This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 🌸 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ 🌸
➣ T.me/tabeshnet
➣ T.me/tabeshnet
❤2
📗معرفی کتابچه «دینداری انسان معاصر از چه جنسی است؟»
✍️ نویسنده: #عبدالله_الوهیبی
🔖 مترجم: #شهابالدین_امیرزاده_شمس
📝 تعداد صفحات: ۱۸
📑خلاصهای از کتابچه:
روش دینداری معاصر را میتوان به صورت کلی اینگونه توصیف کرد؛ دینداری فردی که طبیعت تجاری (منفعتی) و رها از چارچوبهای سازمان یافته بر آن غالب است.
بنابراین این نوع دینداری وابسته به مقامی که صاحب سلطه باشد یا موجودیت حقوقی داشته باشد نیست.
➣ T.me/tabeshnet
✍️ نویسنده: #عبدالله_الوهیبی
🔖 مترجم: #شهابالدین_امیرزاده_شمس
📝 تعداد صفحات: ۱۸
📑خلاصهای از کتابچه:
روش دینداری معاصر را میتوان به صورت کلی اینگونه توصیف کرد؛ دینداری فردی که طبیعت تجاری (منفعتی) و رها از چارچوبهای سازمان یافته بر آن غالب است.
بنابراین این نوع دینداری وابسته به مقامی که صاحب سلطه باشد یا موجودیت حقوقی داشته باشد نیست.
➣ T.me/tabeshnet
مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه
📌 دين چيستى چرايى چگونگى 📖 موضوع: فهم متن دينى (۳/۱) ✍️#سعدالدین_صدیقی 📄 قسمت هفتم 💫 خداوند به اقتضاى صفت رحمانيت، مهربانى و مهرورزى رهنمودهاى خود را در تبيين جهان بينى حق و هدايت به آنچه استوارتر است، به زبان عربى مبين بر قلب رسول خدا ﷺ فرود آورد و از…
📌 دين چيستى چرايى چگونگى
📖 موضوع: فهم متن دينى (٣/٢)
✍️#سعدالدین_صدیقی
📄 قسمت هشتم
✅ در نظم و انضباط اجتماعی، از یکسو وجود فضایی آزاد و متغیر برای شهروندان و از سوی دیگر، وجود برنامه و آیینهایی ثابت، روشن و معین ضرورت دارد. جهان هستی بر قوانین ثابت بنیاد شده است و دانشها نیز بر قراردادهای تغییرناپذیر استوارند.
👈 در عرصه اندیشه، برداشتهای گوناگون و تضارب آرا امری پسندیده، سودمند و پیشبرنده است؛ اما آزادی عمل و اجتهاد بیضابطه در جایی که نیازمند نظم و برنامه مشترک هستیم، به شدت آسیب و اختلال پدید میآورد. از آنجا که متن دینی برنامه زندگی است و در پی ایجاد باورهای يقينى و سبک زندگی مشخص برای دینداران است، فهم متن دینی ناگزیر باید از رویکردی پیروی کند که بتواند فهمی معتبر و استوار به دست دهد.
➖ رویکرد نصگرایانه به دلیل جمود بر ظاهر الفاظ و نادیده گرفتن مقاصد کلان شریعت، معمولاً به فهمی ناقص و جزئینگر میانجامد.
➖ رویکرد تأویلی نیز بیشتر زمینه غلبه ذهنیات و سلیقههای شخصی را فراهم میآورد و به سبب بیضابطه بودن و ابهام در مرز تأویل معتبر و نامعتبر، فهمی دقیق و راهگشا ارائه نمیکند.
➖ اما رویکرد هرمنوتیکی اساساً راه رسیدن به حقیقتِ مقصود خداوند را ممکن نمیداند. این رویکرد میکوشد شیوه شناخت مفاهیم دینی را کاملاً بروندینی معرفی کند و آن را نتیجه پیشفرضهای افراد بداند. بر پایه این دیدگاه، متن دینی صامت و تهی از معناست و این پیشفرضهای مفسرند که از دل متن معنا استخراج میکنند.
✔️ آشکار است که نظریه هرمنوتیک در نهایت به نسبیگرایی و سیال بودن همه برداشتها از متن دینی میانجامد. غلبه ذهنیات و پیشفرضهای مفسّر بر متن، در عمل حجیت نص شرعی را به حاشیه میبرد و کاربست متن دینی در ایجاد جامعهای منطبق با آموزههای عملی دینداری را با چالش روبهرو میسازد.
➖ نظریه هرمنوتیک بر دو اصل بنیاد شده است:
• ذهن انسان از عوامل ساختاری و بافتاری تأثیر میپذیرد.
• ذهنیت و پیشدانستهها بر فهم ما از متن اثرگذارند.
