صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
1.64K subscribers
4.36K photos
1.84K videos
803 files
4.44K links
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Download Telegram
کریدور تورانی...

مساله تلاش ترکیه و جمهوری آذربایجان برای ایجاد به اصطلاح کریدور زنگه زور در استان سیونیک ارمنستان و ایجاد ارتباط مستقیم میان جمهوری آذربایجان تلاش تازه ای نیست. در این نوشتار کوتاه مجال ارائه روایتی جامع از مساله وجود ندارد آنچه می آید صرفاً مختصری از جریان است.
در دسامبر 1914و در جریان جنگ جهانی اول  انورپاشا وزیر جنگ بلند پرواز عثمانی این تلاش را بطور جدی آغاز نمود. او درصدد بود با تصرف قفقاز و از طریق دریای خزر ارتباط مستقیمی میان ترکیه و ترکستان روسیه، آسیای مرکزی، ایجاد کند و در این راستا باجود حمایت آلمان موفقیتی در این هدف به دست نیاورد.اما ملی گرایان ترک امید خود را از دست ندادند و در دوره آتاتورک به رغم تغییر آمال ملی ترکها از پان تورانیسم به پان ترکیسم، حکومت ترکیه موفق شد درنتیجه انفعال و سکوت رضاشاه منطقه قره سو را تحت کنترل گیرد و از این طریق با نخجوان هم مرز شود. اما از آنجا که جمهوری خودمختار نخجوان منطقه ای محصور و خارج از مرزهای جمهوری آذربایجان است، به لحاظ سیاسی- اقتصادی عملاً فایده چندانی برای ترکیه و آذربایجان ندارد و بر همین اساس است که این دو کشور درصددند میان نخجوان و آذربایجان یک ارتباط زمینی ایجاد کنند. آنگونه که در نقشه مشاهده می شود ایجاد چنین راهی به معنای قطع مرز میان ایران و ارمنستان است، به عبارت دیگر با ایجاد کریدور زنگه زور، دیگر ایران با ارمنستان هم مرز نخواهد بود.
این برنامه در صورت تحقق، پیامدهای اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای ایران به دنبال خواهد داشت. بلحاظ اقتصادی، ترکیه با همکاری کشورهایی چون انگلیس درصدد خواهد برآمد یک خط انتقال انرژی از آذربایجان به اروپا ایجاد کند و موقعیت و جایگاه سیاسی اقتصادی باکو و آنکارا در سطح منطقه ای و جهانی متحول خواهد شد. درواقع ایران منزوی می شود و از درآمدهایی که از مرز خود با ارمنستان داشته برای همیشه محروم خواهد شد. اما بنظر می رسد پیامد جدی تر، از بعد امنیتی باشد. بواسطة مرز ارمنستان، ارتباط میان جمهوری آذربایجان و باکو ناممکن است اما با برداشته شدن این مرز، حکومت آذربایجان از بسیاری از محدودیت هایی که بر سر توسعه طلبی اش قرار داشت رهایی می یابد و بدون شک از آن پس جدی¬تر و بی-پرواتر اهداف توسعه طلبانه خود را پیش خواهد برد. باتوجه به تلاش اروپا برای یافتن جایگزینی بجای منابع انرژی روسیه و کاهش یا قطع وابستگی به این کشور، طبیعتاً اتحادیه اروپا باطناً از این پروژه حمایت خواهد کرد. در این میان روسیه شاید بخاطر درگیری در اوکراین آنطور که باید و شاید موضع قاطعانه ای از خود نشان نداده است و باید دید ایران بالاخره چه راهکاری در پیش خواهد گرفت. آیا باید در سیونیک نیرو پیاده کند؟ واقعیت این است که تحولات قفقاز به شدت به زیان ایران در حال پیشرفت است و بدون واکنش و مخالفت قطعی روسیه و آمریکا نسبت به تغییر مرزها در قفقاز، بعید است ایران به تنهایی بتواند از پیشبرد اهداف ترکیه و جمهوری آذربایجان ممانعت به عمل بیاورد.

✍️نویسنده:دکتر سیروان خسروزاده، دکترای تاریخ و کارشناس ارشد مطالعات قفقاز.


📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ای که خورشید صورتت چندی ست
در پس ابرها نهان شده است
پس بزن پرده ها و رو بنما
بی تو این زندگی خزان شده است


هرگزم این نبود در خاطر
که صدایت شود رهایی من
روزها طی شد و به خاطر ماند
اولین روز آشنایی من


صبح ها با صدای خنده ی تو
عمر غم های من کم و کوتاه
گاه می گفتم از نبرد بزرگ
گاه جیران و ناصرالدین شاه


گاه تاریخ شعر و موسیقی
گاه تاریخ شورش و عصیان
گاه لبخند مردمان بر لب
گاه مردم به چنگ نامردان


حرف هامان پر از رهایی بود
خسته از تازیانه ی بیداد
پرغرور از بزرگی ایران
یا که غمگین ز رنج استبداد



روزهای سپید در راهند
لحظه ی سبز رنگ تاریخ است
می رسد آن دمی که می گویم
بچه ها باز زنگ تاریخ است ...
📌اطلاعیه...

تغییر محل انجمن های علمی معلمان

به اطلاع اعضای محترم انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان می رساند که محل انجمن از فلکه فیض به دبیرستان رضوی، جنب اداره آموزش و پرورش ناحیه ۳ اصفهان تغییر یافت.

سه راه حکیم نظامی، اداره آموزش و پرورش ناحیه۳، دبیرستان رضوی..
آخرین گفتار پیامبر (ص)...

امام صادق آخرین گفتار پیامبر را بر سر منبر مسجد مدینه چنین بیان می‌کند:
«اذکرالله الوالی من بعدی علی امتی ،الا یرحم علی جماعة المسلمین فاجل کبیرهم و رحم ضعیفهم و قر عالمهم و لم یضرهم فیذلهم. و لم یفقرهم فیکفرهم. و لم یغلق بابه دونهم فیاکل قویهم ضعیفهم ثم قال: قد بلغت و نصحت و اشهدوا».

"پیشوایان بر امّتم را تذکر می دهم که بر مسلمانان بی رحمی نکنند. سالخوردگان را بزرگ شمرند، بر محرومان رحم آورند، عالمان و دانشمندان را بزرگ دارند. مبادا آنان به ذلت بیفتند. جامعه را به فقر و ناداری نکشانند که کفر به دنبال دارد. درهای حکومت را به روی مردم باز بدارند، تا مردم آزادانه سخنشان را بگویند و زورمندان به جان ضعیفان نیفتند. سپس فرمود: پیامم را ابلاغ کردم و نصیحتم را رساندم، همگی شاهد باشید".

امام صادق: هذا آخر کلام تَکلّمَ بِهِ رسولُ الله علی منبرهِ.  و این آخرین کلامی بود که رسول خدا بر منبر خویش گفت.
بحارالانوار، ج۲۲،ص۴۹۵
ما نمرده بودیم...

مهدی تدینی

مترجم، نویسنده و پژوهشگر


شگفت‌زده‌ام! با آنکه بالندگی و بلوغ مردم را می‌دیدم و آن را بیان می‌کردم، گمان می‌کردم «غم نان» و «درد معیشت» دیگر مجالی برای «درد آزادی و آزادگی» باقی نمی‌گذارد. نه فقط منِ میرزابنویس، بلکه عموم تحلیلگران، سیاست‌شناسان و جامعه‌شناسان بر این باور بودند که باید منتظر «شورش گرسنگان» باشیم. حتی من گمان می‌کردم، آرزوهای طبقۀ متوسط، آرمان‌های جامعۀ مدنی و مطالبات جامعه‌ای که غم نان ندارد، فراموش شده است... اما بهت‌زده‌ام از اینکه این مطالبات حتی گسترش یافته و همۀ اقشار را همدل کرده است.

مردمی که چندین سال پیاپی تورم چندده‌درصدی کمرشان را شکسته و سفره و جیبشان را به تاراج برده، در تجمعات و اعتراضاتشان یک شعار «معیشتی» نمی‌دهند! در برابر این مناعت‌طبع نباید سر تعظیم فرود آورد؟ منتظر شورش گرسنگان سر بنزین و قندوشکر بودید و دم‌ودستگاه کوپن راه می‌انداختید، اما دغدغۀ اصلی مردم چیز دیگری بود! البته بر کسی پوشیده نیست که دلیل این اعتراضات بسیار گسترده است، اما اینکه مرگ جانگداز دختری کرد باعث بروز آن می‌شود و کل کشور چنین خود را صاحب‌عزا می‌داند، نشانۀ بلوغ و بزرگی نیست؟

در روزهایی که طالبان کابل را تصرف کرد و همسایۀ شرقی دوباره در تاریکی محض فرو رفت، بخش بزرگی از مردم ایران با نگرانی اوضاع افغانستان را پیگیری می‌کرد و آشکارا دردمندی را می‌توانستید در حرف‌هایشان ببینید. آن روزها مردم ایران، مانند برادر و خواهری دلسوز و آگاه غصۀ افغانستان را می‌خوردند. کل دنیا ــ هم ملت‌ها و هم دولت‌هایشان ــ چشمش را به روی افغانستان بست، مگر جامعۀ ایران! همان روز بر من اثبات شد، ارزش‌های آزادی‌خواهانه و بلوغ مدنی به عناصری ریشه‌دار و قدرتمند در جامعۀ ایران بدل شده است. به همین دلیل، همان زمان می‌گفتم جامعۀ مدنی ایران پرنورترین نقطۀ خاورمیانه است.

کسانی که از آرمان‌های طبقۀ متوسط متنفر بودند، برای درهم‌شکستن طبقۀ متوسط از طریق فشار اقتصادی بسیار تلاش کردند، اما امروز با صدای رسا می‌توان شکست پروژۀ نابودی طبقۀ متوسط را اعلام کرد. شاخص‌های اقتصادی له‌شدن طبقۀ متوسط را آشکارا نشان می‌دهد، اما «طبقۀ متوسط» فقط «جسمِ مادیِ این طبقه» نیست، بلکه روح، اندیشه، آرمان‌ها و منش آن نیز بخشی از هویت و سرشتش را می‌سازد. ما به قهقرا نرفتیم. ارزش‌ها در ما نمرد و فراگیری آن امروز شگفت‌انگیز است.

البته تحلیل جامعه‌شناختی باشد برای فرصتی دیگر. فعلاً در حالت مضطر به سر می‌بریم؛ میان خوفِ قطع اینترنت و رجایِ وی‌پی‌ان در سیَلانیم. در آینده وقت داریم همه‌چیز را سر فرصت واکاوی کنیم، اما برای مثال می‌توانید به این متن بنگرید: «در ستایش جامعۀ ایرانی» که در آن دلایل بالندگی جامعۀ ایرانی را برشمردم. اتفاقاً یکی از مهم‌ترین عوامل را در آنجا نیروی زنان ذکر کرده بودم که به موتور تحول جامعه بدل شده‌اند. تکلیف جامعۀ ایرانی دیگر روشن است: ارزش‌هایی دارد و پای این ارزش‌ها ایستاده است و با گرسنگی کشیدن هم دست از آن برنمی‌دارد. به همین دلیل، برای اولین بار عمیقاً حس می‌کنم آیندۀ ایران بیمه شده است. نمی‌توان لباس‌های کودک ده‌ساله را تن جوانی بیست‌ساله کرد! حتی اگر این جوان را بزنید، بازداشت کنید، بر سرش مشت بکوبید، فریاد بزنید... نه! نمی‌شود! آن لباس کودکی به تن او نمی‌رود!

امروز اول مهر است و من این روزها عمیقاً معنای «مهر» را حس می‌کنم: مردمی که «مهر» عمیقی به هم دارند و برای بهروزی خود و کشورشان دغدغه‌ دارند و از «بی‌مهری‌» کسانی که هیچ‌گاه حرفشان را نشنیده‌اند و در پاسخ مشت و بهتان زده‌اند، خسته‌اند. این مهر جاودان باد...

تاریخ‌اندیشی


#اجتماعی
#فرمانروایی
#مهسا_امینی
#مردم

@PersianPolitics
Forwarded from اصفهان خبر
🔺هشتگ مهسا امینی که رکورد تاریخ توییتر را شکسته بود، اکنون مرز ۱۰۰ میلیون را رد کرده است.

📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
  توصیه های کارل پوپر به حکومت ها در هنگامه شورش و اعتراض

✍️ قاسم خرمي

🔶    کارل پوپر،  به حکومت ها پیشنهاد می کند که با انجام اصلاحات بهنگام و پذیرش رای و نظر مردم و دخیل کردن آن در امر حکومتداری، جلوی وقوع انقلاب ها و طغیان های بنیان کن را بگیرند!

🔶 به گفته او «انقلاب‌ها برنامه‌ريزي نمي‌شوند؛ بلكه به خاطر رفتار ناصواب حكومت‌ها، اتفاق مي‌افتند. پس بنابراین، به خاطر انقلاب و خشونت، بايد به جاي مردم، حاكمان را مورد سرزنش قرار داد».

