Forwarded from هندسه توسعه (Es.Hadavandi)
📚📚منطقی بودن مدیران
✍️راسل ایکاف در کتاب برنامه ریزی تعاملی مثال جالبی از پروژه یک گروه آمریکایی در هند در زمینه کنترل نرخ جمعیت را بیان می کند که مدیر آن تعداد بسیار زیاد فرزندان یک خانواده هندی (که زیرخط فقر بودند) را امری غیرمنطقی به حساب می آورد. آنها وسایل جلوگیری از حاملگی توزیع می کردند و اطلاعاتی در مورد استفاده از آن می دادند ولی موفقیتی بدست نمی آوردند و این کارها تاثیری بر نرخ موالید هند نداشت. ایکاف اشاره می کند که من به این مدیر آمریکایی گفتم این فرض را بررسی کند که هندیان منطقی اند و برنامه ریزان کنترل جمعیت غیرمنطقی هستند زیرا شواهدی وجود دارد که مثلا خانواده های زیادی وجود دارند که کمتر از 20-30 فرزند دارند! اما او با عصبانیت تکه ای از روزنامه را نشان داد که خانواده فقیر هندی 25 امین فرزند خود را به دنیا اورد! و بعد به من گفت کجای این منطقی است؟! بعدا گروهی با این فرض به تحقیق پرداختند که خانواده های هندی منطقی اند و به دنبالی دلیلی بودند که موجب این رفتار شده است تا به حل آن بپردازند. آنها به این حقیقت رسیدند که در هند تامین اجتماعی و بیمه بیکاری وجود ندارد و تنها درآمد تعداد کمی از هندیان کفاف می داد که خود را بیمه کنند. بنابراین تنها راهی که برای ادامه حیات بیشتر هندیان می ماند داشتن تعداد زیاد فرزند بود که زن و شوهر را در زمان بیماری و پیری حمایت کنند. در هند یک حقوق بگیر می توانست حداقل زندگی را برای یک بیکار بزرگسال و درمانده تامین کند و با توجه به اینکه در هندوستان مردان را استخدام می کردند بطور متوسط هر پدر و مادر به بیش از چهار فرزند پسر نیاز داشت تا از آن میان چهار نفر زنده بمانند و بتوانند در آینده مخارج پدر و مادر را تامین کنند! بنابراین تقاضای فرزند کمتر از هندیان، تقاضای برنامه ریزی خودکشی در آینده بود. غیرمنطقی بودن ایشان به علت رد این تقاضا، کاملا غیرمنطقی است!
☑️مدیران همیشه خود را آدم های منطقی به شمار می آورند ولی همه کسانی را- زیردستان، رقبا، تامین کنندگان، مشتریان- که در موردی با آنها اختلاف دارند را غیرمنطقی می دانند که این غیرمنطقی است. در سازمان مسائلی که ناشی از رفتار دیگران است را نمی توان با فرض غیرمنطقی بودن آن آدم ها حل کرد بلکه باید این فرض را بپذیریم که آنها منطقی اند و دلایل رفتارشان را پیدا کنیم. عدم توانایی ما در اثرگذاری بر رفتار دیگران بیشتر ناشی از درک اشتباه ما از رفتار آنهاست تا عدم حساسیت آنها به اقدامات ما.
