✅اعدام شیخ فضل الله نوری
سالروز [ده مرداد] اعدام شیخ فضل الله است. هر گاه از بزرگراه شیخ فضل الله نوری وارد اتوبان جلال می شوم بی اختیار یاد خطای تاریخی جلال آل احمد می افتم!
جلال آل احمد در کتاب غرب زدگی خود راجع به اعدام شیخ فضل الله نوری چنین نوشته است: "به هر صورت از آن روز بود که نقش غرب زدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند. و من نعش آن بزرگوار را بر سر دار، همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست سال بر بام سرای این مملکت افراشته شد."
این نتیجه گیری غلط جلال را با آب و تاب در کتاب های درسی به خورد دانش آموزان این مملکت می دهند و گناه بردار کردن شیخ فضل الله را به گردن غرب زدگان می اندازند بگذریم که خود واژه غرب زدگی نیز اصطلاحی "من در آوردی" و تعریف نشده است که می توان آن را همچون برچسبی بر پیشانی هر شخص و جریانی چسباند.
شیخ فضل الله که در ابتدای انقلاب مشروطه در کنار سید عبدالله بهبهانی و سید کاظم طباطبایی قرار داشت بعدا با سید عبدالله بهبهانی اختلاف پیدا کرد و مشروطه را ضد دین تلقی کرد و مشروطه خواهان را مهدورالدم خواند!
محمد علی شاه قاجار هم که با برقراری مشروطه حکومت بی قید و شرط پادشاهی خود را در محدودیت می دید از فتوای شیخ فضل الله و چند تن از امام جمعه های همگام با وی استقبال کرد و کودتایی را سازماندهی کرد که حاصل آن به توپ بستن مجلس و اعدام بسیاری از مشروطه خواهان بود که شیخ آنها را مهدورالدم خوانده بود.
کودتای محمدعلی شاه که شکست خورد شیخ فضل الله به عنوان تئوریسین شرعی کودتا محاکمه و اعدام شد اما نکته مهم این است که در این محاکمه و اعدام هم " غرب زده ها" نقش اصلی را نداشتند بلکه این ماجرا توسط خود روحانیون کارگردانی می شد!
مکاتبات بین سید عبدالله بهبهانی و سید کاظم طباطبایی با علمای نجف باعث شد که مراجع تقلید نجف معروف به آیات ثلاث در تلگرافی که در تاریخ ۲۹ ذیقعده ۱۳۲۵ هجری قمری فرستادند شیخ فضل الله نوری را "مفسد" اعلام کنند! حکم مفسد بودن شیخ فضل الله امضای آیت الله العظمی محمد حسین نجل میرزا خلیل، آیت الله العظمی محمد کاظم خراسانی و آیت الله العظمی عبدالله مازندرانی را دارد!
قاضی دادگاهی که شیخ فضل الله را محاکمه و به اعدام محکوم کرد "شیخ ابراهیم زنجانی" بود. این مرد ۲۰ سال در حوزه علمیه نجف علوم دینی خوانده بود و شاگرد آخوند خراسانی، شیخ محمد لاهیجی و حاجی میرزا خلیل بود
این که اعدام شیخ فضل الله نوری اقدامی غلط بوده یک مساله است و این که این کار غلط را به گردن کسانی غیر از آمرین و عاملین آن بیاندازیم امر دیگری است. بحث درست و غلط بودن این اقدام یک بحث تحلیلی و حقوقی است که هر فرد و جریانی بسته به گرایش سیاسی و فلسفی خود می تواند رأیی متفاوت داشته باشد اما این که این اقدام را از دوش کارگردانان اصلی آن برداریم و به دوش دیگران بیاندازیم تحریف تاریخ است و تحریف تاریخ در سطح کلان و اجتماعی باعث افکار بیمارگونه، تصمیمات غلط و حرکت های اجتماعی بیمار می شود.
چگونه انتظار داریم ملتی که تاریخ خود را نمی داند تصمیمات درست بگیرد؟!
🖊️محمدرضا سرگلزایی
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
سالروز [ده مرداد] اعدام شیخ فضل الله است. هر گاه از بزرگراه شیخ فضل الله نوری وارد اتوبان جلال می شوم بی اختیار یاد خطای تاریخی جلال آل احمد می افتم!
جلال آل احمد در کتاب غرب زدگی خود راجع به اعدام شیخ فضل الله نوری چنین نوشته است: "به هر صورت از آن روز بود که نقش غرب زدگی را همچون داغی بر پیشانی ما زدند. و من نعش آن بزرگوار را بر سر دار، همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غرب زدگی پس از دویست سال بر بام سرای این مملکت افراشته شد."
این نتیجه گیری غلط جلال را با آب و تاب در کتاب های درسی به خورد دانش آموزان این مملکت می دهند و گناه بردار کردن شیخ فضل الله را به گردن غرب زدگان می اندازند بگذریم که خود واژه غرب زدگی نیز اصطلاحی "من در آوردی" و تعریف نشده است که می توان آن را همچون برچسبی بر پیشانی هر شخص و جریانی چسباند.
شیخ فضل الله که در ابتدای انقلاب مشروطه در کنار سید عبدالله بهبهانی و سید کاظم طباطبایی قرار داشت بعدا با سید عبدالله بهبهانی اختلاف پیدا کرد و مشروطه را ضد دین تلقی کرد و مشروطه خواهان را مهدورالدم خواند!
محمد علی شاه قاجار هم که با برقراری مشروطه حکومت بی قید و شرط پادشاهی خود را در محدودیت می دید از فتوای شیخ فضل الله و چند تن از امام جمعه های همگام با وی استقبال کرد و کودتایی را سازماندهی کرد که حاصل آن به توپ بستن مجلس و اعدام بسیاری از مشروطه خواهان بود که شیخ آنها را مهدورالدم خوانده بود.
کودتای محمدعلی شاه که شکست خورد شیخ فضل الله به عنوان تئوریسین شرعی کودتا محاکمه و اعدام شد اما نکته مهم این است که در این محاکمه و اعدام هم " غرب زده ها" نقش اصلی را نداشتند بلکه این ماجرا توسط خود روحانیون کارگردانی می شد!
مکاتبات بین سید عبدالله بهبهانی و سید کاظم طباطبایی با علمای نجف باعث شد که مراجع تقلید نجف معروف به آیات ثلاث در تلگرافی که در تاریخ ۲۹ ذیقعده ۱۳۲۵ هجری قمری فرستادند شیخ فضل الله نوری را "مفسد" اعلام کنند! حکم مفسد بودن شیخ فضل الله امضای آیت الله العظمی محمد حسین نجل میرزا خلیل، آیت الله العظمی محمد کاظم خراسانی و آیت الله العظمی عبدالله مازندرانی را دارد!
قاضی دادگاهی که شیخ فضل الله را محاکمه و به اعدام محکوم کرد "شیخ ابراهیم زنجانی" بود. این مرد ۲۰ سال در حوزه علمیه نجف علوم دینی خوانده بود و شاگرد آخوند خراسانی، شیخ محمد لاهیجی و حاجی میرزا خلیل بود
این که اعدام شیخ فضل الله نوری اقدامی غلط بوده یک مساله است و این که این کار غلط را به گردن کسانی غیر از آمرین و عاملین آن بیاندازیم امر دیگری است. بحث درست و غلط بودن این اقدام یک بحث تحلیلی و حقوقی است که هر فرد و جریانی بسته به گرایش سیاسی و فلسفی خود می تواند رأیی متفاوت داشته باشد اما این که این اقدام را از دوش کارگردانان اصلی آن برداریم و به دوش دیگران بیاندازیم تحریف تاریخ است و تحریف تاریخ در سطح کلان و اجتماعی باعث افکار بیمارگونه، تصمیمات غلط و حرکت های اجتماعی بیمار می شود.
چگونه انتظار داریم ملتی که تاریخ خود را نمی داند تصمیمات درست بگیرد؟!
🖊️محمدرضا سرگلزایی
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
WhatsApp.com
انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان (صدای تاریخ)
WhatsApp Group Invite
Forwarded from سهام نیوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅جاده کازرون به شیراز.
سیلی که خرابیها و خسارات زیادی به بار آورده ولی صحنه هایی زیبایی را هم خلق کرده.
@Sahamnewsorg
سیلی که خرابیها و خسارات زیادی به بار آورده ولی صحنه هایی زیبایی را هم خلق کرده.
@Sahamnewsorg
✅*حجاب زنان یا خویشتنداری مردان؟*
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
*گر آیین ِ تو رویْ بربستن است*
*در آیین ما چشمْ دربستن است!*
در *"اسکندرنامه" نظامی*، هنگامیکه اسکندر به دشت قِفچاق/قِبچاق میرسد، با *گروهی از زنان بینقاب و بیحجاب* روبرو میشود. سپاهیان اسکندر میل به کامجویی از زنان دارند و اسکندر با بزرگان آن سرزمین به گفتگو و جدل میپردازد. ادامه ماجرا و پاسخ بزرگان و پیران قبچاق به اسکندر را، از زبان گویا و شیرین نظامی میخوانیم(توضیحات لازم را در پایین ابیات آوردهام):
بیابان همه خیلِ قِفچاق دید
در او لعبتانِ سمنساق دید
*توضیح:* تمام بیابان و دشت را پوشیده از زیبارویان و لعبتان قفچاقی دید.
در ابیات بعد، وصفی از این *زیبارویان* ارایه میدهد:
به گرمی چو آتش، به نرمی چو آب
فروزانتر از ماه و از آفتاب
همه تنگچشمانِ مردم فریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
*نقابی نه بر صفحهی رویشان*
*نه باک از برادر نه از شویشان!*
*توضیح:* این زنان زیبارو نقاب و حجاب مرسوم و متعارف ندارند و بیم و باکی از برادر و شوهرشان نیز ندارند.
سپاهی عزبپیشه و تنگیاب
چو دیدند روئی چنان بی نقاب-
ز تابِ جوانی به جوش آمدند
در آن داوری سختکوش آمدند!
*توضیح:* سپاه اسکندر که اکثرا مردان جوان و کمطاقت و دور از زن و همسر خویش هستند، هنگامیکه این زیبارویان را میبینند عنان از کف میدهند و سودای کامجویی در سر میپرورانند.
*کس از بیم ِ شه، تُرکتازی نکرد*
*بدان لعبتان دستیازی نکرد!*
*توضیح:* اما از ترس اسکندر، دست از پا خطا نمیکنند!
چو شه دید خوبانِ آن راه را
نه خوب آمد آن قاعدت شاه را
*توضیح:* هنگامیکه اسکندر زیبارویان را دید، این قاعده و روش بیحجابی آنان را نپسندید و او را خوش نیامد.
پریپیکران دید چون سیمِ ناب
*سپاهی همه تشنه، و ایشان چو آب!*
ز محتاجی لشگر اندیشه کرد
*که زن، زن بوَد -بیگمان- مرد، مرد!*
*توضیح:* اسکندر که نظارهگر زنان پریپیکر و سپید اندام بود، و تشنگی روحی و میل سربازان خود را نیز میدید؛ اندیشه کرد که هنگام نیاز و احتیاج، تمایلات و خواستههای جنسی زنان و مردان امری آشکار و محتمل است.
یکی روز همت بدان کار داد
بزرگان قفچاق را بار داد
*توضیح:* اسکندر، بزرگان قفچاق را به دیدار و صحبت در این باب فرا میخواند.
پس از آنک شاهانه بنواختشان
به تشریفِ خود سر برافراختشان-
*به پیران ِ قفچاق -پوشیده- گفت*
*که زن، روی پوشیده بِهْ در نهفت!*
*توضیح:* اسکندر، نهانی و در خلوت به بزرگان قفچاق گفت که زن اگر با حجاب و درنهان باشد بهتر است، نه اینگونه بیحجاب و راهزن دین و دل!
*زنی کو نماید به بیگانه روی*
*ندارد شکوهِ خود و شرمِ شوی!*
*توضیح:* زنی که پیش بیگانگان و نامحرمان حجاب ندارد، شکوه خویشتن و آبروی شوهر خود را به باد خواهد داد!
اگر زن خود از سنگ و آهن بود
چو زن نام دارد، نه هم زن بود؟!
*توضیح:* زن حتی اگر از سنگ و آهن باشد؛ اما مگر نه اینکه بالاخره زن است؟! (بازهم به حکمِ اینکه زن است، بهتر نیست که شئون ِ زن بودن و زنانگی خود را حفظ کند؟!)
▪️ *اکنون بزرگان قفچاق پاسخ میدهند:*
چو آن دشتبانانِ شوریده راه
شنیدند یک یک سخنهای شاه
*سر از حکمِ آن داوری تافتند*
*که آیین خود را چنان یافتند*
*توضیح:* بزرگان قفچاق بعد از شنیدن سخنان اسکندر، از سخن و داوری او سرپیچیدند؛ چراکه از آیین و عرف پوشش و حجاب زنان خود بهدرستی آگاه و مطلع بودند و آن را مطابق اصول خود میدیدند.
-به تسلیم- گفتند: ما بندهایم
به میثاق خسرو شتابندهایم
*ولی رویبستن ز میثاق نیست!*
*که این خصلت آیین قفچاق نیست!*
*توضیح:* و بیان کردند که هرچند ما تسلیم و فرمانبر تو هستیم ای شاه، اما رعایت حجاب(چنانکه مدنظر شماست)، از دایرهی عهد و میثاق ما بیرون است و آیین ما قفچاقیان چیزی جز این است!
*گر آیین ِ تو رویْ بربستن است*
*در آیین ما چشمْ دربستن است!*
*توضیح:* اگر در آیین شما رعایت حجاب اصل و شرط است، در آیین ما چشمبرهم نهادن و خویشتنداری مردان شرط است!
*چو در روی بیگانه نادیده به*
*جنایت نه بر روی، بر دیده به!*
*توضیح:* از آنجاکه دیدن ِ روی نامحرمان شرط درستی و تربیت است و بهتر است که چنین باشد؛ پس جنایت و محاکمه را باید به چشم متوجه ساخت، نه روی! (یعنی اگر دستدرازی و گناهی اتفاق افتاد، باید نخست چشم گناهکار را مجازات کرد نه روی بیحجاب را!)
*وگر شاه را ناید از ما درشت*
*چرا بایدش دید در روی و پشت؟!*
*توضیح:* و اگر شاه از این سخن درشت و صریح ما ناراحت نمیشود، چرا خود و سپاهیانت بدون اجازه و رعایت حرمت، چشم به پشت و روی زنان نامحرم میدوزید؟!
*عروسان ما را بس است این حصار*
*که با حجلهی کس ندارند کار!*
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
*گر آیین ِ تو رویْ بربستن است*
*در آیین ما چشمْ دربستن است!*
در *"اسکندرنامه" نظامی*، هنگامیکه اسکندر به دشت قِفچاق/قِبچاق میرسد، با *گروهی از زنان بینقاب و بیحجاب* روبرو میشود. سپاهیان اسکندر میل به کامجویی از زنان دارند و اسکندر با بزرگان آن سرزمین به گفتگو و جدل میپردازد. ادامه ماجرا و پاسخ بزرگان و پیران قبچاق به اسکندر را، از زبان گویا و شیرین نظامی میخوانیم(توضیحات لازم را در پایین ابیات آوردهام):
بیابان همه خیلِ قِفچاق دید
در او لعبتانِ سمنساق دید
*توضیح:* تمام بیابان و دشت را پوشیده از زیبارویان و لعبتان قفچاقی دید.
در ابیات بعد، وصفی از این *زیبارویان* ارایه میدهد:
به گرمی چو آتش، به نرمی چو آب
فروزانتر از ماه و از آفتاب
همه تنگچشمانِ مردم فریب
فرشته ز دیدارشان ناشکیب
*نقابی نه بر صفحهی رویشان*
*نه باک از برادر نه از شویشان!*
*توضیح:* این زنان زیبارو نقاب و حجاب مرسوم و متعارف ندارند و بیم و باکی از برادر و شوهرشان نیز ندارند.
سپاهی عزبپیشه و تنگیاب
چو دیدند روئی چنان بی نقاب-
ز تابِ جوانی به جوش آمدند
در آن داوری سختکوش آمدند!
*توضیح:* سپاه اسکندر که اکثرا مردان جوان و کمطاقت و دور از زن و همسر خویش هستند، هنگامیکه این زیبارویان را میبینند عنان از کف میدهند و سودای کامجویی در سر میپرورانند.
*کس از بیم ِ شه، تُرکتازی نکرد*
*بدان لعبتان دستیازی نکرد!*
*توضیح:* اما از ترس اسکندر، دست از پا خطا نمیکنند!
چو شه دید خوبانِ آن راه را
نه خوب آمد آن قاعدت شاه را
*توضیح:* هنگامیکه اسکندر زیبارویان را دید، این قاعده و روش بیحجابی آنان را نپسندید و او را خوش نیامد.
پریپیکران دید چون سیمِ ناب
*سپاهی همه تشنه، و ایشان چو آب!*
ز محتاجی لشگر اندیشه کرد
*که زن، زن بوَد -بیگمان- مرد، مرد!*
*توضیح:* اسکندر که نظارهگر زنان پریپیکر و سپید اندام بود، و تشنگی روحی و میل سربازان خود را نیز میدید؛ اندیشه کرد که هنگام نیاز و احتیاج، تمایلات و خواستههای جنسی زنان و مردان امری آشکار و محتمل است.
یکی روز همت بدان کار داد
بزرگان قفچاق را بار داد
*توضیح:* اسکندر، بزرگان قفچاق را به دیدار و صحبت در این باب فرا میخواند.
پس از آنک شاهانه بنواختشان
به تشریفِ خود سر برافراختشان-
*به پیران ِ قفچاق -پوشیده- گفت*
*که زن، روی پوشیده بِهْ در نهفت!*
*توضیح:* اسکندر، نهانی و در خلوت به بزرگان قفچاق گفت که زن اگر با حجاب و درنهان باشد بهتر است، نه اینگونه بیحجاب و راهزن دین و دل!
*زنی کو نماید به بیگانه روی*
*ندارد شکوهِ خود و شرمِ شوی!*
*توضیح:* زنی که پیش بیگانگان و نامحرمان حجاب ندارد، شکوه خویشتن و آبروی شوهر خود را به باد خواهد داد!
اگر زن خود از سنگ و آهن بود
چو زن نام دارد، نه هم زن بود؟!
*توضیح:* زن حتی اگر از سنگ و آهن باشد؛ اما مگر نه اینکه بالاخره زن است؟! (بازهم به حکمِ اینکه زن است، بهتر نیست که شئون ِ زن بودن و زنانگی خود را حفظ کند؟!)
▪️ *اکنون بزرگان قفچاق پاسخ میدهند:*
چو آن دشتبانانِ شوریده راه
شنیدند یک یک سخنهای شاه
*سر از حکمِ آن داوری تافتند*
*که آیین خود را چنان یافتند*
*توضیح:* بزرگان قفچاق بعد از شنیدن سخنان اسکندر، از سخن و داوری او سرپیچیدند؛ چراکه از آیین و عرف پوشش و حجاب زنان خود بهدرستی آگاه و مطلع بودند و آن را مطابق اصول خود میدیدند.
-به تسلیم- گفتند: ما بندهایم
به میثاق خسرو شتابندهایم
*ولی رویبستن ز میثاق نیست!*
*که این خصلت آیین قفچاق نیست!*
*توضیح:* و بیان کردند که هرچند ما تسلیم و فرمانبر تو هستیم ای شاه، اما رعایت حجاب(چنانکه مدنظر شماست)، از دایرهی عهد و میثاق ما بیرون است و آیین ما قفچاقیان چیزی جز این است!
*گر آیین ِ تو رویْ بربستن است*
*در آیین ما چشمْ دربستن است!*
*توضیح:* اگر در آیین شما رعایت حجاب اصل و شرط است، در آیین ما چشمبرهم نهادن و خویشتنداری مردان شرط است!
*چو در روی بیگانه نادیده به*
*جنایت نه بر روی، بر دیده به!*
*توضیح:* از آنجاکه دیدن ِ روی نامحرمان شرط درستی و تربیت است و بهتر است که چنین باشد؛ پس جنایت و محاکمه را باید به چشم متوجه ساخت، نه روی! (یعنی اگر دستدرازی و گناهی اتفاق افتاد، باید نخست چشم گناهکار را مجازات کرد نه روی بیحجاب را!)
*وگر شاه را ناید از ما درشت*
*چرا بایدش دید در روی و پشت؟!*
*توضیح:* و اگر شاه از این سخن درشت و صریح ما ناراحت نمیشود، چرا خود و سپاهیانت بدون اجازه و رعایت حرمت، چشم به پشت و روی زنان نامحرم میدوزید؟!
*عروسان ما را بس است این حصار*
*که با حجلهی کس ندارند کار!*
WhatsApp.com
انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان (صدای تاریخ)
WhatsApp Group Invite
*توضیح:* زیبارویان و زنان ما را همینقدر تعهد و فهمیدگی بس که با حریم و خوابگاه کسی کار ندارند؛ و دخالت و تجسس نابجا و ناروا در زندگی کسی نمیکنند.
*به بُرقع مکن رویِ این خلق ریش*
*تو شو برقع انداز بر چشم ِ خویش!*
*توضیح:* با اسباب و فتوای حجاب و روبنده، چهره و زندگی زنان ما و ما را آزرده و مجروح نکن، تو اگر هنر و مردانگیای داری نقاب و حجابی بر چشم خود و سپاهیانت بینداز!
*کسی کو کند دیده را در نقاب*
*نه در ماه بیند، نه در آفتاب!*
*توضیح:* اگر کسی نقاب و حجاب واقعی بر چشم خود بگذارد، حتی به زیباترین زنان ِ همچون ماه و آفتاب نیز نگاه و نظر سوئی نخواهد داشت!
جهاندار اگر زانکه فرمان دهد
ز ما هر که خواهد، بر او جان دهد
بلی، شاه را جمله فرمان بریم
*ولیکن ز آیین خود نگذریم!*
*توضیح:* اگر شاه امر کند، همه ما برای او جان خواهیم داد؛ اما محال است که عرف و آیین خود را زیر پا بگذاریم!
چو بشنید شاه آن زبان آوری
زبون شد زبانش در آن داوری!
*توضیح:* اسکندر چون قدرت استدلال و زبانآوری آنان را دید، بیپاسخ و ناتوان ماند!
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
*به بُرقع مکن رویِ این خلق ریش*
*تو شو برقع انداز بر چشم ِ خویش!*
*توضیح:* با اسباب و فتوای حجاب و روبنده، چهره و زندگی زنان ما و ما را آزرده و مجروح نکن، تو اگر هنر و مردانگیای داری نقاب و حجابی بر چشم خود و سپاهیانت بینداز!
*کسی کو کند دیده را در نقاب*
*نه در ماه بیند، نه در آفتاب!*
*توضیح:* اگر کسی نقاب و حجاب واقعی بر چشم خود بگذارد، حتی به زیباترین زنان ِ همچون ماه و آفتاب نیز نگاه و نظر سوئی نخواهد داشت!
جهاندار اگر زانکه فرمان دهد
ز ما هر که خواهد، بر او جان دهد
بلی، شاه را جمله فرمان بریم
*ولیکن ز آیین خود نگذریم!*
*توضیح:* اگر شاه امر کند، همه ما برای او جان خواهیم داد؛ اما محال است که عرف و آیین خود را زیر پا بگذاریم!
چو بشنید شاه آن زبان آوری
زبون شد زبانش در آن داوری!
*توضیح:* اسکندر چون قدرت استدلال و زبانآوری آنان را دید، بیپاسخ و ناتوان ماند!
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
WhatsApp.com
انجمن علمی معلمان تاریخ اصفهان (صدای تاریخ)
WhatsApp Group Invite
✅نفرات برتر کنکور اعلام شد
🔻نفرات برتر کنکور تجربی :
▫️ فرناز حسن زاده از بویراحمد
▫️ علیرضا دهقانی از یزد
▫️ صبا رضایی
▫️ محمد طاها رنجی از ارومیه
▫️ نگار هاشم زاده از تبریز
▫️ ارشیا انتظاری ابوخیلی
▫️ رضا نوری از ارومیه
▫️ سید علوی خوشحال از سبزوار
▫️ امیرمهدی امامی از زنجان
🔻نفرات برتر کنکور رشته انسانی:
▫️ محمد بهرامی از کرمانشاه
▫️ مائده ملکی از تبریز
▫️ مهرناز سیدی از مشهد
▫️ امیرمهدی طبار از تهران
▫️ پرهام سنکیان از مشهد
▫️ احسان کلاته عربی از مشهد
▫️ حدیث گرجی ، سوگند بیگلری از تهران
▫️ مطهره قربان علی از اراک
▫️ علیرضا نصیری از شمیرانات
🔻نفرات برتر رشته ریاضی:
▫️ حسین سید مهدی جاسبی از تهران
▫️ امیرپارسا بهرامی از تهران
▫️ علیرضا ملک حسینی از تهران
▫️ امیرهمایون شریفی زاده از گرگان
▫️ پوریا غفوری از یزد
▫️ امیر ماهان معصومی از اصفهان
▫️ محمد پارسا قادر احمدی از تهران
▫️ آرمین خسروی از تهران
▫️ شایان بقایی نژاد از مشهد
▫️ سبحان لطفی از نیشابور
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔻نفرات برتر کنکور تجربی :
▫️ فرناز حسن زاده از بویراحمد
▫️ علیرضا دهقانی از یزد
▫️ صبا رضایی
▫️ محمد طاها رنجی از ارومیه
▫️ نگار هاشم زاده از تبریز
▫️ ارشیا انتظاری ابوخیلی
▫️ رضا نوری از ارومیه
▫️ سید علوی خوشحال از سبزوار
▫️ امیرمهدی امامی از زنجان
🔻نفرات برتر کنکور رشته انسانی:
▫️ محمد بهرامی از کرمانشاه
▫️ مائده ملکی از تبریز
▫️ مهرناز سیدی از مشهد
▫️ امیرمهدی طبار از تهران
▫️ پرهام سنکیان از مشهد
▫️ احسان کلاته عربی از مشهد
▫️ حدیث گرجی ، سوگند بیگلری از تهران
▫️ مطهره قربان علی از اراک
▫️ علیرضا نصیری از شمیرانات
🔻نفرات برتر رشته ریاضی:
▫️ حسین سید مهدی جاسبی از تهران
▫️ امیرپارسا بهرامی از تهران
▫️ علیرضا ملک حسینی از تهران
▫️ امیرهمایون شریفی زاده از گرگان
▫️ پوریا غفوری از یزد
▫️ امیر ماهان معصومی از اصفهان
▫️ محمد پارسا قادر احمدی از تهران
▫️ آرمین خسروی از تهران
▫️ شایان بقایی نژاد از مشهد
▫️ سبحان لطفی از نیشابور
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
👍1
✅پولاک؛ پزشک اتریشی ناصرالدین شاه درباره زرتشتیان ایران چنین می نویسد:
زرتشتیان به تعداد کم در شهرهای یزد و کرمان سکنی دارند. آنان به عنوان بازرگان و اقتصاددان از شهرت بسیار برخوردارند.
پشتکار، بردباری و درستی آنها زبانزد است؛ در کار تجارت با هندوستان دلالی میکنند و صاحب چند کاروانسرا در تهران، اصفهان و شیراز هستند.
با یکدیگر به فرس قدیم سخن میگویند و روحانی آنها موبد نامیده میشود. گورستانشان در جاهای دورافتاده قرار دارد و آنطور که معروف است اجساد مردگان خود را چنان قرار میدهند که طعمه مرغان شکاری شود.
زرتشتیان که طبق قوانین دینی ایران نجس و ناپاک محسوب میشوند حق ندارند به گرمابههای مسلمانان وارد شوند و میتوانند فقط به حمام های ارمنیان و یهودیان بروند.
از جشنهای مذهبی، فقط نوروز را با مسلمانان مشترک دارند و بهتر بگوئیم مسلمانان با آنها شریکند، زیرا این جشن را از گبرها به عاریت گرفتهاند. هرچند که شاه ایران دین دیگری دارد،
زرتشتیان در عمل وی را فرمانروای برحق میدانند و به عنوان جانشین کاووس و جمشید گرامیش میدارند. تعداد نفوس آنها طبق شمارش بین هشت تا نه هزار تن برآورد میشود.
«سفرنامه پولاک، رویه ۳۱»
🏛 | تاریخ ما
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
زرتشتیان به تعداد کم در شهرهای یزد و کرمان سکنی دارند. آنان به عنوان بازرگان و اقتصاددان از شهرت بسیار برخوردارند.
پشتکار، بردباری و درستی آنها زبانزد است؛ در کار تجارت با هندوستان دلالی میکنند و صاحب چند کاروانسرا در تهران، اصفهان و شیراز هستند.
با یکدیگر به فرس قدیم سخن میگویند و روحانی آنها موبد نامیده میشود. گورستانشان در جاهای دورافتاده قرار دارد و آنطور که معروف است اجساد مردگان خود را چنان قرار میدهند که طعمه مرغان شکاری شود.
زرتشتیان که طبق قوانین دینی ایران نجس و ناپاک محسوب میشوند حق ندارند به گرمابههای مسلمانان وارد شوند و میتوانند فقط به حمام های ارمنیان و یهودیان بروند.
از جشنهای مذهبی، فقط نوروز را با مسلمانان مشترک دارند و بهتر بگوئیم مسلمانان با آنها شریکند، زیرا این جشن را از گبرها به عاریت گرفتهاند. هرچند که شاه ایران دین دیگری دارد،
زرتشتیان در عمل وی را فرمانروای برحق میدانند و به عنوان جانشین کاووس و جمشید گرامیش میدارند. تعداد نفوس آنها طبق شمارش بین هشت تا نه هزار تن برآورد میشود.
«سفرنامه پولاک، رویه ۳۱»
🏛 | تاریخ ما
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅جیمز وب با گرفتن تصویری از کهکشان «چرخ گاری» رازهای بیشتری را فاش کرد
ناسا و آژانس فضایی اروپا روز سهشنبه دو اوت (۱۱ مرداد) اعلام کردند تلسکوپ فضایی جیمز وب در بین مقادیر عظیمی از غبار و در طول یک دوره زمانی، تصویر جدیدی از کهکشان «چرخ گاری» (Cartwheel) گرفته است که حلقه رنگی چرخان آن را با وضوح بیسابقهای نشان میدهد.
کهکشان «چرخ گاری» که در فاصله ۵۰۰ میلیون سال نوری از زمین در صورت فلکی مجسمهساز قرار دارد، شکل فعلی خود را طی یک برخورد تماشایی بین دو کهکشان به دست آورده است.
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
ناسا و آژانس فضایی اروپا روز سهشنبه دو اوت (۱۱ مرداد) اعلام کردند تلسکوپ فضایی جیمز وب در بین مقادیر عظیمی از غبار و در طول یک دوره زمانی، تصویر جدیدی از کهکشان «چرخ گاری» (Cartwheel) گرفته است که حلقه رنگی چرخان آن را با وضوح بیسابقهای نشان میدهد.
کهکشان «چرخ گاری» که در فاصله ۵۰۰ میلیون سال نوری از زمین در صورت فلکی مجسمهساز قرار دارد، شکل فعلی خود را طی یک برخورد تماشایی بین دو کهکشان به دست آورده است.
📚📚📚📚
https://chat.whatsapp.com/HIv05Nmc16jCQuaFjX7I57
💢 تاریخچه شکل گیری کافه ها و قهوه خانه ها در دوره قاجاریه
✅ با روی کار آمدن حکومت قاجاریه در ایران و برگزیدن تهران بهعنوان پایتخت، فصل جدیدی از فعالیت قهوهخانه در ایران و بهویژه تهران آغاز شد که در زمان سلطنت ناصرالدینشاه قاجار به نقطه اوج و شکوه خود رسید. در دوره قاجار قهوهخانهها همچون باشگاه و مرکز اجتماع مردم و کانون فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بود که به صورت آرام و بدون هیچ تشریفاتی اداره میشدند. مردم از هر گروه و صنفی ساعتی از اوقات بیکاری خود را در این محل میگذراندند. از آنجا که نهاد قهوهخانه را میشد در هر شهر و روستا، در مسیر جاده، کاروان قافلهها یافت. بنابراین محلی مناسب برای استراحت و نوشیدن چای و کشیدن قلیان و از همه مهمتر شنیدن و ردو بدل کردن اخبار شهر و روستا و وضعیت راهها و قافله های بین راه بودند، قهوهخانه محل گرد آمدن مردان بود و هرگز زنی در حال نوشیدن چای در قهوهخانهای دیده نمیشد، مگر در قهوهخانههای بین راه که برای آوردن تخممرغ، نان یا دوغ برای فروش به قهوهچی آمده بود.
✅ در دوره ناصرالدینشاه قاجار جنبههایی از تمدن جدید وارد ایران شد که بیشتر در شهر تهران به فعالیت پرداختند. یکی از این شاخصههای تمدن، نهاد نوبنیادی به نام کافه بود که در عهد ناصری حدود ۳۵باب از آن در تهران وجود داشت و بیشتر به جامعه روشنفکران تعلق داشت. اما همزمان ۵۱۴باب نیز قهوهخانه سنتی در تهران وجود داشت، از قهوهخانههای معتبر و معروف شهر تهران میتوان به قهوهخانه یوزباشی که در پشت شمسالعماره قرار گرفته بود، اشاره کرد که محل تجمع شاهزادگان، اعیان، افسران، سرداران قشون و… بود. هرگاه شاعری شعری نغز میسرود در این قهوهخانه برای نزدیکان شاه میخواند و در صورت مناسب بودن وی را به شاه معرفی میکردند تا صلهای دریافت کند. قهوهخانه معروف دیگر قهوهخانه قنبر بود که در خیابان ناصریه قرار داشت و بهدلیل سابقه ذهنی مردم از قهوهخانه قنبر در دوره صفویه ایجاد شده بود.
@tarbd
🔻ادامه این مطلب در لینک زیر
https://www.karkhanedar.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b4%da%a9%d9%84-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%82%d9%87%d9%88%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-2/
✅ با روی کار آمدن حکومت قاجاریه در ایران و برگزیدن تهران بهعنوان پایتخت، فصل جدیدی از فعالیت قهوهخانه در ایران و بهویژه تهران آغاز شد که در زمان سلطنت ناصرالدینشاه قاجار به نقطه اوج و شکوه خود رسید. در دوره قاجار قهوهخانهها همچون باشگاه و مرکز اجتماع مردم و کانون فعالیتهای سیاسی و اجتماعی بود که به صورت آرام و بدون هیچ تشریفاتی اداره میشدند. مردم از هر گروه و صنفی ساعتی از اوقات بیکاری خود را در این محل میگذراندند. از آنجا که نهاد قهوهخانه را میشد در هر شهر و روستا، در مسیر جاده، کاروان قافلهها یافت. بنابراین محلی مناسب برای استراحت و نوشیدن چای و کشیدن قلیان و از همه مهمتر شنیدن و ردو بدل کردن اخبار شهر و روستا و وضعیت راهها و قافله های بین راه بودند، قهوهخانه محل گرد آمدن مردان بود و هرگز زنی در حال نوشیدن چای در قهوهخانهای دیده نمیشد، مگر در قهوهخانههای بین راه که برای آوردن تخممرغ، نان یا دوغ برای فروش به قهوهچی آمده بود.
✅ در دوره ناصرالدینشاه قاجار جنبههایی از تمدن جدید وارد ایران شد که بیشتر در شهر تهران به فعالیت پرداختند. یکی از این شاخصههای تمدن، نهاد نوبنیادی به نام کافه بود که در عهد ناصری حدود ۳۵باب از آن در تهران وجود داشت و بیشتر به جامعه روشنفکران تعلق داشت. اما همزمان ۵۱۴باب نیز قهوهخانه سنتی در تهران وجود داشت، از قهوهخانههای معتبر و معروف شهر تهران میتوان به قهوهخانه یوزباشی که در پشت شمسالعماره قرار گرفته بود، اشاره کرد که محل تجمع شاهزادگان، اعیان، افسران، سرداران قشون و… بود. هرگاه شاعری شعری نغز میسرود در این قهوهخانه برای نزدیکان شاه میخواند و در صورت مناسب بودن وی را به شاه معرفی میکردند تا صلهای دریافت کند. قهوهخانه معروف دیگر قهوهخانه قنبر بود که در خیابان ناصریه قرار داشت و بهدلیل سابقه ذهنی مردم از قهوهخانه قنبر در دوره صفویه ایجاد شده بود.
@tarbd
🔻ادامه این مطلب در لینک زیر
https://www.karkhanedar.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b4%da%a9%d9%84-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%82%d9%87%d9%88%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-2/
کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
تاریخچه شکل گیری کافه ها و قهوه خانه ها در دوره قاجاریه - کارخانه دار - رسانه ویژه صنعت و صاحبان صنایع
با سقوط سلسله صفویه و روی کار آمدن حکومتهای افشار و زندیه، اثر و اطلاعی از نهاد قهوهخانه در ایران در دست نیست
Forwarded from معلومات عمومی
در عصر صفوی اعتماد الدوله لقب که بود؟
Anonymous Quiz
11%
محتسب
34%
قائم مقام
45%
وزیر اعظم
10%
سپه سالار
Forwarded from TV فوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان تایوان؛ این سرزمین مال کیست؟
🔹احتمالا برایتان عجیب باشد اما از سال ۱۹۴۹ دو کشور به نام چین در نقشههای دنیا وجود دارند!
🔹 یکی کشوری به نام جمهوری خلق چین با ۱ و نیم میلیارد نفر جمعیت، دیگری جزیرهای به اندازه مساحت استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان با ۲۴ میلیون جمعیت که خود را جمهوری چین یا تایوان مینامد.
🔹اگر در مورد دلیل اختلاف میان چین و تایوان کنجکاو هستید این ویدئو را تماشا کنید و برای دوستان خود ارسال کنید.
#ویدیو_کامنت
@TV_Fori
🔹احتمالا برایتان عجیب باشد اما از سال ۱۹۴۹ دو کشور به نام چین در نقشههای دنیا وجود دارند!
🔹 یکی کشوری به نام جمهوری خلق چین با ۱ و نیم میلیارد نفر جمعیت، دیگری جزیرهای به اندازه مساحت استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان با ۲۴ میلیون جمعیت که خود را جمهوری چین یا تایوان مینامد.
🔹اگر در مورد دلیل اختلاف میان چین و تایوان کنجکاو هستید این ویدئو را تماشا کنید و برای دوستان خود ارسال کنید.
#ویدیو_کامنت
@TV_Fori
✅ادب باستانی ایرانیان
هرودوت مورخ یونان باستان چنین می نویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خودداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گوناگون و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پر خوارگی پرهیز داشتند، هنگام راه رفتن چیزی نمی خورند.
@tarbd
🏛 @tarikhema | تاریخ ما
@tarbd
هرودوت مورخ یونان باستان چنین می نویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خودداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گوناگون و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پر خوارگی پرهیز داشتند، هنگام راه رفتن چیزی نمی خورند.
@tarbd
🏛 @tarikhema | تاریخ ما
@tarbd
Forwarded from معلومات عمومی
مدرسه چهار باغ اصفهان از اثار کدام سلسله است؟
Anonymous Quiz
51%
صفویان
21%
صفاریان
21%
قاجاریان
7%
ساسانیان
VID-20220804-WA0005.mp4
4.5 MB
🔴 انیمیشن باز سازی شده از شهر تیسفون پایتخت ساسانیان
🔹 این کلیپ فوق العاده شهر"انبار" که یکی از هفت شهر تیسفون بوده را نشان میدهد و که طاق کسری در آن قرار دارد. این هفت شهر به حدی رؤیایی بوده که در ادبیات عرفانی "هفت شهر عشق" از آن اقتباس شده است.
🔹 اگر چه تیسفون واقعی بزرگتر و بسیار سرسبزتر بوده است اما معماری فوق العادهی شهر و استفاده از رنگ آبی در تک تک ساختمان های شهر به زیبایی به نمایش در آمده است.
🔹 معماری طلایی ایرانی در این انیمیشن کاملا مشهود است و شهرهایی چون شیراز و اصفهان و یزد نیز شبیه همین معماری را دارا میباشند.
🔹 هفت شهر تیسفون در دوران باستان زیباترین شهر جهان بوده بهطوری که رومیانی که از این شهر بازدید کردند، این شهر را ساخته دست پریان دانستند و اعراب نیز پس از ورود به این شهر آن را همان بهشت وعده داده شده قلمداد کردند...
#تاریخ #سرزمین_کهن #سرزمین_باستانی #فرهنگ #تمدن #پارس #پرشیا #ساسانیان #تیسفون #ایران #دور_از_تو_اندیشه_بدان
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔹 این کلیپ فوق العاده شهر"انبار" که یکی از هفت شهر تیسفون بوده را نشان میدهد و که طاق کسری در آن قرار دارد. این هفت شهر به حدی رؤیایی بوده که در ادبیات عرفانی "هفت شهر عشق" از آن اقتباس شده است.
🔹 اگر چه تیسفون واقعی بزرگتر و بسیار سرسبزتر بوده است اما معماری فوق العادهی شهر و استفاده از رنگ آبی در تک تک ساختمان های شهر به زیبایی به نمایش در آمده است.
🔹 معماری طلایی ایرانی در این انیمیشن کاملا مشهود است و شهرهایی چون شیراز و اصفهان و یزد نیز شبیه همین معماری را دارا میباشند.
🔹 هفت شهر تیسفون در دوران باستان زیباترین شهر جهان بوده بهطوری که رومیانی که از این شهر بازدید کردند، این شهر را ساخته دست پریان دانستند و اعراب نیز پس از ورود به این شهر آن را همان بهشت وعده داده شده قلمداد کردند...
#تاریخ #سرزمین_کهن #سرزمین_باستانی #فرهنگ #تمدن #پارس #پرشیا #ساسانیان #تیسفون #ایران #دور_از_تو_اندیشه_بدان
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍قدیمیترین نوحه ضبطشده در ایران
🔸این نوحه که در دوره قاجار ضبط شده به «نوحه جبرییل» مشهور است؛ با شعری منسوب به ناصرالدین شاه قاجار و خوانندهای ناشناس.
📌 پایگاه اصفهان خبر
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔸این نوحه که در دوره قاجار ضبط شده به «نوحه جبرییل» مشهور است؛ با شعری منسوب به ناصرالدین شاه قاجار و خوانندهای ناشناس.
📌 پایگاه اصفهان خبر
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
VID-20220804-WA0016.mp4
10.7 MB
#ملک الشعرا بهار شاعر و فعال اجتماعی مشروطه خواه بی شک از تاثیرگذار ترین کنشگران سده اخیر ایران است.
عدالت و آزادی خواهی از آرمانهای همیشگی وی بوده در این راه مرارت ها کشید.
تصنیف حاضر محصول سالهای زندان اوست که با ملودی #مرتضی_نی_داوود همراه و توسط #قمرالملوک وزیری در سالهای دور خوانده شده.
«ای دل آواره»
ملودی: منسوب به مرتضى نى داوود
کلام : #ملك_الشعرا_بهار
تنظیم و تار: مهران مهرنیا
خواننده: فایضه کامیاب
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
عدالت و آزادی خواهی از آرمانهای همیشگی وی بوده در این راه مرارت ها کشید.
تصنیف حاضر محصول سالهای زندان اوست که با ملودی #مرتضی_نی_داوود همراه و توسط #قمرالملوک وزیری در سالهای دور خوانده شده.
«ای دل آواره»
ملودی: منسوب به مرتضى نى داوود
کلام : #ملك_الشعرا_بهار
تنظیم و تار: مهران مهرنیا
خواننده: فایضه کامیاب
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅۱۴ مرداد سالروز صدور فرمان مشروطه...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ مشروطه ای که روز ملی نیست!!!
میخواهم به عنوان یک شهروند چند کلمهای دربارۀ 14 مرداد بنویسم.
اوّل آنکه برای هر رطب و یابسی یک روز ملّی در تقویم ما جعل و جاسازی شده است. خود این واقعیت یعنی قلم به دست کسانی است که درکی از حیثیت و خاصیت فرهنگی چیزی به عنوان روز ملّی ندارند، یا آنکه عمداً آن را نیز مثل خیلی چیزهای دیگر به ملعبهای مبتذل و خالی از معنا تبدیل کردهاند. نمیشود این همه روز ملّی فلان و روز ملّی بهمان داشت. اگر کسی نظریۀ مطلوبیت نهایی را نخوانده باشد، لااقل تمثیل مختصر و مفید سعدی را که دیگر باید شنیده باشد:
گر همه شب قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.
دوم، با وجود این همه روز ملّی، ذیل روز 14 مرداد نوشته میشود: سالروز صدور فرمان مشروطه. این یعنی سالروز مشروطیت به اندازۀ خیلی از این روزهای ملّی ساختگی و «بهفرموده» که تقویم ما را انباشتهاند اهمیت ندارد. و من این چند کلمه را مینویسم تا بگویم اتفاقاً این روز به عنوان روز تغییر هویت ما ایرانیان مهمترین روز ملّی و شایستۀ گرامیداشت تقویم است.
امّا روز ملّی یعنی چه؟ معمولاً اگر کسی کمابیش از زندگیاش راضی باشد، سالگرد ازدواج یا روز تولّد عزیزانش را «شخصاً» گرامی میدارد. به عنوان روز سرنوشتساز یاری بخت. روز دریافت موهبتی که زندگیاش را رشد داده و به مسیر دیگر و بهتری هدایت کرده است. میدانیم که بیاعتنایی به سالگرد ازدواج یا به معنای نارضایی تلقّی میشود یا غفلت و حقناشناسی ( و این دومی همان کفر نعمتی است که ناباورانه نعمت را از کف بیرون میکند). به همین ترتیب خاطرۀ جمعی ما نیز مثل زندگی شخصیمان ممکن است حاوی رویدادهای مهمّی باشد که در حکم موهبتهایی سرنوشتساز، تاریخ را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند. رویدادهایی آبستن معنا و هویتی جدید برای همۀ ما.
دوست دارید رعیّت خطاب شوید یا شهروند؟ وقتی در مرزباننامه میخوانید «رعیّت به اطفال نارسیده ماند و پادشاه به مادر مهربان»، ذوق میکنید یا پوزخند میزنید؟ خود را مطیع ارادۀ مطلق و بیقید و شرط حکومت میدانید، یا تابع قانونی که ضامن حقوق شهروندان است؟ این سؤالات را از عوامترین کسانی که میشناسید بپرسید و ببینید چه پاسخ میدهند. و فراموش نکنید که ۱۱۶ سال قبل این سؤالها یا نامفهوم بودند یا پاسخهایی کاملاً متفاوت دریافت میکردند. بدیهی بودن پاسخهای امروز، حاصل جانها و زخمها و حبسها و مرارتهای کسانی است که حالا به زحمت ممکن است یاد وسنگ قبری از آنان یافت شود.
اگر ایران دهۀ شصت را از سر گذراند و به کرۀ شمالی یا مردابی مرگزدهتر از آن تبدیل نشد، اگر روح طلب حق از جسم به کما رفتۀ این مردم رخت برنبست، اگر سرکنگبینهای استبداد صفرای آزادیخواهی افزود، اگر در این همآوردی ناجوانمردانه تن چاکچاک آزادی سالهاست به پل رفته امّا هنوز شانهاش به خاک نمیرسد، و اگر هنوز مفهومی به عنوان «هموطن بودن» برایمان باقی مانده تا لااقل دلمان به دور انداختن استخوان هم رضا ندهد و بلکه پلی باشد به سوی درک مفهوم شریفتر بنیآدمی که فارغ از دین و نژاد و ملیّت از یک گوهرند، همۀ اینها را مدیون خونهای ریخته و جانهای آزردۀ کسانی هستیم که برای نخستین بار در طول تاریخ سلاح برداشتند و راهی تهران شدند امّا نه به طمع فروکشیدن شاه و غارت اموالش بلکه به نیّت محدود و مشروط کردن اختیارات او به حدود قانون.
این درس کوچکی نبود. درست است که آن مجاهدان اعتقاد بیتردید و درک دقیقی نسبت به راه تازه گشودۀ خود نداشتند و درست است که بعدها نیز خطر حکومت مطلقه و تجاوز حاکمان به قانون همواره زیر سایۀ خطرات دیگری مثل عقبماندگی اقتصادی و مشکل امنیتی و حفظ تمامیت ارضی قرار گرفت و کمرنگ جلوه داده شد امّا بعضی درسها آن قدر بزرگ و اثرگذارند که مسیر زندگی را تغییر میدهند، حتّی اگر آنها را درست نفهمیده باشید و در آزمونشان ده باره و صدباره مردود شده باشید. فرکانس بعضی بانگها چنان با ذات انسانی هماهنگی دارد که وقتی بلند شدند دیگر طنینشان فرو نخواهد خسبید؛ هرچند هم که ضعیف و نحیف شده باشد.
مشروطهخواهان ایرانی سنگ تمام نگذاشتند. امّا هرکه پس از آنها به امید اصلاح امور از رفاه شخصیاش مایه گذاشت و وارد گود فعالیت اجتماعی عملی و نظری شد تا آیندۀ بهتری برای آیندگان به میراث بماند، همان سنگ ناتمام را سنگ بنا قرار داد. هیچکس نمیتواند از این دستاورد تاریخی اعلام استغنا و استقلال کند؛ نه طیف فراگیر تفکّرات سوسیالیستی، نه ما لیبرالهای همیشه اقلیت، و نه حتّی محافظهکاران استبدادطلبی که اگر براندازی میراث مشروطه برایشان ممکن بود به روز ملّی ننامیدن امروز کفایت نمیکردند، بلکه به راحتی از تقویم حذفش میکردند.
📝بهلول
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
میخواهم به عنوان یک شهروند چند کلمهای دربارۀ 14 مرداد بنویسم.
اوّل آنکه برای هر رطب و یابسی یک روز ملّی در تقویم ما جعل و جاسازی شده است. خود این واقعیت یعنی قلم به دست کسانی است که درکی از حیثیت و خاصیت فرهنگی چیزی به عنوان روز ملّی ندارند، یا آنکه عمداً آن را نیز مثل خیلی چیزهای دیگر به ملعبهای مبتذل و خالی از معنا تبدیل کردهاند. نمیشود این همه روز ملّی فلان و روز ملّی بهمان داشت. اگر کسی نظریۀ مطلوبیت نهایی را نخوانده باشد، لااقل تمثیل مختصر و مفید سعدی را که دیگر باید شنیده باشد:
گر همه شب قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی.
دوم، با وجود این همه روز ملّی، ذیل روز 14 مرداد نوشته میشود: سالروز صدور فرمان مشروطه. این یعنی سالروز مشروطیت به اندازۀ خیلی از این روزهای ملّی ساختگی و «بهفرموده» که تقویم ما را انباشتهاند اهمیت ندارد. و من این چند کلمه را مینویسم تا بگویم اتفاقاً این روز به عنوان روز تغییر هویت ما ایرانیان مهمترین روز ملّی و شایستۀ گرامیداشت تقویم است.
امّا روز ملّی یعنی چه؟ معمولاً اگر کسی کمابیش از زندگیاش راضی باشد، سالگرد ازدواج یا روز تولّد عزیزانش را «شخصاً» گرامی میدارد. به عنوان روز سرنوشتساز یاری بخت. روز دریافت موهبتی که زندگیاش را رشد داده و به مسیر دیگر و بهتری هدایت کرده است. میدانیم که بیاعتنایی به سالگرد ازدواج یا به معنای نارضایی تلقّی میشود یا غفلت و حقناشناسی ( و این دومی همان کفر نعمتی است که ناباورانه نعمت را از کف بیرون میکند). به همین ترتیب خاطرۀ جمعی ما نیز مثل زندگی شخصیمان ممکن است حاوی رویدادهای مهمّی باشد که در حکم موهبتهایی سرنوشتساز، تاریخ را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند. رویدادهایی آبستن معنا و هویتی جدید برای همۀ ما.
دوست دارید رعیّت خطاب شوید یا شهروند؟ وقتی در مرزباننامه میخوانید «رعیّت به اطفال نارسیده ماند و پادشاه به مادر مهربان»، ذوق میکنید یا پوزخند میزنید؟ خود را مطیع ارادۀ مطلق و بیقید و شرط حکومت میدانید، یا تابع قانونی که ضامن حقوق شهروندان است؟ این سؤالات را از عوامترین کسانی که میشناسید بپرسید و ببینید چه پاسخ میدهند. و فراموش نکنید که ۱۱۶ سال قبل این سؤالها یا نامفهوم بودند یا پاسخهایی کاملاً متفاوت دریافت میکردند. بدیهی بودن پاسخهای امروز، حاصل جانها و زخمها و حبسها و مرارتهای کسانی است که حالا به زحمت ممکن است یاد وسنگ قبری از آنان یافت شود.
اگر ایران دهۀ شصت را از سر گذراند و به کرۀ شمالی یا مردابی مرگزدهتر از آن تبدیل نشد، اگر روح طلب حق از جسم به کما رفتۀ این مردم رخت برنبست، اگر سرکنگبینهای استبداد صفرای آزادیخواهی افزود، اگر در این همآوردی ناجوانمردانه تن چاکچاک آزادی سالهاست به پل رفته امّا هنوز شانهاش به خاک نمیرسد، و اگر هنوز مفهومی به عنوان «هموطن بودن» برایمان باقی مانده تا لااقل دلمان به دور انداختن استخوان هم رضا ندهد و بلکه پلی باشد به سوی درک مفهوم شریفتر بنیآدمی که فارغ از دین و نژاد و ملیّت از یک گوهرند، همۀ اینها را مدیون خونهای ریخته و جانهای آزردۀ کسانی هستیم که برای نخستین بار در طول تاریخ سلاح برداشتند و راهی تهران شدند امّا نه به طمع فروکشیدن شاه و غارت اموالش بلکه به نیّت محدود و مشروط کردن اختیارات او به حدود قانون.
این درس کوچکی نبود. درست است که آن مجاهدان اعتقاد بیتردید و درک دقیقی نسبت به راه تازه گشودۀ خود نداشتند و درست است که بعدها نیز خطر حکومت مطلقه و تجاوز حاکمان به قانون همواره زیر سایۀ خطرات دیگری مثل عقبماندگی اقتصادی و مشکل امنیتی و حفظ تمامیت ارضی قرار گرفت و کمرنگ جلوه داده شد امّا بعضی درسها آن قدر بزرگ و اثرگذارند که مسیر زندگی را تغییر میدهند، حتّی اگر آنها را درست نفهمیده باشید و در آزمونشان ده باره و صدباره مردود شده باشید. فرکانس بعضی بانگها چنان با ذات انسانی هماهنگی دارد که وقتی بلند شدند دیگر طنینشان فرو نخواهد خسبید؛ هرچند هم که ضعیف و نحیف شده باشد.
مشروطهخواهان ایرانی سنگ تمام نگذاشتند. امّا هرکه پس از آنها به امید اصلاح امور از رفاه شخصیاش مایه گذاشت و وارد گود فعالیت اجتماعی عملی و نظری شد تا آیندۀ بهتری برای آیندگان به میراث بماند، همان سنگ ناتمام را سنگ بنا قرار داد. هیچکس نمیتواند از این دستاورد تاریخی اعلام استغنا و استقلال کند؛ نه طیف فراگیر تفکّرات سوسیالیستی، نه ما لیبرالهای همیشه اقلیت، و نه حتّی محافظهکاران استبدادطلبی که اگر براندازی میراث مشروطه برایشان ممکن بود به روز ملّی ننامیدن امروز کفایت نمیکردند، بلکه به راحتی از تقویم حذفش میکردند.
📝بهلول
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from معلومات عمومی
اولین سلسه در ایران که پول کاغذی (شبیه اسکناس) را منتشر کرد کدام میباشد؟
Anonymous Quiz
28%
ساسانیان
30%
قاجاریه
24%
ایلخانیان
18%
صفویان
✅ معرفی 15 کتاب عاشورایی به قلم نویسندگان معاصر
📚1-شهید جاوید : نعمت اله صالحی نجف آبادی
📚2-پس از پنجاه سال، قیام امام حسین(ع) : سید جعفر شهیدی
📚3_ عاشورا شناسی : محمد اسفندیاری
📚4_نگاهی به حماسه حسینی شهید مطهری : نعمت الله صالحی نجف آبادی
📚5_زوایای ناپیدای نهضت امام حسین(ع) :احمد عابدینی
📚6_حسین وارث آدم : علی شریعتی
📚7_حماسه حسینی : مرتضی مطهری
📚8_فاجعه جهل مقدس :مصطفی محقق داماد
📚9_ درسایه سرو آزادی : عبدالعلی بازرگان
📚ده_التنزیه الاعمال الشبیه : سید محسن امین
📚11_سفر شهادت: سید موسی صدر
📚12_برترین هدف در برترین نهاد:عبد الله علائلی
📚 13_لولو ومرجآن : محدث نوری
📚14- عاشوراپژوهی : محمد صحتی سردرودی
📚15- تاملی در نهضت عاشورا: رسول جعفریان
✍مهدی احمدی اختیار
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚1-شهید جاوید : نعمت اله صالحی نجف آبادی
📚2-پس از پنجاه سال، قیام امام حسین(ع) : سید جعفر شهیدی
📚3_ عاشورا شناسی : محمد اسفندیاری
📚4_نگاهی به حماسه حسینی شهید مطهری : نعمت الله صالحی نجف آبادی
📚5_زوایای ناپیدای نهضت امام حسین(ع) :احمد عابدینی
📚6_حسین وارث آدم : علی شریعتی
📚7_حماسه حسینی : مرتضی مطهری
📚8_فاجعه جهل مقدس :مصطفی محقق داماد
📚9_ درسایه سرو آزادی : عبدالعلی بازرگان
📚ده_التنزیه الاعمال الشبیه : سید محسن امین
📚11_سفر شهادت: سید موسی صدر
📚12_برترین هدف در برترین نهاد:عبد الله علائلی
📚 13_لولو ومرجآن : محدث نوری
📚14- عاشوراپژوهی : محمد صحتی سردرودی
📚15- تاملی در نهضت عاشورا: رسول جعفریان
✍مهدی احمدی اختیار
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
📚کتاب نهضت امام حسین (ع ) و قیام کربلا از
دکتر زرگری نژاد کتاب محققانه ای است که
با دقت تمام جریان عاشورا
را از صد سال پیش از وقوع
مورد کنکاش قرار داده است.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
دکتر زرگری نژاد کتاب محققانه ای است که
با دقت تمام جریان عاشورا
را از صد سال پیش از وقوع
مورد کنکاش قرار داده است.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅جایگاه مذهب و تاریخ در صلح جهانی
درست در *تاریخ و مذهب* و سایر مباحث جدلی است که آموزش فعلی اساساً زیان آور می باشد. این موضوعات علایق و منافعی را که مدارس بخاطر آنها بوجود آمده است حفظ می کنند و این علایق مدارس را ابقا می دارند تا برخی اندیشه ها را تدریجاً به اذهان دانش آموزان القا نمایند. تاریخ در هر کشوری آنچنان تدریس می شود که گذشته ی آن کشور را عظیم بنمایاند:
بچه ها می آموزند که باور دارند کشورشان همیشه جانب حق را داشته و تقریباً همواره پیروز بوده و انسان های بزرگی را در دامن خود پرورده است و نیز در همه ی زمینه ها برتر از سایر کشورها می باشد. از آنجا که این احساسات وسوسه گر هستند به راحتی پذیرفته می شوند و بعدها به سختی براثر آگاهی از حقایق می توان آنرا نفی کرد.
یک نمونه ساده و کوچک را در نظر بگیرید .. حقایق مربوط به نبرد واترلو به تفصیل تشریح شده و به دقت موشکافانه ای صحت آن مورد ارزشیابی قرار گرفته است به طوری که هیچ محقق حقیقی از واقعیات این جنگ غافل نیست اما همین حقایق انکار ناپذیر در مدارس ابتدایی انگلیس ، فرانسه و آلمان با اختلافات و تفاوت های بسیار فاحشی تدریس می شود... اگر دقيقاً حقایق در هر سه کشور آموخته شود، غرور ملی تا این حد پرورده نمی شود و هیچ کشوری احساس نخواهد کرد که در صورت جنگ پیروزی بی تردید با آنها خواهد بود و در نتیجه تمایل به جنگ ناپدید خواهد شد. دقیقا همین نتیجه گیری از آموزش است که می بایست کناره گذارده شود. هر کشوری مایل است که غرور ملی خود را فزونی بخشد واین افزونی از طریق یک تاریخ ہی تعصب نا ممکن است. کودکان بی دفاع با پنداردهای جعلی ، ناتربیتی ها و ممنوعیت ها ، آموزش می گیرند . عقاید کاذب که از طریق تاریخ جهان در کشورهای مخالف آموزش داده می شود عاملی است در جهت ترغیب کشمکش ها و بیدار نگهداشتن ملی گرایی آکنده از تعصب، اگر قرار باشد که روابط حسنه و دوستانه بین همه ی کشورها برقرار شود، اولین گامی که می بایست برداشته شود آن است که آموزش تاریخ در سراسر جهان به یک کمیسیون بین المللی سپرده شود تا کتب درسی بی طرف و رها از تعصبات ملی گرایی و میهن پرستی تهیه نمایند که امروزه در همه جا طالب دارد.
👤 #برتراند_راسل
📚 #اصول_نوسازی_جامعه
🔃 ترجمه ی #مهدی_افشار
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
درست در *تاریخ و مذهب* و سایر مباحث جدلی است که آموزش فعلی اساساً زیان آور می باشد. این موضوعات علایق و منافعی را که مدارس بخاطر آنها بوجود آمده است حفظ می کنند و این علایق مدارس را ابقا می دارند تا برخی اندیشه ها را تدریجاً به اذهان دانش آموزان القا نمایند. تاریخ در هر کشوری آنچنان تدریس می شود که گذشته ی آن کشور را عظیم بنمایاند:
بچه ها می آموزند که باور دارند کشورشان همیشه جانب حق را داشته و تقریباً همواره پیروز بوده و انسان های بزرگی را در دامن خود پرورده است و نیز در همه ی زمینه ها برتر از سایر کشورها می باشد. از آنجا که این احساسات وسوسه گر هستند به راحتی پذیرفته می شوند و بعدها به سختی براثر آگاهی از حقایق می توان آنرا نفی کرد.
یک نمونه ساده و کوچک را در نظر بگیرید .. حقایق مربوط به نبرد واترلو به تفصیل تشریح شده و به دقت موشکافانه ای صحت آن مورد ارزشیابی قرار گرفته است به طوری که هیچ محقق حقیقی از واقعیات این جنگ غافل نیست اما همین حقایق انکار ناپذیر در مدارس ابتدایی انگلیس ، فرانسه و آلمان با اختلافات و تفاوت های بسیار فاحشی تدریس می شود... اگر دقيقاً حقایق در هر سه کشور آموخته شود، غرور ملی تا این حد پرورده نمی شود و هیچ کشوری احساس نخواهد کرد که در صورت جنگ پیروزی بی تردید با آنها خواهد بود و در نتیجه تمایل به جنگ ناپدید خواهد شد. دقیقا همین نتیجه گیری از آموزش است که می بایست کناره گذارده شود. هر کشوری مایل است که غرور ملی خود را فزونی بخشد واین افزونی از طریق یک تاریخ ہی تعصب نا ممکن است. کودکان بی دفاع با پنداردهای جعلی ، ناتربیتی ها و ممنوعیت ها ، آموزش می گیرند . عقاید کاذب که از طریق تاریخ جهان در کشورهای مخالف آموزش داده می شود عاملی است در جهت ترغیب کشمکش ها و بیدار نگهداشتن ملی گرایی آکنده از تعصب، اگر قرار باشد که روابط حسنه و دوستانه بین همه ی کشورها برقرار شود، اولین گامی که می بایست برداشته شود آن است که آموزش تاریخ در سراسر جهان به یک کمیسیون بین المللی سپرده شود تا کتب درسی بی طرف و رها از تعصبات ملی گرایی و میهن پرستی تهیه نمایند که امروزه در همه جا طالب دارد.
👤 #برتراند_راسل
📚 #اصول_نوسازی_جامعه
🔃 ترجمه ی #مهدی_افشار
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd