ولی موهایت که شروع به سفید شدن کرد تازه میفهمی که زندگی شوخیبردار نیست و تو جدی جدی داری پیر میشوی!
در ذهنت هنوز یک کودک شادابی اما هربار مقابل آینه میایستی و چهرهی جاافتادهتری از خودت میبینی و مسئولیتهای بیشتری روی شانههای خودت حس میکنی، ناخواسته از کودک هیجانخواه درونت فاصله میگیری.
هرچه بیشتر پیش میروی، احساس میکنی باید با جهان و آدمها جدیتر برخورد کنی و لبخندهایت کوتاهتر میشود و سقف آرزوهایت بلندتر و در فکر فرو رفتنها و سکوتکردنهایت بیشتر...
گاهی از موهای سپیدت بیزار میشوی و گاهی دوستشان داری و گاهی دنبال راهی برای بازگشت به روزهایی میگردی که موهایت هنوز سیاه بود و لبخندهایت هنوز عمیق و شانههایت هنوز سبک!
میترسی از سی ساله شدن و میترسی از چهل ساله شدن و میترسی از پنجاه و شصت و هفتاد ساله شدن و به مرور میپذیری که از تو سن و سالی گذشته و باید رفتارهایت را با میزان تجربهای که از زیستن داری، تنظیم کنی.
تمام عمرت دلت میخواهد بازگردی به گذشتههای دور و کودکی کنی، ولی از یک جایی به بعد، منطقت به احساست پیروز میشود و با طبیعت جهان کنار میآیی و طبق قواعد نانوشته و گریزناپذیر جهان پیش میروی.
روزی همه چیز را میپذیری و متقاعد میشوی که فارغ از سالهای گذشته و سالهای باقیمانده و میزان موهای سیاه و سپیدت و شرایط و سن و سالت و هرچیز که هست، باید زندگی کنی، باید خوب زندگی کنی...
✍ نرگس صرافیانطوفان
💫 @supernovaas
در ذهنت هنوز یک کودک شادابی اما هربار مقابل آینه میایستی و چهرهی جاافتادهتری از خودت میبینی و مسئولیتهای بیشتری روی شانههای خودت حس میکنی، ناخواسته از کودک هیجانخواه درونت فاصله میگیری.
هرچه بیشتر پیش میروی، احساس میکنی باید با جهان و آدمها جدیتر برخورد کنی و لبخندهایت کوتاهتر میشود و سقف آرزوهایت بلندتر و در فکر فرو رفتنها و سکوتکردنهایت بیشتر...
گاهی از موهای سپیدت بیزار میشوی و گاهی دوستشان داری و گاهی دنبال راهی برای بازگشت به روزهایی میگردی که موهایت هنوز سیاه بود و لبخندهایت هنوز عمیق و شانههایت هنوز سبک!
میترسی از سی ساله شدن و میترسی از چهل ساله شدن و میترسی از پنجاه و شصت و هفتاد ساله شدن و به مرور میپذیری که از تو سن و سالی گذشته و باید رفتارهایت را با میزان تجربهای که از زیستن داری، تنظیم کنی.
تمام عمرت دلت میخواهد بازگردی به گذشتههای دور و کودکی کنی، ولی از یک جایی به بعد، منطقت به احساست پیروز میشود و با طبیعت جهان کنار میآیی و طبق قواعد نانوشته و گریزناپذیر جهان پیش میروی.
روزی همه چیز را میپذیری و متقاعد میشوی که فارغ از سالهای گذشته و سالهای باقیمانده و میزان موهای سیاه و سپیدت و شرایط و سن و سالت و هرچیز که هست، باید زندگی کنی، باید خوب زندگی کنی...
✍ نرگس صرافیانطوفان
💫 @supernovaas
💔10❤2
فَإِذَا اشْتَدَّ الْفَزَعُ فَإِلَى الله الْمَفْزَعُ.
هرگاه بیتابی شدت گرفت، باید به خدا پناه برد.
💫 @supernovaas
هرگاه بیتابی شدت گرفت، باید به خدا پناه برد.
💫 @supernovaas
❤20
فلش بک که میزنی به گذشته، میبینی یه جاهایی چقدر مقاومت کردی و قوی بودی و خودت متوجه نبودی!
شاید اگه قبلش بهت میگفتن باید اون شرایط رو مدیریت کنی میگفتی از پسش بر نمیای!
شب هایی گذشت که سخت صبح شد و روز هایی که چنان سخت که انگار هرروزش چند روز است...
اما؛
می خوام بگم که تو همهی اون روز ها رو تحمل کردی تا به اینجا رسیدی.
پس باز هم قوی بمون و محکم ادامه بده!
تو از پسش برمیای :)
شاید اگه قبلش بهت میگفتن باید اون شرایط رو مدیریت کنی میگفتی از پسش بر نمیای!
شب هایی گذشت که سخت صبح شد و روز هایی که چنان سخت که انگار هرروزش چند روز است...
اما؛
می خوام بگم که تو همهی اون روز ها رو تحمل کردی تا به اینجا رسیدی.
پس باز هم قوی بمون و محکم ادامه بده!
تو از پسش برمیای :)
❤14
❤9💔3
یک وقتی بود مرگِ دیگری حکم نهیب ویرانگری را داشت که از خواب بیدارمان میکرد.
صدای بلندی که همهی صداها را خاموش میکرد.
مرگ بود که به یاد ما میآورد کوچکی دنیا را و نزدیکی و دوری فاصلهها را و بیاهمیتی رنجها و دلخوریهای کوچک را، و زیبایی دلگرمیها و فرصتها و دلدادگیها را.
مرگ بود که فرصتی کوتاه فراهم میکرد برای همهی آنها که از هم دلچرکیناند تا بهانهای پیدا کنند برای در آغوش کشیدن دیگری، بهانهای برای شستشوی دلهای مکدر، برای تولد دوبارهی صمیمیت.
مرگ بود که به یادمان میآورد کوچکی آنچه بزرگ میپنداشتیم و بی مثال و جایگزین بودن آنچه بیمقدار بود در چشمهایمان.
یک وقتی بود که مرگ حکم بیداری داشت،
وقتی هنوز خوابمان اینطور سنگین نشده بود...
👤 امیرعلی بنیاسدی
صدای بلندی که همهی صداها را خاموش میکرد.
مرگ بود که به یاد ما میآورد کوچکی دنیا را و نزدیکی و دوری فاصلهها را و بیاهمیتی رنجها و دلخوریهای کوچک را، و زیبایی دلگرمیها و فرصتها و دلدادگیها را.
مرگ بود که فرصتی کوتاه فراهم میکرد برای همهی آنها که از هم دلچرکیناند تا بهانهای پیدا کنند برای در آغوش کشیدن دیگری، بهانهای برای شستشوی دلهای مکدر، برای تولد دوبارهی صمیمیت.
مرگ بود که به یادمان میآورد کوچکی آنچه بزرگ میپنداشتیم و بی مثال و جایگزین بودن آنچه بیمقدار بود در چشمهایمان.
یک وقتی بود که مرگ حکم بیداری داشت،
وقتی هنوز خوابمان اینطور سنگین نشده بود...
👤 امیرعلی بنیاسدی
💔11
ما چندین تلخی کشیدهایم تا به منزلت شیرینی رسیدهایم، تو لذت شیرینی چه دانی چون مشقت سختی نکشیدهای؟!
📚 فیه ما فیه
✍ مولانای جآن
💫 @supernovaas
📚 فیه ما فیه
✍ مولانای جآن
💫 @supernovaas
💔9❤4
| ستـــ️ـاره بــــارون |
اونجایی که زورت به زندگی نمیرسه، امیدوارم صدات به آسمون برسه... °• | هانیه طهرانی 💫@supernovaas
اینو من یه زمانی نوشتم که حال خوبی نداشتم، امشب تو یه ویدیو متنشو دیدم که برام خیلی جالب بود🥹
امیدوارم همیشه صداتون برسه به آسمون و بدون نویز صدایی که باید رو بشنوید 🫶🏻
امیدوارم همیشه صداتون برسه به آسمون و بدون نویز صدایی که باید رو بشنوید 🫶🏻
❤8
Sometimes you just have to stay silent because no words can explain what's going on in your mind and heart.
گاهی مجبوری فقط ساکتبمونی، چون هیچ کلمه ای نمیتونه توضیح بده که تو ذهن و قلبت چیمیگذره.
💫 @supernovaas
گاهی مجبوری فقط ساکتبمونی، چون هیچ کلمه ای نمیتونه توضیح بده که تو ذهن و قلبت چیمیگذره.
💫 @supernovaas
❤13
۲۰ تا ۳۰ سالگی دوران سرخوشیِ
و تو چه اشتباه کنی چه نه ، بعنوان یه آدم بی تجربه شناخته می شی و خیلی کسی برای تصمیمات جدیش روی تو حسابی باز نمیکنه!
تو رویا پردازی میکنی و دوست داری مطابق ایده آل هات زندگی کنی،
اما هرچی میری جلوتر میبینی ایده آلی وجود نداره تا اینکه میرسی به مرز ۳۰ سالگی و متوجه میشی همه ایده آل هات کنار هم یه تیکه ابر گذراست که هیچوقت بهش دست پیدا نمیکنی!!
ازون به بعد یاد میگیری با چیزایی که شاید خیلی هم به وفق مرادت نی حال کنی، ازشون لذت ببری و زندگی رو با معنای واقعیش ببینی و درکش کنی :)☘
و تو چه اشتباه کنی چه نه ، بعنوان یه آدم بی تجربه شناخته می شی و خیلی کسی برای تصمیمات جدیش روی تو حسابی باز نمیکنه!
تو رویا پردازی میکنی و دوست داری مطابق ایده آل هات زندگی کنی،
اما هرچی میری جلوتر میبینی ایده آلی وجود نداره تا اینکه میرسی به مرز ۳۰ سالگی و متوجه میشی همه ایده آل هات کنار هم یه تیکه ابر گذراست که هیچوقت بهش دست پیدا نمیکنی!!
ازون به بعد یاد میگیری با چیزایی که شاید خیلی هم به وفق مرادت نی حال کنی، ازشون لذت ببری و زندگی رو با معنای واقعیش ببینی و درکش کنی :)☘
❤6💔5