Success
امروز روز کلاس ها، کارها و اتفاقات ناگهانی بود. از اون روزهایی که خود به خود پر میشن و باید اولویت برنامه ریزی روزانه ات رو تغییر بدی که به کارهای مهمتر برسی. برخلاف باقی روزهای هفته، تا الان شنبه ها روز سبک من توی هفته بود؛ روزی که سرکار نمیرفتم، از صبح…
احساس میکنم وقتی روندی رو در پیش میگیریم که بازه زمانی طولانی ای درگیرش هستیم و بالا پایین های مسیر ملموس تره، قدر روزهایی که پتانسیل و ظرفیت خوبی برای تلاش کردن در اختیارمون قرار میدن رو بهتر میدونیم.
امروز هم از همون روزها بود؛ ساده و با کیفیت☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day16
امروز هم از همون روزها بود؛ ساده و با کیفیت☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day16
❤5
Audio
بچه ها من اگر خودم میخواستم راجع به این عکس بنویسم یا ویس بگیرم خیلی محدودتر صحبت میکردم ولی واقعا پیاماتون ذهنم رو بازتر کرد و ایدههای خیلی جالبی بهم داد؛ که تو این ویس باهم راجع بهش گپ میزنیم☘️
مرسی از همکاریتون❤️
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
مرسی از همکاریتون❤️
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
❤5💯1
Success
احساس میکنم وقتی روندی رو در پیش میگیریم که بازه زمانی طولانی ای درگیرش هستیم و بالا پایین های مسیر ملموس تره، قدر روزهایی که پتانسیل و ظرفیت خوبی برای تلاش کردن در اختیارمون قرار میدن رو بهتر میدونیم. امروز هم از همون روزها بود؛ ساده و با کیفیت☘ ✒️Zahra…
مطمئنم برای هممون پیش اومده؛ سوالی که هرچقدر بالا پایینش میکنیم، هرچقدر باهش کلنجار میریم و هرچقدر سعی میکنیم به جواب برسیم، حل نمیشه که نمیشه؛ اون یک دونه سوالی که سر جلسه ی آزمون مشغولمون میکنه، اون تیپ تستی که بهش مسلط نمیشیم،...
این داستان دو سه روز اخیر من بود؛ به مشکلی برخورده بودم که هرچقدر باهش کلنجار میرفتم درست نمیشد. روز اول وقتی دیدم حل نمیشه یکم کلافه شدم و رها کردم.
روز دوم خیلی باهش درگیر شدم، خیلی فکر کردم، خیلی بالا پایین کردم؛ اما نشد. روز سوم سرچ کردم، سعی کردم خلاقانه تر به موضوع نگاه کنم، باز هم مسئله حل نشد.
روز بعد هم این روند ادامه پیدا کرد تا امروز. که حین انجام دادن یک سری کار دیگه، دو تا ایده به ذهنم رسید که شاید اگه فلان کار و فلان کار رو تست کنم، مشکلم حل بشه؟
راه اول رو امتحان کردم، نشد.
حقیقتش واقعا کلافه شده بودم و راستش رو بخواید، میخواستم لپتاپم رو خاموش کنم و زودتر از موعد هم خروج بزنم و برم.
ولی لحظه ی آخر، گفتم فقط پنج دقیقه ی دیگه. فقط پنج دقیقه ی دیگه فرصت بده و ایده ی دومت رو هم تست کن.
و جواب داد.
الگوش همینه. تلاش میکنی و حل نمیشه، بعد زمان میدی، ذهنت ناخودآگاه روی موضوع تمرکز میکنه و وقتی مجدد برمیگردی، راحت تر با مسئله رو به رو میشی.
بعضی وقتا هم دقیقا همین موضوع سخته! همینکه هی برگردی و ببینی نمیشه، وقتی ادامه میدی ولی نتیجه هنوز مادی و ملموس نشده، همین ادامه دادن قسمت سخت ماجراست.
سخته، ولی وقتی زمان کافی صرف میشه و همه ی چرخدنده ها تو پشت صحنه در حال کار کردنن، بعد از دووم آوردن اون "پنج دقیقه" های آخر، ناگهان اون یک دونه مسئله حل میشه، ناگهان به اون تیپ تست مسلط میشیم، ناگهان به جواب میرسیم و البته، ما که خوب میدونیم اتفاقا این "ناگهان" ها، ناگهانی و اتفاقی نیستن :)
✒️Zahra
#day_by_day
#day17
این داستان دو سه روز اخیر من بود؛ به مشکلی برخورده بودم که هرچقدر باهش کلنجار میرفتم درست نمیشد. روز اول وقتی دیدم حل نمیشه یکم کلافه شدم و رها کردم.
