Audio
دکتر ویسی
📝 موضوع: تفسیر آیه ۱۵۰ تا ۱۵۲ سورهی بقره
👤#دکتر_محمود_ویسی
▷ ◉───────── ۵۰:۴۱
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
👤#دکتر_محمود_ویسی
▷ ◉───────── ۵۰:۴۱
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤1
📌 غریب و آشنا
👤 ابوالحسن خرقانی گفته است با خدا چنان آشنایی گیر که غربت جهان بر تو آسان شود. انگار به شهری میروی که نمیشناسیاش، اما آنجا یاری آشنا داری. و حضورش غربت تو را مرهم است:
و گفت: با خدای تعالی آشنایی همان گیری که اگر غریبی به شهری فا رسد (وارسد،= برسد) که در آنجا آشنایی دارد، زیاده اندوهش نبود.
📚 (نوشته بر دریا)
👤 در همین معنا سعدی گفته است:
مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندانکه میرود همه مُلک خدای اوست
👈 جهان را مهمانخانهای دانستن که میزبانش خداست، یا سفری که گر چه به یار میانجامد اما یار در اثنای سفر نیز با ماست، قدری از غربت مسیر میکاهد و به قدرِ لمس و درک این معنا، از جهان غربتزدایی میکند. مولانا میگوید عشق مرا روانهٔ سفر دنیا کرد.
گفت باید مدتی در محنتسرایی که آفریدهام باشی. هر چه نالیدم و جامه دریدم که نمیروم، چاره نبود. اما عشق دلداریام داد که در آن محنتسرا، من به تو نزدیکترم از رگ گردن (حبلالورید).
👈 گرچه ظاهرا هبوط است و دوری است و سفر، اما من دور نیستم:
🌱 نِدا آمد ز عشق ای جان، سفر کن
که من محنتسرایی آفریدم
بسی گفتم که من آنجا نخواهم
بسی نالیدم و جامه دریدم
چنانک اکنون ز رفتن میگریزم
از آن جا آمدن هم میرمیدم
بگفت: ای جان برو هر جا که باشی
که من نزدیک چون حَبلالوَریدم
📚 (کلیات شمس)
✔️ گاهی نیز جهان را مهمانسرایی میدید موقّت و میگفت کمشمارند آنان که میدانند میزبان کیست. اگر حضور میزبان را درمییافتند، کمتر غریبی میکردند:
🌱 جمله مهماناند در عالَم و لیک
کم کسی داند که او مهمان کیست
📚 (کلیات شمس)
🔻 هر چه حضور یار آشنا را در تار و پود زندگی و جهان بیشتر حس کنیم از موهبت (آشنایی) برخوردارتریم. (بیدلی در همه احوال خدا با او بود)، پس نیازی نبود که از دور (خدایا) کند. صدا کردن از دور، رسم آشنایی نیست. آشنا زمزمه میکند:
🌱 بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد
📚 (حافظ)
✍#صدیق_قطبی
➣ T.me/tabeshnet
👤 ابوالحسن خرقانی گفته است با خدا چنان آشنایی گیر که غربت جهان بر تو آسان شود. انگار به شهری میروی که نمیشناسیاش، اما آنجا یاری آشنا داری. و حضورش غربت تو را مرهم است:
و گفت: با خدای تعالی آشنایی همان گیری که اگر غریبی به شهری فا رسد (وارسد،= برسد) که در آنجا آشنایی دارد، زیاده اندوهش نبود.
📚 (نوشته بر دریا)
👤 در همین معنا سعدی گفته است:
مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندانکه میرود همه مُلک خدای اوست
👈 جهان را مهمانخانهای دانستن که میزبانش خداست، یا سفری که گر چه به یار میانجامد اما یار در اثنای سفر نیز با ماست، قدری از غربت مسیر میکاهد و به قدرِ لمس و درک این معنا، از جهان غربتزدایی میکند. مولانا میگوید عشق مرا روانهٔ سفر دنیا کرد.
گفت باید مدتی در محنتسرایی که آفریدهام باشی. هر چه نالیدم و جامه دریدم که نمیروم، چاره نبود. اما عشق دلداریام داد که در آن محنتسرا، من به تو نزدیکترم از رگ گردن (حبلالورید).
👈 گرچه ظاهرا هبوط است و دوری است و سفر، اما من دور نیستم:
🌱 نِدا آمد ز عشق ای جان، سفر کن
که من محنتسرایی آفریدم
بسی گفتم که من آنجا نخواهم
بسی نالیدم و جامه دریدم
چنانک اکنون ز رفتن میگریزم
از آن جا آمدن هم میرمیدم
بگفت: ای جان برو هر جا که باشی
که من نزدیک چون حَبلالوَریدم
📚 (کلیات شمس)
✔️ گاهی نیز جهان را مهمانسرایی میدید موقّت و میگفت کمشمارند آنان که میدانند میزبان کیست. اگر حضور میزبان را درمییافتند، کمتر غریبی میکردند:
🌱 جمله مهماناند در عالَم و لیک
کم کسی داند که او مهمان کیست
📚 (کلیات شمس)
🔻 هر چه حضور یار آشنا را در تار و پود زندگی و جهان بیشتر حس کنیم از موهبت (آشنایی) برخوردارتریم. (بیدلی در همه احوال خدا با او بود)، پس نیازی نبود که از دور (خدایا) کند. صدا کردن از دور، رسم آشنایی نیست. آشنا زمزمه میکند:
🌱 بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد
📚 (حافظ)
✍#صدیق_قطبی
➣ T.me/tabeshnet
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
🎥 آموزش دینی و علمی، هم افزایی یا رقابت؟
🎤#دکتر_طارق_السویدان
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
🎥 آموزش دینی و علمی، هم افزایی یا رقابت؟
🎤#دکتر_طارق_السویدان
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤2
📌 اگر اهلِ شهرها ما را رها کردند، برای اهالی مناطق دورافتاده صحبت خواهیم کرد.
✍#فرزان_خاموشی
👤 استاد احمد راشد (رحمهالله) در مقدمه کتاب گرانقدر (مسافر فی قطار الدعوة) که از قلم استاد عادل الشويخ صادر شده است، خاطرهای ژرف و عبرتآموز را بازگو مینماید؛ خاطرهای که حامل درس مهمی برای همه دعوتگران و مربیان راه حق است. این حکایت از آنجا آغاز میشود که در برههای، آنان با باور تلخ و سنگینی مواجه میشوند؛ باوری که تلاشها و مجاهدات خالصانهشان در مسیر دعوت، آن گونه که انتظار میرود، مورد استقبال و اقبال مردم قرار نمیگیرد. این باورِ دلگیر، چون سایهای سنگین، بر روح و جان ایشان سنگینی میکند و موجب پیدایش حس نامیدی و دلسردی عمیقی در دلشان میشود؛ احساسی که در نهایت به تصمیم بر دست کشیدن از ادامه مسیر دعوت و توقف در راه تعالی و هدایت و سکوت منجر میگردد.
✔️ این روایت در حقیقت زنگ هشداری است بر دلهای حامل مشعل دعوت؛ و همچون چراغی، آنان را به صبوری و استمرار در دعوت فرا میخواند.
👤 استاد راشد در مورد استاد الشویخ میگوید:
استاد عادل الشویخ از سکون و بیحوصلگی بعضی شنوندگان و ناتوانیشان در همراهی با او از راهِ پرسشهای هوشمندانه که معمولاً آموزگار را به تلاش بیشتر وا میدارد، گلایه داشت؛ حتی گفت قصد دارد از سرِ اعتراض نوشتن و سخن گفتن را متوقف کند. این سخن در من هم تأثیر بیشتری از استاد عادل گذاشت؛ دلگرفتگی بر ما مستولی شد و با هم قرار گذاشتیم سکوت کنیم. ناگهان جوانی سر راهمان قرار گرفت که ما را از آن خطا بیرون آورد. من و عادل در فرودگاه استانبول نشسته بودیم و منتظر هواپیما؛ از یک دوره برگشته بودیم که در آن، سوالهای انگیزهبخشِ چندانی ندیده بودیم.
👈 در حالی که با هم در ابراز ناامیدی مسابقه گذاشته بودیم، ناگاه جوانی آمد و زانو زد؛
و پرسید: آیا شما محمد احمد الراشد هستید؟
گفتم: بله، آیا قبلاً همدیگر را دیدهایم؟
گفت: نه، از طریق دیدن ویدیوی سخنرانیتان در کنفرانس هیوستونِ آمریکا شما را شناختم.
گفتم: شما کی هستید؟
گفت: اسمم خالد الموساوی است؛ الجزایریام، اهل واحهٔ وادی سوف، در هزار کیلومتری جنوبِ پایتخت، در حاشیه صحرای بزرگ آفریقا، نزدیکترین نقطه به مرز تونس. آنجا ما کتاب های شما را میخوانیم، نوارهای سخنرانیتان را گوش میدهیم و بعضی درسها را از طریق ویدیو میبینیم. من دارم به سمتِ جهاد در افغانستان میروم.
👈 ما او را پذیرفتیم و از دیدار غیر مترقبه او خوشحال شدیم. او درباره مسائل مختلف از من پرسید و من هم از او سوال کردم. سپس با آهی افزود:
گفت: اما هنوز نیمی از رویایم برآورده نشده؛ هنوز با عادل آشنا نشدهام.
گفتم: نظرت چیه تو را با خودم به دبی نزد عادل ببرم ؟
گفت: آن روز برایم مثل عید خواهد بود؛ ما درسهای او را میشنویم اما تصویرش را در ویدیو ندیدهایم.
👈 در اینجا عادل (رحمهالله) شد و از او پرسید چه چیزهایی از نوارهای او شنیده است، در حالی که خودِ او را نمیشناخت. پسر فهرستی از عناوین درسها آورد.
عادل او را امتحان کرد: در آن درسِ فلان درباره چه میگوید؟
پسر پاسخ داد: چنین و چنان و خلاصه معانی درس را دقیق و روان بازگو کرد. عادل بارها او را امتحان کرد و درباره درسهای دیگر پرسید؛ پسر معانی را بهخوبی و تسلط بیان کرد که ما را شگفتزده ساخت.
بعد از آن، من که بیش از پیش در صحتِ نیتش یقین پیدا کرده بودم، به او گفتم: خب پس همین الآن عادل روبهروی توست، اوست که تو را امتحان میکرد.
پسر از خوشحالی پرواز کرد و از این سورپرایز شگفتزده شد.
گفت: همه ما در وادی سوف همینطوریم؛ میخوانیم، حفظ میکنیم و دوباره گوش میدهیم.
📔 آنگاه کتاب (الموافـقـات) الشاطبی را از کیفش بیرون آورد و به عادل گفت: در نوارِ شما شنیدم که این کتاب را توصیه میکنید و از مبلغان خواستهاید که آن را بخوانند؛ من آن را خریدم تا همراهِ من در جهاد باشد.
👈 این حادثه عادل را تحت تأثیر قرار داد و او را به یقین آورد که مبلغانی هوشیارتر از شنوندگانِ سطحی هم وجود دارند؛ استاد عادل بعد از دیدار این جوان از نومیدی در تبلیغ و دعوت و ترک گفتوگو پشیمان شد، پس از آن زیاد میگفت: اگر اهلِ شهرها ما را رها کردند، برای اهالی مناطق دور افتاده صحبت خواهیم کرد.
و در سالهای اخیر بیش از پیش به کار دعوت پرداخت. خدا رحمتش کند.
📚 (مسافر فی قطار الدعوة)
✅ در پایان این نکتهی قرآنی قابل توجه است که خداوند قرآن را "حدیث" (یعنی سخن گفتنی) نامیده است میفرماید:
«خداوند بهترین سخن را نازل کرده؛..»
✔️ پس، از اینجا درمییابیم که گفتوگو و سخن گفتن موثرترین روش برای تاثیرگذاری است، روشی که پیامبران، فرستادگان خدا و دعوتکنندگان به دین خدا از آن استفاده کردهاند و الگوی دیگران بودهاند.
📚 (معارج التفکر و دقائق التدبر)
➣ T.me/tabeshnet
✍#فرزان_خاموشی
👤 استاد احمد راشد (رحمهالله) در مقدمه کتاب گرانقدر (مسافر فی قطار الدعوة) که از قلم استاد عادل الشويخ صادر شده است، خاطرهای ژرف و عبرتآموز را بازگو مینماید؛ خاطرهای که حامل درس مهمی برای همه دعوتگران و مربیان راه حق است. این حکایت از آنجا آغاز میشود که در برههای، آنان با باور تلخ و سنگینی مواجه میشوند؛ باوری که تلاشها و مجاهدات خالصانهشان در مسیر دعوت، آن گونه که انتظار میرود، مورد استقبال و اقبال مردم قرار نمیگیرد. این باورِ دلگیر، چون سایهای سنگین، بر روح و جان ایشان سنگینی میکند و موجب پیدایش حس نامیدی و دلسردی عمیقی در دلشان میشود؛ احساسی که در نهایت به تصمیم بر دست کشیدن از ادامه مسیر دعوت و توقف در راه تعالی و هدایت و سکوت منجر میگردد.
✔️ این روایت در حقیقت زنگ هشداری است بر دلهای حامل مشعل دعوت؛ و همچون چراغی، آنان را به صبوری و استمرار در دعوت فرا میخواند.
👤 استاد راشد در مورد استاد الشویخ میگوید:
استاد عادل الشویخ از سکون و بیحوصلگی بعضی شنوندگان و ناتوانیشان در همراهی با او از راهِ پرسشهای هوشمندانه که معمولاً آموزگار را به تلاش بیشتر وا میدارد، گلایه داشت؛ حتی گفت قصد دارد از سرِ اعتراض نوشتن و سخن گفتن را متوقف کند. این سخن در من هم تأثیر بیشتری از استاد عادل گذاشت؛ دلگرفتگی بر ما مستولی شد و با هم قرار گذاشتیم سکوت کنیم. ناگهان جوانی سر راهمان قرار گرفت که ما را از آن خطا بیرون آورد. من و عادل در فرودگاه استانبول نشسته بودیم و منتظر هواپیما؛ از یک دوره برگشته بودیم که در آن، سوالهای انگیزهبخشِ چندانی ندیده بودیم.
👈 در حالی که با هم در ابراز ناامیدی مسابقه گذاشته بودیم، ناگاه جوانی آمد و زانو زد؛
و پرسید: آیا شما محمد احمد الراشد هستید؟
گفتم: بله، آیا قبلاً همدیگر را دیدهایم؟
گفت: نه، از طریق دیدن ویدیوی سخنرانیتان در کنفرانس هیوستونِ آمریکا شما را شناختم.
گفتم: شما کی هستید؟
گفت: اسمم خالد الموساوی است؛ الجزایریام، اهل واحهٔ وادی سوف، در هزار کیلومتری جنوبِ پایتخت، در حاشیه صحرای بزرگ آفریقا، نزدیکترین نقطه به مرز تونس. آنجا ما کتاب های شما را میخوانیم، نوارهای سخنرانیتان را گوش میدهیم و بعضی درسها را از طریق ویدیو میبینیم. من دارم به سمتِ جهاد در افغانستان میروم.
👈 ما او را پذیرفتیم و از دیدار غیر مترقبه او خوشحال شدیم. او درباره مسائل مختلف از من پرسید و من هم از او سوال کردم. سپس با آهی افزود:
گفت: اما هنوز نیمی از رویایم برآورده نشده؛ هنوز با عادل آشنا نشدهام.
گفتم: نظرت چیه تو را با خودم به دبی نزد عادل ببرم ؟
گفت: آن روز برایم مثل عید خواهد بود؛ ما درسهای او را میشنویم اما تصویرش را در ویدیو ندیدهایم.
👈 در اینجا عادل (رحمهالله) شد و از او پرسید چه چیزهایی از نوارهای او شنیده است، در حالی که خودِ او را نمیشناخت. پسر فهرستی از عناوین درسها آورد.
