Forwarded from ربات حذف ✂️
⚫️ سطح فرهنگ و سواد متعصبین مذهبی!!
⭕️ آیا می دانستید:
◼️ کریم اکبری مبارکه_ بازیگر نقش #ابن_ملجم در سریال امام علی:
پس از پخش سریال، گروهی از مذهبی های متعصب نفهم، به خانه او در دولت آباد شهرری حمله کردند و شیشه های خانه او را شکستند، و او را تهدید به قتل کردند!! به گونه ای که تا مدتی او جرات نمی کرد از خانه خارج شود!!
◼️ محمد فیلی _ بازیگر نقش #شمر در سریال مختار نامه
به خاطر این نقش، مذهبی ها بارها او را در خیابان کتک زده اند!! هیاتی ها خانواده او را تحت فشار گذاشته اند!
بسیاری از همسایه های او تا مدتها علنا به او فحش و ناسزا می دادند!!
◼️ انوش معظمی _ بازیگر #حرمله در سریال مختار نامه:
در خیابان با تمسخر او را حرمله صدا می زده اند! و یا با خشم و نفرت به او نگاه می کرده اند! خانواده و اطرافیانش او را طرد و در مراسمات خانوادگی او را دعوت نمی کرده اند!
⚫️ تعصب به طور کلی پدیده ای خطرناک است،
و #تعصب_مذهبی خطرناک ترین گرایش روانی بشر است.
🔺انسانها با تعصب مذهبی، کور و کر و بی فکر و نادان و افراطی می گردند، در حدی که از بزرگترین جنایات و قتل انسانهای دیگر هم ابایی ندارند.
⭕️ آیا می دانستید:
◼️ کریم اکبری مبارکه_ بازیگر نقش #ابن_ملجم در سریال امام علی:
پس از پخش سریال، گروهی از مذهبی های متعصب نفهم، به خانه او در دولت آباد شهرری حمله کردند و شیشه های خانه او را شکستند، و او را تهدید به قتل کردند!! به گونه ای که تا مدتی او جرات نمی کرد از خانه خارج شود!!
◼️ محمد فیلی _ بازیگر نقش #شمر در سریال مختار نامه
به خاطر این نقش، مذهبی ها بارها او را در خیابان کتک زده اند!! هیاتی ها خانواده او را تحت فشار گذاشته اند!
بسیاری از همسایه های او تا مدتها علنا به او فحش و ناسزا می دادند!!
◼️ انوش معظمی _ بازیگر #حرمله در سریال مختار نامه:
در خیابان با تمسخر او را حرمله صدا می زده اند! و یا با خشم و نفرت به او نگاه می کرده اند! خانواده و اطرافیانش او را طرد و در مراسمات خانوادگی او را دعوت نمی کرده اند!
⚫️ تعصب به طور کلی پدیده ای خطرناک است،
و #تعصب_مذهبی خطرناک ترین گرایش روانی بشر است.
🔺انسانها با تعصب مذهبی، کور و کر و بی فکر و نادان و افراطی می گردند، در حدی که از بزرگترین جنایات و قتل انسانهای دیگر هم ابایی ندارند.
✅دهگانهٔ محرم
1️⃣ خلافت یزید؛ خطای سهمگین معاویه!
معاویه سیاستمداری زیرک بود. او در سایه اقامت و حکمرانی طولانی در شام، حمایت خلفای دوم و سوم، در اختیار داشتن ثروتی فراوان و بهکاربستن شیوههایی غیراخلاقی، توانست بر خلافت اسلامی تسلط یابد و ۲۰ سال خلافت کند (۴۰-۶۰ق) اما در انتصاب پسرش یزید بهعنوان ولیعهد و خلیفهٔ پس از خود، دچار خطایی سهمگین شد. خطایی که خلافت را برای همیشه از دست بازماندگان او خارج کرد.
ابنخلدون معتقد است: درگذشت پیامبر اکرم در سال ۱۱ق پایان عصر «عصبیت دینی» بود (منظور از عصبیت، نوعی پیوند مولّد و پشتیبان قدرت است نه معنی منفی مشهور آن). پیامبر مشروعیت خود را از جایگاه دینی خویش گرفته بود، اما با مرگ ایشان، عصر «عصبیت دینی» (سخن گفتن آسمان با زمین، نزول وحی، معجزات، آمدورفت فرشتگان و…) پایان یافت و عصر «عصبیت قبیلگی» آغاز شد. بر این اساس، بعد از پیامبر کسانی توانستند بر خلافت دست یابند که از «عصبیت قبیلگی» مناسبی برخوردار بودند. او انتخاب خلفای راشدین را در چهارچوب این نظریه تحلیل کرده است.
دربارهٔ ولایتعهدی یزید و خلافت او، باید گفت: این انتصاب علاوه بر اینکه از مشروعیت دینی برخوردار نبود، از پشتوانهٔ «عصبیت قبیلگی» نیز بهدور بود. یکی از ارزشهای قبیلگی، شیخوخیت یعنی داشتن سن مناسب برای زمامداری بود. یزید در هنگام خلافت کمی بیش از ۳۰ سال داشت، جوان بود و بر اساس سنتهای قبیلگی برای تصدی مقام خلافت شایسته نبود. «عصبیت قبیلگی» به این معنی است که مردان قبیله بهدلیل وجود ویژگیهایی برجسته در شخصیت رئیس قبیله، پشت او بمانند و از وی حمایت کنند. یزید ویژگی برجستهای نداشت که قریش یا حتی بنیامیه از او حمایت کنند. مردانی همپایه و بسیار برتر از او در میان قریش و حتی خاندان اموی حضور داشتند که لیاقتشان برای تصدی مقام خلافت بیش از او بود. بر این اساس، شخصیتهای برجستهٔ قریش مانند امام حسنبن علی و حسینبن علی(ع)، عبداللهبن عباس، عبداللهبن عمر، سعدبن ابیوقاص و… با این کار به مخالفت برخاستند. حتی بزرگان بنیامیه نیز با این موضوع مشکل داشتند. زیادبن ابیه (که معاویه او را به خاندان خود مُلحَق کرده و برادر خویشش خوانده بود) و فرزندان حَکَمبن ابیالعاص نیز با این کار موافق نبودند و معاویه را از این کار برحذر داشتند.
جز این، راهی نیز که معاویه برای قبولاندن ولایتعهدی و خلافت یزید به مردم و مخالفانش در پیش گرفت، راهی نادرست بود. او بسیاری را با پول و رشوه خرید، با گروهی از درِ مکر و حیله درآمد، گروهی را تهدید کرد و حتی شماری از مخالفان را قربانی تصمیم نادرست خود کرد؛ شخصیتهایی همچون امام حسنبن علی(ع)، عبدالرحمنبن خالدبن ولید و بهگفتهٔ بعضی، حتی سعدبن ابیوقاص صحابی پیامبر برای فراهم شدن زمینهٔ ولایتعهدی و خلافت یزید، با دسیسهٔ معاویه به قتل رسیدند.
آنچه بر خرابی کار میافزود، شخصیت خاص یزید بود. یزید جوانی سبکسر، شاعرمسلک، میگسار، اهل لهو و لعب و بیتدبیر بود که نهتنها از ارزشها و معیارهای اسلامی فرسنگها بهدور بود، بلکه از نظرِ سیاست و تدبیر نیز بسیار ضعیف بود و هیچ شایستگی نداشت.
بر این اساس، در سال ۶۰ق و با مرگ معاویه، خلیفهای بر سر کار آمد که از «عصبیت دینی» بیبهره بود، از «عصبیت قبیلگی» مناسبی برخوردار نبود و بهدلیل سبکسری و لاقیدی، اهل تدبیر و اداره کردن امور و مشکلات حکومت نیز نبود. اینچنین یزید بهعنوان خلیفه، هم با «بحران مشروعیت دینی» مواجه بود، هم با «بحران مشروعیت قبیلگی» و هم با «بحران کارآمدی».
او اندکی بیش از سه سال حکومت کرد و در این مدت، سه فاجعهٔ بزرگ را رقم زد: در اولین سال حکومت خود، فاجعهٔ کربلا را سبب شد، مدتی بعد (۶۳ق) در جریان حمله و هجوم بیسابقهٔ شامیان به شهر مدینه (واقعهٔ حَرّه) یکی از رسواترین اقدامات خلافت اموی را موجب شد و اندکی بعد، وقتی سپاهیانش در مکه، خانه خدا را در آتش سوزاندند، سهگانهٔ فجایع او تکمیل شد.
وقتی در سال ۶۴ق یزید مرد، نتیجهٔ اقدام سوء معاویه در انتصاب او به خلافت و عملکردِ سبکسرانه و دور از تدبیر وی در عرصهٔ حکومت، ناگهانی بر سر بنیامیه آوار شد. معاویهبن یزید که بر جای پدر نشسته بود، تنها ۴۰ روز حکومت کرد. روز چهلم بر منبر مسجد دمشق رفت و خود را از خلافت خلع کرد و چند روز بعد بهدست رقبای اموی خود به قتل رسید. با این حادثه دولت اموی دچار آشوبی بیسابقه شد که سرانجام آن را جنگی خونین تعیین کرد.
اگرچه عاقبت، مردانی از این قبیله و از تیره حَکَم (مروان و فرزندانش) بر اوضاع مسلط شدند، اما خلافت دیگر هرگز به خاندان معاویه برنگشت. خطای سهمگین معاویه، آمال و آرزوهای او را برای همیشه بر باد داد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
1️⃣ خلافت یزید؛ خطای سهمگین معاویه!
معاویه سیاستمداری زیرک بود. او در سایه اقامت و حکمرانی طولانی در شام، حمایت خلفای دوم و سوم، در اختیار داشتن ثروتی فراوان و بهکاربستن شیوههایی غیراخلاقی، توانست بر خلافت اسلامی تسلط یابد و ۲۰ سال خلافت کند (۴۰-۶۰ق) اما در انتصاب پسرش یزید بهعنوان ولیعهد و خلیفهٔ پس از خود، دچار خطایی سهمگین شد. خطایی که خلافت را برای همیشه از دست بازماندگان او خارج کرد.
ابنخلدون معتقد است: درگذشت پیامبر اکرم در سال ۱۱ق پایان عصر «عصبیت دینی» بود (منظور از عصبیت، نوعی پیوند مولّد و پشتیبان قدرت است نه معنی منفی مشهور آن). پیامبر مشروعیت خود را از جایگاه دینی خویش گرفته بود، اما با مرگ ایشان، عصر «عصبیت دینی» (سخن گفتن آسمان با زمین، نزول وحی، معجزات، آمدورفت فرشتگان و…) پایان یافت و عصر «عصبیت قبیلگی» آغاز شد. بر این اساس، بعد از پیامبر کسانی توانستند بر خلافت دست یابند که از «عصبیت قبیلگی» مناسبی برخوردار بودند. او انتخاب خلفای راشدین را در چهارچوب این نظریه تحلیل کرده است.
دربارهٔ ولایتعهدی یزید و خلافت او، باید گفت: این انتصاب علاوه بر اینکه از مشروعیت دینی برخوردار نبود، از پشتوانهٔ «عصبیت قبیلگی» نیز بهدور بود. یکی از ارزشهای قبیلگی، شیخوخیت یعنی داشتن سن مناسب برای زمامداری بود. یزید در هنگام خلافت کمی بیش از ۳۰ سال داشت، جوان بود و بر اساس سنتهای قبیلگی برای تصدی مقام خلافت شایسته نبود. «عصبیت قبیلگی» به این معنی است که مردان قبیله بهدلیل وجود ویژگیهایی برجسته در شخصیت رئیس قبیله، پشت او بمانند و از وی حمایت کنند. یزید ویژگی برجستهای نداشت که قریش یا حتی بنیامیه از او حمایت کنند. مردانی همپایه و بسیار برتر از او در میان قریش و حتی خاندان اموی حضور داشتند که لیاقتشان برای تصدی مقام خلافت بیش از او بود. بر این اساس، شخصیتهای برجستهٔ قریش مانند امام حسنبن علی و حسینبن علی(ع)، عبداللهبن عباس، عبداللهبن عمر، سعدبن ابیوقاص و… با این کار به مخالفت برخاستند. حتی بزرگان بنیامیه نیز با این موضوع مشکل داشتند. زیادبن ابیه (که معاویه او را به خاندان خود مُلحَق کرده و برادر خویشش خوانده بود) و فرزندان حَکَمبن ابیالعاص نیز با این کار موافق نبودند و معاویه را از این کار برحذر داشتند.
جز این، راهی نیز که معاویه برای قبولاندن ولایتعهدی و خلافت یزید به مردم و مخالفانش در پیش گرفت، راهی نادرست بود. او بسیاری را با پول و رشوه خرید، با گروهی از درِ مکر و حیله درآمد، گروهی را تهدید کرد و حتی شماری از مخالفان را قربانی تصمیم نادرست خود کرد؛ شخصیتهایی همچون امام حسنبن علی(ع)، عبدالرحمنبن خالدبن ولید و بهگفتهٔ بعضی، حتی سعدبن ابیوقاص صحابی پیامبر برای فراهم شدن زمینهٔ ولایتعهدی و خلافت یزید، با دسیسهٔ معاویه به قتل رسیدند.
آنچه بر خرابی کار میافزود، شخصیت خاص یزید بود. یزید جوانی سبکسر، شاعرمسلک، میگسار، اهل لهو و لعب و بیتدبیر بود که نهتنها از ارزشها و معیارهای اسلامی فرسنگها بهدور بود، بلکه از نظرِ سیاست و تدبیر نیز بسیار ضعیف بود و هیچ شایستگی نداشت.
بر این اساس، در سال ۶۰ق و با مرگ معاویه، خلیفهای بر سر کار آمد که از «عصبیت دینی» بیبهره بود، از «عصبیت قبیلگی» مناسبی برخوردار نبود و بهدلیل سبکسری و لاقیدی، اهل تدبیر و اداره کردن امور و مشکلات حکومت نیز نبود. اینچنین یزید بهعنوان خلیفه، هم با «بحران مشروعیت دینی» مواجه بود، هم با «بحران مشروعیت قبیلگی» و هم با «بحران کارآمدی».
او اندکی بیش از سه سال حکومت کرد و در این مدت، سه فاجعهٔ بزرگ را رقم زد: در اولین سال حکومت خود، فاجعهٔ کربلا را سبب شد، مدتی بعد (۶۳ق) در جریان حمله و هجوم بیسابقهٔ شامیان به شهر مدینه (واقعهٔ حَرّه) یکی از رسواترین اقدامات خلافت اموی را موجب شد و اندکی بعد، وقتی سپاهیانش در مکه، خانه خدا را در آتش سوزاندند، سهگانهٔ فجایع او تکمیل شد.