@managementSt
✍️راسل ایکاف در کتاب برنامه ریزی تعاملی مثال جالبی از پروژه یک گروه آمریکایی در هند در زمینه کنترل نرخ جمعیت را بیان می کند که مدیر آن تعداد بسیار زیاد فرزندان یک خانواده هندی (که زیرخط فقر بودند) را امری غیرمنطقی به حساب می آورد. آنها وسایل جلوگیری از حاملگی توزیع می کردند و اطلاعاتی در مورد استفاده از آن می دادند ولی موفقیتی بدست نمی آوردند و این کارها تاثیری بر نرخ موالید هند نداشت. ایکاف اشاره می کند که من به این مدیر آمریکایی گفتم این فرض را بررسی کند که هندیان منطقی اند و برنامه ریزان کنترل جمعیت غیرمنطقی هستند زیرا شواهدی وجود دارد که مثلا خانواده های زیادی وجود دارند که کمتر از 20-30 فرزند دارند! اما او با عصبانیت تکه ای از روزنامه را نشان داد که خانواده فقیر هندی 25 امین فرزند خود را به دنیا اورد! و بعد به من گفت کجای این منطقی است؟! بعدا گروهی با این فرض به تحقیق پرداختند که خانواده های هندی منطقی اند و به دنبالی دلیلی بودند که موجب این رفتار شده است تا به حل آن بپردازند. آنها به این حقیقت رسیدند که در هند تامین اجتماعی و بیمه بیکاری وجود ندارد و تنها درآمد تعداد کمی از هندیان کفاف می داد که خود را بیمه کنند. بنابراین تنها راهی که برای ادامه حیات بیشتر هندیان می ماند داشتن تعداد زیاد فرزند بود که زن و شوهر را در زمان بیماری و پیری حمایت کنند. در هند یک حقوق بگیر می توانست حداقل زندگی را برای یک بیکار بزرگسال و درمانده تامین کند و با توجه به اینکه در هندوستان مردان را استخدام می کردند بطور متوسط هر پدر و مادر به بیش از چهار فرزند پسر نیاز داشت تا از آن میان چهار نفر زنده بمانند و بتوانند در آینده مخارج پدر و مادر را تامین کنند! بنابراین تقاضای فرزند کمتر از هندیان، تقاضای برنامه ریزی خودکشی در آینده بود. غیرمنطقی بودن ایشان به علت رد این تقاضا، کاملا غیرمنطقی است!
☑️مدیران همیشه خود را آدم های منطقی به شمار می آورند ولی همه کسانی را- زیردستان، رقبا، تامین کنندگان، مشتریان- که در موردی با آنها اختلاف دارند را غیرمنطقی می دانند که این غیرمنطقی است. در سازمان مسائلی که ناشی از رفتار دیگران است را نمی توان با فرض غیرمنطقی بودن آن آدم ها حل کرد بلکه باید این فرض را بپذیریم که آنها منطقی اند و دلایل رفتارشان را پیدا کنیم. عدم توانایی ما در اثرگذاری بر رفتار دیگران بیشتر ناشی از درک اشتباه ما از رفتار آنهاست تا عدم حساسیت آنها به اقدامات ما.
@managementSt
با سلام فیلم جلسه 9 بارگزاری شد... با توجه به تعطیلی فردا، کلاس ها تشکیل نخواهد شد و طی همین هفته کلاس جبرانی را برگزار می کنیم
متن های زیر را بخوانید و مشخص کنید این متن ها کدام ویژگی تفکر سیستمی را برای شما تداعی می کند! در جلسه این هفته در مورد اینها صحبت می کنیم
1-
فرض کنید در خانه هستید، کلید ماشین در دستتان است، برق قطع میشود، نمیتوانید جایی را ببینید، کورمال کورمال در اتاق راه میروید و به جایی برخورد میکنید، کلیدها از دست تان میافتد، مشغول جستجو میشوید اما متوجه میشوید نمیتوانید در تاریکی اتاق، کلیدها را پیدا کنید، به بیرون نگاه میکنید متوجه روشنایی خیابان میشوید و جرقهای در ذهنتان زده میشود و به خودتان میگویید من اینجا در تاریکی نمیمانم تا کلیدهای ماشین را پیدا کنم درحالیکه بیرون از اینجا نور هست، از این اتاق تاریک بیرون میروم و در زیر نور خیابان دنبال کلیدهایم خواهم گشت!
شما به خیابان میروید و مشغول جستجوی کلیدهای ماشینتان میشوید. همسایهتان میآید و میپرسد: چه خبر شده؟
- خب راستش من کلیدامو گم کردم.
- اوه! بهت کمک میکنم.باهم دنبالشون میگردیم.
دست آخر همسایهتان میپرسد:
ببخشید شما کجا دقیقا کلیداتونو گم کردین؟
- خب راستش توی خونه از دستم افتاد، ولی چون خونه تاریک بود اومدم اینجا توی نور خیابون!
با شنیدن این داستان حتما خندهتان گرفته که چقدر احمقانه است. اما آیا این همان کاری نیست که همهی ما انجامش میدهیم؟
وقتیکه یک مشکل در درون خودمان داریم به دنبال راه حل در خارج از وجود خودمان میگردیم.
مثل این است که پیش یک پزشک بروید و از علائم بیماری خود به او بگویید، سپس پزشک، چهار-پنج تا نسخه به شما بدهد و بگوید یکی از این نسخهها برای مادرزنتان نوشتهام ، یکی دیگر را برای همسایهتان، این را هم برای دخترتان و دیگری را نیز برای پدرتان نوشتهام!
منظور این است: کسی که دارای مشکل است و با آن دست و پنجه نرم میکند شمایید اما از دیگران انتظار دارید تغییر کنند یا چیزی خارج از وجود شما تغییر کند تا حالتان بهتر شود یا زندگیتان سروسامان پیدا کند.
در صورتیکه تنها چیزی که باید به دقت آنرا مورد بررسی و مداوا قرار دهید چیزی نیست جز درون خودتان.
البته کار بسیار سختی است و به نظم و تلاش نیاز دارد اما شدنی است.
فرض کنید در خانه هستید، کلید ماشین در دستتان است، برق قطع میشود، نمیتوانید جایی را ببینید، کورمال کورمال در اتاق راه میروید و به جایی برخورد میکنید، کلیدها از دست تان میافتد، مشغول جستجو میشوید اما متوجه میشوید نمیتوانید در تاریکی اتاق، کلیدها را پیدا کنید، به بیرون نگاه میکنید متوجه روشنایی خیابان میشوید و جرقهای در ذهنتان زده میشود و به خودتان میگویید من اینجا در تاریکی نمیمانم تا کلیدهای ماشین را پیدا کنم درحالیکه بیرون از اینجا نور هست، از این اتاق تاریک بیرون میروم و در زیر نور خیابان دنبال کلیدهایم خواهم گشت!
شما به خیابان میروید و مشغول جستجوی کلیدهای ماشینتان میشوید. همسایهتان میآید و میپرسد: چه خبر شده؟
- خب راستش من کلیدامو گم کردم.
- اوه! بهت کمک میکنم.باهم دنبالشون میگردیم.
دست آخر همسایهتان میپرسد:
ببخشید شما کجا دقیقا کلیداتونو گم کردین؟
- خب راستش توی خونه از دستم افتاد، ولی چون خونه تاریک بود اومدم اینجا توی نور خیابون!
با شنیدن این داستان حتما خندهتان گرفته که چقدر احمقانه است. اما آیا این همان کاری نیست که همهی ما انجامش میدهیم؟
وقتیکه یک مشکل در درون خودمان داریم به دنبال راه حل در خارج از وجود خودمان میگردیم.
مثل این است که پیش یک پزشک بروید و از علائم بیماری خود به او بگویید، سپس پزشک، چهار-پنج تا نسخه به شما بدهد و بگوید یکی از این نسخهها برای مادرزنتان نوشتهام ، یکی دیگر را برای همسایهتان، این را هم برای دخترتان و دیگری را نیز برای پدرتان نوشتهام!
منظور این است: کسی که دارای مشکل است و با آن دست و پنجه نرم میکند شمایید اما از دیگران انتظار دارید تغییر کنند یا چیزی خارج از وجود شما تغییر کند تا حالتان بهتر شود یا زندگیتان سروسامان پیدا کند.
