Forwarded from هندسه توسعه
💥علت یا معلول؟ مساله این است!
✍️فاجعه ای رقم خورده است و مقامات رسمی بر "خطای انسانی" و "اشتباه یک اپراتور" تاکید دارند و این بسیار نا امید کننده است! آیا می توان علت بروز چنین حادثه ای را خطای انسانی ذکر کرد؟! اینجاست که مشخص می شود که چقدر از تفکر سیستمی بدور هستیم و مسائلی از این دست (و مسائل دیگر چون بهره وری و کیفیت بسیار پایین خودروهای داخلی، بحران محیط زیستی و ...) را مسائل جدا از هم تصور می کنیم و راهکارهایی را بکار می بریم که صرفا مسائل را حادتر می کند! این گزاره های تفکر سیستمی را به مقامات رسمی که بر "خطای انسانی" تاکید دارم یادآوری می کنم:
-علت و معلول ممکن است از نظر زمان و مکان از هم جدا باشند. اتفاقی که در یک زمان و مکان روی داده است ممکن است با تاخیر در زمان و مکان دیگری اثر خود را بگذارد ! (قطعا وقتی که علت را خطای انسانی می بینیم، مکان و زمان بروز فاجعه را هم دقیقا در 4-5 ساعت بحرانی آن هم در سایت موشکی تفسیر می کنیم!! اگر معلول را اشتباه اپراتور ببینیم زمان و مکان بروز معلول خیلی فرق می کند)
-علت و معلول ممکن است به جای هم بنشینند و رابطه چرخه ای را به نمایش بگذارند (خب حالا خطای اپراتور علت است یا معلول؟)
-یک رخداد ممکن است اثرات چندجانبه ای داشته باشد. ترتیب اهمیت آن هم ممکن است در طول زمان تغییر کند (تاثیر فرهنگی اقدامات بعد از اشتباهات اپراتوری از این دست در گذشته را به این اتفاق ربط دهید!)
-از بین بردن علت اولیه لزوما معلول را از بین نخواهد برد (امیدوارم تنها راهکار از بین بردن علت را مجازات اشد اپراتورها ندانیم)
@managementSt
✍️فاجعه ای رقم خورده است و مقامات رسمی بر "خطای انسانی" و "اشتباه یک اپراتور" تاکید دارند و این بسیار نا امید کننده است! آیا می توان علت بروز چنین حادثه ای را خطای انسانی ذکر کرد؟! اینجاست که مشخص می شود که چقدر از تفکر سیستمی بدور هستیم و مسائلی از این دست (و مسائل دیگر چون بهره وری و کیفیت بسیار پایین خودروهای داخلی، بحران محیط زیستی و ...) را مسائل جدا از هم تصور می کنیم و راهکارهایی را بکار می بریم که صرفا مسائل را حادتر می کند! این گزاره های تفکر سیستمی را به مقامات رسمی که بر "خطای انسانی" تاکید دارم یادآوری می کنم:
-علت و معلول ممکن است از نظر زمان و مکان از هم جدا باشند. اتفاقی که در یک زمان و مکان روی داده است ممکن است با تاخیر در زمان و مکان دیگری اثر خود را بگذارد ! (قطعا وقتی که علت را خطای انسانی می بینیم، مکان و زمان بروز فاجعه را هم دقیقا در 4-5 ساعت بحرانی آن هم در سایت موشکی تفسیر می کنیم!! اگر معلول را اشتباه اپراتور ببینیم زمان و مکان بروز معلول خیلی فرق می کند)
-علت و معلول ممکن است به جای هم بنشینند و رابطه چرخه ای را به نمایش بگذارند (خب حالا خطای اپراتور علت است یا معلول؟)
-یک رخداد ممکن است اثرات چندجانبه ای داشته باشد. ترتیب اهمیت آن هم ممکن است در طول زمان تغییر کند (تاثیر فرهنگی اقدامات بعد از اشتباهات اپراتوری از این دست در گذشته را به این اتفاق ربط دهید!)
