سراسر نامها را گشتهام
و نام تو را پنهان کردهام
میدانم شبی تاریک در پی است
و من به چراغ نامت محتاجم...
- شمس لنگرودی
و نام تو را پنهان کردهام
میدانم شبی تاریک در پی است
و من به چراغ نامت محتاجم...
- شمس لنگرودی
❤4
آنگاه اصحاب عاشورایی امام عشق به آخرین نماز خویش ایستادند و سفر معراج پایان گرفت.
نخستین نمازی که آدم ابوالبشر گزارد در وقت زوال بود و آخرین نمازی که وارث آدم گزارد نیز و از آن نماز تا این نماز، هزارها سال گذشته بود و در این، هزارها چه ها که بر انسان نرفته بود.
فتح خون - مرتضی آوینی
نخستین نمازی که آدم ابوالبشر گزارد در وقت زوال بود و آخرین نمازی که وارث آدم گزارد نیز و از آن نماز تا این نماز، هزارها سال گذشته بود و در این، هزارها چه ها که بر انسان نرفته بود.
فتح خون - مرتضی آوینی
❤4
رشک مانع بود، ورنه تیشهی من نیز داشت
نقش های دلربا چون کوهکن در آستین
- صائب
نقش های دلربا چون کوهکن در آستین
- صائب
❤4
اگر چه دورم از آن آستان، نیام دلگیر
که از خیال تو دل در بهشت روحانیست...
- صائب
که از خیال تو دل در بهشت روحانیست...
- صائب
❤4
چه کسی می دانست
ما بعد از خداحافظی
به چه چیز مبتلا میشویم؟
- احمدرضا احمدی
ما بعد از خداحافظی
به چه چیز مبتلا میشویم؟
- احمدرضا احمدی
❤4
از این فزون نتوانی جفا به من، ورنه
تو آن نِهای که جفایی توانی و نکنی!
- عبدالمجید طالقانی
تو آن نِهای که جفایی توانی و نکنی!
- عبدالمجید طالقانی
❤3
نصیحتی از صغیر اصفهانی:
چنان بایدت زیستن در جهان
که بعد از تو گویند حیف از فلان
نه چون مدت عمرت آید به سر
بگویند ای کاش از این زودتر
چنان بایدت زیستن در جهان
که بعد از تو گویند حیف از فلان
نه چون مدت عمرت آید به سر
بگویند ای کاش از این زودتر
❤4
من از جسدی مغروق سرگردانترم
اگر راستمیگویی دریا را برای من بیاور
و لذتِ پوسیدگی را به من ببخش...
اگر راستمیگویی دریا را برای من بیاور
و لذتِ پوسیدگی را به من ببخش...
❤5
‹‹دلشـدگـان›› pinned «من از جسدی مغروق سرگردانترم اگر راستمیگویی دریا را برای من بیاور و لذتِ پوسیدگی را به من ببخش... »
دریاب مرا ای دوست؛ ای دست رهاننده
تا تخته برم بیرون از ورطهی توفانها
- حسین منزوی
تا تخته برم بیرون از ورطهی توفانها
- حسین منزوی
❤3
چنان نزیستهام در جهان که گر ز میان
برون روم، نخورَد روزگار افسوسم...
- طالب آملی
برون روم، نخورَد روزگار افسوسم...
- طالب آملی
❤3
پلک بر پلک میفشاری،
و میدانی آنچه تَمام میشود
تویی و نَه اَندوه...
و میدانی آنچه تَمام میشود
تویی و نَه اَندوه...
❤3
گفتی چو جان دهی، به عوض بوسهای دهم
این خونبهاست، مزد وفا را چه میکنی؟
- ندیم مازندرانی
این خونبهاست، مزد وفا را چه میکنی؟
- ندیم مازندرانی
❤4
هر اندازه که بیگانهوار به شانهبَرَت سَر نهم
سنگباری آشناست؛
سنگباری آشناست غم...
سنگباری آشناست؛
سنگباری آشناست غم...
❤4
قلبت، آن خونیِ دلمهبسته، آن جدا شده از تن را
در دستانت بگیر
به حسین (ع) نشان بده
و بگو: روا نبود سلول سلول پیکرِ ما
به هم بند شده باشد،
ولی سر تو روی نیزه، بلند...
حمیدرضا رجبزاده...
shima_shizu
در دستانت بگیر
به حسین (ع) نشان بده
و بگو: روا نبود سلول سلول پیکرِ ما
به هم بند شده باشد،
ولی سر تو روی نیزه، بلند...
حمیدرضا رجبزاده...
shima_shizu
❤7
کمرم تا شده ولی
کربلایی حمیدرضا رجب زاده
مرتضی آوینی:
و اینجا آیینهی تجلی همهی تاریخ است،
چه میجویی؟ عشق؟
همینجاست
همهی تاریخ اینجا حاضر است
بدر و حنین و عاشورا اینجاست...
00:43
3:45
5:44
و اینجا آیینهی تجلی همهی تاریخ است،
چه میجویی؟ عشق؟
همینجاست
همهی تاریخ اینجا حاضر است
بدر و حنین و عاشورا اینجاست...
00:43
3:45
5:44
❤5