در نگاه نخست، هر دو اصل درست به نظر میرسند؛ زیرا هم شخصیت ما تحت تأثیر عواملی همچون خانواده، مدرسه، جامعه و شرایط فرهنگی و سیاسی شکل میگیرد و هم پیشینه ذهنی و باورهای ما میتواند بر فهممان از متن اثر بگذارد.
❓بر این اساس، باید توضیح داده شود که با وجود این دو اصل، چگونه میتوان به فهمی معتبر و قطعی از متن دست یافت؟
✔️ پاسخ به این پرسش را إنشاءالله به بخش نهم موکول میکنیم.
#دین_چیستی_چرایی_چگونگی
➣ T.me/tabeshnet
کانال تلگرامی شیخ سعدالدین صدیقی👇
➣ http://t.me/saadsedighi
📖 موضوع: فهم متن دينى (٣/٢)
✍️#سعدالدین_صدیقی
📄 قسمت هشتم
✅ در نظم و انضباط اجتماعی، از یکسو وجود فضایی آزاد و متغیر برای شهروندان و از سوی دیگر، وجود برنامه و آیینهایی ثابت، روشن و معین ضرورت دارد. جهان هستی بر قوانین ثابت بنیاد شده است و دانشها نیز بر قراردادهای تغییرناپذیر استوارند.
👈 در عرصه اندیشه، برداشتهای گوناگون و تضارب آرا امری پسندیده، سودمند و پیشبرنده است؛ اما آزادی عمل و اجتهاد بیضابطه در جایی که نیازمند نظم و برنامه مشترک هستیم، به شدت آسیب و اختلال پدید میآورد. از آنجا که متن دینی برنامه زندگی است و در پی ایجاد باورهای يقينى و سبک زندگی مشخص برای دینداران است، فهم متن دینی ناگزیر باید از رویکردی پیروی کند که بتواند فهمی معتبر و استوار به دست دهد.
➖ رویکرد نصگرایانه به دلیل جمود بر ظاهر الفاظ و نادیده گرفتن مقاصد کلان شریعت، معمولاً به فهمی ناقص و جزئینگر میانجامد.
➖ رویکرد تأویلی نیز بیشتر زمینه غلبه ذهنیات و سلیقههای شخصی را فراهم میآورد و به سبب بیضابطه بودن و ابهام در مرز تأویل معتبر و نامعتبر، فهمی دقیق و راهگشا ارائه نمیکند.
➖ اما رویکرد هرمنوتیکی اساساً راه رسیدن به حقیقتِ مقصود خداوند را ممکن نمیداند. این رویکرد میکوشد شیوه شناخت مفاهیم دینی را کاملاً بروندینی معرفی کند و آن را نتیجه پیشفرضهای افراد بداند. بر پایه این دیدگاه، متن دینی صامت و تهی از معناست و این پیشفرضهای مفسرند که از دل متن معنا استخراج میکنند.
✔️ آشکار است که نظریه هرمنوتیک در نهایت به نسبیگرایی و سیال بودن همه برداشتها از متن دینی میانجامد. غلبه ذهنیات و پیشفرضهای مفسّر بر متن، در عمل حجیت نص شرعی را به حاشیه میبرد و کاربست متن دینی در ایجاد جامعهای منطبق با آموزههای عملی دینداری را با چالش روبهرو میسازد.
➖ نظریه هرمنوتیک بر دو اصل بنیاد شده است:
• ذهن انسان از عوامل ساختاری و بافتاری تأثیر میپذیرد.
• ذهنیت و پیشدانستهها بر فهم ما از متن اثرگذارند.
در نگاه نخست، هر دو اصل درست به نظر میرسند؛ زیرا هم شخصیت ما تحت تأثیر عواملی همچون خانواده، مدرسه، جامعه و شرایط فرهنگی و سیاسی شکل میگیرد و هم پیشینه ذهنی و باورهای ما میتواند بر فهممان از متن اثر بگذارد.
❓بر این اساس، باید توضیح داده شود که با وجود این دو اصل، چگونه میتوان به فهمی معتبر و قطعی از متن دست یافت؟
✔️ پاسخ به این پرسش را إنشاءالله به بخش نهم موکول میکنیم.
