وبینارهای یادگیری و تفکر سیستمی
1.21K subscribers
130 photos
21 videos
28 files
199 links
این کانال برای هماهنگی و به اشتراک گذاری محتوای آموزشی ارایه شده در حوزه یادگیری و تفکر سیستمی ایجاد شده است.
ارتباط با ما:
@esmaeilzadehasl
Download Telegram
SystemsThinking-STIntro-WorkShop-1404-Winter.pdf
145.7 KB
طرح کارگاه آنلاین آشنایی با تفکر سیستمی

مدرس: محمدعلی اسماعیل زاده اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی شریف

زمان برگزاری:
روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۱ و ۱۲ دی
ساعت ۹ تا ۱۲ صبح و ۱۴ تا ۱۷ عصر

فرم ثبت نام:
yun.ir/st

اگر این دوره‌ها را برای دوستانی مناسب می‌دانید، لطفا به ایشان اطلاع دهید.
@stlearning
@systemsthinking
از این پنجشنبه به امید خدا دوره‌های زمستانه تفکر سیستمی را شروع خواهیم کرد.

- دوره آشنایی با تفکر سیستمی
- دوره تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی
- دوره شبیه سازی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی

پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها از ١١ تا ٢۶ دی

مدرس: محمدعلی اسماعیل‌زاده‌اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی شریف

فرم ثبت نام:
yun.ir/st
از فردا پنجشنبه ١١ دی
دوره‌های زمستانه تفکر سیستمی

- دوره آشنایی با تفکر سیستمی
- دوره تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی
- دوره شبیه سازی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی

پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها از ١١ تا ٢۶ دی

مدرس: محمدعلی اسماعیل‌زاده‌اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی شریف

فرم ثبت نام:
yun.ir/st
از فردا پنجشنبه ١١ دی
دوره‌های زمستانه تفکر سیستمی

- دوره آشنایی با تفکر سیستمی
- دوره تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی
- دوره شبیه سازی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی

پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها از ١١ تا ٢۶ دی

مدرس: محمدعلی اسماعیل‌زاده‌اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی شریف

فرم ثبت نام:
yun.ir/st
کمتر از ۴٨ ساعت تا شروع دوره‌های آموزشی زمستانه تفکر سیستمی (آنلاین):

۱- دوره آشنایی با تفکر سیستمی
۲- دوره تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی
٣- دوره شبیه سازی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی

مدرس دوره:
محمدعلی اسماعیل زاده اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف

زمان برگزاری:
روزهای پنجشنبه و جمعه
از پنجشنبه ۱٨ دی

اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
yun.ir/st
از فردا پنجشنبه ١٨ دی
دوره‌های آموزشی زمستانه تفکر سیستمی (آنلاین):

۱- دوره آشنایی با تفکر سیستمی
۲- دوره تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی
٣- دوره شبیه سازی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی

مدرس دوره:
محمدعلی اسماعیل زاده اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف

زمان برگزاری:
روزهای پنجشنبه و جمعه

اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
yun.ir/st
از فردا چهارشنبه ١۵ بهمن

دوره شبیه سازی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی

مدرس دوره:
محمدعلی اسماعیل زاده اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف

زمان برگزاری:
روزهای چهارشنبه و جمعه
١۵ و ١٧ بهمن

اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
yun.ir/st
‌تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی: از خودشناسی و جستجوی معنای زندگی، تا هدف گذاری و تصمیم‌گیری در جهانی پرشتاب و پیچیده

(کارگاه آموزشی آنلاین)

اگر قصد دارید به مسیر زندگی‌تان دوباره فکر کنید یا مسیر زندگی‌تان را تغییر دهید، این کارگاه برای شماست.
@systemsthinking

در این کارگاه با تلفیق مفاهیم تفکر سیستمی، تفکر طراحی، روان‌شناسی، فلسفه، مدیریت و علوم تصمیم‌گیری، چارچوبی عملی برای طراحی زندگی ارائه می‌کنیم و به دنبال این هستیم که یاد بگیریم چگونه به جای واکنش نشان دادن به اتفاقات، زندگی خود را آگاهانه و مبتنی بر شناخت عمیق از خود و محیط پیرامون‌مان طراحی کنیم و از قدرت سیستم‌ها برای رسیدن به اهداف‌مان استفاده کنیم.
@stlearning

تسهیلگر کارگاه:
محمدعلی اسماعیل زاده اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف

زمان برگزاری:
روزهای ۲۱ تا ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
ساعت ۸ تا ۱۲ صبح و ۱۵ تا ۱۹ عصر

فرم ثبت نام در کارگاه:
Life Path Design
🔹داستان شکل گیری کارگاه «تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی» - بخش اول

چرا این همه مدیر توانمند، با وجود داشتن تحصیلات، درآمد و جایگاه اجتماعی مناسب، هم حال دلشان خوب نیست و هم از لحاظ جسمی بیمار هستند؟

این سوال، شروع جستجوی من در مورد معنای زندگی و تلاش برای بازطراحی مسیر زندگی بود.

من مدیرعامل شرکت بودم و بخش قابل توجهی از زمانم در جلسات با مدیران عامل شرکت‌های بزرگ صنعتی کشور می‌گذشت.
همه‌ی ما تحصیلات دانشگاهی خوبی داشتیم، وضعیت درآمدی‌مان مناسب بود، جایگاه اجتماعی خوبی داشتیم، به ظاهر تمام مظاهر موفقیت را به دست آورده بودیم، اما در پشت صحنه واقعیت دیگری جریان داشت:

🔸 حال دل‌مان خوب نبود،
🔸زندگی پر استرسی داشتیم،
🔸از وضعیت کار و زندگی‌مان راضی نبودیم،
🔸 فرصت کافی برای خانواده و فرزندانمان نداشتیم،
🔸 دچار انواع بیماری‌های گوارشی و از همه شایع‌تر، کمردرد بودیم.

این مشاهده آنقدر تکرار شد که مطمئن شدم مساله فقط یک خطای شخصی نیست.
ما در واقع با یک مشکل سیستمی مواجه بودیم که همه ما را در یک مارپیچ به درون خود کشیده و غرق کرده بود.

موضوع را با امیر شاهرخی و محمد جنتی فرد که هم مدیران توانمندی بودند و هم در دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف با یکدیگر همکلاسی بودیم، مطرح کردم.

این دوستان هم تجربه مشابهی داشتند.
محمد مطالعاتی را هم در این زمینه شروع کرده بود و متوجه شده بود گروهی از بیماری‌ها به عنوان «بیماری‌های ویژه مدیران» دسته بندی شده که حداقل در ایران مراجعه به پزشک در مورد آنها نتیجه مطلوبی ندارد، چون پزشک متخصصی در این حوزه نداریم و پزشک‌های دیگر هم معمولا صرفا نشانه درمانی می‌کنند و از ریشه این بیماری‌ها اطلاعی ندارند.

در نتیجه برای شناخت در مورد این بیماری‌ها و برای درمان ریشه‌ای مشکلی که با آن مواجه بودیم، باید خودمان مطالعه می‌کردیم و از تجربیاتی که در دنیا در این حوزه وجود داشت استفاده می‌کردیم.

و در نهایت فضای کار و زندگی‌مان را باید به گونه‌ای بازطراحی می‌کردیم که ریشه این مشکلات حل شود و بتوانیم به رضایتمندی از زندگی برسیم...

این داستان ادامه دارد...

اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه:
Life Path Design

@stlearning
🔹داستان شکل گیری کارگاه «تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی» - بخش دوم


گاهی مشکل فقط نداشتن راه حل نیست، نداشتن واژه مناسب برای فهم مساله است.
به خصوص زمانی که در مورد خودمان و احساسات‌مان می‌خواهیم فکر کنیم...

وقتی تصمیم گرفتم در مورد این مشکل که چرا با وجود رسیدن به مظاهر موفقیت، حالمان خوب نبود، مطالعه کنم، اولین مشکل این بود که واژه‌های مناسبی برای فهم و بیان مشکل و جستجوی راه حل آن بلد نبودم.

ذهن ما در اغلب موارد برای انجام فرآیند تفکر نیاز به «واژه» دارد. در این حالت ذهن مثل یک موتور جستجو عمل می‌کند. وقتی می‌خواهیم در مورد موضوعی فکر کنیم، معمولا با یک واژه یا مفهوم شروع می‌کنیم. و بعد ذهن واژه‌ها، مفاهیم و تجربه‌های مرتبط را از حافظه فراخوانی می‌کند. به این ترتیب ذهن مجموعه‌ای از مفاهیم مرتبط را کنار هم قرار می‌دهد و با کشف ارتباط بین آنها، شروع به استنتاج می‌کند و به تدریج به فهمی در مورد مساله و راه حل‌های آن می‌رسد.

اما وقتی واژه برای یک موضوع نداشته باشیم، این فرآیند حتی شروع هم نمی‌شود...

اولین واژه‌ای که به نظرم به این مشکل مرتبط رسید «شادی» بود.
پس شاید مشکل این هست که ما شاد نیستیم.
اگر ما با این همه موفقیت‌هایی که به دست آورده‌ایم شاد نیستیم، پس چه کسی شاد است؟
رفتم سراغ اینترنت و مطالعه مقالات.

متوجه شدم شاخصی به نام شادی وجود دارد که کشورهای مختلف را با آن مقایسه می‌کنند.
Happiness Index
کشورهای بالای لیست کشورهای ثروتمندی مثل منطقه اسکاندیناوی و سنگاپور بودند.

اما این تنها شاخص و رتبه بندی در مورد شادی نبود.
رتبه بندی دیگری دقیقا به همین نام وجود داشت که در آن فیلیپین رتبه اول بود.

دقیق‌تر مطالعه کردم:
رتبه بندی اول فرض کرده بود که شادی نتیجه سه متغیر است:
«درآمد»، «امید زندگی» و «میانگین سال‌های آموزش»
اما رتبه بندی دوم به سراغ مردم رفته بود و از آنها پرسیده بود که چقدر از زندگی خودشان «رضایت» دارند.

این برای من کشف بزرگی بود:
این کشورهای ثروتمند نبودند که بالاترین رضایت از زندگی را داشتند.
بلکه فیلیپین با نزدیک به صد میلیون نفر جمعیت و طبیعتی سخت، و با درآمد سرانه نسبتا پایین، بیشترین رضایتمندی از زندگی را داشت.

حالا واژه دوم را پیدا کرده بودم: «رضایت از زندگی»
حالا دیگر نباید به دنبال این می‌گشتم که «چطور یک موفقیت دیگر به دست آورم» یا «چه کار کنم که یک مقدار شادی بیشتر به دست بیاورم»
باید می‌فهمیدم که چه چیزهایی رضایت از زندگی را شکل می‌دهند.
و مشکل این بود که رضایت از زندگی از درآمد بالا و تحصیلات عالی و سایر موفقیت‌هایی که ما معمولا به دنبال آنها بودیم به دست نمی‌آمد.

درنتیجه باید مسیر جدیدی برای جستجوی مساله و راه حل طی می‌کردم...

این داستان ادامه دارد...

اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه:
Life Path Design

@stlearning
@systemsthinking
سوال نوزده میلیون دلاری

🔹داستان شکل گیری کارگاه «تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی» - بخش سوم

همزمان با جستجوی مسیری برای پاسخ به این سوال که «چطور می‌توانیم رضایتمندی بیشتری از زندگی داشته باشیم»، با دوستان گروه آموزشی و پژوهشی آسمان در دانشگاه صنعتی شریف (گروه پژوهشی تفکر سیستمی) مشغول مطالعه کتاب «مدرسه‌های یادگیرنده» بودیم.

عنوان یکی از بخش‌های کتاب این بود: سوال ١٩ میلیون دلاری
سوال در مورد هدف مدرسه و هدف آموزش بود.

سوال را برای خودمان به این صورت بازنویسی کردیم:
چرا ما سالهاست که بخشی از زمان خودمان را به یادگیری تفکر سیستمی و آموزش آن در مدارس اختصاص داده‌ایم؟

هدف این بوده که بچه‌ها تفکر سیستمی یاد بگیرند؟
فقط همین؟
تفکر سیستمی یاد بگیرند که چه؟

نه، ما فقط نمی‌خواستیم تفکر سیستمی آموزش دهیم، چون «تفکر سیستمی چیز خوبی است».
هدف ما ساختن جامعه‌ای بود که در آن مردم «بهتر فکر می‌کنند و بهتر تصمیم می‌گیرند».
آموزش تفکر سیستمی در مدارس، کاری بود که برای رسیدن به این هدف شروع کرده بودیم.

سوال بعدی:
تصمیم بهتر چه تصمیمی است؟
ما که نمی‌خواهیم بگوییم یک تصمیم درست وجود دارد و همه باید به همان جواب برسند. افراد مختلف بسته به اهدافی که دارند، ممکن است به تصمیم‌های مختلفی برسند و همچنان تصمیم‌شان درست باشد.
جواب:
تصمیمی که باعث شود افراد به «اهدافی که در زندگی دارند» برسند.

