زبان فرانسوی یا فرانسه یکی از زبانهای رومی است که به وسیلهٔ ۱۳۶ میلیون نفر در سراسر جهان به عنوان زبان مادری گویش میگردد. درحدود ۱۹۰ میلیون نفر، فرانسوی را به عنوان زبان دوم صحبت میکنند، و۲۰۰ میلیون نفر دیگر هم آن را به عنون یک زبان دوم اکتسابی استفاده میکنند. اجتماعات گویشکننده به فرانسوی در ۵۷ کشور و قلمرو حضور دارند. اکثر گویشکنندگان بومی این زبان در فرانسهاند، که مبدأ این زبان است. بقیهٔ گویشکنندگان به طور عمده در کانادا، بهویژه کبک، نیو برانزویکو اونتاریو و نیز بلژیک، سوییس، لوکزامبورگ و مناطقی در ایالت مین آمریکا و لوییزیاناحضور دارند. بیشتر افرادی که فرانسه، زبان دوم آنهاست در آفریقای فرانسویزبان زندگی میکنند، که با تردید میتوان گفت تعداد آنها از گویندگان بومی بیشتر گشتهاست. گرچه زبان اسپانیایی بعد از زبان انگلیسی از نظر تعداد افرادی که به یک زبان واحد تکلم میکنند در مقام سوم قرار دارد (مقام اول متعلق به زبان چینی میباشد.)
فرانسه با بيش از 170000 دانشجوي غيرفرانسوي و بيش از 3000 موسسه آموزشي رايگان يكي از اولين انتخابهاي دانشجويان خارجي است.
همه فكر ميكنند، اولين شرط تحصيل در فرانسه داشتن پول است، اما كساني كه سالها است در اين كشور درس ميخوانند، معتقدند دانستن زبان فرانسه مهمترين نياز براي تحصيل در اين كشور است.چرا كه فرانسويها بهندرت حاضر ميشوند با شما به زباني غير از فرانسه صحبت کنند و سفارت فرانسه هم مدتها است به کسي که زبان فرانسه نداند، ويزاي تحصيلي نميدهد.
همه فكر ميكنند، اولين شرط تحصيل در فرانسه داشتن پول است، اما كساني كه سالها است در اين كشور درس ميخوانند، معتقدند دانستن زبان فرانسه مهمترين نياز براي تحصيل در اين كشور است.چرا كه فرانسويها بهندرت حاضر ميشوند با شما به زباني غير از فرانسه صحبت کنند و سفارت فرانسه هم مدتها است به کسي که زبان فرانسه نداند، ويزاي تحصيلي نميدهد.
تمامي دانشگاههاي فرانسه از دانشجويان متقاضي از کشورهاي غيرفرانسوي زبان مدرک DELF يا TCF راطلب ميکنند.
مدرک DELF و بدنبال آن DALF دو مدرکي هستند که توسط وزارت امور خارجه فرانسه به افرادي که امتحانات مربوط به اين مدارک را با موفقيت پشت سر بگذرانند اعطا ميشود.اين مدارک پس از موفقيت در مجموعهاي از امتحانات اعطا ميشود كه اين آزمونها در کشور ما به وسيله کانون زبان ايران ( به نمايندگي از سرويس فرهنگي سفارت فرانسه ) سالي دوبار در اواخر بهار و پاييز هر سال برگزار ميشود و هزينه آن نيز به نسبت امتحان تافل ارزانتر است
همچنين امتحان TCF نيز در سفارت فرانسه در تهران برگزار ميشود
مدرک DELF و بدنبال آن DALF دو مدرکي هستند که توسط وزارت امور خارجه فرانسه به افرادي که امتحانات مربوط به اين مدارک را با موفقيت پشت سر بگذرانند اعطا ميشود.اين مدارک پس از موفقيت در مجموعهاي از امتحانات اعطا ميشود كه اين آزمونها در کشور ما به وسيله کانون زبان ايران ( به نمايندگي از سرويس فرهنگي سفارت فرانسه ) سالي دوبار در اواخر بهار و پاييز هر سال برگزار ميشود و هزينه آن نيز به نسبت امتحان تافل ارزانتر است
همچنين امتحان TCF نيز در سفارت فرانسه در تهران برگزار ميشود
ترازنامه جمعيتي فرانسه
مرکز ملی آمار و مطالعات اقتصادی فرانسه تراز نامه جمعیتی این کشور را در 1 ژانویه سال 2012 منتشر کرده و میزان جمعیت 2011 فرانسه و همچنین شاخص های اصلی جمعیتی را ارائه داده است. این بررسی سالانه بر مبنای نتایج نهایی سرشماری 2009 صورت گرفته است. جمعیت برآورد شده در 1 ژانویه 2009 نهایی شده و سپس بر مبنای آن، آمار حیاتی و مهاجرت سال های بعد به روز می شود. از این رو جمعیت سال های 2010 ، 2011 و 2012 تخمین زده می شود.حوزه جغرافیایی داده ها ی موسسه نیز شامل فرانسه اروپایی و فرانسه (فرانسه اروپایی به انضمام استان های فراسوی خاك اصلی) می شود.
