‹‹دلشـدگـان››
یکی از دوستام کادوی تولدمو خیلی زودتر بهم داد و منم دو روز نگذشته همین الان کلشو خرج کردم :)) خرج این عزیزان: مجموعه داستانهای پوشکین مقامات حمیدی بازی سپیدهدم و رویا از آرتور شنیتسلر پدران و پسران از تورگنیف یادداشتهای آدم زیادی از تورگنیف کاندید از…
از پشتصحنه گفتن اشاره کنم که برادرمم کادومو خیلی زودتر داد😔🤣 (ساعت✨)
❤5
اجل رسید و لبش را برابرم آورد
چقدر بوسهاش از خستگی درم آورد!
تمام شد همهی آنچه زندگی میگفت
تمام شد همهی آنچه بر سرم آورد...
- کاظم بهمنی
چقدر بوسهاش از خستگی درم آورد!
تمام شد همهی آنچه زندگی میگفت
تمام شد همهی آنچه بر سرم آورد...
- کاظم بهمنی
❤6
به خواب مرگ بنازم که از لج تقدیر
تو را در این دم آخر به بسترم آورد
- کاظم بهمنی
تو را در این دم آخر به بسترم آورد
- کاظم بهمنی
❤7
هر زمان یادت میفتم مثل قبرستانم و
سینهام سنگ مزار خاطرات مرده است :))
- کاظم بهمنی
سینهام سنگ مزار خاطرات مرده است :))
- کاظم بهمنی
❤7
ناسزا گاهی پیام عشق دارد با خودش
این سکوت بیرضایت نه؛ به من برخورده است
- کاظم بهمنی
این سکوت بیرضایت نه؛ به من برخورده است
- کاظم بهمنی
❤6
حافظ:
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
کاظم بهمنی:
آن گلی را که خلایق بارها بو کردهاند
تازه هم باشد برای من گلی پژمرده است
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
کاظم بهمنی:
آن گلی را که خلایق بارها بو کردهاند
تازه هم باشد برای من گلی پژمرده است
❤5
معصیت نیست نمازی که قضا کرد از من
معصیت زمزمههاییست که در گوشم کرد
- کاظم بهمنی
معصیت زمزمههاییست که در گوشم کرد
- کاظم بهمنی
❤5
در عزاداری او رسم چهل روز کم است
یاد چشمش همهی عمر سیهپوشم کرد...
- کاظم بهمنی
یاد چشمش همهی عمر سیهپوشم کرد...
- کاظم بهمنی
❤7
مثل یک دیوانهی لال بریده از همه
همکلامیهای من با خویش طولانیتر است
- کاظم بهمنی
همکلامیهای من با خویش طولانیتر است
- کاظم بهمنی
❤5
کنارت ای گل زیبا شکسته شد کمرم
کسی که محو تو میشد مرا لگد میکرد...
- کاظم بهمنی
کسی که محو تو میشد مرا لگد میکرد...
- کاظم بهمنی
❤5
تو ماه بودی و بوسیدنت نمیدانی
چه ساده داشت مرا هم قد بلند میکرد :))
- کاظم بهمنی
چه ساده داشت مرا هم قد بلند میکرد :))
- کاظم بهمنی
❤4
‹‹دلشـدگـان›› pinned «تو ماه بودی و بوسیدنت نمیدانی چه ساده داشت مرا هم قد بلند میکرد :)) - کاظم بهمنی»
چشمان من ابرند و دلم مرتع رنج است
ابرند و شبی نیست نبارند، شبی نیست
- کاظم بهمنی
ابرند و شبی نیست نبارند، شبی نیست
- کاظم بهمنی
❤3
انداخت مرا دور و کسی نیست بگوید
این جام عتیقه است شکستی، حلبی نیست!
- کاظم بهمنی
این جام عتیقه است شکستی، حلبی نیست!
- کاظم بهمنی
❤3
این شورشی از سلطهی او خسته شد اما
یک ذره به دنبال جداییطلبی نیست...
- کاظم بهمنی
یک ذره به دنبال جداییطلبی نیست...
- کاظم بهمنی
❤3
زیر بار غم تو داشت کسی له میشد
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن
- کاظم بهمنی
عشق بین همه برخاست به تحسین کردن
- کاظم بهمنی
❤4
تو بالای سرم راهی به سمت خلسه وا کردی
که گویی زل به من میزد خدا از آن در مخفی
- کاظم بهمنی
که گویی زل به من میزد خدا از آن در مخفی
- کاظم بهمنی
❤5
پرچم صلح برافراشتهام بر سر خویش
نه یکی؛ بلکه به اندازهی موهای سرم
- کاظم بهمنی
نه یکی؛ بلکه به اندازهی موهای سرم
- کاظم بهمنی
❤5
گاه و بی گاه خود مرگ و
هرازگاه نمردن سخت است...
- کاظم بهمنی
هرازگاه نمردن سخت است...
- کاظم بهمنی
❤5
مقصد آنگونه که گفتند به ما، روشن نیست
دوستان نیمهی راهید اگر، برگردید!
- کاظم بهمنی
دوستان نیمهی راهید اگر، برگردید!
- کاظم بهمنی
❤4