خیلی طول میکشه تا روح آدما بزرگ شه :)
سختی روح آدمارو صیقل میده !
و اونو آماده می کنه برای رها شدن....
💫@supernovaas
سختی روح آدمارو صیقل میده !
و اونو آماده می کنه برای رها شدن....
💫@supernovaas
❤11💔1
❤7
من ضربههای بسیاری از درونگرا بودنم خوردم و از آدمهایی که این عدم هماهنگیِ من با محیط اطرافم را به نفع خودشان تمام کردند. که دیدند من مانند بقیه، آدمِ به شدت پیگیر و بیا و برو و یادآور شو و درستش کنی نیستم و از این اوضاع ناگزیر، در کمال بیانصافیشان نهایت سواستفاده را کردند و بیخیالِ رسیدگی به تعهداتی که با من داشتند شدند...
من بسیار موقعیتهای عالی و حتی فراتر از عالی را از دست دادهام چون نتوانستم مانند دیگران با جهانِ افراطیِ ارتباطات انطباق پیدا کنم و مانند دیگران به استقبال رابطهها و آدمهای تازه بروم. میتوانستم تا الآن از قلهی این کوهی که مدتهاست روی دامنهی آن ایستادهام هم عبور کردهباشم و به قلههای بلندتری رسیدهباشم و حالم بهتر باشد. میتوانستم مانند دیگران، دوستان نزدیکی داشتهباشم که همراهیام کنند و قطعا با همراهیِ کسانی که هممسیرِ تو هستند، همه چیز خوبتر پیش میرفت.
من اینجا ایستادهام، تنها و مدتها در همان مسیرمانده... ولی هرچه که هست، خودم کردم و هرجا که هست، خودم رفتم و اینها نیمههای پرِ لیوان و بخشهای خوبِ ماجراست.
اما در این مسیر، خیلیها را شناختم که فکر میکردند چون ساکتم و اعتراضی نمیکنم، پس حواسم نیست! ولی من تمام مدت حواسم بود؛ هم به بیانصافیِ آنها و هم به تاوانهای سنگینی که برای عهدشکنیهای آنان میپرداختم...
من ضربههای بسیاری از درونگرا بودنم خوردهام و دانستنِ این ماجرا، چیزی را عوض نمیکند!
من هنوز هم همان آدمم، کسی که سعی دارد تنها و بدون همراهی، از سختترین مسیرهای ممکن عبور کند و مطابق روحیات خودش پیش برود؛ حتی اگر همچنان نادیده گرفته شود و آسیب ببیند و دیرتر برسد...
✍نرگس صرافیانطوفان
من بسیار موقعیتهای عالی و حتی فراتر از عالی را از دست دادهام چون نتوانستم مانند دیگران با جهانِ افراطیِ ارتباطات انطباق پیدا کنم و مانند دیگران به استقبال رابطهها و آدمهای تازه بروم. میتوانستم تا الآن از قلهی این کوهی که مدتهاست روی دامنهی آن ایستادهام هم عبور کردهباشم و به قلههای بلندتری رسیدهباشم و حالم بهتر باشد. میتوانستم مانند دیگران، دوستان نزدیکی داشتهباشم که همراهیام کنند و قطعا با همراهیِ کسانی که هممسیرِ تو هستند، همه چیز خوبتر پیش میرفت.
من اینجا ایستادهام، تنها و مدتها در همان مسیرمانده... ولی هرچه که هست، خودم کردم و هرجا که هست، خودم رفتم و اینها نیمههای پرِ لیوان و بخشهای خوبِ ماجراست.
اما در این مسیر، خیلیها را شناختم که فکر میکردند چون ساکتم و اعتراضی نمیکنم، پس حواسم نیست! ولی من تمام مدت حواسم بود؛ هم به بیانصافیِ آنها و هم به تاوانهای سنگینی که برای عهدشکنیهای آنان میپرداختم...
من ضربههای بسیاری از درونگرا بودنم خوردهام و دانستنِ این ماجرا، چیزی را عوض نمیکند!
من هنوز هم همان آدمم، کسی که سعی دارد تنها و بدون همراهی، از سختترین مسیرهای ممکن عبور کند و مطابق روحیات خودش پیش برود؛ حتی اگر همچنان نادیده گرفته شود و آسیب ببیند و دیرتر برسد...
✍نرگس صرافیانطوفان
💔17❤2
❤9💔7
❤5💔5
هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد
می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد
آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت:
یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد
وای بر تلخی فرجام رعیت پسری
که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد
ماهرویی دل من برده و ترسم این است
سرمه بر چشم کشد، زیره به کرمان ببرد
دودلم اینکه بیاید من معمولی را
سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد
مرد آنگاه که از درد به خود میپیچد
ناگزیر است لبی تا لب قلیان ببرد
شعر کوتاه ولی حرف به اندازه ی کوه
باید این قائله را "آه" به پایان ببرد
شب به شب قوچی ازین دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد...
