
من اما می گویم شما جدی جدی به آنها تیر می زنید و آنها شوخی شوخی می میرند، چون خیلی از آنها مثل گیم ها فکر می کنند که در لحظه مرگ هنوز هم جان های دیگری دارند..
مواظب باشید ، واقعا مواظب باشید. ناگهان چشم باز می کنید و می بینید مثل گنجشک بر زمین ریخته اند و خونشان خیابان های شهر را چنان برگهای پاییز رنگین کرده است. در سکوتی محض و با لبخندی بر لب.
این نسل با حساب و کتابهای ما و شما برای رام و آرام شدن جور در نمی آیند ؛ *چرا که اینها حتی حیثیت مرگ را هم به بازی گرفته اند.*
لطفا مواظب باشید خونی بر دامانتان ننشیند که حتی با آب زمزم و کوثر نیز نتوان پاکش کرد.
*لطفا مواظب بچه های آینده این سرزمین باشید. اینها فرزندان همین مرز و بومند.*
*با کوله هایی بر پشت*
*و رویاهایی در دل!*
محسن رنانی
نمی دانم مسئولان طراز اول مملکت چقدر نسل جدید *(دهه هشتادی ها)* را می شناسند که اگر می شناختند بعید می دانم مسیر برخورد سخت را برای متقاعد کردنشان انتخاب می کردند. اما من این نسل را خوب می شناسم. چون یکی از بچه های این نسل فرزند من است و حداقل بیش از دویست نفرشان به من مراجعه داشته یا مشاوره گرفته اند.
شاید اگر و فقط اگر یک واژه بتواند این نسل را از نسل های پیشین متمایز کند واژه *"بازی"* است.
برخلاف تمام نسل های پیشین که بسیار سخت درس می خواندند، سخت کار می کردند و سخت می زیستند، *این نسل تمام زندگی را به بازی و شوخی گرفته است.*
برای این نسل چیزی به نام جدی بودن وجود ندارد و زندگی حقیقتا برایشان به یک شوخی مانند است. *( البته از زاویه دید ما )*
نسلی که با بازیهای کامپیوتری و کارتون های فضایی و انیمه های ژاپنی بزرگ شده ، به لش پوشیدن ها و شلخته بودن ها عادت کرده و شخصیت های محبوبش نه شخصیت های دینی و فلسفی و اساطیری که انواع قهرمانان فیلمها و انیمه ها هستند ؛ نسلی که نگاهش به دین و باورهای دینی عمیقا با نسل های پیشین متفاوت است ، نسلی که اصلا نمی داند مقدسات و مبطلات و محرمات و مستحبات و احکام شرعی چیست و مرجع فکری اش بیش از اینکه مرجعیت دینی باشد ، سلبریتی ها و هنرمندان و خوانندگان هستند.
برای این نسل یک پست جدید یا یک اثر جدید از یک سلبریتی یا رپر ایرانی یا خارجی در فضای مجازی از مرگ دهها مرجع دینی مهمتر است !!
*این نسل نه چیزی به نام مصلحت اندیشی در وجودش است و نه چیزی به نام ترس در خونش.*
جالب اینکه علیرغم این ویژگیها و جدی نبودن ها، بلدند بسیار راحت تر از ما پول دربیاورند و بسیار راحت تر از ما هم زندگی کنند و در عین تعجب میزان آگاهی و شعور اجتماعی شان هم نسبت به نسل های پیشین بسیار گسترده تر و گاه عمیق تر است.
*اینها را گفتم که بگویم آقایان مسئول:*
مواظب باشید ، بسیار هم مواظب باشید ، این بچه های ۱۵ تا ۲۰ ساله ای که الان در خیابان ها هستند نه از باتوم و گلوله می ترسند و نه با تهدید و تطمیع پا پس می کشند.
آنها مثل نسل های پیشین نیستند که تحقیر شوند و با این همه از ترس بریدن نانشان یا گرفتن جانشان ، باز هم دم برنیاورند و حرف نزنند.
گفتم که ، ویژگیهای این نسل به شوخی گرفتن زندگی است و بازی دانستن همه چیز. حتی باتوم و گلوله و خون و مرگ.
