This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باران طبس
در فرهنگ مردم خراسان، بهویژه در بین کشاورزها، باوری وجود دارد به نام «شیشه». طبق این باور اگر در ششمین روز نوروز(ششم فروردین) باران ببارد، نهایتا با یکی دو روز اختلاف، در روزهای شانزدهم و بیست و ششم و سی و ششم و چهل و ششم هم باران خواهد بارید. بارانهای شیشه بارانهای مفیدی است و اگر ببارد، در رشد محصولات دیمه بسیار مؤثر خواهد بود.
بر اساس این باور، باران شیشه چهارم، یعنی باران ششم اردیبهشت ماه، بارانی سیلآسا خواهد بود.
شیشه پنجم(چهل ششم نوروز یا شانزدهم اردیبهشت) با چند روز اختلاف، پایانبخش چله بهاری است. این محدوده زمانی یعنی از شیشه سوم تا شیشه پنجم تقریبا بر ماهی منطبق است که «نیسان» نام دارد. بارانهای ماه نیسان(آب نیسان) در همه جغرافیای ایران فرهنگی، بارانهایی زایا و شفابخش دانسته میشود. همچنین معتقدند اگر در این روز ها باران نبارد ، آن سال خشکسالی خواهد بود .
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
در فرهنگ مردم خراسان، بهویژه در بین کشاورزها، باوری وجود دارد به نام «شیشه». طبق این باور اگر در ششمین روز نوروز(ششم فروردین) باران ببارد، نهایتا با یکی دو روز اختلاف، در روزهای شانزدهم و بیست و ششم و سی و ششم و چهل و ششم هم باران خواهد بارید. بارانهای شیشه بارانهای مفیدی است و اگر ببارد، در رشد محصولات دیمه بسیار مؤثر خواهد بود.
بر اساس این باور، باران شیشه چهارم، یعنی باران ششم اردیبهشت ماه، بارانی سیلآسا خواهد بود.
شیشه پنجم(چهل ششم نوروز یا شانزدهم اردیبهشت) با چند روز اختلاف، پایانبخش چله بهاری است. این محدوده زمانی یعنی از شیشه سوم تا شیشه پنجم تقریبا بر ماهی منطبق است که «نیسان» نام دارد. بارانهای ماه نیسان(آب نیسان) در همه جغرافیای ایران فرهنگی، بارانهایی زایا و شفابخش دانسته میشود. همچنین معتقدند اگر در این روز ها باران نبارد ، آن سال خشکسالی خواهد بود .
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍5❤1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا باید شهر طبس همچنان بصورت ویلایی و یک طبقه حفظ شود ؟
#باغشهر_طبس
#هویت_شهری
آپارتمان ، مسکن نیست
آیا موافق هستید با افزایش طبقات ، #حریم_خصوصی و کارآمدی #حیاط شما حذف شود ؟!
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
#باغشهر_طبس
#هویت_شهری
آپارتمان ، مسکن نیست
آیا موافق هستید با افزایش طبقات ، #حریم_خصوصی و کارآمدی #حیاط شما حذف شود ؟!
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍1👌1
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
📚به بهانه ۱۲ اردیبهشت ، روز معلم
🔖جمعی از معلمان دهه ۴۰ طبس
📌 : احمدیه
ایستاده از راست به چپ:
1- حجازی اسلامی مدیر دبستان
2- سجادی دبیر عربی
3- حسن هادیان رئیس دانشسرای پسران
4- مهدی ثقفی مالک احمدیه در آن زمان
5-ناشناس
6-ابوالقاسم الفی دبیر زبان
7- شاهچراغی رئیس اداره پیش آهنگی
8_قدرت الله سهرابی رئیس دبیرستان
9-ناشناس
10- زمان زاده رئیس مدرسه
11- غلامرضا بلوریان مربی پیش آهنگی
12- آقای عباس آرام دبیر فلسفه اهل کرمان
13- مسئول پیکار با بیسوادی اهل گناباد
14- ناشناس شغل دبیر اهل مشهد
15 -ناشناس
16-ناشناس.
نشسته از چپ به راست:
1_آجی سلطانی آموزگار اهل بشرویه
2- فضل الله ملکی زاده معلم راهنما
3- غروی معاون اداره آموزش و پرورش
4- هوشمند زاده رئیس دفتر اداره آموزش و پرورش
5- جهانیان دبیر
6- ولی الله عطاری مدیر مدرسه
7- اکبر گازرانی دبیر
8- حسن زاده مربی پیش آهنگی
9- سید حسن عماد حقی مربی پیش آهنگی
10-ناشناس
11-ناشناس
12-آقای سید هاشم میروزاده مدیر کارگاه.
www.tabasEnc.ir
منبع : "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
🔖جمعی از معلمان دهه ۴۰ طبس
📌 : احمدیه
ایستاده از راست به چپ:
1- حجازی اسلامی مدیر دبستان
2- سجادی دبیر عربی
3- حسن هادیان رئیس دانشسرای پسران
4- مهدی ثقفی مالک احمدیه در آن زمان
5-ناشناس
6-ابوالقاسم الفی دبیر زبان
7- شاهچراغی رئیس اداره پیش آهنگی
8_قدرت الله سهرابی رئیس دبیرستان
9-ناشناس
10- زمان زاده رئیس مدرسه
11- غلامرضا بلوریان مربی پیش آهنگی
12- آقای عباس آرام دبیر فلسفه اهل کرمان
13- مسئول پیکار با بیسوادی اهل گناباد
14- ناشناس شغل دبیر اهل مشهد
15 -ناشناس
16-ناشناس.
نشسته از چپ به راست:
1_آجی سلطانی آموزگار اهل بشرویه
2- فضل الله ملکی زاده معلم راهنما
3- غروی معاون اداره آموزش و پرورش
4- هوشمند زاده رئیس دفتر اداره آموزش و پرورش
5- جهانیان دبیر
6- ولی الله عطاری مدیر مدرسه
7- اکبر گازرانی دبیر
8- حسن زاده مربی پیش آهنگی
9- سید حسن عماد حقی مربی پیش آهنگی
10-ناشناس
11-ناشناس
12-آقای سید هاشم میروزاده مدیر کارگاه.
www.tabasEnc.ir
منبع : "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مراسمات سنتی و مذهبی شهرستان طبس ، برگزاری مراسم صادقیه در #روستای_فشاه است .
جزیره سرسبز #فشاه در دل کویر طبس مدفن یکی از فرزندان #امام_جعفر_صادق_علیه_السلام است لذا به مناسبت شهادت #امام_صادق ، مردم طبس و روستاهای همجوار بصورت پیاده و سواره شب و صبح روز شهادت به این نخلستان فاقد سکنه میروند و با برپا کردن دیگ و آتش به پخت نذورات و شله طبسی اقدام میکنند و از دسته های عزاداری پذیرایی میکنند .
