مطالعه گروهی
60 subscribers
2.53K photos
12 videos
9 files
564 links
باهم بخوانیم..

ارتباط با ما:
@utapub

مطالعه گروهی در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/virabuy
Download Telegram
#یک_جرعه_کتاب
در این دنیا چهار احساس "احمقانه" وجود دارد.
اول، اگر خودتان را خیلی مضطرب کنید، به گونه ای موثر آن شخص یا موقعیت را کنترل نخواهید کرد. برای نمونه ممکن است در یک مصاحبه ی شغلی یا هنگام صحبت با رییسی مرعوب کننده، بی نهایت عصبی می شوید. متوجه شوید که به دلیل پایان مهلت مقرر در محل کار، یا تصمیم مهمی در زندگی تان، یا رفتار اخیر فرزندتان خیلی ناراحت هستید. اگر چنین است، پس کسی یا موضوعی دارد اعصابتان را به هم می ریزد.
دوم، اگر خیلی عصبی هستید، این احتمال نیز وجود دارد که تعادل عصبی تان را از دست بدهید. شاید وقتی همسرتان از شغل شما، آشپزی، طرز تربیت فرزند و یا روش عشق ورزی تان انتقاد می کند یا احترام نگذارد، یا همکارتان در محل کار بی کفایت هستند و با شما مشارکت نمی کنند، از کوره در می روید.
اگر خودتان را بیش از حد افسرده یا خسته کنید، خیلی موثر عمل نخواهید کرد و به احتمال زیاد مستاصل خواهید شد، به همین طریق، اگر به دلیل فقدان کسی که دوستش دارید، یا بابت شغلتان، یا به دلیل ناکامی در انجام کاری، به افسرده بودنتان ادامه می دهید، آن وقت در واقع به کسی یا موضوعی اجازه می دهید که دکمه ی اعصابتان را فشار دهد.
چهارم، اگر خودتان را بیش از حد گناهکار بدانید آن وقت دیگران می توانند بر شما مسلط شوند. شما نمی توانید ارزیابی های خوبی داشته باشید و بر طبق استدلال هایی نادرست تصمیم خواهید گرفت. به عنوان مثال، ممکن است چون از همسرتان طلاق گرفته اید نسبت به بچه ها سهل گیر تر شوید و برای چنین کاری احساس گناه کنید.

📙 #نمی_گذارم_کسی_اعصابم_را_به_هم_بریزد
👤 #آلبرت_الیس
👤 #آرتور_لانگ
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
#امشب_چی_بخونم
کافکا در کرانه
نویسنده: هاروکی موراکامی
مترجم: مهدی غبرائی
تعداد صفحات: 607 صفحه
قیمت: 28000 تومان
@studygroup
#کافکا_در_کرانه در یک نگاه
"فقط یک جور سعادت هست، اما بدبختی هزار شکل و اندازه دارد. به قول تولستوی سعادت یک تمثیل است، اما بدبختی داستان است. در زندگی هر کس یک جا هست که از آن بازگشتی در کار نیست. و در موارد نادری نقطه‌ای است که نمی‌شود از آن پیش‌تر رفت. و وقتی به این نقطه برسیم، تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که این نکته را در آرامش بپذیریم. دلیل بقای ما همین است.."

"هریک از ما چیزی را از دست می دهیم که برایمان عزیز است، فرصت های از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی توانیم برشان گردانیم. این قسمتی از آن چیزی است که به آن می گویند زنده بودن.."
@studygroup

سرنوشت دو شخصیت داستانی استثنایی..
کافکا تامورا، نوجوانی که به دنبال پیشگویی شوم و ادیپ گونه‌ پدرش، در پانزده سالگی از خانه می‌گریزد؛ و ناکاتای پیر، که کارش پیدا کردن گربه‌های گم شده است و هرگز از چنگ حادثه‌ مرموزی که در کودکی برایش اتفاق افتاده، رها نشده است..

در سال 2005 میلادی، نشریه نیویورک تایمز از «کافکا در ساحل» به عنوان یکی از 10 کتاب برتر سال نام برده است.
@studygroup
#دل_نوشته
گاهی باید خود را مطالعه کنیم،
ممکن است به این نتیجه برسیم که
کتاب به درد نخوری هستیم
که فقط باید به انبار برود،
پوچ و بی خاصیت!
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
#یک_جرعه_کتاب
بی‌حساب بچه‌دار شدن اشتباه است، بچه‌دار شدن برای کاستن از تنهایی خویش غلط است، هدف‌دار کردن زندگی با تولید چون خودی، اشتباه است و اشتباه است اگر با تولید مثل، درصدد رسیدن به جاودانگی باشیم، تنها به این دلیل که نطفه، حاوی بخشی از آگاهی ماست.

📙 #وقتی_نیچه_گریست
👤 #اروین_یالوم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw
#امشب_چی_بخونم
در خانه ما عشق کجا ضیافت داشت؟
نویسنده: نیکی فیروز کوهی
تعداد صفحات: 152 صفحه
قیمت: 16000 تومان
@studygroup
#در_خانه_ما_عشق_کجا_ضیافت_داشت در یک نگاه

۱۳۷ نامه در یک کتاب

نامه‌ها را در خلوتِ خود می‌نوشتم، گاهی برای خودم، گاهی هم برای کسی در فاصله‌ای به غایت دور.

نامه‌ها هرگز ارسال نشد. هرگز انگیزه‌ای و امیدی به بازگشت حتی یک جواب کوچک نبود.
نامه‌ها جمع آوری شد تا روزی به‌دست هزاران نفری برسد که در فاصله‌هایی به غایت دور، بی‌هیچ تصوری از دلتنگی، زندگی می‌کنند، از آفتاب می‌نویسند و باران و هوای پاییزی؛ بی آنکه به خاطر آورند، یک نفر، بسیار دورتر ها، آفتاب را فراموش کرده و باران را و هوای پاییز را، تنها به عشقِ آنها.

تقدیم به تمام آنهایی که منتظرند، به کسانی که امید برگشت دارند، حتی کسانی که هیچ آمدنی را دیگر باور ندارند.
@studygroup
#نامه_۲۳
کاش می دانستم کدام گوشه این دنیای بزرگ نشسته ای
و این نوشته را می خوانی!
کاش می توانستم بگویم از کجای این درندشت برای تو و به هوای تو می نویسم!
شاید می شد،
اگر گمشده کوچه پسکوچه های غربت نبودم.
اگر یک دفتر، یک قلم و یک کوله پشتی همه دار و ندارم نبود.
اگر میل وحشیانه به گریز، به پرواز، به همه جا بودن و هیچ جا نبودن مرا رها می کرد.
شاید...
شاید...
شاید می شد...
اگر چنان با شب و تاریکی و تنهایی آمیخته نبودم.
از گوشه دنج دنیایت مرا می خوانی
و نمی دانی که هر لحظه از تو، از این واژه ها، از حضور ساکت و صبور خودم در کنار تو دور می شوم.
گاهی فکر می کنم چقدر عجیب است که آدمها در آن واحد می توانند از هم دور شوند و به هم نزدیک!
همه چیز بستگی به این دارد که چه کسی در ابتدا و انتهای راه منتظر باشد.
باید رفت، باز یک یلدای بی تو، بی هیچکس در کنارم.
کاش نزدیکتر از اینها بودیم!
گرچه یک آغوش گرم، هرگز خداحافظی را آسانتر نکرده...
@studygroup
#یک_جرعه_کتاب
نیرو و شایستگی تحسین برمی‌انگیزد، نه عشق. شکنندگی انسان است که عشق را پدید می‌آورد. اما شکنندگی کافی نیست. اتکا به خود و با فاصله به خود نگریستن باید آن را تکمیل کند. شکستگی‌ها موجب نرمی و ملایمت می‌شوند، اما دیر یا زود، آن‌چه نرمی را برمی‌انگیزد، باعث پرخاشگری نیز می‌شود. ضعفِ مطلق به سبب ناتوانی خود، به اندازه‌ی نیروی فولادین، عشق را غیرممکن می‌سازد.

📙 #تصرف_عدوانی
👤 #لنا_آندرشون
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD97E4XtwdiqEpZmZw