#دل_نوشته
گاهی باید خود را مطالعه کنیم،
ممکن است به این نتیجه برسیم که
کتاب به درد نخوری هستیم
که فقط باید به انبار برود،
پوچ و بی خاصیت!
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
گاهی باید خود را مطالعه کنیم،
ممکن است به این نتیجه برسیم که
کتاب به درد نخوری هستیم
که فقط باید به انبار برود،
پوچ و بی خاصیت!
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
#یک_جرعه_کتاب
بیحساب بچهدار شدن اشتباه است، بچهدار شدن برای کاستن از تنهایی خویش غلط است، هدفدار کردن زندگی با تولید چون خودی، اشتباه است و اشتباه است اگر با تولید مثل، درصدد رسیدن به جاودانگی باشیم، تنها به این دلیل که نطفه، حاوی بخشی از آگاهی ماست.
📙 #وقتی_نیچه_گریست
👤 #اروین_یالوم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
بیحساب بچهدار شدن اشتباه است، بچهدار شدن برای کاستن از تنهایی خویش غلط است، هدفدار کردن زندگی با تولید چون خودی، اشتباه است و اشتباه است اگر با تولید مثل، درصدد رسیدن به جاودانگی باشیم، تنها به این دلیل که نطفه، حاوی بخشی از آگاهی ماست.
📙 #وقتی_نیچه_گریست
👤 #اروین_یالوم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
#امشب_چی_بخونم
در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت؟
نویسنده: نیکی فیروز کوهی
تعداد صفحات: 152 صفحه
قیمت: 16000 تومان
@studygroup
در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت؟
نویسنده: نیکی فیروز کوهی
تعداد صفحات: 152 صفحه
قیمت: 16000 تومان
@studygroup
#در_خانه_ما_عشق_کجا_ضیافت_داشت در یک نگاه
۱۳۷ نامه در یک کتاب
نامهها را در خلوتِ خود مینوشتم، گاهی برای خودم، گاهی هم برای کسی در فاصلهای به غایت دور.
نامهها هرگز ارسال نشد. هرگز انگیزهای و امیدی به بازگشت حتی یک جواب کوچک نبود.
نامهها جمع آوری شد تا روزی بهدست هزاران نفری برسد که در فاصلههایی به غایت دور، بیهیچ تصوری از دلتنگی، زندگی میکنند، از آفتاب مینویسند و باران و هوای پاییزی؛ بی آنکه به خاطر آورند، یک نفر، بسیار دورتر ها، آفتاب را فراموش کرده و باران را و هوای پاییز را، تنها به عشقِ آنها.
تقدیم به تمام آنهایی که منتظرند، به کسانی که امید برگشت دارند، حتی کسانی که هیچ آمدنی را دیگر باور ندارند.
@studygroup
۱۳۷ نامه در یک کتاب
نامهها را در خلوتِ خود مینوشتم، گاهی برای خودم، گاهی هم برای کسی در فاصلهای به غایت دور.
نامهها هرگز ارسال نشد. هرگز انگیزهای و امیدی به بازگشت حتی یک جواب کوچک نبود.
نامهها جمع آوری شد تا روزی بهدست هزاران نفری برسد که در فاصلههایی به غایت دور، بیهیچ تصوری از دلتنگی، زندگی میکنند، از آفتاب مینویسند و باران و هوای پاییزی؛ بی آنکه به خاطر آورند، یک نفر، بسیار دورتر ها، آفتاب را فراموش کرده و باران را و هوای پاییز را، تنها به عشقِ آنها.
تقدیم به تمام آنهایی که منتظرند، به کسانی که امید برگشت دارند، حتی کسانی که هیچ آمدنی را دیگر باور ندارند.
@studygroup
#نامه_۲۳
کاش می دانستم کدام گوشه این دنیای بزرگ نشسته ای
و این نوشته را می خوانی!
کاش می توانستم بگویم از کجای این درندشت برای تو و به هوای تو می نویسم!
شاید می شد،
اگر گمشده کوچه پسکوچه های غربت نبودم.
اگر یک دفتر، یک قلم و یک کوله پشتی همه دار و ندارم نبود.
اگر میل وحشیانه به گریز، به پرواز، به همه جا بودن و هیچ جا نبودن مرا رها می کرد.
شاید...
شاید...
شاید می شد...
اگر چنان با شب و تاریکی و تنهایی آمیخته نبودم.
از گوشه دنج دنیایت مرا می خوانی
و نمی دانی که هر لحظه از تو، از این واژه ها، از حضور ساکت و صبور خودم در کنار تو دور می شوم.
گاهی فکر می کنم چقدر عجیب است که آدمها در آن واحد می توانند از هم دور شوند و به هم نزدیک!
همه چیز بستگی به این دارد که چه کسی در ابتدا و انتهای راه منتظر باشد.
باید رفت، باز یک یلدای بی تو، بی هیچکس در کنارم.
کاش نزدیکتر از اینها بودیم!
گرچه یک آغوش گرم، هرگز خداحافظی را آسانتر نکرده...
@studygroup
کاش می دانستم کدام گوشه این دنیای بزرگ نشسته ای
و این نوشته را می خوانی!
کاش می توانستم بگویم از کجای این درندشت برای تو و به هوای تو می نویسم!
شاید می شد،
اگر گمشده کوچه پسکوچه های غربت نبودم.
اگر یک دفتر، یک قلم و یک کوله پشتی همه دار و ندارم نبود.
اگر میل وحشیانه به گریز، به پرواز، به همه جا بودن و هیچ جا نبودن مرا رها می کرد.
شاید...
شاید...
شاید می شد...
اگر چنان با شب و تاریکی و تنهایی آمیخته نبودم.
از گوشه دنج دنیایت مرا می خوانی
و نمی دانی که هر لحظه از تو، از این واژه ها، از حضور ساکت و صبور خودم در کنار تو دور می شوم.
گاهی فکر می کنم چقدر عجیب است که آدمها در آن واحد می توانند از هم دور شوند و به هم نزدیک!
همه چیز بستگی به این دارد که چه کسی در ابتدا و انتهای راه منتظر باشد.
باید رفت، باز یک یلدای بی تو، بی هیچکس در کنارم.
کاش نزدیکتر از اینها بودیم!
گرچه یک آغوش گرم، هرگز خداحافظی را آسانتر نکرده...
@studygroup
#یک_جرعه_کتاب
نیرو و شایستگی تحسین برمیانگیزد، نه عشق. شکنندگی انسان است که عشق را پدید میآورد. اما شکنندگی کافی نیست. اتکا به خود و با فاصله به خود نگریستن باید آن را تکمیل کند. شکستگیها موجب نرمی و ملایمت میشوند، اما دیر یا زود، آنچه نرمی را برمیانگیزد، باعث پرخاشگری نیز میشود. ضعفِ مطلق به سبب ناتوانی خود، به اندازهی نیروی فولادین، عشق را غیرممکن میسازد.
📙 #تصرف_عدوانی
👤 #لنا_آندرشون
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
نیرو و شایستگی تحسین برمیانگیزد، نه عشق. شکنندگی انسان است که عشق را پدید میآورد. اما شکنندگی کافی نیست. اتکا به خود و با فاصله به خود نگریستن باید آن را تکمیل کند. شکستگیها موجب نرمی و ملایمت میشوند، اما دیر یا زود، آنچه نرمی را برمیانگیزد، باعث پرخاشگری نیز میشود. ضعفِ مطلق به سبب ناتوانی خود، به اندازهی نیروی فولادین، عشق را غیرممکن میسازد.
📙 #تصرف_عدوانی
👤 #لنا_آندرشون
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
#امشب_چی_بخونم
اکسیر عشق
نویسنده: اریک امانوئل اشمیت
مترجم: سعیده بوغیری
تعداد صفحات: 176 صفحه
قیمت: 10000 تومان
@studygroup
اکسیر عشق
نویسنده: اریک امانوئل اشمیت
مترجم: سعیده بوغیری
تعداد صفحات: 176 صفحه
قیمت: 10000 تومان
@studygroup
#اکسیر_عشق در یک نگاه
آیا عشق فرایندی شیمیایی است یا اعجازی روحانی؟ و آیا راهی خطاناپذیر برای شعلهورکردن اشتیاق وجود دارد؟ یا آنکه ما در دوست داشتن کاملا آزادیم؟"
آدام و لوییز عاشقانی قدیمی، پس از زندگی مشترک و رویاگونه، حال با فرسنگها فاصله از یکدیگر - مرد در پاریس و زن در مونترال - زندگی میکنند. آنان با نامه از زخمهای گذشته یاد میکنند و به ماجراهای تازهای که زندگی برایشان رقم زده است، اقرار میکنند. برای برانگیختن عشق رجز میخوانند؛
@studygroup
«لوییز عزیزم، پیوند ما ماندگار نشد، چون طولانی شده بود. زمان رفیق خوبی برای عشق نیست..
وابستگی اشتیاق را از میان میبرد..»
@studygroup
آیا در این فراز و فرود حقهای نهفته است؟
آیا عشق فرایندی شیمیایی است یا اعجازی روحانی؟ و آیا راهی خطاناپذیر برای شعلهورکردن اشتیاق وجود دارد؟ یا آنکه ما در دوست داشتن کاملا آزادیم؟"
آدام و لوییز عاشقانی قدیمی، پس از زندگی مشترک و رویاگونه، حال با فرسنگها فاصله از یکدیگر - مرد در پاریس و زن در مونترال - زندگی میکنند. آنان با نامه از زخمهای گذشته یاد میکنند و به ماجراهای تازهای که زندگی برایشان رقم زده است، اقرار میکنند. برای برانگیختن عشق رجز میخوانند؛
@studygroup
«لوییز عزیزم، پیوند ما ماندگار نشد، چون طولانی شده بود. زمان رفیق خوبی برای عشق نیست..
وابستگی اشتیاق را از میان میبرد..»
@studygroup
آیا در این فراز و فرود حقهای نهفته است؟
#دل_نوشته
من بعد از سال ها زندگی کردن با این مردم فهمیدم که خطرناک تر از آدم هایی که هیچ کتابی نخوندن، آدم هایی هستن که فقط چندتا کتاب خوندن، اون ها دیگه خودشون رو از روشن فکرها می دونن و می خوان در مورد هر چیزی اظهار نظر تخصصی کنن، هر اتفاق و داستانی رو به اون کتاب ها ربط میدن و از سطر به سطرش نقل قول می کنن. مطمئن باش اگه اون ها روشن فکر واقعی باشن در مورد مسائلی که تخصص ندارن حرف نمی زنن و به چند تا کتاب بسنده نمی کنن.
📙 #قهوه_سرد_آقای_نویسنده
👤 #روزبه_معین
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
من بعد از سال ها زندگی کردن با این مردم فهمیدم که خطرناک تر از آدم هایی که هیچ کتابی نخوندن، آدم هایی هستن که فقط چندتا کتاب خوندن، اون ها دیگه خودشون رو از روشن فکرها می دونن و می خوان در مورد هر چیزی اظهار نظر تخصصی کنن، هر اتفاق و داستانی رو به اون کتاب ها ربط میدن و از سطر به سطرش نقل قول می کنن. مطمئن باش اگه اون ها روشن فکر واقعی باشن در مورد مسائلی که تخصص ندارن حرف نمی زنن و به چند تا کتاب بسنده نمی کنن.
📙 #قهوه_سرد_آقای_نویسنده
👤 #روزبه_معین
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
#یک_جرعه_کتاب
از من بشنو و در وجود اگر دردی داری به کسی مگوی و از همه پنهان دار؛ زیرا که سکوت آخرین وسیله و آخرین امید غمزدگان است، خودداری کن از اینکه کسی را به درد خود مطلع سازی، زیرا که پژوهندگان و هوسکاران اشک دیدگان غمداران را چنان میمکند که مگس خون زخم حیوان مجروحی را.
📙 #سه_تفنگدار
👤 #الکساندر_دوما
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
از من بشنو و در وجود اگر دردی داری به کسی مگوی و از همه پنهان دار؛ زیرا که سکوت آخرین وسیله و آخرین امید غمزدگان است، خودداری کن از اینکه کسی را به درد خود مطلع سازی، زیرا که پژوهندگان و هوسکاران اشک دیدگان غمداران را چنان میمکند که مگس خون زخم حیوان مجروحی را.
📙 #سه_تفنگدار
👤 #الکساندر_دوما
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw