‹‹دلشـدگـان››
219 subscribers
52 photos
7 videos
211 links
Download Telegram
درد دل پیش که گویم که به جز باد صبا
کس ندانم که در آن کوی مجالی دارد...

- سعدی
4
‌‌من آن سردابِ تاریکم که در من،
آتشِ همه‌ی ایمان‌هاست...

‌‌‌
4
گر نجات دل این خسته ز غم می‌طلبی
نظری کن که اشارات تو قانون شفاست...

- ابن یمین
3
بیش از گیاه سوخته، بارانم آرزوست
‌‌‌
4
پاسخ یکی از سوالای امتحانم واقعا زیبا بود:

قدرت عشق در هدایت انسان پس از لغزش‌های شدید نمایان می‌شود و نشان می‌دهد که عشق می‌تواند با دل‌ها کیمیا کند.

#از_دانشگاه
#عشق
امتحان عطار
4
ز تاب جعد مشکینش
چه خون افتاد در دل‌ها :))

#از_دانشگاه
کلاس سنایی
3
دریده شد گَلوی نِی‌‌زنان عشق‌‌نواز
به نیزه‌‌ها که بریدندشان ز نِی‌زاران‌

- حسین منزوی
3
شما فراموش کردید که شادی از توهم‌ها، رویاها و امیدها پدید می‌آید، واقعیت آدم‌ها را شاد نمی‌کند.

داستان همیشگی - گانچاروف
3
بعد از مدت‌ها امروز بالاخره یه رمان ایرانی دیگه رو شروع کردم، بی‌چهرگان از علیرضا محمودی ایرانمهر.

داستان درباره‌ی یه پدر و پسر دوره‌گرد و قصه‌گو در عصر اشکانیه، اون هم زمانی که کراسوس در اوج قدرت روم به امپراطوری اشکانی حمله می‌کنه. این‌ پدر و پسر برای کسب تجارب تازه برای قصه‌گویی همراه سربازا به راه میفتن تا به پایتخت برسن و به سپاه اشکانی ملحق بشن.

داستان از یک بازگشت شروع می‌شود. بازگشت به زادگاهم مرو، برای دیدار زنی که آخرین دیدارش به سی سال قبل بازمی‌گردد. در میدان شهر جوانی خنیاگر افسانه‌ می‌گفت و مردم با اشتیاق گوش می‌دادند. سرک که کشیدم دیدم داستان زندگی مرا روایت می‌کند. داستان جوانی به نام ماهان بی‌چهره.

#کتاب
3
وقتی دلی از سر سودایی و باغ سبز عشق عبور می‌کند آنجا دیگر نباید فکر بایسته‌ها و شایسته‌ها بود، نباید در فکر بهره گرفتن از باغ میوه‌ی معشوق بود. باید در آثار صنع الهی به تماشا نشست.

تو بر سیمای زیبارویان نظر می‌کنی و دل می‌بازی ما در آثار صنع حیرانیم، به صنع پروردگار توجه می‌کنیم،
آفرین بر قلم صنع خطاپوشش باد!

آفرین باید بگوییم
احسنت و مرحبا بر زبان جاری بکنیم
چاره‌ای جز این نداریم ما که در آثار صنع حیرانیم...

تنگ‌چشمان نظر به میوه کنند

آنان که از عشق بهره‌ای ندارند و نبرده‌اند دنبال چیدن و برخوردار شدن از میوه‌ی باغ معشوقند ما در آثار صنع حیرانیم. ما در مقابل خلقت حضرت پروردگار، ارزش‌هایی که پروردگار می‌فرماید.

در نعمت‌هایی که پروردگار در آدمی قرار داده در باغ سبز عشق قرار داده و یا در طبیعت و کائنات برای برخورداری از اون در اختیارت قرار داده به همون‌ها فکر کن، ببین خدا چه داده چه کم گذاشته که انقدر گله و شکایت بخوای سر بکنی، لذتت رو ببر.

#از_دانشگاه
کلاس سنایی
4
با دل مجروح رفتم دی به دکان طبیب
حُقّه را چون باز کرد، از بخت من مرهم نبود...

- امیرخسرو دهلوی
4
در نماز عاشقی با خون وضو باید گرفت
چون اباالفضل ای خوشا «الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُون»

- محمدمهدی سیار
4
پیام استاد قبل امتحان :)))
هیچکس انقدر دقیق احوالات‌مونو توصیف نکرده بود...
‌‌‌
#از_دانشگاه
7
‹‹دلشـدگـان››
پیام استاد قبل امتحان :))) هیچکس انقدر دقیق احوالات‌مونو توصیف نکرده بود... ‌‌‌ #از_دانشگاه
می‌خوام جواب بدم استاد انشاءالله ترم بعد باشد که بازبینیم دیدار آشنا را.
‌‌‌
‌‌‌
5
تمام این مسأله برایم معمایی بزرگ بود. چه اتفاقی درون کسی رخ می‌دهد که پدر خود را می‌کشد و برای تاختن به سرزمین خود دست به دامن بیگانگان می‌شود؟ آن هم شاهزاده‌ای که زمانی در کشور خود گرامی و عزیزکرده‌ی پدر بوده است‌.

بی‌چهرگان - محمودی ایرانمهر
3
می‌دانی مرد جوان، برای ما هنوز باورهای سنتی نشانه‌ی شرافت است. شکستن پیمانی که به آن سوگند خورده‌ایم هنوز برای ما ترسناک و شرم‌آور است. ولی دروغگویی و پیمان‌شکنی برای رومیان ابزاری روزمره است که با آن سیاست‌های خود را پیش می‌برند.

بی‌چهرگان - محمودی ایرانمهر
2
‹‹دلشـدگـان››
پیام استاد قبل امتحان :))) هیچکس انقدر دقیق احوالات‌مونو توصیف نکرده بود... ‌‌‌ #از_دانشگاه
کشتی نشستگان بی‌لنگر، حال که در این تعبیر درنگ می‌کنم، معنای رساتری به گوش جانم می‌رسد. به‌راستی که روزگار به مثابه‌ی یک کشتی عظیم میان دریاهای شگرف شناور است، کشتی‌ بدون لنگری که بی‌پروا پیش می‌رود و ما نیز مسافران ناگزیر این کشتی هستیم. ناخواسته و با رویاهای شگفت همراهش شدیم و دریغا که باد در چنگ است. نمی‌دانیم به کجا می‌رویم و بسیاری حتی نمی‌دانیم که چرا می‌رویم. اما راه دیگری نداریم، گریزگاهی وجود ندارد، بدون لنگری برای توقف چطور می‌توان این کشتی را از حرکت بازداشت؟ باید دل را با کیمیای صبر زراندود سازیم تا ببینیم این کشتی بی‌لنگر سرانجام در جوار کدام جزیره‌ی وهم‌آلود به گِل می‌نشیند. البته هستند کسانی که به‌جای صبر، دل به امواج دریا می‌زنند و درد غرق‌شدگی را به عمری رویاپردازی در این کشتی ترجیح می‌دهند و باز هم دریغا که به تلاشی بیهوده چنگ می اندازند چرا که مطمئنم روح‌شان همچنان اسیر این کشتی خروشان باقی می‌ماند...

#یادداشت
3
زندگان را نه عجب گر به تو مِیلی باشد
مردگان بازنشینند به عشقت ز قبور

- سعدی
3
زندگیم به‌قدری کسل‌کننده و ملال‌انگیز شده این‌ روزا که:

ای ساکن عدم‌زار، کشتی مران در آبش
طوفانی ملال است، دریای زندگانی...
6
از دل دیوانه‌ام دیوانه‌تر دانی که کیست؟
من که دائم در علاج این دل دیوانه‌ام...

- سحاب اصفهانی
2
البته الان دیگه راهم از سحاب جدا شده دنبال علاج نیستم، به‌قول یه شاعر دیگه:
عاقل‌تر از آنیم که دیوانه نباشیم...
2