در صورتیکه تنها چیزی که باید به دقت آنرا مورد بررسی و مداوا قرار دهید چیزی نیست جز درون خودتان.
البته کار بسیار سختی است و به نظم و تلاش نیاز دارد اما شدنی است.
"سیستم های بسته، رفتارهایی را تولید می کنند که کاملا درون زا بوده و ربطی به عوامل بیرونی ندارند."
جی فارستر-کتاب اصول سیستم ها
"هر وضعیت ناهماهنگ، نشانه ی ناهماهنگی در درون خود آدمی است. اگر در باطن انسان، ذره ای واکنش هیجانی نسبت به وضعیت ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن وضع برای ابد از سر راهش کنار می رود. پس می بینیم که کار آدمی همواره با خویشتن است.
مردم به من می گویند:" شفاعتی بکن تا شوهرم یا برادرم عوض شود." پاسخ می دهم:" نه، شفاعتی می کتم که خودت عوض بشوی. چون وقتی خودت بشوی، شوهر و برادرت هم عوض می شوند.""
منبع: فلورانس اسکاول شین-کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین-ترجمه ی گیتی خوشدل
جی فارستر-کتاب اصول سیستم ها
"هر وضعیت ناهماهنگ، نشانه ی ناهماهنگی در درون خود آدمی است. اگر در باطن انسان، ذره ای واکنش هیجانی نسبت به وضعیت ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن وضع برای ابد از سر راهش کنار می رود. پس می بینیم که کار آدمی همواره با خویشتن است.
مردم به من می گویند:" شفاعتی بکن تا شوهرم یا برادرم عوض شود." پاسخ می دهم:" نه، شفاعتی می کتم که خودت عوض بشوی. چون وقتی خودت بشوی، شوهر و برادرت هم عوض می شوند.""
منبع: فلورانس اسکاول شین-کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین-ترجمه ی گیتی خوشدل
اصل 90-10 میگوید فقط ده درصد رنجش و ناراحتی ما از یک احساس تلخ متعلق به چیزی است که الان برایمان رخ داده است.
نود درصد حس ناراحتی مربوط به اتفاقات تلخ گذشته ماست که الان فرصت را غنیمت شمرده و روی این ده درصد سوار شدهاند.
بنابراین هر وقت دچار هیجان منفی غیرقابل تحملی شدیم ، نباید علت این هیجان را در اتفاقی که الان رخ داده جستجو کنیم.
به عنوان یک اصل هر وقت متوجه شدید میزان واکنشهای هیجانی ناخوشایند شما به یک اتفاق بیش از حد عادی است، شک نکنید که بیش از نود درصد این بار هیجانی متعلق به گذشته شماست.
دکتر حلت به نقل از کانال هشت بهشت
🍎آموزه ی تیم
تفکر سیستمی، یک پله ی دیگر هم به این اصل می افزاید و آن اینکه اگر به این فکر کنید که ده سال بعد چه حسی به اتفاق ناگوار امروز تان دارید، متوجه می شوید که چیزی از شدت آن باقی نمی ماند. پدیده های دنیا را در همان لحظه تصور نکنید.
نود درصد حس ناراحتی مربوط به اتفاقات تلخ گذشته ماست که الان فرصت را غنیمت شمرده و روی این ده درصد سوار شدهاند.
بنابراین هر وقت دچار هیجان منفی غیرقابل تحملی شدیم ، نباید علت این هیجان را در اتفاقی که الان رخ داده جستجو کنیم.
به عنوان یک اصل هر وقت متوجه شدید میزان واکنشهای هیجانی ناخوشایند شما به یک اتفاق بیش از حد عادی است، شک نکنید که بیش از نود درصد این بار هیجانی متعلق به گذشته شماست.