وقتی در سال ۶۴ق یزید مرد، نتیجهٔ اقدام سوء معاویه در انتصاب او به خلافت و عملکردِ سبکسرانه و دور از تدبیر وی در عرصهٔ حکومت، ناگهانی بر سر بنیامیه آوار شد. معاویهبن یزید که بر جای پدر نشسته بود، تنها ۴۰ روز حکومت کرد. روز چهلم بر منبر مسجد دمشق رفت و خود را از خلافت خلع کرد و چند روز بعد بهدست رقبای اموی خود به قتل رسید. با این حادثه دولت اموی دچار آشوبی بیسابقه شد که سرانجام آن را جنگی خونین تعیین کرد.
اگرچه عاقبت، مردانی از این قبیله و از تیره حَکَم (مروان و فرزندانش) بر اوضاع مسلط شدند، اما خلافت دیگر هرگز به خاندان معاویه برنگشت. خطای سهمگین معاویه، آمال و آرزوهای او را برای همیشه بر باد داد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅دهگانهٔ محرم
2️⃣ صدکتاب مهم دربارهٔ امام حسین(ع)
✍️ «کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)» نام کتابی است از آقای محمد اسفندیاری. این کتابِ یکجلدی در سال ۱۳۸۰ توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر و پس از آن نیز با اصلاح و اضافاتی تجدیدچاپ شده است. در این اثر، صد کتاب مهم فارسی و عربی که از سدهٔ دوم هجری تا به امروز دربارهٔ امام حسینبن علی(ع) نوشته شده، بهترتیب تاریخی معرفی گردیده است.
✍️ ملاک اسفندیاری در انتخاب صد کتاب مهم دربارهٔ امام حسین(ع) عبارت است از: قدمت، تأثیرگذاری، مرجعبودن، نُدرتِ موضوع، مخدوشنبودن، اعتبار، ابتکاریبودن و سرانجام تحلیلیبودنِ کتاب. او خود آورده است: «این پژوهش عهدهدار پاسخ به این پرسشهاست: صد کتاب مهم دربارهٔ امام حسین به عربی و فارسی کداماند؟ درونمایه، اشتراکات و امتیازات آنها چیست؟ ترتیب تاریخی آن چگونه است؟».
✍️ نویسنده آورده که او نخست تصور میکرده است بتواند از میان هزاران کتابِ نوشتهشده دربارهٔ امام حسین بن(ع)، ۲۰۰ تا ۳۰۰ اثر خوب و مهم را شناسایی و معرفی کند، ولی هنگام کار دریافته است که متأسفانه یافتن صد اثرِ مهم هم دربارهٔ این موضوع کاری چندان آسان نیست! بر این اساس نتیجه گرفته است که دربارهٔ امام حسین و قیام و شهادت او «کتابهای فراوانی نوشته و منتشر میشود ولی اطلاعات و تحلیلهای آنها تکراری و اندک است».
✍️ «کتابشناسی تاریخی امام حسینبن علی(ع)» دارای دو بخش الحاقی است:
▫️نخست. «کتابشناسیِ کتابشناسیهایِ امام حسین(ع)» که در آن ۴۳ کتابشناسی معرفی شده است. نویسنده در این قسمت، از ضرورت کتابشناسیِ امام حسین و آیینِ تدوین آن و نتایج بهدستآمده سخن گفته و این کتابشناسیها را فهرست و معرفی کرده است.
▫️دوم. «امام حسین در الذّریعه». دربرگیرندهٔ فهرستی از همهٔ کتابهایی است که نویسندگان شیعه در گذر تاریخِ خود، دربارهٔ شخصیت، قیام و شهادت امام حسین(ع) نوشتهاند و مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی در کتاب «الذّریعة الی تَصانیف الشّیعه» آنها را فهرست و معرفی کرده است. شمار این کتب بالغ بر ۹۰۰ اثر است. جا داشت نویسندهٔ محترم، این بخش را که به زبان عربی است به فارسی ترجمه کند، ولی اصرار بر نقل متن عربی، استفاده از آن را برای بسیاری از فارسیزبانان دشوار کرده است. بر این اساس، در «کتابشناسی تاریخی امام حسینبن علی(ع)» بیش از ۱۰۰۰ کتاب دربارهٔ امام حسین(ع) فهرست و معرفی شده است.
✍️ آقای اسفندیاری مقدمهای خوب با نثری زیبا بر کتاب خود نوشته که دربرگیرندهٔ اطلاعات کمّی و کیفیِ جالبی دربارهٔ کتابهایی است که در گذرِ تاریخ اسلام دربارهٔ امام حسین(ع) و قیام و شهادت ایشان نوشته شده است. تنها مطالعهٔ همین مقدمه نیز آگاهیهایی جالبتوجه دربارهٔ این آثار در اختیار خوانندگان قرار میدهد.
✍عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
2️⃣ صدکتاب مهم دربارهٔ امام حسین(ع)
✍️ «کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)» نام کتابی است از آقای محمد اسفندیاری. این کتابِ یکجلدی در سال ۱۳۸۰ توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر و پس از آن نیز با اصلاح و اضافاتی تجدیدچاپ شده است. در این اثر، صد کتاب مهم فارسی و عربی که از سدهٔ دوم هجری تا به امروز دربارهٔ امام حسینبن علی(ع) نوشته شده، بهترتیب تاریخی معرفی گردیده است.
✍️ ملاک اسفندیاری در انتخاب صد کتاب مهم دربارهٔ امام حسین(ع) عبارت است از: قدمت، تأثیرگذاری، مرجعبودن، نُدرتِ موضوع، مخدوشنبودن، اعتبار، ابتکاریبودن و سرانجام تحلیلیبودنِ کتاب. او خود آورده است: «این پژوهش عهدهدار پاسخ به این پرسشهاست: صد کتاب مهم دربارهٔ امام حسین به عربی و فارسی کداماند؟ درونمایه، اشتراکات و امتیازات آنها چیست؟ ترتیب تاریخی آن چگونه است؟».
✍️ نویسنده آورده که او نخست تصور میکرده است بتواند از میان هزاران کتابِ نوشتهشده دربارهٔ امام حسین بن(ع)، ۲۰۰ تا ۳۰۰ اثر خوب و مهم را شناسایی و معرفی کند، ولی هنگام کار دریافته است که متأسفانه یافتن صد اثرِ مهم هم دربارهٔ این موضوع کاری چندان آسان نیست! بر این اساس نتیجه گرفته است که دربارهٔ امام حسین و قیام و شهادت او «کتابهای فراوانی نوشته و منتشر میشود ولی اطلاعات و تحلیلهای آنها تکراری و اندک است».
✍️ «کتابشناسی تاریخی امام حسینبن علی(ع)» دارای دو بخش الحاقی است:
▫️نخست. «کتابشناسیِ کتابشناسیهایِ امام حسین(ع)» که در آن ۴۳ کتابشناسی معرفی شده است. نویسنده در این قسمت، از ضرورت کتابشناسیِ امام حسین و آیینِ تدوین آن و نتایج بهدستآمده سخن گفته و این کتابشناسیها را فهرست و معرفی کرده است.
▫️دوم. «امام حسین در الذّریعه». دربرگیرندهٔ فهرستی از همهٔ کتابهایی است که نویسندگان شیعه در گذر تاریخِ خود، دربارهٔ شخصیت، قیام و شهادت امام حسین(ع) نوشتهاند و مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی در کتاب «الذّریعة الی تَصانیف الشّیعه» آنها را فهرست و معرفی کرده است. شمار این کتب بالغ بر ۹۰۰ اثر است. جا داشت نویسندهٔ محترم، این بخش را که به زبان عربی است به فارسی ترجمه کند، ولی اصرار بر نقل متن عربی، استفاده از آن را برای بسیاری از فارسیزبانان دشوار کرده است. بر این اساس، در «کتابشناسی تاریخی امام حسینبن علی(ع)» بیش از ۱۰۰۰ کتاب دربارهٔ امام حسین(ع) فهرست و معرفی شده است.
✍️ آقای اسفندیاری مقدمهای خوب با نثری زیبا بر کتاب خود نوشته که دربرگیرندهٔ اطلاعات کمّی و کیفیِ جالبی دربارهٔ کتابهایی است که در گذرِ تاریخ اسلام دربارهٔ امام حسین(ع) و قیام و شهادت ایشان نوشته شده است. تنها مطالعهٔ همین مقدمه نیز آگاهیهایی جالبتوجه دربارهٔ این آثار در اختیار خوانندگان قرار میدهد.
✍عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅دهگانهٔ محرم 2️⃣ صدکتاب مهم دربارهٔ امام حسین(ع) ✍️ «کتابشناسی تاریخی امام حسین(ع)» نام کتابی است از آقای محمد اسفندیاری. این کتابِ یکجلدی در سال ۱۳۸۰ توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر و پس از آن نیز با اصلاح و اضافاتی تجدیدچاپ…
✅دهگانهٔ محرم
3️⃣ بازتاب رخداد عاشورا در سیستان
✍️ یکی از موضوعات جالب برای مطالعهٔ تاریخ قیام و شهادت حسین بن علی(ع)، بررسی اثرات این رخداد بر مردمان شهرها و نواحی گوناگون دنیای اسلام در همان روزگار است. دربارهٔ شهرهایی مانند کوفه، بصره، دمشق و مدینه گزارشهایی در دست است. میدانیم که کوفه با نوعی بهت و شرمساری با این اتفاق روبهرو شد. دمشقیها تحت تأثیر تبلیغات دستگاه اموی شادمانیها کردند و جشنها گرفتند. مردم مدینه با شگفتی و بغض با این رخداد مواجه شدند و…
✍️ از لابهلای گزارشهای تاریخی برمیآید که عکسالعملهای مردم نسبت به رخداد عاشورا به این چند شهر سرشناس محدود نبوده است. بر این اساس، مواجهۀ مردم شهرها و نواحی گوناگون دنیای اسلام در برابر خبر قیام و شهادت امام حسین(ع) و تحلیل آنها میتواند موضوع مطالعهای مستقل باشد که به شناخت ماهیت این رخداد در چشم مردمان آن روزگار کمک برساند.
✍️ یکی از جالبترین گزارشهایی که دربارهٔ این موضوع در دست است، خبری است که نویسندهٔ ناشناسِ کتاب تاریخ سیستان (در حدوده سدهٔ ۵ هجری قمری) دربارهٔ بازتاب این واقعه در میان مردم آن ناحیه آورده است. بر اساس این گزارش، مردم سیستان با شنیدن این خبر، زبان به بدگوییِ یزید گشودند؛ کار بالا گرفت و تا رخ دادن شورشهایی در این منطقه ادامه یافت. بخوانید:
«پس چون این خبر بسیستان آمد، مردمان سیستان گفتند: نه نیکوطریقتی برگرفت یزید که با فرزندان رسول علیهالسلام چنین کرد. پارهای شورش اندر گرفتند. عبّاد [(بن زیاد برادر عبیدالله بن زیاد و فرماندار دولت اموی آنجا)] سیستان هم بمردمان سیستان سپرد و بیست بار هزارهزار درم اندر بیتالمال جمع شده بود؛ از غنایم کابل و دیگر مالها. برگرفت و ببصره باز شد.» (ص ۱۲۷)
✍️ گزارش بهصراحت میگوید که مردم به این کار یزید اعتراض کردند و دامنهٔ اعتراض چنان بالا گرفت که فرماندار شهر که برادر عبیدالله بن زیاد بود، چارهای بجز رهاکردن سیستان و رفتن به بصره نیافت.
✍️ بهنظر میرسد اهمیت این خبر بیش از هر چیز در عدم شهرت اهالی سیستان به تشیع در آن روزگاران است. اینکه مردمی غیرشیعه، از شنیدن خبر شهادت امام حسین بن علی برآشفته گردند و ناآرامیها به اندازهای برسد که فرماندار دولت اموی ناچار به ترک محل خدمت خود گردد، نشان میدهد قیام و شهادت آن حضرت در ذهن مردم آن روزگار، رخدادی بس مهم و تکاندهنده بوده است.
| عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد |
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
3️⃣ بازتاب رخداد عاشورا در سیستان
✍️ یکی از موضوعات جالب برای مطالعهٔ تاریخ قیام و شهادت حسین بن علی(ع)، بررسی اثرات این رخداد بر مردمان شهرها و نواحی گوناگون دنیای اسلام در همان روزگار است. دربارهٔ شهرهایی مانند کوفه، بصره، دمشق و مدینه گزارشهایی در دست است. میدانیم که کوفه با نوعی بهت و شرمساری با این اتفاق روبهرو شد. دمشقیها تحت تأثیر تبلیغات دستگاه اموی شادمانیها کردند و جشنها گرفتند. مردم مدینه با شگفتی و بغض با این رخداد مواجه شدند و…
✍️ از لابهلای گزارشهای تاریخی برمیآید که عکسالعملهای مردم نسبت به رخداد عاشورا به این چند شهر سرشناس محدود نبوده است. بر این اساس، مواجهۀ مردم شهرها و نواحی گوناگون دنیای اسلام در برابر خبر قیام و شهادت امام حسین(ع) و تحلیل آنها میتواند موضوع مطالعهای مستقل باشد که به شناخت ماهیت این رخداد در چشم مردمان آن روزگار کمک برساند.
✍️ یکی از جالبترین گزارشهایی که دربارهٔ این موضوع در دست است، خبری است که نویسندهٔ ناشناسِ کتاب تاریخ سیستان (در حدوده سدهٔ ۵ هجری قمری) دربارهٔ بازتاب این واقعه در میان مردم آن ناحیه آورده است. بر اساس این گزارش، مردم سیستان با شنیدن این خبر، زبان به بدگوییِ یزید گشودند؛ کار بالا گرفت و تا رخ دادن شورشهایی در این منطقه ادامه یافت. بخوانید:
«پس چون این خبر بسیستان آمد، مردمان سیستان گفتند: نه نیکوطریقتی برگرفت یزید که با فرزندان رسول علیهالسلام چنین کرد. پارهای شورش اندر گرفتند. عبّاد [(بن زیاد برادر عبیدالله بن زیاد و فرماندار دولت اموی آنجا)] سیستان هم بمردمان سیستان سپرد و بیست بار هزارهزار درم اندر بیتالمال جمع شده بود؛ از غنایم کابل و دیگر مالها. برگرفت و ببصره باز شد.» (ص ۱۲۷)
✍️ گزارش بهصراحت میگوید که مردم به این کار یزید اعتراض کردند و دامنهٔ اعتراض چنان بالا گرفت که فرماندار شهر که برادر عبیدالله بن زیاد بود، چارهای بجز رهاکردن سیستان و رفتن به بصره نیافت.
✍️ بهنظر میرسد اهمیت این خبر بیش از هر چیز در عدم شهرت اهالی سیستان به تشیع در آن روزگاران است. اینکه مردمی غیرشیعه، از شنیدن خبر شهادت امام حسین بن علی برآشفته گردند و ناآرامیها به اندازهای برسد که فرماندار دولت اموی ناچار به ترک محل خدمت خود گردد، نشان میدهد قیام و شهادت آن حضرت در ذهن مردم آن روزگار، رخدادی بس مهم و تکاندهنده بوده است.
| عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد |
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅دهگانهٔ محرم 3️⃣ بازتاب رخداد عاشورا در سیستان ✍️ یکی از موضوعات جالب برای مطالعهٔ تاریخ قیام و شهادت حسین بن علی(ع)، بررسی اثرات این رخداد بر مردمان شهرها و نواحی گوناگون دنیای اسلام در همان روزگار است. دربارهٔ شهرهایی مانند کوفه، بصره، دمشق و مدینه گزارشهایی…
✅دهگانهٔ محرم
4️⃣ فلسفهٔ قیام عاشورا
در نیمهٔ سدهٔ گذشتهٔ شمسی در ایران ما تلاشهایی بسیار برای فهم چراییِ رخداد عاشورا صورت گرفت و شماری از اهل اندیشه و علم به طرح نظریات خود پرداختند. در این نوشته پنج نظریه مشهور را بهاجمال معرفی کردهایم:
۱. نظریه «شهید آگاه». در این نظریه فلسفهٔ قیام امام حسین(ع) بخشودهشدنِ گناهان امت دانسته شده است. صاحبان این نظریه معتقدند امام بنا به خواست الهی و آگاهانه و عامدانه به کربلا رفت تا شهید شود و خداوند گناهان عزاداران او را ببخشاید. مانند آنچه در مسیحیت دربارهٔ مسیح(ع) گفته شده که خداوند خون او را فِدیه گناهان مردم قرار داد. این نظر گویا نخستین بار در دورهٔ تیموری در کتاب «روضةالشهداء» ملاحسین کاشفی مطرح شد و پس از آن آثاری دیگر نیز هماهنگ با آن نوشته و ترویج شد.
۲. نظریه «امر به معروف و نهی از منکر». مرحوم محمدتقی شریعتی با نقد نظریه «شهید آگاه»، امر به معروف و نهی از منکر را فلسفهٔ قیام امام معرفی کرد و بزرگترین منکر را در آن دورانْ انحراف ایجادشده در عرصه حکومت دانست. این نظر در سال ۱۳۴۱ در سخنرانی در تالار رازی دانشکده پزشکی دانشگاه فردوسی مطرح شد. متن این سخنرانی با اضافاتی در کتابی با عنوان «چرا حسین(ع) قیام کرد؟» منتشر شد. استاد مرتضی مطهری نیز در چند سخنرانی و نوشته که بیشتر در دههٔ ۱۳۵۰ شمسی نوشت یا ایراد کرد و بعدها در کتابی سهجلدی به نام «حماسه حسینی» تدوین و منتشر شد، بویژه در سخنرانی «عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی» دیدگاه خود را در این خصوص بهروشنی و تفصیل شرح داد. ایشان ضمن تأکید بر جایگاه مهم اصل «امر به معروف و نهی از منکر در تعالیم اسلامی»، قیام امام را منطبق با این اصل تحلیل کرده است. اساس سخن استاد محمدتقی شریعتی و استاد مرتضی مطهری یکی است، اما دامنهٔ مباحث، ارائه شواهد تاریخی، استدلالها و… در کار مطهری بسیار مفصلتر است.
۳. نظریه «حکومت اسلامی». مرحوم آیتالله صالحی نجفآبادی در کتابی با عنوان «شهید جاوید» که در سال ۱۳۴۹ شمسی منتشر شد، فلسفهٔ قیام امام را سرنگونکردنِ یزید و تشکیل حکومت اسلامی دانست. ایشان با نقد بسیاری از روایتهای تاریخی مشهور، در این باب نظریهای خاص ترتیب داد که با موافقتها و مخالفتهایی جدی و گسترده روبهرو شد. آیتالله صافی گلپایگانی کتاب «شهید آگاه» را در ردّ این کتاب نوشت و منتشر کرد.
۴. نظریه «شهادت». دکتر علی شریعتی در سالهای ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ شمسی با ایراد چند سخنرانی و نگارش چند کتاب و مقاله به ارائه نظریه خود دربارهٔ فلسفهٔ قیام امام حسین(ع) پرداخت. دکتر شریعتی معتقد بود امام حسین(ع) قیام کرد و آگاهانه و عامدانه شهادت را برگزید، اما نه برای اینکه بعدها دیگران بر او بگریند و گناهانشان آمرزیده شود، بلکه به این دلیل که با شهادت خود، دولت اموی و شخص یزید را رسوا و مشروعیت او را سلب کند. او شهادت را برگزید چون نه امکان پیروزی بر یزید برای او فراهم بود و نه میتوانست در برابر او ساکت بنشیند.
۵. نظریه «تقابل شام و عراق». بهعنوان آخرین نظریه باید به نظر مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی اشاره کرد. دکتر شهیدی در اوایل دههٔ ۱۳۶۰ شمسی در کتابی با عنوان «پس از پنجاه سال» به تحلیل قیام امام حسین(ع) پرداخت و منازعات سیاسی دیرینه میان اعراب عراق و شام را محرکی قوی برای دعوت کوفیان از امام برای راه انداختنِ حرکتی علیه یزید و انتقال دوبارهٔ مرکز حکومت از شام به عراق دانست.
📌 چند نکته:
نخست. این نظرات کاملاً ضدونقیضِ یکدیگر نیستند و در میان آنها عناصر مشترک نیز کم نیست.
دوم. در تمامی نظراتی که در دهههای ۴۰، ۵۰ و ۶۰ شمسی مطرح شد، نظریه سنتیِ «شهید آگاه» یعنی اعتقاد به کشتهشدنِ امام برای بخشودهشدنِ گریهکنندگان بر او، بهتصریح یا اشاره نقد و رد شده است. این کار در آستانهٔ انقلاب اسلامی و فضای قبل و بعد از آن کاملاً قابلدرک است.
سوم. بر سر بعضی از این دیدگاهها بهخصوص نظریه «حکومت اسلامی» منازعات کلامی و قلمی تندی درگرفت و برخی نویسندگان و گویندگان از ادبیات تند و غیرقابل قبولی بهره بردند.
ختم کلام اینکه فیلسوف معاصر تاریخ، مایکل استنفورد، معتقد است: «تاریخ عبارت است از یک گفتگوی بیپایان»؛ گفتگویی همیشگی میان مورخان و شواهد و دادههای تاریخی. بر این اساس باید همچنان منتظر ارائهٔ نظریاتی تازه دربارهٔ فلسفهٔ قیام عاشورا بود، اما شگفت اینکه از زمان طرح آخرین نظریه در خصوص فلسفهٔ قیام عاشورا تاکنون بیش از چهل سال گذشته است.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
4️⃣ فلسفهٔ قیام عاشورا
در نیمهٔ سدهٔ گذشتهٔ شمسی در ایران ما تلاشهایی بسیار برای فهم چراییِ رخداد عاشورا صورت گرفت و شماری از اهل اندیشه و علم به طرح نظریات خود پرداختند. در این نوشته پنج نظریه مشهور را بهاجمال معرفی کردهایم:
۱. نظریه «شهید آگاه». در این نظریه فلسفهٔ قیام امام حسین(ع) بخشودهشدنِ گناهان امت دانسته شده است. صاحبان این نظریه معتقدند امام بنا به خواست الهی و آگاهانه و عامدانه به کربلا رفت تا شهید شود و خداوند گناهان عزاداران او را ببخشاید. مانند آنچه در مسیحیت دربارهٔ مسیح(ع) گفته شده که خداوند خون او را فِدیه گناهان مردم قرار داد. این نظر گویا نخستین بار در دورهٔ تیموری در کتاب «روضةالشهداء» ملاحسین کاشفی مطرح شد و پس از آن آثاری دیگر نیز هماهنگ با آن نوشته و ترویج شد.
۲. نظریه «امر به معروف و نهی از منکر». مرحوم محمدتقی شریعتی با نقد نظریه «شهید آگاه»، امر به معروف و نهی از منکر را فلسفهٔ قیام امام معرفی کرد و بزرگترین منکر را در آن دورانْ انحراف ایجادشده در عرصه حکومت دانست. این نظر در سال ۱۳۴۱ در سخنرانی در تالار رازی دانشکده پزشکی دانشگاه فردوسی مطرح شد. متن این سخنرانی با اضافاتی در کتابی با عنوان «چرا حسین(ع) قیام کرد؟» منتشر شد. استاد مرتضی مطهری نیز در چند سخنرانی و نوشته که بیشتر در دههٔ ۱۳۵۰ شمسی نوشت یا ایراد کرد و بعدها در کتابی سهجلدی به نام «حماسه حسینی» تدوین و منتشر شد، بویژه در سخنرانی «عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی» دیدگاه خود را در این خصوص بهروشنی و تفصیل شرح داد. ایشان ضمن تأکید بر جایگاه مهم اصل «امر به معروف و نهی از منکر در تعالیم اسلامی»، قیام امام را منطبق با این اصل تحلیل کرده است. اساس سخن استاد محمدتقی شریعتی و استاد مرتضی مطهری یکی است، اما دامنهٔ مباحث، ارائه شواهد تاریخی، استدلالها و… در کار مطهری بسیار مفصلتر است.
۳. نظریه «حکومت اسلامی». مرحوم آیتالله صالحی نجفآبادی در کتابی با عنوان «شهید جاوید» که در سال ۱۳۴۹ شمسی منتشر شد، فلسفهٔ قیام امام را سرنگونکردنِ یزید و تشکیل حکومت اسلامی دانست. ایشان با نقد بسیاری از روایتهای تاریخی مشهور، در این باب نظریهای خاص ترتیب داد که با موافقتها و مخالفتهایی جدی و گسترده روبهرو شد. آیتالله صافی گلپایگانی کتاب «شهید آگاه» را در ردّ این کتاب نوشت و منتشر کرد.
۴. نظریه «شهادت». دکتر علی شریعتی در سالهای ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ شمسی با ایراد چند سخنرانی و نگارش چند کتاب و مقاله به ارائه نظریه خود دربارهٔ فلسفهٔ قیام امام حسین(ع) پرداخت. دکتر شریعتی معتقد بود امام حسین(ع) قیام کرد و آگاهانه و عامدانه شهادت را برگزید، اما نه برای اینکه بعدها دیگران بر او بگریند و گناهانشان آمرزیده شود، بلکه به این دلیل که با شهادت خود، دولت اموی و شخص یزید را رسوا و مشروعیت او را سلب کند. او شهادت را برگزید چون نه امکان پیروزی بر یزید برای او فراهم بود و نه میتوانست در برابر او ساکت بنشیند.
۵. نظریه «تقابل شام و عراق». بهعنوان آخرین نظریه باید به نظر مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی اشاره کرد. دکتر شهیدی در اوایل دههٔ ۱۳۶۰ شمسی در کتابی با عنوان «پس از پنجاه سال» به تحلیل قیام امام حسین(ع) پرداخت و منازعات سیاسی دیرینه میان اعراب عراق و شام را محرکی قوی برای دعوت کوفیان از امام برای راه انداختنِ حرکتی علیه یزید و انتقال دوبارهٔ مرکز حکومت از شام به عراق دانست.
📌 چند نکته:
نخست. این نظرات کاملاً ضدونقیضِ یکدیگر نیستند و در میان آنها عناصر مشترک نیز کم نیست.
دوم. در تمامی نظراتی که در دهههای ۴۰، ۵۰ و ۶۰ شمسی مطرح شد، نظریه سنتیِ «شهید آگاه» یعنی اعتقاد به کشتهشدنِ امام برای بخشودهشدنِ گریهکنندگان بر او، بهتصریح یا اشاره نقد و رد شده است. این کار در آستانهٔ انقلاب اسلامی و فضای قبل و بعد از آن کاملاً قابلدرک است.
سوم. بر سر بعضی از این دیدگاهها بهخصوص نظریه «حکومت اسلامی» منازعات کلامی و قلمی تندی درگرفت و برخی نویسندگان و گویندگان از ادبیات تند و غیرقابل قبولی بهره بردند.
ختم کلام اینکه فیلسوف معاصر تاریخ، مایکل استنفورد، معتقد است: «تاریخ عبارت است از یک گفتگوی بیپایان»؛ گفتگویی همیشگی میان مورخان و شواهد و دادههای تاریخی. بر این اساس باید همچنان منتظر ارائهٔ نظریاتی تازه دربارهٔ فلسفهٔ قیام عاشورا بود، اما شگفت اینکه از زمان طرح آخرین نظریه در خصوص فلسفهٔ قیام عاشورا تاکنون بیش از چهل سال گذشته است.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان قابل تأمل و جنجالی مرحوم آیت الله احمد قابل از حادثه عاشورا. :
«.. به شما دروغ می گویند !!
امام حسين دنبال امنیت خود و اطرافیانش و امر به معروف و نهی از منکر بود، نه اینکه بر علیه حکومت اسلامی یزید قيام کرد....»
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
«.. به شما دروغ می گویند !!
امام حسين دنبال امنیت خود و اطرافیانش و امر به معروف و نهی از منکر بود، نه اینکه بر علیه حکومت اسلامی یزید قيام کرد....»
#تاریخ_معاصرایران
@tarbd
✅نوحه سرایی ناصرالدین شاه
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا...
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا..
تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده...
تا بگیرم در بغل قبر شهید سرجدا ...
📝شعر و نوحه معروفی از ناصرالدین شاه در وصف واقعه عاشورا...
@tarbd
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا...
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا..
تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده...
تا بگیرم در بغل قبر شهید سرجدا ...
📝شعر و نوحه معروفی از ناصرالدین شاه در وصف واقعه عاشورا...
@tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅دهگانهٔ محرم 4️⃣ فلسفهٔ قیام عاشورا در نیمهٔ سدهٔ گذشتهٔ شمسی در ایران ما تلاشهایی بسیار برای فهم چراییِ رخداد عاشورا صورت گرفت و شماری از اهل اندیشه و علم به طرح نظریات خود پرداختند. در این نوشته پنج نظریه مشهور را بهاجمال معرفی کردهایم: ۱. نظریه…
✅دهگانهٔ محرم
5️⃣ «پس از پنجاه سال»؛ کتابی متفاوت دربارهٔ رخداد عاشورا
📘 کتاب «پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیهالسلام» اثر تاریخنگار برجستهٔ معاصر مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی را میتوان کتابی متفاوت در تحلیل واقعهٔ عاشورا بهشمار آورد.
