آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...
✍ محمود دولتآبادی
📚 روزگار سپری شده مردم سالخورده
💫 @supernovaas
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...
✍ محمود دولتآبادی
📚 روزگار سپری شده مردم سالخورده
💫 @supernovaas
💔10
تنها برای اولین و آخرین بار
میبوسمت؛ حالم ولی حالِ خوشی نیست
شاید برای ما که از هم دور میشیم
بوسیدنت چیزی به غیر از خودکشی نیست
✍ روزبه بمانی
💫 @supernovaas
میبوسمت؛ حالم ولی حالِ خوشی نیست
شاید برای ما که از هم دور میشیم
بوسیدنت چیزی به غیر از خودکشی نیست
✍ روزبه بمانی
💫 @supernovaas
💔7
عاشق که میشوی تمام جهان نشانه معشوقهات دارند، یک موسیقی زیبا
یک فنجان قهوه ی تلخ، یک خیابان خلوت و ساکت،
به آسمان که نگاه میکنی کبوترانی که پرواز میکنند همه تو را امید میدهند،
حتما که نباید هدهد خبری بیاورد، گاهی کلاغی هم از معشوقهات پیام دارد..
جهان عاشقی زیباست آنقدر زیباست که آواره شدنش هم زیباست،
مردن در عاشقی هم زیباست..!
✍ محمود درویش
💫 @supernovaas
یک فنجان قهوه ی تلخ، یک خیابان خلوت و ساکت،
به آسمان که نگاه میکنی کبوترانی که پرواز میکنند همه تو را امید میدهند،
حتما که نباید هدهد خبری بیاورد، گاهی کلاغی هم از معشوقهات پیام دارد..
جهان عاشقی زیباست آنقدر زیباست که آواره شدنش هم زیباست،
مردن در عاشقی هم زیباست..!
✍ محمود درویش
💫 @supernovaas
❤10💔1
تو را به رسم خویش دوستت دارم
آرام و سربزیر و فروتن
چو بیدی مجنون
که بادهای آوار را
تو را به رسم خویش دوستت دارم
صبور و گرم و صمیمی
چو خورشید صبحگاهی
که نرمینه ی سحر را
تو را دوست دارم
به رسم سبزینه ها
به رسم دیرینه ی انتظار...
به رسم خزه ای سمج
که آغوش سخت سنگ را
دوستت دارم
تو را به رسم نامی عشق
تو را بسان خویش دوستت دارم
بسان جاری رود
که بیکران آبی دریا را
✍ حمید جدیدی
💫 @supernovaas
آرام و سربزیر و فروتن
چو بیدی مجنون
که بادهای آوار را
تو را به رسم خویش دوستت دارم
صبور و گرم و صمیمی
چو خورشید صبحگاهی
که نرمینه ی سحر را
تو را دوست دارم
به رسم سبزینه ها
به رسم دیرینه ی انتظار...
به رسم خزه ای سمج
که آغوش سخت سنگ را
دوستت دارم
تو را به رسم نامی عشق
تو را بسان خویش دوستت دارم
بسان جاری رود
که بیکران آبی دریا را
✍ حمید جدیدی
💫 @supernovaas
❤10
ببخش کسانی را که نمیدانستند چگونه تو را دوست بدارند، آنها به تو دوست داشتن خودت را آموختند.
🤍
🤍
💔18❤7
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن
وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین
وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن
وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین
التماسدعا
🖤
وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین
وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن
وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین
التماسدعا
🖤
❤22
در دنیایی که در آن قلب حسین (ع)
شکسته شده است،
خیری نیست🖤
شکسته شده است،
خیری نیست🖤
💔32
روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!
نیزهها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!
این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!
باغبانیست عجب! آن که در آن دشتِ بلا
به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه!
شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار
دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!
جان من برخیِ “آن مرد” که در شط فرات
تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!
هر طرف مینگری نامِ حسین است و حسین
ای دمش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه!
✍ حسین جنتی
💫 @supernovaas
نیزهها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!
این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!
باغبانیست عجب! آن که در آن دشتِ بلا
به خزانی ثمرش رفت، ولی قولش نه!
شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار
دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!
جان من برخیِ “آن مرد” که در شط فرات
تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!
هر طرف مینگری نامِ حسین است و حسین
ای دمش گرم! سرش رفت، ولی قولش نه!
✍ حسین جنتی
💫 @supernovaas
❤16
آنان که به کینه پایْبستند هنوز
از شادیِ کشتنِ تو مستند هنوز
دستی که به دخترانِ تو سیلی زد
یک مشت اراذلند و هستند هنوز
✍ سید سهیل محمودی
از شادیِ کشتنِ تو مستند هنوز
دستی که به دخترانِ تو سیلی زد
یک مشت اراذلند و هستند هنوز
✍ سید سهیل محمودی
❤11💔6
دین، حسینِ توست، آز و آرزو خوکو سگست
تشنه این را میکشی وآن هر دو را میپروری
بر یزیدو شمرِملعون چون همی لعنت کنی
چون حسینِ خویش را شمر و یزید دیگری؟!
✍ سنایی
💫 @supernovaas
تشنه این را میکشی وآن هر دو را میپروری
بر یزیدو شمرِملعون چون همی لعنت کنی
چون حسینِ خویش را شمر و یزید دیگری؟!
✍ سنایی
💫 @supernovaas
❤6💔1
اَبی مخنف [قدیمی ترین نویسنده مقتل الحسین] میگوید:
"چون سر حسین را به سمت الجصاصه بردند و از تكریت عبور كردند به دِیر مسیحیان رسیدند، راهب دیر از آنان پرسید كه این سر از آنِ كیست؟! گفتند از آنِ كسی كه بر امیرمومنان یزید بن معاویه خروج كرده است، راهب جوانی آنجا بود به پیر دیر گفت، این سر فرزند دختر پیامبرشان است. پیر گفت: زنهار! برو و ناقوس های دیر را به صدا دربیاور تا خدا و خلقش بدانند كه ما بری از این مسلمانانیم كه بر فرزند پیامبرشان نیز رحم ندارند!"
📚تاریخ طبری
💫 @supernovaas
"چون سر حسین را به سمت الجصاصه بردند و از تكریت عبور كردند به دِیر مسیحیان رسیدند، راهب دیر از آنان پرسید كه این سر از آنِ كیست؟! گفتند از آنِ كسی كه بر امیرمومنان یزید بن معاویه خروج كرده است، راهب جوانی آنجا بود به پیر دیر گفت، این سر فرزند دختر پیامبرشان است. پیر گفت: زنهار! برو و ناقوس های دیر را به صدا دربیاور تا خدا و خلقش بدانند كه ما بری از این مسلمانانیم كه بر فرزند پیامبرشان نیز رحم ندارند!"
📚تاریخ طبری
💫 @supernovaas
💔19
عارفی را پرسیدند:
زندگی به جبر است یا به اختیار؟
پاسخ داد: امروز را به "اختیار" است، تا چه بکارم!
اما فردا "جبر" است، چرا که به اجبار باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به اختیار کاشته ام!
💫@supernovaas
زندگی به جبر است یا به اختیار؟
پاسخ داد: امروز را به "اختیار" است، تا چه بکارم!
اما فردا "جبر" است، چرا که به اجبار باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به اختیار کاشته ام!
💫@supernovaas
❤8
به این جماعت دل خوش نکن ...؛
اینجا دنیای منفعت است !!
توقع زیادیست
کسی باشد تو را، “بخاطر خودت بخواهد”
تو بالاتر از خدا که نیستی !!!
اینجا خدا را هم به خاطر وعده هایش می پرستند...!
💫@supernovaas
اینجا دنیای منفعت است !!
توقع زیادیست
کسی باشد تو را، “بخاطر خودت بخواهد”
تو بالاتر از خدا که نیستی !!!
اینجا خدا را هم به خاطر وعده هایش می پرستند...!
💫@supernovaas
💔12❤1
پیش بیا! پیش بیا! پیشتر!
تا که بگویم غم دل بیشتر
دوستترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر
• قيصر امينپور
💫@supernovaas
تا که بگویم غم دل بیشتر
دوستترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر
• قيصر امينپور
💫@supernovaas
❤6