تنیدگی
12K subscribers
206 photos
779 videos
28 files
69 links
ویدیوها و مطالب جذاب از زبان اندیشمندان جهان برای علاقه‌مندان به مفاهیم علمی و فلسفی
.
پیج اینستاگرام ما:
👇
پیج اول (تنیدگی):
https://www.instagram.com/tanidegi/
.
پیج دوم (درهم‌تنیدگی)
https://instagram.com/darhamtanidegi?u
.
ارتباط با من: @tanidegi_pv
Download Telegram
نقدی بر اعتراضات
.
Credit: https://instagram.com/hbayat.ir?igshid=YmMyMTA2M2Y=

مخاطب من معترضان برعلیه حجاب اجباری و ساختار سیاسی هستند؛ بخصوص کسانی که معتقدند الان زمان اقدام و اتحاد و شجاعت است و نه وقت انتقاد و تعقل و آگاهی! 

نقد اول:
بارها این را شنیده ایم که "حالا وقت تحلیل و تفکر انتقادی نیست." نمونه‌اش صحبتهای اخیر مخملباف: «عزيزان! در عصر اينترنت، گمشده ما آگاهی نيست. شجاعت و اميد و اتحاد گمشده ماست.»
البته مراد ایشان نفی اهمیت آگاهی، بطور کلی، نیست؛ بلکه تاکیدشان این است که الان مشکل ما بی‌خبری نیست. چون در عصر اینترنت همه پرده ها کنار رفته، و کافی است شجاعت و امید و اتحاد داشته باشیم.

اما اولاً آگاهی و اطلاعات یک چیز است و تفکر و نظریه چیز دیگر، و ما هرگز از اینها بی‌نیاز نیستیم.
ثانیا تاکید بر «امید و شجاعت» وقتی همراه با تخفیف تفکر و نقد و آگاهی باشد منجر به احساسات‌گرایی (سانتمنتالیسم) خواهد شد. حال کافی است در این احساسات گرایی متحد هم باشیم، خب مگر فاشیسم و رادیکالیسم غیر از این است؟ 
.
ادامه در کامنت بعد 👇

@tanidegi
👍57👎26
بی‌اهمیت دانستن تفکر انتقادی هنگام اعتراضات تبعات آشکارتری هم دارد که به برخی از آنها اشاره میکنم.

نقد دوم:
دیدیم و دیدند که چگونه برخی معترضان با خشونت و توهین مهناز افشار و محسن نامجو را از تظاهرات بیرون کردند. افشار را خفت کرده بودند که بگو فلان و بهمان تا رهایت کنیم! آری مردم حق دارند اعتراض کنند و خشمگین باشند اما آیا در زورگویی و خشونت هم محق‌اند؟
اصلاً مگر اعتراض ما به خشونت بر علیه شهروندان و ارعاب و تحقیر و آتش به اختیاری نیست؟ اگر منتقد امثال نامجو یا افشار هستیم، پرسش کنیم و راست و دروغ پاسخهایشان را به تحقیقات و قضاوت افکار عمومی بسپاریم. به جای خشم انقلابی، پذیرش یا عدم‌پذیرش انتقادی داشته باشیم. یعنی متناسب با صداقت و جبرانشان آنها را بپذیریم و البته این نه به معنای بخشیدن است و نه فراموشی.

نقد سوم:
دیدیم و دیدند که خانم فولادوند اقدام به برهنگی کرد. فرض کنیم این اقدام خودجوش بوده و دلایلی بر این کار دارد.
پرسش من از مخملباف و همفکرانش این است آیا این کار او عامل اتحاد و امید است؟ از کجا معلوم الان چنین شیوه‌ای به‌صلاح اعتراضات است؟ اخراج افشار و نامجو چطور؟ آیا جز این است که برای پاسخ سنجیده به این پرسشها باید نقادانه بیندیشیم و گفتگو کنیم و از معنا و تبعات آنها آگاه باشیم؟ پس به نظر می‌رسد شجاعت و امید و اتحاد کافی نیست.

#مهسا_امینی
#تفکر_انتقادی
👍99👎67
1
👍364👎2
تنیدگی
Photo
👍12👎6
انقلاب گفتمانی
Credit: https://instagram.com/hbayat.ir?igshid=YmMyMTA2M2Y=

ابتدا به این گفتگو توجه کنید:
علی (با ته‌ریش و تسبیح): برخی دستهای پنهان با طب سنتی دشمنی دارند. وقتی مادرم سرطان گرفت و دکترها گفتند ۶ ماه بیشتر زنده نمی‌ماند، ما نذر کردیم و دکتر روازاده هم با داروی امام کاظم درمانش کرد و بحمدالله مادرم ۷ سال از خدا عمر گرفت.
آزاده: سازوکار بیماری‌زایی برخی بیماری‌ها مثل MS و برخی سرطانها تغییرپذیر است و بنابراین ممکن است خود به خود خوب شوند یا تخفیف یابند. سرطان مادر شما هم از همین نوع بوده و هیچ ربطی به طب سنتی یا نذر شما ندارد.
صحبتهای علی و آزاده را با هم مقایسه کنید، از تکیه‌کلامها گرفته تا دلایلشان. آنها با دو نظام فکری و زبانی مختلف و متعارض فکر می‌کنند و حرف می‌زنند. به این نظام‌ها گاهی پارادایم و گاهی نیز گفتمان می‌گویند.
خانم لارا لسا در "مبارزات گفتمانی در چارچوب رفاه اجتماعی" گفتمان (فوکویی) را این‌گونه تعریف می‌کند:

"نظامی از ایده‌ها، باورها، ارزش‌ها، رویکردها، کنش‌ها و فرآیندهای عملی که به موجب آن، سوژه‌ها (یعنی درک کننده‌های جهان) و جهانی که سوژه‌ها از آن سخن می‌گویند، ساخته می‌شود"
👍62👎73
به بیان ساده‌تر گفتمان‌ها یعنی سبک‌های فکری و بیانی و زندگی که از طریق اجرا و عادی‌سازی یا طبیعی‌سازی آنها، جهان نه تنها معنادار و بازنمایی می‌شود، بلکه درک و ساخته می‌شود.
"گفتمان‌ها از یک‌سو بوسیله ساختهای اجتماعی، مثل نهادها، هنجارها و قراردادهای گوناگون، به نحو استدلالی یا غیراستدلالی، تحمیل می‌شوند و از سوی دیگر خودشان قوام‌بخش و معنابخش این ساختها هستند." (فرکلاف، گفتمان و دگرگونی اجتماعی)

به گفتمان رسمی که از یک‌سو قوام‌بخش قدرت حاکم است و از سوی دیگر قدرت حاکم، آن را از طریق سوژه‌های حکومتی‌شده حمایت و تقویت و بازتولید می‌کند "گفتمان مسلط" می‌گویند و گفتمانهای مقابلِ آن را "پادگفتمان" می‌نامند.
***

آنچه این روزها شاهد هستیم آشکار شدن نوعی تقابل اجتماعی است که می‌توان آن را برخورد گفتمان مسلط با پادگفتمان مدرن نامید. مدرن به این معنا که سکولار و لیبرال و پلورال (فراجنسیتی و فراقومیتی) بودن از خصائص آن است.
  این پادگفتمان از طریق طبیعی‌شدن فزآینده و اجتناب‌ناپذیر سبک زندگی و فکری و بیانی مدرن در چهار دهه گذشته به قدری شدت و حدت یافته که اینک تقابل آن با گفتمان مسلط شکل و شمایلی خیابانی به خود گرفته است.
پیشگامی زنان و روند جایگزینی نسل‌های نو به جای نسلهای کهنه و سنتی به نحوی است که می‌توان گفت غلبه پادگفتمان مدرن قطعی است. چنین غلبه‌ای را انقلاب گفتمانی می‌توان نامید.

#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
@tanidegi
👍81👎132🥰1