#دین_چیستی_چرایی_چگونگی
➣ T.me/tabeshnet
کانال تلگرامی شیخ سعدالدین صدیقی👇
➣ http://t.me/saadsedighi
نشانه های قیامت (نشانه های صغری
مؤسسه فرهنگی هنری تابش
📝موضوع: ایمان به قیامت
• نشانههای قيامت (نشانههای صغری)
🔖 قسمت ششم
👤#رحمت_الله_خردنیا
▷ ◉─────────۳۰:۱۴
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
• نشانههای قيامت (نشانههای صغری)
🔖 قسمت ششم
👤#رحمت_الله_خردنیا
▷ ◉─────────۳۰:۱۴
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
🎥 سورة الرعد
🎤#عمر_حسین
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
🎥 سورة الرعد
🎤#عمر_حسین
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤2
📌 در مسیر انس با خدا؛ درجات محبت و آرامش در نگاه ابنقیم جوزی
✅ انسان در مسیر ایمان و محبت الهی، گاه میان خلوت با خدا و حضور در میان مردم دچار نوسان میشود. ابنقیم جوزی، از عارفان و اندیشمندان بزرگ اسلامی، در این گفتار لطیف، مراتب انس و آرامش انسان با خدا را در حالات مختلف زندگی بیان میکند. او نشان میدهد که چگونه ایمان، صداقت، و محبت حقیقی به پروردگار در رفتار و احساس انسان نسبت به خلوت و اجتماع آشکار میشود؛ و در نهایت، انسان کامل آن کسی است که در هر حال و هر مکان، تنها به ارادهی خدا دلسپرده باشد.
♡• کسی که در میان مردم احساس آرامش و انس با خدا را از دست میدهد، اما وقتی تنهاست آن را مییابد، انسان صادق و راستینی است، ولی هنوز در ایمان و محبتش ضعیف است.
♡• کسی که هم در میان مردم و هم در خلوت احساس انس دارد، ولی در هر دو حالت وابسته به حال خودش است، انسانِ دچار نوعی بیماری در محبت است (یعنی محبتش کامل نیست).
♡• کسی که نه در میان مردم و نه در خلوت، هیچ انس و آرامشی با خدا ندارد، در حقیقت مردهای است که از رحمت رانده شده است.
♡• اما کسی که هم در خلوت و هم در میان مردم با خدا انس دارد، او محبّ راستین و نیرومند است.
♡• کسی که گشایش و رشدش در خلوت با خداست، افزونی و پیشرفتش نیز از همان راه خواهد بود.
♡• و کسی که گشایشش در میان مردم و از راه نصیحت و راهنمایی آنان است، رشدش نیز در همان مسیر و با مردم خواهد بود.
♡• و کسی که گشایشش در این است که در هر موقعیتی با خواست خدا همراه باشد، چه در خلوت چه در میان مردم، افزونی و پیشرفتش در هر دو حالت خواهد بود.
♡🔻• پس برترین و شریفترین حالت این است که برای خودت هیچ حالتی را انتخاب نکنی، جز همان حالتی که خدا برایت برگزیده و تو را در آن قرار داده است.
✔️ یعنی با خواست و ارادهی او همراه باش، نه با خواسته و ارادهی خودت از او.
➣ T.me/tabeshnet
✅ انسان در مسیر ایمان و محبت الهی، گاه میان خلوت با خدا و حضور در میان مردم دچار نوسان میشود. ابنقیم جوزی، از عارفان و اندیشمندان بزرگ اسلامی، در این گفتار لطیف، مراتب انس و آرامش انسان با خدا را در حالات مختلف زندگی بیان میکند. او نشان میدهد که چگونه ایمان، صداقت، و محبت حقیقی به پروردگار در رفتار و احساس انسان نسبت به خلوت و اجتماع آشکار میشود؛ و در نهایت، انسان کامل آن کسی است که در هر حال و هر مکان، تنها به ارادهی خدا دلسپرده باشد.
♡• کسی که در میان مردم احساس آرامش و انس با خدا را از دست میدهد، اما وقتی تنهاست آن را مییابد، انسان صادق و راستینی است، ولی هنوز در ایمان و محبتش ضعیف است.
♡• کسی که هم در میان مردم و هم در خلوت احساس انس دارد، ولی در هر دو حالت وابسته به حال خودش است، انسانِ دچار نوعی بیماری در محبت است (یعنی محبتش کامل نیست).
♡• کسی که نه در میان مردم و نه در خلوت، هیچ انس و آرامشی با خدا ندارد، در حقیقت مردهای است که از رحمت رانده شده است.
♡• اما کسی که هم در خلوت و هم در میان مردم با خدا انس دارد، او محبّ راستین و نیرومند است.
♡• کسی که گشایش و رشدش در خلوت با خداست، افزونی و پیشرفتش نیز از همان راه خواهد بود.
♡• و کسی که گشایشش در میان مردم و از راه نصیحت و راهنمایی آنان است، رشدش نیز در همان مسیر و با مردم خواهد بود.
♡• و کسی که گشایشش در این است که در هر موقعیتی با خواست خدا همراه باشد، چه در خلوت چه در میان مردم، افزونی و پیشرفتش در هر دو حالت خواهد بود.