در اول ژانویه 2011، تعداد افراد ساكن در فرانسه اروپايي و استان های فراسوی خاك اصلی DOM))، 65026885نفر و فرانسه اروپایی 63136180نفر برآورد شده است. از سوی دیگر سرزمين های اشتراكی يا جوامع وابسته فراسوی خاك اصلی فرانسه (COM) با حدود 000 795 نفر جمعيت در اکثر آمارها محاسبه نمی شوند. فرانسه به لحاظ جمعيتي در رديف 21 جهان و دوم اروپا قرار دارد. ميانگين تراكم جمعيتي 114 نفر در هر كيلو متر مربع این کشور را در جايگاه جهاني 94 و 17 اروپا قرار داده است. توزیع جنسیتی جمعیت فرانسه با رقم 745420 30 مذکر و 32390760 مونث برآورد شده است.
تعداد افراد دارای ملیت فرانسوی 63،6 ميليون نفر شمارش شده و حال آنكه آمار نشان مي دهد كه 65026885 ميليون نفر به نوبه خود در خاک فرانسه زندگي مي كنند. بنابراين از مابه التفاوت این ارقام نتیجه می گیریم که کمتر از 5.7 ٪ خارجي در فرانسه اقامت دارند، و اين رقم بیش از شمارفرانسويان مهاجر (2.3 ميليون) در خارج از فرانسه مي باشد.
اميد به زندگي: جمعیت فرانسه از حیث امید به زندگی در زنان (میانگین 84.8 سال در 2010) در کشورهای اتحادیه اروپا شاخص است و بالاترین رتبه در اروپا را دارد. اميد به زندگي در مردان نیز 78،1 سال گزارش شده است
در 2011تعداد متولدین 797727 نفر و تعداد مرگ و میر 544000 نفرگزارش شده است. بنابراین رقم افزایش طبیعی جمعیت (زاد و ولد منهاي مرگ و میر) 249727 + خواهدبود. 612 405 پسر و 115 388 دختر مجموع متولدین 2011 را تشکیل می دهند. بر اساس موسسه ملی آمار و مطالعات اقتصادی (INSEE) 52،9% زاد و ولد ها در 2009 خارج از ازدواج صورت گرفته است.
نرخ ازدواج به ازای هر 1000 نفر 3،7٪ و نرخ باروری 2.01 ٪ اعلام شده است. 27.3 ٪ نوزادان فرانسوي دست کم دارای یک والدین خارجی هستند و از اين رقم 23.9 ٪ والدین، خارج از اتحادیه اروپا متولد شده اند. پدر و مادر فرانسوی، سرزمين های اشتراكی يا جوامع وابسته فراسوی خاك اصلی فرانسه را نيز در بر مي گيرد (COM ).
77،5٪ جمعيت فرانسه شهري هستند و 22،5 % جمعيت نیز در روستاها زندگي مي كنند
بر اساس تعریف سازمان ملل متحد شخص مهاجر فرد ی است که بدون ملاحظه ملیت در خارج از کشور مقیم متولد شده است. بنا براین بر اساس این تعريف، فرانسه با 6،7 ميليون مهاجر ( 11 ٪ جمعیت) پس از ایالات متحده (42،8 ميليون)، روسیه ( 12.3 ميليون) ، آلمان (9.1 ميليون)، عربستان سعودی (7.3 ميليون) ، کانادا (7.2 ميليون) ، در مقام ششم جهان قرار می گیرد. مهاجران کشور فرانسه عمدتا از اتحادیه اروپا (34 ٪)، مغرب (30 ٪)، آسیا (14 ٪ ویک سوم ترک) وكشورهاي جنوب صحراي آفريقا (11 ٪) هستند.
(Source : Insee, estimations de population (résultats provisoires arrêtés fin 2011
مرکز ملی آمار و مطالعات اقتصادی فرانسه تراز نامه جمعیتی این کشور را در 1 ژانویه سال 2012 منتشر کرده و میزان جمعیت 2011 فرانسه و همچنین شاخص های اصلی جمعیتی را ارائه داده است. این بررسی سالانه بر مبنای نتایج نهایی سرشماری 2009 صورت گرفته است. جمعیت برآورد شده در 1 ژانویه 2009 نهایی شده و سپس بر مبنای آن، آمار حیاتی و مهاجرت سال های بعد به روز می شود. از این رو جمعیت سال های 2010 ، 2011 و 2012 تخمین زده می شود.حوزه جغرافیایی داده ها ی موسسه نیز شامل فرانسه اروپایی و فرانسه (فرانسه اروپایی به انضمام استان های فراسوی خاك اصلی) می شود.
در اول ژانویه 2011، تعداد افراد ساكن در فرانسه اروپايي و استان های فراسوی خاك اصلی DOM))، 65026885نفر و فرانسه اروپایی 63136180نفر برآورد شده است. از سوی دیگر سرزمين های اشتراكی يا جوامع وابسته فراسوی خاك اصلی فرانسه (COM) با حدود 000 795 نفر جمعيت در اکثر آمارها محاسبه نمی شوند. فرانسه به لحاظ جمعيتي در رديف 21 جهان و دوم اروپا قرار دارد. ميانگين تراكم جمعيتي 114 نفر در هر كيلو متر مربع این کشور را در جايگاه جهاني 94 و 17 اروپا قرار داده است. توزیع جنسیتی جمعیت فرانسه با رقم 745420 30 مذکر و 32390760 مونث برآورد شده است.
تعداد افراد دارای ملیت فرانسوی 63،6 ميليون نفر شمارش شده و حال آنكه آمار نشان مي دهد كه 65026885 ميليون نفر به نوبه خود در خاک فرانسه زندگي مي كنند. بنابراين از مابه التفاوت این ارقام نتیجه می گیریم که کمتر از 5.7 ٪ خارجي در فرانسه اقامت دارند، و اين رقم بیش از شمارفرانسويان مهاجر (2.3 ميليون) در خارج از فرانسه مي باشد.
اميد به زندگي: جمعیت فرانسه از حیث امید به زندگی در زنان (میانگین 84.8 سال در 2010) در کشورهای اتحادیه اروپا شاخص است و بالاترین رتبه در اروپا را دارد. اميد به زندگي در مردان نیز 78،1 سال گزارش شده است
در 2011تعداد متولدین 797727 نفر و تعداد مرگ و میر 544000 نفرگزارش شده است. بنابراین رقم افزایش طبیعی جمعیت (زاد و ولد منهاي مرگ و میر) 249727 + خواهدبود. 612 405 پسر و 115 388 دختر مجموع متولدین 2011 را تشکیل می دهند. بر اساس موسسه ملی آمار و مطالعات اقتصادی (INSEE) 52،9% زاد و ولد ها در 2009 خارج از ازدواج صورت گرفته است.
نرخ ازدواج به ازای هر 1000 نفر 3،7٪ و نرخ باروری 2.01 ٪ اعلام شده است. 27.3 ٪ نوزادان فرانسوي دست کم دارای یک والدین خارجی هستند و از اين رقم 23.9 ٪ والدین، خارج از اتحادیه اروپا متولد شده اند. پدر و مادر فرانسوی، سرزمين های اشتراكی يا جوامع وابسته فراسوی خاك اصلی فرانسه را نيز در بر مي گيرد (COM ).
77،5٪ جمعيت فرانسه شهري هستند و 22،5 % جمعيت نیز در روستاها زندگي مي كنند
بر اساس تعریف سازمان ملل متحد شخص مهاجر فرد ی است که بدون ملاحظه ملیت در خارج از کشور مقیم متولد شده است. بنا براین بر اساس این تعريف، فرانسه با 6،7 ميليون مهاجر ( 11 ٪ جمعیت) پس از ایالات متحده (42،8 ميليون)، روسیه ( 12.3 ميليون) ، آلمان (9.1 ميليون)، عربستان سعودی (7.3 ميليون) ، کانادا (7.2 ميليون) ، در مقام ششم جهان قرار می گیرد. مهاجران کشور فرانسه عمدتا از اتحادیه اروپا (34 ٪)، مغرب (30 ٪)، آسیا (14 ٪ ویک سوم ترک) وكشورهاي جنوب صحراي آفريقا (11 ٪) هستند.
(Source : Insee, estimations de population (résultats provisoires arrêtés fin 2011
خاطرات شادروان مهندس بازرگان از فرانسه
رسيدن به پاريس، كه عكس آن را در جعبه نمايش "شهر فرنگ" در تهران ديده بوديم، براي ما باور نكردني بود. باور نمي كرديم كه به قلب اروپا قدم گذاشته ايم. از ايستگاه، با تاكسي ما را به اقامتگاه مان ليسه لوئي لو گراند كه از پيش آماده شده بود، بردند.دو شب بعد وزارت فرهنگ فرانسه، ضيافت شامي به افتخار ورود محصلين ايراني ترتيب داده بود. از طرف دولت فرانسه معاون وزارت فرهنگ و شخصيت هاي فرهنگي و سياسي آمده بودند و همچنين وزير مختار ايران و اعضاي سفارتخانه.
ضيافت براي ما بسيار جالب بود؛ روي ميزهاي هشت نفره غذاخوري، انواع ظروف، چند بشقاب ، براي هر نفر سه چهار ليوان براي صرف مشروب و چند كارد و چنگال چيده شده بود. بعدها فهيدم كه هر كدام از چنگال ها، مخصوص خوردن نوعي غذا است. مثلا براي ماهي و گوشت. در تهران به ما تعليم داده بودند چطور دستمال سفره را روي پا بگذاريم، هنگام خوردن، كارد را به دست راست و چنگال و قاشق را با دست چپ بگيريم، بديهي است اين نوع غذا خوردن براي ما مشكل بود !
غذا فرنگي بود و ما به برداشتن مثلا ماهي، اردور(پيش غذا) از ديسي كه پيشخدمت جلوي ما مي گرفت وارد نبوديم، سابقه مشروب خوري هم نداشتيم. با اين حال دو نفر از ميز هشت نفري ما، شايد براي كنجكاوي و يا هوس، مشروب خوردند. يكي از آنها پسر روضه خواني بود كه آقاي نخجوان در تهران سفارش كرده بود با او معاشرت داشته باشم، بيش از همه استقبال و افراط در مشروب خوردن نشان داد و در برابر نگاه پر از تعجب سايرين گفت: "مي خواهم بدانم چه مزه اي دارد" ! رفيق ديگرمان هم كه اسم آخوندي داشت ولي ظاهرا از خانواده اداري بود، از خالي و پر كردن ليوان هاي رنگارنگ مشروب دريغ نداشت و برخلاف پسر آقا سيد حسين، كه مست شد و چرت و پرت مي گفت، حالش خراب نشد.
در سرميز شام، ابتدا مهماندار ما، سپس علا به زبان فرانسه نطق كردند، ما حتي يك كلمه هم از حرف هاي آنها را نفهيديم جز وقتي اسم "ولتر" را آورد و همه خنديدند، ما هم بي آنكه موضوع را بفهميم، خنديديم ! شش سال فرانسه خوانده بوديم ولي نمي توانستيم حرف بزنيم و بخوانيم. مثل زبان عربي كه طلاب در صرف و نحو قوي مي شدند ولي نمي توانستند عربي حرف بزنند و روزنامه و كتاب بخوانند. به هرحال، چون مايه و استعدادش را داشتيم، با استفاده از محيط، پيشرفت كرديم، به طوري كه سه چهار ماه بعد تقريبا بدون اشكال حرف مي زديم و مي فهيديم.
در تعطيلات نوئل مرخصي گرفته بودم كه از نانت، محل اقامتم به پاريس بيايم. دو سه ماه از افتتاح مدارس بيشتر نگذشته بود. در كوپه قطار باب صحبت با سه چهار نفر فرانسوي باز شد يكي از آنها پرسيد از جنوب فرانسه هستي يا جاي ديگر؟ گفتم خير ايراني هستم، تعجب كرد. سه چهار ماه زندگي در شبانه روزي و هفته اي يك روز گردش در شهر كافي بود كه مكالمه را با لهجه خودشان ياد گرفته باشم، وضع لباس و حركات هم كم و بيش مثل آنها شده بود. اتفاقا به لحاظ قيافه و هيكل هم مي شد ميان مردم مركز و جنوب فرانسه بُر بخوريم. آن وقت وضع ايران و برخورد خارجيان با ايراني ها مثل حالا نبود. ايراني هاي ديگر هم كم و بيش همين طور بودند. بر عكس ساير خارجي ها، مثل لهستاني و دانماركي و غيره كه در همان ليسه با ما درس مي خواندند و لهجه خاصي داشتند.
از فرداي ورود به پاريس، بازديد از پايتخت فرانسه شروع شد: ما را گروه بندي كردند، هر گروه را به يكي از محصلين سابق ايراني كه در فرانسه بودند سپردند تا نقاط ديدني را به ما نشان دهند و با محيط و آداب آنجا آشنايمان سازند. دانشجويان مقيم داوطلب راهنمايي هموطنان تازه وارد شده بودند و گروه ما به منوچهر اقبال سپرده شد. اقبال در آن زمان سال دوم پزشكي را در پاريس طي مي كرد.
رنگ سياه و دود گرفته ساختمان ها، بوي تند بنزين اتومبيل ها، بر خلاف بنزين "پارس" ما و نيز سر و صداي داخل خيابان و قطار ها ناراحت كننده بود. در عوض تماشاي موزه ها و چند كليسا، تحسين ما را برانگيخت. در كليسا، افراد شيك و كراواتي، مراسم عبادت را انجام مي دادند. چيزي كه براي ما تعجب آور بود و فكر نمي كرديم اينكه اروپايي هاي جوان، اهل كليسا و نماز باشند ! در يكي از قصور پادشاهان گذشته فرانسه مشاهده گهواره ناپلئون و نيز اتاق خواب لوئي 14، براي ما، شگفت آور بود. اسامي خيابان ها و اماكن قديمي و تاريخي نيز تغيير نكرده بود. مجسمه هاي پادشاهان و مشاهير فرانسه دست نخورده مانده بود. ما تجربه ايران را داشتيم، در دوره رضا شاه هر جا در كتيبه هاي اماكن تاريخي و حتي مساجد نام پادشاهان گذشته و قاجار بود ، عوض كردند و نام او را روي آن گذاشتند.....
رسيدن به پاريس، كه عكس آن را در جعبه نمايش "شهر فرنگ" در تهران ديده بوديم، براي ما باور نكردني بود. باور نمي كرديم كه به قلب اروپا قدم گذاشته ايم. از ايستگاه، با تاكسي ما را به اقامتگاه مان ليسه لوئي لو گراند كه از پيش آماده شده بود، بردند.دو شب بعد وزارت فرهنگ فرانسه، ضيافت شامي به افتخار ورود محصلين ايراني ترتيب داده بود. از طرف دولت فرانسه معاون وزارت فرهنگ و شخصيت هاي فرهنگي و سياسي آمده بودند و همچنين وزير مختار ايران و اعضاي سفارتخانه.
ضيافت براي ما بسيار جالب بود؛ روي ميزهاي هشت نفره غذاخوري، انواع ظروف، چند بشقاب ، براي هر نفر سه چهار ليوان براي صرف مشروب و چند كارد و چنگال چيده شده بود. بعدها فهيدم كه هر كدام از چنگال ها، مخصوص خوردن نوعي غذا است. مثلا براي ماهي و گوشت. در تهران به ما تعليم داده بودند چطور دستمال سفره را روي پا بگذاريم، هنگام خوردن، كارد را به دست راست و چنگال و قاشق را با دست چپ بگيريم، بديهي است اين نوع غذا خوردن براي ما مشكل بود !
غذا فرنگي بود و ما به برداشتن مثلا ماهي، اردور(پيش غذا) از ديسي كه پيشخدمت جلوي ما مي گرفت وارد نبوديم، سابقه مشروب خوري هم نداشتيم. با اين حال دو نفر از ميز هشت نفري ما، شايد براي كنجكاوي و يا هوس، مشروب خوردند. يكي از آنها پسر روضه خواني بود كه آقاي نخجوان در تهران سفارش كرده بود با او معاشرت داشته باشم، بيش از همه استقبال و افراط در مشروب خوردن نشان داد و در برابر نگاه پر از تعجب سايرين گفت: "مي خواهم بدانم چه مزه اي دارد" ! رفيق ديگرمان هم كه اسم آخوندي داشت ولي ظاهرا از خانواده اداري بود، از خالي و پر كردن ليوان هاي رنگارنگ مشروب دريغ نداشت و برخلاف پسر آقا سيد حسين، كه مست شد و چرت و پرت مي گفت، حالش خراب نشد.
در سرميز شام، ابتدا مهماندار ما، سپس علا به زبان فرانسه نطق كردند، ما حتي يك كلمه هم از حرف هاي آنها را نفهيديم جز وقتي اسم "ولتر" را آورد و همه خنديدند، ما هم بي آنكه موضوع را بفهميم، خنديديم ! شش سال فرانسه خوانده بوديم ولي نمي توانستيم حرف بزنيم و بخوانيم. مثل زبان عربي كه طلاب در صرف و نحو قوي مي شدند ولي نمي توانستند عربي حرف بزنند و روزنامه و كتاب بخوانند. به هرحال، چون مايه و استعدادش را داشتيم، با استفاده از محيط، پيشرفت كرديم، به طوري كه سه چهار ماه بعد تقريبا بدون اشكال حرف مي زديم و مي فهيديم.
در تعطيلات نوئل مرخصي گرفته بودم كه از نانت، محل اقامتم به پاريس بيايم. دو سه ماه از افتتاح مدارس بيشتر نگذشته بود. در كوپه قطار باب صحبت با سه چهار نفر فرانسوي باز شد يكي از آنها پرسيد از جنوب فرانسه هستي يا جاي ديگر؟ گفتم خير ايراني هستم، تعجب كرد. سه چهار ماه زندگي در شبانه روزي و هفته اي يك روز گردش در شهر كافي بود كه مكالمه را با لهجه خودشان ياد گرفته باشم، وضع لباس و حركات هم كم و بيش مثل آنها شده بود. اتفاقا به لحاظ قيافه و هيكل هم مي شد ميان مردم مركز و جنوب فرانسه بُر بخوريم. آن وقت وضع ايران و برخورد خارجيان با ايراني ها مثل حالا نبود. ايراني هاي ديگر هم كم و بيش همين طور بودند. بر عكس ساير خارجي ها، مثل لهستاني و دانماركي و غيره كه در همان ليسه با ما درس مي خواندند و لهجه خاصي داشتند.
از فرداي ورود به پاريس، بازديد از پايتخت فرانسه شروع شد: ما را گروه بندي كردند، هر گروه را به يكي از محصلين سابق ايراني كه در فرانسه بودند سپردند تا نقاط ديدني را به ما نشان دهند و با محيط و آداب آنجا آشنايمان سازند. دانشجويان مقيم داوطلب راهنمايي هموطنان تازه وارد شده بودند و گروه ما به منوچهر اقبال سپرده شد. اقبال در آن زمان سال دوم پزشكي را در پاريس طي مي كرد.
رنگ سياه و دود گرفته ساختمان ها، بوي تند بنزين اتومبيل ها، بر خلاف بنزين "پارس" ما و نيز سر و صداي داخل خيابان و قطار ها ناراحت كننده بود. در عوض تماشاي موزه ها و چند كليسا، تحسين ما را برانگيخت. در كليسا، افراد شيك و كراواتي، مراسم عبادت را انجام مي دادند. چيزي كه براي ما تعجب آور بود و فكر نمي كرديم اينكه اروپايي هاي جوان، اهل كليسا و نماز باشند ! در يكي از قصور پادشاهان گذشته فرانسه مشاهده گهواره ناپلئون و نيز اتاق خواب لوئي 14، براي ما، شگفت آور بود. اسامي خيابان ها و اماكن قديمي و تاريخي نيز تغيير نكرده بود. مجسمه هاي پادشاهان و مشاهير فرانسه دست نخورده مانده بود. ما تجربه ايران را داشتيم، در دوره رضا شاه هر جا در كتيبه هاي اماكن تاريخي و حتي مساجد نام پادشاهان گذشته و قاجار بود ، عوض كردند و نام او را روي آن گذاشتند.....
پاریس (به فرانسوی: Paris)، پایتخت کشور فرانسه، مرکز و یکی از شهرستانهای ناحیه ایل-دو-فرانس است. رود سن از میان این شهر میگذرد.
پاریس یکی از شهرهای پیشروی جهان در زمینههای اقتصاد، فرهنگ، هنر، سیاست، تحصیل، تفریحات، مد و علم است.
پاریس بزرگترین شهر اقتصادی اروپا و پنجمین شهر اقتصادی جهان از نظر سطح تولید ناخالص داخلی است. این شهر به تنهایی نزدیک به ۵۳۳ میلیارد یورو یعنی نزدیک به ۲۵٪ تولید ناخالص داخلی فرانسه را در دست دارد.پاریسیها با دارا بودن ۴۲٬۷۰۰ دلار تولید ناخالص سرانه رتبه اول را از این نظر در قاره اروپا را دارا هستند.دفتر مرکزی ۳۶ شرکت از ۵۰۰ شرکت برتر جهان در پاریس قرار دارد که پس از توکیو از این نظر رتبه دوم جهان را در اختیار دارد.منطقه «لا دفانس» در شهر پاریس به عنوان مهمترین مرکز اقتصادی اروپا شناخته میشود.این شهر میزبان شماری از برجستهترین سازمانهای بینالمللی همچون یونسکو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و اتاق بازرگانی بینالمللی است.
پاریس یکی از شهرهای پیشروی جهان در زمینههای اقتصاد، فرهنگ، هنر، سیاست، تحصیل، تفریحات، مد و علم است.
پاریس بزرگترین شهر اقتصادی اروپا و پنجمین شهر اقتصادی جهان از نظر سطح تولید ناخالص داخلی است. این شهر به تنهایی نزدیک به ۵۳۳ میلیارد یورو یعنی نزدیک به ۲۵٪ تولید ناخالص داخلی فرانسه را در دست دارد.پاریسیها با دارا بودن ۴۲٬۷۰۰ دلار تولید ناخالص سرانه رتبه اول را از این نظر در قاره اروپا را دارا هستند.دفتر مرکزی ۳۶ شرکت از ۵۰۰ شرکت برتر جهان در پاریس قرار دارد که پس از توکیو از این نظر رتبه دوم جهان را در اختیار دارد.منطقه «لا دفانس» در شهر پاریس به عنوان مهمترین مرکز اقتصادی اروپا شناخته میشود.این شهر میزبان شماری از برجستهترین سازمانهای بینالمللی همچون یونسکو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و اتاق بازرگانی بینالمللی است.
Si vous aimez quelqu'un, il faut lui dire
car les cœurs se brisent avec les non dits.
-Zorastre-
اگر كسی را دوست داری، به او بگو ....
زیرا قلب ها معمولاً با كلماتی كه ناگفته می مانند، می شكنند.
زرتشت
car les cœurs se brisent avec les non dits.
-Zorastre-
اگر كسی را دوست داری، به او بگو ....
زیرا قلب ها معمولاً با كلماتی كه ناگفته می مانند، می شكنند.
زرتشت
رشتههای موجود در دانشگاههای فرانسه :
۱) دانشکده حقوق/جرم شناسی:
– حقوق، جرم شناسی، مدیریت عمومی
۲) دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی:
– فیزیولوژی کار و سازمان، فیزیولوژی اجتماعی (گسترش فرهنگ بین کشورها)، روانشناسی (نوروپیسیکولوژی)، روانشناسی ( بالینی و آسیب شناسی روانی)، علوم تربیتی، گفتاردرمانی
۳) دانشکده علوم:
– ریاضیات، علوم کامپیوتر، فیزیک، شیمی، زمینشناسی، بیولوژی، ژئوگرافی (جغرافیا)، علوم مهندسی، آمار، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی، بیولوژی ارگانیسم و اکولوژی، بیوانفورماتیک و مدلسازی، علوم و فناوری محیط، علوم کشاورزی، مدیریت توریسم، مدیریت محیط، بیوشیمی (بیولوژی سلولی و مولکولی)، اقیانوسشناسی، علوم فضایی
۴) دانشکده ادبیات و فلسفه
– فلسفه، اخلاق، زبان و ادبیات کهن (کلاسیک)، زبان و ادبیات کهن (مشرق زمین)، زبان و ادبیات فرانسه و لاتین، زبان و ادبیات فرانسه و لاتین (فرانسه زبان خارجی)، زبان و ادبیات مدرن، زبان و ادبیات مدرن ( آلمانی)، زبان و ادبیات مدرن (عربی)، زبان و ادبیات مدرن (اسلاو)، تاریخ، تاریخ هنر و باستانشناسی، تاریخ هنر و موسیقی شناسی، اطلاعات و ارتباطات، زبانشناسی، علوم و فناوری اطلاعات و ارتباطات، صنعت نمایش (نویسندگی و انتقاد سینما)، صنعت نمایش (مخاطب زنده)، علوم دینی و غیرمذهبی، مدیریت فرهنگی
۵) علوم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی
– جامعه شناسی، مردم شناسی، علوم سیاسی (عمومی)، علوم اقتصادی، علوم انسانی و اجتماعی، مدیریت منابع انسانی، علم جمعیت و توسعه، علوم سیاسی (روابط بینالملل)
– مدیریت مردمی، علم کار،مهندسی اداری (علم مدیریت)
۶) علوم دارویی
– داروسازی
۷) پزشکی
– پزشکی (عمومی و Certificate برای برخی تخصص های پزشکی)، دندانپزشکی (عمومی و Certificate برای برخی تخصصهای دندانپزشکی)، دامپزشکی، بیومدیکال
۸ ) انستیتو بهداشت عمومی
– بهداشت عمومی(اداره سیستمهای بهداشتی)، بهداشت عمومی(توسعه و آموزش بهداشت)، بهداشت عمومی(امراض مسری و آمار زیستی)، بهداشت عمومی(اداره واحدها و سیستمهای پرستاری)، بهداشت عمومی(بهداشت محیط)
۹) انستیتو تربیت بدنی
– بدنسازی، جنبش درمانی و انطباق مجدد
۱۰) انستیتو مطالعات اروپایی
– مطالعات اروپایی (سیاست)، مطالعات اروپایی (اقتصاد)، مطالعات اروپایی (تاریخ و فرهنگ اروپا)
۱۱) علوم کاربردی (پلی تکنیک)
– مهندسی معماری داخلی، معماری، مهندسی عمران، مهندسی ساختمان، بیومهندسی
– مهندسی شیمی و مواد، مهندسی برق، مهندسی الکترومکاتیک، مهندسی پزشکی، مهندسی مکانیک، مهندسی کامپیوتر، مهندسی بیومدیکال، مهندسی هوافضا، بیومهندسی: علوم و تکنولوژی محیط زیست، بیومهندسی: علوم کشاورزی، بیومهندسی: شیمی و بیوصنعت، مهندسی معدن، شهرسازی، مهندسی هستهای
۱) دانشکده حقوق/جرم شناسی:
– حقوق، جرم شناسی، مدیریت عمومی
۲) دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی:
– فیزیولوژی کار و سازمان، فیزیولوژی اجتماعی (گسترش فرهنگ بین کشورها)، روانشناسی (نوروپیسیکولوژی)، روانشناسی ( بالینی و آسیب شناسی روانی)، علوم تربیتی، گفتاردرمانی
۳) دانشکده علوم:
– ریاضیات، علوم کامپیوتر، فیزیک، شیمی، زمینشناسی، بیولوژی، ژئوگرافی (جغرافیا)، علوم مهندسی، آمار، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی، بیولوژی ارگانیسم و اکولوژی، بیوانفورماتیک و مدلسازی، علوم و فناوری محیط، علوم کشاورزی، مدیریت توریسم، مدیریت محیط، بیوشیمی (بیولوژی سلولی و مولکولی)، اقیانوسشناسی، علوم فضایی
۴) دانشکده ادبیات و فلسفه
– فلسفه، اخلاق، زبان و ادبیات کهن (کلاسیک)، زبان و ادبیات کهن (مشرق زمین)، زبان و ادبیات فرانسه و لاتین، زبان و ادبیات فرانسه و لاتین (فرانسه زبان خارجی)، زبان و ادبیات مدرن، زبان و ادبیات مدرن ( آلمانی)، زبان و ادبیات مدرن (عربی)، زبان و ادبیات مدرن (اسلاو)، تاریخ، تاریخ هنر و باستانشناسی، تاریخ هنر و موسیقی شناسی، اطلاعات و ارتباطات، زبانشناسی، علوم و فناوری اطلاعات و ارتباطات، صنعت نمایش (نویسندگی و انتقاد سینما)، صنعت نمایش (مخاطب زنده)، علوم دینی و غیرمذهبی، مدیریت فرهنگی
۵) علوم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی
– جامعه شناسی، مردم شناسی، علوم سیاسی (عمومی)، علوم اقتصادی، علوم انسانی و اجتماعی، مدیریت منابع انسانی، علم جمعیت و توسعه، علوم سیاسی (روابط بینالملل)
– مدیریت مردمی، علم کار،مهندسی اداری (علم مدیریت)
۶) علوم دارویی
– داروسازی
۷) پزشکی
– پزشکی (عمومی و Certificate برای برخی تخصص های پزشکی)، دندانپزشکی (عمومی و Certificate برای برخی تخصصهای دندانپزشکی)، دامپزشکی، بیومدیکال
۸ ) انستیتو بهداشت عمومی
– بهداشت عمومی(اداره سیستمهای بهداشتی)، بهداشت عمومی(توسعه و آموزش بهداشت)، بهداشت عمومی(امراض مسری و آمار زیستی)، بهداشت عمومی(اداره واحدها و سیستمهای پرستاری)، بهداشت عمومی(بهداشت محیط)
۹) انستیتو تربیت بدنی
– بدنسازی، جنبش درمانی و انطباق مجدد
۱۰) انستیتو مطالعات اروپایی
– مطالعات اروپایی (سیاست)، مطالعات اروپایی (اقتصاد)، مطالعات اروپایی (تاریخ و فرهنگ اروپا)
۱۱) علوم کاربردی (پلی تکنیک)
– مهندسی معماری داخلی، معماری، مهندسی عمران، مهندسی ساختمان، بیومهندسی
– مهندسی شیمی و مواد، مهندسی برق، مهندسی الکترومکاتیک، مهندسی پزشکی، مهندسی مکانیک، مهندسی کامپیوتر، مهندسی بیومدیکال، مهندسی هوافضا، بیومهندسی: علوم و تکنولوژی محیط زیست، بیومهندسی: علوم کشاورزی، بیومهندسی: شیمی و بیوصنعت، مهندسی معدن، شهرسازی، مهندسی هستهای
https://telegram.me/studyfr
چرا تحصیل در فرانسه ؟
فرانسه هر ساله بیش از 23% از بودجه ملی را به آموزش اختصاص می دهد و به دقت کیفیت آموزشهای ارائه شده و مدارک اعطا شده را زیر نظر دارد. عالی بودن مدارک فرانسوی بر روی شبکه به هم پیوسته موسسات آموزش عالی و مراکز پژوهشی با اعتبار و شهرت جهانی تکیه دارد. (بیش از 3000 موسسه شامل 90 دانشگاه 240 مدرسه عالی مهندسی 230 مدرسه عالی بازرگانی و 2000 موسسه متشکل از مدارس عالی هنر و معماری آموزشهای پیراپزشکی و غیره)
فرانسه کشوری است که تحصیل در آن به صورت رایگان می باشد و از سوی دیگر نزدیک به 200 میلیون نفر در جهان به زبان فرانسه تکلم میکنند. تسلط و آشنایی به این زبان دسترسی ویژه به بیش از 47 کشور از 5 قاره جهان را ممکن میسازد.
شرایط اقامت در این کشور اینگونه است که شخصی اگر 7 سال به طور متوالی در آنجا باشد (تحصیلی، کار و…) می تواند اقامت این کشور را اخذ نماید و بعد از یک هفته ورود به این کشور مقیم آنجا می شود. همچنین شخص در حین تحصیل در مقاطع مختلف تحصیلی 20 ساعت در هفته حق کار دارند که اگر در این دوره کارفرما شخص را بیمه کند آن شخص می تواند اقامت دائم خود را اخذ نماید.
https://telegram.me/studyfr
چرا تحصیل در فرانسه ؟
فرانسه هر ساله بیش از 23% از بودجه ملی را به آموزش اختصاص می دهد و به دقت کیفیت آموزشهای ارائه شده و مدارک اعطا شده را زیر نظر دارد. عالی بودن مدارک فرانسوی بر روی شبکه به هم پیوسته موسسات آموزش عالی و مراکز پژوهشی با اعتبار و شهرت جهانی تکیه دارد. (بیش از 3000 موسسه شامل 90 دانشگاه 240 مدرسه عالی مهندسی 230 مدرسه عالی بازرگانی و 2000 موسسه متشکل از مدارس عالی هنر و معماری آموزشهای پیراپزشکی و غیره)
فرانسه کشوری است که تحصیل در آن به صورت رایگان می باشد و از سوی دیگر نزدیک به 200 میلیون نفر در جهان به زبان فرانسه تکلم میکنند. تسلط و آشنایی به این زبان دسترسی ویژه به بیش از 47 کشور از 5 قاره جهان را ممکن میسازد.
شرایط اقامت در این کشور اینگونه است که شخصی اگر 7 سال به طور متوالی در آنجا باشد (تحصیلی، کار و…) می تواند اقامت این کشور را اخذ نماید و بعد از یک هفته ورود به این کشور مقیم آنجا می شود. همچنین شخص در حین تحصیل در مقاطع مختلف تحصیلی 20 ساعت در هفته حق کار دارند که اگر در این دوره کارفرما شخص را بیمه کند آن شخص می تواند اقامت دائم خود را اخذ نماید.
https://telegram.me/studyfr
