امروز باید تنهایی خیلی دور از خونه و خانواده ام میرفتم آزمایشگاه؛ تو مسیر منتهی بهش با خودم فکر میکردم، چه خوبه که بالاخره فهمیدم چطوری میتونم از حس و حال بد در بیام و به خودم کمک کنم و کیفیت زندگیمو ارتقا بدم.
می دونین منظورم چیه بچه ها؟
مثلا شاگردا میان میگن از دیروز بی انرژی بودم اصلا درس نخوندم.
میگم خب باشه ولی چیکارا کردی که انرژیت برگرده؟
یا میگه بی انگیزه بودم و هیچ امیدی نداشتم فقط فضای مجازی رو بالا پایین میکردم میپرسم خب چیکار کردی که یه کوچولو حالت بهتر بشه؟
تو باید خودت رو بشناسی و بدونی غم و استرست خود به خود و بدون هیچ تلاشی تبدیل به شادی و آرامش میشه.
هربار تو زندگی که از غم رها شدی و تونستی یه جوری خودتو جمع و جور کنی، یه چیزی باعث این مسئله شده که تو شاید حتی حواست نبوده و اصلا برات مهم نبوده.
مثلا من وقتی آشپزی میکنم حالم خیلی بهتر میشه و دغدغه های ذهنیمو رها میکنم.
شما چی؟
اینجا بنویس چطوری میتونی به خودت کمک کنی ؟
این جوری یادت میمونه مثلاً یه روزی که خیلی بی حوصله و کم انرژی بودی وقتی یه آهنگ شاد گذاشتی،با شنیدنش مودت تغییر کرد یا نه؟
شاید باید قلق خودتو یاد بگیری.
مطمئن باش همه ی ما یه راه هایی برای بهتر شدن حالمون بلدیم فقط گاهی یادمون میره و نیاز به یادآوری داریم.
-نجمه خواجوی-
می دونین منظورم چیه بچه ها؟
مثلا شاگردا میان میگن از دیروز بی انرژی بودم اصلا درس نخوندم.
میگم خب باشه ولی چیکارا کردی که انرژیت برگرده؟
یا میگه بی انگیزه بودم و هیچ امیدی نداشتم فقط فضای مجازی رو بالا پایین میکردم میپرسم خب چیکار کردی که یه کوچولو حالت بهتر بشه؟
تو باید خودت رو بشناسی و بدونی غم و استرست خود به خود و بدون هیچ تلاشی تبدیل به شادی و آرامش میشه.
هربار تو زندگی که از غم رها شدی و تونستی یه جوری خودتو جمع و جور کنی، یه چیزی باعث این مسئله شده که تو شاید حتی حواست نبوده و اصلا برات مهم نبوده.
مثلا من وقتی آشپزی میکنم حالم خیلی بهتر میشه و دغدغه های ذهنیمو رها میکنم.
شما چی؟
اینجا بنویس چطوری میتونی به خودت کمک کنی ؟
این جوری یادت میمونه مثلاً یه روزی که خیلی بی حوصله و کم انرژی بودی وقتی یه آهنگ شاد گذاشتی،با شنیدنش مودت تغییر کرد یا نه؟
شاید باید قلق خودتو یاد بگیری.
مطمئن باش همه ی ما یه راه هایی برای بهتر شدن حالمون بلدیم فقط گاهی یادمون میره و نیاز به یادآوری داریم.
-نجمه خواجوی-
❤7👍3👎1
Success
روز هجدهم هم دیر تموم شد، اما تموم شد. #day_by_day #day18
سلام بچه ها، امیدوارم حالتون خوب باشه☘
من دوروز شرایط ارسال پیام رو نداشتم ولی دست خالی نیومدم و منهای یک روزی که شرایطم جوری شد که نتونستم حتی یک ربع کار مرتبط انجام بدم، دیروز پنج ساعت زمان گذاشتم.
شرایط و کارها و اولویت هایی گاه گاه و ناگهانی پیش میان، خیلی تو دایره ی اختیارات ما نیستن و گاهی اوقات اون تغییر اولویته باعث میشه به بخشی از برنامه ای که از قبل چیده بودیم نرسیم، ولی نکته ی مهم این جاست که بدونیم اولا، این موضوع گهگاهی طبیعیه و خودمون رو بابتش سرزنش نکنیم، دوم اینکه حواسمون باشه کل روزمون بابتش هدر نره و کارهایی که میرسیم و میتونیم رو انجام بدیم و تمرین کنیم انعطاف بیشتری داشته باشیم، و آخر از همه هم اینکه در اولین فرصت، جبران کنیم.☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day19
من دوروز شرایط ارسال پیام رو نداشتم ولی دست خالی نیومدم و منهای یک روزی که شرایطم جوری شد که نتونستم حتی یک ربع کار مرتبط انجام بدم، دیروز پنج ساعت زمان گذاشتم.
شرایط و کارها و اولویت هایی گاه گاه و ناگهانی پیش میان، خیلی تو دایره ی اختیارات ما نیستن و گاهی اوقات اون تغییر اولویته باعث میشه به بخشی از برنامه ای که از قبل چیده بودیم نرسیم، ولی نکته ی مهم این جاست که بدونیم اولا، این موضوع گهگاهی طبیعیه و خودمون رو بابتش سرزنش نکنیم، دوم اینکه حواسمون باشه کل روزمون بابتش هدر نره و کارهایی که میرسیم و میتونیم رو انجام بدیم و تمرین کنیم انعطاف بیشتری داشته باشیم، و آخر از همه هم اینکه در اولین فرصت، جبران کنیم.☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day19
❤4👍1
Audio
یه ویس عالی از سری گپ_طور
اگه از وقتی درگیر کنکور شدی، استرس زیاد، خواب یا اشتهات رو به هم ریخته، بیشتر خسته میشی و دائما اضطراب داری خیلی میتونه ویس کمک کنندهای باشه.
چندبار گوش دادنش به شدت توصیه میشه❤️
امیدوارم لذت ببرین و دوست داشتهباشین.
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
اگه از وقتی درگیر کنکور شدی، استرس زیاد، خواب یا اشتهات رو به هم ریخته، بیشتر خسته میشی و دائما اضطراب داری خیلی میتونه ویس کمک کنندهای باشه.
چندبار گوش دادنش به شدت توصیه میشه❤️
امیدوارم لذت ببرین و دوست داشتهباشین.
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
❤3😍1💯1
Success
با همین سادگی و به همین سرعت، بیست روز گذشت :) #day_by_day #day20
امروز اولین روز ثبت نام ورودی های جدید دانشگاهمون بود و هر قدم توی دانشکده و دانشگاه، دانشجوهایی رو میدیدی که با خانواده هاشون برای ثبت نام اومده بودن؛ با پدرها، مادرها، حتی خواهر و برادرهای کوچکترشون که صدای پر ذوقشون، دویدن پر از شیطنت و خنده هاشون وسط کلاسهای درس هم شنیده میشد :)
پلاک شهر های مختلف که برخلاف همیشه تو دانشگاه دیده میشد و ماشین ها اجازه ی تردد داشتن، لهجه ها، گویش ها و زبان های مختلف هر خانواده که حین راه رفتن میشنیدی و پوشه های رنگی رنگی دست بچه ها، یعنی امروز فصل جدید زندگی خیلی ها شروع شد...
امروز وقتی داشتم میرفتم سر یکی از کلاسهام، یک نفر ازم آدرس سلف مرکزی رو پرسید که بتونه کارت تغذیش رو فعال کنه. و بعدش توی مسیر، داشتم به این فکر میکردم که پارسال همین موقع، من هم دنبال سلف مرکزی بودم که کارتم رو فعال کنم، مسیر بین دوتا دانشکده برای ثبت نامم رو گم میکردم و حتی تا مدتها، نمیدونستم دانشکده ی خودمون هم تریا داره و لازم نیست برای خرید یک لیوان چای تا بوفه ی اصلی دانشگاه کوهنوردی کرد :)
و مهمتر از همه، نمیدونستم دقیقا یک سال بعد، در حال تیک زدن برنامم برای روز بیست و یکم هستم :)
✒️Zahra
#day_by_day
#day21
پلاک شهر های مختلف که برخلاف همیشه تو دانشگاه دیده میشد و ماشین ها اجازه ی تردد داشتن، لهجه ها، گویش ها و زبان های مختلف هر خانواده که حین راه رفتن میشنیدی و پوشه های رنگی رنگی دست بچه ها، یعنی امروز فصل جدید زندگی خیلی ها شروع شد...
