‹‹دلشـدگـان››
219 subscribers
52 photos
7 videos
211 links
Download Telegram
باز گردد عاقبت این در؟ بلی
رو نماید یار سیمین‌بر؟ بلی

ساقی ما یاد این مستان کند
بار دیگر با می و ساغر؟ بلی

نوبهار حسن آید سوی باغ
بشکفد آن شاخه‌های تر؟ بلی

این دو چشم اشکبار نوحه‌گر
روشنی یابد از آن منظر؟ بلی

- مولانا
2
خیز ای دل خانه را شوییم و بیرون افکنیم
پیکرِ پُر خونِ صدها آرزویِ کشته را...

- اخوان ثالث
2
حاجیان رَخت چو از مکه برند
مدّتی در عقب سر نِگَرَند

تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حُجاج به دنبال سر است

من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار

چشمِ دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز

تو صنم قبله‌ی آمال منی
چون کنم صرف نظر؟ مال منی


روی رخشنده‌ی تو قبله‌ی ماست
مَردُمِ دیده‌ی ما قبله‌نُماست


- ایرج میرزا
3
جنگ میان سفلگان نانجیب با همه‌ی قوم نجیب‌زادگان...
‌‌‌‌
5
نخی ز پرچم وطن نمی‌رسد به اجنبی و اجنبی‌پرست‌ها!‌
‌‌‌‌‌‌
6
تنها بهره‌ای که از خونه‌ی خالی می‌برم:
3
بانو شهره داره می‌خونه:

اشک اگه با خنده بیاد؛ گریه چه عالمی داره...
‌‌‌
4
رخت بربست ز دل شادی و هنگام وداع
با غمت گفت که یا جای تو یا جای من است...

- فرخی یزدی
4
[ ما تازه زنده‌تر می‌شیم ماه محرم ]
‌‌‌
10
حین جزوه نوشتن رسیدم به ضرب‌المثلی راجع‌به زندگی:

هزارش ماتم و یک دم عروسی‌ست...
‌‌‌
5
Parandeh
Mohammad Esfahani
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

[ تو اگه پرنده باشی؛ چشمای من آسمونه ]

sstiNote
4
حلقه‌ی آن در شدنم آرزوست
بر در او سر زدنم آرزوست

‌‌‌
3
خاک درش بوده سرم سال‌ها
باز هوای وطنم آرزوست
...
‌‌‌‌
3
بهر تماشای سراپای او
دیده سراپاشدنم آرزوست

‌‌‌‌‌‌‌‌
3
دیده‌ام از فرقت او شد سفید
بویی از آن پیرهنم آرزوست...
‌‌‌‌
3
خیز و لب خود به لب من بنه
بوسه بر آن لب زدنم آرزوست

‌‌‌
3
خیز و بِکِش تیغ و بُکُش تا به حشر
زندگی در کفنم آرزوست

‌‌‌‌‌
3
- فیض کاشانی
1
یه غزل هم از حافظ عزیزم بخونیم.
2
ببرد از من قرار و طاقت و هوش
بت سنگین‌دل سیمین بناگوش

نگاری چابکی شنگی کله‌دار
ظریفی مه‌وشی ترکی قباپوش

ز تاب آتش سودای عشقش
به‌سان دیگ دایم می‌زنم جوش

چو پیراهن شوم آسوده خاطر
گرش همچون قبا گیرم در آغوش

اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مهرت از جانم فراموش!

دل و دینم، دل و دینم ببرده‌ست
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش

دوای تو، دوای توست حافظ
لب نوشش لب نوشش لب نوش

‌‌
3
شب ز غم چون گذرانم من تنها مانده؟
ای خوش آن کس که شبش تکیه به پهلوی کسی‌ست...

- امیرخسرو دهلوی
2