برای کنار آمدن با این نسل فقط و فقط باید زبان آنها را بلد بود و با آنها با زبان خودشان صحبت کرد. آنها نسل های گذشته نیستند که تحقیرها را برتابند یا با تهدیدها به پستوهای خانه هایشان بخزند. *چرا که آنها مرگ را هم به سخره گرفته اند.*
می گویند کودکان شوخی شوخی به پرندگان سنگ می زنند و پرندگان جدی جدی می میرند.
من اما می گویم شما جدی جدی به آنها تیر می زنید و آنها شوخی شوخی می میرند، چون خیلی از آنها مثل گیم ها فکر می کنند که در لحظه مرگ هنوز هم جان های دیگری دارند..
مواظب باشید ، واقعا مواظب باشید. ناگهان چشم باز می کنید و می بینید مثل گنجشک بر زمین ریخته اند و خونشان خیابان های شهر را چنان برگهای پاییز رنگین کرده است. در سکوتی محض و با لبخندی بر لب.
این نسل با حساب و کتابهای ما و شما برای رام و آرام شدن جور در نمی آیند ؛ *چرا که اینها حتی حیثیت مرگ را هم به بازی گرفته اند.*
لطفا مواظب باشید خونی بر دامانتان ننشیند که حتی با آب زمزم و کوثر نیز نتوان پاکش کرد.
*لطفا مواظب بچه های آینده این سرزمین باشید. اینها فرزندان همین مرز و بومند.*
*با کوله هایی بر پشت*
*و رویاهایی در دل!*
Forwarded from کانال مطالبات فرهنگیان
base.apk
5.4 MB
فیلتر شکن برای وصل شدن به اینستاگرام و واتساپ
لطفا در کانال زیر عضو شوید ... در صورت قطعی، دسترسی به پروکسی های جدیدتر را از دست می دهید
👇👇👇
https://t.me/motalebatefarhangian1400
لطفا در کانال زیر عضو شوید ... در صورت قطعی، دسترسی به پروکسی های جدیدتر را از دست می دهید
👇👇👇
https://t.me/motalebatefarhangian1400
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی تاریخی از دانشگاه شریف (آریامهر) در روزهای اولیه تاسیس در سال چهل و پنج...
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
✅راز خوب و بدِ سیرت پادشاهان...
چون مردمان خواهند که از خو و عادت پادشاه بدانند، از ندیمانش قیاس کنند. اگر ندیمانش خوش خوی و گشاده طبع و نیکوسیرت و پسندیده عادت باشند بدانند که پادشاه خوش خوی و خوش طبع و نیکوسیرت و پسندیده عادت است. و اگر ندیمانش ترش روی و خویشتن ساخته و مستخف و متکبر و بخیل و محال طلب باشند بدانند که پادشاه ناخوش طبع و بد خوی و بدساز و بدسیرت است و کف بسته و متهور.
"سیاست نامه، خواجه نظام الملک طوسی"
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
چون مردمان خواهند که از خو و عادت پادشاه بدانند، از ندیمانش قیاس کنند. اگر ندیمانش خوش خوی و گشاده طبع و نیکوسیرت و پسندیده عادت باشند بدانند که پادشاه خوش خوی و خوش طبع و نیکوسیرت و پسندیده عادت است. و اگر ندیمانش ترش روی و خویشتن ساخته و مستخف و متکبر و بخیل و محال طلب باشند بدانند که پادشاه ناخوش طبع و بد خوی و بدساز و بدسیرت است و کف بسته و متهور.
"سیاست نامه، خواجه نظام الملک طوسی"
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅سخنرانی مجتهدی گیلانی موسس دانشگاه شریف خطاب به جوانان نخبه:
📌شما ثروت ممکلتید، شما همه چیز مملکتید، بزرگترین ثروت مملکتید
ثروت مملکت نفت نیست
ثروت مملکت مس نیست
ثروت مملکت طـلا نیست...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📌شما ثروت ممکلتید، شما همه چیز مملکتید، بزرگترین ثروت مملکتید
ثروت مملکت نفت نیست
ثروت مملکت مس نیست
ثروت مملکت طـلا نیست...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ضحّاک
▪️در شاهنامه خطّ زندگی، خطّ باریکی است؛ اندکی انحراف از راه میتواند بدبختی بزرگ بهبار آورد. بارزترین نمونهٔ آن جمشید است. نخستین شهریار بزرگ شاهنامه که همه نعمت و حشمت جهانی را در روزگار خود جمع دارد. در دوران او رنج و بدی و مرگ ناپدید میشود. همهٔ مردم در خوشی و خرّمی به سر میبرند.