🔶 در «جامعه باز» مورد نظر پوپر، کارکرد دموکراسی فقط در برگزاری انتخابات و شیوه نصب حاکمان خلاصه نمی شود، بلکه حکومت ها باید خود را در مقابل مردم و منتقدان نیز، منعطف و پاسخگو بدانند. در غیر این صورت، مردم بايد قادر باشند تا به شيوه‌هاي مسالمت‌آميز مانند انتخابات (و نه به شيوه‌هاي قهرآميز مثل كودتا و انقلاب) به عزل حاكمان مبادرت ورزند.

🔶 توصیه اساسی تر پوپر به همه سياستمداران،ایده ئولوژی ها و نظام های سیاسی این بود که به جای وعده های بزرگ و غیرقابل تحقق، کاری کنید که حداقل قدری از رنج و درد مردم کم شود.

🔶 به گفته او: « در سیاست و طبابت، هرکس وعده زیاد بدهد،  شارلاتان است و آندسته از  ایدئولوژی‌های آرمانگرایی که وعده ایجاد بهشت می‌دهند، عاقبت راه به جهنم می‌برند؛ چراکه که آرمان‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند و دست آخر، جز رنج اضافی، چیزی برای مردم باقی نمی‌ماند»!

@tarbd

🔻متن كامل را در لينك زير بخوانيد

https://b2n.ir/767459
مجسمه طاهره قره العین، بانوی آزادیخواه ایرانی، در باکو..

📌بانو "طاهره قره‌العین"

فاطمه برغانی، زرین‌تاج، معروف به "طاهره قرة‌العین" فرزند آمنه‌خانم قزوینی و ملا محمدصالح برغانی، شاعر و دین‌شناس در سال ۱۲۳۱ ق (یا ۱۲۳۳ ق برابر با ۱۸۲۳ میلادی) در خانواده‌ای فرهیخته در قزوین متولد شد. او از زنان صاحب‌نام قرن گذشته بود. طاهره تمام سنت‌های مرسوم آن روزگار برای زنان را بهم می‌ریزد. علوم دینی را فرا می‌گیرد و در زمانه‌ای که صدای زنان در اندرونی‌ها خفه می‌ماند سخنور بود و با مردان به مباحثه می‌پرداخت. طاهره آنچنان فریادش بلند بود که متهم به «فساد فی‌الارض» شد و اولین زنی بود که در ایران به این اتهام اعدامش کردند. زندگی او داستانی‌ ست غم‌انگیز، حکایت تهور زنی که حجاب از سر بر‌می‌دارد، تبعید و گذشتن از کودکان و مرگ را به جان می‌خرد و بر سر عقایدش می‌ماند.

این تصویر مجسمه‌ای ست در شهر باکو؛ مجسمه "زن آزاد (آزاد قادین)" در یکی از میادین شهر باکو نزدیک به ایستگاه مترویی که به طاهره قره العین تقدیم شده است. این مجسمه هیکل زنی است که چادر را از سرش برمیدارد.
@tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عیب رندان مڪن اے زاهد پاڪیزه سرشت
  ڪه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیڪم و گر بد تو برو خود را باش
هر ڪسے آن درود عاقبت ڪار ڪه ڪشت

حافظ
@tarbd

📚📚📚📚

"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درد یک پنجره را پنجره ها می‌فهمند
معنی کور شدن را گره ها می‌فهمند

سخت بالا بروی، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می‌فهمند 

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم‌ها بیشتر از حنجره‌ها می‌فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تَذکره‌ها می‌فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن‌ها بعد در آن کنگره‌ها می‌فهمند

#کاظم_بهمنی
@tarbd
Forwarded from Faezeh Tavakoli
ایران در آستانۀ تحولی بزرگ و پایدار