دکتر شهیدی در این کتاب، که نخستین بار چهل سال پیش منتشر شد، گزارشی مجمل، مستند و زیبا از این رخداد به دست داده است. اما ویژگی اصلی کتاب این است که او در تحلیل این رخداد به نکتهای پرداخته که – تا آنجا که اینجانب جستجو کردهام - دیگران به آن توجهی نکردهاند.
دکتر شهیدی منازعات سیاسی، نظامی و فرهنگی عراق و شام (بهعنوان دستنشاندگان امپراتوری ساسانی و امپراتوری روم شرقی در دورهٔ پیش از اسلام) را باز گفته و آورده است که در دورهٔ اسلامی، نخست عراقیان در جایگاهی برتر نشستند و آن هنگامی بود که امام علی(ع) در سال ۳۶ هجری پایتخت را از مدینه به کوفه، شهری مهم در عراق که وارث دولت کهن حیره در مرزهای ایران بود، برد. ولی پنج سال بعد، پس از رخدادها و جنگهایی که میان امام و معاویه رخ داد و پیمان صلحی که بین امام حسن(ع) و معاویه بسته شد، عراقیان شکست خوردند و معاویه پایتخت را به شام منتقل کرد که پیش از این جزو قلمرو امپراتوری روم شرقی بود.
در این هنگام - و پس از برخوردهای سخت و سخیف کارگزاران اموی با عراقیان، بخصوص کوفیان - بود که آنان پی بردند جایگاهی بس مهم را که بهدست آورده بودند، از کف دادهاند. بنابراین اندکاندک به فکر افتادند تا با فراخواندن رهبرانی مانند امام حسن(ع) و دست زدن به حرکاتی علیه معاویه، جایگاه پیشین را دوباره به دست آورند، ولی امام حسن دعوت آنان را نپذیرفت و این کار میسر نشد. سرانجام کوفیان در سال ۶۰ هجری، با رسیدن اخبار مرگ معاویه، بیعت نکردن امام حسین(ع) با یزید و رفتن ایشان از مدینه به مکه، شرایط را برای رسیدن به هدف خود فراهم دیدند. این بود که با فرستادن نامهها و پیکهای بسیار به مکه، امام حسین(ع) را به کوفه فراخواندند و…
اینچنین دکتر شهیدی سخنی تازه دربارهٔ انگیزههای عراقیان و بهویژه کوفیان در رخداد عاشورا به میان آورده است. سخنی که اگرچه میتوان آن را مورد نقد و بررسی قرار داد، ولی نمیتوان نادیدهاش گرفت.
✍ عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
5️⃣ «پس از پنجاه سال»؛ کتابی متفاوت دربارهٔ رخداد عاشورا
📘 کتاب «پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیهالسلام» اثر تاریخنگار برجستهٔ معاصر مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی را میتوان کتابی متفاوت در تحلیل واقعهٔ عاشورا بهشمار آورد.
دکتر شهیدی در این کتاب، که نخستین بار چهل سال پیش منتشر شد، گزارشی مجمل، مستند و زیبا از این رخداد به دست داده است. اما ویژگی اصلی کتاب این است که او در تحلیل این رخداد به نکتهای پرداخته که – تا آنجا که اینجانب جستجو کردهام - دیگران به آن توجهی نکردهاند.
دکتر شهیدی منازعات سیاسی، نظامی و فرهنگی عراق و شام (بهعنوان دستنشاندگان امپراتوری ساسانی و امپراتوری روم شرقی در دورهٔ پیش از اسلام) را باز گفته و آورده است که در دورهٔ اسلامی، نخست عراقیان در جایگاهی برتر نشستند و آن هنگامی بود که امام علی(ع) در سال ۳۶ هجری پایتخت را از مدینه به کوفه، شهری مهم در عراق که وارث دولت کهن حیره در مرزهای ایران بود، برد. ولی پنج سال بعد، پس از رخدادها و جنگهایی که میان امام و معاویه رخ داد و پیمان صلحی که بین امام حسن(ع) و معاویه بسته شد، عراقیان شکست خوردند و معاویه پایتخت را به شام منتقل کرد که پیش از این جزو قلمرو امپراتوری روم شرقی بود.
در این هنگام - و پس از برخوردهای سخت و سخیف کارگزاران اموی با عراقیان، بخصوص کوفیان - بود که آنان پی بردند جایگاهی بس مهم را که بهدست آورده بودند، از کف دادهاند. بنابراین اندکاندک به فکر افتادند تا با فراخواندن رهبرانی مانند امام حسن(ع) و دست زدن به حرکاتی علیه معاویه، جایگاه پیشین را دوباره به دست آورند، ولی امام حسن دعوت آنان را نپذیرفت و این کار میسر نشد. سرانجام کوفیان در سال ۶۰ هجری، با رسیدن اخبار مرگ معاویه، بیعت نکردن امام حسین(ع) با یزید و رفتن ایشان از مدینه به مکه، شرایط را برای رسیدن به هدف خود فراهم دیدند. این بود که با فرستادن نامهها و پیکهای بسیار به مکه، امام حسین(ع) را به کوفه فراخواندند و…
اینچنین دکتر شهیدی سخنی تازه دربارهٔ انگیزههای عراقیان و بهویژه کوفیان در رخداد عاشورا به میان آورده است. سخنی که اگرچه میتوان آن را مورد نقد و بررسی قرار داد، ولی نمیتوان نادیدهاش گرفت.
✍ عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅دهگانهٔ محرم 5️⃣ «پس از پنجاه سال»؛ کتابی متفاوت دربارهٔ رخداد عاشورا 📘 کتاب «پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیهالسلام» اثر تاریخنگار برجستهٔ معاصر مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی را میتوان کتابی متفاوت در تحلیل واقعهٔ عاشورا بهشمار آورد.…
✅دهگانهٔ محرم
6️⃣ دربارهٔ «مختارنامه»
📌تلویزیون امسال هم - نمیدانم برای چندمین بار- سریال مختارنامه را پخش میکند. دربارهٔ این سریال، به چند نکته اشاره میکنم:
۱. مختار بن ابی عبیده در تاریخ ما حامیان چندانی نداشته است. افزون بر امویان و اشراف کوفه، خاندان زبیر نیز با او دشمن بودند. بر اینها باید شیعیان را افزود که بهدلیل اینکه مختار منشأ انشعابی جدید در سلسلهٔ امامان بود و سخنانی غلوآمیز نیز به او نسبت داده شده، با وی چندان بر سر مِهر نبودهاند. بنابراین ساخت فیلمی در دفاع از مختار، خود کاری متفاوت است.
۲. سریال مختارنامه هرچه باشد، در مقایسه با آثاری مانند امام علی، تنهاترین سردار، ولایت عشق و… پختهتر و پذیرفتنیتر است. البته بخشی از این نقطهقوت، ناشی از ضعفهای بسیار سریالهای دیگر است. در مختارنامه اغلاط تاریخیِ فاحش کمتر دیده میشود و بینندهِ آگاه از تاریخ را گریزان نمیکند. تلفظ اعلام تاریخی نیز اغلب درست و دقیق است. هرچند دربارهٔ معماری و لباس مردم آن روزگار، سخن بسیار است.
۳. یک ضعف مهم سریال، طولانی بودن آن است. واقعیت این است که این حوادث و گزارشهای موجودِ مربوط به آنها، کشش ساخت سریالی به این بلندی را ندارد. این است که کارگردان، کموبیش به حوادث آب بسته؛ نمونهاش قسمت ۳۰ سریال که تمامیِ یک ساعت زمان آن، به نمایش جزئیات یک جنگ اختصاص دارد. در حالی که در سینما با این زمان میتوان یک فیلم کامل ساخت. روشن است که بهدلیل اندک بودن اطلاعات تاریخی، نویسنده و کارگردان راهی بجز توسل به تخیل نداشتهاند و طبیعی است که بینندهٔ مطلع از تاریخ، چنین گزارشهایی را واقعی نداند.
۴. یک مشکل مهم مختارنامه، محذوریتهای سازندگان این فیلم است که بهدلیل موضِع کاملاً مثبت خود نسبت به شخصیت مختار و نیز محمد بن حنفیه، گاه نتوانستهاند واقعیتهای تاریخی را بازتاب دهند. به هر حال آنان نخواسته یا نتوانستهاند بیان کنند که این دو شخصیت با طرح ادعای امامت و مهدویت محمد و تبلیغ و ترویج آن، بنیانگذار انشعابی مهم در سدهٔ اول هجری در میان شیعیان شدند و فرقهای به نام کیسانیه (منسوب به کیسان رئیس شرطهٔ مختار که کارگردان نامش را نمیدانم چرا به کیان برگردانیده؟) تشکیل دادند که رگههایی از غالیگری نیز در میان آنان بروز کرد. سریال دربارهٔ برخی گزارشهای تاریخی در خصوص شخصیت مختار و رفتار او، از جمله نحوهٔ مجازات قاتلان سیدالشهدا نیز سکوت کرده یا شکلی دلبخواهی از آنها نشان داده است.
۵. اغراق دربارهٔ شخصیتهای مثبت و منفی فیلم، بخصوص در صحنههای درگیری و جنگ، اگرچه شیوهای شناختهشده برای جذب مخاطبِ بیشتر است، اما در کل به فیلم آسیب رسانیده است. مثلاً یکی دو قسمت از فیلم به جنگوگریز مأموران مختار با حرملة بن کاهل (قاتل علیاصغر) و مهارتهای نظامیِ مبالغهآمیز او اختصاص دارد. جالب اینکه این اعجوبهٔ نظامی! در صحنه مواجهه با مختار، ناگهان تمامی نبوغش میخشکد و مانند صاعقهزدهها میایستد تا خنجر مختار او را از پا درآورد! صحنههای جنگ ابراهیم بن مالک اشتر با سپاه عبیدالله بن زیاد نیز پر از چنین صحنههایی است که اوج آن را در صحنههای جنگ سائب بن مالک میتوان تماشا کرد. در این قستها، مختارنامه دستِ فیلمهای هالیوودی را از پشت بسته است.
۶. در کل، به نظر من اگر مختارنامه، در قالب سریالی حدوداً ۲۰قسمتی ساخته میشد، و سازندگان آن در موضوعات مهم و کلیدی، وفاداری بیشتری به تاریخ نشان میدادند و نیز از اغراقهایی چنین واضح دربارهٔ دوست و دشمن خودداری میکردند، مقبولتر و دیدنیتر بود. با وجود این، من - بهعنوان یک معلم تاریخ - از اینکه فیلمی به دوره و یا شخصیتی تاریخی بپردازد و اطلاعاتی را، حتی آمیخته با تخیل، در اختیار بینندگان خود قرار دهد، استقبال میکنم.
۷. پایان سخن اینکه علاقهمندان تاریخ باید به این نکته مهم توجه کنند که در اغلب موارد، فیلمهای تاریخی با گزارشهای موجود در مآخذ و منابع انطباق کامل ندارند و اصولاً ساخت فیلمهایی کاملاً منطبق با رخدادها و گزارشهای تاریخی ناممکن است. به همین دلیل اطلاعات و تصاویر ارائهشده در این فیلمها به کار آشنایی اجمالی با تاریخ و شخصیتهای آن میآید، اما نمیتواند جایگزین اسناد و آثار تاریخی شود.
یادمان باشد که هیچگاه نمیتوانیم برای اثبات گزارههای تاریخی، به فیلمها و سریالها ارجاع دهیم چون یکی از عوامل تحریف تاریخ، آثار هنری مانند رمانها و فیلمهای تاریخی هستند.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
6️⃣ دربارهٔ «مختارنامه»
📌تلویزیون امسال هم - نمیدانم برای چندمین بار- سریال مختارنامه را پخش میکند. دربارهٔ این سریال، به چند نکته اشاره میکنم:
۱. مختار بن ابی عبیده در تاریخ ما حامیان چندانی نداشته است. افزون بر امویان و اشراف کوفه، خاندان زبیر نیز با او دشمن بودند. بر اینها باید شیعیان را افزود که بهدلیل اینکه مختار منشأ انشعابی جدید در سلسلهٔ امامان بود و سخنانی غلوآمیز نیز به او نسبت داده شده، با وی چندان بر سر مِهر نبودهاند. بنابراین ساخت فیلمی در دفاع از مختار، خود کاری متفاوت است.
۲. سریال مختارنامه هرچه باشد، در مقایسه با آثاری مانند امام علی، تنهاترین سردار، ولایت عشق و… پختهتر و پذیرفتنیتر است. البته بخشی از این نقطهقوت، ناشی از ضعفهای بسیار سریالهای دیگر است. در مختارنامه اغلاط تاریخیِ فاحش کمتر دیده میشود و بینندهِ آگاه از تاریخ را گریزان نمیکند. تلفظ اعلام تاریخی نیز اغلب درست و دقیق است. هرچند دربارهٔ معماری و لباس مردم آن روزگار، سخن بسیار است.
۳. یک ضعف مهم سریال، طولانی بودن آن است. واقعیت این است که این حوادث و گزارشهای موجودِ مربوط به آنها، کشش ساخت سریالی به این بلندی را ندارد. این است که کارگردان، کموبیش به حوادث آب بسته؛ نمونهاش قسمت ۳۰ سریال که تمامیِ یک ساعت زمان آن، به نمایش جزئیات یک جنگ اختصاص دارد. در حالی که در سینما با این زمان میتوان یک فیلم کامل ساخت. روشن است که بهدلیل اندک بودن اطلاعات تاریخی، نویسنده و کارگردان راهی بجز توسل به تخیل نداشتهاند و طبیعی است که بینندهٔ مطلع از تاریخ، چنین گزارشهایی را واقعی نداند.
۴. یک مشکل مهم مختارنامه، محذوریتهای سازندگان این فیلم است که بهدلیل موضِع کاملاً مثبت خود نسبت به شخصیت مختار و نیز محمد بن حنفیه، گاه نتوانستهاند واقعیتهای تاریخی را بازتاب دهند. به هر حال آنان نخواسته یا نتوانستهاند بیان کنند که این دو شخصیت با طرح ادعای امامت و مهدویت محمد و تبلیغ و ترویج آن، بنیانگذار انشعابی مهم در سدهٔ اول هجری در میان شیعیان شدند و فرقهای به نام کیسانیه (منسوب به کیسان رئیس شرطهٔ مختار که کارگردان نامش را نمیدانم چرا به کیان برگردانیده؟) تشکیل دادند که رگههایی از غالیگری نیز در میان آنان بروز کرد. سریال دربارهٔ برخی گزارشهای تاریخی در خصوص شخصیت مختار و رفتار او، از جمله نحوهٔ مجازات قاتلان سیدالشهدا نیز سکوت کرده یا شکلی دلبخواهی از آنها نشان داده است.