-از بین بردن علت اولیه لزوما معلول را از بین نخواهد برد (امیدوارم تنها راهکار از بین بردن علت را مجازات اشد اپراتورها ندانیم)
@managementSt
باسلام دانشجویان محترم عذرخواهی میکنم که به جهت کار اداری نشد کلاس رودر تایم خودش برگزار کنیم و دانشجویان به من اطلاع دادن ساعت ۶ مشکل دارند بنابراین کلاس رو برای روز سه شنبه یا چهارشنبه برگزار میکنیم ساعتشو اطلاع میدم و فیلم این جلسه اپلود شده است
Forwarded from هندسه توسعه (Es.Hadavandi)
📚📚منطقی بودن مدیران
✍️راسل ایکاف در کتاب برنامه ریزی تعاملی مثال جالبی از پروژه یک گروه آمریکایی در هند در زمینه کنترل نرخ جمعیت را بیان می کند که مدیر آن تعداد بسیار زیاد فرزندان یک خانواده هندی (که زیرخط فقر بودند) را امری غیرمنطقی به حساب می آورد. آنها وسایل جلوگیری از حاملگی توزیع می کردند و اطلاعاتی در مورد استفاده از آن می دادند ولی موفقیتی بدست نمی آوردند و این کارها تاثیری بر نرخ موالید هند نداشت. ایکاف اشاره می کند که من به این مدیر آمریکایی گفتم این فرض را بررسی کند که هندیان منطقی اند و برنامه ریزان کنترل جمعیت غیرمنطقی هستند زیرا شواهدی وجود دارد که مثلا خانواده های زیادی وجود دارند که کمتر از 20-30 فرزند دارند! اما او با عصبانیت تکه ای از روزنامه را نشان داد که خانواده فقیر هندی 25 امین فرزند خود را به دنیا اورد! و بعد به من گفت کجای این منطقی است؟! بعدا گروهی با این فرض به تحقیق پرداختند که خانواده های هندی منطقی اند و به دنبالی دلیلی بودند که موجب این رفتار شده است تا به حل آن بپردازند. آنها به این حقیقت رسیدند که در هند تامین اجتماعی و بیمه بیکاری وجود ندارد و تنها درآمد تعداد کمی از هندیان کفاف می داد که خود را بیمه کنند. بنابراین تنها راهی که برای ادامه حیات بیشتر هندیان می ماند داشتن تعداد زیاد فرزند بود که زن و شوهر را در زمان بیماری و پیری حمایت کنند. در هند یک حقوق بگیر می توانست حداقل زندگی را برای یک بیکار بزرگسال و درمانده تامین کند و با توجه به اینکه در هندوستان مردان را استخدام می کردند بطور متوسط هر پدر و مادر به بیش از چهار فرزند پسر نیاز داشت تا از آن میان چهار نفر زنده بمانند و بتوانند در آینده مخارج پدر و مادر را تامین کنند! بنابراین تقاضای فرزند کمتر از هندیان، تقاضای برنامه ریزی خودکشی در آینده بود. غیرمنطقی بودن ایشان به علت رد این تقاضا، کاملا غیرمنطقی است!
☑️مدیران همیشه خود را آدم های منطقی به شمار می آورند ولی همه کسانی را- زیردستان، رقبا، تامین کنندگان، مشتریان- که در موردی با آنها اختلاف دارند را غیرمنطقی می دانند که این غیرمنطقی است. در سازمان مسائلی که ناشی از رفتار دیگران است را نمی توان با فرض غیرمنطقی بودن آن آدم ها حل کرد بلکه باید این فرض را بپذیریم که آنها منطقی اند و دلایل رفتارشان را پیدا کنیم. عدم توانایی ما در اثرگذاری بر رفتار دیگران بیشتر ناشی از درک اشتباه ما از رفتار آنهاست تا عدم حساسیت آنها به اقدامات ما.
@managementSt
✍️راسل ایکاف در کتاب برنامه ریزی تعاملی مثال جالبی از پروژه یک گروه آمریکایی در هند در زمینه کنترل نرخ جمعیت را بیان می کند که مدیر آن تعداد بسیار زیاد فرزندان یک خانواده هندی (که زیرخط فقر بودند) را امری غیرمنطقی به حساب می آورد. آنها وسایل جلوگیری از حاملگی توزیع می کردند و اطلاعاتی در مورد استفاده از آن می دادند ولی موفقیتی بدست نمی آوردند و این کارها تاثیری بر نرخ موالید هند نداشت. ایکاف اشاره می کند که من به این مدیر آمریکایی گفتم این فرض را بررسی کند که هندیان منطقی اند و برنامه ریزان کنترل جمعیت غیرمنطقی هستند زیرا شواهدی وجود دارد که مثلا خانواده های زیادی وجود دارند که کمتر از 20-30 فرزند دارند! اما او با عصبانیت تکه ای از روزنامه را نشان داد که خانواده فقیر هندی 25 امین فرزند خود را به دنیا اورد! و بعد به من گفت کجای این منطقی است؟! بعدا گروهی با این فرض به تحقیق پرداختند که خانواده های هندی منطقی اند و به دنبالی دلیلی بودند که موجب این رفتار شده است تا به حل آن بپردازند. آنها به این حقیقت رسیدند که در هند تامین اجتماعی و بیمه بیکاری وجود ندارد و تنها درآمد تعداد کمی از هندیان کفاف می داد که خود را بیمه کنند. بنابراین تنها راهی که برای ادامه حیات بیشتر هندیان می ماند داشتن تعداد زیاد فرزند بود که زن و شوهر را در زمان بیماری و پیری حمایت کنند. در هند یک حقوق بگیر می توانست حداقل زندگی را برای یک بیکار بزرگسال و درمانده تامین کند و با توجه به اینکه در هندوستان مردان را استخدام می کردند بطور متوسط هر پدر و مادر به بیش از چهار فرزند پسر نیاز داشت تا از آن میان چهار نفر زنده بمانند و بتوانند در آینده مخارج پدر و مادر را تامین کنند! بنابراین تقاضای فرزند کمتر از هندیان، تقاضای برنامه ریزی خودکشی در آینده بود. غیرمنطقی بودن ایشان به علت رد این تقاضا، کاملا غیرمنطقی است!
☑️مدیران همیشه خود را آدم های منطقی به شمار می آورند ولی همه کسانی را- زیردستان، رقبا، تامین کنندگان، مشتریان- که در موردی با آنها اختلاف دارند را غیرمنطقی می دانند که این غیرمنطقی است. در سازمان مسائلی که ناشی از رفتار دیگران است را نمی توان با فرض غیرمنطقی بودن آن آدم ها حل کرد بلکه باید این فرض را بپذیریم که آنها منطقی اند و دلایل رفتارشان را پیدا کنیم. عدم توانایی ما در اثرگذاری بر رفتار دیگران بیشتر ناشی از درک اشتباه ما از رفتار آنهاست تا عدم حساسیت آنها به اقدامات ما.
@managementSt
با سلام فیلم جلسه 9 بارگزاری شد... با توجه به تعطیلی فردا، کلاس ها تشکیل نخواهد شد و طی همین هفته کلاس جبرانی را برگزار می کنیم
متن های زیر را بخوانید و مشخص کنید این متن ها کدام ویژگی تفکر سیستمی را برای شما تداعی می کند! در جلسه این هفته در مورد اینها صحبت می کنیم
1-
فرض کنید در خانه هستید، کلید ماشین در دستتان است، برق قطع میشود، نمیتوانید جایی را ببینید، کورمال کورمال در اتاق راه میروید و به جایی برخورد میکنید، کلیدها از دست تان میافتد، مشغول جستجو میشوید اما متوجه میشوید نمیتوانید در تاریکی اتاق، کلیدها را پیدا کنید، به بیرون نگاه میکنید متوجه روشنایی خیابان میشوید و جرقهای در ذهنتان زده میشود و به خودتان میگویید من اینجا در تاریکی نمیمانم تا کلیدهای ماشین را پیدا کنم درحالیکه بیرون از اینجا نور هست، از این اتاق تاریک بیرون میروم و در زیر نور خیابان دنبال کلیدهایم خواهم گشت!
شما به خیابان میروید و مشغول جستجوی کلیدهای ماشینتان میشوید. همسایهتان میآید و میپرسد: چه خبر شده؟
- خب راستش من کلیدامو گم کردم.
- اوه! بهت کمک میکنم.باهم دنبالشون میگردیم.
دست آخر همسایهتان میپرسد:
ببخشید شما کجا دقیقا کلیداتونو گم کردین؟
- خب راستش توی خونه از دستم افتاد، ولی چون خونه تاریک بود اومدم اینجا توی نور خیابون!
با شنیدن این داستان حتما خندهتان گرفته که چقدر احمقانه است. اما آیا این همان کاری نیست که همهی ما انجامش میدهیم؟
وقتیکه یک مشکل در درون خودمان داریم به دنبال راه حل در خارج از وجود خودمان میگردیم.
مثل این است که پیش یک پزشک بروید و از علائم بیماری خود به او بگویید، سپس پزشک، چهار-پنج تا نسخه به شما بدهد و بگوید یکی از این نسخهها برای مادرزنتان نوشتهام ، یکی دیگر را برای همسایهتان، این را هم برای دخترتان و دیگری را نیز برای پدرتان نوشتهام!
منظور این است: کسی که دارای مشکل است و با آن دست و پنجه نرم میکند شمایید اما از دیگران انتظار دارید تغییر کنند یا چیزی خارج از وجود شما تغییر کند تا حالتان بهتر شود یا زندگیتان سروسامان پیدا کند.
در صورتیکه تنها چیزی که باید به دقت آنرا مورد بررسی و مداوا قرار دهید چیزی نیست جز درون خودتان.
البته کار بسیار سختی است و به نظم و تلاش نیاز دارد اما شدنی است.
فرض کنید در خانه هستید، کلید ماشین در دستتان است، برق قطع میشود، نمیتوانید جایی را ببینید، کورمال کورمال در اتاق راه میروید و به جایی برخورد میکنید، کلیدها از دست تان میافتد، مشغول جستجو میشوید اما متوجه میشوید نمیتوانید در تاریکی اتاق، کلیدها را پیدا کنید، به بیرون نگاه میکنید متوجه روشنایی خیابان میشوید و جرقهای در ذهنتان زده میشود و به خودتان میگویید من اینجا در تاریکی نمیمانم تا کلیدهای ماشین را پیدا کنم درحالیکه بیرون از اینجا نور هست، از این اتاق تاریک بیرون میروم و در زیر نور خیابان دنبال کلیدهایم خواهم گشت!
شما به خیابان میروید و مشغول جستجوی کلیدهای ماشینتان میشوید. همسایهتان میآید و میپرسد: چه خبر شده؟
- خب راستش من کلیدامو گم کردم.
- اوه! بهت کمک میکنم.باهم دنبالشون میگردیم.
دست آخر همسایهتان میپرسد:
ببخشید شما کجا دقیقا کلیداتونو گم کردین؟
- خب راستش توی خونه از دستم افتاد، ولی چون خونه تاریک بود اومدم اینجا توی نور خیابون!
با شنیدن این داستان حتما خندهتان گرفته که چقدر احمقانه است. اما آیا این همان کاری نیست که همهی ما انجامش میدهیم؟
وقتیکه یک مشکل در درون خودمان داریم به دنبال راه حل در خارج از وجود خودمان میگردیم.
مثل این است که پیش یک پزشک بروید و از علائم بیماری خود به او بگویید، سپس پزشک، چهار-پنج تا نسخه به شما بدهد و بگوید یکی از این نسخهها برای مادرزنتان نوشتهام ، یکی دیگر را برای همسایهتان، این را هم برای دخترتان و دیگری را نیز برای پدرتان نوشتهام!
منظور این است: کسی که دارای مشکل است و با آن دست و پنجه نرم میکند شمایید اما از دیگران انتظار دارید تغییر کنند یا چیزی خارج از وجود شما تغییر کند تا حالتان بهتر شود یا زندگیتان سروسامان پیدا کند.
در صورتیکه تنها چیزی که باید به دقت آنرا مورد بررسی و مداوا قرار دهید چیزی نیست جز درون خودتان.
البته کار بسیار سختی است و به نظم و تلاش نیاز دارد اما شدنی است.
"سیستم های بسته، رفتارهایی را تولید می کنند که کاملا درون زا بوده و ربطی به عوامل بیرونی ندارند."
جی فارستر-کتاب اصول سیستم ها
"هر وضعیت ناهماهنگ، نشانه ی ناهماهنگی در درون خود آدمی است. اگر در باطن انسان، ذره ای واکنش هیجانی نسبت به وضعیت ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن وضع برای ابد از سر راهش کنار می رود. پس می بینیم که کار آدمی همواره با خویشتن است.
مردم به من می گویند:" شفاعتی بکن تا شوهرم یا برادرم عوض شود." پاسخ می دهم:" نه، شفاعتی می کتم که خودت عوض بشوی. چون وقتی خودت بشوی، شوهر و برادرت هم عوض می شوند.""
منبع: فلورانس اسکاول شین-کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین-ترجمه ی گیتی خوشدل
جی فارستر-کتاب اصول سیستم ها
"هر وضعیت ناهماهنگ، نشانه ی ناهماهنگی در درون خود آدمی است. اگر در باطن انسان، ذره ای واکنش هیجانی نسبت به وضعیت ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن وضع برای ابد از سر راهش کنار می رود. پس می بینیم که کار آدمی همواره با خویشتن است.
مردم به من می گویند:" شفاعتی بکن تا شوهرم یا برادرم عوض شود." پاسخ می دهم:" نه، شفاعتی می کتم که خودت عوض بشوی. چون وقتی خودت بشوی، شوهر و برادرت هم عوض می شوند.""
منبع: فلورانس اسکاول شین-کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین-ترجمه ی گیتی خوشدل
اصل 90-10 میگوید فقط ده درصد رنجش و ناراحتی ما از یک احساس تلخ متعلق به چیزی است که الان برایمان رخ داده است.
نود درصد حس ناراحتی مربوط به اتفاقات تلخ گذشته ماست که الان فرصت را غنیمت شمرده و روی این ده درصد سوار شدهاند.
بنابراین هر وقت دچار هیجان منفی غیرقابل تحملی شدیم ، نباید علت این هیجان را در اتفاقی که الان رخ داده جستجو کنیم.
به عنوان یک اصل هر وقت متوجه شدید میزان واکنشهای هیجانی ناخوشایند شما به یک اتفاق بیش از حد عادی است، شک نکنید که بیش از نود درصد این بار هیجانی متعلق به گذشته شماست.
دکتر حلت به نقل از کانال هشت بهشت
🍎آموزه ی تیم
تفکر سیستمی، یک پله ی دیگر هم به این اصل می افزاید و آن اینکه اگر به این فکر کنید که ده سال بعد چه حسی به اتفاق ناگوار امروز تان دارید، متوجه می شوید که چیزی از شدت آن باقی نمی ماند. پدیده های دنیا را در همان لحظه تصور نکنید.
نود درصد حس ناراحتی مربوط به اتفاقات تلخ گذشته ماست که الان فرصت را غنیمت شمرده و روی این ده درصد سوار شدهاند.
بنابراین هر وقت دچار هیجان منفی غیرقابل تحملی شدیم ، نباید علت این هیجان را در اتفاقی که الان رخ داده جستجو کنیم.
به عنوان یک اصل هر وقت متوجه شدید میزان واکنشهای هیجانی ناخوشایند شما به یک اتفاق بیش از حد عادی است، شک نکنید که بیش از نود درصد این بار هیجانی متعلق به گذشته شماست.
دکتر حلت به نقل از کانال هشت بهشت
🍎آموزه ی تیم
تفکر سیستمی، یک پله ی دیگر هم به این اصل می افزاید و آن اینکه اگر به این فکر کنید که ده سال بعد چه حسی به اتفاق ناگوار امروز تان دارید، متوجه می شوید که چیزی از شدت آن باقی نمی ماند. پدیده های دنیا را در همان لحظه تصور نکنید.