دکتر حلت به نقل از کانال هشت بهشت
🍎آموزه ی تیم
تفکر سیستمی، یک پله ی دیگر هم به این اصل می افزاید و آن اینکه اگر به این فکر کنید که ده سال بعد چه حسی به اتفاق ناگوار امروز تان دارید، متوجه می شوید که چیزی از شدت آن باقی نمی ماند. پدیده های دنیا را در همان لحظه تصور نکنید.
Forwarded from Alireza Mojahedi
نکوداشت چهل سال نهادسازی آموزشی و آغاز فصل نوینی از ارزش آفرینی جناب آقای دکتر علینقی مشایخی
مديريت و همكاران دانشكده مدیریت دانشگاه شریف تصميم گرفته اند كه به مناسبت بازنشستگي ایشان مراسمی به صورت مجازی برگزار كنند
پنجشنبه 8 آبان ماه 1399 ساعت 14
پخش زنده مراسم از طریق وب سایت http://tilin.ir/sharifevents
افتخار داشتم که مبحث سیستمز داینامیکز را با اجازه خودشان به عنوان مستمع آزاد در کلاس ایشان بیاموزم
خداوند به عمر با عزتشان برکت عنایت فرمایند
🆔 t.me/AlirezaMojahedi
🌐 AlirezaMojahedi.com
📩 @DrAlirezaMojahedi
مديريت و همكاران دانشكده مدیریت دانشگاه شریف تصميم گرفته اند كه به مناسبت بازنشستگي ایشان مراسمی به صورت مجازی برگزار كنند
پنجشنبه 8 آبان ماه 1399 ساعت 14
پخش زنده مراسم از طریق وب سایت http://tilin.ir/sharifevents
افتخار داشتم که مبحث سیستمز داینامیکز را با اجازه خودشان به عنوان مستمع آزاد در کلاس ایشان بیاموزم
خداوند به عمر با عزتشان برکت عنایت فرمایند
🆔 t.me/AlirezaMojahedi
🌐 AlirezaMojahedi.com
📩 @DrAlirezaMojahedi
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
پویا ناظران
این سه شنبه روز انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست.
چه سناریوهایی متصوره؟ احتمال هر کدوم چقدره؟
در نیمه اول این پست، قدری با فرایند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آشنا میشیم و در بستر اون فرایندها، به تحلیل سناریوهای محتمل میپردازیم.
در نیمه دوم، به بررسی تبعات این انتخابات بر اقتصاد کشور میپردازیم. اول به تبعات اقتصادی پیروزی بایدن میپردازیم و بعد به تبعات اقتصادی پیروزی ترامپ. تصور عمومی اینه که این دو سناریو به نتایج خیلی متفاوتی منجر خواهند شد. من اما جور دیگهای به قضیه نگاه میکنم.
۳۲ دقیقه - ۱۵ مگ
@Economics_and_Finance
چه سناریوهایی متصوره؟ احتمال هر کدوم چقدره؟
در نیمه اول این پست، قدری با فرایند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آشنا میشیم و در بستر اون فرایندها، به تحلیل سناریوهای محتمل میپردازیم.
در نیمه دوم، به بررسی تبعات این انتخابات بر اقتصاد کشور میپردازیم. اول به تبعات اقتصادی پیروزی بایدن میپردازیم و بعد به تبعات اقتصادی پیروزی ترامپ. تصور عمومی اینه که این دو سناریو به نتایج خیلی متفاوتی منجر خواهند شد. من اما جور دیگهای به قضیه نگاه میکنم.
۳۲ دقیقه - ۱۵ مگ
@Economics_and_Finance
تحلیل سیستم
پویا ناظران – انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
چقدر خوب نگاه درونزا و تفکر ساختار به عنوان علت رو در گفته هاشون دارن..حتما گوش کنید
با سلام فردا در جلسه کلاسی کوییز داریم در مورد رسم نمودار علت معلولی حتما فیلم جلسه که تا ۱۰ دقیقه دیگر بارگزاری می شود را ببینید