۵. اغراق دربارهٔ شخصیتهای مثبت و منفی فیلم، بخصوص در صحنههای درگیری و جنگ، اگرچه شیوهای شناختهشده برای جذب مخاطبِ بیشتر است، اما در کل به فیلم آسیب رسانیده است. مثلاً یکی دو قسمت از فیلم به جنگوگریز مأموران مختار با حرملة بن کاهل (قاتل علیاصغر) و مهارتهای نظامیِ مبالغهآمیز او اختصاص دارد. جالب اینکه این اعجوبهٔ نظامی! در صحنه مواجهه با مختار، ناگهان تمامی نبوغش میخشکد و مانند صاعقهزدهها میایستد تا خنجر مختار او را از پا درآورد! صحنههای جنگ ابراهیم بن مالک اشتر با سپاه عبیدالله بن زیاد نیز پر از چنین صحنههایی است که اوج آن را در صحنههای جنگ سائب بن مالک میتوان تماشا کرد. در این قستها، مختارنامه دستِ فیلمهای هالیوودی را از پشت بسته است.
۶. در کل، به نظر من اگر مختارنامه، در قالب سریالی حدوداً ۲۰قسمتی ساخته میشد، و سازندگان آن در موضوعات مهم و کلیدی، وفاداری بیشتری به تاریخ نشان میدادند و نیز از اغراقهایی چنین واضح دربارهٔ دوست و دشمن خودداری میکردند، مقبولتر و دیدنیتر بود. با وجود این، من - بهعنوان یک معلم تاریخ - از اینکه فیلمی به دوره و یا شخصیتی تاریخی بپردازد و اطلاعاتی را، حتی آمیخته با تخیل، در اختیار بینندگان خود قرار دهد، استقبال میکنم.
۷. پایان سخن اینکه علاقهمندان تاریخ باید به این نکته مهم توجه کنند که در اغلب موارد، فیلمهای تاریخی با گزارشهای موجود در مآخذ و منابع انطباق کامل ندارند و اصولاً ساخت فیلمهایی کاملاً منطبق با رخدادها و گزارشهای تاریخی ناممکن است. به همین دلیل اطلاعات و تصاویر ارائهشده در این فیلمها به کار آشنایی اجمالی با تاریخ و شخصیتهای آن میآید، اما نمیتواند جایگزین اسناد و آثار تاریخی شود.
یادمان باشد که هیچگاه نمیتوانیم برای اثبات گزارههای تاریخی، به فیلمها و سریالها ارجاع دهیم چون یکی از عوامل تحریف تاریخ، آثار هنری مانند رمانها و فیلمهای تاریخی هستند.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from معلومات عمومی
درخت سیب نیوتن در کدام دانشگاه قرار دارد؟
Anonymous Quiz
21%
کمبریج
34%
آکسفورد
11%
بولونیا
26%
هاروارد
7%
استنفور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅زنی که همه حصارهای زمانه اش را شکست....
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
▪️امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) درگذشت
🔹امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه، شاعر و پژوهشگر نامدار معاصر درگذشت.
🔹دقایقی پیش (بامداد ۱۹ مرداد) یلدا ابتهاج (دختر سایه) خبر فوت پدرش را در صفحه اینستاگرامش اعلام کرد
🔹امیر هوشنگ ابتهاج متولد سال ۱۳۰۶ و از بزرگترین غزلسرایان شعر معاصر ایران بود.
سایه رفت ...
شبم از بی ستارگی ، شب گور
در دلم گرمی ستاره ی دور
آذرخشم گهی نشانه گرفت
گه تگرگم به تازیانه گرفت
بر سرم آشیانه بست کلاغ
آسمان تیره گشت چون پر زاغ
مرغ شب خوان که با دلم می خواند
رفت و این آشیانه خالی ماند
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت...😔
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
🔹امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه، شاعر و پژوهشگر نامدار معاصر درگذشت.
🔹دقایقی پیش (بامداد ۱۹ مرداد) یلدا ابتهاج (دختر سایه) خبر فوت پدرش را در صفحه اینستاگرامش اعلام کرد
🔹امیر هوشنگ ابتهاج متولد سال ۱۳۰۶ و از بزرگترین غزلسرایان شعر معاصر ایران بود.
سایه رفت ...
شبم از بی ستارگی ، شب گور
در دلم گرمی ستاره ی دور
آذرخشم گهی نشانه گرفت
گه تگرگم به تازیانه گرفت
بر سرم آشیانه بست کلاغ
آسمان تیره گشت چون پر زاغ
مرغ شب خوان که با دلم می خواند
رفت و این آشیانه خالی ماند
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت...😔
📌پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅دهگانهٔ محرم 6️⃣ دربارهٔ «مختارنامه» 📌تلویزیون امسال هم - نمیدانم برای چندمین بار- سریال مختارنامه را پخش میکند. دربارهٔ این سریال، به چند نکته اشاره میکنم: ۱. مختار بن ابی عبیده در تاریخ ما حامیان چندانی نداشته است. افزون بر امویان و اشراف کوفه، خاندان…
✅دهگانهٔ محرم
7️⃣ رستاخیز
فیلم ارزشمند «رستاخیز» که توسط احمدرضا درویش ساخته شده و به تاریخ عاشورا اختصاص دارد، چند سالی است در توقیف به سر میبرد.
مطابق آنچه شنیده شده دلیل توقیف این فیلم، مخالفت برخی از علمای دینی با به تصویر کشیدن سیمای حضرت عباس بن علی(ع) است.
📌نکتهٔ جالب اینکه این فیلم در عراق به نمایش درآمده و گویا با استقبال بسیار خوبی هم مواجهه شده است. این در حالی است که محبتِ بیاندازهٔ شیعیان عراقی به جناب عباس بن علی زبانزد خاص و عام است. از آنسو، عراق محل سکونت و فعالیت کثیری از عالمان دینی است و شنیده نشده که دربارهٔ این فیلم و نمایش سیمای آن حضرت در آن، نظر مخالفی ابراز شده باشد.
بر این اساس میتوان پرسید که آیا این مخالفت مبتنی بر نوعی سلیقه شخصی است یا موضوعی فقهی و مبتنی بر اصول روشمند اجتهاد؟
در این صورت، مناسب است مخالفان محترم تنها به اعلام مخالفت بسنده نکنند و خود یا حداقل شاگردان ایشان، جهت روشن کردن ذهن جامعه یا دستکم نخبگان آن، این موضوع را در قالب نوشتهها و مقالاتی تبیین کنند.
✍عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
7️⃣ رستاخیز
فیلم ارزشمند «رستاخیز» که توسط احمدرضا درویش ساخته شده و به تاریخ عاشورا اختصاص دارد، چند سالی است در توقیف به سر میبرد.
مطابق آنچه شنیده شده دلیل توقیف این فیلم، مخالفت برخی از علمای دینی با به تصویر کشیدن سیمای حضرت عباس بن علی(ع) است.
📌نکتهٔ جالب اینکه این فیلم در عراق به نمایش درآمده و گویا با استقبال بسیار خوبی هم مواجهه شده است. این در حالی است که محبتِ بیاندازهٔ شیعیان عراقی به جناب عباس بن علی زبانزد خاص و عام است. از آنسو، عراق محل سکونت و فعالیت کثیری از عالمان دینی است و شنیده نشده که دربارهٔ این فیلم و نمایش سیمای آن حضرت در آن، نظر مخالفی ابراز شده باشد.
بر این اساس میتوان پرسید که آیا این مخالفت مبتنی بر نوعی سلیقه شخصی است یا موضوعی فقهی و مبتنی بر اصول روشمند اجتهاد؟
در این صورت، مناسب است مخالفان محترم تنها به اعلام مخالفت بسنده نکنند و خود یا حداقل شاگردان ایشان، جهت روشن کردن ذهن جامعه یا دستکم نخبگان آن، این موضوع را در قالب نوشتهها و مقالاتی تبیین کنند.
✍عبدالرحیم قنوات، دانشگاه فردوسی مشهد
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅دهگانهٔ محرم
8️⃣ عاشورا؛ واقعه و فرهنگ
۱. عاشورا بهعنوان یک واقعه
یک واقعه، یک کنش تاریخی است که توسط انسان (یا انسانهایی) در زمان و مکان (مکانهایی) معیّن رخ میدهد. بنابراین واقعهٔ عاشورا کنشی تاریخی قلمداد میشود که به دست کُنشگرانی چون امام حسین بن علی(ع) و خاندان و یاران او و از سوی دیگر، یزید و عبیدالله بن زیاد و عمربن سعد و شمر و کوفیان – با تسامح- در فاصلهٔ نیمهٔ رجب سال ۶۰ق (برابر با مرگ معاویه) تا روز عاشورای محرم سال ۶۱ق در مکانهایی مانند مدینه، مکه، کربلا و کوفه و شام رخ داده است. اگرچه گزارشهای مربوط به این رویداد در گذر تاریخ با اختلافاتی ثبت شده، ولی اصل واقعه و بسیاری از حوادث آن قطعی است و تردیدی در آنها راه ندارد.
۲. عاشورا بهعنوان یک فرهنگ
در گذر زمان و پیرامون این واقعه سخنانی گفته و کنشهایی انجام شده که میتوان آنها را فرهنگ عاشورا نام داد. منظور از فرهنگ در اینجا آن چیزی است که در ارتباط با این واقعه در ذهن و ضمیر نسلهای بعدی شکلگرفته و کنشهایی است که در این خصوص رخ داده است.
این کنشها را در طول تاریخ دستکم میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
نخست: آیینها و مناسک مرتبط با عاشورا. مانند برگزاری مجالس، مدّاحی، عزاداری، نذر و اطعام کردن و… این مناسک دورهبهدوره و اینجا و آنجا تغییراتی یافته و افزون و کم شده است.
دوم: فعالیتهای هنری. مانند برگزاری تعزیه و تئاتر، ساخت فیلم، کشیدن تابلوهای نقاشی، ساخت موسیقی، خلق آثار خوشنویسی و… البته برخی از نمونههای این دو دسته میتوانند از جنبههایی جزو دسته دیگر نیز بهشمار آیند.
سوم: آفرینش آثار علمی. یعنی کتابها، مقالات و آثاری که با رعایت استاندارهای پژوهشی، تاریخی، کلامی و... نوشته شدهاند. این نمونهها دستاوردِ تلاش اهل اندیشه و دانش است که در دورههای گوناگون تاریخی فراهم آمده و منتشر شدهاند.
📌دو نکته
نخست: عاشورا بهعنوان یک واقعه، سیره و فعل امام معصوم است اما بهعنوان یک فرهنگ، سیره و فعل انسانهای عادی است. بنابراین ممکن است با سهو و اشتباه و خطا آمیخته شود و بر همین اساس قابل نقد و بررسی است. اینچنین، کسی نمیتواند ادعا کند که تحلیل او از واقعهٔ عاشورا ضرورتاً عینی و غیرقابلخدشه است. بنابراین تا همیشه میتوان دربارهٔ واقعهٔ عاشورا سخن گفت و آن را از منظر دانستههای تازه دید و تحلیل کرد. آیینها و آثار هنری را نیز باید همینگونه قیاس کرد.
دوم: برهمخوردگی تناسب میان عناصر و اجزای این فرهنگ. منظور از تعادل اجزا این نیست که همهٔ عناصر این فرهنگ از نظرِ کمّی یکسان باشند ولی برهمخوردنِ شدید این عناصر نیز مطلوب نمینماید. هماکنون در میان عناصر تشکیلدهندهٔ فرهنگ عاشورا، آیینها و مناسک بر خلق آثار هنری بسیار پیشی گرفته و این هر دو نسبت به آفرینش آثار علمی بسیار بسیار فراتر رفتهاند. بنابراین برای ایجاد یک تعادل مطلوب با هدف کارکرد درست این فرهنگ و اجزا و عناصر آن، باید بسیار اندیشید و بسیار تلاش کرد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
8️⃣ عاشورا؛ واقعه و فرهنگ
۱. عاشورا بهعنوان یک واقعه
یک واقعه، یک کنش تاریخی است که توسط انسان (یا انسانهایی) در زمان و مکان (مکانهایی) معیّن رخ میدهد. بنابراین واقعهٔ عاشورا کنشی تاریخی قلمداد میشود که به دست کُنشگرانی چون امام حسین بن علی(ع) و خاندان و یاران او و از سوی دیگر، یزید و عبیدالله بن زیاد و عمربن سعد و شمر و کوفیان – با تسامح- در فاصلهٔ نیمهٔ رجب سال ۶۰ق (برابر با مرگ معاویه) تا روز عاشورای محرم سال ۶۱ق در مکانهایی مانند مدینه، مکه، کربلا و کوفه و شام رخ داده است. اگرچه گزارشهای مربوط به این رویداد در گذر تاریخ با اختلافاتی ثبت شده، ولی اصل واقعه و بسیاری از حوادث آن قطعی است و تردیدی در آنها راه ندارد.
۲. عاشورا بهعنوان یک فرهنگ
در گذر زمان و پیرامون این واقعه سخنانی گفته و کنشهایی انجام شده که میتوان آنها را فرهنگ عاشورا نام داد. منظور از فرهنگ در اینجا آن چیزی است که در ارتباط با این واقعه در ذهن و ضمیر نسلهای بعدی شکلگرفته و کنشهایی است که در این خصوص رخ داده است.
این کنشها را در طول تاریخ دستکم میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
نخست: آیینها و مناسک مرتبط با عاشورا. مانند برگزاری مجالس، مدّاحی، عزاداری، نذر و اطعام کردن و… این مناسک دورهبهدوره و اینجا و آنجا تغییراتی یافته و افزون و کم شده است.
دوم: فعالیتهای هنری. مانند برگزاری تعزیه و تئاتر، ساخت فیلم، کشیدن تابلوهای نقاشی، ساخت موسیقی، خلق آثار خوشنویسی و… البته برخی از نمونههای این دو دسته میتوانند از جنبههایی جزو دسته دیگر نیز بهشمار آیند.
سوم: آفرینش آثار علمی. یعنی کتابها، مقالات و آثاری که با رعایت استاندارهای پژوهشی، تاریخی، کلامی و... نوشته شدهاند. این نمونهها دستاوردِ تلاش اهل اندیشه و دانش است که در دورههای گوناگون تاریخی فراهم آمده و منتشر شدهاند.