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۱/۰۷/۰۵

پوشش زنان شهری در عهد قاجار عبارت از چادرِ سیاه + پوشیه بود. این حجاب عهد قجری دقیقا همان حجاب مطلوب طالبان است که امروزه نفرت همه ایرانیان را نثار خود کرده.
رعایت این حجاب غلیظ و اجباری، آرام آرام در اواخر آن سلسله، به علل و عوامل مختلف شل شد و تَرَک برداشت، و گاه گاه زنان و دخترانی بی روبند و حتی بی چادر در شهر و محله دیده می‌شدند. روشنفکران نیز با استنادات دینی، از جواز پیدا بودن صورت دفاع می‌کردند. با این‌که شمار زنان بی‌حجاب (بی‌حجاب یعنی فاقد پوشیه، فاقد پوشیه‌وچادر) رو به افزایش بود اما همچنان حجاب قجری، زیّ رسمی و کاملاً غالبِ آن زمان بود، تا این‌که سر و کله رضاشاه و سلسله پهلوی پیدا شد که سرانجام تصمیم به غیر قانونی اعلام کردنِ پوشیه/روبنده/نقاب و نیز متأسفانه چادر (و آزادیِ کنار گداشتن روسری) گرفت و همزمان زمینه را برای ورودشان به مدرسه و جامعه (که این نیز از عهد قاجار آغاز شده بود) فراهم کرد. کلیت جامعه ایران با این‌که نسبت به آن اجبار ملوکانه و نیز فراهم‌سازیِ وی دچار تردید و بیم و امید بود اما سرانجام به آن تن داد و از آن استقبال کرد بطوری‌که اینک هیچ درصدی از زنان ایران حاضر نیست به حجاب ماقبل رضاشاه بازگردد و در حجابِ قجری (و طالبانی) زندگی (و در واقع مردگی) کند.

ایرانِ امروز از جهتی شبیه اواخر دوران قاجار است زیرا بلافاصله پس از سقوط سلسله پهلوی در ۴۴ سال پیش و روی کار آمدن سلسله فقها (در قالب نظام جمهوری اسلامی) پوشیدن روسری و روپوش (مانتو) الزامی شد، ولی اینک با گذشت چهار دهه از آن الزام و جبر قانونی، تقیّد به این زیّ و حجاب نیز شل شده و تَرَک برداشته و زنانی معدود در برخی کوی و برزن‌ها بدون روسری و نیز زنان بسیار پرشمارتری بدون روپوش/مانتو در تمام سطح شهرها قدم می‌زنند. با این‌که شمار زنان فاقد روسری رو به فزونی است اما همچنان چهره شهر کاملا با زنان روسری‌دار (چه خودشان انتخاب کرده باشند و چه به حکم الزام و قانون بوده باشد) پوشیده شده است ولی این غلبه فاحش، در مورد مانتو صادق نیست زیرا زنان فاقد روپوش (مانتو) درصد قابل توجهی از جمعیت زنان را تشکیل می‌دهد و تَرَک در این مورد بسیار بزرگ و عمیق است. گفتنی است روند اعلام موجودیت زنان فاقد روسری و مانتو، تاکنون غالباً روندی آرام و غیر سیاسی بوده ولی پس از فاجعه غمبار مهسا امینی شاید چاشنی اعتراضی نیز به خود بگیرد و سرعت آن روند را بیفزاید.

تحول بزرگی که گویا در آستانۀ آن هستیم قانع شدن (و یا دستِ‌کم کنار آمدنِ) حکومت دینی و دستگاه فقهی، به حق انتخاب زنانِ ناراضی‌از روسری و مانتو، است!!! در همین یکسال اخیر که فقدان مانتو به یک موج آرام و بی‌سروصدا تبدیل گردید حکومت ناچاراً (صرفنظر از برخوردهای موردی) به آن عادت کرده و می‌رود تا با آن کنار آید. تحوّل بزرگ بزودی و نه چندان دور ایران را فرا می‌گیرد و ما در این میان آرزو می‌کنیم این تحوّل بزرگ در اثر "قانع شدن" باشد و نه ناچاریِ حکومت. امضای دستگاه دینی بر پای برگۀ جواز فعالیت زنانِ بی‌روسری‌وروپوش در قلمرو حکومت دینی، سرآغاز آرامش پایدار زنان ایرانی خواهد بود.

