✒️📚معرفي كتاب:
<< من زنده ام >>
خاطرات دوران اسارت به قلم معصومه آباد
مولف◀️معصومه آباد
ناشر◀️ #بروج
این کتاب در حوزه اسارت و بخشی از خاطرات نانوشته 4 بانوی اسیر ایرانی به نگارش در آمده تا پاسخگویی بسیاری از سوالات بدون پاسخ در حوزه اسارت بانوان ایرانی در زندان های رژیم بعثی در دوران هشت سال دفاع مقدس باشد.
سی و چند روز بیشتر از حمله ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی ها اول که ماشین شان را محاصره می کنند، از خوشحالی پایکوبی می کنند و پشت بی سیم به فرماندهان شان اعلام می کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می گویند از نظر ما شما ژنرال های ایرانی هستید!
عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط معصومه آباد است. آن روز که برای فرار از بی خبری مفقودالاثری برای خانواده اش یا هر کسی که می توانست فارسی بخواند نوشته بود: «من زنده ام. معصومه آباد.»
<< من زنده ام >>
خاطرات دوران اسارت به قلم معصومه آباد
مولف◀️معصومه آباد
ناشر◀️ #بروج
این کتاب در حوزه اسارت و بخشی از خاطرات نانوشته 4 بانوی اسیر ایرانی به نگارش در آمده تا پاسخگویی بسیاری از سوالات بدون پاسخ در حوزه اسارت بانوان ایرانی در زندان های رژیم بعثی در دوران هشت سال دفاع مقدس باشد.
سی و چند روز بیشتر از حمله ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی ها اول که ماشین شان را محاصره می کنند، از خوشحالی پایکوبی می کنند و پشت بی سیم به فرماندهان شان اعلام می کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می گویند از نظر ما شما ژنرال های ایرانی هستید!
عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط معصومه آباد است. آن روز که برای فرار از بی خبری مفقودالاثری برای خانواده اش یا هر کسی که می توانست فارسی بخواند نوشته بود: «من زنده ام. معصومه آباد.»
✒️📚معرفي كتاب:
••انگار گفته بودی لیلی••
نويسنده◀️سپیده شاملو
ناشر◀️#مرکز
داستان گفت و گوهای درونی شقایق با همسر مرحومش علی است و یک بخش نیز گفت و گوی مستانه خواهر علی با شراره . داستان با جمله عجیب و کوبنده : " بمب ها از آسمان ریختند روی خانه همسایه . تو از ایوان پرت شدی و مردی . " شروع می شه و ما متوجه می شیم شراره سال ها پیش همسرش را از دست داده و با پسرش سیاوش زندگی می کنه الان به مشهد اومده همون هتلی که ماه عسل اونجا بوده تا برای آخرین بار با علی حرف بزنه و از تصمیماتش بگه . از سوی دیگه مستانه خواهر شوهرش هم این وسط نقش مهمی داره و داستان زندگی اون بعد از علی و دل باختنش به مردی مسئول یک فرقه مذهبی قلابی و رنج هایی که می کشه در داستان نقل می شه .
@stdlibut
💠خانم شاملو مدرک کارشناسی انگلیسی دارند و این کتابشون هم برنده جایزه بنیاد گلشیری شده .
••انگار گفته بودی لیلی••
نويسنده◀️سپیده شاملو
ناشر◀️#مرکز
داستان گفت و گوهای درونی شقایق با همسر مرحومش علی است و یک بخش نیز گفت و گوی مستانه خواهر علی با شراره . داستان با جمله عجیب و کوبنده : " بمب ها از آسمان ریختند روی خانه همسایه . تو از ایوان پرت شدی و مردی . " شروع می شه و ما متوجه می شیم شراره سال ها پیش همسرش را از دست داده و با پسرش سیاوش زندگی می کنه الان به مشهد اومده همون هتلی که ماه عسل اونجا بوده تا برای آخرین بار با علی حرف بزنه و از تصمیماتش بگه . از سوی دیگه مستانه خواهر شوهرش هم این وسط نقش مهمی داره و داستان زندگی اون بعد از علی و دل باختنش به مردی مسئول یک فرقه مذهبی قلابی و رنج هایی که می کشه در داستان نقل می شه .
@stdlibut
💠خانم شاملو مدرک کارشناسی انگلیسی دارند و این کتابشون هم برنده جایزه بنیاد گلشیری شده .
✒️📚معرفي كتاب :
••روی ماه خداوند را ببوس••
نويسنده◀️ مصطفی مستور
#رمان_ایرانی
این کتاب اولین بار در سال۱۳۷۹ توسط نشر مرکز منتشر شد و تاکنون 41 بار چاپ و منتشر شده است . «روی ماه خداوند را ببوس » برگزیده جشنواره قلم زین نیز شده است .
@stdlibut
💠قسمتی از متن رمان :
« وقتی طلوع کردی من آن بالا بودم پشت شیشه . محو تو . آخ که گاهی پایین چه قدر بهتر از بالاست ! تو نمی دانستی من چه بازی غریبی را شروع کرده ام . تو ان پایین مثل یک حجم آبی می درخشیدی و من به هر چه رنگ ابی بود حسودی ام می شد ...........
و تو هنوز نمی دانستی من چه بازی غریبی را شروع کرده ام . »
••روی ماه خداوند را ببوس••
نويسنده◀️ مصطفی مستور
#رمان_ایرانی
این کتاب اولین بار در سال۱۳۷۹ توسط نشر مرکز منتشر شد و تاکنون 41 بار چاپ و منتشر شده است . «روی ماه خداوند را ببوس » برگزیده جشنواره قلم زین نیز شده است .
@stdlibut
💠قسمتی از متن رمان :
« وقتی طلوع کردی من آن بالا بودم پشت شیشه . محو تو . آخ که گاهی پایین چه قدر بهتر از بالاست ! تو نمی دانستی من چه بازی غریبی را شروع کرده ام . تو ان پایین مثل یک حجم آبی می درخشیدی و من به هر چه رنگ ابی بود حسودی ام می شد ...........
و تو هنوز نمی دانستی من چه بازی غریبی را شروع کرده ام . »
🆕🖋
فرزانه طاهری کتاب مسخ:
نسخۀ انتقادی نورتن، پیشینه و زمینه، نقدرا در نشر نیلوفر منتشر کرده است. این کتاب از روی ترجمۀ انگلیسی مسخ بهقلم استنلی کرنگلد به فارسی درآمده و شامل نقدهایی خواندنی در مورد مسخ هم هست. تغییراتی که فرانتس کافکا بعدها در کارش اعمال کرده در فصلی جداگانه منتشر شده است. در بخش پیشینه و زمینه، غنیترین اطلاعات پیشزمینۀ اثر در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. نامهها و یادداشتهای روزانۀ کافکا فرایند آفرینش گرگور زامزا، خانوادهاش و رنج کابوسوارشان را روشن میکند.
🔁@stdlibut
فرزانه طاهری کتاب مسخ:
نسخۀ انتقادی نورتن، پیشینه و زمینه، نقدرا در نشر نیلوفر منتشر کرده است. این کتاب از روی ترجمۀ انگلیسی مسخ بهقلم استنلی کرنگلد به فارسی درآمده و شامل نقدهایی خواندنی در مورد مسخ هم هست. تغییراتی که فرانتس کافکا بعدها در کارش اعمال کرده در فصلی جداگانه منتشر شده است. در بخش پیشینه و زمینه، غنیترین اطلاعات پیشزمینۀ اثر در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. نامهها و یادداشتهای روزانۀ کافکا فرایند آفرینش گرگور زامزا، خانوادهاش و رنج کابوسوارشان را روشن میکند.
🔁@stdlibut
✒️📚معرفي كتاب:
•افسانۀ پدران ما•
نويسنده◀️ سورژ شالاندن
رمانی است دربارهٔ سویههای پنهان زندگی و تاریخ، دربارهٔ فروتنی قهرمانان واقعی اما گمنام از یک سو و مدعیان دروغین و پرهیاهو از طرف دیگر. داستان دو بخش دارد.
