📚✒️معرفي كتاب:
«کمونیسم رفت، ما ماندیم و
حتی خندیدیم»
نویسنده ◀️ اسلاونکا دراکولیچ
مترجم ◀️ رؤیا رضوانی
نشر گمان
اولین کتاب از یک مجموعه پنجاه جلدی به اسم «فلسفه و هنر زندگی» است که زیر نظر خشایار دیهیمی تولید میشود. این کتاب شامل چند مقاله است که به صورت خاطرات نویسنده از زندگی خودش و زنان اروپای شرقی در زمان حاکمیت کمونیسم روایت میشود.
نویسنده، از رماننویسان کرواسی است. او علاوه بر نوشتن رمان، نویسنده آثار غیرداستانی نیز هست. همچنین فمینیسم و مسایل زنان از زمره مهمترین دغدغههای نوشتاری او هستند. خصوصاً که روزنامهنگار هم هست و بر مسایل سیاسی و فرهنگی مردماش اشراف دارد. در نوشتن «کمونیسم رفت»، کنار هم قرارگرفته تا ما شاهد تولد اثر غیرداستانیای باشیم که گاه از فرط جذابیت و تأثیرگذاری، به داستان پهلو میزند. مضمون آن گرچه سیاسی است، ولی از اتفاق اینبار از نظرگاهی زنانه به امر سیاسی نگاه شده است؛ از نظرگاهی زنانه و با کمک مؤلفههایی از دنیای زنان که میتوان گفت حتی توسط خود زنان هم کمتر موردتوجه قرارگرفته است.
💠برخی از جملات کتاب:
- اگر در اروپای شرقی بزرگ شده باشید در همان اوایل جوانی یاد میگیرید که سیاست مفهومی انتزاعی نیست، بلکه نیرویی است عظیم که بر زندگی روزمره مردم تاثیری تعیین کننده
میگذارد. (ص 24)
- چیزی که به یاد میآوردم دوران فقر و محرومیت بود، دورانی که در آن فقر به نظر وحشتناک نمیآمد فقط به این دلیل که تقریبا همگانی بود -آن را عادلانه میدانستیم. اما وحشتناک این بود که ما حتی نمیدانستیم که چیز بهتری هم وجود دارد. (ص 118)
«کمونیسم رفت، ما ماندیم و
حتی خندیدیم»
نویسنده ◀️ اسلاونکا دراکولیچ
مترجم ◀️ رؤیا رضوانی
نشر گمان
اولین کتاب از یک مجموعه پنجاه جلدی به اسم «فلسفه و هنر زندگی» است که زیر نظر خشایار دیهیمی تولید میشود. این کتاب شامل چند مقاله است که به صورت خاطرات نویسنده از زندگی خودش و زنان اروپای شرقی در زمان حاکمیت کمونیسم روایت میشود.
نویسنده، از رماننویسان کرواسی است. او علاوه بر نوشتن رمان، نویسنده آثار غیرداستانی نیز هست. همچنین فمینیسم و مسایل زنان از زمره مهمترین دغدغههای نوشتاری او هستند. خصوصاً که روزنامهنگار هم هست و بر مسایل سیاسی و فرهنگی مردماش اشراف دارد. در نوشتن «کمونیسم رفت»، کنار هم قرارگرفته تا ما شاهد تولد اثر غیرداستانیای باشیم که گاه از فرط جذابیت و تأثیرگذاری، به داستان پهلو میزند. مضمون آن گرچه سیاسی است، ولی از اتفاق اینبار از نظرگاهی زنانه به امر سیاسی نگاه شده است؛ از نظرگاهی زنانه و با کمک مؤلفههایی از دنیای زنان که میتوان گفت حتی توسط خود زنان هم کمتر موردتوجه قرارگرفته است.
💠برخی از جملات کتاب:
- اگر در اروپای شرقی بزرگ شده باشید در همان اوایل جوانی یاد میگیرید که سیاست مفهومی انتزاعی نیست، بلکه نیرویی است عظیم که بر زندگی روزمره مردم تاثیری تعیین کننده
میگذارد. (ص 24)
- چیزی که به یاد میآوردم دوران فقر و محرومیت بود، دورانی که در آن فقر به نظر وحشتناک نمیآمد فقط به این دلیل که تقریبا همگانی بود -آن را عادلانه میدانستیم. اما وحشتناک این بود که ما حتی نمیدانستیم که چیز بهتری هم وجود دارد. (ص 118)
📚✒️معرفي كتاب:
نمایشنامه ی"شیطان و خدا"
نویسنده ◀️ ژان پل سارتر🇫🇷
مترجم ◀️ ابوالحسن نجفی
نمایشنامه در سه پرده و یازده مجلس
«شیطان و خدا» اثر ژان پل سارتر فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رماننویس، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار و منتقد فرانسوی است، که نخستین بار در 7 ژوئن 1951 در «تئاتر آنتوان» به روی صحنه آمد و در همان سال به صورت کتاب منتشر شد. موضوع این نمایشنامه سرگذشت دردناک مردی است که میخواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار میدهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمییابد؛ زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت میگیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمینداران با زمینداران و روستائیان با زمینداران میجنگند. گوتس، سردار جنگ، که فرزند مادری از طبقه اشراف و پدری از طبقه دهقان است، نخست تصمیم گرفته است که بدی کند؛ دست به غارت میزند و میجنگد و به یارانش خیانت میکند. ولی سرانجام بدی به نظرش یکنواخت میآید و از اینکه همواره باید رذالتهای تازهای ابداع کند خسته میشود.
💠از مقدمهی مترجم:
این اثر،بهترین کار سارتر و چکیده ی همه ی افکار اوست- مسائل اساسی زمان ما را مطرح می کند: آیا بشر مسئولیتی بر عهده دارد؟ آیا می توان مسئولیت را پذیرفت اما دست ها را نیالود؟… و از این رو و به گفته ی خود سارتر، این نمایشنامه مکمل “دست های آلوده” است. هر چند حوادث آن چهارصد سال پیشتر روی می دهد.سارتر خود می گوید: این نمایشنامه سراسر روابط انسان است با خدا.
خود سارتر می گوید : این نمایشنامه سراسر شرح روابط انسان است با خدا یا به عبارت دیگر روابط انسان با “مطلق”.
💠گزیدههایی از متن:
به چه دردم می خورد که دوستم بدارند؟ اگر تو مرا دوست بداری لذتش را تو می بری نه من.
دنیای ِ بی عدالتی است : اگر قبولش کنی شریک جرم میشوی و اگر بخواهی عوضش کنی جلاد میشوی ...
نمایشنامه ی"شیطان و خدا"
نویسنده ◀️ ژان پل سارتر🇫🇷
مترجم ◀️ ابوالحسن نجفی
نمایشنامه در سه پرده و یازده مجلس
«شیطان و خدا» اثر ژان پل سارتر فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رماننویس، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار و منتقد فرانسوی است، که نخستین بار در 7 ژوئن 1951 در «تئاتر آنتوان» به روی صحنه آمد و در همان سال به صورت کتاب منتشر شد. موضوع این نمایشنامه سرگذشت دردناک مردی است که میخواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار میدهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمییابد؛ زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت میگیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمینداران با زمینداران و روستائیان با زمینداران میجنگند. گوتس، سردار جنگ، که فرزند مادری از طبقه اشراف و پدری از طبقه دهقان است، نخست تصمیم گرفته است که بدی کند؛ دست به غارت میزند و میجنگد و به یارانش خیانت میکند. ولی سرانجام بدی به نظرش یکنواخت میآید و از اینکه همواره باید رذالتهای تازهای ابداع کند خسته میشود.
💠از مقدمهی مترجم:
این اثر،بهترین کار سارتر و چکیده ی همه ی افکار اوست- مسائل اساسی زمان ما را مطرح می کند: آیا بشر مسئولیتی بر عهده دارد؟ آیا می توان مسئولیت را پذیرفت اما دست ها را نیالود؟… و از این رو و به گفته ی خود سارتر، این نمایشنامه مکمل “دست های آلوده” است. هر چند حوادث آن چهارصد سال پیشتر روی می دهد.سارتر خود می گوید: این نمایشنامه سراسر روابط انسان است با خدا.
خود سارتر می گوید : این نمایشنامه سراسر شرح روابط انسان است با خدا یا به عبارت دیگر روابط انسان با “مطلق”.
💠گزیدههایی از متن:
به چه دردم می خورد که دوستم بدارند؟ اگر تو مرا دوست بداری لذتش را تو می بری نه من.
دنیای ِ بی عدالتی است : اگر قبولش کنی شریک جرم میشوی و اگر بخواهی عوضش کنی جلاد میشوی ...
Forwarded from کارگاه داستان 📝
.
ما یه کارگاه داریم که توش نه با چوب ور میریم نه با آهن، نه با آجر. ما تو کارگاهمون با کلمات ور میریم، قالب ميزنیم و تبديلش ميكنیم به داستان. چون معتقدیم:
"هر کی یه داستانی داره..."
و خب پُر واضحه كه هر کارگاهی هم محصولاتی داره، این هم محصولات "کارگاه داستان"
همش مال خودمونه
از تولید به مصرف
بفرمایید... نوش جان 😊
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
▶️ @StoryWorkshop
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
ما یه کارگاه داریم که توش نه با چوب ور میریم نه با آهن، نه با آجر. ما تو کارگاهمون با کلمات ور میریم، قالب ميزنیم و تبديلش ميكنیم به داستان. چون معتقدیم:
"هر کی یه داستانی داره..."
و خب پُر واضحه كه هر کارگاهی هم محصولاتی داره، این هم محصولات "کارگاه داستان"
همش مال خودمونه
از تولید به مصرف
بفرمایید... نوش جان 😊
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
▶️ @StoryWorkshop
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
📚✒️معرفی كتاب:
تسلیبخشیهای فلسفه
نویسنده ◀️ آلن دو باتن 🇨🇭
مترجم ◀️ عرفان ثابتی
آلن دو باتن فیلسوف معاصر سوئیسی، در کتابهای منتشرشدهاش تلاش داشته تا فلسفه را از بام انتزاعیات صرف به روی زمین آورده تا با زندگی مردم در ارتباط بیشتری باشد. او سعی کرده است که از آموزههای فیلسوفان بزرگ، در جهت کاربرد آن در زندگی روزمره انسانها استفاده کند تا از رنج آنان کم کرده و بر غنای آن بیفزاید.
کتاب "تسلیبخشیهای فلسفه"، از جمله کتابهایی است که میتوان آن را در زمره کتابهای "فلسفه برای زندگی" نام برد. این کتاب در شش بخش نوشته که در هر بخش سعی میکند یکی از سختیهای زندگی را با آموزههای یکی از فیلسوفان درمان کند و التیام ببخشد. بخش نخست مواجهه با عدم محبوبیت است که آموزهها و زندگی سقراط مورد اشاره قرار گرفته است. فصل دوم مواجهه با کمپولی است که با آموزههای اپیکور، مورد بررسی قرار میگیرد. در فصل سوم، با سنکا (فیلسوف رواقی رومی) به مصاف مواجهه با ناکامی رفته است. اگر کسی ناتوانی و نابسندگی داشته باشد میتواند در فصل چهارم با آموزههای مونتنی (اندیشمند فرانسوی) مواجه شود. آرتور شوپنهاور، در فصل پنجم برای کسانی که قلبشان شکسته است، آورده شده و در فصل ششم، آموزههای فردریش نیچه برای مواجهه با سختیها، ارائه شده است.
کتاب "تسلیبخشیهای فلسفه" اصلا کتاب سختخوانی نیست و برای خواندن آن به مقدمات فلسفی چندانی نیاز ندارید. کتاب با زندگینامههای فیلسوفان و بعد تحلیلی فلسفی از نظریات آن و ربط و نسبتشان با فصل مربوط به خودشان، همراه است که مثالهایی ملموس از زندگی آنها خواندن کتاب را هرچه لذتبخشتر میکند.
"تسلیبخشیهای فلسفه" توسط عرفان ثابتی ترجمه شده و نشر ققنوس آن را منتشر نموده است.
@stdlibut
تسلیبخشیهای فلسفه
نویسنده ◀️ آلن دو باتن 🇨🇭
مترجم ◀️ عرفان ثابتی
آلن دو باتن فیلسوف معاصر سوئیسی، در کتابهای منتشرشدهاش تلاش داشته تا فلسفه را از بام انتزاعیات صرف به روی زمین آورده تا با زندگی مردم در ارتباط بیشتری باشد. او سعی کرده است که از آموزههای فیلسوفان بزرگ، در جهت کاربرد آن در زندگی روزمره انسانها استفاده کند تا از رنج آنان کم کرده و بر غنای آن بیفزاید.