امکانات : سرویسهای بهداشتی مناسب مسجد – چشمه – محل اتراق در نخلستان – برق
این آبادی به طول 5 کیلومتر جاده آسفالته مناسب در کیلومتر 6 جاده طبس به بشرویه قرار دارد.
#دانشنامه_طبس
( صفحه تخصصی فرهنگ و هویت طبس)
📚Tabas Encyclopedia
🔅 @tabasEnc
جزیره سرسبز #فشاه در دل کویر طبس مدفن یکی از فرزندان #امام_جعفر_صادق_علیه_السلام است لذا به مناسبت شهادت #امام_صادق ، مردم طبس و روستاهای همجوار بصورت پیاده و سواره شب و صبح روز شهادت به این نخلستان فاقد سکنه میروند و با برپا کردن دیگ و آتش به پخت نذورات و شله طبسی اقدام میکنند و از دسته های عزاداری پذیرایی میکنند .
امکانات : سرویسهای بهداشتی مناسب مسجد – چشمه – محل اتراق در نخلستان – برق
این آبادی به طول 5 کیلومتر جاده آسفالته مناسب در کیلومتر 6 جاده طبس به بشرویه قرار دارد.
#دانشنامه_طبس
( صفحه تخصصی فرهنگ و هویت طبس)
📚Tabas Encyclopedia
🔅 @tabasEnc
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تلاش یکی از اهالی روستای ازمیغان برای آگاهی گردشگران از سیل
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر زیبا از روستای ییلاقی خور در روز بارانی
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
تصاویر : دکتر محمد ناظمی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
تصاویر : دکتر محمد ناظمی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
❤2
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باغ نو ( باغ خان ) مجموعه ی بناها وخانه ها وباغهایی است که برای حاکم طبس وخانواده ویا خویشان او ساخته شده است.
آنچه مسلم است این است که این بنا یکی ازبناهای مجموعه ی بزرگی ازساختمان هاست که به تدریج برای خان وخانواده ی او تا نیمه ی اول قرن سیزدهم ساخته شده بود که اغلب آنها تا قبل از زلزله ۵۷ ازبین رفته اند وارتباطهای کلی آنها معلوم نیست.
ازدیدگاه معماری بنای دیوانخانه یکی اززیبا ترین ساختمان های طبس است ودارای تناسبها وارتباطهای حجمی بسیارزیبایی است. حوضخانه ازداخل وخارج زیباست وحجم آن با نورگیر سه طبقه اش وبادگیرهایش دررابطه با حجم بقیه ی قسمتها مثل آشپزخانه واتاق های اندرونی بسیارموزون ودل انگیز است وبا معماری بافت اطرافش درشهر هماهنگی کامل دارد.
ممی گویند معمار ساختمان های محمد باقرخان ( عماد الملک بزرگ ) حاج حسین علی معمار یزدی بوده است واغلب ساختمان هایی که توسط عماد الملک ساخته شده به معماری او بوده است.
دانشنامه طبس"
https://www.instagram.com/tabasenc_ir/
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
آنچه مسلم است این است که این بنا یکی ازبناهای مجموعه ی بزرگی ازساختمان هاست که به تدریج برای خان وخانواده ی او تا نیمه ی اول قرن سیزدهم ساخته شده بود که اغلب آنها تا قبل از زلزله ۵۷ ازبین رفته اند وارتباطهای کلی آنها معلوم نیست.
ازدیدگاه معماری بنای دیوانخانه یکی اززیبا ترین ساختمان های طبس است ودارای تناسبها وارتباطهای حجمی بسیارزیبایی است. حوضخانه ازداخل وخارج زیباست وحجم آن با نورگیر سه طبقه اش وبادگیرهایش دررابطه با حجم بقیه ی قسمتها مثل آشپزخانه واتاق های اندرونی بسیارموزون ودل انگیز است وبا معماری بافت اطرافش درشهر هماهنگی کامل دارد.
ممی گویند معمار ساختمان های محمد باقرخان ( عماد الملک بزرگ ) حاج حسین علی معمار یزدی بوده است واغلب ساختمان هایی که توسط عماد الملک ساخته شده به معماری او بوده است.
دانشنامه طبس"
https://www.instagram.com/tabasenc_ir/
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
🏴وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
(اى پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مرده اند! بلکه زنده اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.
🏴تصاویر حضور آیت الله رئیسی در شهرستان طبس ۱۹ شهریور ۱۴۰۰
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
(اى پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانى که در راه خدا کشته شدند، مرده اند! بلکه زنده اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.
🏴تصاویر حضور آیت الله رئیسی در شهرستان طبس ۱۹ شهریور ۱۴۰۰
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
👍2
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
دروازه ارگ شهر طبس
عکس: اس ون هدین _ ۱۲۸۴ خورشیدی
تصاویر تاریخی طبس:
http://tabasenc.ir/tv/?p=88
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
عکس: اس ون هدین _ ۱۲۸۴ خورشیدی
تصاویر تاریخی طبس:
http://tabasenc.ir/tv/?p=88
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
💠آداب حمام رفتن مردم طبس در قدیم
1️⃣ قسمت اول
🔹️در گذشته هر محله یک یا چند حمام عمومی داشت.
برای مثال در طبس ؛ پایین محله دو حمام عمومی داشت .
🔹️ اولی "حمام نو" واقع در انتهای کوچه مسجد چوبی ( مسجد امام حسین ) و دومی "حمام کهنه" در ابتدای خیابان سر پل میرزاعلی و جنب مسجد کهنه ( مسجد امام خمینی فعلی )
🔸️حمام کهنه به دلیل کهنه بودن و نداشتن شرایط مناسب، کمتر مورد استفاده قرارمی گرفت و قبل از حادثه زلزله تعطیل شد .
🔸️حمام نو از دو بخش جدا از هم تشکیل شده بود. یکی کوچکتر که اختصاص به خانمها داشت و دیگری که بزرگتر بود و معمولا صبح و عصر جمعه ها مردان از آن استفاده می کردند. البته بعضی از روزهای هفته هم اختصاص به خانمها داشت .
🔻ادامه دارد ...
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
1️⃣ قسمت اول
🔹️در گذشته هر محله یک یا چند حمام عمومی داشت.
برای مثال در طبس ؛ پایین محله دو حمام عمومی داشت .
🔹️ اولی "حمام نو" واقع در انتهای کوچه مسجد چوبی ( مسجد امام حسین ) و دومی "حمام کهنه" در ابتدای خیابان سر پل میرزاعلی و جنب مسجد کهنه ( مسجد امام خمینی فعلی )
🔸️حمام کهنه به دلیل کهنه بودن و نداشتن شرایط مناسب، کمتر مورد استفاده قرارمی گرفت و قبل از حادثه زلزله تعطیل شد .