سوال بعدی:
آیا اگر افراد جامعه به اهدافی که در زندگی مشخص کرده‌اند برسند، ما به هدفی که از آموزش داشته‌ایم می‌رسیم؟
جواب:
نه، چون بسیار دیده‌ایم که افراد وقتی به اهدافشان می‌رسند، متوجه می‌شوند که هدف مناسبی انتخاب نکرده بودند و از نتیجه راضی نیستند؛ یا در مسیر رسیدن به هدف، آنقدر به خودشان و دیگران آسیب می‌زنند که دیگر رسیدن به آن هدف قابل توجیه نیست.

سوال بعدی:
پس هدف خوب چه هدفی است؟
چطور هدف هایی انتخاب کنیم که اگر به آنها رسیدیم، از انتخاب آن اهداف پشیمان نباشیم؟
چطور اهداف‌مان را مشخص کنیم تا در نهایت به رضایتمندی از زندگی‌مان و مسیری که در زندگی طی کرده‌ایم برسیم؟

به نظر می‌رسید پاسخ به این سوال‌ها، بتواند یک قدم دیگر ما را در مسیر این جستجو به پیش ببرد...

این داستان ادامه دارد...

پی نوشت: 
این متن در ادامه داستان شکل گیری کارگاه تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی آمده برای مشاهده قسمت‌های قبل از این لینک‌ها می‌توانید استفاده کنید:

بخش اول: چرا حال دل‌مان خوب نیست؟
https://t.me/stlearning/539
بخش دوم: نداشتن«واژه» برای فهم مسأله
https://t.me/stlearning/540

اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه:
Life Path Design

@stlearning
@systemsthinking
داستان شکل گیری کارگاه «تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی» - بخش چهارم

چرا کار می‌کنیم؟

در مسیر جستجو برای یافتن پاسخ سوال‌های مربوط به هدف‌گذاری، شروع کردم به جستجو در مورد اینکه افراد در مورد فعالیت‌ها و اهداف مهم زندگی‌شان چطور تصمیم می‌گیرند و واقعا به دنبال چه هستند.

در قدم اول، شروع کردم به طرح این سوال از دیگران که: «شما چرا کار می‌کنید؟»
از اساتید دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف مثل آقای دکتر علینقی مشایخی و دکتر سید بابک علوی گرفته، تا راننده‌های تاکسی و کارگران و کسبه بازار...
همه هم اول از سوال جا می‌خوردند.
یک نگاهی با تعجب می‌انداختند که بفهمند منظورم چیست و چرا دارم این سوال را می‌پرسم.
پاسخ‌ها خیلی متفاوت بود، اما کاملا مشخص بود که اغلب پاسخ دهندگان، تاکنون به صراحت به این سوال فکر نکرده بودند.
طبیعتا دلایلی برای کار کردن داشتند، اما به این سوال که «چرا کار می‌کنیم» به طور مستقل پاسخ نداده بودند.

شما چرا کار می‌کنید؟
- برای اینکه کار جوهر مرد است...
- برای اینکه نمیشه که کار نکرد، باید کار کنیم
- برای اینکه خرج زندگی رو در بیارم
- برای اینکه دو تا دانشجوی دانشگاه آزاد دارم و باید خرج دانشگاهشون رو بدم
- برای اینکه حقوق بازنشستگی کفاف زندگی رو نمیده
- من اگه کار نکنم می‌میرم، صبح باید از خونه بزنم بیرون
- برای اینکه مستقل باشم، اگه کار نکنم باید برگردم شهرستان پیش پدر مادرم

در این بین چند تا جواب خاص هم قابل توجه بود:

- تاجر صدها میلیون دلاری: برای اینکه پول در بیارم، نه اینکه پول لازم داشته باشم، نه، من خیلی پول دارم، اما جمعه‌ها هم تا آخر شب دفترم هستم و کار می‌کنم، هیچ چیز دیگه‌ای توی دنیا بهم به اندازه پول در آوردن کیف نمیده، بقیه پول در میارن که با پول یک کاری بکنند، اما من فقط دوست دارم پول در بیارم، نمی‌خوام با پول‌ها کار دیگه‌ای انجام بدم، فقط پول درآوردن برام جذابه، نه اینکه کار دیگه‌ای با پول‌هام نکنم، نه، دامداری و گلخانه و کارهای دیگه راه میندازم، اما هدفم اون کارها نیست، هدفم فقط پول در آوردن هست...

- راننده تاکسی در فیلیپین: برای اینکه برم لذت دنیا رو ببرم، من پشت این ماشین ۲۴ ساعت کار می‌کنم،‌ بعد ماشین رو میدم به شریکم، ۲۴ ساعت بعد رو میرم اون پولی که درآوردم رو خرج می‌کنم، حتی یک پزو هم پس انداز نمی‌کنم، نه زن دارم نه بچه، نه هیچ وقت زن می‌گیرم نه بچه می‌خوام، فقط می‌خوام لذت دنیا رو ببرم، ۲۴ ساعت کار می‌کنم و ۲۴ ساعت می‌خورم و می‌نوشم و می‌رقصم و می‌بازم و از زندگی لذت می‌برم...

- من به کار کارمندی نیازی ندارم، پول و سرمایه به اندازه کافی دارم و درآمدم از سرمایه خیلی بیشتر از حقوق اداره هست. اما اینجا می‌تونم کارهایی که دوست دارم رو انجام بدم و از دانش مهندسی که دارم استفاده کنم. اینجوری حس می‌کنم به درد می‌خورم...

- من به خاطر کار کردن از همسرم جدا شدم. همسرم خیلی پول داشت، می‌گفت بریم با هم دنیا رو بگردیم و از زندگی لذت ببریم، اما من دوست داشتم کار کنم، دوست داشتم کارخونه راه بندازم و محصول تولید کنم، اما این کارها از نظر همسرم بی‌معنی بود. هر کاری که می‌کردم اصلا به چشمش نمیومد. می‌گفت ما که این همه پول داریم، چرا تو باید کار کنی، تازه اگه یک وقتی هم پولمون تموم شد،‌ باز از بابام می‌گیریم... اما من دوست داشتم کار کنم، بدون کار کردن زندگی برام هیچ معنایی نداشت، نهایتا از هم جدا شدیم که من به کار کردن و طراحی و تولید ادامه بدم و ایشون هم به گشت و گذار دور دنیا و لذت بردن از زندگی برسند...

این پاسخ‌ها برای من یادگیری مهمی داشت:
• آدم‌ها دلایل مختلفی برای کار کردن دارند.
• حتی زمانی که نیاز مشترکی مثل پول درآوردن وجود دارد، باز هم چیزی که افراد از کار می‌خواهند، می‌تواند کاملا متفاوت باشد.
• کار برای یکی ممکن است «پول در آوردن» باشد، برای یکی «استقلال»، برای دیگری «لذت»، برای فرد دیگری «مفید بودن» و برای دیگری ممکن است «ساختن و خلق کردن» هدف باشد...

بنابراین جواب سوالی که در مورد کار کردن وجود دارد، این نیست که صرفا درآمد این کار چقدر است، این سوال باید بتواند به پیچیدگی‌های بیشتری پاسخ بدهد که به طور ویژه به این بستگی دارد که کار برای ما چه معنایی دارد...

این داستان ادامه دارد...

اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه:
Life Path Design

@stlearning
@systemsthinking
‌تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی: از خودشناسی و جستجوی معنای زندگی، تا هدف گذاری و تصمیم‌گیری در جهانی پرشتاب و پیچیده

(کارگاه آموزشی آنلاین)

اگر قصد دارید به مسیر زندگی‌تان دوباره فکر کنید یا مسیر زندگی‌تان را تغییر دهید، این کارگاه برای شماست.
@systemsthinking

در این کارگاه با تلفیق مفاهیم تفکر سیستمی، تفکر طراحی، روان‌شناسی، فلسفه، مدیریت و علوم تصمیم‌گیری، چارچوبی عملی برای طراحی زندگی ارائه می‌کنیم و به دنبال این هستیم که یاد بگیریم چگونه به جای واکنش نشان دادن به اتفاقات، زندگی خود را آگاهانه و مبتنی بر شناخت عمیق از خود و محیط پیرامون‌مان طراحی کنیم و از قدرت سیستم‌ها برای رسیدن به اهداف‌مان استفاده کنیم.
@stlearning

تسهیلگر کارگاه:
محمدعلی اسماعیل زاده اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف

زمان برگزاری:
روزهای ۲۱ تا ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
ساعت ۸ تا ۱۲ صبح و ۱۵ تا ۱۹ عصر

فرم ثبت نام در کارگاه:
Life Path Design
داستان شکل گیری کارگاه «تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی» - بخش پنجم

گفتگو با دیگران در مورد دلایل کار کردنشان، به تدریج کمک کرد به اهمیت واژه و مفهوم «معنا» در زندگی پی ببرم.
کسانی که کارشان برایشان معنا داشت، تجربه کاری بهتری داشتند و دیگرانی که معنا را در کار و زندگی از دست داده بودند، به سمت فرسودگی و افسردگی پیش می‌رفتند.

فعالیت «دو راهی راننده تاکسی» را بر همین مبنا طراحی کردم.
فردی از راننده تاکسی می‌خواهد هر روز بدون اینکه کسی را سوار کند، از ابتدا به انتهای خط تاکسی برود و برگردد و هر روز دستمزدش را دو برابر دریافت کند، بدون اینکه مسافری داشته باشد.
به این ترتیب، دیگر مساله فقط انجام کار یا سختی آن نیست. راننده تاکسی دارد هر روز همان کار قبلی را انجام می‌دهد، اما معنا را از کار او گرفته‌ایم.
- شما اگر به جای این راننده تاکسی باشید، تا چند روز، چند هفته، چند ماه، یا چند سال حاضر هستید به این کار ادامه دهید؟

افسانه سیزیف هم بر همین مبنا کنار دو راهی راننده تاکسی قرار گرفت.
کار بیهوده‌ای که خدایان به عنوان شکنجه برای سیزیف قرار دادند و سنگی که هر روز باید بالای کوه ببرد و در پایان روز به پایین خواهد غلطید و فردایی که دوباره باید همین کار تا پایان جهان تکرار شود...

همینجا بود که آن سه نفر معنایی که به کارشان می‌دادند اهمیت پیدا کرد.
کسی که آجر روی آجر می‌گذاشت؛ دیگری که مشغول ساختن دیوار بود؛ و آن دیگری که در حال ساخت «مدرسه» بود.
هر سه یک کار انجام می‌دادند، اما معنای کار برای آنها متفاوت بود.
و چه کسی است که نداند حال آنها و کیفیت کار آنها چگونه می‌تواند با این تغییر معنا متفاوت شود.
و مشکل این است که در جامعه کاری امروز، ارتباط کاری که انجام می‌دهیم با نتایجی که آن کارها به وجود می‌آورند را از دست داده‌ایم. میلیون‌ها نفر هر روز در سازمان‌های امروزی در حال انجام کارهایی هستند که نتایجش برایشان مشخص نیست. بسیاری از افراد کار خودشان را بیهوده و بی‌اثر می‌بینند و فکر می‌کنند مانند سیزیف به نفرین خدایان دچار شده‌اند...

مشکل من با تجارت فولاد هم همین بود.
تجارت فولاد دیگر معنایش را برای من از دست داده بود.
اینکه من هزار تن فولاد بیشتر یا کمتر بفروشم، نه معنایی برای من داشت و نه تغییری در زندگی دیگران ایجاد می‌کرد. افراد بسیاری بودند که می‌توانستند این کار را انجام دهند. این کار برای من دیگر تنها می‌توانست «پول» داشته باشد. و واقعیت این بود که پول را کمی کمتر یا بیشتر، از راه‌های دیگری هم می‌شد به دست آورد...

شما هم در این زمینه تجارب مشابهی دارید؟
شما در کارهایی که انجام می‌دهید، چه معنایی می‌بینید؟
اگر آن معنا را از کارتان بگیرند، باز هم حاضر هستید ادامه دهید؟

این داستان ادامه دارد...

اطلاعات بیشتر در مورد این کارگاه:
Life Path Design

@stlearning
@systemsthinking
از فردا چهارشنبه ساعت ٨ صبح

تفکر سیستمی در طراحی مسیر زندگی: از خودشناسی و جستجوی معنای زندگی، تا هدف گذاری و تصمیم‌گیری در جهانی پرشتاب و پیچیده

(کارگاه آموزشی آنلاین)

تسهیلگر کارگاه:
محمدعلی اسماعیل زاده اصل
مدیر مرکز مطالعات سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی دانشگاه صنعتی شریف

زمان برگزاری:
روزهای ۲۱ تا ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
ساعت ۸ تا ۱۲ صبح و ۱۵ تا ۱۹ عصر

فرم ثبت نام در کارگاه:
Life Path Design

@systemsthinking
@stlearning