امروز وقتی داشتم میرفتم سر یکی از کلاسهام، یک نفر ازم آدرس سلف مرکزی رو پرسید که بتونه کارت تغذیش رو فعال کنه. و بعدش توی مسیر، داشتم به این فکر میکردم که پارسال همین موقع، من هم دنبال سلف مرکزی بودم که کارتم رو فعال کنم، مسیر بین دوتا دانشکده برای ثبت نامم رو گم میکردم و حتی تا مدتها، نمیدونستم دانشکده ی خودمون هم تریا داره و لازم نیست برای خرید یک لیوان چای تا بوفه ی اصلی دانشگاه کوهنوردی کرد :)
و مهمتر از همه، نمیدونستم دقیقا یک سال بعد، در حال تیک زدن برنامم برای روز بیست و یکم هستم :)
✒️Zahra
#day_by_day
#day21
❤5😍1😭1
اون لحظه ای که فکر میکنی همه چیز رو از دست دادی یا هیچوقت هیچی نداشتی، زل بزن به همه ی چیزایی که تا الان داشتی! حتی اگه تموم داراییت یه کاغذ و دفتره که داره خاک میخوره! بهش زل بزن، تو اون لحظه چیزی رو میبینی که یه زمانی توی لیست بی انتهای نداشته هات بود و وقتی از لیستت تیک خورد، تبدیل شد به یکی از هزاران چیز بی اهمیتی که اطرافت داری.
می دونی اینم یکی از دردای اکثر آدماست!
بدو بدو میکنیم تا برسیم و بدست بیاریم اما وقتی به دست میاریم میذاریمش یه گوشه که خاک بخوره و برمیگردیم به لیست بی انتهای نداشته هامون و دوباره بدو بدو برای رسیدن!
ما کل دارایی هستی رو هم داشته باشیم بازم یه چیزی هست که نداشته باشیم و بخوایم بخاطرش بدوایم!
یه لحظه دست نگه دار و به تموم چیزایی که به دستشون آوردی ولی حتی یادت رفته بود واسه چی اونارو میخواستی داشته باشی؛ خیره شو
از خودت بپرس اونقدری که برای بدست آوردنش وقت گذاشتم، برای لذت بردن ازش هم وقت گذاشتم؟!
زندگی مثل بازیه بچه ها!
اگه میخوای از بازی لذت ببری باید دل بدی.
خودت رو توی مسیر زندگی غرق کن
ولی هیچوقت یادت نره
اصلا چرا داریم بازی میکنیم!؟
میخوایم به کجا برسیم؟
خلاصه ی حرفم اینه:
جنگیدن و تلاش برای بدست آوردن همیشه خوبه، ولی کاش اگه چیزی رو به دست میاریم، واسه قشنگ تر شدن زندگیمون ازش استفاده کنیم. برای اینکه دلخوشی درونمون بیشتر و بیشتر بشه، نه اینکه حریص و حریص تر بشیم؛
چون اینجوری که ته همه تلاشامون پوچه و ما هیچوقت به اون رضایت قلبی نمیرسیم!
وسط این بدو بدو ها یه لحظه صبر کن
یه نفسی تازه کن و از طعم هربار به دست آوردنت لذت ببر.
خب؟
-نجمه خواجوی-
می دونی اینم یکی از دردای اکثر آدماست!
بدو بدو میکنیم تا برسیم و بدست بیاریم اما وقتی به دست میاریم میذاریمش یه گوشه که خاک بخوره و برمیگردیم به لیست بی انتهای نداشته هامون و دوباره بدو بدو برای رسیدن!