عادل او را امتحان کرد: در آن درسِ فلان درباره چه میگوید؟
پسر پاسخ داد: چنین و چنان و خلاصه معانی درس را دقیق و روان بازگو کرد. عادل بارها او را امتحان کرد و درباره درسهای دیگر پرسید؛ پسر معانی را بهخوبی و تسلط بیان کرد که ما را شگفتزده ساخت.
بعد از آن، من که بیش از پیش در صحتِ نیتش یقین پیدا کرده بودم، به او گفتم: خب پس همین الآن عادل روبهروی توست، اوست که تو را امتحان میکرد.
پسر از خوشحالی پرواز کرد و از این سورپرایز شگفتزده شد.
گفت: همه ما در وادی سوف همینطوریم؛ میخوانیم، حفظ میکنیم و دوباره گوش میدهیم.
📔 آنگاه کتاب (الموافـقـات) الشاطبی را از کیفش بیرون آورد و به عادل گفت: در نوارِ شما شنیدم که این کتاب را توصیه میکنید و از مبلغان خواستهاید که آن را بخوانند؛ من آن را خریدم تا همراهِ من در جهاد باشد.
👈 این حادثه عادل را تحت تأثیر قرار داد و او را به یقین آورد که مبلغانی هوشیارتر از شنوندگانِ سطحی هم وجود دارند؛ استاد عادل بعد از دیدار این جوان از نومیدی در تبلیغ و دعوت و ترک گفتوگو پشیمان شد، پس از آن زیاد میگفت: اگر اهلِ شهرها ما را رها کردند، برای اهالی مناطق دور افتاده صحبت خواهیم کرد.
و در سالهای اخیر بیش از پیش به کار دعوت پرداخت. خدا رحمتش کند.
📚 (مسافر فی قطار الدعوة)
✅ در پایان این نکتهی قرآنی قابل توجه است که خداوند قرآن را "حدیث" (یعنی سخن گفتنی) نامیده است میفرماید:
«خداوند بهترین سخن را نازل کرده؛..»
✔️ پس، از اینجا درمییابیم که گفتوگو و سخن گفتن موثرترین روش برای تاثیرگذاری است، روشی که پیامبران، فرستادگان خدا و دعوتکنندگان به دین خدا از آن استفاده کردهاند و الگوی دیگران بودهاند.
📚 (معارج التفکر و دقائق التدبر)
➣ T.me/tabeshnet
Telegram
مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه
سایت تابش:
www.tabesh.net
اینستاگرام تابش:
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=f3cuzkiok2pj&utm_content=9kopps
واتساپ تابش:
https://chat.whatsapp.com/KCMm6xLoifzFg7qi5Ythya
www.tabesh.net
اینستاگرام تابش:
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=f3cuzkiok2pj&utm_content=9kopps
واتساپ تابش:
https://chat.whatsapp.com/KCMm6xLoifzFg7qi5Ythya
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
🎥 هوای بارونی
🎤خوانش:#فرهاد_قائدی
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
🎥 هوای بارونی
🎤خوانش:#فرهاد_قائدی
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤3
#عکس_نوشته
#حسد
#بدی
#شرور
📸 {وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}
✍#حسین_بن_فضل
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
#حسد
#بدی
#شرور
📸 {وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ}
✍#حسین_بن_فضل
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
👍1
📗معرفی کتابچه «قدر و قضا»
✍️ نویسنده: #استاد_ناصر_سبحانی (رحمهالله)
📝 تعداد صفحات: ۸
📑خلاصهای از کتابچه:
بعد از مسئله ایمان به خدا و آخرت یکی از مسائل بسیار مهم دیگر که مطرح است و بدون آن انسان نمیتواند بندهی خدا باشد. و عبادت و بندگی خدا را به صورت کامل انجام دهد، مسئله قضا و قدر است.
➣ T.me/tabeshnet
✍️ نویسنده: #استاد_ناصر_سبحانی (رحمهالله)
📝 تعداد صفحات: ۸
📑خلاصهای از کتابچه:
بعد از مسئله ایمان به خدا و آخرت یکی از مسائل بسیار مهم دیگر که مطرح است و بدون آن انسان نمیتواند بندهی خدا باشد. و عبادت و بندگی خدا را به صورت کامل انجام دهد، مسئله قضا و قدر است.
➣ T.me/tabeshnet
❤4
📌 کسانی که سنت نبوی را پارهپاره کردند!
✍️#دکتر_فؤاد_البنا
💠 همانطور که در میان مسلمانان کسانی یافت میشوند که قرآن را پارهپاره کردهاند؛
👈 یعنی بخشی از تعالیم آن را میپذیرند و بخش دیگر را رها میکنند،
🔄 آیات محکم و متشابه را در هم میآمیزند،
⚖ و نظام اولویتها را بهطرزی عجیب بر هم میزنند...
💫 در برخورد با سنت نبوی نیز افرادی پیدا شدهاند که همان کار را کردهاند!
🌪 این افراد، آن بخش از سنت را که روش و شیوهٔ زندگی در تمام عرصههای حیات است، رها کردهاند و تنها به سنتهایی چسبیدهاند که به نوافل و مستحبات مربوط میشود!
😔 آنان در حق خدا چنان افراط کردهاند که مستحبات را تا حد واجبات بالا بردهاند،
🚫 و مکروهات را به مرتبهٔ محرمات فروکاستهاند، و در مقابل، در حق انسانها کوتاهی کردهاند؛
تا آنجا که میبینیم برخی از آنان به حریم و آبروی مردم تجاوز میکنند، گویی که این کار از مباحات است!
👈 بلکه حتی کسانی پیدا شدهاند که با بیپروایی از آبروی دیگران سخن میگویند و آن را مایهٔ تفریح خود میسازند!
✔️ در همین مسیر لغزنده، اینان قرآن را که (باطل از هیچسو به آن راه ندارد) کنار گذاشتهاند،
و به سنت روی آوردهاند، در حالی که در سنت، احادیثی یافت میشود که دچار جعل و تحریف است.
🚫 آنان از احادیثی که با نص صریح قرآن هماهنگ است چشم پوشیده و تمام توان خود را صرف ترویج احادیثی کردهاند که با قرآن ناسازگار است، و در عین حال ادعا میکنند که سنت حاکم بر قرآن است!
♻️ برخی از این افراد به ازدواج پیامبر ﷺ با عایشه که از او بسیار کمسنتر بود اقتدا کردند،
⁉️ ولی از ازدواجهای او با زنانی که از خودش بزرگتر بودند، بهویژه خدیجه بنت خویلد و سوده بنت زمعه، پیروی نکردند!
🔅 او را در علاقهاش به بوی خوش الگو گرفتند، اما از (عطر خاک جهاد) و (بوی عرق تلاش در راه دعوت به خدا) غافل ماندند!
🍯 از پیامبر علاقهاش به عسل را گرفتند، اما زهد، پارسایی و بخشندگی او را که بارها باعث شد گرسنه بخوابد،
👈 در حالی که شکمش از شدت گرسنگی به هم میپیچید، نادیده گرفتند!
💌 در پذیرش هدیه و توصیه به هدیه دادن به یکدیگر از او پیروی کردند،
👈 اما در سخاوت بینظیرش که چنان بخشنده بود که گفتهاند:
«چنان میبخشید که گویی از فقر هیچ بیمی ندارد»، از او پیروی نکردند!
➣ T.me/tabeshnet
✍️#دکتر_فؤاد_البنا
💠 همانطور که در میان مسلمانان کسانی یافت میشوند که قرآن را پارهپاره کردهاند؛
👈 یعنی بخشی از تعالیم آن را میپذیرند و بخش دیگر را رها میکنند،
🔄 آیات محکم و متشابه را در هم میآمیزند،
⚖ و نظام اولویتها را بهطرزی عجیب بر هم میزنند...
💫 در برخورد با سنت نبوی نیز افرادی پیدا شدهاند که همان کار را کردهاند!
🌪 این افراد، آن بخش از سنت را که روش و شیوهٔ زندگی در تمام عرصههای حیات است، رها کردهاند و تنها به سنتهایی چسبیدهاند که به نوافل و مستحبات مربوط میشود!
😔 آنان در حق خدا چنان افراط کردهاند که مستحبات را تا حد واجبات بالا بردهاند،
🚫 و مکروهات را به مرتبهٔ محرمات فروکاستهاند، و در مقابل، در حق انسانها کوتاهی کردهاند؛
تا آنجا که میبینیم برخی از آنان به حریم و آبروی مردم تجاوز میکنند، گویی که این کار از مباحات است!
👈 بلکه حتی کسانی پیدا شدهاند که با بیپروایی از آبروی دیگران سخن میگویند و آن را مایهٔ تفریح خود میسازند!
✔️ در همین مسیر لغزنده، اینان قرآن را که (باطل از هیچسو به آن راه ندارد) کنار گذاشتهاند،
و به سنت روی آوردهاند، در حالی که در سنت، احادیثی یافت میشود که دچار جعل و تحریف است.
🚫 آنان از احادیثی که با نص صریح قرآن هماهنگ است چشم پوشیده و تمام توان خود را صرف ترویج احادیثی کردهاند که با قرآن ناسازگار است، و در عین حال ادعا میکنند که سنت حاکم بر قرآن است!
♻️ برخی از این افراد به ازدواج پیامبر ﷺ با عایشه که از او بسیار کمسنتر بود اقتدا کردند،
⁉️ ولی از ازدواجهای او با زنانی که از خودش بزرگتر بودند، بهویژه خدیجه بنت خویلد و سوده بنت زمعه، پیروی نکردند!
🔅 او را در علاقهاش به بوی خوش الگو گرفتند، اما از (عطر خاک جهاد) و (بوی عرق تلاش در راه دعوت به خدا) غافل ماندند!
🍯 از پیامبر علاقهاش به عسل را گرفتند، اما زهد، پارسایی و بخشندگی او را که بارها باعث شد گرسنه بخوابد،
👈 در حالی که شکمش از شدت گرسنگی به هم میپیچید، نادیده گرفتند!
💌 در پذیرش هدیه و توصیه به هدیه دادن به یکدیگر از او پیروی کردند،
👈 اما در سخاوت بینظیرش که چنان بخشنده بود که گفتهاند:
«چنان میبخشید که گویی از فقر هیچ بیمی ندارد»، از او پیروی نکردند!
➣ T.me/tabeshnet
❤5
#پیامهایی_از_قرآن
✍ نویسنده: #ادهم_شرقاوی
🔖 ترجمه: #خلیل_الرحمن_خباب
✨{فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا، فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ} [النحل: ۲۹]
🌸 ترجمه:
«پس از درهای جهنم وارد شوید، در حالیکه برای همیشه در آن میمانید؛ و چه بد است جایگاه متکبران!»
🪷 برداشت آیه:
✅ همانطور بدنها بیمار میشوند، دلها نیز بیمار میگردند؛
👈 اما درمان بیماریهای بدن آسانتر از درمان بیماریهای دل است!
🔻 یکی از خطرناکترین بیماریهای قلب، تکبّر است؛
✔️ یعنی اینکه انسان خود را بهتر از دیگران بداند؛ فقط بهخاطر مالی که دارد یا مدرکی که گرفته یا شغل و مقامی که بهدست آورده!
➖ و یک نوع تکبّر وجود دارد که هیچ ویژگی و دلیل خاصی پشت سر ندارد، و این بدترین نوع تکبر است!
🌾 در حدیث آمده: کسی که حتی ذرهای تکبر در دلش باشد، وارد بهشت نمیشود!
روش دایمی صالحان این بود که هر نشانهای از استعلا و برتریجویی در خود میدیدند، فوراً آن را درمان میکردند.
♻️ روزی صحابی جلیلالقدر عبدالله بن سلام رضیاللهعنه، در بازار دیده شد که بستهای هیزم روی دوش داشت.
• به او گفتند: مگر خدا تو را بینیاز نکرده؟
• گفت: چرا، ولی خواستم تکبر را در خودم سرکوب کنم!
➣ T.me/tabeshnet
✍ نویسنده: #ادهم_شرقاوی
🔖 ترجمه: #خلیل_الرحمن_خباب
✨{فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا، فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ} [النحل: ۲۹]
🌸 ترجمه:
«پس از درهای جهنم وارد شوید، در حالیکه برای همیشه در آن میمانید؛ و چه بد است جایگاه متکبران!»
🪷 برداشت آیه:
✅ همانطور بدنها بیمار میشوند، دلها نیز بیمار میگردند؛
👈 اما درمان بیماریهای بدن آسانتر از درمان بیماریهای دل است!
🔻 یکی از خطرناکترین بیماریهای قلب، تکبّر است؛
✔️ یعنی اینکه انسان خود را بهتر از دیگران بداند؛ فقط بهخاطر مالی که دارد یا مدرکی که گرفته یا شغل و مقامی که بهدست آورده!
➖ و یک نوع تکبّر وجود دارد که هیچ ویژگی و دلیل خاصی پشت سر ندارد، و این بدترین نوع تکبر است!
🌾 در حدیث آمده: کسی که حتی ذرهای تکبر در دلش باشد، وارد بهشت نمیشود!
روش دایمی صالحان این بود که هر نشانهای از استعلا و برتریجویی در خود میدیدند، فوراً آن را درمان میکردند.
♻️ روزی صحابی جلیلالقدر عبدالله بن سلام رضیاللهعنه، در بازار دیده شد که بستهای هیزم روی دوش داشت.
• به او گفتند: مگر خدا تو را بینیاز نکرده؟
• گفت: چرا، ولی خواستم تکبر را در خودم سرکوب کنم!
➣ T.me/tabeshnet
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
🎥 ارتباط عاطفی پیامبر ﷺ با اصحاب
🎤#شیخ_عبدالوهاب_الطریری
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
🎥 ارتباط عاطفی پیامبر ﷺ با اصحاب
🎤#شیخ_عبدالوهاب_الطریری
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤4
نشانه های صغرای قیامت (بخش دوم
مؤسسه فرهنگی هنری تابش
📝موضوع: ایمان به قیامت
• نشانههای قيامت (نشانههای صغری۲)
🔖 قسمت هفتم
👤#رحمت_الله_خردنیا
▷ ◉─────────۳۷:۴۹
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
• نشانههای قيامت (نشانههای صغری۲)
🔖 قسمت هفتم
👤#رحمت_الله_خردنیا
▷ ◉─────────۳۷:۴۹
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤1
📗معرفی کتابچه «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»
✍️ نویسنده: #جلال_معروفیان
📝 تعداد صفحات: ۱۲
📑خلاصهای از کتابچه:
ایمحمد! پس از نثار درود و سلام پروردگار به روان پاک و نام جاودانهات هم اجازه میخواهم و هم پوزش میطلبم که دوست دارم با همین نامی که خدا بر تو نهاده است خطابت کنم و از اعماق قلبم و با زبان ساده و قاصرم تو را فقط محمد خطاب کنم.
➣ T.me/tabeshnet
✍️ نویسنده: #جلال_معروفیان
📝 تعداد صفحات: ۱۲
📑خلاصهای از کتابچه:
ایمحمد! پس از نثار درود و سلام پروردگار به روان پاک و نام جاودانهات هم اجازه میخواهم و هم پوزش میطلبم که دوست دارم با همین نامی که خدا بر تو نهاده است خطابت کنم و از اعماق قلبم و با زبان ساده و قاصرم تو را فقط محمد خطاب کنم.
➣ T.me/tabeshnet
❤6
مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه
📌 دين چيستى چرايى چگونگى 📖 موضوع: فهم متن دينى (٣/٢) ✍️#سعدالدین_صدیقی 📄 قسمت هشتم ✅ در نظم و انضباط اجتماعی، از یکسو وجود فضایی آزاد و متغیر برای شهروندان و از سوی دیگر، وجود برنامه و آیینهایی ثابت، روشن و معین ضرورت دارد. جهان هستی بر قوانین ثابت…
📌 دين چيستى چرايى چگونگى
📖 موضوع: فهم متن دينى (۳/۳)
📄 قسمت نهم
✍️#سعدالدین_صدیقی
✅ در عرصه فعالیت جمعی و نظم اجتماعی نیاز به فهمی مشترک، معتبر و استوار امری بدیهی است. ادعای سیّال بودن برداشتها و انکار وجود هرگونه فهم نهایی، در عمل راه را بر دستیابی به فهم معتبر میبندد و امکان شکلگیری جامعهای منظم و مبتنی بر قواعد مشترک را از میان میبرد.
