استاد سید اصغر محمودآبادی در اصفهان درگذشت - ایرنا
https://www.irna.ir/news/84836568/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA
https://www.irna.ir/news/84836568/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA
ایرنا
استاد سید اصغر محمودآبادی در اصفهان درگذشت
اصفهان- ایرنا- دکتر سید اصغر محمودآبادی استاد تمام و عضو هیات علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان روز پنجشنبه در اصفهان درگذشت.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅چکامه خوانی شادروان استاد محمودآبادی در بزرگداشت فردوسی...
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from معلومات عمومی
آتروپاتن نام کدام یک از استان های ایران بود؟
Anonymous Quiz
22%
سیستان و بلوچستان
20%
هرمزگان
24%
کرمانشاه
13%
خراسان رضوی
21%
آذربایجان شرقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅عربستان سعودی از پروژه عجیب اینده نگرانه ای به نام The Line رونمایی کرده که همونجور که از اسمش برمیاد شهری هست که مثل یک خط در عرض کم ولی طول بسیار زیاد قرار هست ساخته بشه!
🔹این شهر قرار هست 200 متر عرض، 500 متر ارتفاع و 170 کیلومتر طول داشته، نمای اون شیشه ای باشه و به تدریج حدود 9 میلیون نفر رو در خودش جا بده.
🔹همه انرژی موردنیاز شهر The Line قرار هست از منابع تجدید پذیر به دست بیان، سیستم تهویه طبیعی داشته باشه تا شهروندانش رو همیشه در دمای مناسب نگه داره.
🔹در این شهر خبری از ماشین نخواهد بود و شهروندان با 5 دقیقه راه رفتن میتونن همه نیازهاشون رو برطرف کنن و برای مسافرت های دور از قطارهای سریع السیر استفاده کنن که میتونن از ابتدا تا انتهای این شهر رو در 20 دقیقه طی کنن. ecoinpic
@tarbd
🔹این شهر قرار هست 200 متر عرض، 500 متر ارتفاع و 170 کیلومتر طول داشته، نمای اون شیشه ای باشه و به تدریج حدود 9 میلیون نفر رو در خودش جا بده.
🔹همه انرژی موردنیاز شهر The Line قرار هست از منابع تجدید پذیر به دست بیان، سیستم تهویه طبیعی داشته باشه تا شهروندانش رو همیشه در دمای مناسب نگه داره.
🔹در این شهر خبری از ماشین نخواهد بود و شهروندان با 5 دقیقه راه رفتن میتونن همه نیازهاشون رو برطرف کنن و برای مسافرت های دور از قطارهای سریع السیر استفاده کنن که میتونن از ابتدا تا انتهای این شهر رو در 20 دقیقه طی کنن. ecoinpic
@tarbd
✅سیلاب هایی که بیهقی هزار سال پیش هشدارش را داده بود!!!
روز شنبه میان دو نماز، بارانکی خردخرد میبارید؛ چندان که زمین را اندکی تر میکرد و گروهی از گلهداران در بستر رود غزنین فرود آمده و گاوها را آنجا نگه داشته بودند. هرچه گفتند از آنجا برخیزید که در راه گذر سیل ماندن خطاست، فرمان نمیبردند تا باران قویتر شد. پس، کاهلانه برخاستند و خویشتن را به پای دیوارهایی افکندند و پناهگاهی پیدا کردند که آن هم خطا بود.
بر آن جانب رود در میان آن درختان چادرها برپا کرده و بیخیال نشسته بودند؛ آن هم خطا بود که در راه گذر سیل بودند.
باران در پسینگاهان چنان شد که همانندش را به یاد نداشتند و تا دیری پس از نماز خفتن پیوسته میبارید و پاسی از شب گذشته، سیلی در رسید که پیران کهن اقرار کردند چنین سیلی را به یاد نمیآرند و با درختان بسیاری که از بیخ برکنده و با خود میآورد، ناگهان سر رسید. گلهداران جستند و جان به در بردند و نیز استرداران و سیل گاوان و استران را در ربود و به پل رسید و گذر تنگ بود. چگونه ممکن میشد آنهمه گلولای و درخت و چارپا یکباره بتوانند بگذرند؟ و دهانه بسته شد؛ چنانکه آب راه گذر نداشت و روی پل افتاد و دنباله سیل، همچون لشکر آشفته، از راه میرسید و آب از بستر رودخانه بالا زد.
این سیل بزرگ چندان به مردم زیان رساند که هیچ حسابگری از پس اندازههایش برنمیآید و دیگر روز، مردم در دو سوی رود به تماشا ایستاده بودند و چیزی به ظهر نمانده سیل از پا افتاد.
*هزار سال پیش ابوالفضل بیهقی* روایت سیل غزنین را نوشت و هنوز هم ما همان را مینویسیم.
مردمی که هزار سال ماجراهایشان مکرر است و دردها و رنجهایشان یکسان یعنی خود و اشتباهاتشان را تصحیح نمیکنند...!!
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
روز شنبه میان دو نماز، بارانکی خردخرد میبارید؛ چندان که زمین را اندکی تر میکرد و گروهی از گلهداران در بستر رود غزنین فرود آمده و گاوها را آنجا نگه داشته بودند. هرچه گفتند از آنجا برخیزید که در راه گذر سیل ماندن خطاست، فرمان نمیبردند تا باران قویتر شد. پس، کاهلانه برخاستند و خویشتن را به پای دیوارهایی افکندند و پناهگاهی پیدا کردند که آن هم خطا بود.
بر آن جانب رود در میان آن درختان چادرها برپا کرده و بیخیال نشسته بودند؛ آن هم خطا بود که در راه گذر سیل بودند.
باران در پسینگاهان چنان شد که همانندش را به یاد نداشتند و تا دیری پس از نماز خفتن پیوسته میبارید و پاسی از شب گذشته، سیلی در رسید که پیران کهن اقرار کردند چنین سیلی را به یاد نمیآرند و با درختان بسیاری که از بیخ برکنده و با خود میآورد، ناگهان سر رسید. گلهداران جستند و جان به در بردند و نیز استرداران و سیل گاوان و استران را در ربود و به پل رسید و گذر تنگ بود. چگونه ممکن میشد آنهمه گلولای و درخت و چارپا یکباره بتوانند بگذرند؟ و دهانه بسته شد؛ چنانکه آب راه گذر نداشت و روی پل افتاد و دنباله سیل، همچون لشکر آشفته، از راه میرسید و آب از بستر رودخانه بالا زد.
این سیل بزرگ چندان به مردم زیان رساند که هیچ حسابگری از پس اندازههایش برنمیآید و دیگر روز، مردم در دو سوی رود به تماشا ایستاده بودند و چیزی به ظهر نمانده سیل از پا افتاد.
*هزار سال پیش ابوالفضل بیهقی* روایت سیل غزنین را نوشت و هنوز هم ما همان را مینویسیم.
مردمی که هزار سال ماجراهایشان مکرر است و دردها و رنجهایشان یکسان یعنی خود و اشتباهاتشان را تصحیح نمیکنند...!!
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
⚫اطلاعیه...
مراسم ختم شادروان پروفسور محمودآبادی...
⚫⚫⚫⚫
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
مراسم ختم شادروان پروفسور محمودآبادی...
⚫⚫⚫⚫
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
آمد خبر از حضرت دلدار
که صبح است
خورشید برافروخته ای یار
که صبح است
برخیز و بخوان
نغمـه دلشاد صـبوحی
در باغ فلک گل شده بیدار
که صبح است
درود...
پگاه تان سبز و زیبا و گلباران...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
که صبح است
خورشید برافروخته ای یار
که صبح است
برخیز و بخوان
نغمـه دلشاد صـبوحی
در باغ فلک گل شده بیدار
که صبح است
درود...
پگاه تان سبز و زیبا و گلباران...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅ و بدينسان دموكراسی متولد شد...
🔹سولون یکی از مشهورترین دولتمردان آتن و حقوقدانان و ادبای یونان باستان است. او زاده ۶۳۸ و درگذشته ۵۵۸ پیش از میلاد بود. او در ۲۹ ژوئیه ۵۹۴ پ.م، منشور دموکراسی خود را برای مردم شهر آتن خواند. سولون برخلاف فلاسفه همعصر خود مانند طالس که فقط به کنجکاوی در طبیعت و جستجو در پی کشف منشاء عالم بودند، به اوضاع و احوال جامعه و انسان توجه داشت و به علل و اسباب فقر و غنا و انگیزههای پرخاشگری و شورش قشرهای مختلف جامعه میاندیشید. مالکیت زمینهای زراعی و طرز تقسیم عایدات و فقر ژرف و جانگزای کشاورزان و مزدوران و مسئله ربح اندر ربح جامعهای شگرف ساخته بود که برخلاف فلاسفه طبیعی که فقط چشم به دریا و آسمان دوخته بودند - سولون، بهوعنوان یک قاضی و وکیل با شم جامعهشناختی، مطلب را در خطابههایش اینگونه بیان میکرد:
" راستش این است که ثروت و آب و ملک و حشم فراوان را دوست دارم، اما بشرط اینکه از شیره جان فقیران و کشاورزان عائلهمند بدست نیامده باشد؛ چه آنکس که جز از راه شرافت و عدالت ثروت بیاندوزد، باید بداند و آگاه باشد مسلما دست عدالت انتقامش را خواهد کشید ".
◀ سولون آتنی، كه به خواست مردم اين شهر مامور تغيير نظام حكومتی شده بود، ۲۹ جولای سال ۵۹۴ پيش از ميلاد، منشور خود را كه نخستين سنگ زيربنای دموكراسی در جهان شناخته شده است، در برابر اجتماعی از مردم اين شهر اعلام كرد. در اين منشور تاكيد شده بود:
" قانونی كه بر مردم حكومت خواهد كرد، بايد به تصويب خودشان و يا نمايندگانشان رسيده باشد. برای اين منظور، یک شورای ۴۰۰ نفری بايد تشكيل شود كه برای هر رشته از امور، كارشناسان متعدد در دسترس داشته باشد. تصميمات شورا بايد در اجتماع منظم مردم كه در سپيده دم تشكيل میشود كه به كار روزانه آنان لطمه نزد، اعلام شود و هر مرد ۱۸ ساله و بالاتر میتواند نفی اين تصميمات را بخواهد و بر له يا عليه آنها نطق كند و سپس رای گيری شود. تنها كسانی از نطق كردن و رای دادن باید ممنوع باشند، كه فئودال (ارباب زمین و کشاورز) باشند، ازدواج نكرده باشند، وظايف خود را در قبال پدر و مادرشان انجام نداده باشند، ماليات دولت را نپرداخته باشند و در جنگهای ميهنی (دفاعی) از پيش دشمن فرار كرده باشند ".
◀ سولون در آن اجتماع همچنين گفت که:
" با به اجرا درآمدن طرح او (ضابطه تحقق دموکراسی) به اليگارشی (Oligarchy حکومت اشراف و طبقه خواص) برای هميشه پايان داده میشود و منتخب، منتخبان و يا نماينده اين منتخبان حاکم شناخته خواهند شد و حكومت خواهند كرد و شايستهترين فرزندان شهر را ـ هرکدام در تخصص مربوط، به خدمت خواهند گزيد. این روش انتخاب دولت و حکومت کردن #دموكراسی (حكومت مردم، از تركيب دو كلمه يونانی #دمو، به معنای مردم و #كراسی، به معنای حكومت) است، و بايد گوشهای از حيات مردم باشد، در مغزشان نقش بندد و فرهنگ عمومی شود؛ به گونهای كه رفتار و گفتار و كردارشان هم دموكراتیک باشد. در این نظام حکومتی همگان متساویالحقوق هستند، هيچكس حق مجازات كردن دیگری را ندارد، جز قاضی عادل و پس از ثبوت خطا و بر طبق قانون. بنابراین تا صدور حکم مجرمیت نباید فرد را خطاکار خواند؛ تبعیض، اجحاف، بیگاری (استثمار) وجود نخواهد داشت؛ واژه تکلیف (وظیفه) به جای اجبار بکار خواهد رفت، هرکس در خانه خود امنیت و در جامعه احترام خواهد داشت و .... به علاوه، مردم دموکراسیخواه بايد آماده باشند تا به محض مشاهده خطر و يا توطئه تخريب و براندازی دولت و دستگاه منتخب از دموکراسی خود دفاع کنند ".
◀ درست ۱۸۰۹ سال بعد در همين روز منشور بزرگ آزادیها ها معروف به #مگناكارتا كه روز پانزدهم ژوئن سال ۱۲۱۵ ميلادی با تهديد كشيشها، افسران ارتش. گروهی از توانگران و تحصيلكردگان انگليسی به امضای "کینک جان" پادشاه وقت این کشور رسيده بود، پس از ۴۰ روز كه آن را در سراسر كشور گردانيدند و به اطلاع همگان رسانيدند به اجرا گذارده شد كه در مقدمه آن به انگليسیها تا نسلهای بعد نويد ادامه دموكراسی داده شده است. در اين منشور تاکيد شده است كه هيچ ماليات و عوارضی وضع نخواهد شد، مگر به تصويب شورای برگزيده مردم (مجلس)، مال كسی را نمیتوان از او گرفت، مگر به رضايت وی، پرداخت بها و يا پس از تایید هیات منصفه به حكم قاضی و بر اساس قانون. احدی را نمیتوان از مراجعه به دادگاه مانع شد و هركس آزاد است به قاضی شهر دادخواست بدهد و قاضی مكلف به رسيدگی است. هيچكس بازداشت و مجازات نمیشود، مگر به حكم قاضی براساس قانون و ... با اجرای اين منشور، نظام حكومتی انگلستان پارلمانی شد (نصب و عزل رئیس دولت با رای مجلس)، و كشورهای ديگر به ويژه در قرن گذشته آن را هر یک به نحوی اقتباس كردهاند.
✍دکتر نوشیروان کیهانیزاده؛ تاریخنگار و روزنامهنگار
@tarbd
https://tinyurl.com/58hzuh36
🔹سولون یکی از مشهورترین دولتمردان آتن و حقوقدانان و ادبای یونان باستان است. او زاده ۶۳۸ و درگذشته ۵۵۸ پیش از میلاد بود. او در ۲۹ ژوئیه ۵۹۴ پ.م، منشور دموکراسی خود را برای مردم شهر آتن خواند. سولون برخلاف فلاسفه همعصر خود مانند طالس که فقط به کنجکاوی در طبیعت و جستجو در پی کشف منشاء عالم بودند، به اوضاع و احوال جامعه و انسان توجه داشت و به علل و اسباب فقر و غنا و انگیزههای پرخاشگری و شورش قشرهای مختلف جامعه میاندیشید. مالکیت زمینهای زراعی و طرز تقسیم عایدات و فقر ژرف و جانگزای کشاورزان و مزدوران و مسئله ربح اندر ربح جامعهای شگرف ساخته بود که برخلاف فلاسفه طبیعی که فقط چشم به دریا و آسمان دوخته بودند - سولون، بهوعنوان یک قاضی و وکیل با شم جامعهشناختی، مطلب را در خطابههایش اینگونه بیان میکرد:
" راستش این است که ثروت و آب و ملک و حشم فراوان را دوست دارم، اما بشرط اینکه از شیره جان فقیران و کشاورزان عائلهمند بدست نیامده باشد؛ چه آنکس که جز از راه شرافت و عدالت ثروت بیاندوزد، باید بداند و آگاه باشد مسلما دست عدالت انتقامش را خواهد کشید ".
◀ سولون آتنی، كه به خواست مردم اين شهر مامور تغيير نظام حكومتی شده بود، ۲۹ جولای سال ۵۹۴ پيش از ميلاد، منشور خود را كه نخستين سنگ زيربنای دموكراسی در جهان شناخته شده است، در برابر اجتماعی از مردم اين شهر اعلام كرد. در اين منشور تاكيد شده بود:
" قانونی كه بر مردم حكومت خواهد كرد، بايد به تصويب خودشان و يا نمايندگانشان رسيده باشد. برای اين منظور، یک شورای ۴۰۰ نفری بايد تشكيل شود كه برای هر رشته از امور، كارشناسان متعدد در دسترس داشته باشد. تصميمات شورا بايد در اجتماع منظم مردم كه در سپيده دم تشكيل میشود كه به كار روزانه آنان لطمه نزد، اعلام شود و هر مرد ۱۸ ساله و بالاتر میتواند نفی اين تصميمات را بخواهد و بر له يا عليه آنها نطق كند و سپس رای گيری شود. تنها كسانی از نطق كردن و رای دادن باید ممنوع باشند، كه فئودال (ارباب زمین و کشاورز) باشند، ازدواج نكرده باشند، وظايف خود را در قبال پدر و مادرشان انجام نداده باشند، ماليات دولت را نپرداخته باشند و در جنگهای ميهنی (دفاعی) از پيش دشمن فرار كرده باشند ".
◀ سولون در آن اجتماع همچنين گفت که:
" با به اجرا درآمدن طرح او (ضابطه تحقق دموکراسی) به اليگارشی (Oligarchy حکومت اشراف و طبقه خواص) برای هميشه پايان داده میشود و منتخب، منتخبان و يا نماينده اين منتخبان حاکم شناخته خواهند شد و حكومت خواهند كرد و شايستهترين فرزندان شهر را ـ هرکدام در تخصص مربوط، به خدمت خواهند گزيد. این روش انتخاب دولت و حکومت کردن #دموكراسی (حكومت مردم، از تركيب دو كلمه يونانی #دمو، به معنای مردم و #كراسی، به معنای حكومت) است، و بايد گوشهای از حيات مردم باشد، در مغزشان نقش بندد و فرهنگ عمومی شود؛ به گونهای كه رفتار و گفتار و كردارشان هم دموكراتیک باشد. در این نظام حکومتی همگان متساویالحقوق هستند، هيچكس حق مجازات كردن دیگری را ندارد، جز قاضی عادل و پس از ثبوت خطا و بر طبق قانون. بنابراین تا صدور حکم مجرمیت نباید فرد را خطاکار خواند؛ تبعیض، اجحاف، بیگاری (استثمار) وجود نخواهد داشت؛ واژه تکلیف (وظیفه) به جای اجبار بکار خواهد رفت، هرکس در خانه خود امنیت و در جامعه احترام خواهد داشت و .... به علاوه، مردم دموکراسیخواه بايد آماده باشند تا به محض مشاهده خطر و يا توطئه تخريب و براندازی دولت و دستگاه منتخب از دموکراسی خود دفاع کنند ".
◀ درست ۱۸۰۹ سال بعد در همين روز منشور بزرگ آزادیها ها معروف به #مگناكارتا كه روز پانزدهم ژوئن سال ۱۲۱۵ ميلادی با تهديد كشيشها، افسران ارتش. گروهی از توانگران و تحصيلكردگان انگليسی به امضای "کینک جان" پادشاه وقت این کشور رسيده بود، پس از ۴۰ روز كه آن را در سراسر كشور گردانيدند و به اطلاع همگان رسانيدند به اجرا گذارده شد كه در مقدمه آن به انگليسیها تا نسلهای بعد نويد ادامه دموكراسی داده شده است. در اين منشور تاکيد شده است كه هيچ ماليات و عوارضی وضع نخواهد شد، مگر به تصويب شورای برگزيده مردم (مجلس)، مال كسی را نمیتوان از او گرفت، مگر به رضايت وی، پرداخت بها و يا پس از تایید هیات منصفه به حكم قاضی و بر اساس قانون. احدی را نمیتوان از مراجعه به دادگاه مانع شد و هركس آزاد است به قاضی شهر دادخواست بدهد و قاضی مكلف به رسيدگی است. هيچكس بازداشت و مجازات نمیشود، مگر به حكم قاضی براساس قانون و ... با اجرای اين منشور، نظام حكومتی انگلستان پارلمانی شد (نصب و عزل رئیس دولت با رای مجلس)، و كشورهای ديگر به ويژه در قرن گذشته آن را هر یک به نحوی اقتباس كردهاند.
✍دکتر نوشیروان کیهانیزاده؛ تاریخنگار و روزنامهنگار
@tarbd
https://tinyurl.com/58hzuh36
Audio
DEKLAMEH.mp3
✅لیلی و مجنون...
🎙با صدای ماندگار شادروان استاد محمود آبادی
⚫️⚫️⚫️
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅لیلی و مجنون...
🎙با صدای ماندگار شادروان استاد محمود آبادی
⚫️⚫️⚫️
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from اصفهان خبر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پل هلیل رود که بین دوقسمت شهر جیرفت ساخته شده ببینید چگونه در مقابل سیل مقاومت می کند.لازم به یاد آوری است که این پل در سال۵۴ ساخته شده طول آن حدود۹۰۰متر و عرض آن دوبانده،ماشین رو هست
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
📌 پایگاه اصفهان خبر
@khabar_isf
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚫️در سوگ استاد...
که برد این ستون جهان را زجا؟..
✅شاهنامه خوانی دکتر گیلانی، استاد و پژوهشگر برجسته دانشگاه فردوسی، در رثای شادروان پروفسور محمودآبادی..
⭕دکتر گیلانی یکی از صدها شاگردی هستند که زیر نظر استاد محمودآبادی عشق به تاریخ و تمدن ایران زمین را آموختند...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
که برد این ستون جهان را زجا؟..
✅شاهنامه خوانی دکتر گیلانی، استاد و پژوهشگر برجسته دانشگاه فردوسی، در رثای شادروان پروفسور محمودآبادی..
⭕دکتر گیلانی یکی از صدها شاگردی هستند که زیر نظر استاد محمودآبادی عشق به تاریخ و تمدن ایران زمین را آموختند...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅آثار زندهیاد
دکتر سید اصغر محمودآبادی
📚 کتاب
📗 جلوههایی از طلوع بیغروب, ۱۳۸۰
📗 دیپلماسی هخامنشیان از ماراتن تا گرانیک, ۱۳۸۲
📗 امپراتوری ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی, ۱۳۸۲
📗 دایرة المعارف آمورش عالی, ۱۳۸۳
📗 پژوهشهایی در تاریخ، فرهنگ و سیاست ایران باستان (دفتر پارینه), ۱۳۸۳
📗 فرایند اقتدار امپراتوری هخامنشی و تحول تاریخنگاری در یونان باستان, ۱۳۸۸
📗 تاریخ ایران در عهد ساسانیان (تألیف مشترک با اسماعیل سنگاری)، ۱۳۹۲
📗 ساختار مثلث یونانیان، اشکانیان و رومیان در ایران، ۱۳۹۳
📗 تاریخ حِرَف، صنایع و تجارت استان اصفهان از دورهٔ باستان تا انقلاب اسلامی (تألیف مشترک)، ۱۳۹۳
📘حضور ایران در جهان باستان
منبع: وبگاه دانشگاه اصفهان
.@tarbd
.
📰 مجموعهٔ مقالات:
پرتال جامع علوم انسانی
نورمگز
سیویلیکا
علمنت
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
دکتر سید اصغر محمودآبادی
📚 کتاب
📗 جلوههایی از طلوع بیغروب, ۱۳۸۰
📗 دیپلماسی هخامنشیان از ماراتن تا گرانیک, ۱۳۸۲
📗 امپراتوری ساسانیان در گزارشهای تاریخی اسلامی و غربی, ۱۳۸۲
📗 دایرة المعارف آمورش عالی, ۱۳۸۳
📗 پژوهشهایی در تاریخ، فرهنگ و سیاست ایران باستان (دفتر پارینه), ۱۳۸۳
📗 فرایند اقتدار امپراتوری هخامنشی و تحول تاریخنگاری در یونان باستان, ۱۳۸۸
📗 تاریخ ایران در عهد ساسانیان (تألیف مشترک با اسماعیل سنگاری)، ۱۳۹۲
📗 ساختار مثلث یونانیان، اشکانیان و رومیان در ایران، ۱۳۹۳
📗 تاریخ حِرَف، صنایع و تجارت استان اصفهان از دورهٔ باستان تا انقلاب اسلامی (تألیف مشترک)، ۱۳۹۳
📘حضور ایران در جهان باستان
منبع: وبگاه دانشگاه اصفهان
.@tarbd
.
📰 مجموعهٔ مقالات:
پرتال جامع علوم انسانی
نورمگز
سیویلیکا
علمنت
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅ “کشف جدید و عجیب در مورد روح انسان"
🔶محققان فیزیک انجمن ماکس پلانک در کشور آلمان میگویند به شواهدی از روح انسان دست یافتهاند!
فیزیکدانان این انجمن اعلام کردند فلسفه روح انسان با فیزیک کوانتوم قابل توجیه است به این صورت که روح انسان درست مانند نور، یک وضعیت دوگانهٔ کوانتومیِ موج ذره دارد.
آنها میگویند چیزی که ما هم اکنون از این جهان تصور میکنیم، درحقیقت یک سطح ماده است و به راحتی قابل درک است، ولی در ورای این ماده، حقیقتی بیانتها وجود دارد که بسیار بزرگتر است.
ما اطلاعات این جهان را مانند یک هارد دیسک، در مغز خود ذخیره کردهایم، این اطلاعات علاوه بر مغز، به بُعد کوانتومی نیز منتقل شدهاند بنابراین بعد از نابودی بدن، اطلاعات سطح کوانتومی نمیتوانند از بین بروند. به این ترتیب ما جاودانه خواهیم بود. / رويداد خبر
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
🔶محققان فیزیک انجمن ماکس پلانک در کشور آلمان میگویند به شواهدی از روح انسان دست یافتهاند!
فیزیکدانان این انجمن اعلام کردند فلسفه روح انسان با فیزیک کوانتوم قابل توجیه است به این صورت که روح انسان درست مانند نور، یک وضعیت دوگانهٔ کوانتومیِ موج ذره دارد.
آنها میگویند چیزی که ما هم اکنون از این جهان تصور میکنیم، درحقیقت یک سطح ماده است و به راحتی قابل درک است، ولی در ورای این ماده، حقیقتی بیانتها وجود دارد که بسیار بزرگتر است.
ما اطلاعات این جهان را مانند یک هارد دیسک، در مغز خود ذخیره کردهایم، این اطلاعات علاوه بر مغز، به بُعد کوانتومی نیز منتقل شدهاند بنابراین بعد از نابودی بدن، اطلاعات سطح کوانتومی نمیتوانند از بین بروند. به این ترتیب ما جاودانه خواهیم بود. / رويداد خبر
@tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
✅عکسی کمیاب از بنای تخت جمشید در زمان قاجار و قبل از کاوشهای باستانشناسی، زمانی که هنوز بخش عمدهای از تختجمشید در زیر خاک، چشمانتظار حفاری و اکتشاف بود.
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Forwarded from معلومات عمومی
در کشور کره شمالی پوشیدن شلوار جین نماد چه چیزی است؟
Anonymous Quiz
10%
سکولاریسم
13%
لیبرالیسم
26%
سوسیالیسم
22%
کمونیسم
29%
امپریالیسم
✅از دین خدا جز این نمانده است که دخترکان را سنگ زنند!
ابراهیم پسر رکنالدین ساوی میگوید:
در آن سال که در هرات بودمی، نزد شیخ صائنالدین غزنوی درس حدیث خواندمی.
شیخ صائنالدین را هماره تبسم بر لب بودی، جز آن روز که گفتوگوی خویش را با محمد مهتاب برای ما بازگفت. غم در سیما داشت و لرزه در صدا.
گفت: امروز در راه مدرسه، مهتاب را دیدم که در کنجی نشسته و اشک گرم بر خاک سرد میریزد. نزد او رفتم و تحیتش گفتم. سر برنیاورد اما تحیت مرا به نیکوتر از آنچه شنید، پاسخ گفت.
پرسیدم: خواجه را چه پیش آمده است که چنین زار میبینمش؟ دست اشارت به سوی مدرسه دراز کرد؛ یعنی به راه خویش برو و از حال من مپرس. گفتم: والله اگر ندانم این اشک در چشم تو از کدام راه آمده است، پای در راه نگذارم.
لختی گذشت. سرانجام مهتاب به سخن آمد و گفت: پیش از آنکه تو از راه رسی، دیدم که اهل شهر دخترکی را سنگزنان نزد قاضی میبرند که در مجلس مردان رقصیده است. از آن دم، نه پای رفتن دارم که در راه گذارم و نه دست نسیان که غم از سینه بردارم.
گفتم ای خواجه، تو را نزیبد که بر خاک نشینی و بر عاقبت دختری چنان، اشک از دیدگان فروریزی.
خواجه سر برآورد و تیز در چشمان من نگریست و گفت: ای شیخ، نگفتمت که به راه مدرسه رو و از حال من مپرس؟ اگر بر آن دختر گریم رواست که بندۀ خداست و جگرگوشۀ مرد و زنی بینواست،
اما گریۀ من نه برای اوست؛ بر مردمی است که از دین خدا و آیین تقوا، برای آنان جز این نمانده است که دخترکان را سنگ زنند!
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
ابراهیم پسر رکنالدین ساوی میگوید:
در آن سال که در هرات بودمی، نزد شیخ صائنالدین غزنوی درس حدیث خواندمی.
شیخ صائنالدین را هماره تبسم بر لب بودی، جز آن روز که گفتوگوی خویش را با محمد مهتاب برای ما بازگفت. غم در سیما داشت و لرزه در صدا.
گفت: امروز در راه مدرسه، مهتاب را دیدم که در کنجی نشسته و اشک گرم بر خاک سرد میریزد. نزد او رفتم و تحیتش گفتم. سر برنیاورد اما تحیت مرا به نیکوتر از آنچه شنید، پاسخ گفت.
پرسیدم: خواجه را چه پیش آمده است که چنین زار میبینمش؟ دست اشارت به سوی مدرسه دراز کرد؛ یعنی به راه خویش برو و از حال من مپرس. گفتم: والله اگر ندانم این اشک در چشم تو از کدام راه آمده است، پای در راه نگذارم.
لختی گذشت. سرانجام مهتاب به سخن آمد و گفت: پیش از آنکه تو از راه رسی، دیدم که اهل شهر دخترکی را سنگزنان نزد قاضی میبرند که در مجلس مردان رقصیده است. از آن دم، نه پای رفتن دارم که در راه گذارم و نه دست نسیان که غم از سینه بردارم.
گفتم ای خواجه، تو را نزیبد که بر خاک نشینی و بر عاقبت دختری چنان، اشک از دیدگان فروریزی.
خواجه سر برآورد و تیز در چشمان من نگریست و گفت: ای شیخ، نگفتمت که به راه مدرسه رو و از حال من مپرس؟ اگر بر آن دختر گریم رواست که بندۀ خداست و جگرگوشۀ مرد و زنی بینواست،
اما گریۀ من نه برای اوست؛ بر مردمی است که از دین خدا و آیین تقوا، برای آنان جز این نمانده است که دخترکان را سنگ زنند!
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd
✅در سایه عدل مظفر!!!
◀ می گویند:
وقتی مظفرالدین شاه از فرنگ برگشت، وزیر مربوطه را احضار کرد و ضمن توصیف باغ وحشی که در فرنگ دیده بود، از او خواست تا باغ وحشی مثل همان، در تهران درست کند
وزیر مربوطه ظرف چند ماه تمام تلاش هایش را انجام داد و کم کم باغ وحش برای نظاره ی قبله عالم آماده می شد که از بخت بد جناب وزیر، شبی که فردایش قرار بود شاه برای بازدید بیاید، شیر بیمار شد و مرد!
خبر به وزیر بردند
وزیر سرآسیمه دنبال راهی برای حل معضل بود، چون شاه روی وجود شیر و پلنگ در باغ وحش، تذکرات بسیار جدی داده بود
پس از مشورت های بسیار، وزیر رفت سراغ دلقکی که در مراسم ها و جشن ها، انواع ادا و اطوار و تقلیدها در می آورد و مغازه کوچک بقالی هم داشت
از او پرسید :
غلامعلی، تو روزی چند کاسبی؟
غلامعلی بقال گفت :
حدود یک تومان
وزیر گفت :
راهی برایت پیشنهاد می کنم که با یک ساعت کار، بتوانی درآمد صد روزه ات را کاسب شوی!
غلامعلی بقال دست و پایش را گم کرد و گفت:
جان نثار، برای هر امری حاضرم
وزیر گفت :
شیری بود که باید فردا در زمان حضور شاه در باغ وحش، حاضر می بود لیک امشب مرد
از تو می خواهم یک ساعتی که شاه به بازدید باغ وحش می آید، پوست شیر به تن کنی و هنگام بازدید شاه نیز، چند غرش کنی تا شاه متوجه نشود که باغ وحش، شیر ندارد
همین
غلامعلی بقال پذیرفت
فردا او را وارد پوست شیر کردند و داخل قفس شیر انداختند و با ترس و لرز در انتظار ورود شاه بودند
بالاخره شاه وارد شد
ابتدا خرس و و زرافه و بقیه حیوانات را دید و گفت: برویم شیر و پلنگ ها را ببینیم
شاه در مقابل قفس شیر (که در واقع غلامعلی بقال در پوست آن رفته بود) ایستاد
غلامعلی، چندین غرش کرد و قفس را دور زد
شاه هم مسرور شد
وقتی شاه می خواست برگردد، گویی چیزی به یادش آمد، گفت :
وزیر! می گویند "جنگ شیر و پلنگ" تماشایی است
ما را چنین نمایشی خوش خواهد بود
در قفس پلنگ را باز کنید وارد قفس شیر شود تا ببینیم چه اتفاقی می افتد و کدام، در این نزاع پیروز می شود؟
وزیر دستور داد در مابین قفس پلنگ و شیر را بالا کشیدند
غلامعلی بقال که کم کم آماده می شد تا از پوست شیر بیرون بیاید، ناگهان دید پلنگ دارد به طرفش می آید!
غلامعلی عقب عقب رفت به دیوار چسبید و از ترس خودش را خیس کرد
شاه فریاد زد :
وزیر ، این چه شیر بی خاصیتی است که از ترس جای خود را خیس کرد!
وزیر گفت :
قبله عالم به سلامت
شیر دارد خودش را خالی می کند تا حمله را شروع کند
پلنگ نزدیک و نزدیک تر شد و غلامعلی از ترس کار بزرگ را هم کرد!😐
شاه فریاد کشید :
وزیر ، این شیر ترسو را از کجا پیدا کرده اید که چنین خرابکاری می کند!
وزیر گفت :
قبله عالم به سلامت
شیر می خواهد کاملاً خود را سبک کند تا پلنگ را در حمله ای، یک لقمه کند
وقتی پلنگ به نزدیک شیر رسید، دستش را روی شانه غلامعلی بقال بینوا گذاشت و گفت :
نترس بابا ، من هم کریم قهوه چی هستم
غلامعلی بقال از شوق، او را بغل کرد!
شاه گفت :
وزیر ، این چه بساطی است؟
وزیر گفت :
قبله عالم به سلامت
در سایه "عدل مظفر" دو دشمن دیرینه (شیر و پلنگ) هم به آشتی رسیدند😅
شاه نیز مسرور از این اتفاق شیرین، باغ وحش را ترک کرد😂
🤔🤔🤔🤔حکایت دولتمردان...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
◀ می گویند:
وقتی مظفرالدین شاه از فرنگ برگشت، وزیر مربوطه را احضار کرد و ضمن توصیف باغ وحشی که در فرنگ دیده بود، از او خواست تا باغ وحشی مثل همان، در تهران درست کند
وزیر مربوطه ظرف چند ماه تمام تلاش هایش را انجام داد و کم کم باغ وحش برای نظاره ی قبله عالم آماده می شد که از بخت بد جناب وزیر، شبی که فردایش قرار بود شاه برای بازدید بیاید، شیر بیمار شد و مرد!
خبر به وزیر بردند
وزیر سرآسیمه دنبال راهی برای حل معضل بود، چون شاه روی وجود شیر و پلنگ در باغ وحش، تذکرات بسیار جدی داده بود
پس از مشورت های بسیار، وزیر رفت سراغ دلقکی که در مراسم ها و جشن ها، انواع ادا و اطوار و تقلیدها در می آورد و مغازه کوچک بقالی هم داشت
از او پرسید :
غلامعلی، تو روزی چند کاسبی؟
غلامعلی بقال گفت :
حدود یک تومان
وزیر گفت :
راهی برایت پیشنهاد می کنم که با یک ساعت کار، بتوانی درآمد صد روزه ات را کاسب شوی!
غلامعلی بقال دست و پایش را گم کرد و گفت:
جان نثار، برای هر امری حاضرم
وزیر گفت :
شیری بود که باید فردا در زمان حضور شاه در باغ وحش، حاضر می بود لیک امشب مرد
از تو می خواهم یک ساعتی که شاه به بازدید باغ وحش می آید، پوست شیر به تن کنی و هنگام بازدید شاه نیز، چند غرش کنی تا شاه متوجه نشود که باغ وحش، شیر ندارد
همین
غلامعلی بقال پذیرفت
فردا او را وارد پوست شیر کردند و داخل قفس شیر انداختند و با ترس و لرز در انتظار ورود شاه بودند
بالاخره شاه وارد شد
ابتدا خرس و و زرافه و بقیه حیوانات را دید و گفت: برویم شیر و پلنگ ها را ببینیم
شاه در مقابل قفس شیر (که در واقع غلامعلی بقال در پوست آن رفته بود) ایستاد
غلامعلی، چندین غرش کرد و قفس را دور زد
شاه هم مسرور شد
وقتی شاه می خواست برگردد، گویی چیزی به یادش آمد، گفت :
وزیر! می گویند "جنگ شیر و پلنگ" تماشایی است
ما را چنین نمایشی خوش خواهد بود
در قفس پلنگ را باز کنید وارد قفس شیر شود تا ببینیم چه اتفاقی می افتد و کدام، در این نزاع پیروز می شود؟
وزیر دستور داد در مابین قفس پلنگ و شیر را بالا کشیدند
غلامعلی بقال که کم کم آماده می شد تا از پوست شیر بیرون بیاید، ناگهان دید پلنگ دارد به طرفش می آید!
غلامعلی عقب عقب رفت به دیوار چسبید و از ترس خودش را خیس کرد
شاه فریاد زد :
وزیر ، این چه شیر بی خاصیتی است که از ترس جای خود را خیس کرد!
وزیر گفت :
قبله عالم به سلامت
شیر دارد خودش را خالی می کند تا حمله را شروع کند
پلنگ نزدیک و نزدیک تر شد و غلامعلی از ترس کار بزرگ را هم کرد!😐
شاه فریاد کشید :
وزیر ، این شیر ترسو را از کجا پیدا کرده اید که چنین خرابکاری می کند!
وزیر گفت :
قبله عالم به سلامت
شیر می خواهد کاملاً خود را سبک کند تا پلنگ را در حمله ای، یک لقمه کند
وقتی پلنگ به نزدیک شیر رسید، دستش را روی شانه غلامعلی بقال بینوا گذاشت و گفت :
نترس بابا ، من هم کریم قهوه چی هستم
غلامعلی بقال از شوق، او را بغل کرد!
شاه گفت :
وزیر ، این چه بساطی است؟
وزیر گفت :
قبله عالم به سلامت
در سایه "عدل مظفر" دو دشمن دیرینه (شیر و پلنگ) هم به آشتی رسیدند😅
شاه نیز مسرور از این اتفاق شیرین، باغ وحش را ترک کرد😂
🤔🤔🤔🤔حکایت دولتمردان...
📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
https://telegram.me/tarbd