ما کل دارایی هستی رو هم داشته باشیم بازم یه چیزی هست که نداشته باشیم و بخوایم بخاطرش بدوایم!
یه لحظه دست نگه دار و به تموم چیزایی که به دستشون آوردی ولی حتی یادت رفته بود واسه چی اونارو میخواستی داشته باشی؛ خیره شو
از خودت بپرس اونقدری که برای بدست آوردنش وقت گذاشتم، برای لذت بردن ازش هم وقت گذاشتم؟!
زندگی مثل بازیه بچه ها!
اگه میخوای از بازی لذت ببری باید دل بدی.
خودت رو توی مسیر زندگی غرق کن
ولی هیچوقت یادت نره
اصلا چرا داریم بازی میکنیم!؟
میخوایم به کجا برسیم؟
خلاصه ی حرفم اینه:
جنگیدن و تلاش برای بدست آوردن همیشه خوبه، ولی کاش اگه چیزی رو به دست میاریم، واسه قشنگ تر شدن زندگیمون ازش استفاده کنیم. برای اینکه دلخوشی درونمون بیشتر و بیشتر بشه، نه اینکه حریص و حریص تر بشیم؛
چون اینجوری که ته همه تلاشامون پوچه و ما هیچوقت به اون رضایت قلبی نمیرسیم!
وسط این بدو بدو ها یه لحظه صبر کن
یه نفسی تازه کن و از طعم هربار به دست آوردنت لذت ببر.
خب؟
-نجمه خواجوی-
❤12😍3
Success
روز بیست و دوم رو هم نجات دادیم! #day_by_day #day22
روز بیست و سوم دیروز بود که به باز شدن یک پروژه ی جدید و آماده کردن زیرساخت هاش گذشت. دیروز هم نجات پیدا کرد :)
#day_by_day
#day23
#day_by_day
#day23
❤3
Success
روز بیست و سوم دیروز بود که به باز شدن یک پروژه ی جدید و آماده کردن زیرساخت هاش گذشت. دیروز هم نجات پیدا کرد :) #day_by_day #day23
امروز از اون روزهایی بود که از شدت شلوغ بودن نمیدونی چطور میگذرن و کی شب شد. ولی سهم امروز هم، تو یکساعتی که بین کارهای دیگم فرصت داشتم انجام و چراغ بیست و چهارمین روز هم روشن شد.
#day_by_day
#day24
#day_by_day
#day24
❤3
Success
امروز از اون روزهایی بود که از شدت شلوغ بودن نمیدونی چطور میگذرن و کی شب شد. ولی سهم امروز هم، تو یکساعتی که بین کارهای دیگم فرصت داشتم انجام و چراغ بیست و چهارمین روز هم روشن شد. #day_by_day #day24
روز گذشته هم در امتداد روز قبل ترش، روز شلوغی بود. اونقدر شلوغ که شب بدون ست کردن آلارم خوابم برد و صبح هم خواب موندم و یکم دیرتر به محل کارم رسیدم.
اما هم دیروز هم امروز و هم روزهای آینده، مشغول کاری هستم که خروجی خیلی خوبی داره که به همه ی تلاشهای قبلش معنا میده.
میدونی که قراره دستاورد بزرگتری رو بدست بیاری که لازمه اش، وقت و انرژی و تلاش الانته...
حالا سوال مهم اینجاست که
وقت و انرژی و توان الانت رو، صرف چی میکنی؟
✒️Zahra
#day_by_day
#day25
#day26
اما هم دیروز هم امروز و هم روزهای آینده، مشغول کاری هستم که خروجی خیلی خوبی داره که به همه ی تلاشهای قبلش معنا میده.
میدونی که قراره دستاورد بزرگتری رو بدست بیاری که لازمه اش، وقت و انرژی و تلاش الانته...
حالا سوال مهم اینجاست که
وقت و انرژی و توان الانت رو، صرف چی میکنی؟
✒️Zahra
#day_by_day
#day25
#day26
❤6
Success
روز گذشته هم در امتداد روز قبل ترش، روز شلوغی بود. اونقدر شلوغ که شب بدون ست کردن آلارم خوابم برد و صبح هم خواب موندم و یکم دیرتر به محل کارم رسیدم. اما هم دیروز هم امروز و هم روزهای آینده، مشغول کاری هستم که خروجی خیلی خوبی داره که به همه ی تلاشهای قبلش معنا…
شنبه ها همیشه انرژی عجیبی دارن. انگار بار تمام هفته رو به دوش میکشن و معمولا هم یا دوستشون داریم یا ازشون فراری هستیم، چون رسیدنشون توی تقویم روزها یعنی امروز همون روزیه که یک هفته پشت گوش انداختیم.
بار امروز من، درخور یک شنبه ی قوی هیکل و پر قدرت نبود! اون جوری که اول هفته ها، خیلی آرمانی و فضایی برنامه مینویسیم و همون روز اول، آخر شب شنبه، لیست بلند تیک نخورده ی کارهامون رو میذاریم رو به رومون و میگیم: انشالله از شنبه ی بعدی :)
واقعیت اینه که شنبه، قوی ترین و پرزور ترین روز هفته نیست.
و دومینوی آغاز یک برنامه ی خوب، از همون خشت اولیه که واقع بینانه چیده شده و تحت تاثیر شنبه ها و اول هفته ها و اول ماه ها قرار نگرفته.
یک چیدمان منطقی از کارهایی که باید انجام بدیم، با این دیدگاه که من توان و پتانسیل حال حاضرم رو در نظر دارم و این چیدمان رو فضایی و خیلی فراتر از حد توانم تنظیم نمیکنم.
داستان شنبه ها، همون زنجیره ایه که حلقه های هرهفته به هم گره میخورن و اگه حواسمون بهش نباشه، یک روزی میبینیم یک ریسمان از شنبه های به هم بافته ای داریم که هرگز نرسیدن، و یک زنجیره از شنبه هایی که پازلشون رو آرمانی چیدیم و هرگز با اون نقشی که ما میخواستیم، تصویر نشدن.
بار امروز من هم، در خور یک شنبه ی قوی هیکل پرزور نبود اما، پازلی بود که چند قطعه ی کوچیک داشت و یکی از اون قطعه ها، بیست و هفتمین روز داستان اصلیمون بود...
✒️Zahra
#day_by_day
#day27
بار امروز من، درخور یک شنبه ی قوی هیکل و پر قدرت نبود! اون جوری که اول هفته ها، خیلی آرمانی و فضایی برنامه مینویسیم و همون روز اول، آخر شب شنبه، لیست بلند تیک نخورده ی کارهامون رو میذاریم رو به رومون و میگیم: انشالله از شنبه ی بعدی :)
واقعیت اینه که شنبه، قوی ترین و پرزور ترین روز هفته نیست.
و دومینوی آغاز یک برنامه ی خوب، از همون خشت اولیه که واقع بینانه چیده شده و تحت تاثیر شنبه ها و اول هفته ها و اول ماه ها قرار نگرفته.
یک چیدمان منطقی از کارهایی که باید انجام بدیم، با این دیدگاه که من توان و پتانسیل حال حاضرم رو در نظر دارم و این چیدمان رو فضایی و خیلی فراتر از حد توانم تنظیم نمیکنم.
داستان شنبه ها، همون زنجیره ایه که حلقه های هرهفته به هم گره میخورن و اگه حواسمون بهش نباشه، یک روزی میبینیم یک ریسمان از شنبه های به هم بافته ای داریم که هرگز نرسیدن، و یک زنجیره از شنبه هایی که پازلشون رو آرمانی چیدیم و هرگز با اون نقشی که ما میخواستیم، تصویر نشدن.
بار امروز من هم، در خور یک شنبه ی قوی هیکل پرزور نبود اما، پازلی بود که چند قطعه ی کوچیک داشت و یکی از اون قطعه ها، بیست و هفتمین روز داستان اصلیمون بود...
✒️Zahra
#day_by_day
#day27
❤5
Success
شنبه ها همیشه انرژی عجیبی دارن. انگار بار تمام هفته رو به دوش میکشن و معمولا هم یا دوستشون داریم یا ازشون فراری هستیم، چون رسیدنشون توی تقویم روزها یعنی امروز همون روزیه که یک هفته پشت گوش انداختیم. بار امروز من، درخور یک شنبه ی قوی هیکل و پر قدرت نبود!…
بعضی شبها فراموشم میشه یا شرایط ارسال پیام نیست و جا میمونه و امشب درواقع، بیست و نهمین گامی بود که برداشتیم.
بیست و نه شب که اصلا کم نیست و همین، یعنی تا اینجا ما برنده ایم!☘
#day_by_day
#day28
#day29
بیست و نه شب که اصلا کم نیست و همین، یعنی تا اینجا ما برنده ایم!☘
#day_by_day
#day28
#day29
❤8
Audio
بچهها من واقعا لذت بردم از کامنتای فیلم قبلی
دونه دونه راجع به کامنتا تو این ویس باهم گپ میزنیم، فقط دوتا سوال میپرسم اول ویس ازتون که دوست دارم تو کامنتای این ویس نظراتتونو بدونم❤️ مصداق دو تا نماد رو در فیلم ازتون پرسیدم، یکی "رد شدن از کنار بقیه" و دوم " چنگالی" که اون فرد رو بر میداشت و نجات میداد.
وسطای ویس هم راجع به نحوه ی آزمون دادن یه بحث جالب پیش میاد که میتونه به دردتون بخوره❤️
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
دونه دونه راجع به کامنتا تو این ویس باهم گپ میزنیم، فقط دوتا سوال میپرسم اول ویس ازتون که دوست دارم تو کامنتای این ویس نظراتتونو بدونم❤️ مصداق دو تا نماد رو در فیلم ازتون پرسیدم، یکی "رد شدن از کنار بقیه" و دوم " چنگالی" که اون فرد رو بر میداشت و نجات میداد.
وسطای ویس هم راجع به نحوه ی آزمون دادن یه بحث جالب پیش میاد که میتونه به دردتون بخوره❤️
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
❤5
Success
بعضی شبها فراموشم میشه یا شرایط ارسال پیام نیست و جا میمونه و امشب درواقع، بیست و نهمین گامی بود که برداشتیم. بیست و نه شب که اصلا کم نیست و همین، یعنی تا اینجا ما برنده ایم!☘ #day_by_day #day28 #day29
امروز روز خیلی ایده آلی نبود. روزی که همه چیز خوب پیش بره و آخر شب با خوشحالی روزت رو جمعبندی کنی!
امروز از اون روزهایی بود که مدام به باگ میخوردم. از اون باگ هایی که اصلا نمیفهمی کجا رو داری اشتباه میکنی که برطرفش کنی.
تصمیم گرفتم یک ساعت تمرکزم رو بذارم روی یک پروژه ی دیگه ولی باگ اون هم برطرف نمیشد و شده بود باگ اندر باگ :)
ساعت حدود دوازده بود که بعد تقریبا چهار ساعت تلاش، یک (و فقط یک) باگ رفع شد و من شبیه تماشاچی های فوتبال وقتی تیم مورد علاقشون در آستانه ی گل زدنه، نیم خیز و هیجان زده میشن، تقریبا از خوشحالی از جام پریدم ولی بعدش کلافه تر سر جام نشستم چون قدم بعدی، باگ بزرگتری بود :)
ساعت کاریم که تموم شد، در حین منتظر ایستادن برای رسیدن آسانسور داشتم فکر میکردم یک روز کاری تلف شد و هیچی درست پیش نرفت. هیچ کاری انجام نشد. یک روز کاری به "فکر کردن" گذشت. فکر کردن برای حل مشکلاتی که بخشیشون ملموسن و باید اونقدر راه حل های مختلفی رو امتحان کرد که به جواب رسید، و بخشیشون اصلا پیدا هم نیستن! فقط میدونی وجود دارن و قبل از امتحان کردن جواب های مختلف، اول باید بفهمی اصلا مشکل، دقیقا از کجاست؟
مثل وقتی که همه چیز به نظر ایده آله ولی ترازت توی آزمون استاپ کرده، مثل وقتی که درصدت تو اون درس به خصوص پیشرفت نمیکنه و مثل همه ی وقتایی که نمودارت گیر میکنه و صعودی نمیشه...
چندبار دیگه دکمه ی آسانسور رو زدم و از کلافگی این پا و اون پا کردم.
بعد یک لحظه، انگار که ناگهان یک چیزی بگه دینگ و یک چراغی روشن بشه، یاد حرف همکارم افتادم که یکبار گفته بود فکر نکن دیباگ(برطرف کردن مشکل) کردن، چیزی جدای از مسیر و کارته.
آسانسور بالا نمیاومد؛ چندبار دیگه دکمه رو زدم و سعی کردم با خودم مرور کنم که روزم تلف نشده و اونقدر ها هم روز بدی نداشتم. بعد از انتظار خسته شدم و با یک کوله ی سنگین و تنگی نفس حاصل از سرماخوردگی، سه طبقه رو از پله ها پایین رفتم و دیدم، امروز آسانسور هم خراب شده بود :)))
✒️Zahra
#day_by_day
#day30
امروز از اون روزهایی بود که مدام به باگ میخوردم. از اون باگ هایی که اصلا نمیفهمی کجا رو داری اشتباه میکنی که برطرفش کنی.
تصمیم گرفتم یک ساعت تمرکزم رو بذارم روی یک پروژه ی دیگه ولی باگ اون هم برطرف نمیشد و شده بود باگ اندر باگ :)
ساعت حدود دوازده بود که بعد تقریبا چهار ساعت تلاش، یک (و فقط یک) باگ رفع شد و من شبیه تماشاچی های فوتبال وقتی تیم مورد علاقشون در آستانه ی گل زدنه، نیم خیز و هیجان زده میشن، تقریبا از خوشحالی از جام پریدم ولی بعدش کلافه تر سر جام نشستم چون قدم بعدی، باگ بزرگتری بود :)
ساعت کاریم که تموم شد، در حین منتظر ایستادن برای رسیدن آسانسور داشتم فکر میکردم یک روز کاری تلف شد و هیچی درست پیش نرفت. هیچ کاری انجام نشد. یک روز کاری به "فکر کردن" گذشت. فکر کردن برای حل مشکلاتی که بخشیشون ملموسن و باید اونقدر راه حل های مختلفی رو امتحان کرد که به جواب رسید، و بخشیشون اصلا پیدا هم نیستن! فقط میدونی وجود دارن و قبل از امتحان کردن جواب های مختلف، اول باید بفهمی اصلا مشکل، دقیقا از کجاست؟
مثل وقتی که همه چیز به نظر ایده آله ولی ترازت توی آزمون استاپ کرده، مثل وقتی که درصدت تو اون درس به خصوص پیشرفت نمیکنه و مثل همه ی وقتایی که نمودارت گیر میکنه و صعودی نمیشه...
چندبار دیگه دکمه ی آسانسور رو زدم و از کلافگی این پا و اون پا کردم.
بعد یک لحظه، انگار که ناگهان یک چیزی بگه دینگ و یک چراغی روشن بشه، یاد حرف همکارم افتادم که یکبار گفته بود فکر نکن دیباگ(برطرف کردن مشکل) کردن، چیزی جدای از مسیر و کارته.
آسانسور بالا نمیاومد؛ چندبار دیگه دکمه رو زدم و سعی کردم با خودم مرور کنم که روزم تلف نشده و اونقدر ها هم روز بدی نداشتم. بعد از انتظار خسته شدم و با یک کوله ی سنگین و تنگی نفس حاصل از سرماخوردگی، سه طبقه رو از پله ها پایین رفتم و دیدم، امروز آسانسور هم خراب شده بود :)))
✒️Zahra
#day_by_day
#day30
❤6👍2