👈 در برخی قرائتهای هرمنوتیکی هر فهمی از متن را نسبی، تاریخی و متاثر از ساختار ذهنی دانسته و بر این باور است که به تعداد انسان ها می توان از متن به فهم های متنوع رسید.
✔️ اين ادعا از اشکال (خودنقضی) رنج میبرد و در نتیجه به مجرد خودنمايی و ظهور توسط ادلهی اثباتی آن نقض میگردد.
👈 زيرا تمامی مقدماتی كه اين نظريه از آنها استخراج گرديده است بر اساس اين نظريه نسبی و متاثر از ساختاری است كه ذهن فرد از آن تاثير پذيرفته است.
➖ برای تبیین درستتر مسئله، لازم است فرآیند دستیابی به فهم یک اصطلاح یا متن دینی روشنتر توضیح داده شود. در این فرآیند دو عنصر اصلی نقشآفریناند:
♧۱• فاهم؛ یعنی کسی که قصد فهم متن را دارد و با مجموعهای از پیشدانستهها به سراغ آن میآید.
♧۲• الفاظ متن؛ یعنی واژهها و ترکیبهایی که در کنار هم قرار گرفته و حامل پیام و مقصدی مشخصاند.
در اين نظريه پیش دانستهها مجموعهای یکدست فرض شدهاند که در فهم متن نقشی حاکمه دارند و الفاظ هم در دلالتشان بر معنا مطلق و يكسان انگاشته شدهاند، در حالیکه چنین تصوری نادقیق است.
👈 قبل از توضیح بیشتر باید متوجه بود که نظریه مرگ مؤلف و صامت بودن متن بعدها در مسیر توسعه مبانی نظری تأویل و تفسیر، توسط گادامر تعدیل گردید.
👤 گادامر بر این باور بود که فهم متن در اثر امتزاج پیشدانستههای مفسّر و پاسخ متن به پرسش او پدید میآید.
او از امتزاج افقها سخن میگفت.
👈 وقتی ما متنی را مطالعه میکنیم برای ما یک افق معنایی ایجاد میشود.
🔻 متن نیز با دلالت الفاط افقی از معنا را ایجاد میکند. رسیدن به فهم متن نتیجه امتزاج این افقها است.
✔️ الفاظ و کلمات هر کدام بر معنا و مسمّایی خاص دلالت میدهند که گوینده یا مؤلف مراد و مقصود خود را بوسیله آن بیان میکنند.
👈 الفاظ از منظر دلالت بر معنا به دو دسته تقسیم میشوند:
• الفاظی که معنای خود را به وضوح بيان میكنند و جايی را برای تأويل و تفسير باقی نمیگذارند.
• الفاظی که دارای معانی متعددی هستند و امکان برداشتهای مختلف را ایجاد میکنند.
➖ پیش دانستهها نیز در ماهیت و میزان تاثیر در فهمیدن یکسان نیستند:
الف) بخشی از اين پيش دانستهها باعث اعتبار و پذيرش فهم میگردند؛ به عنوان مثال فهم ادله حجیّت متن دینی كه باعث میشود متن دينی در جايگاه مهمترين مرجع و منبع شناخت در نگاه درون دينی قرار گیرد.
ب) بخشی از اين پيش دانستهها به فهم دستور زبان و قواعد لغوی ربط پیدا میکند. فهم و برداشت صحيح و منضبط، تابع رعايت اين قوانين و قواعد میباشد.
ج) بخشی دیگر پيش دانستهها همه معلول ومحصول عوامل مختلف محیط، آموزش و مطالعه میباشند. بخش مهمی از این دانستنیها در خدمت تجزیه وتحلیل و فهمیدن متن قرار گرفته، انسان را در رسیدن به فهمی درستتر راهنمایی و کمک میکند.
👈 اما بخشی دیگر از دانستنیها در دو صورت غفلت و پیروی از دلخواه اتباع هوی بر متن تحميل میگردند.
🔻 تحمیل پيش دانستههای اینچنینی كه در زبان شرع از آن به " تفسير به رأی" تعبير گشته است، معمولا به دنبال سخن متن نيستند، بلكه اين خواسته و انتظار شخص میباشد كه خود را بر متن تحميل میسازد و اين همان امری است كه در شرع بر پرهيز از آن تاكيد شده است.
✔️ به منظور پرهيز از حاكم نمودن پيش دانستههای از اين دست، لازم است از روش توقف ذهنی استفاده کند.
👈 اين توقف ذهنی كه می توان از آن به تفكر آغازين ياد كرد، امری دست يافتنی است ولی نياز به تمرين دارد.
👈 از اين امر به " در پرانتز قرار دادن " نيز تعبير شده است كه منظور از آن، به معنی كنار گذاشتن عقايد شخصی ای است كه ممكن است امر مورد بررسی را تاييد يا رد كند.
شخص تمرین میکند که سخن و متن را منصفانه بفهمد نه آنگونه که میخواهد.
#دین_چیستی_چرایی_چگونگی
➣ T.me/tabeshnet
کانال تلگرامی شیخ سعدالدین صدیقی👇
➣ http://t.me/saadsedighi
📖 موضوع: فهم متن دينى (۳/۳)
📄 قسمت نهم
✍️#سعدالدین_صدیقی
✅ در عرصه فعالیت جمعی و نظم اجتماعی نیاز به فهمی مشترک، معتبر و استوار امری بدیهی است. ادعای سیّال بودن برداشتها و انکار وجود هرگونه فهم نهایی، در عمل راه را بر دستیابی به فهم معتبر میبندد و امکان شکلگیری جامعهای منظم و مبتنی بر قواعد مشترک را از میان میبرد.