♡🔻• پس برترین و شریفترین حالت این است که برای خودت هیچ حالتی را انتخاب نکنی، جز همان حالتی که خدا برایت برگزیده و تو را در آن قرار داده است.
✔️ یعنی با خواست و ارادهی او همراه باش، نه با خواسته و ارادهی خودت از او.
➣ T.me/tabeshnet
#پیامهایی_از_قرآن
✍ نویسنده: #ادهم_شرقاوی
🔖 ترجمه: #خلیل_الرحمن_خباب
✨{كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةٌ وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ} [الأنبیاء: ۳۵]
🌸 ترجمه:
«هر نفسی چشندۀ مرگ است، و شما را با سختی و راحتی میآزماییم، و در نهایت بهسوی ما باز گردانده میشوید.»
🪷 برداشت آیه:
✅ مرگ، همان جامی است که همه از آن خواهند نوشید؛ چه مؤمن و چه گناهکار، چه پیامبر و چه ستمگر، چه جنیات و چه فرشتگان؛ غیر از خدا هیچکسی باقی نمیماند!
👈 مرگ، پایان داستان نیست؛ بلکه کاملاً برعکس، آغاز ماجراست!
✔️ و همین مرگ برای پند گرفتن کافی است!
➖ ابونواس، شاعر معروفی بود که در وصف شراب بسیار شعر میسرود، او همسایه صالح و درستکاری داشت که همیشه ابونواس را به خدا دعوت میکرد و از شراب بازمیداشت.
وقتی آن همسایه از دنیا رفت، ابونواس در مراسم تشییع جنازهاش شرکت کرد.
وقتی بر سر قبرش ایستاد، گفت: تو امروز بیشتر از وقتی که زنده بودی، مرا پند دادی!
🔻 یعنی تمام نصیحتهایی که در زمان حیاتت میگفتی، بهاندازه دیدنت در گور مرا پند نداد!
➣ T.me/tabeshnet
✍ نویسنده: #ادهم_شرقاوی
🔖 ترجمه: #خلیل_الرحمن_خباب
✨{كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةٌ وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ} [الأنبیاء: ۳۵]
🌸 ترجمه:
«هر نفسی چشندۀ مرگ است، و شما را با سختی و راحتی میآزماییم، و در نهایت بهسوی ما باز گردانده میشوید.»
🪷 برداشت آیه:
✅ مرگ، همان جامی است که همه از آن خواهند نوشید؛ چه مؤمن و چه گناهکار، چه پیامبر و چه ستمگر، چه جنیات و چه فرشتگان؛ غیر از خدا هیچکسی باقی نمیماند!
👈 مرگ، پایان داستان نیست؛ بلکه کاملاً برعکس، آغاز ماجراست!
✔️ و همین مرگ برای پند گرفتن کافی است!
➖ ابونواس، شاعر معروفی بود که در وصف شراب بسیار شعر میسرود، او همسایه صالح و درستکاری داشت که همیشه ابونواس را به خدا دعوت میکرد و از شراب بازمیداشت.
وقتی آن همسایه از دنیا رفت، ابونواس در مراسم تشییع جنازهاش شرکت کرد.
وقتی بر سر قبرش ایستاد، گفت: تو امروز بیشتر از وقتی که زنده بودی، مرا پند دادی!
🔻 یعنی تمام نصیحتهایی که در زمان حیاتت میگفتی، بهاندازه دیدنت در گور مرا پند نداد!
➣ T.me/tabeshnet
❤1
#عکس_نوشته
#مسلمانان
#اخلاق
#فلسفه
✍#دکتر_یوسف_القرضاوی (رحمه الله)
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
#مسلمانان
#اخلاق
#فلسفه
✍#دکتر_یوسف_القرضاوی (رحمه الله)
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤1
Audio
دکتر ویسی
📝 موضوع: تفسیر آیه ۱۵۰ تا ۱۵۲ سورهی بقره
👤#دکتر_محمود_ویسی
▷ ◉───────── ۵۰:۴۱
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
👤#دکتر_محمود_ویسی
▷ ◉───────── ۵۰:۴۱
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤1
📌 غریب و آشنا
👤 ابوالحسن خرقانی گفته است با خدا چنان آشنایی گیر که غربت جهان بر تو آسان شود. انگار به شهری میروی که نمیشناسیاش، اما آنجا یاری آشنا داری. و حضورش غربت تو را مرهم است:
و گفت: با خدای تعالی آشنایی همان گیری که اگر غریبی به شهری فا رسد (وارسد،= برسد) که در آنجا آشنایی دارد، زیاده اندوهش نبود.
📚 (نوشته بر دریا)
👤 در همین معنا سعدی گفته است:
مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندانکه میرود همه مُلک خدای اوست
👈 جهان را مهمانخانهای دانستن که میزبانش خداست، یا سفری که گر چه به یار میانجامد اما یار در اثنای سفر نیز با ماست، قدری از غربت مسیر میکاهد و به قدرِ لمس و درک این معنا، از جهان غربتزدایی میکند. مولانا میگوید عشق مرا روانهٔ سفر دنیا کرد.
گفت باید مدتی در محنتسرایی که آفریدهام باشی. هر چه نالیدم و جامه دریدم که نمیروم، چاره نبود. اما عشق دلداریام داد که در آن محنتسرا، من به تو نزدیکترم از رگ گردن (حبلالورید).
👈 گرچه ظاهرا هبوط است و دوری است و سفر، اما من دور نیستم:
🌱 نِدا آمد ز عشق ای جان، سفر کن
که من محنتسرایی آفریدم
بسی گفتم که من آنجا نخواهم
بسی نالیدم و جامه دریدم
چنانک اکنون ز رفتن میگریزم
از آن جا آمدن هم میرمیدم
بگفت: ای جان برو هر جا که باشی
که من نزدیک چون حَبلالوَریدم
📚 (کلیات شمس)
✔️ گاهی نیز جهان را مهمانسرایی میدید موقّت و میگفت کمشمارند آنان که میدانند میزبان کیست. اگر حضور میزبان را درمییافتند، کمتر غریبی میکردند:
🌱 جمله مهماناند در عالَم و لیک
کم کسی داند که او مهمان کیست
📚 (کلیات شمس)
🔻 هر چه حضور یار آشنا را در تار و پود زندگی و جهان بیشتر حس کنیم از موهبت (آشنایی) برخوردارتریم. (بیدلی در همه احوال خدا با او بود)، پس نیازی نبود که از دور (خدایا) کند. صدا کردن از دور، رسم آشنایی نیست. آشنا زمزمه میکند:
🌱 بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد
📚 (حافظ)
✍#صدیق_قطبی
➣ T.me/tabeshnet
👤 ابوالحسن خرقانی گفته است با خدا چنان آشنایی گیر که غربت جهان بر تو آسان شود. انگار به شهری میروی که نمیشناسیاش، اما آنجا یاری آشنا داری. و حضورش غربت تو را مرهم است:
و گفت: با خدای تعالی آشنایی همان گیری که اگر غریبی به شهری فا رسد (وارسد،= برسد) که در آنجا آشنایی دارد، زیاده اندوهش نبود.
📚 (نوشته بر دریا)
👤 در همین معنا سعدی گفته است:
مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
چندانکه میرود همه مُلک خدای اوست
👈 جهان را مهمانخانهای دانستن که میزبانش خداست، یا سفری که گر چه به یار میانجامد اما یار در اثنای سفر نیز با ماست، قدری از غربت مسیر میکاهد و به قدرِ لمس و درک این معنا، از جهان غربتزدایی میکند. مولانا میگوید عشق مرا روانهٔ سفر دنیا کرد.
گفت باید مدتی در محنتسرایی که آفریدهام باشی. هر چه نالیدم و جامه دریدم که نمیروم، چاره نبود. اما عشق دلداریام داد که در آن محنتسرا، من به تو نزدیکترم از رگ گردن (حبلالورید).
👈 گرچه ظاهرا هبوط است و دوری است و سفر، اما من دور نیستم:
🌱 نِدا آمد ز عشق ای جان، سفر کن
که من محنتسرایی آفریدم
بسی گفتم که من آنجا نخواهم
بسی نالیدم و جامه دریدم
چنانک اکنون ز رفتن میگریزم
از آن جا آمدن هم میرمیدم
بگفت: ای جان برو هر جا که باشی
که من نزدیک چون حَبلالوَریدم
📚 (کلیات شمس)
✔️ گاهی نیز جهان را مهمانسرایی میدید موقّت و میگفت کمشمارند آنان که میدانند میزبان کیست. اگر حضور میزبان را درمییافتند، کمتر غریبی میکردند:
🌱 جمله مهماناند در عالَم و لیک
کم کسی داند که او مهمان کیست
📚 (کلیات شمس)
🔻 هر چه حضور یار آشنا را در تار و پود زندگی و جهان بیشتر حس کنیم از موهبت (آشنایی) برخوردارتریم. (بیدلی در همه احوال خدا با او بود)، پس نیازی نبود که از دور (خدایا) کند. صدا کردن از دور، رسم آشنایی نیست. آشنا زمزمه میکند:
🌱 بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد
📚 (حافظ)
✍#صدیق_قطبی
➣ T.me/tabeshnet
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#کلیپ
🎥 آموزش دینی و علمی، هم افزایی یا رقابت؟
🎤#دکتر_طارق_السویدان
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
🎥 آموزش دینی و علمی، هم افزایی یا رقابت؟
🎤#دکتر_طارق_السویدان
❀ مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه ❀
◄ اینستاگرام:
instagram.com/tabeshnet
◄ واتساپ:
https://chat.whatsapp.com/DTG75XbfyvRHQPeF3V07QO
◄ تلگرام:
t.me/tabeshnet
◄ سروش:
https://splus.ir/Tabesh84
◄ بله:
https://ble.ir/Tabeshnet
❤2
📌 اگر اهلِ شهرها ما را رها کردند، برای اهالی مناطق دورافتاده صحبت خواهیم کرد.
✍#فرزان_خاموشی
👤 استاد احمد راشد (رحمهالله) در مقدمه کتاب گرانقدر (مسافر فی قطار الدعوة) که از قلم استاد عادل الشويخ صادر شده است، خاطرهای ژرف و عبرتآموز را بازگو مینماید؛ خاطرهای که حامل درس مهمی برای همه دعوتگران و مربیان راه حق است. این حکایت از آنجا آغاز میشود که در برههای، آنان با باور تلخ و سنگینی مواجه میشوند؛ باوری که تلاشها و مجاهدات خالصانهشان در مسیر دعوت، آن گونه که انتظار میرود، مورد استقبال و اقبال مردم قرار نمیگیرد. این باورِ دلگیر، چون سایهای سنگین، بر روح و جان ایشان سنگینی میکند و موجب پیدایش حس نامیدی و دلسردی عمیقی در دلشان میشود؛ احساسی که در نهایت به تصمیم بر دست کشیدن از ادامه مسیر دعوت و توقف در راه تعالی و هدایت و سکوت منجر میگردد.
✔️ این روایت در حقیقت زنگ هشداری است بر دلهای حامل مشعل دعوت؛ و همچون چراغی، آنان را به صبوری و استمرار در دعوت فرا میخواند.
👤 استاد راشد در مورد استاد الشویخ میگوید:
استاد عادل الشویخ از سکون و بیحوصلگی بعضی شنوندگان و ناتوانیشان در همراهی با او از راهِ پرسشهای هوشمندانه که معمولاً آموزگار را به تلاش بیشتر وا میدارد، گلایه داشت؛ حتی گفت قصد دارد از سرِ اعتراض نوشتن و سخن گفتن را متوقف کند. این سخن در من هم تأثیر بیشتری از استاد عادل گذاشت؛ دلگرفتگی بر ما مستولی شد و با هم قرار گذاشتیم سکوت کنیم. ناگهان جوانی سر راهمان قرار گرفت که ما را از آن خطا بیرون آورد. من و عادل در فرودگاه استانبول نشسته بودیم و منتظر هواپیما؛ از یک دوره برگشته بودیم که در آن، سوالهای انگیزهبخشِ چندانی ندیده بودیم.
👈 در حالی که با هم در ابراز ناامیدی مسابقه گذاشته بودیم، ناگاه جوانی آمد و زانو زد؛
و پرسید: آیا شما محمد احمد الراشد هستید؟
گفتم: بله، آیا قبلاً همدیگر را دیدهایم؟
گفت: نه، از طریق دیدن ویدیوی سخنرانیتان در کنفرانس هیوستونِ آمریکا شما را شناختم.
گفتم: شما کی هستید؟
گفت: اسمم خالد الموساوی است؛ الجزایریام، اهل واحهٔ وادی سوف، در هزار کیلومتری جنوبِ پایتخت، در حاشیه صحرای بزرگ آفریقا، نزدیکترین نقطه به مرز تونس. آنجا ما کتاب های شما را میخوانیم، نوارهای سخنرانیتان را گوش میدهیم و بعضی درسها را از طریق ویدیو میبینیم. من دارم به سمتِ جهاد در افغانستان میروم.
👈 ما او را پذیرفتیم و از دیدار غیر مترقبه او خوشحال شدیم. او درباره مسائل مختلف از من پرسید و من هم از او سوال کردم. سپس با آهی افزود:
گفت: اما هنوز نیمی از رویایم برآورده نشده؛ هنوز با عادل آشنا نشدهام.
گفتم: نظرت چیه تو را با خودم به دبی نزد عادل ببرم ؟
گفت: آن روز برایم مثل عید خواهد بود؛ ما درسهای او را میشنویم اما تصویرش را در ویدیو ندیدهایم.
👈 در اینجا عادل (رحمهالله) شد و از او پرسید چه چیزهایی از نوارهای او شنیده است، در حالی که خودِ او را نمیشناخت. پسر فهرستی از عناوین درسها آورد.
عادل او را امتحان کرد: در آن درسِ فلان درباره چه میگوید؟
پسر پاسخ داد: چنین و چنان و خلاصه معانی درس را دقیق و روان بازگو کرد. عادل بارها او را امتحان کرد و درباره درسهای دیگر پرسید؛ پسر معانی را بهخوبی و تسلط بیان کرد که ما را شگفتزده ساخت.
بعد از آن، من که بیش از پیش در صحتِ نیتش یقین پیدا کرده بودم، به او گفتم: خب پس همین الآن عادل روبهروی توست، اوست که تو را امتحان میکرد.
پسر از خوشحالی پرواز کرد و از این سورپرایز شگفتزده شد.
گفت: همه ما در وادی سوف همینطوریم؛ میخوانیم، حفظ میکنیم و دوباره گوش میدهیم.
📔 آنگاه کتاب (الموافـقـات) الشاطبی را از کیفش بیرون آورد و به عادل گفت: در نوارِ شما شنیدم که این کتاب را توصیه میکنید و از مبلغان خواستهاید که آن را بخوانند؛ من آن را خریدم تا همراهِ من در جهاد باشد.
👈 این حادثه عادل را تحت تأثیر قرار داد و او را به یقین آورد که مبلغانی هوشیارتر از شنوندگانِ سطحی هم وجود دارند؛ استاد عادل بعد از دیدار این جوان از نومیدی در تبلیغ و دعوت و ترک گفتوگو پشیمان شد، پس از آن زیاد میگفت: اگر اهلِ شهرها ما را رها کردند، برای اهالی مناطق دور افتاده صحبت خواهیم کرد.
و در سالهای اخیر بیش از پیش به کار دعوت پرداخت. خدا رحمتش کند.
📚 (مسافر فی قطار الدعوة)
✅ در پایان این نکتهی قرآنی قابل توجه است که خداوند قرآن را "حدیث" (یعنی سخن گفتنی) نامیده است میفرماید:
«خداوند بهترین سخن را نازل کرده؛..»
✔️ پس، از اینجا درمییابیم که گفتوگو و سخن گفتن موثرترین روش برای تاثیرگذاری است، روشی که پیامبران، فرستادگان خدا و دعوتکنندگان به دین خدا از آن استفاده کردهاند و الگوی دیگران بودهاند.
📚 (معارج التفکر و دقائق التدبر)
➣ T.me/tabeshnet
✍#فرزان_خاموشی
👤 استاد احمد راشد (رحمهالله) در مقدمه کتاب گرانقدر (مسافر فی قطار الدعوة) که از قلم استاد عادل الشويخ صادر شده است، خاطرهای ژرف و عبرتآموز را بازگو مینماید؛ خاطرهای که حامل درس مهمی برای همه دعوتگران و مربیان راه حق است. این حکایت از آنجا آغاز میشود که در برههای، آنان با باور تلخ و سنگینی مواجه میشوند؛ باوری که تلاشها و مجاهدات خالصانهشان در مسیر دعوت، آن گونه که انتظار میرود، مورد استقبال و اقبال مردم قرار نمیگیرد. این باورِ دلگیر، چون سایهای سنگین، بر روح و جان ایشان سنگینی میکند و موجب پیدایش حس نامیدی و دلسردی عمیقی در دلشان میشود؛ احساسی که در نهایت به تصمیم بر دست کشیدن از ادامه مسیر دعوت و توقف در راه تعالی و هدایت و سکوت منجر میگردد.
✔️ این روایت در حقیقت زنگ هشداری است بر دلهای حامل مشعل دعوت؛ و همچون چراغی، آنان را به صبوری و استمرار در دعوت فرا میخواند.
👤 استاد راشد در مورد استاد الشویخ میگوید:
استاد عادل الشویخ از سکون و بیحوصلگی بعضی شنوندگان و ناتوانیشان در همراهی با او از راهِ پرسشهای هوشمندانه که معمولاً آموزگار را به تلاش بیشتر وا میدارد، گلایه داشت؛ حتی گفت قصد دارد از سرِ اعتراض نوشتن و سخن گفتن را متوقف کند. این سخن در من هم تأثیر بیشتری از استاد عادل گذاشت؛ دلگرفتگی بر ما مستولی شد و با هم قرار گذاشتیم سکوت کنیم. ناگهان جوانی سر راهمان قرار گرفت که ما را از آن خطا بیرون آورد. من و عادل در فرودگاه استانبول نشسته بودیم و منتظر هواپیما؛ از یک دوره برگشته بودیم که در آن، سوالهای انگیزهبخشِ چندانی ندیده بودیم.
