طی شد ایّام برومندی ما در سختی
همچو آن دانه که در زیر قدم سبز شود...
- صائب
همچو آن دانه که در زیر قدم سبز شود...
- صائب
❤2
گفتم: که بعد از آن همه دلها که سوختی
کس می خورد فریب تو؟ گفتا: هنوز هم...
- رهی معیری
کس می خورد فریب تو؟ گفتا: هنوز هم...
- رهی معیری
❤4
لعنت به چشمها که
نوشداروی اشک را در لحظه از دل دریغ میکنند!
دلبستهی کهای که اینچنین به انتظار،
پاهایت به سنگ تبدیل شده است؟!
نوشداروی اشک را در لحظه از دل دریغ میکنند!
دلبستهی کهای که اینچنین به انتظار،
پاهایت به سنگ تبدیل شده است؟!
❤3
عنان گسستهتر از سیل در بیابانیم
به هر طرف که قضا میکشد شتابانیم...
- صائب
به هر طرف که قضا میکشد شتابانیم...
- صائب
❤3
دوباره سیب بچین حوا
من خستهام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند...
من خستهام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند...
❤4
خواهی حنای پا کن و خواهی نگار دست
من مشت خون خویش نمودم حلال تو...
- صائب
من مشت خون خویش نمودم حلال تو...
- صائب
❤4
‹‹دلشـدگـان››
کربلایی حسین طاهری – آرزوی نوکر
زمینه | اصن میشنوی این صدامو...
کربلایی حسین ستوده
امشب تکلیفمو معلوم کن
یا از خونه بیرون کن و یا قلبمو آروم کن...
اصلا میشنوی این صدامو؟
بیا دونه به دونه بشمرم غمامو...
یا از خونه بیرون کن و یا قلبمو آروم کن...
اصلا میشنوی این صدامو؟
بیا دونه به دونه بشمرم غمامو...
❤4
روزم مثل روز همهی مردمان میگذرد،
اما، چون شب فرا میرسد،
یک واژه، با یک واژه پریشانی من آغاز میشود.
روز، روزهایم را با حدیث نفس میگذرانم،
اما شب، شبانگاه من غم میشوم و غم من...
سلوک - محمود دولتآبادی
اما، چون شب فرا میرسد،
یک واژه، با یک واژه پریشانی من آغاز میشود.
روز، روزهایم را با حدیث نفس میگذرانم،
اما شب، شبانگاه من غم میشوم و غم من...
سلوک - محمود دولتآبادی
❤3
برای امتحان تا میتوانی بار درد و غم
بنه بر دوش من تا بردباریهای من بینی...
- هاتف اصفهانی
بنه بر دوش من تا بردباریهای من بینی...
- هاتف اصفهانی
❤2
خاک ما داده به باد ستم و میگوید
چه غبار است که بر روی هوا میگردد؟
- سلیم تهرانی
چه غبار است که بر روی هوا میگردد؟
- سلیم تهرانی
❤3