«ز رامش جهان پر ز آوازِ نوش».
ولی ناگهان غرور او را میگیرد و خود را همپایهٔ پروردگار میپندارد و از این رو «فرّه ایزدی» از او گسیخته میگردد و مانند ایّوب یکشبه همهچیز از او روی برمیتابد؛ مُلک از دستش میرود و ضحّاک او را با ارّه به دونیم میکند. بدبختی آن است که بهای گناه فرمانروای نادان را باید نهتنها خود او بلکه همهٔ مردمش در طیّ مدّتی دراز بپردازند و از این رو ایرانیان به استیلای هزارسالهٔ ضحّاک محکوم میگردند.
جمشید، نهتنها مغرور، بلکه یک مستبد تمامعیار هم هست زیرا در گمراهی خود به حرف احدی گوش نمیدهد. از خصوصیات دورهٔ او آن است که در آن چون و چرا جرم شناخته میشود:
«چرا کس نیارست گفتن، نه چُون»
داستان ضحّاک پر از کنایههاییست که همواره اندیشهٔ بشر را به خود مشغول میداشته، نمونهٔ تمامعیار مَلعَنَت و رذالت، پدرکُشی، گوش دادن به وسوسهٔ ابلیس، داشتن مار بر شانه که تجسّم عذاب وجدان است؛ غذادادن مارها از مغز سرِ جوانان که شومی حاکمِ ستمکاره را میرساند.
و اما پایان کارِ ضحاک همان است که هر بیدادگری باید در انتظارش باشد، گرچه در عالمِ واقع بسیاری از اینگونه کسان از چنگ آن رها ماندهاند.
زندهیاد استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
سرو سایهفکن،
[دربارهٔ فردوسی و شاهنامه]
خط استاد غلامحسین امیرخانی، صفحهٔ ۹۹
#ضحاک
#پنجشنبه_ها_و_شاهنامه
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
▪️در شاهنامه خطّ زندگی، خطّ باریکی است؛ اندکی انحراف از راه میتواند بدبختی بزرگ بهبار آورد. بارزترین نمونهٔ آن جمشید است. نخستین شهریار بزرگ شاهنامه که همه نعمت و حشمت جهانی را در روزگار خود جمع دارد. در دوران او رنج و بدی و مرگ ناپدید میشود. همهٔ مردم در خوشی و خرّمی به سر میبرند.
«ز رامش جهان پر ز آوازِ نوش».
ولی ناگهان غرور او را میگیرد و خود را همپایهٔ پروردگار میپندارد و از این رو «فرّه ایزدی» از او گسیخته میگردد و مانند ایّوب یکشبه همهچیز از او روی برمیتابد؛ مُلک از دستش میرود و ضحّاک او را با ارّه به دونیم میکند. بدبختی آن است که بهای گناه فرمانروای نادان را باید نهتنها خود او بلکه همهٔ مردمش در طیّ مدّتی دراز بپردازند و از این رو ایرانیان به استیلای هزارسالهٔ ضحّاک محکوم میگردند.
جمشید، نهتنها مغرور، بلکه یک مستبد تمامعیار هم هست زیرا در گمراهی خود به حرف احدی گوش نمیدهد. از خصوصیات دورهٔ او آن است که در آن چون و چرا جرم شناخته میشود:
«چرا کس نیارست گفتن، نه چُون»
داستان ضحّاک پر از کنایههاییست که همواره اندیشهٔ بشر را به خود مشغول میداشته، نمونهٔ تمامعیار مَلعَنَت و رذالت، پدرکُشی، گوش دادن به وسوسهٔ ابلیس، داشتن مار بر شانه که تجسّم عذاب وجدان است؛ غذادادن مارها از مغز سرِ جوانان که شومی حاکمِ ستمکاره را میرساند.
و اما پایان کارِ ضحاک همان است که هر بیدادگری باید در انتظارش باشد، گرچه در عالمِ واقع بسیاری از اینگونه کسان از چنگ آن رها ماندهاند.
زندهیاد استاد دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
سرو سایهفکن،
[دربارهٔ فردوسی و شاهنامه]
خط استاد غلامحسین امیرخانی، صفحهٔ ۹۹
#ضحاک
#پنجشنبه_ها_و_شاهنامه
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd