Forwarded from ᅠᅠмантра جنے
پکو که میبینم آسمون رنگی میشه، رنگین کمون درمیاد، پرنده ها اواز میخونن و زندگیم مثل تک تک کراپا با کیفیت میشه😭😭
Forwarded from 𝇃𝇂𝇄 𝖲𝖳𝖠𝖱Ɩ𝖠 ິ᤻ ׄ ︙ پـڪـ
Forwarded from 𝇃𝇂𝇄 𝖲𝖳𝖠𝖱Ɩ𝖠 ິ᤻ ׄ ︙ پـڪـ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝇃𝇂𝇄 𝖲𝖳𝖠𝖱Ɩ𝖠 ິ᤻ ׄ ︙ پـڪـ
Forwarded from 𝇃𝇂𝇄 𝖲𝖳𝖠𝖱Ɩ𝖠 ິ᤻ ׄ ︙ پـڪـ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from digne d’amour .
` kaia gerber 🌟
🌟 amour vainc tout .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from digne d’amour .
digne d’amour .
` kaia gerber 🌟 🌟 amour vainc tout .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝖺𝗇𝗀𝖾𝗅'𝗌 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾 🆕🆕🆕
𝗇𝖾𝗐 𝗉𝗈𝗌𝗍: 𝖠𝗇𝗀𝖾𝗅'𝗌 𝗄𝗂𝗌𝗌
𝖱𝖺𝗇𝖽𝗈𝗆 𝗀𝗂𝗋𝗅 🪅 𝖶𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗐𝗂𝗇𝗀𝖾𝖽
𝖱𝖺𝗇𝖽𝗈𝗆 𝗀𝗂𝗋𝗅 🪅 𝖶𝗁𝗂𝗍𝖾 𝗐𝗂𝗇𝗀𝖾𝖽
Forwarded from ㅤsaudade
Forwarded from лимонад .
﹙🛞﹚ . дикий
winter ? ?
winter ? ?
Forwarded from лимонад .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝖭𝖾𝖿é𝗅𝗂
خالقِ رویا بود.
از آن طلوعی مینوشت که بر ترسِ پرتگاه تابیده و دامنهها را عریان کرده بود. غروبی که نسیم را روانهی گندمزار کرده و سایهای از وَهم به رقص درآورده بود.
از شعلهی چشمانِ ققنوس، تا مرواریدِ اعماقِ اقیانوس. سکوتِ قدمهایی که فریاد میزد و واژههایی که اغراق بود.
از پیچ و تابِ گیسوانِ دغلبازش و لبخندی که شکوفه زده بود.
راویِ شنهای بادبرده، نوشت از ردِپای سراب خورده. نوشت از آن واحه و کوهان و کیهان.
از دَم و بازدمهای رطوبت خورده و غمهای باریده نشده.
ورقهی کاهیِ مچاله شده، شمعِ نیمه سوخته و زخمِ عفونت کرده.
نوشت تا تهوع گریبانگیرِ قلمش شد و اشک تسلیمِ آهوی چشمانش.
از آن طلوعی مینوشت که بر ترسِ پرتگاه تابیده و دامنهها را عریان کرده بود. غروبی که نسیم را روانهی گندمزار کرده و سایهای از وَهم به رقص درآورده بود.
از شعلهی چشمانِ ققنوس، تا مرواریدِ اعماقِ اقیانوس. سکوتِ قدمهایی که فریاد میزد و واژههایی که اغراق بود.
از پیچ و تابِ گیسوانِ دغلبازش و لبخندی که شکوفه زده بود.
راویِ شنهای بادبرده، نوشت از ردِپای سراب خورده. نوشت از آن واحه و کوهان و کیهان.
از دَم و بازدمهای رطوبت خورده و غمهای باریده نشده.
ورقهی کاهیِ مچاله شده، شمعِ نیمه سوخته و زخمِ عفونت کرده.
نوشت تا تهوع گریبانگیرِ قلمش شد و اشک تسلیمِ آهوی چشمانش.
Forwarded from örcd
𝖽𝗈𝗇𝗇𝖾𝗋 𝖽𝖾𝗌 𝖿𝗅𝖾𝗎𝗋𝗌 #düa