👈 در برخی قرائتهای هرمنوتیکی هر فهمی از متن را نسبی، تاریخی و متاثر از ساختار ذهنی دانسته و بر این باور است که به تعداد انسان ها می توان از متن به فهم های متنوع رسید.
✔️ اين ادعا از اشکال (خودنقضی) رنج میبرد و در نتیجه به مجرد خودنمايی و ظهور توسط ادلهی اثباتی آن نقض میگردد.
👈 زيرا تمامی مقدماتی كه اين نظريه از آنها استخراج گرديده است بر اساس اين نظريه نسبی و متاثر از ساختاری است كه ذهن فرد از آن تاثير پذيرفته است.
➖ برای تبیین درستتر مسئله، لازم است فرآیند دستیابی به فهم یک اصطلاح یا متن دینی روشنتر توضیح داده شود. در این فرآیند دو عنصر اصلی نقشآفریناند:
♧۱• فاهم؛ یعنی کسی که قصد فهم متن را دارد و با مجموعهای از پیشدانستهها به سراغ آن میآید.
♧۲• الفاظ متن؛ یعنی واژهها و ترکیبهایی که در کنار هم قرار گرفته و حامل پیام و مقصدی مشخصاند.
در اين نظريه پیش دانستهها مجموعهای یکدست فرض شدهاند که در فهم متن نقشی حاکمه دارند و الفاظ هم در دلالتشان بر معنا مطلق و يكسان انگاشته شدهاند، در حالیکه چنین تصوری نادقیق است.
👈 قبل از توضیح بیشتر باید متوجه بود که نظریه مرگ مؤلف و صامت بودن متن بعدها در مسیر توسعه مبانی نظری تأویل و تفسیر، توسط گادامر تعدیل گردید.
👤 گادامر بر این باور بود که فهم متن در اثر امتزاج پیشدانستههای مفسّر و پاسخ متن به پرسش او پدید میآید.
او از امتزاج افقها سخن میگفت.
👈 وقتی ما متنی را مطالعه میکنیم برای ما یک افق معنایی ایجاد میشود.
🔻 متن نیز با دلالت الفاط افقی از معنا را ایجاد میکند. رسیدن به فهم متن نتیجه امتزاج این افقها است.
✔️ الفاظ و کلمات هر کدام بر معنا و مسمّایی خاص دلالت میدهند که گوینده یا مؤلف مراد و مقصود خود را بوسیله آن بیان میکنند.
👈 الفاظ از منظر دلالت بر معنا به دو دسته تقسیم میشوند:
• الفاظی که معنای خود را به وضوح بيان میكنند و جايی را برای تأويل و تفسير باقی نمیگذارند.
• الفاظی که دارای معانی متعددی هستند و امکان برداشتهای مختلف را ایجاد میکنند.
➖ پیش دانستهها نیز در ماهیت و میزان تاثیر در فهمیدن یکسان نیستند:
الف) بخشی از اين پيش دانستهها باعث اعتبار و پذيرش فهم میگردند؛ به عنوان مثال فهم ادله حجیّت متن دینی كه باعث میشود متن دينی در جايگاه مهمترين مرجع و منبع شناخت در نگاه درون دينی قرار گیرد.
ب) بخشی از اين پيش دانستهها به فهم دستور زبان و قواعد لغوی ربط پیدا میکند. فهم و برداشت صحيح و منضبط، تابع رعايت اين قوانين و قواعد میباشد.
ج) بخشی دیگر پيش دانستهها همه معلول ومحصول عوامل مختلف محیط، آموزش و مطالعه میباشند. بخش مهمی از این دانستنیها در خدمت تجزیه وتحلیل و فهمیدن متن قرار گرفته، انسان را در رسیدن به فهمی درستتر راهنمایی و کمک میکند.
👈 اما بخشی دیگر از دانستنیها در دو صورت غفلت و پیروی از دلخواه اتباع هوی بر متن تحميل میگردند.
🔻 تحمیل پيش دانستههای اینچنینی كه در زبان شرع از آن به " تفسير به رأی" تعبير گشته است، معمولا به دنبال سخن متن نيستند، بلكه اين خواسته و انتظار شخص میباشد كه خود را بر متن تحميل میسازد و اين همان امری است كه در شرع بر پرهيز از آن تاكيد شده است.
✔️ به منظور پرهيز از حاكم نمودن پيش دانستههای از اين دست، لازم است از روش توقف ذهنی استفاده کند.
👈 اين توقف ذهنی كه می توان از آن به تفكر آغازين ياد كرد، امری دست يافتنی است ولی نياز به تمرين دارد.
👈 از اين امر به " در پرانتز قرار دادن " نيز تعبير شده است كه منظور از آن، به معنی كنار گذاشتن عقايد شخصی ای است كه ممكن است امر مورد بررسی را تاييد يا رد كند.
شخص تمرین میکند که سخن و متن را منصفانه بفهمد نه آنگونه که میخواهد.
#دین_چیستی_چرایی_چگونگی
➣ T.me/tabeshnet
کانال تلگرامی شیخ سعدالدین صدیقی👇
➣ http://t.me/saadsedighi
❤1