🔸️حمام نو از دو بخش جدا از هم تشکیل شده بود. یکی کوچکتر که اختصاص به خانمها داشت و دیگری که بزرگتر بود و معمولا صبح و عصر جمعه ها مردان از آن استفاده می کردند. البته بعضی از روزهای هفته هم اختصاص به خانمها داشت .
🔻ادامه دارد ...
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
دانشنامه طبس گلشن
💠آداب حمام رفتن مردم طبس در قدیم 1️⃣ قسمت اول 🔹️در گذشته هر محله یک یا چند حمام عمومی داشت. برای مثال در طبس ؛ پایین محله دو حمام عمومی داشت . 🔹️ اولی "حمام نو" واقع در انتهای کوچه مسجد چوبی ( مسجد امام حسین ) و دومی "حمام کهنه" در ابتدای خیابان سر پل میرزاعلی…
2️⃣ قسمت دوم
🔸️آب مورد نیازحمام از یک چاه دست کن و بوسیله چرخ و چاه پایی و دلو توسط یک نفربیرون کشیده می شد و در یک منبع سیمانی که در پشت حمام تعبیه شده بود ذخیره می گردید و سپس به یک دیگ که آن هم از سیمان ساخته شده بود منتقل می شد. زیر دیگ اجاقی بود به نام "گلخن" که بوسیله حرارت ناشی از سوختن کنده و هیزم آب دیگ را گرم می کرد.
🔸️همیشه یک نفر گلخندار هیزمها و کنده ها را به داخل گلخن می ریخت تا آتش خاموش نشود در ادامه آب گرم به وسیله یک لوله به نام "مُری سفالی" به داخل حمام منتقل می گردید.
پسر بچه ها تا سنین کمتر با مادرشان ودر سنین بالا تر با پدرشان به حمام برده می شدند .
جوانها هم معمولا با دوستانشان هماهنگ می کردند و صبح جمعه به حمام می رفتند .
🔸️ هزینه حمام پولی نبود و سالانه به صورت اجناسی مانند کله قند ، برنج ، گندم و غیره پرداخت می شد .
حمام رفتن افراد عادی معمولا یک تا دو ساعت زمان می برد ولی بزرگان نصف روز هم حمامشان طول می کشید.
ورودی حمام از ایوانچه و سکویی که حمام دار همیشه روی آن نشسته بود شروع می شد. سپس چند پله پایین می رفت و به یک محوطه شش ضلعی که "رختکن "نام داشت ختم می شد . برای رفتن به داخل رختکن باید کفشهایمان را بیرون می آوردیم و پای برهنه وارد می شدیم.
🔸️رختکن چند ایوانچه داشت. یکی از انها بزرگتر و با عمق بیشتر و دو یا سه تای دیگر کوچکتر بود و عمق کمتری داشت. یک حوض کوچک پر از آب هم وسط آن قرار داشت.
🔹️ایوانچه بزرگتر مخصوص بزرگ زادگان ، متمولین ، خان ها و خانزادگان بود .حمام آمدن آنها هم شرایط خاصی داشت.
🔸️ همیشه یک یا چند نفر همراهشان می آمدند و حتی وسایل حمام و تفریحشان که معمولا قلیان تنباکو بود را یک نفر قبل از آمدن ایشان به حمام می آورد و حمامی را هم مطلع می کرد که فلانی تشریف فرما می شود!
افراد دیگر معمولا از همان ایوانچه های کوچک و کم عمق استفاده می کردند .
🔻ادامه دارد ...
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
🔸️آب مورد نیازحمام از یک چاه دست کن و بوسیله چرخ و چاه پایی و دلو توسط یک نفربیرون کشیده می شد و در یک منبع سیمانی که در پشت حمام تعبیه شده بود ذخیره می گردید و سپس به یک دیگ که آن هم از سیمان ساخته شده بود منتقل می شد. زیر دیگ اجاقی بود به نام "گلخن" که بوسیله حرارت ناشی از سوختن کنده و هیزم آب دیگ را گرم می کرد.
🔸️همیشه یک نفر گلخندار هیزمها و کنده ها را به داخل گلخن می ریخت تا آتش خاموش نشود در ادامه آب گرم به وسیله یک لوله به نام "مُری سفالی" به داخل حمام منتقل می گردید.
پسر بچه ها تا سنین کمتر با مادرشان ودر سنین بالا تر با پدرشان به حمام برده می شدند .
جوانها هم معمولا با دوستانشان هماهنگ می کردند و صبح جمعه به حمام می رفتند .
🔸️ هزینه حمام پولی نبود و سالانه به صورت اجناسی مانند کله قند ، برنج ، گندم و غیره پرداخت می شد .
حمام رفتن افراد عادی معمولا یک تا دو ساعت زمان می برد ولی بزرگان نصف روز هم حمامشان طول می کشید.
ورودی حمام از ایوانچه و سکویی که حمام دار همیشه روی آن نشسته بود شروع می شد. سپس چند پله پایین می رفت و به یک محوطه شش ضلعی که "رختکن "نام داشت ختم می شد . برای رفتن به داخل رختکن باید کفشهایمان را بیرون می آوردیم و پای برهنه وارد می شدیم.
🔸️رختکن چند ایوانچه داشت. یکی از انها بزرگتر و با عمق بیشتر و دو یا سه تای دیگر کوچکتر بود و عمق کمتری داشت. یک حوض کوچک پر از آب هم وسط آن قرار داشت.
🔹️ایوانچه بزرگتر مخصوص بزرگ زادگان ، متمولین ، خان ها و خانزادگان بود .حمام آمدن آنها هم شرایط خاصی داشت.
🔸️ همیشه یک یا چند نفر همراهشان می آمدند و حتی وسایل حمام و تفریحشان که معمولا قلیان تنباکو بود را یک نفر قبل از آمدن ایشان به حمام می آورد و حمامی را هم مطلع می کرد که فلانی تشریف فرما می شود!
افراد دیگر معمولا از همان ایوانچه های کوچک و کم عمق استفاده می کردند .
🔻ادامه دارد ...
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
💠آداب حمام رفتن مردم طبس در قدیم
1️⃣ قسمت سوم
وسایل حمام شامل:صابون ، لیف ، لنگ ، سنگ پا ، کیسه حمام و روشییه بود که داخل یک "دولچه" می گذاشتند . لباسهای تمیز را نیز درون یک بغچه زیر بغل گرفته راهی حمام می شدند .
در رختکن لباسهای کهنه را از تن بیرون میکردیم و یک لنگ به کمر می پیچبدیم و پس ازعبور از یک دالان تنگ وتاریک به یک سه راهی می رسیدیم . یک از راهها به محوطه حمام ختم می شد ودیگری یک دالان کوچک و تنگ و تاریکِ بن بست بود که برای انجام امور نظافت تعبیه شده بود و بوی بسیار تند و زننده ای هم می داد!
پس از گذشتن از یک درب کوتاه و باریک وارد محوطه بزرگتری می شدیم که افراد زیادی بصورت پراکنده یک نفره ، دو نفره و حتی گروهی روی زمین دور هم نشسته بودند که ضمن انجام شست و شوی خود از خاطرات خوب و شیرینشان می گفتند . همهمه و سر و صدای مبهم زیادی به گوش می رسید.گاهی صدای قهقهه بلند جمعی که احتمالا لطیفه ای یا مطلب خنده دار دیگری شنیده بودند بلند میشد.
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
1️⃣ قسمت سوم
وسایل حمام شامل:صابون ، لیف ، لنگ ، سنگ پا ، کیسه حمام و روشییه بود که داخل یک "دولچه" می گذاشتند . لباسهای تمیز را نیز درون یک بغچه زیر بغل گرفته راهی حمام می شدند .
در رختکن لباسهای کهنه را از تن بیرون میکردیم و یک لنگ به کمر می پیچبدیم و پس ازعبور از یک دالان تنگ وتاریک به یک سه راهی می رسیدیم . یک از راهها به محوطه حمام ختم می شد ودیگری یک دالان کوچک و تنگ و تاریکِ بن بست بود که برای انجام امور نظافت تعبیه شده بود و بوی بسیار تند و زننده ای هم می داد!
پس از گذشتن از یک درب کوتاه و باریک وارد محوطه بزرگتری می شدیم که افراد زیادی بصورت پراکنده یک نفره ، دو نفره و حتی گروهی روی زمین دور هم نشسته بودند که ضمن انجام شست و شوی خود از خاطرات خوب و شیرینشان می گفتند . همهمه و سر و صدای مبهم زیادی به گوش می رسید.گاهی صدای قهقهه بلند جمعی که احتمالا لطیفه ای یا مطلب خنده دار دیگری شنیده بودند بلند میشد.
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
دانشنامه طبس گلشن
💠آداب حمام رفتن مردم طبس در قدیم 1️⃣ قسمت سوم وسایل حمام شامل:صابون ، لیف ، لنگ ، سنگ پا ، کیسه حمام و روشییه بود که داخل یک "دولچه" می گذاشتند . لباسهای تمیز را نیز درون یک بغچه زیر بغل گرفته راهی حمام می شدند . در رختکن لباسهای کهنه را از تن بیرون میکردیم…
قسمت چهارم
در سقف مدور و بلند آن یک حفره بزرگ وجود داشت به نام "کال حمام" که از آنجا نور و روشنایی به داخل می تابید .
افراد ابتدا یک دولچه آب از حوضچه ای که در انتهای حمام وجود داشت پر آب می کردند ومحلی خلوتی را که برای نشستن انتخاب کرده یک یا دو بار می شستند و همان جا می نشستند.
چون شیب حمام از کنار دیوارها به وسط بود لذا بهترین محل برای نشستن کنار دیوارها یا کنج های حمام بود که متقاضی زیادی داشت بقیه جاها در مسیر اب ریز دیگران بود .
در حمام افرادی به نام دلاک حضور داشتند که در صورت نیاز به کیسه کشی و مشت ومال دادن به آنها مراجعه می شد و با دریافت هزینه کمی این کار را انجام می دادند .
در گذشته دورترافراد بعد از انجام شستشو و کیسه کشی از یک دریچه تنگ و باریک داخل خَرِنه ( خزینه ) می رفتند و مدت 10 الی 15 دقیقه برای آبکشی آنجا می مانند.
خزینه از یک حوض مدورمسقف ساخته شده بود که بالاتر از سطح حمام بود. ابتدا از چند پله بالا میرفتیم و سپس وارد خزینه می شدیم. داخل خزینه هم بصورت پله پله ساخته شده بود و هرچه پله ها را پایینتر میرفتی عمق آن بیشتر میشد. پله ها به گونه ای بود که بچه ها هم میتوانستند روی پله های بالاتر بایستند . ولی بزرگترها به عمیق ترین جای خزینه میرفتند به صورتی که فقط گردن و سر انها دیده می شد. گاهی آنقدر بخار آب زیاد بود که افراد داخل خزینه همدیگر را نمی دیدند . ما بچه ها برایمان خیلی جالب بود از روی پله می توانستیم چندین سر و گردن که از آب بیرون بود را تماشا می کنیم .
بدلیل بهداشتی نبودن خزینه ها سازمان بهداشتِ آن زمان پس از بگو مگوها و مخالفت های زیاد در نهایت موفق به بستن آنها شد .
پس از بستن خزینه ها اهالی از سه عدد دوشی که تعبیه شده بود برای آبکشی بدن استفاده می کردند.
بعضی اوقات که حمام شلوغ می شد حمامدار سری به داخل حمام می زد واز افراد می خواست که هرچه زودتر کارشان را تمام و جا برای دیگران باز کنند .
بعداز اتمام کار و آبکشی از همان راهروی که وارد می شدیم به رختکن میرفتیم. البته قبل از ورود به رختکن وارد یک حوضچه آب میشدیم که در انتهای راهرو وجود داشت و پر از آب سرد بود.ابتدا پایمان را داخل آن می گذاشتیم و بعد وارد رختکن میشدیم.
چون داخل حمام خیلی گرم بود ضرورت داشت تا مدتی را در داخل رختکن بمانیم تا حرارت بدنمان مقداری متعادل شود .
پس از چند دقیقه لباسهای تمیز و مرتب را می پوشیدیم و از رختکن خارج می شدیم .
البته در این اواخریک باب حمام از طرف شهرداری در کنار میدان فانوس بصورت نمره ( دوش اختصاصی ) ساخته شده بود که جوانان اکثرا از آن حمام استفاده می کردند .
افرادی هم که توان مالی بهتری داشتند داخل منازل شروع به ساختن حماهای خصوصی کرده بودند .چون در ابتدا لوله کشی اب نبود ، مخزن ابی را که در روی این حماها تعبیه شده بود را باید در روزهای جمعه بوسیله دلو پر اب می کردند و آب را توسط یک چراغ به نام "چراغ پریمز " گرم می کردند که مشکلات خودش را داشت و در حوصله این نوشتار نیست .
متاسفانه در زلزله شهریور ماه 1357 تمام این امکان تاریخی و دیدنی به تلی از خاک تبدیل شد و از آن همه ،فقط خاطره ای باقی
ماند.
نویسنده : محمد جعفریان مقدم
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
در سقف مدور و بلند آن یک حفره بزرگ وجود داشت به نام "کال حمام" که از آنجا نور و روشنایی به داخل می تابید .
افراد ابتدا یک دولچه آب از حوضچه ای که در انتهای حمام وجود داشت پر آب می کردند ومحلی خلوتی را که برای نشستن انتخاب کرده یک یا دو بار می شستند و همان جا می نشستند.
چون شیب حمام از کنار دیوارها به وسط بود لذا بهترین محل برای نشستن کنار دیوارها یا کنج های حمام بود که متقاضی زیادی داشت بقیه جاها در مسیر اب ریز دیگران بود .
در حمام افرادی به نام دلاک حضور داشتند که در صورت نیاز به کیسه کشی و مشت ومال دادن به آنها مراجعه می شد و با دریافت هزینه کمی این کار را انجام می دادند .
در گذشته دورترافراد بعد از انجام شستشو و کیسه کشی از یک دریچه تنگ و باریک داخل خَرِنه ( خزینه ) می رفتند و مدت 10 الی 15 دقیقه برای آبکشی آنجا می مانند.
خزینه از یک حوض مدورمسقف ساخته شده بود که بالاتر از سطح حمام بود. ابتدا از چند پله بالا میرفتیم و سپس وارد خزینه می شدیم. داخل خزینه هم بصورت پله پله ساخته شده بود و هرچه پله ها را پایینتر میرفتی عمق آن بیشتر میشد. پله ها به گونه ای بود که بچه ها هم میتوانستند روی پله های بالاتر بایستند . ولی بزرگترها به عمیق ترین جای خزینه میرفتند به صورتی که فقط گردن و سر انها دیده می شد. گاهی آنقدر بخار آب زیاد بود که افراد داخل خزینه همدیگر را نمی دیدند . ما بچه ها برایمان خیلی جالب بود از روی پله می توانستیم چندین سر و گردن که از آب بیرون بود را تماشا می کنیم .
بدلیل بهداشتی نبودن خزینه ها سازمان بهداشتِ آن زمان پس از بگو مگوها و مخالفت های زیاد در نهایت موفق به بستن آنها شد .
پس از بستن خزینه ها اهالی از سه عدد دوشی که تعبیه شده بود برای آبکشی بدن استفاده می کردند.
بعضی اوقات که حمام شلوغ می شد حمامدار سری به داخل حمام می زد واز افراد می خواست که هرچه زودتر کارشان را تمام و جا برای دیگران باز کنند .
بعداز اتمام کار و آبکشی از همان راهروی که وارد می شدیم به رختکن میرفتیم. البته قبل از ورود به رختکن وارد یک حوضچه آب میشدیم که در انتهای راهرو وجود داشت و پر از آب سرد بود.ابتدا پایمان را داخل آن می گذاشتیم و بعد وارد رختکن میشدیم.
چون داخل حمام خیلی گرم بود ضرورت داشت تا مدتی را در داخل رختکن بمانیم تا حرارت بدنمان مقداری متعادل شود .
پس از چند دقیقه لباسهای تمیز و مرتب را می پوشیدیم و از رختکن خارج می شدیم .
البته در این اواخریک باب حمام از طرف شهرداری در کنار میدان فانوس بصورت نمره ( دوش اختصاصی ) ساخته شده بود که جوانان اکثرا از آن حمام استفاده می کردند .
افرادی هم که توان مالی بهتری داشتند داخل منازل شروع به ساختن حماهای خصوصی کرده بودند .چون در ابتدا لوله کشی اب نبود ، مخزن ابی را که در روی این حماها تعبیه شده بود را باید در روزهای جمعه بوسیله دلو پر اب می کردند و آب را توسط یک چراغ به نام "چراغ پریمز " گرم می کردند که مشکلات خودش را داشت و در حوصله این نوشتار نیست .
متاسفانه در زلزله شهریور ماه 1357 تمام این امکان تاریخی و دیدنی به تلی از خاک تبدیل شد و از آن همه ،فقط خاطره ای باقی
ماند.
نویسنده : محمد جعفریان مقدم
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐 @TabasENC
❤3👌2
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
🔅حمام اوستا غلام یا حمام خیابان
#خاطرات_طبس_قدیم
📝محمد مهدی امینیان مدرس
🔹خانه ما هم سرِ کوچه یِ حمام بود . حمامِ عمومیِ اوستاغلام . آن وقت ها هزینه حمام برای اینکه لیف و صابون بزنی ، دوقران بود و اگر دلّاک کیسه ات بکشد و بِشورَدَت ، پنج قران .
برای همین ، بقچه یِ حمامِمان را که می بستیم ، از مادرمان یک سکّه هم می گرفتیم که بدهیم به استا غلامِ حمامی . حالا لازم بود ، دوریالی ، لازم هم بود ؛ پنج ریالی .
ولی یک حسرتی تویِ دلِ ما بچه ها مانده بود که کِی بزرگ بشویم . مثل بزرگتر ها ، یک اسکناسِ دو تومانی بدهیم و بقیه اش را بگیریم و بعد یک ریال هم بگذاریم رویِ میزِ دخلِ حمامی که ؛ انعام !
بعد پسری بود که بقچه و دولچه و لُنگِ خیس و سایرِ وسایل حماممان را بردارد و تا دربِ خانه بیاورد و یک یا دو قَران هم او انعام بگیرد و ... بله ... آرزو میکردیم که ما هم هرچه زودتر بزرگ شویم !! که چه کَیفی خواهد داشت !!!
🌺 مرحومِ پدرِ ما یک رسمی داشتند که عید نوروز به هرکدام از ما ، کوچک و بزرگ ، یک اسکناسِ سبزِ پنج تومانی عیدی می دادند که خیلی خیلی پولِ زیادی بود .
صبحِ عیدی بود و من هم با یک اسکناس نو پنج تومانی ، احساس بزرگی میکردم و مناسب شده بودم برایِ ابرازِ بزرگی !
رخت و کفشِ نو پوشیده و بقچه یِ حمام زیر بغل با قدم هایِ محکم و شَق و رَق رفتم حمام و شسته و رُفته در آمدم و تویِ پاشویه حمام توقّفی کردم که یعنی حمامی ، قطیفه یا همان حوله حمامم را بیاورد و بیندازد رویِ شانه ام و مثلِ بزرگ ها قطیفه بر دوش واردِ سرِ حمام شدم و لباس پوشیدم و مقابلِ میزِ دخلِ حمامی ایستادم و اُهُم اُهُم ، چند سرفه کردم که نظر ها جلب بشود و مثلِ بزرگ ها ، دست توی جیبم کردم و اسکناس پنج تومنی را رویِ میزِ دخل گذاشتم و منتظر که مابقی را بگیرم و یک قَرانی ای انعام بدهم و .... چه کیفی داشت مثلِ بزرگتر ها بودن !
استاغلام هم اسکناس را گرفتند و گفتند که : عیدِ شما هم مبارک باشد و ما که از شما توقعِ اینهمه عیدی نداشتیم ...
🔸باورم نمی شد که چه خاکی بر سرم شده است !
🔸بعداً بزرگتر ها برایم گفتند که صبحِ عیدی ، رسم است که همراه مزدِ حمامی و سلمانی و ... مبلغی اضافه تری می گذارند و بقیه اش را پس نمی گیرند ؛ به عنوانِ عیدی !
😍بله بچه ، بچه است ! حتی اگر بخواهد ادایِ بزرگتر ها را دربیاورد .
🔅تا اواخرِ دهه یِ 40 و حتی بعد از آن ، سوختِ گُلخنِ حمام خیابان ، (حمام استاد غلام ) ، کَرگُنِ خرما بود .
یک آقایی جلو کوچه یِ حمام ، توی خیابان ، کرگن ها را با تبر و یک قطعه مثلثی به اسم گاز ، به قطعات کوچکتر می شکست و آن ها را در همان پشتِ حمام که گلخن و نورگیر ها هم از همانجا بود انبار می کرد . تا به مرور بمصرف سوخت گلخن برسد .
🔅خاطرات خود را که #طبس_قدیم را ترسیم میکند برای دانشنامه طبس به آدرس: @iranEnc ارسال کنید .
خاطرات ؛ علاوه بر انتشار در کانال تلگرامی دانشنامه ، در سایت "دانشنامه طبس گلشن" نیز ثبت خواهد شد.
📚بخش آداب و رسوم دانشنامه طبس
www.tabasEnc.ir
📚Tabas Encyclopedia
📚 "دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی فرهنگ ، تاریخ و گردشگری طبس
🔅 @tabasEnc
#خاطرات_طبس_قدیم
📝محمد مهدی امینیان مدرس
🔹خانه ما هم سرِ کوچه یِ حمام بود . حمامِ عمومیِ اوستاغلام . آن وقت ها هزینه حمام برای اینکه لیف و صابون بزنی ، دوقران بود و اگر دلّاک کیسه ات بکشد و بِشورَدَت ، پنج قران .
برای همین ، بقچه یِ حمامِمان را که می بستیم ، از مادرمان یک سکّه هم می گرفتیم که بدهیم به استا غلامِ حمامی . حالا لازم بود ، دوریالی ، لازم هم بود ؛ پنج ریالی .
ولی یک حسرتی تویِ دلِ ما بچه ها مانده بود که کِی بزرگ بشویم . مثل بزرگتر ها ، یک اسکناسِ دو تومانی بدهیم و بقیه اش را بگیریم و بعد یک ریال هم بگذاریم رویِ میزِ دخلِ حمامی که ؛ انعام !
بعد پسری بود که بقچه و دولچه و لُنگِ خیس و سایرِ وسایل حماممان را بردارد و تا دربِ خانه بیاورد و یک یا دو قَران هم او انعام بگیرد و ... بله ... آرزو میکردیم که ما هم هرچه زودتر بزرگ شویم !! که چه کَیفی خواهد داشت !!!
🌺 مرحومِ پدرِ ما یک رسمی داشتند که عید نوروز به هرکدام از ما ، کوچک و بزرگ ، یک اسکناسِ سبزِ پنج تومانی عیدی می دادند که خیلی خیلی پولِ زیادی بود .
صبحِ عیدی بود و من هم با یک اسکناس نو پنج تومانی ، احساس بزرگی میکردم و مناسب شده بودم برایِ ابرازِ بزرگی !
رخت و کفشِ نو پوشیده و بقچه یِ حمام زیر بغل با قدم هایِ محکم و شَق و رَق رفتم حمام و شسته و رُفته در آمدم و تویِ پاشویه حمام توقّفی کردم که یعنی حمامی ، قطیفه یا همان حوله حمامم را بیاورد و بیندازد رویِ شانه ام و مثلِ بزرگ ها قطیفه بر دوش واردِ سرِ حمام شدم و لباس پوشیدم و مقابلِ میزِ دخلِ حمامی ایستادم و اُهُم اُهُم ، چند سرفه کردم که نظر ها جلب بشود و مثلِ بزرگ ها ، دست توی جیبم کردم و اسکناس پنج تومنی را رویِ میزِ دخل گذاشتم و منتظر که مابقی را بگیرم و یک قَرانی ای انعام بدهم و .... چه کیفی داشت مثلِ بزرگتر ها بودن !
استاغلام هم اسکناس را گرفتند و گفتند که : عیدِ شما هم مبارک باشد و ما که از شما توقعِ اینهمه عیدی نداشتیم ...
🔸باورم نمی شد که چه خاکی بر سرم شده است !
🔸بعداً بزرگتر ها برایم گفتند که صبحِ عیدی ، رسم است که همراه مزدِ حمامی و سلمانی و ... مبلغی اضافه تری می گذارند و بقیه اش را پس نمی گیرند ؛ به عنوانِ عیدی !
😍بله بچه ، بچه است ! حتی اگر بخواهد ادایِ بزرگتر ها را دربیاورد .
🔅تا اواخرِ دهه یِ 40 و حتی بعد از آن ، سوختِ گُلخنِ حمام خیابان ، (حمام استاد غلام ) ، کَرگُنِ خرما بود .
یک آقایی جلو کوچه یِ حمام ، توی خیابان ، کرگن ها را با تبر و یک قطعه مثلثی به اسم گاز ، به قطعات کوچکتر می شکست و آن ها را در همان پشتِ حمام که گلخن و نورگیر ها هم از همانجا بود انبار می کرد . تا به مرور بمصرف سوخت گلخن برسد .
🔅خاطرات خود را که #طبس_قدیم را ترسیم میکند برای دانشنامه طبس به آدرس: @iranEnc ارسال کنید .
خاطرات ؛ علاوه بر انتشار در کانال تلگرامی دانشنامه ، در سایت "دانشنامه طبس گلشن" نیز ثبت خواهد شد.
📚بخش آداب و رسوم دانشنامه طبس
www.tabasEnc.ir
📚Tabas Encyclopedia
📚 "دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی فرهنگ ، تاریخ و گردشگری طبس
🔅 @tabasEnc
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای طبیعت
طبس
فیلم : آقای حمید حقی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
طبس
فیلم : آقای حمید حقی
📚 " دانشنامه طبس"
رسانه تخصصی هویت و فرهنگ طبس
📚 Tabas ENCyclopedia
🌐@TabasENC
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
طبس قدیم
دهه ۳۰ خورشیدی
توضیح: این عکس از سمت حسینیه خان گرفته شده است که بخشی از بازار قدیمی در تصویر مشخص است .
www.tabasEnc.ir
بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
دهه ۳۰ خورشیدی
توضیح: این عکس از سمت حسینیه خان گرفته شده است که بخشی از بازار قدیمی در تصویر مشخص است .
www.tabasEnc.ir
بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
🏛بازار قدیم طبس
✒شرحی برعکس بازار طبس
⏰دهه ۳۰ خورشیدی
سال اول دبستان را در مدرسه ای که پایین تر از مسجد جامع ومدرسه دومنار قرار داشت گذراندم .
مدیر آن جناب مرحوم عباس خان صفایی ومعلم کلاس اول مرحوم سید رضا حجازی و مرحوم محمد علی سهرابی بودند .
نام مدرسه پدرام یا پرهام بود . بعدا این مدرسه تعطیل شد وما از کلاس دوم در مدرسه وکیلی ادامه دادیم .