کتاب "تسلیبخشیهای فلسفه"، از جمله کتابهایی است که میتوان آن را در زمره کتابهای "فلسفه برای زندگی" نام برد. این کتاب در شش بخش نوشته که در هر بخش سعی میکند یکی از سختیهای زندگی را با آموزههای یکی از فیلسوفان درمان کند و التیام ببخشد. بخش نخست مواجهه با عدم محبوبیت است که آموزهها و زندگی سقراط مورد اشاره قرار گرفته است. فصل دوم مواجهه با کمپولی است که با آموزههای اپیکور، مورد بررسی قرار میگیرد. در فصل سوم، با سنکا (فیلسوف رواقی رومی) به مصاف مواجهه با ناکامی رفته است. اگر کسی ناتوانی و نابسندگی داشته باشد میتواند در فصل چهارم با آموزههای مونتنی (اندیشمند فرانسوی) مواجه شود. آرتور شوپنهاور، در فصل پنجم برای کسانی که قلبشان شکسته است، آورده شده و در فصل ششم، آموزههای فردریش نیچه برای مواجهه با سختیها، ارائه شده است.
کتاب "تسلیبخشیهای فلسفه" اصلا کتاب سختخوانی نیست و برای خواندن آن به مقدمات فلسفی چندانی نیاز ندارید. کتاب با زندگینامههای فیلسوفان و بعد تحلیلی فلسفی از نظریات آن و ربط و نسبتشان با فصل مربوط به خودشان، همراه است که مثالهایی ملموس از زندگی آنها خواندن کتاب را هرچه لذتبخشتر میکند.
"تسلیبخشیهای فلسفه" توسط عرفان ثابتی ترجمه شده و نشر ققنوس آن را منتشر نموده است.
@stdlibut
✅ «مثنوی معنوی» در میان کتابهای پیشنهادی «ایندیپندنت» برای خواندن پیش از ۳۰ سالگی
@stdlibut
نشریه «ایندیپندنت» با تمرکز بر موضوعاتی چون درک هویت، شکلدهی دیدگاه درباره جهان و بنیاد نهادن حرفه بر اساس واقعیت رمانهای و آثاری را انتخاب و توصیه کرده است که هر کسی پیش از ورود به دهه ۳۰ زندگی باید آنها را بخواند.
«ایندیپندنت» دهه دوم زندگی هر فرد را دورانی برای شناخت خود و درک خواستهها از زندگی دانسته و برای کمک به تحقق این دو و درنیافتادن در چرخه شکست و پیروزی، آثار ادبی و رمانهایی را معرفی کرده است.
◀️ «مثنوی معنوی» نوشته «جلالالدین محمد رومی بلخی»
اشعار سخنسرای پارسی طی ۱۳ قرن برای ما ژرفترین احساسات انسانی همچون اندوه، اشتیاق و ترس را برملا میکند. مولانا به گفته «کلمن بارکس»، مترجم مثنوی به انگلیسی یک عارف فیلسوف است.
◀️ «تاملات» (Meditations) نوشته «مارکوس آورلیوس»
هنگامی که به بزرگسالی میرسید درمییابید که لحظاتی در زندگی وجود دارند که اوضاع آنگونه که انتظار دارید پیش نمیرود.
کتاب «تاملات» مجموعهای است از نوشتارهای شخصی است درباره مفاهیم خشن روانی در زمان امپراتوری «مارکوس آورلیوس» در روم باستان. او که در سالهای ۱۶۱ تا ۱۸۰ حکومت میکرد بهعنوان یکی از سلاطین فیلسوف شناخته میشود.
این کتاب فلسفی رواقی پس از ۱۸۰۰ سال همچنان مانده است زیرا مطالب مندرج در آن توصیههایی بیزمان هستند برای کنترل احساسات.
◀️ «افسانه سیزیف و دیگر مقالات» نوشته «آلبر کامو»
همه ما برای برخاستن از خواب در صبحگاهان دلیلی داریم و پیش از ورود به دنیای واقعی درباره دلیل آن از خود میپرسیم.
«بیگانه» نوشته «آلبر کامو» میگوید که همه مردم خود را در دنیایی غیرمنطقی در تقلای برای یافتن معنای ناموجود زندگی مییابند.
با وجود این، پیام اصلی او در افسانه «سیزیف» نهفته است؛ ربالنوعی که محکوم است تا هر روز سنگی را به بالای تپهای بغلتاند و وقتی سنگ دوباره به پایین آمد دوباره آن کار را تکرار کند. این داستان نشان میدهد که باید با چشمانی باز نظارهگر جهان باشیم.
◀️ «جنایت و مکافات» نوشته «فئودور داستایوفسکی»
بدون درنظر گرفتن نگرشهای شخصی، زمانهایی وجود دارند که دنیا بر ضد شما عمل میکند و فکر میکنید که تلاش برای بهتر شدن و کمک کردن به دیگران چه ارزشی دارد.
رمان «داستایوفسکی» فقط یک داستان صرف نیست بلکه، مبحثی است درباره پوچگرایی که در میان اندیشمندان روسیه معاصر او عمومیت داشت.
در «جنایت و مکافات» نویسنده درباره منطقگرایی سخن میگوید که به تجاهل مطلق میانجامد؛ زنجیری پرقدرت که به انسانیت پیوند میزند و حس مسئولیت در قبال دیگری را در ما تقویت میکند.
◀️ «آنا کارنینا» نوشته «لئو تولستوی»
«ویلیان فالکنر»، رماننویس آمریکایی این رمان «تولستوی» را بهترین اثر نوشته شده جهان دانست.
نویسنده در این کتاب به کشمکشهای موجود در تمامی وجوه انسانی همچون عشق، زندگی، طبقه اجتماعی و شادکامی میپردازد.
◀️ «شازده کوچولو» نوشته «آنتوان سنت اگزوپری»
بسیاری از روانشناسان بر این باور هستند که سلامت روانی مورد نیاز هر شخص از کودکی نشات میگیرد، و شاید هیچ اثری نتواند همچون «شازده کوچولو» دنیای عجیب و غصههای کودکانه را توصیف کند.
منتقد «نیویورکر» میگوید : «از میان تمامی کتابهای نوشته شده به زبان فرانسه در قرن اخیر، بیشک شازده کوچولو دوستداشتنیترین است.»
در این کتاب آمده است: «همه بزرگسالان روزگاری کودک بودند ... اما تعداد کمی از آنها این را به یاد دارند.»
◀️ «قدرت اسطوره» نوشته «جوزف کمپل»
«کمپل» بهعنوان شاگرد «کار گوستاو یونگ» زندگی خود را وقف یافتن ارتباط میان تفکرات اقوام مختلف کرد. او ایده «تک اسطوره» را مطرح کرد که بیانگر ساختار بنیادین یکسان اسطورهها از «اودیسه» تا «هری پاتر» است.
این کتاب مباحثهای طولانی میان «کمپل» و «بیل مویرز» روزنامهنگار است. او میگوید ما بیرون از اسطورها نمیتوانیم زندگی کنیم.
◀️ «گیتا باقواد» نویسنده: ناشناس
این متن کهن هندی داستان شاهزاده «آرجونا» را بازگو میکند که راهی جنگ شده است اما دچار شک میشود زیرا دشمنانش از دوستان و اعضای خانواده وی هستند.
او از الهه «کریشنا» کمک میخواهد. «مهاتما گاندی» گفته است که از این داستان برای مبارزه آرام در راه آزادی هند بسیار الهام گرفته است. کتاب الهامبخش یافتن نیت ما از زندگی و پیشروی جسورانه است.
«بهتر از بهطور ناقص با سرنوشت خود مواجه شویم تا اینکه تقلیدی کامل از زندگی دیگری باشیم.»
◀️ «سیذارتا» نوشته «هرمان هسه»
این اثر آلمانی سال ۱۹۲۲ تا سال ۱۹۵۱ به انگلیسی ترجمه نشده بود. داستان این کتاب در زمانه بودا در هند میگذرد و رشد معنوی مردی به نام «سیذارتا» را بازگو میکند.
@stdlibut
نشریه «ایندیپندنت» با تمرکز بر موضوعاتی چون درک هویت، شکلدهی دیدگاه درباره جهان و بنیاد نهادن حرفه بر اساس واقعیت رمانهای و آثاری را انتخاب و توصیه کرده است که هر کسی پیش از ورود به دهه ۳۰ زندگی باید آنها را بخواند.
«ایندیپندنت» دهه دوم زندگی هر فرد را دورانی برای شناخت خود و درک خواستهها از زندگی دانسته و برای کمک به تحقق این دو و درنیافتادن در چرخه شکست و پیروزی، آثار ادبی و رمانهایی را معرفی کرده است.
◀️ «مثنوی معنوی» نوشته «جلالالدین محمد رومی بلخی»
اشعار سخنسرای پارسی طی ۱۳ قرن برای ما ژرفترین احساسات انسانی همچون اندوه، اشتیاق و ترس را برملا میکند. مولانا به گفته «کلمن بارکس»، مترجم مثنوی به انگلیسی یک عارف فیلسوف است.
◀️ «تاملات» (Meditations) نوشته «مارکوس آورلیوس»
هنگامی که به بزرگسالی میرسید درمییابید که لحظاتی در زندگی وجود دارند که اوضاع آنگونه که انتظار دارید پیش نمیرود.
کتاب «تاملات» مجموعهای است از نوشتارهای شخصی است درباره مفاهیم خشن روانی در زمان امپراتوری «مارکوس آورلیوس» در روم باستان. او که در سالهای ۱۶۱ تا ۱۸۰ حکومت میکرد بهعنوان یکی از سلاطین فیلسوف شناخته میشود.
این کتاب فلسفی رواقی پس از ۱۸۰۰ سال همچنان مانده است زیرا مطالب مندرج در آن توصیههایی بیزمان هستند برای کنترل احساسات.
◀️ «افسانه سیزیف و دیگر مقالات» نوشته «آلبر کامو»
همه ما برای برخاستن از خواب در صبحگاهان دلیلی داریم و پیش از ورود به دنیای واقعی درباره دلیل آن از خود میپرسیم.
«بیگانه» نوشته «آلبر کامو» میگوید که همه مردم خود را در دنیایی غیرمنطقی در تقلای برای یافتن معنای ناموجود زندگی مییابند.
با وجود این، پیام اصلی او در افسانه «سیزیف» نهفته است؛ ربالنوعی که محکوم است تا هر روز سنگی را به بالای تپهای بغلتاند و وقتی سنگ دوباره به پایین آمد دوباره آن کار را تکرار کند. این داستان نشان میدهد که باید با چشمانی باز نظارهگر جهان باشیم.
◀️ «جنایت و مکافات» نوشته «فئودور داستایوفسکی»
بدون درنظر گرفتن نگرشهای شخصی، زمانهایی وجود دارند که دنیا بر ضد شما عمل میکند و فکر میکنید که تلاش برای بهتر شدن و کمک کردن به دیگران چه ارزشی دارد.
رمان «داستایوفسکی» فقط یک داستان صرف نیست بلکه، مبحثی است درباره پوچگرایی که در میان اندیشمندان روسیه معاصر او عمومیت داشت.
در «جنایت و مکافات» نویسنده درباره منطقگرایی سخن میگوید که به تجاهل مطلق میانجامد؛ زنجیری پرقدرت که به انسانیت پیوند میزند و حس مسئولیت در قبال دیگری را در ما تقویت میکند.
◀️ «آنا کارنینا» نوشته «لئو تولستوی»
«ویلیان فالکنر»، رماننویس آمریکایی این رمان «تولستوی» را بهترین اثر نوشته شده جهان دانست.
نویسنده در این کتاب به کشمکشهای موجود در تمامی وجوه انسانی همچون عشق، زندگی، طبقه اجتماعی و شادکامی میپردازد.
◀️ «شازده کوچولو» نوشته «آنتوان سنت اگزوپری»
بسیاری از روانشناسان بر این باور هستند که سلامت روانی مورد نیاز هر شخص از کودکی نشات میگیرد، و شاید هیچ اثری نتواند همچون «شازده کوچولو» دنیای عجیب و غصههای کودکانه را توصیف کند.
منتقد «نیویورکر» میگوید : «از میان تمامی کتابهای نوشته شده به زبان فرانسه در قرن اخیر، بیشک شازده کوچولو دوستداشتنیترین است.»
در این کتاب آمده است: «همه بزرگسالان روزگاری کودک بودند ... اما تعداد کمی از آنها این را به یاد دارند.»
◀️ «قدرت اسطوره» نوشته «جوزف کمپل»
«کمپل» بهعنوان شاگرد «کار گوستاو یونگ» زندگی خود را وقف یافتن ارتباط میان تفکرات اقوام مختلف کرد. او ایده «تک اسطوره» را مطرح کرد که بیانگر ساختار بنیادین یکسان اسطورهها از «اودیسه» تا «هری پاتر» است.
این کتاب مباحثهای طولانی میان «کمپل» و «بیل مویرز» روزنامهنگار است. او میگوید ما بیرون از اسطورها نمیتوانیم زندگی کنیم.
◀️ «گیتا باقواد» نویسنده: ناشناس
این متن کهن هندی داستان شاهزاده «آرجونا» را بازگو میکند که راهی جنگ شده است اما دچار شک میشود زیرا دشمنانش از دوستان و اعضای خانواده وی هستند.
او از الهه «کریشنا» کمک میخواهد. «مهاتما گاندی» گفته است که از این داستان برای مبارزه آرام در راه آزادی هند بسیار الهام گرفته است. کتاب الهامبخش یافتن نیت ما از زندگی و پیشروی جسورانه است.
«بهتر از بهطور ناقص با سرنوشت خود مواجه شویم تا اینکه تقلیدی کامل از زندگی دیگری باشیم.»
◀️ «سیذارتا» نوشته «هرمان هسه»
این اثر آلمانی سال ۱۹۲۲ تا سال ۱۹۵۱ به انگلیسی ترجمه نشده بود. داستان این کتاب در زمانه بودا در هند میگذرد و رشد معنوی مردی به نام «سیذارتا» را بازگو میکند.
در مورد اوضاع کره شمالی یه چیزایی شنیده بودم. ولی از اینکه تو اون شرایط غیر استاندارد، باز یه سری اردوگاه زندانیان سیاسی هم وجود داره اطلاع نداشتم. کتاب "فرار از اردوگاه 14" روایت زندگی و فرار باورنکردنی "شین" از یکی از این اردوگاه هاست. جوانی که در داخل این اردوگاه به دنیا اومده و انقدر در سطح پایینی نگه داشته شده که به گفته خودش انگیزه فرارش از اردوگاه، خوردن گوشت بوده.
حدودا سه چهارم حجم کتاب به روزهای قبل از فرار اختصاص داده شده. اتفاقاتی دردناک اما قابل حدس برای خواننده! در یک چهارم باقیمانده، نویسنده از زندگی شین و بقیه آدمای خارج شده از کره شمالی بعد از آزادی و شرایطی که باهاش مواجه بودن میگه. فرایندی تحت عنوان تطبیق. اینجاست که دیگه شما کتاب رو نمی تونید زمین بگذارید. کره شمالی های ساکن در کره جنوبی، بیشتر از خود کره جنوبی ها خودکشی می کنند. آدمی که اون همه خطر کرده برای رهایی از اون شرایط، و بهش پناه داده شده و نهادی داره تلاش میکنه که برش گردونه به زندگی عادی، خودشو میکشه. به این دلیل که نمی تونه خودش رو با شرایط موجود وفق بده. انقدر بهش خیانت شده که نمی تونه باور کنه آدمای دور و برش قصد دارن کمکش کنن. انقد سیاه بوده همه چی، که سفید رو باور نداره.
برنده این بازی تا الان کره شمالی ه. سیستمی که در عمل قدرت زندگی کردن در شرایط عادی رو از آدماش گرفته. نمی دونم مسیر تغییرات به کدوم سمته. ولی کاش یه روزی که خیلی هم دور نیست کره شمالی ببازه
حدودا سه چهارم حجم کتاب به روزهای قبل از فرار اختصاص داده شده. اتفاقاتی دردناک اما قابل حدس برای خواننده! در یک چهارم باقیمانده، نویسنده از زندگی شین و بقیه آدمای خارج شده از کره شمالی بعد از آزادی و شرایطی که باهاش مواجه بودن میگه. فرایندی تحت عنوان تطبیق. اینجاست که دیگه شما کتاب رو نمی تونید زمین بگذارید. کره شمالی های ساکن در کره جنوبی، بیشتر از خود کره جنوبی ها خودکشی می کنند. آدمی که اون همه خطر کرده برای رهایی از اون شرایط، و بهش پناه داده شده و نهادی داره تلاش میکنه که برش گردونه به زندگی عادی، خودشو میکشه. به این دلیل که نمی تونه خودش رو با شرایط موجود وفق بده. انقدر بهش خیانت شده که نمی تونه باور کنه آدمای دور و برش قصد دارن کمکش کنن. انقد سیاه بوده همه چی، که سفید رو باور نداره.
برنده این بازی تا الان کره شمالی ه. سیستمی که در عمل قدرت زندگی کردن در شرایط عادی رو از آدماش گرفته. نمی دونم مسیر تغییرات به کدوم سمته. ولی کاش یه روزی که خیلی هم دور نیست کره شمالی ببازه
📚✒️معرفی كتاب:
بابا گوریو
نویسنده ◀️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷
مترجم ◀️ م.ا. بهآذین
اوژن دو راستینیاک، جوان شهرستانی که به پاریس آمده و در پانسیون زوار در رفتهی مادام وکه اقامت دارد، با دیدن زندگی پر زرق و برق شهر پاریس جذب این تجملات میشود. او از سوی دیگر با دیگر ساکنین پانسیون و زندگی و مشکلات هرکدام از آنها آشنا میشود.
یکی از کسانی که راستینیاک با او آشنا میشود پیرمردی با نام "بابا گوریو" است که زمانی ثروتمند بوده و حالا زندگی فقیرانهای را میگذراند. او دو دختر دارد که هرکدام با مردی ثروتمند ازدواج کردهاند اما دامادهای او به دلیل شکست باباگوریو در زندگی حاضر نیستند با او رفت و آمد داشته باشند
داستان با این جملات آغاز میشود:
"مادام وکه، که پیش از ازدواج به مادموازل دو کنفلان معروف بود، پیرزنی است که از چهل سال پیش پانسیون ارزانی در کوچه نو -سنت-ژنویو (پاریس) بین کارتیهلاتن و فوبورسن مارسل دایر کرده. این پانسیون که به نام "خانه وکه" مشهور شده مسکن مردان و زنان و جوانان و پیران است، و هیچگاه بدگویی اشخاص نتوانسته است به حیثیت یک موسسه آبرومند آسیبی برساند. با آن که اقامت یک نفر جوان را در این پانسیون، خانوادهاش میتواند با مبلغ مختصری تامین کند، معهذا در سی سال اخیر هیچ دختر جوانی در این خانه دیده نشده بود. ولی در سال ۱۸۱۹، یعنی زمانی که این سرگذشت دردناک شروع میشود، دختر جوان فقیری در این خانه مسکن داشت ..."
@stdlibut
بابا گوریو
نویسنده ◀️ اونوره دو بالزاک 🇫🇷
مترجم ◀️ م.ا. بهآذین
اوژن دو راستینیاک، جوان شهرستانی که به پاریس آمده و در پانسیون زوار در رفتهی مادام وکه اقامت دارد، با دیدن زندگی پر زرق و برق شهر پاریس جذب این تجملات میشود. او از سوی دیگر با دیگر ساکنین پانسیون و زندگی و مشکلات هرکدام از آنها آشنا میشود.
یکی از کسانی که راستینیاک با او آشنا میشود پیرمردی با نام "بابا گوریو" است که زمانی ثروتمند بوده و حالا زندگی فقیرانهای را میگذراند. او دو دختر دارد که هرکدام با مردی ثروتمند ازدواج کردهاند اما دامادهای او به دلیل شکست باباگوریو در زندگی حاضر نیستند با او رفت و آمد داشته باشند
داستان با این جملات آغاز میشود:
"مادام وکه، که پیش از ازدواج به مادموازل دو کنفلان معروف بود، پیرزنی است که از چهل سال پیش پانسیون ارزانی در کوچه نو -سنت-ژنویو (پاریس) بین کارتیهلاتن و فوبورسن مارسل دایر کرده. این پانسیون که به نام "خانه وکه" مشهور شده مسکن مردان و زنان و جوانان و پیران است، و هیچگاه بدگویی اشخاص نتوانسته است به حیثیت یک موسسه آبرومند آسیبی برساند. با آن که اقامت یک نفر جوان را در این پانسیون، خانوادهاش میتواند با مبلغ مختصری تامین کند، معهذا در سی سال اخیر هیچ دختر جوانی در این خانه دیده نشده بود. ولی در سال ۱۸۱۹، یعنی زمانی که این سرگذشت دردناک شروع میشود، دختر جوان فقیری در این خانه مسکن داشت ..."
@stdlibut