Forwarded from [ بنفشیات ]
ما در دورهی تروماتیکی هستیم!
"تروما" یعنی ضربه، وقتی اتفاق وحشتناکی برامون میوفته که روان ما توانایی هندل کردنش رو نداره، اولین واکنش ما بهش معمولا شوکه شدن و انکاره. و اغلب با علایم جسمانی مثل تپش قلب، حالت تهوع، سردرد، خستگی و غیره همراهه.
ظرفیت روان ما محدوده و برای ادامه دادن توی این روند، خیلی مهمه که از روانمون مراقبت کنیم. مراقبت از روانمون بخشی از مراقبت از مسیره چون با روانی متلاشی شده نمیشه در بلندمدت ادامه داد.
حالا چطوری از خودمون مراقبت کنیم؟
میدونم همهمون دوست داریم پیوسته اخبار رو دنبال کنیم و هر لحظه از همه چیز باخبر باشیم اما مدام محرک وارد کردن به ذهنمون، مارو دچار خستگی روانی میکنه که میتونه مارو در آستانهی فروپاشی قرار بده.
زمانهایی رو برای خودتون تعیین کنین که کاملا از شبکههای اجتماعی خارج بشین. میدونم نگرانیم و این کار سخته ولی ضروریه و حتما هم لازم نیست طولانی باشه. حتی وقفههای نیم ساعته میتونه کمککننده باشه. میتونین از دوستی بخواین توی اون زمان اگر خبر مهمی پیش اومد بهتون اطلاع بده.
این شکایت پرتکرار رو میشنوم که «هیچ کاری نتونستم انجام بدم»، «دستم به هیچ کاری نمیره»، «همهی کارام مونده» و غیره. الان شرایط خاصه، درسته؟ چطور میشه توی شرایط غیرعادی زندگی عادی داشت؟ انتظاری که از خودتون دارین عملا نشدنیه. پس چی کار کنیم؟
کارهای ضروری که باید انجام بدین رو مشخص کنین و بقیهی کارها رو کاملا از ذهنتون و برنامهتون خارج کنین. آخرین چیزی که توی این شرایط نیاز داریم، تحلیل رفتن انرژیمون برای یک انتظار غیرواقعی و سرزنش بیهوده است. بپذیریم که الان نمیتونیم روند عادی زندگی رو دنبال کنیم.
این روزها سوگواریم، خشمگینیم، غمگینیم و اگر بخوایم حس خوبی رو تجربه کنیم احتمالا دچار احساس گناه بشیم اما ما نمیدونیم این مسیر چقدر طول میکشه و برای مقاومت و پیش رفتن لازمه سرپا بمونیم، لازمه توان داشته باشیم. راهحل چیه؟
برای خودتون شارژرهای کوچولو تدارک ببینین و اجازه بدین روانتون ازش بهرهمند بشه. حال و حوصلهی حال خوب رو نداریم پس دنبال چیزهای کوچیک بگردین. برای هر کس این شارژرها ممکنه متفاوت باشه.
پیشنهادهای کلی برای افزایش ظرفیت روان جهت ادامه دادن:
با اطرافیان همنظر درباره احساساتتون صحبت کنین.
انرژیتون رو با بحثهای بیهوده هدر ندین.
اگر لازم شد تراپی بگیرین.
اگر علایم جسمانیتون ادامهدار بود با کمک روانپزشک دارو استفاده کنین.
روزهای سختی رو گذروندیم، روزهای سختی در پیشه. اشکالی نداره یک وقتهایی احساس خستگی، ناامیدی یا افسردگی کنین، یک وقتهایی حس کنین دیگه نمیتونین یا شدنی نیست. یادتون باشه این فقط یک حس لحظهایه و با کمک روشهای بالا میشه گذروندش و ادامه داد
سارا کامجو. روانشناس بالینی
@Banafshiat
"تروما" یعنی ضربه، وقتی اتفاق وحشتناکی برامون میوفته که روان ما توانایی هندل کردنش رو نداره، اولین واکنش ما بهش معمولا شوکه شدن و انکاره. و اغلب با علایم جسمانی مثل تپش قلب، حالت تهوع، سردرد، خستگی و غیره همراهه.