اگر در جهت آنچه که در عکس فوق مشاهده میشود حرکت میکردیم و در ابتدای بازار ؛ مغازه بقالی و بعد آن مغازه حلوا کنجدی قرار داشت که با یک پناباد میتوانستیم کلی حلوا بخریم .
کمی بالاتر در سمت چپ بازار ، کوچه شهربانی بود که حاج اقا اخوی در انجا خدمت میکردند.
کوچه روبرو آن معروف بود به کوچه حوض قلی خان .
ابتدای کوچه حمام معروف کربلایی اکبر فولادی قرار داشت ( هنوز محل دیگ ومخزن آن پابرجاست) وسوخت آن کرگن خرما بود .
از کوچه شهربانی به سمت بالا که حرکت میکردیم راست بازار، مغازه کربلایی حسن بود و بعد از آن مغازه مرحوم حاج محمد حسین سهرابی و بعد تیمچه قرار داشت که بخشی از بازرگانی واقتصاد بازار انجا اتفاق می افتاد .
جذابیت های تیمچه درهای چوبی مغازه ها بود به صورت عمودی و کشویی باز و بست میشد.
از تیمچه که رد میشدیم ،مغازه خیاطی جناب منصوری بود وبعد از ایشان آرایشگاه عاشوری قرار داشت که با یک ریال سر دانش اموزان را با ماشین چهار صفر اصلاح میکرد .
طرف راست بازار سمت کوچه شهربانی، مغازه اقای شفیعی بود که از نوع تجارت ایشان یادم نیست اما بعدا این مغازه به قالی بافی تبدیل شد که به اقای موسویان متعلق بود وصدای نقشه خوانی قالی تو بازار می پیچید .
مغازه مجاور آن ، قماش وپارچه فروشی مرحوم ضرابی بود .
پس از ان ، مغازه مرحوم صفریان پدر بزرگ دکتر صفریان بود ، اینجا سقف بازار تمام می شد که در عکس هم پیداست .
سپس وارد یک فضای بیضی شکل میشدیم بنام دهنه "جلوخو" یا "چار سو" که در وسط آن حوض چهار گوش کوچکی بودکه از آن حرکت اب بطرف پایین شهر را میدیدیم درست مثل مظهر قنات .
درگوشه سمت راست "چارسو " مغازه قنادی مرحوم علی اقا سابقی قرار داشت که از ۲۰ اسفند تا عید اوج کار ایشان بود . من آن زمان شاگرد ایشان بودم.
ادامه آن کوچه پر پیچ وخمی قرار داشت که منازل شروع میشدند که میان آن یک اب انبار با ۲۰ پله بلند واقع بود .
بعد از کوچه مغازه خیاطی اقایان رعنایی بود وبعد هم مغازه کوچکی از آقای عاشوری قرار داشت که اخرشب ها جگر و بستنیهای قندونی خوشمزهای داشتند .
در گوشه سمت راست بقالی حاج حسن هادیان (احتمالا) بود و درکنارش مغازه کوچکی متعلق به آقای مختارعلی شوقی بود .
در این گوشه دهنه "جلوخو" طبقه دومی هم داشت که دو برادر دوقلو (احتمالا) هم بودند و عمامه های ملیله دوری زرد رنگ به نشانه کربلایی شدن، میفروختن و همچنین به تولید سفره های قلمکار مشغول بودند ، و بانظم قالبهای چوبی کنده کاری شده منقش به طرح ترنج با رنگ تهیه شده از پوست انار وگردو تماس میدادند و روی پارچه قرار میدادند و و برادران مرادی انچنان با مشت بر پشت قالب میکوبیدند که طبقه دوم میلرزید وگاهی تکه ای کلوخماننداز دیوار کنده میشد .
درگوشه راست بالا سالن کبابی مرحوم محمد طاهر برقی قرار داشت که لذیذ ترین کباب کوبیده دنیا اینجا تهیه میشد اولین باری که پپسی کولا وکوکاکولا وارد طبس شده بود از اینجا سر درآورد.
از اینجا بازار به پایان میرسید.
✒ به قلم : مهندس محمد حسن پیوندی
✏ویرایش : #دانشنامه_طبس
تصاویر و خاطرات قدیمی خودتان را برای ما ارسال کنید : @iranEnc
www.tabasEnc.ir
📚بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
✒شرحی برعکس بازار طبس
⏰دهه ۳۰ خورشیدی
سال اول دبستان را در مدرسه ای که پایین تر از مسجد جامع ومدرسه دومنار قرار داشت گذراندم .
مدیر آن جناب مرحوم عباس خان صفایی ومعلم کلاس اول مرحوم سید رضا حجازی و مرحوم محمد علی سهرابی بودند .
نام مدرسه پدرام یا پرهام بود . بعدا این مدرسه تعطیل شد وما از کلاس دوم در مدرسه وکیلی ادامه دادیم .
اگر در جهت آنچه که در عکس فوق مشاهده میشود حرکت میکردیم و در ابتدای بازار ؛ مغازه بقالی و بعد آن مغازه حلوا کنجدی قرار داشت که با یک پناباد میتوانستیم کلی حلوا بخریم .
کمی بالاتر در سمت چپ بازار ، کوچه شهربانی بود که حاج اقا اخوی در انجا خدمت میکردند.
کوچه روبرو آن معروف بود به کوچه حوض قلی خان .
ابتدای کوچه حمام معروف کربلایی اکبر فولادی قرار داشت ( هنوز محل دیگ ومخزن آن پابرجاست) وسوخت آن کرگن خرما بود .
از کوچه شهربانی به سمت بالا که حرکت میکردیم راست بازار، مغازه کربلایی حسن بود و بعد از آن مغازه مرحوم حاج محمد حسین سهرابی و بعد تیمچه قرار داشت که بخشی از بازرگانی واقتصاد بازار انجا اتفاق می افتاد .
جذابیت های تیمچه درهای چوبی مغازه ها بود به صورت عمودی و کشویی باز و بست میشد.
از تیمچه که رد میشدیم ،مغازه خیاطی جناب منصوری بود وبعد از ایشان آرایشگاه عاشوری قرار داشت که با یک ریال سر دانش اموزان را با ماشین چهار صفر اصلاح میکرد .
طرف راست بازار سمت کوچه شهربانی، مغازه اقای شفیعی بود که از نوع تجارت ایشان یادم نیست اما بعدا این مغازه به قالی بافی تبدیل شد که به اقای موسویان متعلق بود وصدای نقشه خوانی قالی تو بازار می پیچید .
مغازه مجاور آن ، قماش وپارچه فروشی مرحوم ضرابی بود .
پس از ان ، مغازه مرحوم صفریان پدر بزرگ دکتر صفریان بود ، اینجا سقف بازار تمام می شد که در عکس هم پیداست .
سپس وارد یک فضای بیضی شکل میشدیم بنام دهنه "جلوخو" یا "چار سو" که در وسط آن حوض چهار گوش کوچکی بودکه از آن حرکت اب بطرف پایین شهر را میدیدیم درست مثل مظهر قنات .
درگوشه سمت راست "چارسو " مغازه قنادی مرحوم علی اقا سابقی قرار داشت که از ۲۰ اسفند تا عید اوج کار ایشان بود . من آن زمان شاگرد ایشان بودم.
ادامه آن کوچه پر پیچ وخمی قرار داشت که منازل شروع میشدند که میان آن یک اب انبار با ۲۰ پله بلند واقع بود .
بعد از کوچه مغازه خیاطی اقایان رعنایی بود وبعد هم مغازه کوچکی از آقای عاشوری قرار داشت که اخرشب ها جگر و بستنیهای قندونی خوشمزهای داشتند .
در گوشه سمت راست بقالی حاج حسن هادیان (احتمالا) بود و درکنارش مغازه کوچکی متعلق به آقای مختارعلی شوقی بود .
در این گوشه دهنه "جلوخو" طبقه دومی هم داشت که دو برادر دوقلو (احتمالا) هم بودند و عمامه های ملیله دوری زرد رنگ به نشانه کربلایی شدن، میفروختن و همچنین به تولید سفره های قلمکار مشغول بودند ، و بانظم قالبهای چوبی کنده کاری شده منقش به طرح ترنج با رنگ تهیه شده از پوست انار وگردو تماس میدادند و روی پارچه قرار میدادند و و برادران مرادی انچنان با مشت بر پشت قالب میکوبیدند که طبقه دوم میلرزید وگاهی تکه ای کلوخماننداز دیوار کنده میشد .
درگوشه راست بالا سالن کبابی مرحوم محمد طاهر برقی قرار داشت که لذیذ ترین کباب کوبیده دنیا اینجا تهیه میشد اولین باری که پپسی کولا وکوکاکولا وارد طبس شده بود از اینجا سر درآورد.
از اینجا بازار به پایان میرسید.
✒ به قلم : مهندس محمد حسن پیوندی
✏ویرایش : #دانشنامه_طبس
تصاویر و خاطرات قدیمی خودتان را برای ما ارسال کنید : @iranEnc
www.tabasEnc.ir
📚بخش تاریخ معاصر "دانشنامه طبس"
🌸 @tabasEnc
👍5
Forwarded from دانشنامه طبس گلشن
دانشنامه طبس گلشن
معماری طبس در قبل از زلزله 1357 www.tabasenc.ir ⚜️⚜️⚜️⚜️⚜️ @tabasENC دانشنامه طبس گلشن
🔺الغر و الغربندی
Alghar bandi
#معماری_طبس
در ساختمانهای قدیم طبس به دلیل گرمای و نور شدید خورشید و جلو گیری از نفوذ گرما به داخل ساختمان معماران قدیم طرحی را در ساختما نها به اجرا میگذاشتند به نام محلی(الغر)
این طرح به این شکل بوده که اولا" سقف همه اطاقها مدور (دور دار) (گنبدی) بود به قسمی که باعث می گردیده ارتفاع اطاقها از کف بیشتر می شد ، ودر ضمن بین دو سقف اطاقهای کنار همدیگراز پشت فاصله ای ایجاد می شده، معماران برای جلو گیری از تابش آفتاب زیاد به کل سقف اطاقها،فاصله ایجاد شده بین سقف اطاقها یک پوشش اجرا می کردند به شکل یک تونل که به نام الغربندی معروف بود.
این باعث می شد که نور شدید آفتاب فقط به 20 الی 30 در صد پشت بام ساختمان بتابد، و در نتیجه گرمای کمتری جذب شود و در ضمن فضایی خالی بین سقف اول و پشت بام ایجاد می شد، که بعضی از همشهریان با ایجاد یک پنچره از داخل حیاط به ابعاد 20 در20 سانتیمتر ایجاد و از آن به عنوان لانه کبو تر استفاده می کردند.
از طرفی با انجام الغربندی باعث می شد که شیب دو طرف پشت اطاقها کم شده و فضای صاف و مسطحی چهت خوابیدن پشت بام ایجاد گردد . توضیح اینکه سقف ساختمانهای قدیم طبس (قبل از زلزله) یا دوار بود یا چهار ترک ، البته سقفهایی که چها ر ترک بود در زلزله آسیب ندید و یا کمتر اسیب دید.
مانند چند حوض آب که هنوز هم قابل استفاده می باشد (حوض سفید واقع در منطقه کشاورزی پایین محله).
📝 محمد جعفریان مقدم
🌐دانشنامه طبس گلشن
مرجع تخصصی فرهنگ و تاریخ طبس
🌐 www.tabasenc.ir
💠 @tabasENC
Alghar bandi
#معماری_طبس
در ساختمانهای قدیم طبس به دلیل گرمای و نور شدید خورشید و جلو گیری از نفوذ گرما به داخل ساختمان معماران قدیم طرحی را در ساختما نها به اجرا میگذاشتند به نام محلی(الغر)
این طرح به این شکل بوده که اولا" سقف همه اطاقها مدور (دور دار) (گنبدی) بود به قسمی که باعث می گردیده ارتفاع اطاقها از کف بیشتر می شد ، ودر ضمن بین دو سقف اطاقهای کنار همدیگراز پشت فاصله ای ایجاد می شده، معماران برای جلو گیری از تابش آفتاب زیاد به کل سقف اطاقها،فاصله ایجاد شده بین سقف اطاقها یک پوشش اجرا می کردند به شکل یک تونل که به نام الغربندی معروف بود.
این باعث می شد که نور شدید آفتاب فقط به 20 الی 30 در صد پشت بام ساختمان بتابد، و در نتیجه گرمای کمتری جذب شود و در ضمن فضایی خالی بین سقف اول و پشت بام ایجاد می شد، که بعضی از همشهریان با ایجاد یک پنچره از داخل حیاط به ابعاد 20 در20 سانتیمتر ایجاد و از آن به عنوان لانه کبو تر استفاده می کردند.
از طرفی با انجام الغربندی باعث می شد که شیب دو طرف پشت اطاقها کم شده و فضای صاف و مسطحی چهت خوابیدن پشت بام ایجاد گردد . توضیح اینکه سقف ساختمانهای قدیم طبس (قبل از زلزله) یا دوار بود یا چهار ترک ، البته سقفهایی که چها ر ترک بود در زلزله آسیب ندید و یا کمتر اسیب دید.
مانند چند حوض آب که هنوز هم قابل استفاده می باشد (حوض سفید واقع در منطقه کشاورزی پایین محله).
📝 محمد جعفریان مقدم
🌐دانشنامه طبس گلشن
مرجع تخصصی فرهنگ و تاریخ طبس
🌐 www.tabasenc.ir
💠 @tabasENC