✍ حامد عسکری
💫 @supernovaas
می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد
آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت:
یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد
وای بر تلخی فرجام رعیت پسری
که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد
ماهرویی دل من برده و ترسم این است
سرمه بر چشم کشد، زیره به کرمان ببرد
دودلم اینکه بیاید من معمولی را
سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد
مرد آنگاه که از درد به خود میپیچد
ناگزیر است لبی تا لب قلیان ببرد
شعر کوتاه ولی حرف به اندازه ی کوه
باید این قائله را "آه" به پایان ببرد
شب به شب قوچی ازین دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد...
✍ حامد عسکری
💫 @supernovaas
❤11💔1
❤12
یه کلمه هم هست به اسم "Exulansis" :
تمایل به حرف نزدن در مورد مشکلات، افکار یا تجربه ای که داشتید به علت اینکه فکر نمیکنید دیگران هیچوقت اونو درک کنن و یا کاری از دستشون بر بیاد.
💫 @supernovaas
تمایل به حرف نزدن در مورد مشکلات، افکار یا تجربه ای که داشتید به علت اینکه فکر نمیکنید دیگران هیچوقت اونو درک کنن و یا کاری از دستشون بر بیاد.
💫 @supernovaas
❤11
دوستم زنگ زده بود تا خبر ازدواج آن یکی دوست مشترکمان را بدهد.
داشت میگفت شوهرش تاجر فرش است و انگشتر نامزدیاش ۱۳میلیون میارزیده است.
همینطور داشت از داماد پولدار میگفت که پرسیدم:
بهنظرت داماد بلد است بادبادک درست کند؟!
پقی زد زیر خنده و گفت:
مردهشور تو و ملاکهای مسخرهات را ببرد.
هنوز معتقدی مردها باید بلد باشند بادبادک درست کنند؟
خواستم بگویم مردهشور هر چه داماد پولداری را ببرم که بادبادک درستکردن بلد نیست.
نگفتم اما تقصیر داماد چه بود وقتی دوست ما پول میخواست نه بادبادک!
.
خلاصه کنم.
اگر هنوز ازدواج نکردهاید
و حتی با مردی رابطهای جدی و عاطفی ندارید،
قبل از هر کدام از اینها بپرسید درست کردن بادبادک یا فرفرهی کاغذی را بلد است یا نه.
نمیخوام قضیهی را سانتیمانتال کنم اما مردی که درست کردن این دوتا را بلد باشد،
یعنی کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته و مردی که کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته.
یک روزی خودتان متوجه تفاوت مردی که بلد است با دستهایش چیزی درست کند و کاغذی را لمس کند،
با مردی که اینکارها را بلد نیست میشوید.
از ما گفتن بود.
✍ فاطمه بهروزفخر
💫 @supernovaas
داشت میگفت شوهرش تاجر فرش است و انگشتر نامزدیاش ۱۳میلیون میارزیده است.
همینطور داشت از داماد پولدار میگفت که پرسیدم:
بهنظرت داماد بلد است بادبادک درست کند؟!
پقی زد زیر خنده و گفت:
مردهشور تو و ملاکهای مسخرهات را ببرد.
هنوز معتقدی مردها باید بلد باشند بادبادک درست کنند؟
خواستم بگویم مردهشور هر چه داماد پولداری را ببرم که بادبادک درستکردن بلد نیست.
نگفتم اما تقصیر داماد چه بود وقتی دوست ما پول میخواست نه بادبادک!
.
خلاصه کنم.
اگر هنوز ازدواج نکردهاید
و حتی با مردی رابطهای جدی و عاطفی ندارید،
قبل از هر کدام از اینها بپرسید درست کردن بادبادک یا فرفرهی کاغذی را بلد است یا نه.
نمیخوام قضیهی را سانتیمانتال کنم اما مردی که درست کردن این دوتا را بلد باشد،
یعنی کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته و مردی که کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته.
یک روزی خودتان متوجه تفاوت مردی که بلد است با دستهایش چیزی درست کند و کاغذی را لمس کند،
با مردی که اینکارها را بلد نیست میشوید.
از ما گفتن بود.
✍ فاطمه بهروزفخر
💫 @supernovaas
❤16💔5
Forwarded from | ستـــ️ـاره بــــارون | (ᕼᗩᑎᎥシ)
💔8❤1
این همه مرگ
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است.
احمدرضا احمدی🖤
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است.
احمدرضا احمدی🖤
❤8💔5
تو
بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی
بدون بوس و کنار
بدون آغوش...
شاید حتی وجود نداشته باشی!
بی این همه اما
هنوز
دوستت دارم ...
✍کامران رسولزاده
💫 @supernovaas
بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی
بدون بوس و کنار
بدون آغوش...
شاید حتی وجود نداشته باشی!
بی این همه اما
هنوز
دوستت دارم ...
✍کامران رسولزاده
💫 @supernovaas
❤12
❤22💔1
❤9
- مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم.
+ و فردا چطور؟
- جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام...
✍نزار قبانی
💫 @supernovaas
+ و فردا چطور؟
- جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام...
✍نزار قبانی
💫 @supernovaas
❤14