مَعشوقِ جان به بَهار آغِشتِهی مَنی
که موهایِ خیسَت را خدایان بَر سینهام میریزَند
و مَرا خواب میکُنَند...
که موهایِ خیسَت را خدایان بَر سینهام میریزَند
و مَرا خواب میکُنَند...
❤2
اَگَر تو مَرا نَبینی؛
مَن کیستَم که بِبینَم؟ مَن نیستَم که بِبینَم...
مَن کیستَم که بِبینَم؟ مَن نیستَم که بِبینَم...
❤2
هِنگامهی مَنی
نَحرَم کُنَند اَگَر هَمه میبینَند
که تو نِگاهَ گَلوگاهِ پِنهانی مَنی
بِبین تو مَرا تا تَه بِبین
نَحرَم کُنَند اَگَر هَمه میبینَند
که تو نِگاهَ گَلوگاهِ پِنهانی مَنی
بِبین تو مَرا تا تَه بِبین
❤2
رسالت عشق
از ملکوت دستهای تو
طلوع کرده است
فرشتگان نور
بلوغ آینه را در تو میبینند
آن دم که بر بام عرش قدم میگذاری
وزن بهار را
در شعر گرم قدمهایت
میخوانم...
- محمدعلی حسنپور
از ملکوت دستهای تو
طلوع کرده است
فرشتگان نور
بلوغ آینه را در تو میبینند
آن دم که بر بام عرش قدم میگذاری
وزن بهار را
در شعر گرم قدمهایت
میخوانم...
- محمدعلی حسنپور
❤2
فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست
ور کوه محنتم به مَثَل بیستون شود...
- سعدی
ور کوه محنتم به مَثَل بیستون شود...
- سعدی
❤2
به یک لبخند قانع نیست دل، ساقی سرت گردم
تبسم بیشتر کن، شورتر گردان کبابم را
- جویای تبریزی
تبسم بیشتر کن، شورتر گردان کبابم را
- جویای تبریزی
❤2
بیت ناب:
ز لبخندی که کردی رو به سوی غیر، از غیرت
به داغ سینهی من سرنگون کردی نمکدان را
- جویای تبریزی
ز لبخندی که کردی رو به سوی غیر، از غیرت
به داغ سینهی من سرنگون کردی نمکدان را
- جویای تبریزی
❤2
باز گردد عاقبت این در؟ بلی
رو نماید یار سیمینبر؟ بلی
ساقی ما یاد این مستان کند
بار دیگر با می و ساغر؟ بلی
نوبهار حسن آید سوی باغ
بشکفد آن شاخههای تر؟ بلی
این دو چشم اشکبار نوحهگر
روشنی یابد از آن منظر؟ بلی
- مولانا
رو نماید یار سیمینبر؟ بلی
ساقی ما یاد این مستان کند
بار دیگر با می و ساغر؟ بلی
نوبهار حسن آید سوی باغ
بشکفد آن شاخههای تر؟ بلی
این دو چشم اشکبار نوحهگر
روشنی یابد از آن منظر؟ بلی
- مولانا
❤2
خیز ای دل خانه را شوییم و بیرون افکنیم
پیکرِ پُر خونِ صدها آرزویِ کشته را...
- اخوان ثالث
پیکرِ پُر خونِ صدها آرزویِ کشته را...
- اخوان ثالث
❤2
حاجیان رَخت چو از مکه برند
مدّتی در عقب سر نِگَرَند
تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حُجاج به دنبال سر است
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشمِ دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
تو صنم قبلهی آمال منی
چون کنم صرف نظر؟ مال منی
روی رخشندهی تو قبلهی ماست
مَردُمِ دیدهی ما قبلهنُماست
- ایرج میرزا
مدّتی در عقب سر نِگَرَند
تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حُجاج به دنبال سر است
من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار
چشمِ دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز
تو صنم قبلهی آمال منی
چون کنم صرف نظر؟ مال منی
روی رخشندهی تو قبلهی ماست
مَردُمِ دیدهی ما قبلهنُماست
- ایرج میرزا
❤3
نخی ز پرچم وطن نمیرسد به اجنبی و اجنبیپرستها!
❤6
بانو شهره داره میخونه:
اشک اگه با خنده بیاد؛ گریه چه عالمی داره...
اشک اگه با خنده بیاد؛ گریه چه عالمی داره...
❤4
رخت بربست ز دل شادی و هنگام وداع
با غمت گفت که یا جای تو یا جای من است...
- فرخی یزدی
با غمت گفت که یا جای تو یا جای من است...
- فرخی یزدی
❤4
حین جزوه نوشتن رسیدم به ضربالمثلی راجعبه زندگی:
هزارش ماتم و یک دم عروسیست...
هزارش ماتم و یک دم عروسیست...
❤5
Parandeh
Mohammad Esfahani
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
[ تو اگه پرنده باشی؛ چشمای من آسمونه ]
sstiNote
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
[ تو اگه پرنده باشی؛ چشمای من آسمونه ]
sstiNote
❤4
حلقهی آن در شدنم آرزوست
بر در او سر زدنم آرزوست
بر در او سر زدنم آرزوست
❤3
بهر تماشای سراپای او
دیده سراپاشدنم آرزوست
دیده سراپاشدنم آرزوست
❤3