ظرفیت روان ما محدوده و برای ادامه دادن توی این روند، خیلی مهمه که از روانمون مراقبت کنیم. مراقبت از روانمون بخشی از مراقبت از مسیره چون با روانی متلاشی شده نمیشه در بلندمدت ادامه داد.
حالا چطوری از خودمون مراقبت کنیم؟
میدونم همهمون دوست داریم پیوسته اخبار رو دنبال کنیم و هر لحظه از همه چیز باخبر باشیم اما مدام محرک وارد کردن به ذهنمون، مارو دچار خستگی روانی میکنه که میتونه مارو در آستانهی فروپاشی قرار بده.
زمانهایی رو برای خودتون تعیین کنین که کاملا از شبکههای اجتماعی خارج بشین. میدونم نگرانیم و این کار سخته ولی ضروریه و حتما هم لازم نیست طولانی باشه. حتی وقفههای نیم ساعته میتونه کمککننده باشه. میتونین از دوستی بخواین توی اون زمان اگر خبر مهمی پیش اومد بهتون اطلاع بده.
این شکایت پرتکرار رو میشنوم که «هیچ کاری نتونستم انجام بدم»، «دستم به هیچ کاری نمیره»، «همهی کارام مونده» و غیره. الان شرایط خاصه، درسته؟ چطور میشه توی شرایط غیرعادی زندگی عادی داشت؟ انتظاری که از خودتون دارین عملا نشدنیه. پس چی کار کنیم؟
کارهای ضروری که باید انجام بدین رو مشخص کنین و بقیهی کارها رو کاملا از ذهنتون و برنامهتون خارج کنین. آخرین چیزی که توی این شرایط نیاز داریم، تحلیل رفتن انرژیمون برای یک انتظار غیرواقعی و سرزنش بیهوده است. بپذیریم که الان نمیتونیم روند عادی زندگی رو دنبال کنیم.
این روزها سوگواریم، خشمگینیم، غمگینیم و اگر بخوایم حس خوبی رو تجربه کنیم احتمالا دچار احساس گناه بشیم اما ما نمیدونیم این مسیر چقدر طول میکشه و برای مقاومت و پیش رفتن لازمه سرپا بمونیم، لازمه توان داشته باشیم. راهحل چیه؟
برای خودتون شارژرهای کوچولو تدارک ببینین و اجازه بدین روانتون ازش بهرهمند بشه. حال و حوصلهی حال خوب رو نداریم پس دنبال چیزهای کوچیک بگردین. برای هر کس این شارژرها ممکنه متفاوت باشه.
پیشنهادهای کلی برای افزایش ظرفیت روان جهت ادامه دادن:
با اطرافیان همنظر درباره احساساتتون صحبت کنین.
انرژیتون رو با بحثهای بیهوده هدر ندین.
اگر لازم شد تراپی بگیرین.
اگر علایم جسمانیتون ادامهدار بود با کمک روانپزشک دارو استفاده کنین.
روزهای سختی رو گذروندیم، روزهای سختی در پیشه. اشکالی نداره یک وقتهایی احساس خستگی، ناامیدی یا افسردگی کنین، یک وقتهایی حس کنین دیگه نمیتونین یا شدنی نیست. یادتون باشه این فقط یک حس لحظهایه و با کمک روشهای بالا میشه گذروندش و ادامه داد
سارا کامجو. روانشناس بالینی
@Banafshiat
یادتونه یه مدت برای محتوای کانال میپرسیدم ازتون که چیا دوست دارین بزارم؟ و یه عده میگفتن عکس از دانشکده تون چون بهمون انگیزه میده.. ؟
منم گاهی یه دفعه وسط کارام تو بخش یادم می اومد و عکس می گرفتم میزاشتم اینجا.
حالا بعد مدتها، این عکس برا امروزه؛ و از این عکس قشنگتر از دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی تهران، نداریم. :)
و بله حق با شماست. عکسای دانشگاه، به آدم انگیزه میدن؛ منم نگاش میکنم انگیزه می گیرم.👌
"گرچه شب تاریک است؛...
دل قوی دار؛
سحر نزدیک است."
۴ آبان ۱۴۰۱
منم گاهی یه دفعه وسط کارام تو بخش یادم می اومد و عکس می گرفتم میزاشتم اینجا.
حالا بعد مدتها، این عکس برا امروزه؛ و از این عکس قشنگتر از دانشکده دندانپزشکی شهید بهشتی تهران، نداریم. :)
و بله حق با شماست. عکسای دانشگاه، به آدم انگیزه میدن؛ منم نگاش میکنم انگیزه می گیرم.👌
"گرچه شب تاریک است؛...
دل قوی دار؛
سحر نزدیک است."
۴ آبان ۱۴۰۱
#اندیشه_و_درنگ
برای #تغییر
از هریت تایمن پرسیدند: سخت ترین مرحله کار برای نجات بردگان چه بود؟
هریت عمیقا به فکر فرو رفت و با اندوه گفت:
قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی....
@success_program
برای #تغییر
از هریت تایمن پرسیدند: سخت ترین مرحله کار برای نجات بردگان چه بود؟
هریت عمیقا به فکر فرو رفت و با اندوه گفت:
قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی....
@success_program
Audio
سلام بچه ها،
این مدت خیلی ها پیام داده بودین و گفته بودین تو اوضاع فعلی چه حالی دارین و چیکار باید کرد در مورد درسا و آزمون و ... .
همونطور که قبلا هم گفتم، نمیشه که حال آدم همیشه خوب باشه و بتونه با همه توان سابق کارها رو پیش ببره؛ خصوصا وقتی دلیل منطقی وجود داره و #برای خیلی چیزها ناراحتیم.
کانال آقای دکتر مکری رو هم معرفی میکنم توی ویس و مطلبی که اواخر منتشر کردن رو به اشتراک میزارم. امیدوارم گوش بدین و از نکاتش استفاده کنین.
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
این مدت خیلی ها پیام داده بودین و گفته بودین تو اوضاع فعلی چه حالی دارین و چیکار باید کرد در مورد درسا و آزمون و ... .
همونطور که قبلا هم گفتم، نمیشه که حال آدم همیشه خوب باشه و بتونه با همه توان سابق کارها رو پیش ببره؛ خصوصا وقتی دلیل منطقی وجود داره و #برای خیلی چیزها ناراحتیم.
کانال آقای دکتر مکری رو هم معرفی میکنم توی ویس و مطلبی که اواخر منتشر کردن رو به اشتراک میزارم. امیدوارم گوش بدین و از نکاتش استفاده کنین.
#دکتر_سارا_صندوقداران
#دندانپزشکی_شهیدبهشتی
@success_program
Forwarded from دکتر آذرخش مکری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سلامت روان در شرایط پر استرس بخش اول
Forwarded from دکتر آذرخش مکری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سلامت روان در شرایط پر استرس بخش دوم
گشت و چرخید و دور خورد و بالاخره محل طرحم مشخص شد؛ مرکز فاطمه، در حاشیهی شهر زاهدان.
۲۴ مهر ۱۴۰۱. بیشتر از یک ماه پیگیری و رفت و آمد و امضاهای قبل شروع کار و بعدش بالاخره ابلاغم اومد.
اولاش یه کم سخت بود چون با تصورم فرق داشت یه کم. طرح بیشتر فرمت کار اداری و کارمندی داره؛ کلی ثبت سامانه و سیستم و بیمه؛ کلی حساب کتاب که اگه دستیار نداشته باشی باید خودت انجام بدی همه شونو؛ کلی هم ویزیت! و البته کلی دندون که نمیشه با امکانات مرکز بهداشت به عنوان سرخط سیستم های ارجاعی، کاری کرد براشون. خیلی خیلی داستان مختلف؛ که موازی باهم پیش میرفتن. شرایط اجتماعی اقتصادی؛ به هم ریختگی احساسی و تجربه ی حاد و نوسانی احساساتی مثل خشم، غم، امید، افتخار، و باز غم... . شرایط خانواده؛ زندگی دوباره در کنارشون بعد از ۶ سال زندگی مستقل و تنها؛ آشنایی با افراد جدید و زندگی اداری ۷ صبح تا ۲ بعداز ظهر و بعدشم شب و ... بله دوباره صبح شد و باید بری سرکار :)
البته باید بگم جایی که کار میکنم رو واقعا دوست دارم. سخته گاهی و از نظر یه عده خیلی فرصتای بهتر هست؛ ولی من بین این همه شلوغی، و این همه حس پوچی و ترس و وهم که گاها گلومو محکم می گیرن و فشار میدن تا نفسم بند بیاد، بین این همه که حس میکنم بعضی معانی دارن برام از بین میرن و هیچ میشن، هر از گاهی در تصویر یه همچین منظره ای (مثل اینی که فیلمش رو فرستادم) یهو یه چیز آشنایی حس میکنم! خیلی سریع و یهویی؛ یکی یه دفعه تو سرم، طوریکه انگار از بین جمعیت غریبه های شلوغ، یه آشنا دیده، داد میزنه میگه: عه! زندگی!
و من به همون لحظه ها دلم گرمه هنوز؛ و روشن از شعلهی کوچیک امید؛ که امیدوارم غرق هوای تازگی و تحول، شعلهور تر و بزرگتر شه برای هممون.
خیلی دوست داشتم دوباره باهم از سر بگیریم فعالیتامونو.
بگم از تجربه هام، نحوه ی حل شدن بعضی مسائل برام؛ چیزای خوبی که پیش میاد و یاد میگیرم!
شما هم بگین، نه فقط در باب کنکور، که در باب مسائلی که آگاهی ازشون هر مرحله ای رو ( مثلا کنکور) راحتتر میکنه.
گرچه راحت نیست و فرصت کمه گاهی؛ یا سختتره به هرحال از بعضی نظرا؛ ولی امید دارم، باهم بتونیم انجامش بدیم☘
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
۲۴ مهر ۱۴۰۱. بیشتر از یک ماه پیگیری و رفت و آمد و امضاهای قبل شروع کار و بعدش بالاخره ابلاغم اومد.
اولاش یه کم سخت بود چون با تصورم فرق داشت یه کم. طرح بیشتر فرمت کار اداری و کارمندی داره؛ کلی ثبت سامانه و سیستم و بیمه؛ کلی حساب کتاب که اگه دستیار نداشته باشی باید خودت انجام بدی همه شونو؛ کلی هم ویزیت! و البته کلی دندون که نمیشه با امکانات مرکز بهداشت به عنوان سرخط سیستم های ارجاعی، کاری کرد براشون. خیلی خیلی داستان مختلف؛ که موازی باهم پیش میرفتن. شرایط اجتماعی اقتصادی؛ به هم ریختگی احساسی و تجربه ی حاد و نوسانی احساساتی مثل خشم، غم، امید، افتخار، و باز غم... . شرایط خانواده؛ زندگی دوباره در کنارشون بعد از ۶ سال زندگی مستقل و تنها؛ آشنایی با افراد جدید و زندگی اداری ۷ صبح تا ۲ بعداز ظهر و بعدشم شب و ... بله دوباره صبح شد و باید بری سرکار :)
البته باید بگم جایی که کار میکنم رو واقعا دوست دارم. سخته گاهی و از نظر یه عده خیلی فرصتای بهتر هست؛ ولی من بین این همه شلوغی، و این همه حس پوچی و ترس و وهم که گاها گلومو محکم می گیرن و فشار میدن تا نفسم بند بیاد، بین این همه که حس میکنم بعضی معانی دارن برام از بین میرن و هیچ میشن، هر از گاهی در تصویر یه همچین منظره ای (مثل اینی که فیلمش رو فرستادم) یهو یه چیز آشنایی حس میکنم! خیلی سریع و یهویی؛ یکی یه دفعه تو سرم، طوریکه انگار از بین جمعیت غریبه های شلوغ، یه آشنا دیده، داد میزنه میگه: عه! زندگی!
و من به همون لحظه ها دلم گرمه هنوز؛ و روشن از شعلهی کوچیک امید؛ که امیدوارم غرق هوای تازگی و تحول، شعلهور تر و بزرگتر شه برای هممون.
خیلی دوست داشتم دوباره باهم از سر بگیریم فعالیتامونو.
بگم از تجربه هام، نحوه ی حل شدن بعضی مسائل برام؛ چیزای خوبی که پیش میاد و یاد میگیرم!
شما هم بگین، نه فقط در باب کنکور، که در باب مسائلی که آگاهی ازشون هر مرحله ای رو ( مثلا کنکور) راحتتر میکنه.
گرچه راحت نیست و فرصت کمه گاهی؛ یا سختتره به هرحال از بعضی نظرا؛ ولی امید دارم، باهم بتونیم انجامش بدیم☘
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
و بالاخره!☘
چاپ شد♡🎁📕
و امروز روزیه که میتونم درموردش باهاتون صحبت کنم.
تو ویس بعدی بیشتر میگم در موردش؛
حتما گوش بدین، این یکی از قشنگترین برنامههاییه که کنار هم میتونیم انجام بدیم❤
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
چاپ شد♡🎁📕
و امروز روزیه که میتونم درموردش باهاتون صحبت کنم.
تو ویس بعدی بیشتر میگم در موردش؛
حتما گوش بدین، این یکی از قشنگترین برنامههاییه که کنار هم میتونیم انجام بدیم❤
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
❤1
Audio
#در_من_شهریست
معرفی کتاب و صحبت بعد از مدتها☘
تو این ویس در مورد این کتاب، داستان نوشتهشدنش، انتشارش و محتوای اصلیش باهم صحبت میکنیم.
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
معرفی کتاب و صحبت بعد از مدتها☘
تو این ویس در مورد این کتاب، داستان نوشتهشدنش، انتشارش و محتوای اصلیش باهم صحبت میکنیم.
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
سخن نویسنده.pdf
404.7 KB
از متن:
صحبت من البته ربطی به زندگی خوابگاهی و تجربیات دانشگاهی ندارد. البته که شخصیت هر کسی در گرو جزییات چنین تداخلات و کنش ها، رقم میخورد و من هم بسیاری از آموختهها و عقاید امروزم را مدیون فلان سلسله از اتفاقات در فلان دوره از زندگی هستم؛ اما حقیقت این است که تمام اینها مطابق یک فرمول رقم میخوردند و ساختار داشتند و نسبتا در دایرهی برنامهریزیهایم قرار میگرفتند. صحبت من، و داستان این کتاب، مربوط به روالی است که به طرز غیرمنتظره ای به هم میخورد؛ طوری که به هیچ طریق و تبحر، قابل ویراست نیست و همه چیز باید از نو نوشتهشود....
@success_program
صحبت من البته ربطی به زندگی خوابگاهی و تجربیات دانشگاهی ندارد. البته که شخصیت هر کسی در گرو جزییات چنین تداخلات و کنش ها، رقم میخورد و من هم بسیاری از آموختهها و عقاید امروزم را مدیون فلان سلسله از اتفاقات در فلان دوره از زندگی هستم؛ اما حقیقت این است که تمام اینها مطابق یک فرمول رقم میخوردند و ساختار داشتند و نسبتا در دایرهی برنامهریزیهایم قرار میگرفتند. صحبت من، و داستان این کتاب، مربوط به روالی است که به طرز غیرمنتظره ای به هم میخورد؛ طوری که به هیچ طریق و تبحر، قابل ویراست نیست و همه چیز باید از نو نوشتهشود....
