برای فردا.🌱
312 subscribers
788 photos
62 videos
24 links
صدفم، دانشجوی دکتری هنرهای تجسمی و مدرس دانشگاه.👩🏻‍🏫
•من اینجا هر کاری میکنم که مُفت نمیرم!
‌
من اینجام:
t.me/BluChtBot?start=61a7af00b8dda38d8e
Download Telegram
ما هممون داریم تلاش میکنیم؛
هر کدوممون به نوعی، به طریقی، به شیوه‌ای داریم چنگ میزنیم که راکد نباشیم و امتدادِ خودِ ادامه‌دهنده‌مون باشیم.
‌‌
هیچ کسی، مطلقاً هیچ کسی، با هیچ جایگاهی، حق اینو نداره که تلاش‌های انسانِ دیگه‌ای رو زیر سوال ببره! ما هممون داریم تلاش میکنیم فقط جنسِ تلاش‌هامون متفاوته، یکیمون چنگ زدیم به درس، یکیمون چنگ زدیم به کار، یکیمون چنگ زدیم به زندگی!
‌
باید به قدری مراقب‌ واژه‌هایی که در مقابل دیگران به کار میگیریم باشیم که مشت هیچ کسی باز نشه و سقوط کنه به قعرِ چاه ناامیدی، عزیزم اگه بقیه نگفتن من بهت میگم که تلاش‌هات چقدر بوسیدنی و ستودنیه، مخصوصاً اگه به عنوانِ یک زن داری تو جامعه تلاش میکنی که راکد نباشی.🫂💕
❤‍🔥12🕊2
دیروز از دانشگاه زنگ زدن که از شنبه کلاسا شروع میشه، از طرفیم شنبه اولین روز کاریم تو یه مجموعه دیگه است، حالا چجوری بهشون بگم اولین روز کاریمو مرخصی میخوام که برم یه جا دیگه کار کنم تا جفتمون باهم سکته نکنیم؟!🥸
🤣5
برای فردا.🌱
من که میدونم فردا قرار نیست دانشجوها بیان و قراره برم شاهد کلاسِ خالی باشم، اما نمیتونم ثابت کنم!
اما به هرحال که با حسِ قشنگ تمیزی و برق برقی بودنِ خونه، بشینیم به نوشتنِ جزوه‌های کلاس‌های فردا.📚✨
🥰6
برای فردا.🌱
بخشِ غیرقابلِ اثباتِ ماجرا به قیمتِ کم‌خوابیم تموم شد!🎀
البته یکی از بچه‌ها اومده بود که ضمن تشکر، با یه خدافظی خوشحالش کردم.🙏🏻🎀
❤‍🔥11🕊1
هفته عجیب و جالبی رو شروع کردم و تو طول روز چندین بار تغییر نقش میدم.

مثلاً تو یه روز صبحش برای تدریس رفته بودم، بعدازظهر یهو سر از کارگاه طلاسازی برای کار دراوردم، و در نهایت هم با کلاس زبان پرونده روزمو بستم!
‌
خلاصه که یه لیستِ بلندبالا از انواع نقش‌هام تو طول هفته دراوردم و فهمیدم از این به بعد تنها روزایی که قراره تو خونه موندنو تجربه‌ کنم جمعه‌هاست، و این برای منی که تو خونه موندن بخش جدایی ناپذیرِ زندگیم شده بود یکم عجیب و سخت و البته جالبناکه!🎀
❤‍🔥8
برای فردا.🌱
هفته عجیب و جالبی رو شروع کردم و تو طول روز چندین بار تغییر نقش میدم. مثلاً تو یه روز صبحش برای تدریس رفته بودم، بعدازظهر یهو سر از کارگاه طلاسازی برای کار دراوردم، و در نهایت هم با کلاس زبان پرونده روزمو بستم! ‌ خلاصه که یه لیستِ بلندبالا از انواع نقش‌هام…
دروغ چرا، بیشتر از همه منتظر چهارشنبه‌ام تا اولین روزِ دانشجوییم رو سپری کنم!🥹
‌‌
این محیطِ آکادمیک برای من چی داره که حتی وقتی سرکارم چشمم به ساعته که سریع بدوام برم سرکلاس زبان!🥺
‌
خدایا تا ابد منو با محیطِ آکادمیک عجین کن ممنونم.🤧🤲🏻
❤‍🔥8🥰1
یه روز دیگه هم گذشت، بدونِ اینکه من لیلیوم هدیه بگیرم و بدون اینکه با کسی برم تو کنسرت آرمان گرشاسبی داد بزنم عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم!

ادااامههه بدهه (با لحنِ اون آقاهه که تو اکسپلورمه بخونیدش)
👍9🤝2🕊1
باور کنید محل کار جدیدم اینجوریه که بالاتر از گل بهم نمیگن، دستم برای انجام کارا بازه و تصمیم گیرنده خودمم، همکارا عالی، محیط کاری فوق‌العاده، بعد ولی من؟! مغزم همش بهم دستور میده زود باش استرس بگیر داری میری سرکار! یه جوری تپش قلب میگیرم و استرسی میشم که انگار دوتا خرس قطبی همزمان بهم حمله کردن و جونم درخطره.
‌
لعنت به محیط کارهای سمی که حتی سال‌ها بعد از جدا شدن ازش آثارش روی روح و روان آدم باقی میمونه!
🍓11🕊2
امروز شیرین‌ترین خستگی زندگیمو تجربه کردم، ۸ صبح تا ۶ عصر درگیر دانشگاه و کلاس بودم و لحظه‌ای که حس کردم نمیتونم از شدت خستگی نفس بکشم، گفتم آخیش، همینه زندگی!
‌
بمونه به یادگار از اولینِ روز کلاس‌های دکتری.📚✨
❤‍🔥15