از رو تا مو
تلاش‌های دوران معاصر ایران در خصوص آسان‌سازی پوشش زنان (: رفع حجاب) متمرکز بر ناحیه "سر" (: رو و مو) بوده است چه، در آغاز این راه، خواسته اصلی فعالان و حتی خودِ رضاشاه عبارت از نمایان گذاردن "رو" (صورت و چهره و رخ) و یعنی برداشتن پوشیه/روبنده بود تا فرد دیده شود. در این باره به این دستور رضاشاه خطاب به وزیر معارف دقت کنید: «سابقا به کفیل معارف دستور دادم برای رفع روپوشیدن زنان اقدام نماید. امّا او نخواست یا نتوانست و کاری نکرد» و یا به این بیت از شعرای آن دوره بنگرید: «پیمبر هر چه فرموده‌ست آن کن / نه زینت فاش و نه صورت نهان کن» گفتنی است قاسم امین مصری نیز با نوشتن کتاب تحریر المرأة در همان دوران، همین خواسته یعنی جواز شرعی پیدا بودن رو/صورت را تئوریزه می‌کرد. سرانجام، پوشیه به دستور پهلوی اول در قالب قانون و بخشنامه برچیده شد و زنان (چه راضی چه ناراضی) با چهره‌ی پیدا در کوی و برزن و شهر و محله به رفت و آمد پرداختند.
و اینک در دوران گذار از روسری که مأموریت پوشش مو را بر عهده دارد به سر می‌بریم و کانون تلاش‌ها و بحران‌ها همین مو است که حکومت، حیثیت خود را به همین زلف و گیسو گره زده است اما اگر بخواهد می‌تواند حتی از رخصت‌های فقهی (چنان‌چه برداشت‌های غیر فقهی از اسلام را برنمی‌تابد) بهره گیرد و انعطاف شرعی نشان دهد  هر چند از دید نگارنده روسری اساسا کارکردش عرفی و نه شرعی بوده و در یادداشت بعدی (: نماد بودنِ روسری بخش دوم) همین خط را همچو کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر و نیز یادداشت‌های متعدد در کانال بازنگری، پی می‌گیرم

T.me/baznegari/870


بخش یکمِ یادداشت

بخش دوم یادداشت

.
تصویری از نامه #ابوالقاسم_کاشانی به محمدرضاپهلوی:

«سفر اعلیحضرت همایون شاهنشاهی موجب آشوب در ممکلت می‌شود؛ در ایران بمانید.»

نامه آیت‌الله کاشانی رئیس مجلس شورای ملی به شاه ودرخواست این‌که وی در ۹ اسپند ماه ۱۳۳۱کشور را ترک نکند.

اعلیحضرت همایون شاهنشاهی.

«.. خبر مسافرت غیرمترقبه اعلیحضرت همایون شاهنشاهی موجب شگفتی و نگرانی فوق‌العاده قاطبه اهالی پایتخت شده و هیئت رئیسه مجلس شورای ملی با استحضار آقایان به عرض می‌رساند که در وضع کنونی به هیچ‌وجه مصلحت و صواب نمی‌داند که اعلیحضرت همایونی مبادرت به مسافرت فرمایند.

زیرا ممکن است در تمام کشور تاثیرات عمیق و نامطلوب حاصل نماید.

به این لحاظ از پیشگاه همایونی استدعا می‌شود که قطعاً در این مورد تجدید نظر فرموده و تصمیم به مسافرت را به موقع دیگری در سال آینده تبدیل فرمایند...»

رییس مجلس شورای ملی
#ابوالقاسم_کاشانی.


t.me/tarikhdartarazoo 🏛

هر بار
که ترانه‌ای برایت سرودم
قومم بر من تاختند!
که چرا برای میهن
شــعر نمی‌ســرایی؟!

و آیا زن،
چیزی به‌جز وطن است؟!


▪️نزار قبانی
مجله جهانی " تایم" با عکس مهسا امینی روی جلد شماره کنونیش به عنوان "شخصیت سال" شاهکار زد !!!!!..




#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
تقابل مردم و گشت ارشاد در تاریخ

☑️ گشت ارشاد در آیینه اشعار شاعران ایرانی

فاطمه کاملی

⭕️نهاد گشت ارشاد، سابقه‌ای طولانی در تاریخ ایران بعد از اسلام دارد. عده‌ای تأسیس آن را به معاویه‌بن‌ابوسفیان و عده‌ای به عمربن‌عبدالعزیز نسبت می‌دهند. گشت ارشاد در گذشته، «دیوان حساب» و مأمور آن «محتسب» نامیده می‌شد زیرا که در شهر پرسه زده و از مردم حساب پس می‌گرفت. محتسب اختیار شلاق زدن، گرداندن مردم در شهر و بی‌آبرو کردن آنان، بستن کار و کاسبی‌شان و حتی اخراجشان از شهر را داشت.

📌محتسبان معمولاً به پوشش زنان، نوشیدن شراب و مجالس رقص و موسیقی «گیر» می‌دادند و خودشان را با مشکلات واقعی جامعه درگیر نمی‌کردند و به همین جهت، نه در میان مردم و نه در میان نخبگان جامعه محبوبیتی نداشتند.
شاعران ایرانی بسیاری در تمسخر و مذمت «محتسبان» شعر سروده‌اند.

ناصرخسرو محتسبان را در کنار حکام ظالم، نوشنده خون حسین (ع) و خورنده گوشت شتر صالح دانسته:
حاکم در خلوت خوبان به روز
نیم شبان محتسب اندر شراب
خون حسین آن بچشد در صبوح
وین بخورد ز اُشتر صالح کباب


جمال‌الدین عبدالرزاق، خود محتسبان را از عوامل ظلم به مردم اعلام می‌کند و در انتظار فردی‌ست که عدالت را در مورد آنان جاری سازد:
عادلی کو که به حق یاری مظلوم دهد
تا هم از محتسب شهر تظلم بینی


📌حکیم نزاری به محتسبان می‌گوید به جای شرابخواران، سراغ حرام‌خواران و رِباگیران و... بروند:
می چه می‌هراسد میخواره محتسب
گو از حرام و فسق و ربا و زنا هراس


📌 نسیمی در توصیف وضع جامعه از شاهان ظالم، قاضیان رشوه‌گیر، واعظان فاسد و محتسبانی می‌گوید که شبانه‌روز جلوی در خانه مردم‌اند، درحالیکه پیر و جوان دیگر اصلاً به دین اعتقاد ندارند:

طفل، بی پروا زِ دین و پیر، فارغ از نماز
محتسب همچون عسس پیوسته در پیش در است
قاضیان رشوت ستان و واعظان مرسوم خوار
شاه را از نو خیال عدل کامل در سر است


📌جالب‌تر آن که محتسبان که مدعی دین و ایمان بوده‌اند به ریاکاری شهرت داشتند، دورویی آنها مَثَل شده بود و همه می‌دانستند که آنان نیز اهل انواع گناه‌اند.

مولانا در اینباره می‌گوید:
سرمستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه می‌دانند


حافظ نیز که دل پُری از ریاکاری مذهبیون زمانه داشته، معتقد است:
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

یا
محتسب شیخ شد و فِسقِ خود از یاد بِبُرد
قصهٔ ماست که در هر سرِ بازار بِمانْد


حافظ حتی محتسبان را الگویی عملی برای آموختن ریاکاری و سیاست‌پیشگی معرفی می‌کند؛ چرا که شرابخوارند اما آن را به خوبی از چشم خلق پنهان می‌کنند:
ای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حقِ او، کس این گمان ندارد


📌گویا محتسبان جدای از شرابخواری، چشم‌چرانی نیز می‌کرده‌اند. امیرخسرو دهلوی در این باره می‌گوید:
گر کند رندی نظربازی رواست
محتسب هم گاهگاهی می‌کند


📌تجاوز محتسبان به حریم شخصی مردم و بردن آبروی ایشان تنها به خاطر ظن و گمان نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. ابوسعید ابوالخیر در این باره سروده:
گویند که محتسب گمانی ببرد
وین پردهٔ تو پیش جهانی بِدرد
گویم که ازین شراب اگر محتسبست
دریابد قطره‌ای به جانی بخرد


یا سعدی می‌گوید اگر محتسب نمی‌داند که درون خانه مردم چه خبر است، چرا اصلاً به خانه مردم هجوم می‌برد:
هر که را جامه پارسا بینی
پارسا دان و نیکمرد انگار
ور ندانی که در نهانش چیست
محتسب را درون خانه چه کار


📌جالب اینجاست که بیهودگی اقدامات محتسبان صدها سال قبل نیز برای مردم آشکار بوده است. خواجوی کرمانی می‌گوید محتسبان مردم را از چیزی منع می‌کنند که امروز همه اهلش هستند:
محتسبِ بیهُده‌گو منع مکن رندان را
که آنک با شاهد و مِی نیست کدامست امروز


جامی، حتی پا را از این فراتر گذاشته و محتسبان  را عامل منکر و فعالیت‌های خشن ایشان را باعث بی‌علاقگی مردم به اسلام دانسته:
محتسب در منع مِی از حد تجاوز می‌کند
می‌بَرَد زین فعل منکر رونق اسلام را


📌برخی شاعران هم محتسبان را خطاب قرار داده و می‌گویند که از آنان نمی‌ترسند. برای نمونه عبید زاکانی می‌سراید:
از محتسب نترسیم وز شحنه غم نداریم
تسلیم‌گشتگان را بیم از بلا نباشد


حکیم نزاری هم از مردم می‌خواهد به خاطر ترس از محتسبان که خودشان اهل شراب‌اند، دست از لذت‌های دنیا برندارند که بعداً پشیمان خواهند شد:
از محتسب مترس که او نیز مِی‌ خورد
عاقل به خویشتن ندهد ره فسوس را


سعدی نیز «گیر دادن» محتسب به جوانان را نهی کرده و صریحا اعلام می‌کند که او که پیر است هم حاضر به توبه نیست چه برسد به نسل جوان:
ای محتسب از جوان چه خواهی
من توبه نمی‌کنم که پیرم


📌برخی چون امیرخسرو حتی مردم را به اقدام عملی علیه محتسبان دعوت کرده و حمله به محتسب و کندن ریشش را ستوده‌اند:
گر چه بد مستی است عیب حریف
کندن ریش محتسب هنر است


@tarbd
فاطمه کاملی، دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران، ۶ مهر ۱۴۰۱

📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Irane Javan ~ UpMusic
Shahram Nazeri ~ UpMusic
قطعه بسیار زیبای شهرام ناظری عزیز به نام ایران جوان...#وطنم #ایرانم

@footballbartatv3ir
Forwarded from مطالعات اجتماعی اهواز (@ طرفی)
چرا دانمارک ؛ خوشحال ترین کشور جهان است ؟
زیرا
حداقل حقوق 20 دلار در ساعت!
33 ساعت کار در هفته !
دانشگاه و درمان و نگهداری از کودک رایگان !
پرداخت حقوق به دانش آموزان از مهدکودک تا دیپلم
@MalomateOmooomi
🟥   توصیه های کارل پوپر به حکومت ها در هنگامه شورش و اعتراض

✍️ قاسم خرمي

🔶    کارل پوپر،  به حکومت ها پیشنهاد می کند که با انجام اصلاحات بهنگام و پذیرش رای و نظر مردم و دخیل کردن آن در امر حکومتداری، جلوی وقوع انقلاب ها و طغیان های بنیان کن را بگیرند!

🔶 به گفته او «انقلاب‌ها برنامه‌ريزي نمي‌شوند؛ بلكه به خاطر رفتار ناصواب حكومت‌ها، اتفاق مي‌افتند. پس بنابراین، به خاطر انقلاب و خشونت، بايد به جاي مردم، حاكمان را مورد سرزنش قرار داد».

🔶 در «جامعه باز» مورد نظر پوپر، کارکرد دموکراسی فقط در برگزاری انتخابات و شیوه نصب حاکمان خلاصه نمی شود، بلکه حکومت ها باید خود را در مقابل مردم و منتقدان نیز، منعطف و پاسخگو بدانند. در غیر این صورت، مردم بايد قادر باشند تا به شيوه‌هاي مسالمت‌آميز مانند انتخابات (و نه به شيوه‌هاي قهرآميز مثل كودتا و انقلاب) به عزل حاكمان مبادرت ورزند.

🔶 توصیه اساسی تر پوپر به همه سياستمداران،ایده ئولوژی ها و نظام های سیاسی این بود که به جای وعده های بزرگ و غیرقابل تحقق، کاری کنید که حداقل قدری از رنج و درد مردم کم شود.

🔶 به گفته او: « در سیاست و طبابت، هرکس وعده زیاد بدهد،  شارلاتان است و آندسته از  ایدئولوژی‌های آرمانگرایی که وعده ایجاد بهشت می‌دهند، عاقبت راه به جهنم می‌برند؛ چراکه که آرمان‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند و دست آخر، جز رنج اضافی، چیزی برای مردم باقی نمی‌ماند»!

🔻متن كامل را در لينك زير بخوانيد

https://b2n.ir/767459
Forwarded from ربات حذف ✂️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاضلی، جامعه شناس: نمی شود به جماعت میلیونی گفت مقاومت کنید، بعد ببینند مقامات جور دیگری زندگی می کنند!

🔹ما تبدیل شده ایم به جامعه ی مسائل حل نشده! این جامعه انبوهی از مسائل حل نشده در ذهنش دارد.

🔹از محیط زیست بگیرید تا تورم چهار دهه ای، تا اسیدپاشی در اصفهان، تا مرگ ها در بازداشتگاه ها، تا به سرانجام نرسیدن پرونده های قضایی، تا ده ها مسئله که در ذهنش باقی مانده...

🔹و وقتی من توییت میزنم که ابراهیم رئیسی کار اخلاقی کرده که با خانواده مهسا امینی تماس گرفته و گفته بررسی می کنیم و نتیجه می گیریم، مخاطب من ناسزا می نویسد که آخر کدام یکی به نتیجه رسیده که این دومی باشد!

🔹یک بحران عظیم شکل گرفته است؛ مسئله بحران اعتماد. سرمایه اجتماعی نداریم و اعتماد وجود ندارد.