@success_program
❤1
نشراول☘.pdf
580.8 KB
سلام بچهها☘
اول اینکه ممنونم از محبتی که داشتین همتون❤ خیلی ارزشمنده و باعث افتخاره همراهیتون🌺
بعدشم اینکه این اولین قسمت از کتابه، سعی میکنم هر هفته یکشنبه ها، یه قسمت ازش رو به اشتراک بزارم☘
(اگر نت همراهی کنه🫠)
#در_من_شهریست
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
اول اینکه ممنونم از محبتی که داشتین همتون❤ خیلی ارزشمنده و باعث افتخاره همراهیتون🌺
بعدشم اینکه این اولین قسمت از کتابه، سعی میکنم هر هفته یکشنبه ها، یه قسمت ازش رو به اشتراک بزارم☘
(اگر نت همراهی کنه🫠)
#در_من_شهریست
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
سلام بچه ها☘
وقت تون بخیر❤
خیلی وقته ویس در مورد موضوع خاصی نداشتیم؛ گفتم کامنتا که بازه، شما پیشنهاد بدین یا اگر چیزی ذهنتون رو درگیر کرده بگین، حتما صحبت کنیم همینجا؛ ☕️
بعد راجع به موضوعات جالبترش تو ویس های آینده هم بحث میکنیم.
چه درسی، و چه بیشتر از اون☘
@success_program
وقت تون بخیر❤
خیلی وقته ویس در مورد موضوع خاصی نداشتیم؛ گفتم کامنتا که بازه، شما پیشنهاد بدین یا اگر چیزی ذهنتون رو درگیر کرده بگین، حتما صحبت کنیم همینجا؛ ☕️
بعد راجع به موضوعات جالبترش تو ویس های آینده هم بحث میکنیم.
چه درسی، و چه بیشتر از اون☘
@success_program
نشر دوم.pdf
325.6 KB
#در_من_شهریست
از متن:
در راه برگشت، دوباره، اون صدای غريب شروع کرد به وسوسه کردنم برای نوشتن.
ـ دلیل اينهمه اصرارت چیه؟ واقعا نمیبینی چه قدر سرم شلوغه؟
در حالیکه کلافه و شوکه بودم گوشیم رو از تو کیفم درآوردم و شروع به نوشتن کردم...
🖊#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
از متن:
در راه برگشت، دوباره، اون صدای غريب شروع کرد به وسوسه کردنم برای نوشتن.
ـ دلیل اينهمه اصرارت چیه؟ واقعا نمیبینی چه قدر سرم شلوغه؟
در حالیکه کلافه و شوکه بودم گوشیم رو از تو کیفم درآوردم و شروع به نوشتن کردم...
🖊#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
بعضی روزا، تو رو تو خودشون گم میکنن و حس میکنی دارن رو دوشت سنگینی میکنن؛ ولی بعد یه سری اتفاقا میفته، گاهی به کوچیکی اندازه ی یه کامنت، که یهو روشنی و حس گشایش و سبکی رو دوباره تو قلبت جاری میکنه.
این کامنتا خیلی عالی بودن؛ خصوصا اینکه به شدت مقدمه ی خوبی بودن برای سری ویس های جدیدی که میخوام از این به بعد هر هفته با هشتک #اطلس_دل تو کانال بزارم.
اطلس دل، در واقع اسم یه کتاب خیلی خوبه، که تو اولین ویس در موردش توضیح میدم؛ و دقیقا بحثش توضیح و شرح همین احساسات مختلف و مشترکیه که تجربه میکنیم، ولی چون نمیدونیم چی ان، معمولا سردرگم میشیم یا حس میکنیم درشون تنهاییم؛ حتی ادبیات انتقالشون رو نداریم و نمی تونیم بفهمیم دقیقا چه اتفاقی درمون میفته.
در ضمن! ممنونم از اینکه همراه #در_من_شهریست هستین؛ دغدغه ی بعضی از نتایجی رو که دنبالش بودم و میخواستم باهام راجع بهشون بحث کنیم و بهشون برسیم، خیلی زودتر از تصورم دارین بیان میکنین؛ و این عالیه☘ ممنونم❤
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
این کامنتا خیلی عالی بودن؛ خصوصا اینکه به شدت مقدمه ی خوبی بودن برای سری ویس های جدیدی که میخوام از این به بعد هر هفته با هشتک #اطلس_دل تو کانال بزارم.
اطلس دل، در واقع اسم یه کتاب خیلی خوبه، که تو اولین ویس در موردش توضیح میدم؛ و دقیقا بحثش توضیح و شرح همین احساسات مختلف و مشترکیه که تجربه میکنیم، ولی چون نمیدونیم چی ان، معمولا سردرگم میشیم یا حس میکنیم درشون تنهاییم؛ حتی ادبیات انتقالشون رو نداریم و نمی تونیم بفهمیم دقیقا چه اتفاقی درمون میفته.
در ضمن! ممنونم از اینکه همراه #در_من_شهریست هستین؛ دغدغه ی بعضی از نتایجی رو که دنبالش بودم و میخواستم باهام راجع بهشون بحث کنیم و بهشون برسیم، خیلی زودتر از تصورم دارین بیان میکنین؛ و این عالیه☘ ممنونم❤
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
اینم کتابی که گفتم؛
تو ویس اول هم یه کم معرفی خواهیم داشت هم فصل اولش رو باهم بررسی میکنیم☘👇
اطلس دل، نوشته برنه براون🌬💧
@success_program
تو ویس اول هم یه کم معرفی خواهیم داشت هم فصل اولش رو باهم بررسی میکنیم☘👇
اطلس دل، نوشته برنه براون🌬💧
@success_program
Audio
#اطلس_دل
معرفی و فصل اول : 📖
جاهایی که می رویم وقتی اطمینانی وجود ندارد یا اوضاع تحمل ناپذیر است... .🎭
شرحی بر : استرس، استیصال، نگرانی، اجتناب، برانگیختگی، ترس وآسیب پذیری🧘
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
معرفی و فصل اول : 📖
جاهایی که می رویم وقتی اطمینانی وجود ندارد یا اوضاع تحمل ناپذیر است... .🎭
شرحی بر : استرس، استیصال، نگرانی، اجتناب، برانگیختگی، ترس وآسیب پذیری🧘
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
نشر سوم.pdf
637.9 KB
#در_من_شهریست
از متن:
آره چون حس می کنم هنوز يکی هست در من که خیلی صداش آشناست... که وقتی يه کاری میکنم که خوشحال میشه، انگار همه چیز يادم میره... انگار من خلق شدم که اونو خوش حال کنم؛ انگار اون تیکه از وجودم که آروم باشه ديگه هر چی هم بقیه اش هیاهو باشه و غصه مهم نیست. رد میشه؛ حس می کردم اون شب، حالم اونقدری خوب هست که باهاش دوباره يه کم حرف بزنم: ...
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
از متن:
آره چون حس می کنم هنوز يکی هست در من که خیلی صداش آشناست... که وقتی يه کاری میکنم که خوشحال میشه، انگار همه چیز يادم میره... انگار من خلق شدم که اونو خوش حال کنم؛ انگار اون تیکه از وجودم که آروم باشه ديگه هر چی هم بقیه اش هیاهو باشه و غصه مهم نیست. رد میشه؛ حس می کردم اون شب، حالم اونقدری خوب هست که باهاش دوباره يه کم حرف بزنم: ...
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
Audio
بچه ها تنها موضوع درسی که درموردش این مدت تو کانال ویس نداشتیم برنامه ریزی بوده که اونم به صورت کامل و با جزئیات تو این ویس توضیح دادم؛ امیدوارم مفید باشه براتون☘❤
هر سوالی هم در موردش بود میتونین تو کامنتا بپرسین تا مطلب با جزئیات بیشتری بسته بشه.📎📌
موفق باشین☘🌺
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program
هر سوالی هم در موردش بود میتونین تو کامنتا بپرسین تا مطلب با جزئیات بیشتری بسته بشه.📎📌
موفق باشین☘🌺
#دکتر_سارا_صندوقداران
@success_program