👈 در حالی که با هم در ابراز ناامیدی مسابقه گذاشته بودیم، ناگاه جوانی آمد و زانو زد؛
و پرسید: آیا شما محمد احمد الراشد هستید؟
گفتم: بله، آیا قبلاً همدیگر را دیدهایم؟
گفت: نه، از طریق دیدن ویدیوی سخنرانیتان در کنفرانس هیوستونِ آمریکا شما را شناختم.
گفتم: شما کی هستید؟
گفت: اسمم خالد الموساوی است؛ الجزایریام، اهل واحهٔ وادی سوف، در هزار کیلومتری جنوبِ پایتخت، در حاشیه صحرای بزرگ آفریقا، نزدیکترین نقطه به مرز تونس. آنجا ما کتاب های شما را میخوانیم، نوارهای سخنرانیتان را گوش میدهیم و بعضی درسها را از طریق ویدیو میبینیم. من دارم به سمتِ جهاد در افغانستان میروم.
👈 ما او را پذیرفتیم و از دیدار غیر مترقبه او خوشحال شدیم. او درباره مسائل مختلف از من پرسید و من هم از او سوال کردم. سپس با آهی افزود:
گفت: اما هنوز نیمی از رویایم برآورده نشده؛ هنوز با عادل آشنا نشدهام.
گفتم: نظرت چیه تو را با خودم به دبی نزد عادل ببرم ؟
گفت: آن روز برایم مثل عید خواهد بود؛ ما درسهای او را میشنویم اما تصویرش را در ویدیو ندیدهایم.
👈 در اینجا عادل (رحمهالله) شد و از او پرسید چه چیزهایی از نوارهای او شنیده است، در حالی که خودِ او را نمیشناخت. پسر فهرستی از عناوین درسها آورد.
عادل او را امتحان کرد: در آن درسِ فلان درباره چه میگوید؟
پسر پاسخ داد: چنین و چنان و خلاصه معانی درس را دقیق و روان بازگو کرد. عادل بارها او را امتحان کرد و درباره درسهای دیگر پرسید؛ پسر معانی را بهخوبی و تسلط بیان کرد که ما را شگفتزده ساخت.
بعد از آن، من که بیش از پیش در صحتِ نیتش یقین پیدا کرده بودم، به او گفتم: خب پس همین الآن عادل روبهروی توست، اوست که تو را امتحان میکرد.
پسر از خوشحالی پرواز کرد و از این سورپرایز شگفتزده شد.
گفت: همه ما در وادی سوف همینطوریم؛ میخوانیم، حفظ میکنیم و دوباره گوش میدهیم.
📔 آنگاه کتاب (الموافـقـات) الشاطبی را از کیفش بیرون آورد و به عادل گفت: در نوارِ شما شنیدم که این کتاب را توصیه میکنید و از مبلغان خواستهاید که آن را بخوانند؛ من آن را خریدم تا همراهِ من در جهاد باشد.
👈 این حادثه عادل را تحت تأثیر قرار داد و او را به یقین آورد که مبلغانی هوشیارتر از شنوندگانِ سطحی هم وجود دارند؛ استاد عادل بعد از دیدار این جوان از نومیدی در تبلیغ و دعوت و ترک گفتوگو پشیمان شد، پس از آن زیاد میگفت: اگر اهلِ شهرها ما را رها کردند، برای اهالی مناطق دور افتاده صحبت خواهیم کرد.
و در سالهای اخیر بیش از پیش به کار دعوت پرداخت. خدا رحمتش کند.
📚 (مسافر فی قطار الدعوة)
✅ در پایان این نکتهی قرآنی قابل توجه است که خداوند قرآن را "حدیث" (یعنی سخن گفتنی) نامیده است میفرماید:
«خداوند بهترین سخن را نازل کرده؛..»
✔️ پس، از اینجا درمییابیم که گفتوگو و سخن گفتن موثرترین روش برای تاثیرگذاری است، روشی که پیامبران، فرستادگان خدا و دعوتکنندگان به دین خدا از آن استفاده کردهاند و الگوی دیگران بودهاند.
📚 (معارج التفکر و دقائق التدبر)
➣ T.me/tabeshnet
Telegram
مؤسسه تابشِ فرهنگ و اندیشه
سایت تابش:
www.tabesh.net
اینستاگرام تابش:
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=f3cuzkiok2pj&utm_content=9kopps
واتساپ تابش:
https://chat.whatsapp.com/KCMm6xLoifzFg7qi5Ythya
www.tabesh.net
اینستاگرام تابش:
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=f3cuzkiok2pj&utm_content=9kopps
واتساپ تابش:
https://chat.whatsapp.com/KCMm6xLoifzFg7qi5Ythya
❤3