📌دو نکته
نخست: عاشورا بهعنوان یک واقعه، سیره و فعل امام معصوم است اما بهعنوان یک فرهنگ، سیره و فعل انسانهای عادی است. بنابراین ممکن است با سهو و اشتباه و خطا آمیخته شود و بر همین اساس قابل نقد و بررسی است. اینچنین، کسی نمیتواند ادعا کند که تحلیل او از واقعهٔ عاشورا ضرورتاً عینی و غیرقابلخدشه است. بنابراین تا همیشه میتوان دربارهٔ واقعهٔ عاشورا سخن گفت و آن را از منظر دانستههای تازه دید و تحلیل کرد. آیینها و آثار هنری را نیز باید همینگونه قیاس کرد.
دوم: برهمخوردگی تناسب میان عناصر و اجزای این فرهنگ. منظور از تعادل اجزا این نیست که همهٔ عناصر این فرهنگ از نظرِ کمّی یکسان باشند ولی برهمخوردنِ شدید این عناصر نیز مطلوب نمینماید. هماکنون در میان عناصر تشکیلدهندهٔ فرهنگ عاشورا، آیینها و مناسک بر خلق آثار هنری بسیار پیشی گرفته و این هر دو نسبت به آفرینش آثار علمی بسیار بسیار فراتر رفتهاند. بنابراین برای ایجاد یک تعادل مطلوب با هدف کارکرد درست این فرهنگ و اجزا و عناصر آن، باید بسیار اندیشید و بسیار تلاش کرد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅قابی از مفاخر ادبیات معاصر ایران...
مشیری، فروغ ،ابتهاج، نادرپور، قاضی، لعبت والا، بهبهانی، خواهر نادر پور .
قابی گمشده از مفاخر ایران ! دهه ی سی !
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مشیری، فروغ ،ابتهاج، نادرپور، قاضی، لعبت والا، بهبهانی، خواهر نادر پور .
قابی گمشده از مفاخر ایران ! دهه ی سی !
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
نمک دریایی از آلودهترین نمکهاییست که میتونید مصرف کنید. نمک آبی و صورتی و قرمز هم دکان بازار فروشندگان رند است. هیچ خاصیت عجیب غریبی نداره که پول بیشتری پرداخت کنید. همین نمکهای تصفیه شده تحت نظارت غذا دارو بهتر از اونهاست. پول الکی هم برای فشارخون بالا نمیدید.
✍آرش غفاری
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
✍آرش غفاری
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
✅دهگانهٔ محرم 8️⃣ عاشورا؛ واقعه و فرهنگ ۱. عاشورا بهعنوان یک واقعه یک واقعه، یک کنش تاریخی است که توسط انسان (یا انسانهایی) در زمان و مکان (مکانهایی) معیّن رخ میدهد. بنابراین واقعهٔ عاشورا کنشی تاریخی قلمداد میشود که به دست کُنشگرانی چون امام حسین…
✅دهگانهٔ محرم
9️⃣ گفتگوها و مذاکرات در رخداد عاشورا
📌جنبهای دیگری از جنگها، گفتگوها و مذاکرات طرفهای درگیر، پیش، هنگام و پس از جنگ است. رخداد عاشورا نیز مشمول همین حکم است. زیرا پیش از این جنگ، چندین بار در مدینه و عراق میان امام حسین بن علی(ع) و کارگزاران دولت اموی گفتگوها و مذاکراتی صورت گرفت:
۱. گفتگو با فرماندار مدینه
خبر مرگ معاویه که در اواخر رجب سال ۶۰ هجری به مدینه رسید، فرماندار شهر ولید بن عتبة بن ابی سفیان، امام حسین(ع) را خواست و با او به گفتگو نشست؛ امام اعلام کرد که با یزید بیعت نخواهد کرد، ولی در تدبیری هوشمندانه، از فرماندار خواست تا روز یا روزهای بعد صبر کند. فرماندار پذیرفت و امام توانست از این گفتگو، زمانی برای اقدام مناسب به دست آورد و همان شب یا شب بعد، از مدینه بهسوی مکه بیرون رفت.
۲. گفتگو با حُر بن یزید در نزدیکی کوفه
امام حسین(ع) در مسیر عراق و در نزدیکی کوفه با دستهٔ نظامی حُر بن یزید روبهرو شد که مأموریت داشت کاروان ایشان را متوقف کند. دو طرف چند نوبت گفتگو کردند و سرانجام حُر پذیرفت دو گروه در مسیری دیگر به حرکت درآیند تا او از عبیدالله بن زیاد کسب تکلیف کند. بر این اساس میتوان گفت: مذاکره امام و حُر نتیجهبخش بود و امام توانست با این گفتگو، انجام دستور عبیدالله توسط حُر را به تأخیر بیندازد.
ورود امام حسین(ع) و حُر به کربلا در روز دوم محرم سال ۶۱ هجری رخ داد. فردای آن روز عمر بن سعد همراه سپاهی به کربلا آمد. از اینجا بهبعد فرماندهی سپاه کوفه را عمر بن سعد بر عهده گرفت و مذاکراتی که از این پس رخ داد، میان امام و او بود.
۳. گفتگو با عمر بن سعد
عمر بن سعد جنگ با امام را خوش نداشت. این عدم رضایت و نیز قُریشیبودن و خویشاوندی دور او با امام، زمینهٔ مناسبی برای مذاکرات دو طرف فراهم کرد. پس فرستادگانی میان آنان رفتوآمد کردند و سرانجام آن دو با هم به گفتگو نشستند. در این گفتگو امام پیشنهادهایی را مطرح کرد و عمر بن سعد این پیشنهادها را در نامهای نوشت و نزد عبیدالله بن زیاد فرماندار کوفه فرستاد.
جالب اینکه تا روز هفتم مُحرّم که پاسخ منفی عبیداللّه بن زیاد توسط شمر رسید، امام و عمر بن سعد بازهم مذاکراتی انجام داند؛ سه یا چهار بار آن هم شبانه. پس از رسیدن شمر هم عمر بن سعد باز کسی را نزد امام فرستاد و به او پیشنهاد تسلیم داد، ولی امام گفت که هرگز تسلیم عبیداللّه نخواهد شد.
روز نهم محرم با رسیدن نامهٔ تند عبیدالله بن زیاد، لشکر کوفه عزم جنگ کرد، اما امام برادرش عباس بن علی(ع) را فرستاد و پیشنهاد کرد که جنگ تا صبح فردا رخ ندهد. عمر بن سعد نیز بهرغم عدم تمایل، این پیشنهاد را پذیرفت.
اولین ساعات صبح عاشورا نیز به گفتگو و آوردن و بردن پیغامهایی سپری شد که هیچیک به نتیجهای نرسید. قیس بن اشعث کوشید امام را به تسلیمشدن به حکم عبیداللّه بن زیاد وادارد، اما امام در پاسخ او سخن نهایی خود را گفت که نشاندهندهٔ بنبست بود:
«واللّهِ لا اَعطی بِیدی اِعطاءَ الذّلیل و لا اَفرُّ فرار العَبید».
(به خدا سوگند نه مثل انسانهای پست دست بیعت میدهم و نه مانند بردگان میگریزم).
📌بهنظر میرسد مهمترین دلیل شکست مذاکرات میان امام و کارگزاران دولت اموی این بود که آنان بهرغم نشان دادن نرمش در برابر امام، دارای اختیارات کافی نبودند و میان نظرات شخصیِ ایشان و سیاستهای تند یزید و عبیدالله بن زیاد امیر کوفه هماهنگی وجود نداشت. از این گفتگوها و مذاکرات در نهایت نتیجه مطلوبی حاصل نشد؛ نبرد عاشورا زمانی آغاز شد که مذاکرات به بنبست کامل رسید؛ آمدورفت دو طرف با هم پایان یافت و صبح روز عاشورا عمر بن سعد تیر نخست را به سوی اردوگاه امام پرتاب کرد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
9️⃣ گفتگوها و مذاکرات در رخداد عاشورا
📌جنبهای دیگری از جنگها، گفتگوها و مذاکرات طرفهای درگیر، پیش، هنگام و پس از جنگ است. رخداد عاشورا نیز مشمول همین حکم است. زیرا پیش از این جنگ، چندین بار در مدینه و عراق میان امام حسین بن علی(ع) و کارگزاران دولت اموی گفتگوها و مذاکراتی صورت گرفت:
۱. گفتگو با فرماندار مدینه
خبر مرگ معاویه که در اواخر رجب سال ۶۰ هجری به مدینه رسید، فرماندار شهر ولید بن عتبة بن ابی سفیان، امام حسین(ع) را خواست و با او به گفتگو نشست؛ امام اعلام کرد که با یزید بیعت نخواهد کرد، ولی در تدبیری هوشمندانه، از فرماندار خواست تا روز یا روزهای بعد صبر کند. فرماندار پذیرفت و امام توانست از این گفتگو، زمانی برای اقدام مناسب به دست آورد و همان شب یا شب بعد، از مدینه بهسوی مکه بیرون رفت.
۲. گفتگو با حُر بن یزید در نزدیکی کوفه
امام حسین(ع) در مسیر عراق و در نزدیکی کوفه با دستهٔ نظامی حُر بن یزید روبهرو شد که مأموریت داشت کاروان ایشان را متوقف کند. دو طرف چند نوبت گفتگو کردند و سرانجام حُر پذیرفت دو گروه در مسیری دیگر به حرکت درآیند تا او از عبیدالله بن زیاد کسب تکلیف کند. بر این اساس میتوان گفت: مذاکره امام و حُر نتیجهبخش بود و امام توانست با این گفتگو، انجام دستور عبیدالله توسط حُر را به تأخیر بیندازد.
ورود امام حسین(ع) و حُر به کربلا در روز دوم محرم سال ۶۱ هجری رخ داد. فردای آن روز عمر بن سعد همراه سپاهی به کربلا آمد. از اینجا بهبعد فرماندهی سپاه کوفه را عمر بن سعد بر عهده گرفت و مذاکراتی که از این پس رخ داد، میان امام و او بود.
۳. گفتگو با عمر بن سعد
عمر بن سعد جنگ با امام را خوش نداشت. این عدم رضایت و نیز قُریشیبودن و خویشاوندی دور او با امام، زمینهٔ مناسبی برای مذاکرات دو طرف فراهم کرد. پس فرستادگانی میان آنان رفتوآمد کردند و سرانجام آن دو با هم به گفتگو نشستند. در این گفتگو امام پیشنهادهایی را مطرح کرد و عمر بن سعد این پیشنهادها را در نامهای نوشت و نزد عبیدالله بن زیاد فرماندار کوفه فرستاد.
جالب اینکه تا روز هفتم مُحرّم که پاسخ منفی عبیداللّه بن زیاد توسط شمر رسید، امام و عمر بن سعد بازهم مذاکراتی انجام داند؛ سه یا چهار بار آن هم شبانه. پس از رسیدن شمر هم عمر بن سعد باز کسی را نزد امام فرستاد و به او پیشنهاد تسلیم داد، ولی امام گفت که هرگز تسلیم عبیداللّه نخواهد شد.
روز نهم محرم با رسیدن نامهٔ تند عبیدالله بن زیاد، لشکر کوفه عزم جنگ کرد، اما امام برادرش عباس بن علی(ع) را فرستاد و پیشنهاد کرد که جنگ تا صبح فردا رخ ندهد. عمر بن سعد نیز بهرغم عدم تمایل، این پیشنهاد را پذیرفت.
اولین ساعات صبح عاشورا نیز به گفتگو و آوردن و بردن پیغامهایی سپری شد که هیچیک به نتیجهای نرسید. قیس بن اشعث کوشید امام را به تسلیمشدن به حکم عبیداللّه بن زیاد وادارد، اما امام در پاسخ او سخن نهایی خود را گفت که نشاندهندهٔ بنبست بود:
«واللّهِ لا اَعطی بِیدی اِعطاءَ الذّلیل و لا اَفرُّ فرار العَبید».
(به خدا سوگند نه مثل انسانهای پست دست بیعت میدهم و نه مانند بردگان میگریزم).
📌بهنظر میرسد مهمترین دلیل شکست مذاکرات میان امام و کارگزاران دولت اموی این بود که آنان بهرغم نشان دادن نرمش در برابر امام، دارای اختیارات کافی نبودند و میان نظرات شخصیِ ایشان و سیاستهای تند یزید و عبیدالله بن زیاد امیر کوفه هماهنگی وجود نداشت. از این گفتگوها و مذاکرات در نهایت نتیجه مطلوبی حاصل نشد؛ نبرد عاشورا زمانی آغاز شد که مذاکرات به بنبست کامل رسید؛ آمدورفت دو طرف با هم پایان یافت و صبح روز عاشورا عمر بن سعد تیر نخست را به سوی اردوگاه امام پرتاب کرد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅دهگانهٔ محرم
🔟 مقدمات شناخت تاریخ عاشورا
شناخت حتیالمقدور درست و دقیق عاشورا بهعنوان یک رخداد تاریخی، مستلزم شناخت دورههایی دیگر از تاریخ، و نیز مآخذ و منابع گوناگون است. در این نوشته به پارهای از این نمونهها اشاره میکنیم:
۱. شناخت تاریخ مناسبات تیرههای مختلف قریش در مکّه از دوره قُصَیّ بن کِلاب (حدود دویست سال پیش از اسلام) تا ظهور پیامبر.
بیتردید حوادث، صفبندیها، دوستیها و دشمنیهای تیرههای مختلف قریش در رخدادهای دورههای بعد (بخصوص سدهٔ اول هجری) و تاریخ عاشورا مؤثر بوده است. شناخت کنش کسانی مانند معاویه، یزید، عمربن سعد و… در این حادثه بدون شناختِ حوادث آن دوران ممکن نیست. برای شناخت این دوره میتوان به آثاری مانند «المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام» اثر جواد علی، «تاریخ قریش» نوشته حسین مونس، «قریش من القبیله الی الدولة المرکزیه» اثر خلیل عبدالکریم «تاریخ عرب قبل از اسلام» نوشتهٔ عبدالعزیز سالم و «نزاع رهبری در جاهلیت و اسلام» نوشتهٔ عبدالرحیم قنوات مراجعه کرد.
۲. شناخت رخدادهای عصر پیامبر اکرم پیش و پس از هجرت
بسیاری از کنشهای شخصیتهای فعّال در تاریخ عاشورا بخصوص کینهها و حقد و حسادتهای بنیامیه و تیرههای همسو با ایشان را باید بر اساس رخدادهای عصر نبوی تحلیل و بررسی کرد. در خصوص تاریخ عصر نبوی آثار بسیاری نوشته شده که تنها بهعنوان دو نمونه میتوان از کتاب «سیره رسولالله» اثر مورخ گرانسنگ روزگار ما دکتر عباس زریاب خویی و کتاب «محمد» اثر مارتین لینگز نام برد.