🔻در بخش اول، راوی از زندگی خودش میگوید. نقطۀ شروع داستان مراسم خاکسپاری پدر راوی است، پدری که قبل از جنگ کارمند بیمه بوده، در شهر لیل در شمال فرانسه، نزدیک مرز بلژیک. لیل از اولین شهرهای فرانسه است که در جنگ جهانی دوم به تصرف آلمانیها درآمد. پدر راوی از نخستین کسانی است که بعد از اشغال فرانسه به نهضت مقاومت پیوستند. او عضو گروهی بهنام «انتقام»، یکی از دو گروه پارتیزانی لیل، بوده. گروه انتقام شبکهای گسترده و فعال است که، بعد از چهار سال فعالیت و انجام صدها عملیات کوچک و بزرگ علیه اشغالگران، در آوریل 1944 در هم میشکند. رهبرانش تیرباران میشوند و 793 نفر از دستگیرشدگان را به اردوگاههای مرگ آشویتس و بوخنوالد میفرستند.
🔻 ماجرای این رمان ماجرای کسانی است که در بسیاری از جنبشها و انقلابها و جنگها بار اصلی را به دوش داشتند، اما در کمال فروتنی سهمی طلب نکردند و دست به جلوهفروشی نزدند. و البته ماجرای کسانی که هنگام خطر در سرپناهی امن جاخوش کردند، اما با رسیدن روز پیروزی در لباسی دیگر به میدان آمدند و بیهیچگونه شرمی دروغ گفتند و افتخاراتی را به خود منتسب کردند و بر سر خوان پیروزی نشستند.
@stdlibut
🖋 بخشی از متن نگاهی به رمان افسانۀ پدران ما- حمید نامجو
🔷🔹منتشر شده در شماره 9ماهنامه شهرکتاب
•افسانۀ پدران ما•
نويسنده◀️ سورژ شالاندن
رمانی است دربارهٔ سویههای پنهان زندگی و تاریخ، دربارهٔ فروتنی قهرمانان واقعی اما گمنام از یک سو و مدعیان دروغین و پرهیاهو از طرف دیگر. داستان دو بخش دارد.
🔻در بخش اول، راوی از زندگی خودش میگوید. نقطۀ شروع داستان مراسم خاکسپاری پدر راوی است، پدری که قبل از جنگ کارمند بیمه بوده، در شهر لیل در شمال فرانسه، نزدیک مرز بلژیک. لیل از اولین شهرهای فرانسه است که در جنگ جهانی دوم به تصرف آلمانیها درآمد. پدر راوی از نخستین کسانی است که بعد از اشغال فرانسه به نهضت مقاومت پیوستند. او عضو گروهی بهنام «انتقام»، یکی از دو گروه پارتیزانی لیل، بوده. گروه انتقام شبکهای گسترده و فعال است که، بعد از چهار سال فعالیت و انجام صدها عملیات کوچک و بزرگ علیه اشغالگران، در آوریل 1944 در هم میشکند. رهبرانش تیرباران میشوند و 793 نفر از دستگیرشدگان را به اردوگاههای مرگ آشویتس و بوخنوالد میفرستند.
🔻 ماجرای این رمان ماجرای کسانی است که در بسیاری از جنبشها و انقلابها و جنگها بار اصلی را به دوش داشتند، اما در کمال فروتنی سهمی طلب نکردند و دست به جلوهفروشی نزدند. و البته ماجرای کسانی که هنگام خطر در سرپناهی امن جاخوش کردند، اما با رسیدن روز پیروزی در لباسی دیگر به میدان آمدند و بیهیچگونه شرمی دروغ گفتند و افتخاراتی را به خود منتسب کردند و بر سر خوان پیروزی نشستند.
@stdlibut
🖋 بخشی از متن نگاهی به رمان افسانۀ پدران ما- حمید نامجو
🔷🔹منتشر شده در شماره 9ماهنامه شهرکتاب
🔵 ادامه جلسات
حلقه مطالعاتي
"جامعه شناسي دين"،
🔹يكشنبه ها ساعت١٤🔹
در كتابخانه دانشجويي برگزار مي گردد.
@stdlibut
حلقه مطالعاتي
"جامعه شناسي دين"،
🔹يكشنبه ها ساعت١٤🔹
در كتابخانه دانشجويي برگزار مي گردد.
@stdlibut
Forwarded from كانون ادبی فنی (كاف)
خیلی پیش اومده که علاقه مندان به ادبیات و علوم اجتماعی به اصرار خانواده، اطرافیان و همچنین جو عمومی جامعه پیرامون این رشته ها، ناگزیر به انتخاب رشته های مهندسی میشوند. ما بچهای دانشکده فنی هستیم که ضمن مهندس شدن، علاقه اولیه مون رو فراموش نکردیم و در اسفند 1392 با کمک هم، کانون فرهنگی-ادبی دانشکده فنی دانشگاه تهران رو تاسیس کردیم.
و این...
Telegram.me/kafteam
و این...
Telegram.me/kafteam
فضیلت های ناچیز
اثر ناتالیا گینزبورگ. مترجم: محسن ابراهیم. نشر هرمس
مجموعه یازده داستان کوتاه و بسیار زیبا. داستان ها جنبه تربیتی و جامعه شناسانه دارند و واقعا جالب اند. داستان های تصویر یک دوست، سکوت، روابط انسانی و فضیلت های ناچیز بنظرم از بقیه زیباترند. داستان فضیلت های ناچیز بسیار بسیار زیبا و پر از نکته است.
بخشی از داستان کوتاه فضیلت های ناچیز: تا آنجا که مربوط به تربیت بچه ها میشود، فکر میکنم که به آن ها نباید فضیلت های ناچیز، بلکه باید فضیلت های بزرگ را آموخت. نه صرفه جویی را؛ که سخاوت را و بی تفاوتی نسبت به پول را. نه احتیاط را؛ که شهامت و حقیر شمردن خطر را. نه زیرکی را؛ که صراحت و عشق به واقعیت را. نه سیاست بازی را؛ که عشق به همنوع و فداکاری را. نه آرزوی توفیق را؛ که آرزوی بودن و دانستن را.
اثر ناتالیا گینزبورگ. مترجم: محسن ابراهیم. نشر هرمس
مجموعه یازده داستان کوتاه و بسیار زیبا. داستان ها جنبه تربیتی و جامعه شناسانه دارند و واقعا جالب اند. داستان های تصویر یک دوست، سکوت، روابط انسانی و فضیلت های ناچیز بنظرم از بقیه زیباترند. داستان فضیلت های ناچیز بسیار بسیار زیبا و پر از نکته است.
بخشی از داستان کوتاه فضیلت های ناچیز: تا آنجا که مربوط به تربیت بچه ها میشود، فکر میکنم که به آن ها نباید فضیلت های ناچیز، بلکه باید فضیلت های بزرگ را آموخت. نه صرفه جویی را؛ که سخاوت را و بی تفاوتی نسبت به پول را. نه احتیاط را؛ که شهامت و حقیر شمردن خطر را. نه زیرکی را؛ که صراحت و عشق به واقعیت را. نه سیاست بازی را؛ که عشق به همنوع و فداکاری را. نه آرزوی توفیق را؛ که آرزوی بودن و دانستن را.
🌸الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَوْلانَا.
🌙گذشت، ماه خدا و رسید، عید صیام
به هر دو باد، درود و به هر دو باد، سلام
🌙 هزار شکر که عید صیام کرد، طلوع
هزار حیف که ماه صیام گشت، تمام
🌸 عید سعید فطر و حلول ماه شوال مبارك.🌸
@stdlibut
🌙گذشت، ماه خدا و رسید، عید صیام
به هر دو باد، درود و به هر دو باد، سلام
🌙 هزار شکر که عید صیام کرد، طلوع
هزار حیف که ماه صیام گشت، تمام
🌸 عید سعید فطر و حلول ماه شوال مبارك.🌸
@stdlibut
Forwarded from كانون ادبی فنی (كاف)
جلسه اول حلقه كتابخواني/ دوشنبه ٢١تيرماه/ ساعت ١٠:٣٠
Telegram.me/KAFteam
Telegram.me/KAFteam
کتابفروشی های عضو طرح تابستانه کتاب
http://www.ketab.ir/tabestane
http://www.ketab.ir/tabestane