‹‹دلشـدگـان››
همین الان یهسری از کتابای بچگیمو پیدا کردم، پیش به سوی مطالعه و مرور دوران کودکی✨
بینشون یه داستان پیدا کردم. حالا اسمش چیه؟
دختر دست و پا ارهای.
راجعبه یه خانواده است که ده تا پسر دارن ولی مادر آرزوی دختر داره. یه فالگیر بهش میگه دعا کن خدا بهت یه دختر دست و پا ارهای بده برآورده میشه. خلاصه این بچه بهدنیا میاد ولی هرچی میخورده سیر نمیشده اول شروع میکنن از گلهها سر بریدن بهش دادن ولی بعد شبا مخفیانه میرفت توی طویلهها خودشم. تا اینکه داداش کوچیکه میگه من نمیمونم این خواهر آخرش همه رو نابود میکنه و واقعا آخرش دختره حتی برادرا و پدر مادرشم میخوره ولی با نقشهی برادر کوچیکه دوتا شیر وحشی خود خواهر رو هم تیکه پاره میکنن :))
واقعا چرا باید همچین کتابی رو بدی بچه بخونه، حتی اسمشم ترسناکه.
دختر دست و پا ارهای.
راجعبه یه خانواده است که ده تا پسر دارن ولی مادر آرزوی دختر داره. یه فالگیر بهش میگه دعا کن خدا بهت یه دختر دست و پا ارهای بده برآورده میشه. خلاصه این بچه بهدنیا میاد ولی هرچی میخورده سیر نمیشده اول شروع میکنن از گلهها سر بریدن بهش دادن ولی بعد شبا مخفیانه میرفت توی طویلهها خودشم. تا اینکه داداش کوچیکه میگه من نمیمونم این خواهر آخرش همه رو نابود میکنه و واقعا آخرش دختره حتی برادرا و پدر مادرشم میخوره ولی با نقشهی برادر کوچیکه دوتا شیر وحشی خود خواهر رو هم تیکه پاره میکنن :))
واقعا چرا باید همچین کتابی رو بدی بچه بخونه، حتی اسمشم ترسناکه.
❤2
یه داستانم هست روباه و ماه.
روباهی که عاشق ماه میشه و اون رو میاره تو خونهاش. وقتی حیوونای دیگه میفهمن کلی از دستش ناراحت میشن و بهش میگن تو خودخواهی!
راوی هم در دفاع از روباه میگه:
روباه قصهی ما
عاشق بودش به خدا...
روباهی که عاشق ماه میشه و اون رو میاره تو خونهاش. وقتی حیوونای دیگه میفهمن کلی از دستش ناراحت میشن و بهش میگن تو خودخواهی!
راوی هم در دفاع از روباه میگه:
روباه قصهی ما
عاشق بودش به خدا...
❤6
رفتی و صدهزار دلت دست در رکیب
ای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا...🖤
ای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟
اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا...🖤
❤6
رقیب کیست؟ که در ماجرای خلوت ما
فرشته ره نبرد تا به اهرمن چه رسد!
- سعدی
فرشته ره نبرد تا به اهرمن چه رسد!
- سعدی
❤4
عمیقا دلم برای دورانی که یه نوکیای معمولی و mp3 player داشتم تنگ شده. برای ارتباط با آدمای دورم پیامک و تماس، برای آهنگم دستگاه. شاید روزی هزاربار این فکر که بزنم همه چیو پاک کنم و بیخیال شم از ذهنم رد میشه ولی حیف که نیاز دارمش وگرنه حتی یه ثانیه هم برای برگشتن به گذشته صبر نمیکردم.
این گوشی و راحتیاش لذت زندگی رو ازم دور کرده. هر کتابی بخوای با یه سرچ پیدا میشه، قبلا میرفتم کتابخونه و بین کتابا دوباره شوق زندگی پیدا میشد، شعر راحتتر تو حافظهام مینشست چون اگه یادم نمیومد باید کل کتابو میگشتم الان یه کلمهشو میزنی کل غزلو میاره، هرچی میخواستم بنویسم روی کاغذ مینوشتم و در نتیجه موندگار میشد و یهوقتا مطالبش مثل یه کتابچه درمیومد الان تو یادداشت گوشی مینویسی که معلوم نیست یهو دستت میخوره پاک میشه یا زحمت نمیدی تو ذهنت نگهش داری، همیشه یه دفترچه همهجا همراهم بود برای نوشتن هرچی که خوشم میومد و چه یادداشتا که از اون دوران ندارم و الان میگم نمیخواد گوشی هست دیگه.
خلاصه که؛
حالم با این زندگی زیادی مدرن خوب نیست👩🦯
این گوشی و راحتیاش لذت زندگی رو ازم دور کرده. هر کتابی بخوای با یه سرچ پیدا میشه، قبلا میرفتم کتابخونه و بین کتابا دوباره شوق زندگی پیدا میشد، شعر راحتتر تو حافظهام مینشست چون اگه یادم نمیومد باید کل کتابو میگشتم الان یه کلمهشو میزنی کل غزلو میاره، هرچی میخواستم بنویسم روی کاغذ مینوشتم و در نتیجه موندگار میشد و یهوقتا مطالبش مثل یه کتابچه درمیومد الان تو یادداشت گوشی مینویسی که معلوم نیست یهو دستت میخوره پاک میشه یا زحمت نمیدی تو ذهنت نگهش داری، همیشه یه دفترچه همهجا همراهم بود برای نوشتن هرچی که خوشم میومد و چه یادداشتا که از اون دوران ندارم و الان میگم نمیخواد گوشی هست دیگه.
خلاصه که؛
حالم با این زندگی زیادی مدرن خوب نیست👩🦯
❤7
به دیدارم بیا هر شب،
در این تنهاییِ تنها و تاریکِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن، در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است...
- اخوان ثالث
در این تنهاییِ تنها و تاریکِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن، در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است...
- اخوان ثالث
❤3
Daghe Nahan
Mohammad Esfahani
گریه نکن میگذرد این شب محنتبار
یوسف تو شهره شود بر سر هر بازار
فردا کاروان آید بر چاه
بیند گوهری تابان چون ماه
دارد در دل رازی از این شب کوتاه...
برخیز با داغ نهان؛ برگیر این بار گران
روشن کن چشم جهان
خطبه بخوان زینب
خطبه بخوان زینب!
یوسف تو شهره شود بر سر هر بازار
فردا کاروان آید بر چاه
بیند گوهری تابان چون ماه
دارد در دل رازی از این شب کوتاه...
برخیز با داغ نهان؛ برگیر این بار گران
روشن کن چشم جهان
خطبه بخوان زینب
خطبه بخوان زینب!
❤4
جمیلهایست عروس جهان ولی هش دار
که این مخدره در عقد کس نمیآید
- حافظ
که این مخدره در عقد کس نمیآید
- حافظ
❤3
🔵 کانال هواداران بارسلونا 🔴
ما فقط سعی میکنیم حمایتش کنیم، کنارش باشیم و از تکتک لحظههایی که باهاش هستیم لذت ببریم.
این مصاحبهی آلوارز تفاوت رو مشخص میکنه. بازیکنای آرژانتین بهترین بودن مسی رو پذیرفتن و سعی میکنن کنارش رشد کنن بهجای رقابت و حسادت درحالیکه بازیکنای پرتغال این تفاوت رونالدو رو باور ندارن و تیم نیستن، البته این باعث نمیشه جایگاه رونالدو نزول زیادی داشته باشه، اون هنوزم یکی از بهترینهای فوتباله ولی پرتغال دیگه خواب جام و غیره رو ببینه.
❤3
تو که تنها امیدِ انقلابیهای تاریخی
تو که صد یاغیِ دلداده در کوه و کمر داری!
تو که سربازهای عاشقت در جنگها مُردند
ولی در لشکرت سربازهایی بیشتر داری
تو که در انتظار فتح یک آیندهی خوبی
بگو از حالِ من در روزهای بد خبر داری؟
خبر داری که ماهی قرمزِ غمگینمان دق کرد؟
خبر داری که سرما زد، درخت سیبمان افتاد؟
خبر داری تنم مثل اجاق مردهای یخ کرد؟
تمام بوسههایم، بیتو سُر خورد از دهان افتاد
خبر داری که بعد از رفتنت پرواز یادم رفت؟
دلم گنجشک ترسویی شد و از آشیان افتاد...
- حامد ابراهیمپور
تو که صد یاغیِ دلداده در کوه و کمر داری!
تو که سربازهای عاشقت در جنگها مُردند
ولی در لشکرت سربازهایی بیشتر داری
تو که در انتظار فتح یک آیندهی خوبی
بگو از حالِ من در روزهای بد خبر داری؟
خبر داری که ماهی قرمزِ غمگینمان دق کرد؟
خبر داری که سرما زد، درخت سیبمان افتاد؟
خبر داری تنم مثل اجاق مردهای یخ کرد؟
تمام بوسههایم، بیتو سُر خورد از دهان افتاد
خبر داری که بعد از رفتنت پرواز یادم رفت؟
دلم گنجشک ترسویی شد و از آشیان افتاد...
- حامد ابراهیمپور
❤3
خسرو ز تشنگی بیابان هجر سوخت
ای آبِ زندگی تو به جویِ که میروی؟
- امیرخسرو دهلوی
ای آبِ زندگی تو به جویِ که میروی؟
- امیرخسرو دهلوی
❤4
از مزایای روستا اینه که میتونی پابرهنه بری همهجا بدون اینکه خیلی بخوان بهت گیر بدن یا ایراد بگیرن. حس کردن زمین بدون هیچ حائلی خصوصا وقتی بارون میباره/باریده، لمس چمن و سبزههایی که مزین شدن به شبنم، بیپروا روی خاک و گِل راه رفتن، حتی زخمی شدن وقتی حواست پرت اطراف میشه و پات میره روی سنگای تیز یا شیشه هم اونقدر دردناک نیست چون میارزه به اون حس خوب و لذت...
❤8
‹‹دلشـدگـان››
بدون اینکه خیلی بخوان بهت گیر بدن یا ایراد بگیرن.
یکبار از استادم پرسیدم: استاد بنظر شما عجیبه؟ اشکالی داره؟ جواب داد نه چرا باید عجیب باشه؟ خیلی هم خوبه. گفتم آخه هرکسی مواجه میشه یهجوری رفتار میکنه انگار مرتکب یه اشتباه بزرگ شدی و پاسخی که گرفتم این بود که آدما نمیخوان یهسری چیزا رو درک کنن چون فکر میکنن براشون افت داره درحالیکه بهترین احساسات دنیا توی همین چیزا نهفته است، پس فکر نکن که رفتارت عجیب یا اشتباهه هرکاری که دلت میخواد انجام بده و خودت باش حتی اگه همه بهت گفتن خوب نیست و قبولت نداشتن بهقول یه دوستی من قبولت دارم...
اینم از مزایای استادای ادبیاته✨
اینم از مزایای استادای ادبیاته✨
❤6
چشم یار آنقدر تاثیرگذار است، سِحری میکند، جادویی میکند که جادوی ابلیس در مقابل آن به چشم نمیآید!
#از_دانشگاه
کلاس سنایی
#از_دانشگاه
کلاس سنایی
❤3