‹‹دلشـدگـان››
219 subscribers
52 photos
7 videos
211 links
Download Telegram
مقصد آن‌گونه که گفتند به ما، روشن نیست
دوستان نیمه‌ی راهید اگر، برگردید!

- کاظم بهمنی
4
بعد من چند نفر کشته، خدا می‌داند
آن قدر هست که دیگر همه را یادش نیست

- کاظم بهمنی
4
اگه دلت گرفته
طاهری
4
به بالا کشیده شدی، جریحه‌ برداشت خرخره‌ات، به صخره‌ات کوبیدند، پائین آمدی، به قعر دریا رفتی، دریا شدی، پر از مزار شدی.
خندیدی، گریه کردی، شادمان شدی، سوگوار شدی.
استخوان‌هایت نردبان شد، بال بسته‌ات آسمان شد، پاره شد گلویت، دیوانه خطاب شدی، عابر خیابان‌های سرگردان شدی.
آخر نداشت رنجت، خشکیده‌تر شدی، راهی به سرپناه نداشتی، بی‌برادر شدی، تهِ چاه افتادی، چاه شدی.
ماهیِ دریا شدی، طعمه‌ قلاب شدی، درشکه‌‌‌ای از اشک شدی، شیهه‌ای کوتاه شدی، دو سه نخ کام شدی، چرخیده شدی، بوسیده شدی، شکار شدی.
جهانت را کمین گرفتی، کاشته شدی، گل شدی، شکوفا شدی، زبانِ خودت شدی، چیده شدی.
از شانه بریده شدی، کم رو شدی، نظرکرده شدی، بغل گرفتی جنگل را، شکیبا شدی، محکم شدی، زیبا شدی، متولد شدی.

*تولدت مبارک جناب چاوشی

- ندانستم
4
زاهد نداشت تابِ جمالِ پری‌‌رُخان
کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه کرد!


- قتیل لاهوری
3
درس نمی‌گیرم از روزگار
کمال اجتماعی: از روزگار سیلیِ بسیار می‌خورم
گویی هنوز سیلیِ استادم آرزوست
3
بایزید بسطامی در مناجات بود که آوازی شنید که بایزید آنچه از تو بدانم به خلق بگویم که سنگسارت کنند. گفت الهی آنچه از کرم و عفو تو میدانم بگویم تا هیچکس تورا سجده نکند. ندا رسید که نه از تو و نه از ما...
‌‌‌‌‌
3
منم همینطور جناب صائب؛

بی‌نیازیم از وضو چون زاهدان در هر نماز
ما که یکجا دست خود از آرزوها شسته‌ایم
3
در دل هیچ‌کس ندارم جای
آرزوی هلاک را مانم...

- طالب آملی
4
تمامِ شب
با تبری
بر اندوهِ من می‌کوفت
خواب اما آمد و
سنگ‌های خونین را
با آبِ تیره پاک کرد
دوباره امروز زنده‌ام
دوباره تو را بر شانه‌های خویش بلند می‌کنم
ای زندگی...

- پابلو نرودا
3
Setareh
Hamid Askari
3
کار جنون ما به تماشا کشیده است
یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی...


- فروغی بسطامی
3
تو عهد کرده‌ای که نشانی به خون مرا
من جهد کرده‌ام که به عهدت وفا کنی...

- فروغی بسطامی
3
تا کی در انتظار قیامت توان نشست؟
برخیز تا هزار قیامت به پا کنی

- فروغی بسطامی
3
‹‹دلشـدگـان›› pinned «اگر نت قطع شد فقط این رو میگم که یادتون نره: ایران از پای نمی‌اُفتد، می‌تپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمی‌خیزد. دیوان می‌آیند و می‌روند، غولان می‌آیند و می‌روند، دوالپایان پاورچین پاورچین می‌گذرند، و آن رونده‌ی بزرگ که ایران نام دارد، می‌ماند. به‌قول…»
40 Rooz
Mohsen Chavoshi
نشد که سپر شم برات توی گودال...‌
‌‌‌‌
4
این همه دردِ دل و یک محشر؟!
یک جهان روزِ جزا می‌خواهم...

- شفایی اصفهانی
4
Forwarded from توییتر فارسی
لطفا بهم نگین «این فقط یه شخصیت کتابه»
من سه نصفه شب بخاطر مرگ خانوادش همراه با خودش گریه کردم

• Narjes_M •

@OfficialPersiaTwiter
3
آمدی، دست تو می‌گیردم
بر دستت بوسه می‌زنم.
با عشق، با هراس، بر دستت بوسه می‌زنم.
آمدی که نابودم کنی، عشق، خوب می‌دانم.
زانوانم می‌لرزد، بیا! نابودم کن!
بر دستت بوسه می‌زنم.


دندان در میوه فرو می‌بری و به دورش می‌اندازی:
در قلبم دندان فرو کن که از آن توست!
خوشا زخمی که از دندان تو برجا ماند!
بر دستت بوسه می‌زنم.
همگی‌ام را می‌خواهی
و چون همه را گرفتی، به هیچ کارش نمی‌زنی.
جز ویرانی به جا نمی‌گذاری.
بر دستت بوسه می‌زنم.

دستت که نوازشم می‌دهد،
فردا خواهدم کشت.
به انتظار ضربت کشنده‌ی دست تو،
بر آن بوسه می‌زنم.
مرا بکش! بزن! هربار که دردم می‌دهی،
راحتی است که می‌رسانی،
نجاتم می‌بخشی، ای ویرانگر.
بر دستت بوسه می‌زنم.


هر یک از ضربات تو که خونینم می‌کند،
رشته‌ی پیوندی را می‌گسلد.
تو زنجیر را همراه گوشت تن پر می‌کنی.
بر دستت بوسه می‌زنم.
زندان تنم را، ای کشنده‌ی من، در هم می‌شکنی،
و از رخنه‌ی آن زندگی من به در می‌رود.
بر دستت بوسه می‌زنم.

من زمین زخم دیده‌ام که دانه در آن خواهد رست.
دانه‌ی دردی که تو افشانده‌ای.
بر دستت بوسه می‌زنم.
بیفشان درد مقدس را
تا درون سینه‌ام رسیده شود سراسر دردهای جهان!
بر دستت بوسه می‌زنم.
بر دستت بوسه می‌زنم.

- رومن رولان
3
آن که بوسید لب نوش تو شکر نچشید
وان که خسبید در آغوش تو بیدار نشد...

- فروغی بسطامی
3
منم همینطور جناب نظیری؛

از بس که می شدیم به حسرت جدا ازو
خون می‌چکید روز وداع از نگاه ما...
4