Forwarded from I'mfedupweveryone.
آروشای من
گاهی فکر میکنم اگه قرار بود تمام دوست داشتنم رو جایی بنویسم، کاغذ براش کوچک بود؛
من هیچ وقت رو این کاغذها نتونستم تو رو در چند کلمه خلاصه کنم.
تو برای من شبیه یک جملهی تموم نشدهای؛ هر بار که فکر میکنم به آخرش رسیدهم، معنای تازهای از تو پیدا میشه.
اگر دنیا رو میون هزاران تصویر تقسیم کنن، سهم تو برای من احتمالاً همون جاییست که دریا به آسمون میرسه.
جایی که دیگه نمیشه فهمید کدومشون آبیترن،
کدومشون عمیقترن،
و کدومشون بی انتها تر،
تو شبیه دریایی هستی که من بدم نمیاد از دور تماشایش کنم، اما هیچوقت به دور بودن از اون راضی نمیشم.
گاهی آروم، گاهی پر از موج، گاهی خاموش و گاهی اونقدر پرهیاهو که تمام ساحل رو به لرزه میندازه
اما در هر حال، همیشه چیزی در تو هست که نگاه آدم رو نگه میداره
و اگر دریا باشی، من دلم میخواد تمام عمرم رو بلد باشم کنار ساحلت بنشینم؛
نه برای اینکه مالک چیزی باشم،
فقط برای اینکه تماشت کنم و بدونم در همین جهان، جایی هست که وجودش برای من عزیز است.
آروشا
تو از اون زیبایی هایی نیستی که فقط با چشم دیده بشن
زیبایی تو کم کم خودش رو نشون میده
در حرفهات، در خندهت، در سکوتت، در طرز نگاهت به چیزها و حتی در اون قسمت هایی از خودت که شاید هنوز دوستشون نداری
بعضی آدم ها مثل یک غروبان؛
زیباییشون رو همان لحظه میبینی و تمام.
اما بعضیها شبیه شبان؛ هرچه بیشتر نگاهشون میکنی، ستارهی تازهای پیدا میکنی.
تو برای من از جنس همان شبی..
و چقدر دوست دارم استعدادت رو ببینم که روزبهروز بیشتر شکوفا میشه
اون چیزی که در تو هست، برای من شبیه نوریست که هنوز تمام وسعتش رو نشان نداده
دلم میخواد اونقدر جلو بری، اونقدر بدرخشی و اونقدر به خودت ثابت کنی که میتونی تا یک روز حتی دورترین آرزوهات هم دیگه برات دور به نظر نرسن
اگه روزی از مسیرت خسته شدی، به آسمون نگاه کن
هیچ ستارهای برای دیده شدن عجله نمیکنه؛
فقط در جای خودش میدرخشه و اجازه میده شب، خودش جایگاه اون رو پیدا کنه
تو هم قرار نیست شبیه هیچکس دیگه ای بدرخشی.
قراره خودت باشی؛
با تمام زیباییهات، با تمام عجیببودنهات، با تمام رویاهات و با تمام اون چیزهایی که تو رو از بقیه جدا میکنه
من برای آیندهت چیزهای بزرگی آرزو دارم.
آرزو میکنم روزهایی داشته باشی که آسمونشون همیشه آبی باشه و اگر هم ابری شد، بدونی پشت همون ابرها هنوز خورشیدی هست که منتظر برگشتن توست.
آرزو میکنم زندگی تو رو به جاهایی ببره که حتی خیالشون رو هم نکردی
به شهرهایی که اسمشون برات ناآشناست،
به آدم هایی که روحت رو بزرگتر میکنن،
به تجربههایی که نگاهت رو عوض میکنن
و به رویاهایی که وقتی بهشون رسیدی، چند لحظه فقط ساکت بمونی و به خودت افتخار کنی.
میخوام یک روز، خیلی دورتر از امروز، وقتی پشت سرت رو نگاه میکنی، هیچ حسرت بزرگی جا نمونده باشه.
نه حرف نگفتهای، نه رویای رهاشدهای، نه ترسی که اجازه داده باشی جای تو تصمیم بگیره.
دلم میخواد سهم تو از زندگی، مقدار زیادِ زیادِ خوشبختی باشه
از اون خوشبختیهای آرامی که لازم نیست به کسی راه پیدا شدنشون رو ثابتشون کنی
صبحهایی که با شوق بیدار میشی، شبهایی که با آرامش میخوابی، آدمهایی که دوستت دارن و قلبی که هنوز بلده مثل یه بچه برای چیزهای کوچک ذوق کنه
و میان تمام این آرزوها، یک آرزوی کوچک هم برای خودم دارم؛
اینکه هرقدر دنیا عوض شد، هرقدر فاصلهها زیاد شد و هرقدر سالها از روی تقویم گذشتن، یک گوشهی کوچکی از خاطراتت برای من بمونه
همانجایی که شاید یک شب کنار دریا ایستادی، باد موهات رو به هم ریخته، صدای موجها دور و نزدیک میشن و آسمان پر از ستارهست؛
و اگر اون لحظه یادت افتاد، لبخند کوچکی بزنی و بدونی یک نفر، یک جایی، تو رو با تمام زیباییهای کوچکت دوست داشته
آروشا
اگه روزی از من بپرسن دوست داشتن چه شکلیه، شاید جوابم هیچکدام از تعریفهای دنیا نباشه
شاید بگم دوست داشتن، شبیه نشستن کنار دریاست؛
وقتی شب آروم روی آب افتاده، ماه تکهتکه روی موجها شکسته و تو نمیدونی چرا، اما دلت نمیخواد اون لحظه و اشکاش تموم شن
شاید دوست داشتن، همین باشه؛
اینکه یک نفر برات آنقدر عزیز شه که آرزو کنی دنیا با اون مهربانتر باشه
که وقتی خوشحاله، دلت روشن شه
وقتی موفق میشه، قلبت گرم شه
و وقتی به آیندهش فکر میکنی، ناخودآگاه براش زیباترین فرداها رو تصور کنی.
و من برای تو همین رو میخوام
دریایی بیانتها برای رویاهات،
آسمونی وسیع برای پروازت،
ستارههایی روشن برای شبهات،
و ساحلی امن برای تمام خستگیهات.
هنوز هم دوستت دارم؛
نه مثل یک جملهی کوتاه که نوشته شه و تمام،
بلکه مثل موجی که بارها به ساحل برمیگرده؛
آروم، پیوسته و بیآنکه از تکرار خودش خسته شه..
گاهی فکر میکنم اگه قرار بود تمام دوست داشتنم رو جایی بنویسم، کاغذ براش کوچک بود؛
من هیچ وقت رو این کاغذها نتونستم تو رو در چند کلمه خلاصه کنم.
تو برای من شبیه یک جملهی تموم نشدهای؛ هر بار که فکر میکنم به آخرش رسیدهم، معنای تازهای از تو پیدا میشه.
اگر دنیا رو میون هزاران تصویر تقسیم کنن، سهم تو برای من احتمالاً همون جاییست که دریا به آسمون میرسه.
جایی که دیگه نمیشه فهمید کدومشون آبیترن،
کدومشون عمیقترن،
و کدومشون بی انتها تر،
تو شبیه دریایی هستی که من بدم نمیاد از دور تماشایش کنم، اما هیچوقت به دور بودن از اون راضی نمیشم.
گاهی آروم، گاهی پر از موج، گاهی خاموش و گاهی اونقدر پرهیاهو که تمام ساحل رو به لرزه میندازه
اما در هر حال، همیشه چیزی در تو هست که نگاه آدم رو نگه میداره
و اگر دریا باشی، من دلم میخواد تمام عمرم رو بلد باشم کنار ساحلت بنشینم؛
نه برای اینکه مالک چیزی باشم،
فقط برای اینکه تماشت کنم و بدونم در همین جهان، جایی هست که وجودش برای من عزیز است.
آروشا
تو از اون زیبایی هایی نیستی که فقط با چشم دیده بشن
زیبایی تو کم کم خودش رو نشون میده
در حرفهات، در خندهت، در سکوتت، در طرز نگاهت به چیزها و حتی در اون قسمت هایی از خودت که شاید هنوز دوستشون نداری
بعضی آدم ها مثل یک غروبان؛
زیباییشون رو همان لحظه میبینی و تمام.
اما بعضیها شبیه شبان؛ هرچه بیشتر نگاهشون میکنی، ستارهی تازهای پیدا میکنی.
تو برای من از جنس همان شبی..
و چقدر دوست دارم استعدادت رو ببینم که روزبهروز بیشتر شکوفا میشه
اون چیزی که در تو هست، برای من شبیه نوریست که هنوز تمام وسعتش رو نشان نداده
دلم میخواد اونقدر جلو بری، اونقدر بدرخشی و اونقدر به خودت ثابت کنی که میتونی تا یک روز حتی دورترین آرزوهات هم دیگه برات دور به نظر نرسن
اگه روزی از مسیرت خسته شدی، به آسمون نگاه کن
هیچ ستارهای برای دیده شدن عجله نمیکنه؛
فقط در جای خودش میدرخشه و اجازه میده شب، خودش جایگاه اون رو پیدا کنه
تو هم قرار نیست شبیه هیچکس دیگه ای بدرخشی.
قراره خودت باشی؛
با تمام زیباییهات، با تمام عجیببودنهات، با تمام رویاهات و با تمام اون چیزهایی که تو رو از بقیه جدا میکنه
من برای آیندهت چیزهای بزرگی آرزو دارم.
آرزو میکنم روزهایی داشته باشی که آسمونشون همیشه آبی باشه و اگر هم ابری شد، بدونی پشت همون ابرها هنوز خورشیدی هست که منتظر برگشتن توست.
آرزو میکنم زندگی تو رو به جاهایی ببره که حتی خیالشون رو هم نکردی
به شهرهایی که اسمشون برات ناآشناست،
به آدم هایی که روحت رو بزرگتر میکنن،
به تجربههایی که نگاهت رو عوض میکنن
و به رویاهایی که وقتی بهشون رسیدی، چند لحظه فقط ساکت بمونی و به خودت افتخار کنی.
میخوام یک روز، خیلی دورتر از امروز، وقتی پشت سرت رو نگاه میکنی، هیچ حسرت بزرگی جا نمونده باشه.
نه حرف نگفتهای، نه رویای رهاشدهای، نه ترسی که اجازه داده باشی جای تو تصمیم بگیره.
دلم میخواد سهم تو از زندگی، مقدار زیادِ زیادِ خوشبختی باشه
از اون خوشبختیهای آرامی که لازم نیست به کسی راه پیدا شدنشون رو ثابتشون کنی
صبحهایی که با شوق بیدار میشی، شبهایی که با آرامش میخوابی، آدمهایی که دوستت دارن و قلبی که هنوز بلده مثل یه بچه برای چیزهای کوچک ذوق کنه
و میان تمام این آرزوها، یک آرزوی کوچک هم برای خودم دارم؛
اینکه هرقدر دنیا عوض شد، هرقدر فاصلهها زیاد شد و هرقدر سالها از روی تقویم گذشتن، یک گوشهی کوچکی از خاطراتت برای من بمونه
همانجایی که شاید یک شب کنار دریا ایستادی، باد موهات رو به هم ریخته، صدای موجها دور و نزدیک میشن و آسمان پر از ستارهست؛
و اگر اون لحظه یادت افتاد، لبخند کوچکی بزنی و بدونی یک نفر، یک جایی، تو رو با تمام زیباییهای کوچکت دوست داشته
آروشا
اگه روزی از من بپرسن دوست داشتن چه شکلیه، شاید جوابم هیچکدام از تعریفهای دنیا نباشه
شاید بگم دوست داشتن، شبیه نشستن کنار دریاست؛
وقتی شب آروم روی آب افتاده، ماه تکهتکه روی موجها شکسته و تو نمیدونی چرا، اما دلت نمیخواد اون لحظه و اشکاش تموم شن
شاید دوست داشتن، همین باشه؛
اینکه یک نفر برات آنقدر عزیز شه که آرزو کنی دنیا با اون مهربانتر باشه
که وقتی خوشحاله، دلت روشن شه
وقتی موفق میشه، قلبت گرم شه
و وقتی به آیندهش فکر میکنی، ناخودآگاه براش زیباترین فرداها رو تصور کنی.
و من برای تو همین رو میخوام
دریایی بیانتها برای رویاهات،
آسمونی وسیع برای پروازت،
ستارههایی روشن برای شبهات،
و ساحلی امن برای تمام خستگیهات.
هنوز هم دوستت دارم؛
نه مثل یک جملهی کوتاه که نوشته شه و تمام،
بلکه مثل موجی که بارها به ساحل برمیگرده؛
آروم، پیوسته و بیآنکه از تکرار خودش خسته شه..
❤🔥1
Forwarded from Hallo (*>∇<)ノ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𓏵
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Hallo (*>∇<)ノ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM