‹‹دلشـدگـان››
219 subscribers
52 photos
7 videos
211 links
Download Telegram
عالم همه در طواف عشق است
و دایره‌دار این طواف حسین است...
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
6
[‌ زین درد پایِ عشرت دنیا به خواب رفت ]
‌‌‌
5
بی‌دردیَم کُشت از عشق خواهم
جان شرحه‌ شرحه دل پاره‌ پاره...

- مشتاق اصفهانی
3
نماهنگ در پناه تو
مهدی رسولی
ای ابر بی‌امان قدمت روی چشم ما
طومار نوحه‌های دمادم خوش آمدی...

sstiNote
2
من حسين بن على را قهرمان قصه‌ای می‌دانم که هنوز تعریف نشده، هرچند نام او به بلندای تاریخ بر زبان‌ها جاری است اما همچنان سردار بی‌ یار و یاور صحرای جهل انسان‌هایی است که از نام حسین و یارانش دکان ساخته‌اند.

حسین تنهاترین سردار جنگی است که مهیای آن نبود او اهل زندگی بود و بی‌تمایل به مرگ، اما مرگ با عزت را به زندگانی توام با ذلت ترجیح می‌داد.

در تاریخ آمده است که عمر سعد در حالی که حلقه‌های اشک کاسه‌ی چشمش را سرخ کرده بود، گفت یا حسين من ميان شمشیر زدن در رکاب تو و حکومت ری مستاصلم و پاسخ شنید تو از گندم ری بهره‌ای نخواهی برد و نبرد. حتی يزيد مشروط بر بیعت، پیشنهاد حکمرانی مناطقی را به نواده‌ی پیامبر داد و با در بسته مواجه شد، مانند آب که حر بر حسین و خاندانش بست، آری حر، همان سردار سپاه عبیدالله که در عاشورا سرباز خیمه‌ی بنی‌ هاشم شد.

تاریخ حقیقت را به حسين بن على بدهکار است حقیقتی که پشت حصار بدفهمی‌ها، تزویر و ريا مدفون شده...

- پوریا بهرادکیان
7
گفتم کجا؟ گفتا به خون
گفتم چه وقت؟ گفتا کنون
گفتم سبب؟ گفتا جنون!
گفتم مرو... خندید و رفت
‌‌‌
4
به تنهایی بسی خون جگر خوردیم با یادت
تو هم چون با حریفان باده نوشی، یاد کن ما را...

- امیر شاهی
3
محمد بن حنیفه با شتاب خود را به موکب عشق رساند و گفت یا حسین، مگر شب گذشته مرا وعده ندادی که بر پیشنهاد من بیندیشی؟ او شب گذشته امام را از پیمان‌شکنی مردم عراق بیم داده بود و از او خواسته بود تا به یمن بگریزد. امام فرمود آری، اما پس از آنکه از تو جدا شدم، رسول خدا به خواب من آمد و گفت:
ای حسین، روی به راه نه که خداوند می‌خواهد تو را در راه خویش کشته بیند.

فتح خون - مرتضی آوینی
3
ستمکش دو جان دختری رقیه بنام
در آن زمان که مکان داشت در خرابه‌ی شام

نبود ورد زبانش به غیر نام پدر
غذای روز شبش اشک چشم و لخت جگر

یزید شد چه خبردار از تب و تابش
روانه کرد به تسکین وی سر بابش


سر پدر به طبق نزد وی چو بنهادند
ستم رسیده زنان خود ز دیده بگشادند

چون آن صغیر گرفت از سر طبق سرپوش
سر پدر به طبق دید از سرش شد هوش

به هوش آمد و آن سر گرفت بر سینه
زبان گشود پی شکوه‌های دیرینه

که ای جناب پدر تاکنون کجا بودی؟
چرا ز دختر دلبند خود جدا بودی؟

تو بودی آنکه مرا بود جا در آغوشت
چگونه گشت به کلی ز من فراموشت

پدر به شام نباشد مگر دگر خانه
که داده‌اند به ما جا به کنج ویرانه

چو با پدر کمی از درد دل اشاره نمود
خرابه را ز تف آه پر ستاره نمود

ز روی سینه‌ی او سر به یک طرف غلطید
به خاک روی یتیمی نهاد و آه کشید
...

- صامت بروجردی
4
″آزاده باش باری اگر دین نداشتی″
زیباترین نصیحت مولای ما حسین!

- حسین منزوی
6
با کسی نیست مرا طاقتِ هم‌پایی‌ها
بعد از این دست من و دامن تنهایی‌ها...

- منصف سمرقندی
3
خون من جای دگر ریز که چون در کویت
کشته افتم همه را بر تو گمان خواهد شد...

- جامی
3
گفت: اگر آنچه در دل من است قطره‌ای بیرون آید جهان چنان شود که در عهد نوح.

تذکرةالاولیاء/ عطار
ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
3
دلی پر گوهر اسرار دارم
ولکن بر زبان مسمار* دارم
چو یک همدم نمی‌دارم در آفاق
سزد گر روی در دیوار دارم


این راز چه چیزی جز عشق جانان می‌تواند باشد؟
عشقی که نمی‌شود به هرکسی گفت. آتشی‌ست که خرمن عاشق را می‌سوزاند و او را در معشوق ذوب می‌کند. به‌گونه‌ای که مثل حلاج انالحق* می‌گوید و خود را جز معشوق‌ خود نمی‌بیند.

مولانا در دفتر دوم مثنوی می‌گوید:
وقتی آهن درون کوره می‌رود بعد از برخورد با آتش سرخ و تفتیده می‌شود و دیگر نمی‌گوید من آهنم من آهنم! بلکه می‌گوید انا النار!*

رنگ آهن محو رنگ آتشست
زآتشی می‌لافد و خامش وشست
چون به سرخی گشت همچون زر کان
پس انا النار است لافش بی‌زبان
شد ز رنگ و طبع آتش محتشم
گوید او من آتشم من آتشم!


- میخ، میخ طویله، چیزی که بدان چیزی را استوار کنند
- من خدا هستم کلام حلاج در معنای فنای فی الله.
- من آتش هستم.

#از_دانشگاه
کلاس عطار نیشابوری
3
صداهای شهید آوینی
www.Aviny.com
مامان عاشق آوینیه.
از همون بچگی یادمه که همیشه میگفت:
صداش یه آرامش خاصی داره که ناخوداگاه روحت رو با خودش می‌بره
و هرازگاهی حرفاشو مرور می‌کرد.
از همون موقع
از همون حرفا
از همون مرور و گفتگوها،
دل منم همراه شد با این صداها و نواها.
‌‌‌
sstiNote
4
‹‹دلشـدگـان››
www.Aviny.com – صداهای شهید آوینی
‌‌‌‌‌‌
ای اهل آسمان،
اینان ستاره‌های كهكشان ابوالفضل‌العباس هستند
و شیدای عشق بر محور وفا سماع می‌كنند.
نورشان از نور حسین‌ است
و طینتشان،
از خاک خون‌آلود قتلگاه شهدای كربلا...
‌‌‌
6
‹‹دلشـدگـان››
www.Aviny.com – صداهای شهید آوینی
‌‌‌‌‌‌‌‌
برادر، جایی برای ای كاش‌ها و اگرها باقی نمانده است.
عاشورا هنوز نگذشته است و
كاروان كربلا هنوز در راه است
و اگر تو را هوس كرب و بلاست، بسم الله.
‌‌‌‌‌
6
دلم ز عشق تو دیوانه شد، اشارت کن
به زلف خویش، که او در کشد به زنجیرش...

- امیر شاهی
4
سعدی:
جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال

امیر شاهی:
به داغ دوری اگر مبتلا شدیم، سزاست
چو روز وصل نگفتیم شکر نعمت خویش
2
تو در کرانه‌ی عالم
درون خویش به یغما فتاده‌ای
کزین هزار هزاران
یکی نگفت که بر شانه‌ات چه می‌گذرد...

- محمد مختاری
2
علی‌الاصول مسیر حسین و شمر جداست
که شمر بنده‌ی شیطان، حسین عبد خداست

علی‌الاصول میان سپاه شمر و حسین
نه جای سازش و تسلیم، حرف عاشوراست

علی‌الاصول خداوند یار آن قوم است
که گوش‌شان همه‌دم بر نصایح مولاست

علی‌الاصول در آیین و دین و منطق ما
تقاص خون شهیدان گرفتنش اولیٰ‌ست...

- ناشناس
6