روز دوم خیلی باهش درگیر شدم، خیلی فکر کردم، خیلی بالا پایین کردم؛ اما نشد. روز سوم سرچ کردم، سعی کردم خلاقانه تر به موضوع نگاه کنم، باز هم مسئله حل نشد.
روز بعد هم این روند ادامه پیدا کرد تا امروز. که حین انجام دادن یک سری کار دیگه، دو تا ایده به ذهنم رسید که شاید اگه فلان کار و فلان کار رو تست کنم، مشکلم حل بشه؟
راه اول رو امتحان کردم، نشد.
حقیقتش واقعا کلافه شده بودم و راستش رو بخواید، میخواستم لپتاپم رو خاموش کنم و زودتر از موعد هم خروج بزنم و برم.
ولی لحظه ی آخر، گفتم فقط پنج دقیقه ی دیگه. فقط پنج دقیقه ی دیگه فرصت بده و ایده ی دومت رو هم تست کن.
و جواب داد.
الگوش همینه. تلاش میکنی و حل نمیشه، بعد زمان میدی، ذهنت ناخودآگاه روی موضوع تمرکز میکنه و وقتی مجدد برمیگردی، راحت تر با مسئله رو به رو میشی.
بعضی وقتا هم دقیقا همین موضوع سخته! همینکه هی برگردی و ببینی نمیشه، وقتی ادامه میدی ولی نتیجه هنوز مادی و ملموس نشده، همین ادامه دادن قسمت سخت ماجراست.
سخته، ولی وقتی زمان کافی صرف میشه و همه ی چرخدنده ها تو پشت صحنه در حال کار کردنن، بعد از دووم آوردن اون "پنج دقیقه" های آخر، ناگهان اون یک دونه مسئله حل میشه، ناگهان به اون تیپ تست مسلط میشیم، ناگهان به جواب میرسیم و البته، ما که خوب میدونیم اتفاقا این "ناگهان" ها، ناگهانی و اتفاقی نیستن :)
✒️Zahra
#day_by_day
#day17
❤6💯1
امروز باید تنهایی خیلی دور از خونه و خانواده ام میرفتم آزمایشگاه؛ تو مسیر منتهی بهش با خودم فکر میکردم، چه خوبه که بالاخره فهمیدم چطوری میتونم از حس و حال بد در بیام و به خودم کمک کنم و کیفیت زندگیمو ارتقا بدم.
می دونین منظورم چیه بچه ها؟
مثلا شاگردا میان میگن از دیروز بی انرژی بودم اصلا درس نخوندم.
میگم خب باشه ولی چیکارا کردی که انرژیت برگرده؟
یا میگه بی انگیزه بودم و هیچ امیدی نداشتم فقط فضای مجازی رو بالا پایین میکردم میپرسم خب چیکار کردی که یه کوچولو حالت بهتر بشه؟
تو باید خودت رو بشناسی و بدونی غم و استرست خود به خود و بدون هیچ تلاشی تبدیل به شادی و آرامش میشه.
هربار تو زندگی که از غم رها شدی و تونستی یه جوری خودتو جمع و جور کنی، یه چیزی باعث این مسئله شده که تو شاید حتی حواست نبوده و اصلا برات مهم نبوده.
مثلا من وقتی آشپزی میکنم حالم خیلی بهتر میشه و دغدغه های ذهنیمو رها میکنم.
شما چی؟
اینجا بنویس چطوری میتونی به خودت کمک کنی ؟
این جوری یادت میمونه مثلاً یه روزی که خیلی بی حوصله و کم انرژی بودی وقتی یه آهنگ شاد گذاشتی،با شنیدنش مودت تغییر کرد یا نه؟
شاید باید قلق خودتو یاد بگیری.
مطمئن باش همه ی ما یه راه هایی برای بهتر شدن حالمون بلدیم فقط گاهی یادمون میره و نیاز به یادآوری داریم.
-نجمه خواجوی-
می دونین منظورم چیه بچه ها؟
مثلا شاگردا میان میگن از دیروز بی انرژی بودم اصلا درس نخوندم.
میگم خب باشه ولی چیکارا کردی که انرژیت برگرده؟
یا میگه بی انگیزه بودم و هیچ امیدی نداشتم فقط فضای مجازی رو بالا پایین میکردم میپرسم خب چیکار کردی که یه کوچولو حالت بهتر بشه؟
تو باید خودت رو بشناسی و بدونی غم و استرست خود به خود و بدون هیچ تلاشی تبدیل به شادی و آرامش میشه.
هربار تو زندگی که از غم رها شدی و تونستی یه جوری خودتو جمع و جور کنی، یه چیزی باعث این مسئله شده که تو شاید حتی حواست نبوده و اصلا برات مهم نبوده.
مثلا من وقتی آشپزی میکنم حالم خیلی بهتر میشه و دغدغه های ذهنیمو رها میکنم.
شما چی؟
اینجا بنویس چطوری میتونی به خودت کمک کنی ؟
این جوری یادت میمونه مثلاً یه روزی که خیلی بی حوصله و کم انرژی بودی وقتی یه آهنگ شاد گذاشتی،با شنیدنش مودت تغییر کرد یا نه؟
شاید باید قلق خودتو یاد بگیری.
مطمئن باش همه ی ما یه راه هایی برای بهتر شدن حالمون بلدیم فقط گاهی یادمون میره و نیاز به یادآوری داریم.
-نجمه خواجوی-
❤7👍3👎1
Success
روز هجدهم هم دیر تموم شد، اما تموم شد. #day_by_day #day18
سلام بچه ها، امیدوارم حالتون خوب باشه☘
من دوروز شرایط ارسال پیام رو نداشتم ولی دست خالی نیومدم و منهای یک روزی که شرایطم جوری شد که نتونستم حتی یک ربع کار مرتبط انجام بدم، دیروز پنج ساعت زمان گذاشتم.
شرایط و کارها و اولویت هایی گاه گاه و ناگهانی پیش میان، خیلی تو دایره ی اختیارات ما نیستن و گاهی اوقات اون تغییر اولویته باعث میشه به بخشی از برنامه ای که از قبل چیده بودیم نرسیم، ولی نکته ی مهم این جاست که بدونیم اولا، این موضوع گهگاهی طبیعیه و خودمون رو بابتش سرزنش نکنیم، دوم اینکه حواسمون باشه کل روزمون بابتش هدر نره و کارهایی که میرسیم و میتونیم رو انجام بدیم و تمرین کنیم انعطاف بیشتری داشته باشیم، و آخر از همه هم اینکه در اولین فرصت، جبران کنیم.☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day19
من دوروز شرایط ارسال پیام رو نداشتم ولی دست خالی نیومدم و منهای یک روزی که شرایطم جوری شد که نتونستم حتی یک ربع کار مرتبط انجام بدم، دیروز پنج ساعت زمان گذاشتم.
شرایط و کارها و اولویت هایی گاه گاه و ناگهانی پیش میان، خیلی تو دایره ی اختیارات ما نیستن و گاهی اوقات اون تغییر اولویته باعث میشه به بخشی از برنامه ای که از قبل چیده بودیم نرسیم، ولی نکته ی مهم این جاست که بدونیم اولا، این موضوع گهگاهی طبیعیه و خودمون رو بابتش سرزنش نکنیم، دوم اینکه حواسمون باشه کل روزمون بابتش هدر نره و کارهایی که میرسیم و میتونیم رو انجام بدیم و تمرین کنیم انعطاف بیشتری داشته باشیم، و آخر از همه هم اینکه در اولین فرصت، جبران کنیم.☘
✒️Zahra
#day_by_day
#day19
❤4👍1
Audio
یه ویس عالی از سری گپ_طور
اگه از وقتی درگیر کنکور شدی، استرس زیاد، خواب یا اشتهات رو به هم ریخته، بیشتر خسته میشی و دائما اضطراب داری خیلی میتونه ویس کمک کنندهای باشه.
چندبار گوش دادنش به شدت توصیه میشه❤️
امیدوارم لذت ببرین و دوست داشتهباشین.
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
اگه از وقتی درگیر کنکور شدی، استرس زیاد، خواب یا اشتهات رو به هم ریخته، بیشتر خسته میشی و دائما اضطراب داری خیلی میتونه ویس کمک کنندهای باشه.
چندبار گوش دادنش به شدت توصیه میشه❤️
امیدوارم لذت ببرین و دوست داشتهباشین.
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
❤3😍1💯1
Success
با همین سادگی و به همین سرعت، بیست روز گذشت :) #day_by_day #day20
امروز اولین روز ثبت نام ورودی های جدید دانشگاهمون بود و هر قدم توی دانشکده و دانشگاه، دانشجوهایی رو میدیدی که با خانواده هاشون برای ثبت نام اومده بودن؛ با پدرها، مادرها، حتی خواهر و برادرهای کوچکترشون که صدای پر ذوقشون، دویدن پر از شیطنت و خنده هاشون وسط کلاسهای درس هم شنیده میشد :)
پلاک شهر های مختلف که برخلاف همیشه تو دانشگاه دیده میشد و ماشین ها اجازه ی تردد داشتن، لهجه ها، گویش ها و زبان های مختلف هر خانواده که حین راه رفتن میشنیدی و پوشه های رنگی رنگی دست بچه ها، یعنی امروز فصل جدید زندگی خیلی ها شروع شد...
امروز وقتی داشتم میرفتم سر یکی از کلاسهام، یک نفر ازم آدرس سلف مرکزی رو پرسید که بتونه کارت تغذیش رو فعال کنه. و بعدش توی مسیر، داشتم به این فکر میکردم که پارسال همین موقع، من هم دنبال سلف مرکزی بودم که کارتم رو فعال کنم، مسیر بین دوتا دانشکده برای ثبت نامم رو گم میکردم و حتی تا مدتها، نمیدونستم دانشکده ی خودمون هم تریا داره و لازم نیست برای خرید یک لیوان چای تا بوفه ی اصلی دانشگاه کوهنوردی کرد :)
و مهمتر از همه، نمیدونستم دقیقا یک سال بعد، در حال تیک زدن برنامم برای روز بیست و یکم هستم :)
✒️Zahra
#day_by_day
#day21
پلاک شهر های مختلف که برخلاف همیشه تو دانشگاه دیده میشد و ماشین ها اجازه ی تردد داشتن، لهجه ها، گویش ها و زبان های مختلف هر خانواده که حین راه رفتن میشنیدی و پوشه های رنگی رنگی دست بچه ها، یعنی امروز فصل جدید زندگی خیلی ها شروع شد...
امروز وقتی داشتم میرفتم سر یکی از کلاسهام، یک نفر ازم آدرس سلف مرکزی رو پرسید که بتونه کارت تغذیش رو فعال کنه. و بعدش توی مسیر، داشتم به این فکر میکردم که پارسال همین موقع، من هم دنبال سلف مرکزی بودم که کارتم رو فعال کنم، مسیر بین دوتا دانشکده برای ثبت نامم رو گم میکردم و حتی تا مدتها، نمیدونستم دانشکده ی خودمون هم تریا داره و لازم نیست برای خرید یک لیوان چای تا بوفه ی اصلی دانشگاه کوهنوردی کرد :)
و مهمتر از همه، نمیدونستم دقیقا یک سال بعد، در حال تیک زدن برنامم برای روز بیست و یکم هستم :)
✒️Zahra
#day_by_day
#day21
❤5😍1😭1
اون لحظه ای که فکر میکنی همه چیز رو از دست دادی یا هیچوقت هیچی نداشتی، زل بزن به همه ی چیزایی که تا الان داشتی! حتی اگه تموم داراییت یه کاغذ و دفتره که داره خاک میخوره! بهش زل بزن، تو اون لحظه چیزی رو میبینی که یه زمانی توی لیست بی انتهای نداشته هات بود و وقتی از لیستت تیک خورد، تبدیل شد به یکی از هزاران چیز بی اهمیتی که اطرافت داری.
می دونی اینم یکی از دردای اکثر آدماست!
بدو بدو میکنیم تا برسیم و بدست بیاریم اما وقتی به دست میاریم میذاریمش یه گوشه که خاک بخوره و برمیگردیم به لیست بی انتهای نداشته هامون و دوباره بدو بدو برای رسیدن!
ما کل دارایی هستی رو هم داشته باشیم بازم یه چیزی هست که نداشته باشیم و بخوایم بخاطرش بدوایم!
یه لحظه دست نگه دار و به تموم چیزایی که به دستشون آوردی ولی حتی یادت رفته بود واسه چی اونارو میخواستی داشته باشی؛ خیره شو
از خودت بپرس اونقدری که برای بدست آوردنش وقت گذاشتم، برای لذت بردن ازش هم وقت گذاشتم؟!
زندگی مثل بازیه بچه ها!
اگه میخوای از بازی لذت ببری باید دل بدی.
خودت رو توی مسیر زندگی غرق کن
ولی هیچوقت یادت نره
اصلا چرا داریم بازی میکنیم!؟
میخوایم به کجا برسیم؟
خلاصه ی حرفم اینه:
جنگیدن و تلاش برای بدست آوردن همیشه خوبه، ولی کاش اگه چیزی رو به دست میاریم، واسه قشنگ تر شدن زندگیمون ازش استفاده کنیم. برای اینکه دلخوشی درونمون بیشتر و بیشتر بشه، نه اینکه حریص و حریص تر بشیم؛
چون اینجوری که ته همه تلاشامون پوچه و ما هیچوقت به اون رضایت قلبی نمیرسیم!
وسط این بدو بدو ها یه لحظه صبر کن
یه نفسی تازه کن و از طعم هربار به دست آوردنت لذت ببر.
خب؟
-نجمه خواجوی-
می دونی اینم یکی از دردای اکثر آدماست!
بدو بدو میکنیم تا برسیم و بدست بیاریم اما وقتی به دست میاریم میذاریمش یه گوشه که خاک بخوره و برمیگردیم به لیست بی انتهای نداشته هامون و دوباره بدو بدو برای رسیدن!
ما کل دارایی هستی رو هم داشته باشیم بازم یه چیزی هست که نداشته باشیم و بخوایم بخاطرش بدوایم!
یه لحظه دست نگه دار و به تموم چیزایی که به دستشون آوردی ولی حتی یادت رفته بود واسه چی اونارو میخواستی داشته باشی؛ خیره شو
از خودت بپرس اونقدری که برای بدست آوردنش وقت گذاشتم، برای لذت بردن ازش هم وقت گذاشتم؟!
زندگی مثل بازیه بچه ها!
اگه میخوای از بازی لذت ببری باید دل بدی.
خودت رو توی مسیر زندگی غرق کن
ولی هیچوقت یادت نره
اصلا چرا داریم بازی میکنیم!؟
میخوایم به کجا برسیم؟
خلاصه ی حرفم اینه:
جنگیدن و تلاش برای بدست آوردن همیشه خوبه، ولی کاش اگه چیزی رو به دست میاریم، واسه قشنگ تر شدن زندگیمون ازش استفاده کنیم. برای اینکه دلخوشی درونمون بیشتر و بیشتر بشه، نه اینکه حریص و حریص تر بشیم؛
چون اینجوری که ته همه تلاشامون پوچه و ما هیچوقت به اون رضایت قلبی نمیرسیم!
وسط این بدو بدو ها یه لحظه صبر کن
یه نفسی تازه کن و از طعم هربار به دست آوردنت لذت ببر.
خب؟
-نجمه خواجوی-
❤12😍3
Success
روز بیست و دوم رو هم نجات دادیم! #day_by_day #day22
روز بیست و سوم دیروز بود که به باز شدن یک پروژه ی جدید و آماده کردن زیرساخت هاش گذشت. دیروز هم نجات پیدا کرد :)
#day_by_day
#day23
#day_by_day
#day23
❤3
Success
روز بیست و سوم دیروز بود که به باز شدن یک پروژه ی جدید و آماده کردن زیرساخت هاش گذشت. دیروز هم نجات پیدا کرد :) #day_by_day #day23
امروز از اون روزهایی بود که از شدت شلوغ بودن نمیدونی چطور میگذرن و کی شب شد. ولی سهم امروز هم، تو یکساعتی که بین کارهای دیگم فرصت داشتم انجام و چراغ بیست و چهارمین روز هم روشن شد.
#day_by_day
#day24
#day_by_day
#day24
❤3
Success
امروز از اون روزهایی بود که از شدت شلوغ بودن نمیدونی چطور میگذرن و کی شب شد. ولی سهم امروز هم، تو یکساعتی که بین کارهای دیگم فرصت داشتم انجام و چراغ بیست و چهارمین روز هم روشن شد. #day_by_day #day24
روز گذشته هم در امتداد روز قبل ترش، روز شلوغی بود. اونقدر شلوغ که شب بدون ست کردن آلارم خوابم برد و صبح هم خواب موندم و یکم دیرتر به محل کارم رسیدم.
اما هم دیروز هم امروز و هم روزهای آینده، مشغول کاری هستم که خروجی خیلی خوبی داره که به همه ی تلاشهای قبلش معنا میده.
میدونی که قراره دستاورد بزرگتری رو بدست بیاری که لازمه اش، وقت و انرژی و تلاش الانته...
حالا سوال مهم اینجاست که
وقت و انرژی و توان الانت رو، صرف چی میکنی؟
✒️Zahra
#day_by_day
#day25
#day26
اما هم دیروز هم امروز و هم روزهای آینده، مشغول کاری هستم که خروجی خیلی خوبی داره که به همه ی تلاشهای قبلش معنا میده.
میدونی که قراره دستاورد بزرگتری رو بدست بیاری که لازمه اش، وقت و انرژی و تلاش الانته...
حالا سوال مهم اینجاست که
وقت و انرژی و توان الانت رو، صرف چی میکنی؟
✒️Zahra
#day_by_day
#day25
#day26
❤6
Success
روز گذشته هم در امتداد روز قبل ترش، روز شلوغی بود. اونقدر شلوغ که شب بدون ست کردن آلارم خوابم برد و صبح هم خواب موندم و یکم دیرتر به محل کارم رسیدم. اما هم دیروز هم امروز و هم روزهای آینده، مشغول کاری هستم که خروجی خیلی خوبی داره که به همه ی تلاشهای قبلش معنا…
شنبه ها همیشه انرژی عجیبی دارن. انگار بار تمام هفته رو به دوش میکشن و معمولا هم یا دوستشون داریم یا ازشون فراری هستیم، چون رسیدنشون توی تقویم روزها یعنی امروز همون روزیه که یک هفته پشت گوش انداختیم.
بار امروز من، درخور یک شنبه ی قوی هیکل و پر قدرت نبود! اون جوری که اول هفته ها، خیلی آرمانی و فضایی برنامه مینویسیم و همون روز اول، آخر شب شنبه، لیست بلند تیک نخورده ی کارهامون رو میذاریم رو به رومون و میگیم: انشالله از شنبه ی بعدی :)
واقعیت اینه که شنبه، قوی ترین و پرزور ترین روز هفته نیست.
و دومینوی آغاز یک برنامه ی خوب، از همون خشت اولیه که واقع بینانه چیده شده و تحت تاثیر شنبه ها و اول هفته ها و اول ماه ها قرار نگرفته.
یک چیدمان منطقی از کارهایی که باید انجام بدیم، با این دیدگاه که من توان و پتانسیل حال حاضرم رو در نظر دارم و این چیدمان رو فضایی و خیلی فراتر از حد توانم تنظیم نمیکنم.
داستان شنبه ها، همون زنجیره ایه که حلقه های هرهفته به هم گره میخورن و اگه حواسمون بهش نباشه، یک روزی میبینیم یک ریسمان از شنبه های به هم بافته ای داریم که هرگز نرسیدن، و یک زنجیره از شنبه هایی که پازلشون رو آرمانی چیدیم و هرگز با اون نقشی که ما میخواستیم، تصویر نشدن.
بار امروز من هم، در خور یک شنبه ی قوی هیکل پرزور نبود اما، پازلی بود که چند قطعه ی کوچیک داشت و یکی از اون قطعه ها، بیست و هفتمین روز داستان اصلیمون بود...
✒️Zahra
#day_by_day
#day27
بار امروز من، درخور یک شنبه ی قوی هیکل و پر قدرت نبود! اون جوری که اول هفته ها، خیلی آرمانی و فضایی برنامه مینویسیم و همون روز اول، آخر شب شنبه، لیست بلند تیک نخورده ی کارهامون رو میذاریم رو به رومون و میگیم: انشالله از شنبه ی بعدی :)
واقعیت اینه که شنبه، قوی ترین و پرزور ترین روز هفته نیست.
و دومینوی آغاز یک برنامه ی خوب، از همون خشت اولیه که واقع بینانه چیده شده و تحت تاثیر شنبه ها و اول هفته ها و اول ماه ها قرار نگرفته.
یک چیدمان منطقی از کارهایی که باید انجام بدیم، با این دیدگاه که من توان و پتانسیل حال حاضرم رو در نظر دارم و این چیدمان رو فضایی و خیلی فراتر از حد توانم تنظیم نمیکنم.
داستان شنبه ها، همون زنجیره ایه که حلقه های هرهفته به هم گره میخورن و اگه حواسمون بهش نباشه، یک روزی میبینیم یک ریسمان از شنبه های به هم بافته ای داریم که هرگز نرسیدن، و یک زنجیره از شنبه هایی که پازلشون رو آرمانی چیدیم و هرگز با اون نقشی که ما میخواستیم، تصویر نشدن.
بار امروز من هم، در خور یک شنبه ی قوی هیکل پرزور نبود اما، پازلی بود که چند قطعه ی کوچیک داشت و یکی از اون قطعه ها، بیست و هفتمین روز داستان اصلیمون بود...
✒️Zahra
#day_by_day
#day27
❤5