۳. شناخت رخدادهای بعد از پیامبر (از سقیفه بنی ساعده تا مرگ معاویه)
شناخت این دورهٔ پنجاهساله که دورهٔ خلفای راشدین و معاویه است و به رخداد عاشورا منتهی میشود نیز بسیار بااهمیت است. نزاع خلافت و اَشکال آن در این دوره مطرح شد و در نهایت کار به طرح موضوع ولایتعهدی یزید و حوادث مرتبط با آن کشید. بی شناخت این دورهٔ بسیار حساس و تأثیرگذار، نمیتوان شناخت درست و دقیقی از تاریخ عاشورا به دست آورد. برای آشنایی با تاریخ این پنجاه سال، میتوان به کتابهایی مانند «تاریخ تحلیلی اسلام» دکتر شهیدی، «تاریخ اسلام» دکتر علیاکبر فیاض، «تاریخ سیاسی و اجتماعی اسلام» اثر حسن ابراهیم حسن و بسیاری کتب و آثار دیگر مراجعه کرد.
۴. شناخت شهر کوفه
کوفه بهعنوان شهری عربی - ایرانی که شهری شیعه بوده و هست، مهمترین نقش را در تاریخ عاشورا داشت. مردم آن امام حسین را دعوت کردند، بر فرماندار دولت اموی شهر شورش کردند و گِرد فرستادهٔ امام، مسلم بن عقیل، فراهم آمدند. اما سپس پا پس کشیدند و در ادامه، گروهی از آنان به کربلا رفتند و امام و یارانش را به شهادت رسانیدند و خاندانش را اسیر کردند! بهراستی چرا چنین کردند؟
هیچ تاریخی از عاشورا بی شناختِ حتیالمقدور همهجانبه و دقیقِ کوفه و مردمان آن میسر نیست. به کوفیان و اعمالشان ساده نیز نباید نگریست، زیرا این کنشها، حاصل ذهنیتهای این مردم و شرایط تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی ویژهٔ آنان بود. کوفهشناسی نقشی بسیار مهم در شناخت تاریخ عاشورا دارد و آثار خوبی نیز در این زمینه نوشته شده است که بهعنوان نمونه میتوان به «جغرافیای تاریخی کوفه» اثر مشهور لویی ماسینیون و «کوفه شهر اسلامی» اثر هشام جعیط اشاره کرد که هر دو به فارسی ترجمه شدهاند.
۵. از اینها گذشته، کسی که مشتاق شناخت تاریخ عاشوراست، لازم است دستکم مهمترین آثاری را که در گذر تاریخ دربارهٔ آن به عربی و فارسی نوشته شده و شمار آنها حداقل به یکصد اثر میرسد، بخواند و بررسی کند.
۶. شناخت سیر تحول اندیشهٔ شیعیان دربارهٔ این رخداد و تغییر نوع نگاه آنان به این واقعه در گذر زمان نیز کاری لازم و ضروری است.
در جامعهٔ ما به فراوانی دربارهٔ تاریخ قیام و شهادت امام حسین بن علی(ع) سخن گفته میشود، اما واقعیت این است که بسیاری از موافقان و محبّان و از آنسو، مخالفان و منتقدان که بیشتر در فضای مجازی حضور دارند، شناختی - تا حد ممکن - جامع و دقیق از این رخداد بزرگ ندارند. بنابراین در بسیاری از موارد، این تاریخِ آمیخته با خرافات، نقصها، زیادات، توهینها، جعلیات مغرضانه و نتیجهگیریهای عجولانه عرضه میشود. البته در این میان حساب اهل علم و اندیشه که به روش تحقیق و تألیف درست پایبندند و کتابها، آثار، مقالات و خطابههایی حتیالمقدور دقیق و قابل اعتماد و اعتنا عرضه میکنند، جداست و روشن است که راه درست آشنایی با تاریخ عاشورا نیز از میان آثار ایشان میگذرد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔟 مقدمات شناخت تاریخ عاشورا
شناخت حتیالمقدور درست و دقیق عاشورا بهعنوان یک رخداد تاریخی، مستلزم شناخت دورههایی دیگر از تاریخ، و نیز مآخذ و منابع گوناگون است. در این نوشته به پارهای از این نمونهها اشاره میکنیم:
۱. شناخت تاریخ مناسبات تیرههای مختلف قریش در مکّه از دوره قُصَیّ بن کِلاب (حدود دویست سال پیش از اسلام) تا ظهور پیامبر.
بیتردید حوادث، صفبندیها، دوستیها و دشمنیهای تیرههای مختلف قریش در رخدادهای دورههای بعد (بخصوص سدهٔ اول هجری) و تاریخ عاشورا مؤثر بوده است. شناخت کنش کسانی مانند معاویه، یزید، عمربن سعد و… در این حادثه بدون شناختِ حوادث آن دوران ممکن نیست. برای شناخت این دوره میتوان به آثاری مانند «المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام» اثر جواد علی، «تاریخ قریش» نوشته حسین مونس، «قریش من القبیله الی الدولة المرکزیه» اثر خلیل عبدالکریم «تاریخ عرب قبل از اسلام» نوشتهٔ عبدالعزیز سالم و «نزاع رهبری در جاهلیت و اسلام» نوشتهٔ عبدالرحیم قنوات مراجعه کرد.
۲. شناخت رخدادهای عصر پیامبر اکرم پیش و پس از هجرت
بسیاری از کنشهای شخصیتهای فعّال در تاریخ عاشورا بخصوص کینهها و حقد و حسادتهای بنیامیه و تیرههای همسو با ایشان را باید بر اساس رخدادهای عصر نبوی تحلیل و بررسی کرد. در خصوص تاریخ عصر نبوی آثار بسیاری نوشته شده که تنها بهعنوان دو نمونه میتوان از کتاب «سیره رسولالله» اثر مورخ گرانسنگ روزگار ما دکتر عباس زریاب خویی و کتاب «محمد» اثر مارتین لینگز نام برد.
۳. شناخت رخدادهای بعد از پیامبر (از سقیفه بنی ساعده تا مرگ معاویه)
شناخت این دورهٔ پنجاهساله که دورهٔ خلفای راشدین و معاویه است و به رخداد عاشورا منتهی میشود نیز بسیار بااهمیت است. نزاع خلافت و اَشکال آن در این دوره مطرح شد و در نهایت کار به طرح موضوع ولایتعهدی یزید و حوادث مرتبط با آن کشید. بی شناخت این دورهٔ بسیار حساس و تأثیرگذار، نمیتوان شناخت درست و دقیقی از تاریخ عاشورا به دست آورد. برای آشنایی با تاریخ این پنجاه سال، میتوان به کتابهایی مانند «تاریخ تحلیلی اسلام» دکتر شهیدی، «تاریخ اسلام» دکتر علیاکبر فیاض، «تاریخ سیاسی و اجتماعی اسلام» اثر حسن ابراهیم حسن و بسیاری کتب و آثار دیگر مراجعه کرد.
۴. شناخت شهر کوفه
کوفه بهعنوان شهری عربی - ایرانی که شهری شیعه بوده و هست، مهمترین نقش را در تاریخ عاشورا داشت. مردم آن امام حسین را دعوت کردند، بر فرماندار دولت اموی شهر شورش کردند و گِرد فرستادهٔ امام، مسلم بن عقیل، فراهم آمدند. اما سپس پا پس کشیدند و در ادامه، گروهی از آنان به کربلا رفتند و امام و یارانش را به شهادت رسانیدند و خاندانش را اسیر کردند! بهراستی چرا چنین کردند؟
هیچ تاریخی از عاشورا بی شناختِ حتیالمقدور همهجانبه و دقیقِ کوفه و مردمان آن میسر نیست. به کوفیان و اعمالشان ساده نیز نباید نگریست، زیرا این کنشها، حاصل ذهنیتهای این مردم و شرایط تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی ویژهٔ آنان بود. کوفهشناسی نقشی بسیار مهم در شناخت تاریخ عاشورا دارد و آثار خوبی نیز در این زمینه نوشته شده است که بهعنوان نمونه میتوان به «جغرافیای تاریخی کوفه» اثر مشهور لویی ماسینیون و «کوفه شهر اسلامی» اثر هشام جعیط اشاره کرد که هر دو به فارسی ترجمه شدهاند.
۵. از اینها گذشته، کسی که مشتاق شناخت تاریخ عاشوراست، لازم است دستکم مهمترین آثاری را که در گذر تاریخ دربارهٔ آن به عربی و فارسی نوشته شده و شمار آنها حداقل به یکصد اثر میرسد، بخواند و بررسی کند.
۶. شناخت سیر تحول اندیشهٔ شیعیان دربارهٔ این رخداد و تغییر نوع نگاه آنان به این واقعه در گذر زمان نیز کاری لازم و ضروری است.
در جامعهٔ ما به فراوانی دربارهٔ تاریخ قیام و شهادت امام حسین بن علی(ع) سخن گفته میشود، اما واقعیت این است که بسیاری از موافقان و محبّان و از آنسو، مخالفان و منتقدان که بیشتر در فضای مجازی حضور دارند، شناختی - تا حد ممکن - جامع و دقیق از این رخداد بزرگ ندارند. بنابراین در بسیاری از موارد، این تاریخِ آمیخته با خرافات، نقصها، زیادات، توهینها، جعلیات مغرضانه و نتیجهگیریهای عجولانه عرضه میشود. البته در این میان حساب اهل علم و اندیشه که به روش تحقیق و تألیف درست پایبندند و کتابها، آثار، مقالات و خطابههایی حتیالمقدور دقیق و قابل اعتماد و اعتنا عرضه میکنند، جداست و روشن است که راه درست آشنایی با تاریخ عاشورا نیز از میان آثار ایشان میگذرد.
✍عبدالرحیم قنوات
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻«بت مقدسی» که ۵۰ سال پیش از هند به سرقت رفته بود٬ در آمریکا پیدا شد
پلیس هند میگوید یک «بت مقدس» که ۵۰ سال قبل از معبدی در ایالت تامیل نادو در جنوب هند به سرقت رفته بود، به تازگی در نیویورک پیدا شده است.
گفته میشود مجسمه پاروتی، الهه هندو که ۱۲ قرن قدمت دارد در بونامز٬ یکی از بزرگترین خانههای حراج آثار عتیقه در آمریکا پیدا شده است.
قرار است این مجسمه دوباره به ایالت تامیل نادو در هند بازگردانده شود.
خانه حراج بونامز تاکنون در این مورد اظهار نظری نکرده است.|
در چند سال گذشته، هند تلاشهای زیادی برای بازگرداندن مجسمهها و سایر آثار به سرقت رفته از معابد انجام داده است.
در ماه فوریه سال جاری، نارندرا مودی٬ نخستوزیر هند گفت که «بیش از ۲۰۰ بت گرانبها» از سال ۲۰۱۴ به اینسو دوباره به هند بازگردانده شده است.
@BBCPersian
پلیس هند میگوید یک «بت مقدس» که ۵۰ سال قبل از معبدی در ایالت تامیل نادو در جنوب هند به سرقت رفته بود، به تازگی در نیویورک پیدا شده است.
گفته میشود مجسمه پاروتی، الهه هندو که ۱۲ قرن قدمت دارد در بونامز٬ یکی از بزرگترین خانههای حراج آثار عتیقه در آمریکا پیدا شده است.
قرار است این مجسمه دوباره به ایالت تامیل نادو در هند بازگردانده شود.
خانه حراج بونامز تاکنون در این مورد اظهار نظری نکرده است.|
در چند سال گذشته، هند تلاشهای زیادی برای بازگرداندن مجسمهها و سایر آثار به سرقت رفته از معابد انجام داده است.
در ماه فوریه سال جاری، نارندرا مودی٬ نخستوزیر هند گفت که «بیش از ۲۰۰ بت گرانبها» از سال ۲۰۱۴ به اینسو دوباره به هند بازگردانده شده است.
@BBCPersian
✅درنگی جامعهشناختی در عزاداری محرم
✍🏻علی زارع (دانشجوی دکتری جامعهشناسی)
"رابرت مرتون" وقتی از شیوههای عمل صحبت میکند، پنج شیوه مختلف رفتار کنشگر در وضعیتهای آنومیک را بدین ترتیب برمیشمارد:
– همنوایی(Convergence)
– نوآوری(Innovation)
– مناسکگرایی(Ritualism)
– عزلتگزینی(Apathy Resignation)
– شورش(Rebellion)
که در هر کدام این پنج شیوهی عملکرد، نوعی رابطه و نحوهی نسبتی است میان اهداف و ابزار. برای نمونه در حالی که در همنوایی بین هدفها و وسایل دستیابی، هماهنگی تام وجود دارد ولی در مناسکگرایی اهداف فراموش شده و تنها تنهای تنومند از شعائر و ابزارها در رفتار کنشگران ساری و جاریست.
🔹مناسکگرایی:
🔻به استناد مباحث نظری مورد اشاره، چندی است که برخی صاحب نظران علوم اجتماعی کشور، از رواج و گسترش نگران کنندهای از مناسکگرایی در ایام مذهبی به ویژه ماه محرم و سوگواری های آن صحبت میکنند. حتی برخی همچون دکتر تاجالدین و دکتر محدثی(هر دو جامعهشناس) تلاش کردهاند به مفهومسازی تئوریک و ترسیم چارچوبی نظری برای این پدیده نسبتا جدیدِ فضای فرهنگیِ محرم بپردازند و اگرچه کارشان بدون اشکال نبوده و انتقاداتی هم توسط دیگران به دنبال داشته است، منتها به نظر میرسد که پویش فکری و کوشش آکادمیک به منظور تفسیر، تبیین و توضیح، مناسکگرایی رو به افزایش عزاداری محرم، فی نفسه عملی است با درجهی ضرورت بالا و قابل تقدیر.🔺
🔹عزاداری انتقادی:
🔻البته در کنار این پدیدهی اجتماعی، نمیتوان اغماض کرد از مسئلهی متقابل دیگری که چندی است فضای روزهای ماتم و سوگواری را روح و رنگی دیگر بخشیده است. و جالب اینکه بعد از حدود دو سال تعطیلی نسبی این مراسمات، این رویکرد جدید به سوگواری، امسال پررنگتر هم شده است. به نظر میرسد هر عنوانی که بخواهیم روی این واقعیت اجتماعی جدید بگذاریم، فعلا زیاد در اصل موضوع تاثیرگذار نخواهد بود، لذا عجالتاً این نوشته، از عنوان "عزاداری انتقادی" با ملاحظهی اینکه قبلا هم بکار رفته، استفاده میکند.🔺
🔹مناسک مثبت:
آیا به روش دورکیمی میتوان عزاداری انتقادی را نوع جدیدی از مناسکگرایی مثبت در نظر گرفت؟
🔻امیل دورکیم در کتاب "صور بنیادی حیات دینی" که در واقع تلاشی است از سوی یکی از پایه گذاران کلاسیک و مهم جامعهشناسی برای ساختن نظریهای عمومی در خصوص دین؛ از چند نوع "مناسک مذهبی" صحبت کرده است که یک مورد آن "مناسک مثبت" مذهبی است که بزعم دورکیم شکلی از وحدت رویهای عملیِ ناظر بر اشتراکات روحی افراد است به منظور آسان کردن امور و سهلالوصول کردن آرزوهای مشترک.🔺
🔹نوآوری:
(زمانی که اهداف فراموش شده است.)
🔻در عزاداریهای امسال شاهد موارد متعددی از نوع نادری از نوحهخوانی و مرثیهسرایی بودیم که برخلاف سالهای گذشته، به موازات ذکر فضائل و مناقب ائمه و بازگویی مظالم رفته بر خاندان پیامبر اکرم(ص) در کربلا و در کنار بازخوانی مصیبت امام حسین(ع) و یارانش، به شیوهای نوآورانه (شیوهای از شیوههای رفتار مرتون و عملکرد مورد انتظارِ زمانی که بین ابزار و اهداف، فاصله افتاده است)، مسائل و مشکلات روزمره مردم عادی و اوضاع و احوال نابسامان جامعه را نیز موضوع خود کرده بود. از اشعار و نوحههای انتقادی نسبت به بیتوجهی به مسائل محیط زیست (نمونه نوحههای مربوط به خشک شدن درياچه اورمیه در برخی شهرهای ترکنشین و زاینده رود در اصفهان) تا اعتراض به فقر، محرومیت و وضعیت نابسامان معیشتی، از بازآفرینی و یادآوری خطوط سیاستورزی حقمدار تا ترسیم زیست دینی حسینی وار و از تقبیح همرنگی و چندرنگی تا یادآوری و ذکر فلسفهی قیام عاشورا.🔺
🔹زبان نوحه:
🔻"کلود لوی اشتراوس" انسانشناس معروف با الگوپذیری از "فردیناند سوسور" صاحب "نظریه زبانشناسی ساختی"، زبان را الگوی تمام پدیدههای اجتماعی میداند و بزعم او، جامعه از نظر فرهنگی و نمادین نوعی اَبَرزبان است. به نظر میرسد که "زبان نوحه" به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها، نمادها و شعائر ماه محرم و به مثابهی آئینهی تمام نمای بخش مهمی از اجتماع مذهبی و حتی غیرمذهبی کشور، نمود غیرقابل اغماضی از جهان معنا و ذهن سوژههای انسانی و ابژکتیویتهی جامعه است و لازم است که مورد مداقه، مطالعه و مراجعهی کسانی قرار بگیرد که به طریقی، دستاندرکار امورات نظری و عملی جامعهاند؛ از پژوهشگران و صاحب نظران دانشگاهی تا سیاستگذاران دولتی، تا مسئولین و مجریان حکومتی.🔺
---------------------------------
انجمن علمی علوماجتماعی دانشگاه تبریز
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
✍🏻علی زارع (دانشجوی دکتری جامعهشناسی)
"رابرت مرتون" وقتی از شیوههای عمل صحبت میکند، پنج شیوه مختلف رفتار کنشگر در وضعیتهای آنومیک را بدین ترتیب برمیشمارد:
– همنوایی(Convergence)
– نوآوری(Innovation)
– مناسکگرایی(Ritualism)
– عزلتگزینی(Apathy Resignation)
– شورش(Rebellion)
که در هر کدام این پنج شیوهی عملکرد، نوعی رابطه و نحوهی نسبتی است میان اهداف و ابزار. برای نمونه در حالی که در همنوایی بین هدفها و وسایل دستیابی، هماهنگی تام وجود دارد ولی در مناسکگرایی اهداف فراموش شده و تنها تنهای تنومند از شعائر و ابزارها در رفتار کنشگران ساری و جاریست.
🔹مناسکگرایی:
🔻به استناد مباحث نظری مورد اشاره، چندی است که برخی صاحب نظران علوم اجتماعی کشور، از رواج و گسترش نگران کنندهای از مناسکگرایی در ایام مذهبی به ویژه ماه محرم و سوگواری های آن صحبت میکنند. حتی برخی همچون دکتر تاجالدین و دکتر محدثی(هر دو جامعهشناس) تلاش کردهاند به مفهومسازی تئوریک و ترسیم چارچوبی نظری برای این پدیده نسبتا جدیدِ فضای فرهنگیِ محرم بپردازند و اگرچه کارشان بدون اشکال نبوده و انتقاداتی هم توسط دیگران به دنبال داشته است، منتها به نظر میرسد که پویش فکری و کوشش آکادمیک به منظور تفسیر، تبیین و توضیح، مناسکگرایی رو به افزایش عزاداری محرم، فی نفسه عملی است با درجهی ضرورت بالا و قابل تقدیر.🔺
🔹عزاداری انتقادی:
🔻البته در کنار این پدیدهی اجتماعی، نمیتوان اغماض کرد از مسئلهی متقابل دیگری که چندی است فضای روزهای ماتم و سوگواری را روح و رنگی دیگر بخشیده است. و جالب اینکه بعد از حدود دو سال تعطیلی نسبی این مراسمات، این رویکرد جدید به سوگواری، امسال پررنگتر هم شده است. به نظر میرسد هر عنوانی که بخواهیم روی این واقعیت اجتماعی جدید بگذاریم، فعلا زیاد در اصل موضوع تاثیرگذار نخواهد بود، لذا عجالتاً این نوشته، از عنوان "عزاداری انتقادی" با ملاحظهی اینکه قبلا هم بکار رفته، استفاده میکند.🔺
🔹مناسک مثبت:
آیا به روش دورکیمی میتوان عزاداری انتقادی را نوع جدیدی از مناسکگرایی مثبت در نظر گرفت؟
🔻امیل دورکیم در کتاب "صور بنیادی حیات دینی" که در واقع تلاشی است از سوی یکی از پایه گذاران کلاسیک و مهم جامعهشناسی برای ساختن نظریهای عمومی در خصوص دین؛ از چند نوع "مناسک مذهبی" صحبت کرده است که یک مورد آن "مناسک مثبت" مذهبی است که بزعم دورکیم شکلی از وحدت رویهای عملیِ ناظر بر اشتراکات روحی افراد است به منظور آسان کردن امور و سهلالوصول کردن آرزوهای مشترک.🔺
🔹نوآوری:
(زمانی که اهداف فراموش شده است.)
🔻در عزاداریهای امسال شاهد موارد متعددی از نوع نادری از نوحهخوانی و مرثیهسرایی بودیم که برخلاف سالهای گذشته، به موازات ذکر فضائل و مناقب ائمه و بازگویی مظالم رفته بر خاندان پیامبر اکرم(ص) در کربلا و در کنار بازخوانی مصیبت امام حسین(ع) و یارانش، به شیوهای نوآورانه (شیوهای از شیوههای رفتار مرتون و عملکرد مورد انتظارِ زمانی که بین ابزار و اهداف، فاصله افتاده است)، مسائل و مشکلات روزمره مردم عادی و اوضاع و احوال نابسامان جامعه را نیز موضوع خود کرده بود. از اشعار و نوحههای انتقادی نسبت به بیتوجهی به مسائل محیط زیست (نمونه نوحههای مربوط به خشک شدن درياچه اورمیه در برخی شهرهای ترکنشین و زاینده رود در اصفهان) تا اعتراض به فقر، محرومیت و وضعیت نابسامان معیشتی، از بازآفرینی و یادآوری خطوط سیاستورزی حقمدار تا ترسیم زیست دینی حسینی وار و از تقبیح همرنگی و چندرنگی تا یادآوری و ذکر فلسفهی قیام عاشورا.🔺
🔹زبان نوحه:
🔻"کلود لوی اشتراوس" انسانشناس معروف با الگوپذیری از "فردیناند سوسور" صاحب "نظریه زبانشناسی ساختی"، زبان را الگوی تمام پدیدههای اجتماعی میداند و بزعم او، جامعه از نظر فرهنگی و نمادین نوعی اَبَرزبان است. به نظر میرسد که "زبان نوحه" به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها، نمادها و شعائر ماه محرم و به مثابهی آئینهی تمام نمای بخش مهمی از اجتماع مذهبی و حتی غیرمذهبی کشور، نمود غیرقابل اغماضی از جهان معنا و ذهن سوژههای انسانی و ابژکتیویتهی جامعه است و لازم است که مورد مداقه، مطالعه و مراجعهی کسانی قرار بگیرد که به طریقی، دستاندرکار امورات نظری و عملی جامعهاند؛ از پژوهشگران و صاحب نظران دانشگاهی تا سیاستگذاران دولتی، تا مسئولین و مجریان حکومتی.🔺
---------------------------------
انجمن علمی علوماجتماعی دانشگاه تبریز
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
WhatsApp.com
انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان (صدای تاریخ)
WhatsApp Group Invite
✅مکاتب ادبی
مکتب ادبی ، معادل اصطلاح انگلیسی Literary school و به معنای مجموعهٔ سنتها ، هنجارها ، اندیشهها ، نظریهها و ویژگیهایی است که به دلایل اجتماعی ، سیاسی یا فرهنگی در دورهای خاص در ادبیات یک یا چند کشور نمود مییابد . این مجموعه معمولاً در آثار گروهی از صاحبان قلم رخ مینماید و باعث تمایز آنها در سبک از شاعران و نویسندگان دیگر میشوند .
منتقدان ، پژوهشگران ، نویسندگان و شاعران برجسته و متبحر چنین مجموعهای را مییابند و در قالب مشخصههای هر مکتب ارائه میدهند .
هر مکتب با پیروانی که برای خود مییابد ، دورهای ویژه – کوتاه یا بلند – را میپیماید و سپس بازمیایستد .
معمولاً پایهگذاران هر مکتب خودشان نیز از مشخصههای آثارشان آگاه نیستند و دیگران شیوههای هنری آنان را مشخص و معرفی میکنند . البته این اصل جنبهٔ همگانی ندارد ، زیرا مکتبهایی هم بودهاند که بنیانگذاران آنها دانسته و با تصمیمی آگاهانه بیانیهای دربارهٔ مکتب خود صادر میکردند پیش از آن که شیوهای تازه در نگارش آثار ادبی در پیش گیرند ؛ مانند سوررآلیستها و دادائیستها .
ویژگیهای هر مکتب ادبی رفته رفته در آثار ادبی مربوط به آن نمود مییابد . گفتنی است که هر مکتب ادبی شکل دگرگون یافته مکتب پیش از خود یا واکنش و طغیانی در برابر آن است ؛ از همین رو ، میتوان گفت که هیچ مکتبی بدون مقدمه پیدا نمیشود و ردّی از ویژگیهای بیشتر مکتبهای ادبی را در آثار ادبی پیش از آن میتوان یافت .
مهمترین عامل پیدایش هر مکتب ادبی ، نوع نگرشی است که ادیبان هر دوره به زندگی و دنیای پیرامون خویش دارند. در نتیجهٔ همین نگرش است که بیان هنری ، شکلهای گوناگونی مییابد و تغییراتی در به کارگیری زبان و شیوهٔ کاربرد واژگان پیش میآید .
خلاصه اینکه شرایط و اوضاع اجتماعی ، سیاسی یا فرهنگی ، در ایجاد یا تغییر مکاتب ادبی تأثیر غیر قابل انکاری دارد .
مکتبهایی کاملاً متفاوت و تقریباً همزمان با هم سر برآوردند و در کنار یکدیگر شکفتند ؛ مانند سمبولیسم و رآلیسم . به همین دلیل است که گاه هم بسته شمردن یک شاعر یا نویسنده به مکتبی خاص دشوار و تا حدی نشدنی است .
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مکتب ادبی ، معادل اصطلاح انگلیسی Literary school و به معنای مجموعهٔ سنتها ، هنجارها ، اندیشهها ، نظریهها و ویژگیهایی است که به دلایل اجتماعی ، سیاسی یا فرهنگی در دورهای خاص در ادبیات یک یا چند کشور نمود مییابد . این مجموعه معمولاً در آثار گروهی از صاحبان قلم رخ مینماید و باعث تمایز آنها در سبک از شاعران و نویسندگان دیگر میشوند .
منتقدان ، پژوهشگران ، نویسندگان و شاعران برجسته و متبحر چنین مجموعهای را مییابند و در قالب مشخصههای هر مکتب ارائه میدهند .
هر مکتب با پیروانی که برای خود مییابد ، دورهای ویژه – کوتاه یا بلند – را میپیماید و سپس بازمیایستد .
معمولاً پایهگذاران هر مکتب خودشان نیز از مشخصههای آثارشان آگاه نیستند و دیگران شیوههای هنری آنان را مشخص و معرفی میکنند . البته این اصل جنبهٔ همگانی ندارد ، زیرا مکتبهایی هم بودهاند که بنیانگذاران آنها دانسته و با تصمیمی آگاهانه بیانیهای دربارهٔ مکتب خود صادر میکردند پیش از آن که شیوهای تازه در نگارش آثار ادبی در پیش گیرند ؛ مانند سوررآلیستها و دادائیستها .
ویژگیهای هر مکتب ادبی رفته رفته در آثار ادبی مربوط به آن نمود مییابد . گفتنی است که هر مکتب ادبی شکل دگرگون یافته مکتب پیش از خود یا واکنش و طغیانی در برابر آن است ؛ از همین رو ، میتوان گفت که هیچ مکتبی بدون مقدمه پیدا نمیشود و ردّی از ویژگیهای بیشتر مکتبهای ادبی را در آثار ادبی پیش از آن میتوان یافت .
مهمترین عامل پیدایش هر مکتب ادبی ، نوع نگرشی است که ادیبان هر دوره به زندگی و دنیای پیرامون خویش دارند. در نتیجهٔ همین نگرش است که بیان هنری ، شکلهای گوناگونی مییابد و تغییراتی در به کارگیری زبان و شیوهٔ کاربرد واژگان پیش میآید .
خلاصه اینکه شرایط و اوضاع اجتماعی ، سیاسی یا فرهنگی ، در ایجاد یا تغییر مکاتب ادبی تأثیر غیر قابل انکاری دارد .
مکتبهایی کاملاً متفاوت و تقریباً همزمان با هم سر برآوردند و در کنار یکدیگر شکفتند ؛ مانند سمبولیسم و رآلیسم . به همین دلیل است که گاه هم بسته شمردن یک شاعر یا نویسنده به مکتبی خاص دشوار و تا حدی نشدنی است .
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd